|
سوره بنی اسرائیل (اسراء) سوره ی منتظران مهدی فاطمه علیهما سلام
|
|
۵:۵۳, ۱۱/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/اردیبهشت/۹۱ ۱۷:۴۳ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
(۲۵/دی/۸۹ ۱۲:۵۴)علی 110 نوشته است: سلام دوستان سورهى «اِسراء»، يكصد و يازده آيه دارد و بنابر قول مشهور مكّى است. البتّه بعضى پنج آيهى 26، 32، 33، 57 و 78 را مدنى مىدانند. اين سوره؛ به جهت كلمه ى اوّل آن، «سبحان» و به خاطر ماجراى معراج، «اِسراء» و به سبب بازگويى داستان بنىاسرائيل، «بنىاسرائيل» نامگذارى شده است. در اين سوره همچون ديگر سورههاى مكّى، موضوعاتى از قبيل: توحيد، معاد، نصايح سودمند و مبارزه با هرگونه شرك، ظلم و انحراف، سنّتها و قوانين فردى واجتماعى در تاريخ، تاريخچه آدم و ابليس، پيامبر اسلام و موقعيّت آن حضرت در مكّه، بيان شده است. از مسائل عمده و قابل توجّه در اين سوره، معراج حضرت رسولصلى الله عليه وآله است. شروع سوره با «تسبيح» خداست و پايان آن با «حمد» و ستايش او. در روايات به تلاوت اين سوره در شبهاى جمعه سفارش شده و از جمله فوائد آن، ديدار امامزمانعليه السلام دانسته شده است.(1) 1- امام صادق عليه السلام فرمودند: «من قرء سورة بنى اسرائيل فى كل ليلة جمعة لم يمت حتّى يدرك القائم و يكون من اصحابه». تفسير نمونه. --------------------------------------- بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ به نام خداوند بخشنده مهربان «1» سُبْحَنَ الَّذِى أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَا الَّذِى بَرَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ ءَايَتِنَآ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ پاك و منزّه است آن (خدايى) كه بندهاش را از مسجدالحرام تا مسجدالاقصى كه اطرافش را بركت دادهايم شبانه بُرد، تا از نشانههاى خود به او نشان دهيم. همانا او شنوا و بيناست. معراج، مقدّسترين سفر در طول تاريخ است، مسافرش پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله، فرودگاهش مسجدالحرام، گذرگاهش مسجد الاقصى، مهماندارش خدا، هدف آن ديدن آيات الهى، سوغاتش اخبار آسمانها و ملكوت و بالا بردن سطح فهم بشر از اين دنياى مادّى بوده است.(2) بر اساس روايات، پيامبر يك سال قبل از هجرت، پس از نماز مغرب در مسجدالحرام، از طريق مسجدالاقصى به وسيلهى «بُراق»(3) به آسمانها رفت و چون بازگشت، نماز صبح را در مسجدالحرام خواند.(4) معراج پيامبر، جسمانى و در بيدارى بوده، نه در خواب و با روح! و اصل آن از ضروريات دين و مورد اتّفاقهمهى فرقههاى اسلامى است.(5) روايات متواتر(6) و برخى دعاها و زيارتنامهها هم به اين مسأله اشاره دارد و در برخى احاديث، منكر آن كافر معرّفى شده است. خداوند، حضرت آدم را از آسمان به زمين آورد، ولى حضرت رسولصلى الله عليه وآله را از زمين به آسمان برد.(7) پيامبر در آن شب، عوالم بالا، ملكوت آسمانها و عجائب آفرينش را ديده(8) ، با انبيا ملاقات كردند.(9) ، برخى احاديث قدسى در اين سفر بر آن حضرت وارد شده است، و رهبرى و ولايت علىعليه السلام مطرح شد. در اين سفر، حضرت رسول، بهشت و جهنّم را ديد، وضعيّت بهشتيان و نعمتهايشان و دوزخيان و عذابهايشان از مشاهدات ديگر پيامبر بود. وقتى پيامبر داستان معراج را بيان فرمود، بعضى مردم كم ظرفيّت از دين برگشتند.(10) پيامبرى كه امتّش در آينده از فضانوردان نيز خواهند بود، لازم است به معراج و سفر آسمانى رفته باشد. «سبحان الّذى أسرى بعبده» پيامها: 1- معراج، لغو نيست، بلكه اسرارى قابل توجّه دارد. «سبحان الّذى اسرى...» 2- معراج، اردوى خصوصى و بازديد علمى پيامبر بود، و گرنه خداوند بىمكان است. «سبحان الّذى اسرى» 3- عبوديّت، مقدّمه پرواز است وعروج، بىخروج از صفات رذيله، ممكن نيست. «أسرى بعَبده» 4- انسان اگر هم به معراج برود، باز «عبد» است. پس دربارهى اولياى خدا غلوّ نكنيم. «أسرى بعَبده» 5 - عبوديّت، از افتخارات پيامبر و زمينهى دريافتهاى الهى اوست. «بعَبده» 6- براى قرب به خدا، شب بهترين وقت است.(11) «أسرى... ليلاً» 7- شب معراج، شب بسيار مهمى بوده است. «ليلاً» نكره آمده است. 8 - اگر استعداد وشايستگى باشد، پرواز يكشبه انجام مىگيرد. «أسرى بعبده ليلاً» 9- مسجد، بهترين سكوى پرواز معنوى مؤمن است. «من المسجد» 10- مسجد بايد محور كارهاى ما باشد. «من المسجد الحرام الى المسجدالاقصى» 11- حركتهاى مقدّس، بايد از راهها و جايگاههاى مقدّس باشد. «أسرى... من المسجد» 12- سرسبزى و بركات، بايد بر محور مسجد و پيرامون آن باشد. «المسجد... بارَكنا حَوله» 13- بيت المقدّس و حوالى آن، محلّ نزول بركات آسمانى، مقّر پيامبران و فرودگاه فرشتگان در تاريخ بوده است. «باركنا حَوله» 14- ظرفيّت علمى انسان، از دانستنىهاى زمين بيشتر و شگفتىهاى آسمان نيز از زمين بيشتر است. «أسرى... لنُريَه من آياتنا» 15- هدف معراج، كسب معرفت و رشد معنوى بود. «لنُريَه من آياتنا» 16- آيات الهى آن قدر بىانتهاست كه رسول خدا نيز توان دستيابى به همه آنها را ندارد. «من آياتنا»(12) 17- خداوند، به مخالفان هشدار مىدهد كه آنان را مىبيند و سخنانشان را مىشنود. «السّميع البصير» -------------------------------------------------- 2) در تفسير فرقان آمده است: شب ميلاد، شب معراج، شب بعثت، شب هجرت، شب ورود به مدينه و شب رحلت پيامبر، همه، شب دوشنبه بوده است. 3) تفسير نورالثقلين. 4) بحار، ج 18، ص389. 5) اين آيه و آيات 8 تا 18 سورهى نجم، بر اين مطلب دلالت دارد. 6) متواتر، به رواياتى مىگويند كه افراد بسيارى آنرا نقل كرده باشند وجايى براى شبهه نباشد. 7) تفسير كشفالاسرار. 8) تفسير نورالثقلين. 9) كافى، ج 8، ص121. 10) تفسير طبرى. 11) سُرى» به معناى سير و حركت شبانه است. 12) در جاى ديگر آمده است: «لقد رأى من آيات ربّه الكبرى» نجم، 18. |
|||
|
|
۱۱:۲۲, ۱۱/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/اردیبهشت/۹۱ ۱۱:۲۵ توسط nasimesaba.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
«2» وَ ءَاتَيْنَا مُوسَى الْكِتَبَ وَجَعَلْنهُ هُدىً لِّبَنِى إِسْرَءِيلَ أَلَّا تَتَّخِذُواْ مِن دُونِى وَكِيلاً نكته ها:ما به موسى كتاب (آسمانى) داديم و او را هدايتگر بنىاسرائيل قرارداديم، كه غير از من تكيهگاه و كارسازى نگيريد. در قرآن، بارها سفارش به توكّل بر خدا و دورى از توكّل به غير او شده و در كنار فرمان به توكّل، دليل آن نيز بيان شده است. مثلاً در سوره اعراف مىفرمايد: چون خداوند علم بىنهايت دارد، بر او توكّل كن.(15) و در سوره يوسف مىفرمايد: چون حكومت بدست اوست، پس بر او توكّل كن.(16) و يا در سوره نساء مىفرمايد: چون مالك بىچون و چرا اوست، پس او را وكيل خود بگير.(17) رسالت حضرت موسى جهانى بوده است، هر چند در اين آيه، موسىعليه السلام را براى بنىاسرائيل هادى مىداند، ولى در جاى ديگر او را برگزيده و هادى تمام مردم مىداند: «نوراً و هدىً للنّاس»(18) ، «اصطفيتُك على النّاس»(19). پيامها: 1- در تبليغ، گاهى خويشى و هموطن وهمشهرى بودنِ مبلّغ با مخاطبان تاثير دارد. «هُدىً لبنى اسرائيل» 2- عصاره ى دعوت پيامبران، توحيد است. «آتينا موسىالكتاب ... الاّ تتّخذوا» 3-انسان نياز به تكيه گاه دارد، و انبيا، خداوند را تكيهگاه واقعى او معرّفى مىكنند. «الاّتتّخذوا مندونى وكيلاً» ---------------------------------------- 15) اعراف، 89. 16) يوسف، 68. 17) نساء، 131. 18) انعام، 91. 19) اعراف، 144. |
|||
|
|
۱۹:۱۱, ۱۳/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
«3» ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ كَانَ عَبْداً شَكُوراً (اى بنىاسرائيل!) اى فرزندانِ كسانى كه آنان را همراه نوح، سوار (بر كشتى) كرديم و (نجات داديم!) همانا نوح، بندهاى بسيار شكرگزار بود (شما هم مثل او باشيد، تا نجات يابيد). حضرت نوح را «پدر دوّم» انسان گفتهاند، چون در طوفان نوح، همهى مردم غرق شدند، جز آنان كه در كشتى همراه نوح بودند. از اين رو معناى «ذُرّيّة مَن حَمَلنا» همانند جملهى «يا بنى آدم» است. [/b] حضرت نوح در ميان پيامبران، بيش از همه عمر كرد و همواره گرفتار اذيّت و آزار كفّار و لجوجان بود، ولى بندهاى بسيار شاكر بود.(20) خداوند نيز براى حضرت نوح، حساب ويژهاى باز كرده و سلام مخصوص به او داده است.(21) پيامها: 1- در مكتب انبيا بودن وهمراهى با آنان، رمز نجات و بقاى انسان است. «ذُرّية مَن حَمَلنا مع نوحٍ» 2- تاريخِ گذشتگان، عامل تربيت و هشدار براى آيندگان است. «ذُرّية مَن حملنا» 3- توجّه دادن فرزندان به شرافت و ايمان نياكان، راهى عاطفى براى تربيت و پذيرش دعوت و مسئوليّت آنان است. «ذُرّية مَن حمَلنا» 4- عبوديّت وبندگى خدا، زمينه ايمنى از حوادث و مهالك است. «حَملنا مع نوح انّه كان عبداً شكوراً» 5 - تجليل از مردان والا و اسوه، از عوامل تربيت است. «كان عبداً شكوراً» 6- يكى از بركات شكور بودن، ذرّيه پايدار داشتن است. «ذريّة من... عبداً شكوراً» شكر «شكور» به كسى مىگويند كه بسيار شكرگزار باشد. شكور از صفات خداوند است، زيرا در برابر كار نيك انسان پاداش بسيار مىدهد در برابر هر كار خيرى، ده ثواب يا هفتصد و يا بدون حساب پاداش مىدهد. حضرت نوحعليه السلام در هر صبح و شام سه بار باجملات مخصوص خدا را سپاس مىكرد.(22) مراتب شكر عبارت است از: شكر قلبى، زبانى و عملى. [/b] شكر قلبى آن است كه نعمتهاى خدا را بشناسيم و باور كنيم همه الطاف از اوست و غير او واسطهاى بيش نيستند و به خاطر سختىها و حوادث تلخ دست از او بر نداريم. حضرت زينبعليها السلام كه آن همه مصيبت ديد، در سخن خود به حكومت بنىاميّه فرمود: «ما رأيتُ الاّ جميلا»، من جز زيبايى نديدم. [b] آرى، در سفره ى هستى، همهى آفريده ها در جاى خود زيباست گرچه ما زيبايى آن را درك نكنيم. چنانكه افراد بزرگ كه به سفرهاى نگاه ميكنند، مربا و شيرينى را زيبا مىبينند و هم ترشى وفلفل وپياز را، گرچه همين سفره را اگر نزد كودكى پهن كنيم، شيرينىها را زيبا، ولى ترشى و فلفل و پياز را بد مىپندارد. شكر زبانى آن است كه با گفتن جملاتى ازقبيل: «الحمدللّه ربّ العالمين»، خدا را شكر كنيم. شكر عملى آن است كه از نعمتهاى الهى آنگونه كه خداوند مىخواهد بهرهبرداى كنيم. مثلاً اگر غذايى خورديم از قدرت و انرژى آن، كار نيكى انجام دهيم، اگر قدرتى پيدا كرديم از نيازمند و ضعيفى دستگيرى كنيم. شكر خداوند، وسيلهى زياد شدن نعمتهاست. شكر خداوند، وسيلهى بيمه شدن از وسوسه هاى شيطانى است، زيرا شيطان به خداوند گفت: من از هر سو مردم را گمراه خواهم كرد، زيرا اكثر مردم اهل شكر نيستند.(23) و هر كس شاكر نباشد در دام او قرار خواهد گرفت. --------------------------------------------------- 20) گوشهاى از دعاها و شكرهاى آن حضرت در تفسير مجمع البيان و اطيب البيان آمده است. 21) سلام على نوحٍ فى العالمين» صافّات، 79. 22) كافى، ج2، ص 534. 23) اعراف، 17. 24) قصص، 83. |
|||
|
|
۱:۵۴, ۱۸/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/اردیبهشت/۹۱ ۱:۵۴ توسط nasimesaba.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
«4» وَقَضَيْنَآ إِلَى بَنِى إِسْرَءِيلَ فِى الْكِتَبِ لَتُفْسِدُنَّ فِى الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوّاً كَبِيراً ما در كتاب (تورات)، به بنىاسرائيل اعلام كرديم كه قطعاً شما دوبار در زمين فساد مىكنيد و برترىجويىِ بزرگى خواهيد كرد. [b] نكته ها:ممكن است دو نوبت فساد بني اسرائيل؛ يك بار به خاطر شهادت شعيا و مخالفت آرميا و يك بار هم به خاطر قتل زكريّا و يحيى بوده باشد، البتّه احتمال ماجراهاى ديگرى نيز داده شده كه در آيات بعد به آن اشاره مىشود. بهشت مخصوص كسانى است كه از هرگونه برترىطلبى و استكبار دورى كنند، نه كسانى كه خود را برتر و بزرگتر از ديگران بدانند. «تلك الدّار الآخرة نَجعلها للّذين لا يُريدون علوّاً فى الارض و لافساداً»(24) فساد، شامل انواع فسادهاى جانى، فرهنگى، اقتصادى، نظامى و سياسى مىشود. («لتفسدنّ»، مطلق آمده است) پيامها: 1- كتابهاى آسمانى، از آينده نيز خبر دادهاند. «و قَضَينا» 2- سوابق قوم يهود، در تورات هم ثبت شده است. «فى الكتاب» 3- برترىجويى و فساد در زمين، از خصلتهاى دنياطلبان است. «لتفسدنّ فى الارض و لتعلنّ» 4- فسادى خطرناكتر است كه ريشه استكبارى داشته باشد و تكرار شود. «لتفسدنّ... مَرّتين و لتعلنّ» 5 - گاهى مستضعفين نيز مستكبر مىشوند. «ولتَعلُنّ عُلوّا كبيرا» (با توجّه به اينكه بنىاسرائيل قبلاً توسّط فرعون به استضعاف كشيده شده بودند.) -------------------------------------- 24) قصص، 83. |
|||
|
|
۱۶:۵۷, ۱۸/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
لازم به توضیح هست که:
تلفظ و ادای درست این سوره همونطور که دوست عزیزمون درج کردند،(( اِسرا )) هست که متاسفانه اکثر افراد اشتباها اَسرا بیان میکنند. -اِسرا :نام پیامبر خداست -در حالی که اَسرا(اَسری) به معنی سیر داد میباشد. |
|||
|
|
۱۷:۳۹, ۱۸/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
(۱۸/اردیبهشت/۹۱ ۱:۵۴)nasimesaba نوشته است: همین جا توقق کنید که یک دنیا حرف برای گفتن دارم یک دنیا حرف باورنکردنی بود در ابتدا که خواندم صبر کنید تا بر طبق روایات و مستندات تاریخی سخنی بگویم از طغیانها دو گانه ی یهودیان صبر کنید دوستان من با این سوره خیلی خیلی کار دارم اگه خدا توفیق بده اشارتی میکنم منظور از طغیان اولشان به شهادت رساندن امیرالمومنین و زخمی کردن امام حسن مجتبی علیه السلام است و منظور از آن طغیان کبیر هم بر طبق گفته ی امام صادق علیه السلام قتل امام حسین علیه السلام است منتظر باشید به تفسیر روایی البرهان مراجعه بفرماید فعلاً یا علی |
|||
|
|
۱۷:۴۵, ۱۸/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
(۱۸/اردیبهشت/۹۱ ۱۷:۳۹)علی 110 نوشته است:(۱۸/اردیبهشت/۹۱ ۱:۵۴)nasimesaba نوشته است: انشاءالله خداوند به زودی پس از پایان مهلت دوم بنی اسرلییل ویهود وعده خود را محقق میکند |
|||
|
|
۱۱:۳۶, ۱۹/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/اردیبهشت/۹۱ ۱۱:۵۷ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
سلام یکی از کاربران محترم تالار سوالی مطرح کردند در پیام خصوصی
دیدم سوال مهمی است که ممکن است برای سایر دوستان هم پیش بیاد جوابش رو عمومی بیان میکنم یکی از کاربران نوشته است: سلام عرض شد تفسیر روایی البرهان در تقریباً تمام کتابخوانه های عمومی کشور موجود هست چون خودم با نهاد کتابخوانه های کل کشور ارتباط دارم میدونم بسیار موثق است معرفي: البرهان یکی از مهم ترین تفاسیر روایی شیعی در قرن یازدهم و اوایل قرن دوازدهم هجری قمری است، این تفسیر که به شیوه روایی است موضوعات علوم شرعی، قصص، اخبار نبوی و مهم تر از همه فضایل اهل بیت را بیان کرده و بعد احادیث و روایات ماثوره از اهل بیت (علیه السلام) و تناسب آنها با آیات قرآنی را در ذیل آن آورده است. تفسیر البرهان، بسیاری از اخبار و اسرار علم قرآن که در زمینه تفسیر در کتابهای ناشناخته کهن آمده، گردآوری کرده و خوانندگان را به روایات بسیاری که بر مفسران این زمان، پنهان مانده رهنمون است. ساختار و تقسیم بندی کتاب: کتاب دارای یک مقدمه و 16 باب است که در این 16 باب، مسائل قرآنی و دیدگاههای تفسیری را بیان می کند. از جمله اینکه اول: - در فضیلت و برتری عالم و متعلم، - و بعد در فضیلت قرآن، - و بعد ثقلین (ثقل اکبر و ثقل اصغر)، - باب دیگر قرآن کریم به ترتیب نزول، جمع آوری نشده است، - خودداری از تفسیر به رای، مفسر صریحا دیگران را از دست زدن به تفسیر نهی می کند اگر چه تعبیر او از تفسیر در اینجا به تاویل، بسیار نزدیک است. - ظاهر و باطن قرآن، - باب بعدی چرا قرآن به زبان عربی نازل شده است؟ - احادیث ناموافق با قرآن، - اولین و آخرین سوره های نازل شده، - در باب پانزدهم، مولف همبستگی عترت و قرآن و تاکید براینکه باطن و علم قرآن، نزد ائمه معصومین است، پرداخته و در باب شانزدهم، منابع تفسیر خود را معرفی و بعضی از اصطلاحات رایج تفسیری را گفته است. بحرانی در این تفسیر، فقط روایات و اخبار را آورده و در پایان هر بخش بصورت جداگانه، سلسله اسناد احادیث ضبط شده و احادیث اهل سنت را ذکر کرده است. مزیت این تفسیر بر این ست که روایات تفسیری آن از منابع مهمی مانند تفسیر العیاشی، تفسیر منسوب به علی بن ابراهیم قمی، تفسیر منسوب به امام حسن عسگری و دیگر متون روایی شیعی، اعم از متون حدیثی یا تفسیری گرفته شده است. در این تفسیر، فضایل اهل بیت (علیه السلام)، فضایل سور و آیات، احکام مربوط به محل نزول (مکی و مدنی)، بیان شأن نزول، مقاصد و معانی آیات، نقل شده است. مولف در بیان روش خود در این تفسیر، مبنی بر اینکه تفسیر قرآن باید براساس روایات نقل شده از ائمه معصومین باشد، علم تنزیل و تاویل را فقط مختص آنان، یعنی کسانی که قرآن در بیت شان نازل شده، می داند و تاکید دارد که علوم قرآنی، جایی جمع و متمرکز نمی شود مگر نزد اوصیای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و غیر از ائمه اطهار، هیچکس یارای آن را ندارد که تفسیری از قرآن ارائه دهد. علامه سید هاشم بن سلیمان بحرانی اون رو تألیف کرده اند علت اینکه در بین عوام معروف نیست این هست که نزدیک به تنها 3 سال هست به فارسی ترجمه شده وگرنه نزد اهل علم بسیار شناخته شده است بعلاوه خود علامه بحرانی این ها را از منابع معتبر شیعه جمع آوری کرده اند که در خود کتاب ذکر شده ذیل هر روایت و بنده برای اطمینان شما از چند تفسیر برای شما مطالب رو ارائه میدم با آیات و روایات متعدد و مستندات تاریخی بگذارید مقداریش رو به حساب مطالعه کم خودمون مولا علی میفرمایند: مرا فرزند زن یهودی خواهد کشت مادر ابن ملجم یهودی بوده و در سالهای آغازین رحلت رسول الله چندین هزار نفر از یهودیان مدینه به کوفه هجرت میکنند و در روز عاشورا عده ی کثیری از قاتلان و نبرد کنندگان فعالان سپاه عمر سعد لعنت الله علیه همین یهودیان بوده اند که برای انتقام از ضربات مهلکی که از رسول خدا و امیرالمومنین و اسلام خورده بودند وارد شده بودند و سِر جون یک مشاور یهودی است که در دربار یزید هست و کسی که پیشنهاد میده به یزید که برای قائله ی امام حسین علیه السلام ابن زیاد را بفرست به کوفه همین ملعون بوده و امام سجاد علیه السلام میفرمایند که: در شام و در دربار یزید بیش از آنکه مسلمان ببینم یهودی دیدم و...... آیه قرآن بخونم برای شما: لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذينَ أَشْرَكُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ قالُوا إِنَّا نَصارى ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ (82 المائده) مسلّماً يهوديان و كسانى را كه شرك ورزيدهاند، دشمنترين مردم نسبت به مؤمنان خواهى يافت و قطعاً كسانى را كه گفتند: «ما نصرانى هستيم»، نزديكترين مردم در دوستى با مؤمنان خواهى يافت، زيرا برخى از آنان دانشمندان و رهبانانىاند كه تكبر نمىورزند. {در این آیه به یکی از مهم ترین عوامل انحرافات عظیم این قوم اشاره شده که ما هم اگه مواظب نباشیم گرفتار میشویم و آن تکبر ورزیدن است} و الَّذينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ وَ إِنَّ فَريقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ (146 بقره) كسانى كه به ايشان كتاب [آسمانى] دادهايم، همان گونه كه پسران خود را مىشناسند، او [محمد] را مىشناسند و مسلماً گروهى از ايشان حقيقت را نهفته مىدارند، و خودشان [هم] مىدانند. چرا یهودیان از سالها قبل به یثرب مسافرت نموده و این شهر را بنا نهادند و به صورت گروهی در آن ساکن شدند؟ (یهودیان شنیده بودند که پیامبر آخر الزمان به یثرب می آیند و در این باره اطلاع کامل داشتند (الکافی،جلد 8،ص308) و این از مصادیق آیه 146 بقره است.)( كسانى كه به ايشان كتاب [آسمانى] دادهايم، همان گونه كه پسران خود را مىشناسند، او [محمد] را مىشناسند...) خیلی مفصل است قصه ابتدا این 4 تاپیک رو پیشنهاد میکنم حتماً مطالعه بفرماید! چرا پیامبر به جز فتح مکه تمام همت خود را مصروف رسیدن به قدس کردند؟ شناسنامه یهود در قرآن! رابطه یهود و سحر و جادو از منظر قرآن کریم شیاطین بر چه کسانی نازل می شوند؟!! قصه خیلی مفصل است! ترجمه ی تفسیر روایی البرهان |
|||
|
|
۱۳:۱۸, ۱۹/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/اردیبهشت/۹۱ ۱۴:۱۰ توسط nasimesaba.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحيم
1- فتنه انگيزي و فساد در زمين: قرآن يهوديان را فتنهانگيز معرفي كرده ميفرمايد: «... هر زمان آتش جنگي افروختند خداوند آن را خاموش ساخت و براي فساد در زمين تلاش ميكنند و خداوند مفسدان را دوست ندارد.» وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنفِقُ كَيْفَ يَشَاءُ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ كُلَّمَا أَوْقَدُواْ نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ ﴿۶۴﴾ مائده و يهود گفتند دستخدا بسته است دستهاى خودشان بسته باد و به [سزاى ] آنچه گفتند از رحمتخدا دور شوند بلكه هر دو دست او گشاده است هر گونه بخواهد مىبخشد و قطعا آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو فرود آمده بر طغيان و كفر بسيارى از ايشان خواهد افزود و تا روز قيامت ميانشان دشمنى و كينه افكنديم هر بار كه آتشى براى پيكار برافروختند خدا آن را خاموش ساخت و در زمين براى فساد مىكوشند و خدا مفسدان را دوست نمىدارد (۶۴) 2- دشمني با مسلمانان: از ديگر ويژگيهاي يهوديان دشمني آنان با مسلمانان است، قرآن كريم در اين مورد ميفرمايد: «به طور مسلم دشمنترين مردم نسبت به مؤمنان را، يهود و مشركان خواهي يافت ...» لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُواْ وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَّوَدَّةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ قَالُوَاْ إِنَّا نَصَارَى ذَلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لاَ يَسْتَكْبِرُونَ ﴿۸۲﴾ مائده مسلما يهوديان و كسانى را كه شرك ورزيدهاند دشمنترين مردم نسبت به مؤمنان خواهى يافت و قطعا كسانى را كه گفتند ما نصرانى هستيم نزديكترين مردم در دوستى با مؤمنان خواهى يافت زيرا برخى از آنان دانشمندان و رهبانانىاند كه تكبر نمىورزند (۸۲) 3- مخالفت با توحيد: يهوديان جزو اولين گروههايي بودند كه توحيد را به شرك آلوده كردند و معتقد شدند «عُزير» پسر خداوند است. قرآن در توضيح اين باور آنان ميفرمايد: «يهود گفتند: عُزير پسر خدا است و نصاري گفتند: مسيح پسر خدا است اين سخني است كه با زبان خود ميگويند كه همانند كافران پيشين است. خدا آنان را بكشد چگونه از حق انحراف مييابند.» وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللّهِ وَقَالَتْ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللّهِ ذَلِكَ قَوْلُهُم بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِؤُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ ﴿۳۰﴾ توبهو يهود گفتند عز ير پسر خداست و نصارى گفتند مسيح پسر خداست اين سخنى است [باطل] كه به زبان مىآورند و به گفتار كسانى كه پيش از اين كافر شدهاند شباهت دارد خدا آنان را بكشد چگونه [از حق] بازگردانده مىشوند (۳۰) 4- پيمانشكني و مخالفت با احكام الهي: از ديگر خصوصيات قوم يهود عمل نكردن به اوامر و احكام الهي است قرآن در اين مورد ميفرمايد: «و به ياد آوريد زماني را كه از بني اسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خداوند يگانه را پرستش نكنيد و به پدر و مادر و نزديكان و يتيمان و بينوايان نيكي كنيد و به مردم نيك بگوئيد و نماز به پا داريد و زكات بدهيد، پس همه شما جز عده كمي سرپيچي كرديد و (از وفاي به پيمان خود) رويگردان شديد.» وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لاَ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلاَّ قَلِيلًا مِّنكُمْ وَأَنتُم مِّعْرِضُونَ ﴿۸۳﴾ بقره و در آيه ديگري نيز ميفرمايد: «... و رسولان ما دلايل روشني براي بني اسرائيل آوردند، امّا بسياري از آنها پس از آن در روي زمين تعدي و اسراف كردند.» مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا وَلَقَدْ جَاءتْهُمْ رُسُلُنَا بِالبَيِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم بَعْدَ ذَلِكَ فِي الأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ ﴿۳۲﴾ مائده از اين روى بر فرزندان اسرائيل مقرر داشتيم كه هر كس كسى را جز به قصاص قتل يا [به كيفر] فسادى در زمين بكشد چنان است كه گويى همه مردم را كشته باشد و هر كس كسى را زنده بدارد چنان است كه گويى تمام مردم را زنده داشته است و قطعا پيامبران ما دلايل آشكار براى آنان آوردند [با اين همه] پس از آن بسيارى از ايشان در زمين زيادهروى مىكنند (۳۲) البته اين ويژگيها تنها گوشهاي از خصوصيات قوم يهود است و قرآن كريم به ويژگيهاي بسياري اشاره دارد كه تفاسير به آنها پرداختهاند، در اينجا ميتوانيم چنين نتيجهگيري كنيم كه از ديدگاه قرآن، خداوند به قوم يهود نعمتهاي فراواني اعطاء كرده بود، وَلَقَدْ آتَيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ ﴿۱۶﴾ جاثيه و به يقين فرزندان اسرائيل را كتاب [تورات] و حكم و پيامبرى داديم و از چيزهاى پاكيزه روزيشان كرديم و آنان را بر مردم روزگار برترى داديم (۱۶) وَآتَيْنَاهُم بَيِّنَاتٍ مِّنَ الْأَمْرِ فَمَا اخْتَلَفُوا إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمْ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ﴿۱۷﴾ جاثيه و دلايل روشنى در امر [دين] به آنان عطا كرديم و جز بعد از آنكه علم برايشان [حاصل] آمد [آن هم] از روى رشك و رقابت ميان خودشان دستخوش اختلاف نشدند قطعا پروردگارت روز قيامت ميانشان در باره آنچه در آن اختلاف مىكردند داورى خواهد كرد (۱۷) لكن آنان به جاي سپاسگذاري طغيان كرده، پيمانشكني نموده و به فتنهانگيزي و فساد روي آوردند و با پيامبران الهي مخالفت كرده، دين اسلام را كه آخرين و كاملترين دين بود قبول نكردند. |
|||
|
|
۱۹:۱۷, ۲۵/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
[b]«5» فَإِذَا جَآءَ وَعْدُ أُولَهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَاداً لَّنَآ أُوْلِى بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُواْ خِلَلَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْداً مَّفْعُولاً پس همين كه وعده ى نخستين فتنه فرا رسد، گروهى از بندگان توانمند و جنگجوى خويش را (براى سركوبى شما) بر انگيزيم. پس درون خانهها را جستجو كنند (تا فتنهگران را يافته كيفر دهند) و آن، وعدهاى قطعى است.[/b]
نكتهها:
قرآن، براى آن گروهى كه فسادگران بنىاسرائيل را سركوب مىكنند، مصداقى بيان نكرده است. امّادر تفاسير، آن را به بختالنصّر، طالوت، پادشاهروم، هيتلر و... تطبيق دادهاند، ولى برخى از آنان، با كلمهى مقدّس «بَعثنا» كه براى قيامت و بعثت انبيا آمده، و«عباداً لنا» كه براى افرادى همچون پيامبران بكار رفته است، سازگار نيست. بنابراين شايد نظر آيه به آيندهاى باشد كه هنوز نيامده است. و شايد هم مصداق ديگرى داشته باشد. پيامها: 1- از سنّتهاى الهى، نابودى مستكبران طغيانگر است. «بَعثنا عليكم» 2- تحقّق وعدههاى الهى، به معناى كنار بودن انسان از وظيفهى جهاد نيست. «بعثنا عليكم عباداً» 3- جهاد و مبارزه با مستكبران، مخصوص اسلام نيست. «بعثنا... اولى بأس شديد» 4- دست بالاى دست بسيار است. بنىاسرائيل طغيان كردند، خدا هم برتر از آنان را برايشان مسلطّ مىسازد. «بعثنا... اولى بأس شديد» 5 - فراهم آوردن قدرت براى سركوبى فتنهگران و سلب امنيّت از آنان، حتّى از طريق گشت خانه به خانه، كارى نيكو است. «فجاسوا خلال الدّيار» 6- پيشگويىهاى آسمانى، حتماً به وقوع مىپيوندد. «وعداً مفعولاً» |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| سیمای کلی سوره ها | ghoran | 22 | 6,162 |
۲۳/شهریور/۹۵ ۱۱:۲۴ آخرین ارسال: ghoran |
|
| وجه نام گذارى سوره بقره (از دیدگاه آیت الله علی صفایی حائری) | paradise | 0 | 1,302 |
۳/شهریور/۹۴ ۱۱:۱۴ آخرین ارسال: paradise |
|
| خواص و برکات سوره اسراء | در جستجوی سختی | 0 | 1,155 |
۳۱/تیر/۹۴ ۱۰:۴۷ آخرین ارسال: در جستجوی سختی |
|
| منظور از "امانت" در ایه 72 سوره الاحزاب چیست؟ | غریب | 11 | 5,748 |
۲۱/تیر/۹۴ ۵:۲۶ آخرین ارسال: محمدهادی |
|
| مباحثه سوره ناس،رهایی از شر خناس | یاســین | 16 | 9,751 |
۲۰/بهمن/۹۳ ۲۰:۰۰ آخرین ارسال: محمدهادی |
|
| سوالی در باب آیه 3 سوره نور | بهسا | 6 | 2,866 |
۶/آذر/۹۳ ۱۲:۲۲ آخرین ارسال: مصباح |
|
| انس با قرآن با تفسیر سوره مبارکه حمد | kamelia | 0 | 1,394 |
۳۰/مرداد/۹۳ ۲۲:۱۱ آخرین ارسال: kamelia |
|










