قسمتى از اين خطبه در وصف آفرينش آدم(علیه السلام)
ثُمَّ جَمَعَ سُبْحانَهُ مِنْ حَزْنِ الاَْرْضِ وَ سَهْلِها، وَ عَذْبِها وَ سَبْخِها،
تُرْبَةً سَنَّها بِالْماءِ حَتّى خَلَصَتْ، وَلاطَها بِالْبِلَّةِ حَتّى لَزُبَتْ،
فَجَبَلَ مِنْها صُورَةً ذاتَ اَحْناء وَ وُصُول، وَ اَعْضاء وَ فُصُول.
اَجْمَدها حَتَّى اسْتَمْسَكَتْ، وَ اَصْلَدَها حَتّى صَلْصَلَتْ،
لِوَقْت مَعْدُود، وَ اَجَل مَعْلُوم. ثُمَّ نَفَخَ فيها مِنْ رُوحِهِ فَمَثُلَتْ
اِنْساناً ذا اَذْهان يُجيلُها، وَ فِكَر يَتَصَرَّفُ بِها، وَ جَوارِحَ
يَخْتَدِمُها، وَ اَدَوات يُقَلِّبُها، وَ مَعْرِفَة يَفْرُقُ بِها بَيْنَ الْحَقِّ وَالْباطِلِ
وَ الاَْذْواقِ وَالْمَشامِّ وَالاَْلْوانِ وَ الاَْجْناسِ، مَعْجُوناً بِطينَةِ الاَْلْوانِ
الْمُخْتَلِفَةِ، وَ الاَْشْباهِ الْمُؤْتَلِفَةِ، وَ الاَْضْدادِ الْمُتَعادِيَةِ، و الاَْخْلاطِ
الْمُتَبايِنَةِ، مِنَ الْحَرِّ وَ الْبَرْدِ، وَ الْبِلَّةِ وَ الْجُمُودِ، وَ الْمَساءَةِ
وَ السُّرُورِ.
۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞
قسمتى از اين خطبه در وصف آفرينش آدم(علیه السلام)
سپس خداوند سبحان از قسمت هاى سخت و نرم و شيرين و شور زمين خاكى را جمع كرد
و بر آن آب پاشيد تا پاك و خالص شد، آن گاه آن مادّه خالص را با رطوبت آب به صورت گل چسبنده درآورد،
سپس از آن گِل صورتى پديد كرد داراى جوانب گوناگون و پيوستگى ها، و اعضاى مختلفه و گسيختگى ها.
آن صورت را خشكاند تا خود را گرفت، و محكم و نرم ساخت تا خشك و سفالين شد،
و او را تا زمان معين و وقت مقرر به حال خود گذاشت.
سپس از دَم خود بر آن ماده شكل گرفته دميدتا به صورت انسانى زنده درآمد ،داراى اذهان وافكارى كه درجهت نظام حياتش به كار گيرد،
واعضايىكه به خدمت گيرد، و ابزارى كه زندگى را بچرخاند، و
معرفتش داد تا بين حق و باطل تميز دهد
و مزه ها و بوها و رنگها و جنسهاى گوناگون را از هم بازشناسد، در حالى كه اين موجود معجونى بود
از طينت رنگهاى مختلف، و همسانهايى نظير هم، و اضدادى مخالف هم، و اخلاطى
متفاوت با هم، از گرمى و سردى و رطوبت و خشكى و ناخوشى
و خوشى.
ادامه دارد،ان شا الله...