(۱۷/اسفند/۸۹ ۲۰:۴۵)Vblock نوشته است: [ -> ]@ELENOR
من اصلا بحثم رو قرآن نبود از اول تا جايي كه مشهوده... بحثم رو بعضي قواعد و اساس تقريبا عجيبيه كه راه رو براي سوء استفاده خيلي ها باز كرده.
منم بحثی رو قرآن نکردم برادر تمام حرف من این بود دین یعنی برنامه زندگی انسان که از طرف خدا که برای بشر در نظر گرفته شده تا به هدف غایی انسانیت برسه
و ما شیعیان دین رو در سیره زندگی ائمه معصومین و روایات آنها و قرآن درک میکنیم
اگر قانونی از این دین رو نتونستیم بفهمیم دلیل نمیشه که به نظر خودمون استناد کنیم و از اون متاسفانه با الفاظ نادرست یاد کنیم
برادر کمی دقت کنید
(۱۷/اسفند/۸۹ ۲۰:۴۵)Vblock نوشته است: [ -> ]والا ما 19 سال از خدا عمر گرفتيم يه بار مال كسي رو نخورديم يه بار كج دستي نكرديم يه بار دنبال كار... نيوفتاديم يا هرچيزي كه فكر كنيد. چرا يه سري كارا رو كردم و تا اخر عمرم هم ادامه داره مثل دروغ گفتن البته نه به اون شدت.
من هم چنین جسارتی نسبت به شما نکردم فقط خواستم عرض کنم ذهن انسان محدود و وابسته به خیلی حجاب هاست و بالطبع خطا زیاد میکنه ولی این کلام امامان معصوم و خداست که ما باید نصب العین قرار بدیم
یا علی
سلام علیکم خدمت تمامی دوستان ...
تنها چیزی که من میتونم بگم به دوستان مخالف سنگسار و جهاد و امثالهم ...طرح این سواله :
ایا دین باید فدای مردم شود ؟ یا مردم فدای دین ؟
(۱۷/اسفند/۸۹ ۲۳:۳۳)سیماباروتیان نوشته است: [ -> ] (۱۷/اسفند/۸۹ ۱۵:۲۰)morteza14 نوشته است: [ -> ]هيچ كس نموته انكار كنه كه سنگسار وحشتناك و يكي از سخت ترين راه هاي مردن نيست در ضمن سنگسار از اعدام بسيار هم سخت تره چون با زجر ميميره اون هم به خاطر گناهي كم تر از قتل هيچ جاي سازمان حقوق بشر هم مرگي به اين سختي وجود نداره ميخوايد باور كنيد ميخوايد نه. سنگسار يكي از قوانيني هست كه هميشه اسلام در مقابلش سكوت كرده و هيچ وقت نتوسته دليل موجهي براش پيدا كنه كاشكي فقط سنگسار در زمان حيات پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود وبعد از اون جمع ميشد
من اصلا حقوق بشر جهانی امروز رو قبول ندارم میدونید چرا چون در حقوق بشر حرفی از عدل نیست وفقط برابری
جناب Vblock درباره انسانی نبودن و اسلامی بود این موضوع بحث کردند
منظور شما از انسانی بودن احتمالا (مطمئنا) سکولاریسم است و این مکتب شاید به ظاهر هدف رشد بشر را با استفاده از کنار زدن دین داشته باشد. ولی در نهایت انسان را نه تنها به کمال نمی رساند بلکه از راه اصلی کمال یعنی دین دور می کند.
البته پیشرفته هایی که در کشورهای غربی سکولاری می بینید مطمئن فقط یک روکش زرورقی و جذاب است.
(وارد این بحث نمی شویم)
حال اینکه دین خدا معنای کامل کلمه انسانیت است. و خداوند که رَب مخلوقات است هیچگاه بنده ی خویش را وا نمی گذارد که هر کاری که دلش خواست انجام دهد.
در ضمن حکمی که از طرف خداوند نازل می شود، ربطی به زمان و مکان ندارد و باید تا انتهای تاریخ، بدون هیچ تغییری اجرا شود
حلال محمد حلال الي يوم القيامه وحرامه حرام الي يوم القيامه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بگو اى كافران (۱)
قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ ﴿۱﴾
آنچه مىپرستيد نمىپرستم (۲)
لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ ﴿۲﴾
و آنچه مىپرستم شما نمىپرستيد (۳)
وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ ﴿۳﴾
و نه آنچه پرستيديد من مىپرستم (۴)
وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتُّمْ ﴿۴﴾
و نه آنچه مىپرستم شما مىپرستيد (۵)
وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ ﴿۵﴾
دين شما براى خودتان و دين من براى خودم (۶)
لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ ﴿۶﴾
[size=large]در مسخره بودن فیلم که هیچ شکی نیست و کاری به اون ندارم..... خودمونیم ،داشتیم کسی رو که سنگسار رو از نزدیک دیده بود و میگفت کسانی که اون زن رو سنگسار میکردن روحانی بودن و با اینکه مثلا از قوانین سنگسار با اطلاع بودند از همون اول با سنگای گنده شروع کرده بودن و به اون زن امون کوچکترین حرکتی رو نداده بودن و از همون اول به قصد کشت میزدند و دایم اون زن رو لعنت میفرستادن...
(۱۷/اسفند/۸۹ ۲۳:۰۹)Reza_Jackman نوشته است: [ -> ]ایا دین باید فدای مردم شود ؟ یا مردم فدای دین ؟
ما اين تاپيك رو ادامه نداده بوديم؟
هيچكدوم! خدا مارو خلق نكرده تو دنيا كه فداي هم بشيم و لحظه لحظه زندگيمون خون و خونريزي باشه خدا خلقت كرده جا داده بهت خوراكتم كه براهه كه زندگي كني و لذت ببري كه معني خيلي چيزارو درك كني و خيلي قضايا رو تجربه كني.
(۱۸/اسفند/۸۹ ۰:۲۲)mohamad نوشته است: [ -> ]منظور شما از انسانی بودن احتمالا (مطمئنا) سکولاریسم است و این مکتب شاید به ظاهر هدف رشد بشر را با استفاده از کنار زدن دین داشته باشد. ولی در نهایت انسان را نه تنها به کمال نمی رساند بلکه از راه اصلی در ضمن حکمی که از طرف خداوند نازل می شود، ربطی به زمان و مکان ندارد و باید تا انتهای تاریخ، بدون هیچ تغییری اجرا شود
سنگسار كردن انسان رو به كمال ميرسونه؟ قطع دست....
همون ديگه من حرفم از اول بحث اين بوده كه خدا هيچوقت در حق بندش همچين كاري رو نميكنه اونم بدون اينكه دنبال علت و چرايي ماجرا باشه.
ما که نفهمیدیم چی شد... من نمی گم سنگسار و قطع دست و ...... نباید باشه، اتفاقا اجرای چنین احکامی با شرایط خودشون کاملا لازمه و هیچ شکی در این نیست... اما با قوانین صحیح اسلامی نه چیزی که عده ای افراطی به اسم دین انجام میدن... یادمان باشد هر عابدی گذشته ای دارد و هر گناهکاری آینده ای...
نقل قول:خدا مارو خلق نكرده تو دنيا كه فداي هم بشيم و لحظه لحظه زندگيمون خون و خونريزي باشه خدا خلقت كرده جا داده بهت خوراكتم كه براهه كه زندگي كني و لذت ببري كه معني خيلي چيزارو درك كني و خيلي قضايا رو تجربه كني.
دوست عزیز جهانبینی ما با هم فرق میکنه. ما هم نگفتیم که آفریده شدیم که فدای دین بشیم و خونمون ریخته بشه. قضیه سنگسار یا قطع دست، حالات خاصی از جرمه که مواردش خیلی معدوده. بحث کلی تر از این حرفهاست. بحث اینه که یا قرآن کلام خداست یا نیست. اگه هست و من پذیرفتمش، باید بپذیرم که این حکم هم پشتش حکمتی بوده و هست. هر چند اگرچه مخالف روح لطیف!!! و انسان دوستانه!!! ما هست اما کسی که جرم به اون سنگینی انجام بده و شرایط سخت و محکم اثبات جرمش طی بشه، حکمش باید همون باشه که خدا گفته.
مهمتر اینکه فرمودین زندگی کنیم و لذت ببریم و ... تجربه کنیم
هدف خلقت اینه؟ اصلا عقلانیه؟ اگر خدای حکیم و عاقل و عادل و ... باشه با داشتن نهایت این صفات، آیا عقلانی هست که خدا ما رو آفریده که بخوریم و لذت ببریم و قضایا تجربه کنیم؟
به نام خدا
با عرض سلام خدمت کاربران گرامی...
اینکه داستان فیلم اساسا مشکل داره، فکر میکنم برای دوستان مشخص شده باشه و لازم نیست برای اون وقت بذاریم...
کسانی که این بحث رو دنبال میکردند، حتما میدونند اینجا چه خبر بود؟!
برای همین بنده چند وقت پیش تصمیم گرفتم پیرامون بحث سنگسار یه تحقیقی انجام بدم تا بتونه کمکی باشه برای دوستان تا موضوع رو بهتر درک کنند، هرچند واقعا از توان من خارجه که بتونم همه رو متقاعد کنم و همچین ادعایی هم ندارم، ولی خب، به عنوان کسی که این مبحث رو ایجاد کرده و ناخواسته باعث شده یه سری بی نظمی هایی در تالار ایجاد شه، احساس وظیفه میکنم که مطالبی رو ارائه بدم...
یه جورایی میشه گفت حجم مطالب زیاده و بنده قصد دارم در چند پست مختلف در خدمت تون باشم...
دوستانی که تمایل دارند اندکی بیشتر راجع به سنگسار بدونند حتما پیگیر باشند... پیشاپیش اگر مطالبم موجب بی حوصلگی تون میشه، ازتون عذر میخوام.
حرفهام در سه بخش ارائه میشه:
بخش اول) چند نمونه از سنگسار در زمان پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)
بخش دوم) پیشینه تاریخی حکم سنگسار
بخش سوم) رابطه رحمت خداوند با مجازات
بخش اول) چند نمونه از سنگسار در زمان پیامبر
با توجه به این که شرایط اثبات جرمی که مرتکب آن، محکوم به مجازات سنگسار می شود، بسیار دشوار است، عملاً اجرای این حد الاهی به ندرت اتفاق می افتد، اما با این وجود، گزارش های تاریخی، حکایت از چند مورد اجرای آن در زمان پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دارد که به نمونه هایی از آن اشاره می کنیم:
1. أَنَّ مَاعِزَ بْنَ مَالِكٍ أَقَرَّ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص بِالزِّنَى فَأَمَرَ بِهِ أَنْ يُرْجَم؛ (1) ماعز بن مالک نزد پیامبر خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به انجام زنا اقرار کرد و پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دستور داد که او را سنگسار کنند.
2. و قد ثبت في الأحاديث أن رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رجم اليهودي و اليهودية لما جاءت اليهود بهما و ذكروا زناهما؛ (2) در روایات درج شده که پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، مرد و زنی یهودی را بعد از آن که همکیشانشان گواهی به زنای آنان دادند، سنگسار کرد{با توجه به این که بر اساس شریعت یهود نیز مجازات این افراد، سنگسار است}.
3. قال في المنتقى في سياق حوادث السنة التاسعة.... و فيها رجم رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) الغامديه. (3) کازرونی در کتاب منتقی، ضمن حوادث سال نهم هجری بیان کرده که در این سال، پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) زنی از قبیلۀ بنی غامد را سنگسار کرد.
4. و في الحديث أنه ع رجم الغامدية و الجهينية بإقرارهما كما رجم ماعزا بإقراره. (4)
روایت شده که پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) همان طور که ماعز را با اقرارش سنگسار کرد، این حکم را در مورد دو زن از قبیله های بنی غامد و جهینه نیز با اقرارشان اجرا نمود.
5. "سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ يَوْمَ جُمُعَةٍ عَشِيَّةَ رُجِمَ الْأَسْلَمِي..." (5)
جابر بن سمره نقل می کند که من در همان روز جمعه ای که فردی به نام اسلمی سنگسار شد، از پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شنیدم که می فرمود ... .
یافتن کتابی که موضوع آن منحصر به سنگسارهای زمان پیامبر باشد، دشوار بوده و به احتمال زیاد چنین کتابی وجود ندارد، اما نقل های تاریخی آن در کتب روایی و تاریخی درج شده که مواردی از آن را خدمتتان عرضه داشتم. این موضوع در ضمن کتب استدلالی فقهی نیز مورد بررسی و کنکاش قرار گرفته است که به عنوان نمونه، می توانید به کتاب گرانسنگ جواهر الکلام مراجعه فرمایید. (6)
در ضمن، اگر شما واژه "الرجم" را در فهرست های موجود در نرم افزار "جامع فقه اهل البیت" مورد جست و جو قرار دهید، به سرفصل هایی که اندیشمندان دینی در آن، به موضوع سنگسار پرداخته اند، دست خواهید یافت.
در نهایت، باید به این نکته توجه داشت که اجرای این حکم که موضوع آن به ندرت ممکن است بدون اقرار متهم ثابت شود، هرچند در نگاه اول، خشن به نظر می رسد، اما اگر مرتکب چنین جرمی، توبه نموده (7) و سپس حکم اجرا شود، گناه او پاک شده و جایگاهش در بهشت خواهد بود. (8)
_________________________________________________________________
(1) کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 7، ص 185، ح 5، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1365 هـ ش.
(2) احسائی، ابن ابی جمهور، عوالی اللئالی، ج 1، ص 455، ح 193، انتشارات سید الشهداء، قم، 1405 هـ ق.
(3) مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 21، ص 366، مؤسسة الوفاء، بیروت، 1404 هـ ق.
(4) عوالی اللئالی، ج 3، ص 441.
(5) بحار الانوار، ج 36، ص 239، ح 38.
(6) نجفی، محمد بن حسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج 41، ص 323-318، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ هفتم.
(7) گفتنی است که از نظر فقهی اگر انسان اقرار به زنا كند و پس از آن توبه نماید امام مىتواند او را عفو كند اما اگر زنا به شهود ثابت شود توبه سودى برای اسقاط حد ندارد و اگر پيش از ثبوت و گواهى شاهدان توبه كند حد هم ساقط مىشود. نک: ترجمه و شرح تبصرة المتعلمين في أحكام الدين، ج2، ص 729؛ معرفة، محمد هادي، تعليق و تحقيق حول كتاب القضاء، ص: 405؛ المؤمن القمي، محمد، مباني تحرير الوسيلة، ج2، ص: 139؛ جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام، ج41، ص: 581.
(8) محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج 9، ص 120، ح 10415، مؤسسة آل البیت، قم، 1408 هـ ق.
ادامه دارد، ان شاء الله...
به نام خدا
بخش دوم) پیشینه تاریخی حکم سنگسار
برای آگاهی از سابقه و پیشینه ی سنگسار یا "رجم" باید به متون تاریخی و کتب مقدس ادیان قبل از اسلام مراجعه کرد. در قدیمی ترین كتب ادیان گذشته كه امروزه در اختیار است از رجم به عنوان یكی از عقوبت های افراد خلاف كار نام برده شده است. در تورات بارها از این عقوبت اسم برده شده و در مورد دختری كه قبل از ازدواج زنا كرده باشد آمده است: «... آنگاه دختر را به در خانه ی پدرش آورده و مردمان شهر او را سنگسار نمایند تا بمیرد زیرا در بنی اسرائیل قباحت ورزیده، در خانه ی پدرش زنا كرده، تا بدین منوال شرارت را از میان خود دور كن» (1) . همچنین درباره ی زنای زن شوهردار و بالعكس آمده است: «اگر مردی با زن شوهرداری یافت شود كه بخوابد پس هر دوی ایشان (مردی كه با آن زن خوابید و آن زن نیز) بمیرند بدین منوال شرارت را از بنی اسرائیل دور كن » (2)
هنگامی كه پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به مدینه هجرت فرمودند عده ای از یهودیان برای پرسیدن حكم زنا بر پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وارد شدند كه آیه 41 از سوره مائده و آیات مربوط، بعد از آن نازل شد.
ماجرا از این قرار بود كه زنی از زنان معروف یهودی منطقه ی خیبر با مردی از اشراف آنان زنا كرد با این كه هر دو محصن بودند (همسر داشتند) ولی علماء یهود به خاطر مقام و موقعیت اجتماعی آن دو، نمی خواستند آنان را سنگسار كنند. پیش پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آمدند تا اگر حكم سبك تری برای این عمل داشت آنرا اجرا كنند، اما پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نیز همان حكم را فرمود و فرمود این حكم در تورات هم آمده چرا به آن عمل نمی كنید؟ آنان ورود این حكم در تورات را انكار كردند. رسول گرامی اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) یكی از علمای یهود به نام «ابن هوریا» را احضار كرده و بعد از سوگند دادن او این مطلب را از وی سؤال كرد. او هم تصریح كرد چنین حكمی در تورات وجود دارد. پیامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آن زن و مرد را جلوی مسجد مدینه سنگسار كرد . (3)
بنا بر این حكم قتل و رجم قبل از اسلام در میان دیگر ادیان و اقوام با تفاوت هائی اجرا می شده است.
حكم سنگسار در اسلام:
اگرچه به حكم سنگسار برای زنای محصنه، در قرآن تصریح نشده است ولی این مسأله با سنت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اثبات شده است.
امام علی (علیه السلام) حكم تازیانه و رجم را در مورد زنی اجرا کرده و فرمودند: او را بر طبق كتاب خداوند حد (تازیانه) زدم و بر طبق سنت رسول خدا رجم كردم. (4) از خلیفه دوم نقل شده كه گفت: اگر نمی ترسیدم مردم بگویند فلانی آیه ای بر قرآن اضافه كرده است آیه رجم را می آوردم كه: «پیر مرد و پیر زن اگر زنا كنند حتماً باید سنگسار شوند». (البته وجود چنین آیه ای در قرآن از طرف همه ی صحابه رد شد به طوری كه دو نفر بر وجود این آیه در قرآن شهادت ندادند (5) ).
حكم رجم به عنوان مجازات زنای محصنه (زنای مرد و زن شوهردار) آمده است و مورد اتفاق همه ی علماء اسلام است (6) . و چون از حدود اسلام است، قابل مصالحه و قابل شفاعت نیست و حتی بدون شكایت طرفین یا شخص دیگر هم باید اجرا شود . (7)
از آن جا که پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، پیامبر رحمت و مهربانی است همیشه از اجرای حكم رجم در باره افرادی که در محضر ایشان چهار بار به ارتکاب زنای محصنه اقرار می کردند، اظهار ناخشنودی می نمودند و می فرمودند: اگر این افراد به جای اقرار توبه می كردند بر ایشان بهتر بود (ماجرای ماعز) اما هر گاه این جرم اثبات می شد علی رغم میل باطنی خود آن را اجرا می کردند.
ماجراهای افراد رجم شده در زمان پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امام علی (علیه السلام) و روایاتی كه در این باب رسیده (8) نشان می دهد كه نظر اسلام همواره بر این بوده تا با قرار دادن قیود و شرایط بسیار مشکل، امکان اثبات این گناه (زنای محصنه) به حداقل برسد و کمتر این حکم اجرا شود تا قبح آن ریخته نشود و افراد رجم نشوند.
در قانون جمهوری اسلامی که بر اساس فقه تشیع نوشته شده است نیز این شرایط مورد نظر اسلام برای اثبات زنای محصنه به چشم می خورد که به بعضی از این موارد اشاره می کنیم:
1- ماده 74 : زنا چه موجب رجم شود یا تازیانه، با شهادت چهار مرد عادل یا سه مرد عادل و دو زن عادل ثابت می شود. (9)
2-ماده 76: شهادت شهود باید روشن و بدون ابهام و مستند به مشاهده (رؤیت) باشد.
3-ماده 78: بیان خصوصیات از حیث زمان و مكان نباید در كلام شهود اختلاف باشد (و الا همه ی شهود به جرم قذف (تهمت زدن) تازیانه می خورند.
4-ماده 79: شهود باید بدون فاصله ی زمانی شهادت دهند (و الا همه ی شهود حد قذف می خورند) (10)
حتی اگر شخص بعد از اقرار، انكار كند حد رجم از او برداشته می شود. امام صادق (علیه السلام) می فرماید: اگر شخصی به گناهی كه موجب حدّ است اقرار كند و سپس انكار نماید. باید حدّ (تازیانه) بر او جاری شود مگر گناهی (زنای محصنه) كه موجب رجم است كه بعد از انكار رجم نمی شود. (11)
این سخت گیری ها در راه اثبات گناهی كه موجب رجم می شود آن قدر زیاد است كه بعضی گفته اند (12) شاید هیچ گاه چنین چیزی ثابت نشود مگر آن كه شخصی با عقل و اختیار خود به آن اعتراف كند.
نکته ای که قابل توجه است این که هدف اسلام از تشریع چنین مجازات هایی انتقام جویی و ایجاد خشونت نبوده است بلکه همانند دیگر قوانین اسلام اهداف بلندی در تعیین و اجرای چنین مجازات هایی قرار دارد كه به بعضی از آنها اشاره می کنیم:
الف: اصلاح جامعه: وقتی قانون این باشد که (با تحقق شرایط) بدون هیچ گونه اغماضی مرتکبین زنای محصنه را به چنین مجازات سختی برسانند. سایر افرادی که در معرض ارتکاب چنین جرم هایی هستند با آگاهی از مجازات سختی که در پی آن است هرگز آنرا مرتکب نخواهند شد.
ب: التیام ناهنجاری های ناشی از ارتکاب جرم: هر جرمی كه در جامعه واقع شود نوعی ناهنجاری است که نظم اجتماع را بر هم زده و جامعه را دچار مشكل و اضطراب می كند. اولین اثر اجرای مجازات، التیام آثار ناهنجار ناشی از ارتکاب جرم در اجتماع است.
ج: تطهیر فرد مجرم و آمرزش گناهان: جرم و گناه نوعی پلیدی و آلودگی است و ارتکاب آن موجب آلودگی شخص گناه کار است. این آلودگی تنها با جبران و تنبیه و مجازات متناسب با آن پاک می گردد. از روایات استفاده می شود با اجرای عقوبت یك گناه در این دنیا، شخص گناه كار از آن گناه پاك و تطهیر می شود. بسیاری از گناهان (غیر از حق الناس) با توبه ی واقعی آمرزیده می شود.
د: حفظ و صیانت اجتماع: ارتکاب جرم و گناه در اجتماع بدون اجرای مجازات مجرم موجب جرأت افراد بزه کار در ارتکاب جرم و در نتیجه گسترش جرم و جنایت و تجاوز به مال و جان و ناموس مردم و از بین رفتن سلامت جامعه می شود در حالی که اجرای دقیق و به موقع حدود و مجازات هایی که اسلام تعیین کرده است موجب تشویق انسان های پاك و با تقوی، به رعایت اصول و ارزش های انسانی می شود همانطور كه هشداری است به بزه كاران فرصت طلب تا به چشم خود ببینند كه چه عاقبتی در انتظار آنان است و مرتکب چنین اعمالی نشوند. و در نهایت سطح ارتکاب جرم و گناه در جامعه پائین آمده و موجب ارتقاء امنیت اجتماعی می شود.
ه: اجرای عدالت در اجتماع: ارتکاب جرم و گناه تجاوز به حقوق دیگران و ظلم در حق آنان است. با اجرای مجازات عادلانه، عدالت بر قرار می شود یعنی اگر ظلمی اتفاق افتاده، برای جبران آن كیفری متناسب با آن قرار داده شده است. پس هر كیفر، دارای محاسنی است كه رجم از آن مستثنی نمی باشد.
شاید بتوان از سنگسار به یك حكم بسیار باز دارنده نام ببریم، حكمی كه در تمام مدت حكومت پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و علی (علیه السلام) تنها در مورد چند نفر و با اقرار شخصی خود آنان، اجرا شد.
البته لازمه یک نکته ای رو هم خدمت تون بگم:
اگر در مورد یا مواردی اجرای حدود باعث ضربه به اصل اسلام شود امام معصوم و ولی فقیه اختیار دارند برای حفظ منافع مهمتر اسلام، اجرای حدود را موقتا تعطیل کنند یا بعضی از صورت ها و اَشکال خاص دیگر را اجرا کنند.
حضرت امام (رحمة الله علیه) می فرماید: ... حاكم می تواند مسجد یا منزلی را كه در مسیر خیابان است خراب كند و پول منزل را به صاحبش بدهد، حاكم می تواند مساجد را در موقع لزوم تعطیل كند، می تواند هر امر چه عبادی و یا غیر عبادی كه جریان آن مخالف مصالح اسلام است، از آن مادامی كه چنین است جلوگیری كند. حكومت می تواند از حج، كه از فرائض مهم الهی است، در مواقعی كه مخالف صلاح كشور اسلامی دانست موقتاً جلوگیری كند (13) . و در جای دیگر می فرماید: ... باید برای مردم این قضیه ی ساده را روشن كنند كه در اسلام مصلحت نظام از مسائلی است كه مقدم بر همه چیز است و همه باید تابع آن باشیم . (14)
بنابر این باید گفت: اگر چه در راه اجرای احكام الهی نباید هیچ توجهی به اشكال تراشی های بی اساس بعضی از محافل و گروه های سیاسی و افراد شود، ولی اگر در برهه ای از زمان اجرای این حكم مخالف مصالح نظام اسلامی بود ولی فقیه اختیار دارد دستور دهد که این حکم به شکل دیگری اجرا گردد.
_____________________________________________________________________________
(1) كتب عهد عتیق، چاپ لندن، ص 373. (سفر توریة، مثنی، فصل بیست و دوم آیه 22 و 21).
(2) كتب عهد عتیق، چاپ لندن (سفر توریه مثنی فصل بیست و دوم آیه 23).
(3) ترجمه ی المیزان، علامه طباطبائی، ج 5، ص 543 و 544.
(4) نقد و تفریعات؛ ایت الله سید محمد وحیدی (رحمة الله علیه)، ص 29.
(5) انوار الفقاهه، ناصر مكارم شیرازی، كتاب حدود، ص 281.
(6) جواهر الكلام، نجفی، ج 4، ص 318.المقاصد الشرعیه للعقوبات فی الاسلام، دكتر حسنی الجندی، ص 637.
(7) تاثیر زمان و مكان بر قوانی جزائی اسلام، حمید دهقان، ص 129.
(8) وسائل الشیعه، حر عاملی، ج 18، 347.
(9) تحرير الوسيلة، ج2، ص 461، مسألة 9.
(10) شرح قانون مجازات اسلامی، سید فتاح مرتضوی، ص 32 تا 43.
(11) وسائل الشیعه، ج 18، ص 318 و 319.
(12) تاثیر زمان و مكان بر قوانین جزائی اسلام، حمید دهقان.
(13) حكومت اسلامی، امام خمینی (رحمة الله علیه)، ص 233 و 34.
(14) همان، ص 464.
ادامه دارد، ان شاء الله...