۱۱/اردیبهشت/۹۱, ۵:۵۳
(۲۵/دی/۸۹ ۱۲:۵۴)علی 110 نوشته است: [ -> ]سلام دوستان
فوائد و فضائل سوره بنی اسرائیل (اسری)
در کتاب مصباح - ص 441 و تفسیر شریف البرهان جلد 2 صفحه 289 و الصافی جلد 1 ص 1000 و...
به روایت از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام مذکور است که هرکس بخواند سوره ی بنی اسرائیل را در هر شب جمعه نمیرد تا دریابد قائم آل محمد صلوات الله علیه را و از اصحاب آن حضرت باشد.
من اولین باری که این حدیث شریف رو دیدم با خودم گفتم مگه توی این سوره چی نوشته که یه همچین آثاری داره؟!
زمانی که با این رویکرد رفتم سراغ این سوره (از المیزان هم کمک گرفتم) دیدم در این سوره بسیاری از مطالب در مورد اصول عقاید، دشمن شناسی و وظایف منتظران و حتی آیاتی که صراحتاً به امام زمان و مسئله ظهور مربوط میشه و خلاصه هر چیزی که یه سرباز امام زمان باید بدون و معتقد باشه و بهش عمل کنه رو داره به زودی سعی میکنم مطلبی تفصیلی در مورد این سوره ی خدمت دوستان تقدیم کنم
منتظران مشتاق از این سوره شبهای جمعه غافل نشوند!!!!!!!!!!!
برای پدرو مادر حقیر دعا بفرماید
یا علی
سورهى «اِسراء»، يكصد و يازده آيه دارد و بنابر قول مشهور مكّى است. البتّه بعضى پنج آيهى 26، 32، 33، 57 و 78 را مدنى مىدانند.
اين سوره؛ به جهت كلمه ى اوّل آن، «سبحان» و به خاطر ماجراى معراج، «اِسراء» و به سبب بازگويى داستان بنىاسرائيل، «بنىاسرائيل» نامگذارى شده است.
در اين سوره همچون ديگر سورههاى مكّى، موضوعاتى از قبيل: توحيد، معاد، نصايح سودمند و مبارزه با هرگونه شرك، ظلم و انحراف، سنّتها و قوانين فردى واجتماعى در تاريخ، تاريخچه آدم و ابليس، پيامبر اسلام و موقعيّت آن حضرت در مكّه، بيان شده است. از مسائل عمده و قابل توجّه در اين سوره، معراج حضرت رسولصلى الله عليه وآله است.
شروع سوره با «تسبيح» خداست و پايان آن با «حمد» و ستايش او.
در روايات به تلاوت اين سوره در شبهاى جمعه سفارش شده و از جمله فوائد آن، ديدار امامزمانعليه السلام دانسته شده است.(1)
1- امام صادق عليه السلام فرمودند: «من قرء سورة بنى اسرائيل فى كل ليلة جمعة لم يمت حتّى يدرك القائم و يكون من اصحابه». تفسير نمونه.
---------------------------------------
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
«1» سُبْحَنَ الَّذِى أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَا الَّذِى بَرَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ ءَايَتِنَآ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ
پاك و منزّه است آن (خدايى) كه بندهاش را از مسجدالحرام تا مسجدالاقصى كه اطرافش را بركت دادهايم شبانه بُرد، تا از نشانههاى خود به او نشان دهيم. همانا او شنوا و بيناست.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
«1» سُبْحَنَ الَّذِى أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَا الَّذِى بَرَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ ءَايَتِنَآ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ
پاك و منزّه است آن (خدايى) كه بندهاش را از مسجدالحرام تا مسجدالاقصى كه اطرافش را بركت دادهايم شبانه بُرد، تا از نشانههاى خود به او نشان دهيم. همانا او شنوا و بيناست.
معراج، مقدّسترين سفر در طول تاريخ است، مسافرش پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله، فرودگاهش مسجدالحرام، گذرگاهش مسجد الاقصى، مهماندارش خدا، هدف آن ديدن آيات الهى، سوغاتش اخبار آسمانها و ملكوت و بالا بردن سطح فهم بشر از اين دنياى مادّى بوده است.(2)
بر اساس روايات، پيامبر يك سال قبل از هجرت، پس از نماز مغرب در مسجدالحرام، از طريق مسجدالاقصى به وسيلهى «بُراق»(3) به آسمانها رفت و چون بازگشت، نماز صبح را در مسجدالحرام خواند.(4)
معراج پيامبر، جسمانى و در بيدارى بوده، نه در خواب و با روح! و اصل آن از ضروريات دين و مورد اتّفاقهمهى فرقههاى اسلامى است.(5) روايات متواتر(6) و برخى دعاها و زيارتنامهها هم به اين مسأله اشاره دارد و در برخى احاديث، منكر آن كافر معرّفى شده است.
خداوند، حضرت آدم را از آسمان به زمين آورد، ولى حضرت رسولصلى الله عليه وآله را از زمين به آسمان برد.(7) پيامبر در آن شب، عوالم بالا، ملكوت آسمانها و عجائب آفرينش را ديده(8) ، با انبيا ملاقات كردند.(9) ، برخى احاديث قدسى در اين سفر بر آن حضرت وارد شده است، و رهبرى و ولايت علىعليه السلام مطرح شد.
در اين سفر، حضرت رسول، بهشت و جهنّم را ديد، وضعيّت بهشتيان و نعمتهايشان و دوزخيان و عذابهايشان از مشاهدات ديگر پيامبر بود. وقتى پيامبر داستان معراج را بيان فرمود، بعضى مردم كم ظرفيّت از دين برگشتند.(10)
پيامبرى كه امتّش در آينده از فضانوردان نيز خواهند بود، لازم است به معراج و سفر آسمانى رفته باشد. «سبحان الّذى أسرى بعبده»
پيامها:
1- معراج، لغو نيست، بلكه اسرارى قابل توجّه دارد. «سبحان الّذى اسرى...»
2- معراج، اردوى خصوصى و بازديد علمى پيامبر بود، و گرنه خداوند بىمكان است. «سبحان الّذى اسرى»
3- عبوديّت، مقدّمه پرواز است وعروج، بىخروج از صفات رذيله، ممكن نيست. «أسرى بعَبده»
4- انسان اگر هم به معراج برود، باز «عبد» است. پس دربارهى اولياى خدا غلوّ نكنيم. «أسرى بعَبده»
5 - عبوديّت، از افتخارات پيامبر و زمينهى دريافتهاى الهى اوست. «بعَبده»
6- براى قرب به خدا، شب بهترين وقت است.(11) «أسرى... ليلاً»
7- شب معراج، شب بسيار مهمى بوده است. «ليلاً» نكره آمده است.
8 - اگر استعداد وشايستگى باشد، پرواز يكشبه انجام مىگيرد. «أسرى بعبده ليلاً»
9- مسجد، بهترين سكوى پرواز معنوى مؤمن است. «من المسجد»
10- مسجد بايد محور كارهاى ما باشد. «من المسجد الحرام الى المسجدالاقصى»
11- حركتهاى مقدّس، بايد از راهها و جايگاههاى مقدّس باشد. «أسرى... من المسجد»
12- سرسبزى و بركات، بايد بر محور مسجد و پيرامون آن باشد. «المسجد... بارَكنا حَوله»
13- بيت المقدّس و حوالى آن، محلّ نزول بركات آسمانى، مقّر پيامبران و فرودگاه فرشتگان در تاريخ بوده است. «باركنا حَوله»
14- ظرفيّت علمى انسان، از دانستنىهاى زمين بيشتر و شگفتىهاى آسمان نيز از زمين بيشتر است. «أسرى... لنُريَه من آياتنا»
15- هدف معراج، كسب معرفت و رشد معنوى بود. «لنُريَه من آياتنا»
16- آيات الهى آن قدر بىانتهاست كه رسول خدا نيز توان دستيابى به همه آنها را ندارد. «من آياتنا»(12)
17- خداوند، به مخالفان هشدار مىدهد كه آنان را مىبيند و سخنانشان را مىشنود. «السّميع البصير»
--------------------------------------------------
2) در تفسير فرقان آمده است: شب ميلاد، شب معراج، شب بعثت، شب هجرت، شب ورود به مدينه و شب رحلت پيامبر، همه، شب دوشنبه بوده است.
3) تفسير نورالثقلين.
4) بحار، ج 18، ص389.
5) اين آيه و آيات 8 تا 18 سورهى نجم، بر اين مطلب دلالت دارد.
6) متواتر، به رواياتى مىگويند كه افراد بسيارى آنرا نقل كرده باشند وجايى براى شبهه نباشد.
7) تفسير كشفالاسرار.
8) تفسير نورالثقلين.
9) كافى، ج 8، ص121.
10) تفسير طبرى.
11) سُرى» به معناى سير و حركت شبانه است.
12) در جاى ديگر آمده است: «لقد رأى من آيات ربّه الكبرى» نجم، 18.