کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 6 رای - 4.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سوره بنی اسرائیل (اسراء) سوره ی منتظران مهدی فاطمه علیهما سلام
۵:۵۳, ۱۱/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/اردیبهشت/۹۱ ۱۷:۴۳ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
(۲۵/دی/۸۹ ۱۲:۵۴)علی 110 نوشته است:  سلام دوستان
فوائد و فضائل سوره بنی اسرائیل (اسری)

در کتاب مصباح - ص 441 و تفسیر شریف البرهان جلد 2 صفحه 289 و الصافی جلد 1 ص 1000 و...
به روایت از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام مذکور است که هرکس بخواند سوره ی بنی اسرائیل را در هر شب جمعه نمیرد تا دریابد قائم آل محمد صلوات الله علیه را و از اصحاب آن حضرت باشد.
من اولین باری که این حدیث شریف رو دیدم با خودم گفتم مگه توی این سوره چی نوشته که یه همچین آثاری داره؟!
زمانی که با این رویکرد رفتم سراغ این سوره (از المیزان هم کمک گرفتم) دیدم در این سوره بسیاری از مطالب در مورد اصول عقاید، دشمن شناسی و وظایف منتظران و حتی آیاتی که صراحتاً به امام زمان و مسئله ظهور مربوط میشه و خلاصه هر چیزی که یه سرباز امام زمان باید بدون و معتقد باشه و بهش عمل کنه رو داره به زودی سعی میکنم مطلبی تفصیلی در مورد این سوره ی خدمت دوستان تقدیم کنم
منتظران مشتاق از این سوره شبهای جمعه غافل نشوند!!!!!!!!!!!
برای پدرو مادر حقیر دعا بفرماید
یا علی

سوره‏ى «اِسراء»، يكصد و يازده آيه دارد و بنابر قول مشهور مكّى است. البتّه بعضى پنج آيه‏ى 26، 32، 33، 57 و 78 را مدنى مى‏دانند.

اين سوره؛ به جهت كلمه‏ ى اوّل آن، «سبحان» و به خاطر ماجراى معراج، «اِسراء» و به سبب بازگويى داستان بنى‏اسرائيل، «بنى‏اسرائيل» نام‏گذارى شده است.

در اين سوره همچون ديگر سوره‏هاى مكّى، موضوعاتى از قبيل: توحيد، معاد، نصايح سودمند و مبارزه با هرگونه شرك، ظلم و انحراف، سنّت‏ها و قوانين فردى واجتماعى در تاريخ، تاريخچه آدم و ابليس، پيامبر اسلام و موقعيّت آن حضرت در مكّه، بيان شده است. از مسائل عمده و قابل توجّه در اين سوره، معراج حضرت رسول‏صلى الله عليه وآله است.

شروع سوره با «تسبيح» خداست و پايان آن با «حمد» و ستايش او.

در روايات به تلاوت اين سوره در شب‏هاى جمعه سفارش شده و از جمله فوائد آن، ديدار امام‏زمان‏عليه السلام دانسته شده است.(1)



1- امام صادق ‏عليه السلام فرمودند: «من قرء سورة بنى اسرائيل فى كل ليلة جمعة لم يمت حتّى يدرك القائم و يكون من اصحابه». تفسير نمونه.


---------------------------------------
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏

به نام خداوند بخشنده مهربان‏
«1» سُبْحَنَ الَّذِى أَسْرَى‏ بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَا الَّذِى بَرَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ ءَايَتِنَآ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ

پاك و منزّه است آن (خدايى) كه بنده‏اش را از مسجدالحرام تا مسجدالاقصى‏ كه اطرافش را بركت داده‏ايم شبانه بُرد، تا از نشانه‏هاى خود به او نشان دهيم. همانا او شنوا و بيناست.

[b]نكته‏ها:
معراج، مقدّس‏ترين سفر در طول تاريخ است، مسافرش پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله، فرودگاهش مسجدالحرام، گذرگاهش مسجد الاقصى‏، مهماندارش خدا، هدف آن ديدن آيات الهى، سوغاتش اخبار آسمان‏ها و ملكوت و بالا بردن سطح فهم بشر از اين دنياى مادّى بوده است.(2)
بر اساس روايات، پيامبر يك سال قبل از هجرت، پس از نماز مغرب در مسجدالحرام، از طريق مسجدالاقصى‏ به وسيله‏ى «بُراق»(3) به آسمان‏ها رفت و چون بازگشت، نماز صبح را در مسجدالحرام خواند.(4)
معراج پيامبر، جسمانى و در بيدارى بوده، نه در خواب و با روح! و اصل آن از ضروريات دين و مورد اتّفاق‏همه‏ى فرقه‏هاى اسلامى است.(5) روايات متواتر(6) و برخى دعاها و زيارتنامه‏ها هم به اين مسأله اشاره دارد و در برخى احاديث، منكر آن كافر معرّفى شده است.
خداوند، حضرت آدم را از آسمان به زمين آورد، ولى حضرت رسول‏صلى الله عليه وآله را از زمين به آسمان برد.(7) پيامبر در آن شب، عوالم بالا، ملكوت آسمان‏ها و عجائب آفرينش را ديده(8) ، با انبيا ملاقات كردند.(9) ، برخى احاديث قدسى در اين سفر بر آن حضرت وارد شده است، و رهبرى و ولايت على‏عليه السلام مطرح شد.
در اين سفر، حضرت رسول، بهشت و جهنّم را ديد، وضعيّت بهشتيان و نعمت‏هايشان و دوزخيان و عذاب‏هايشان از مشاهدات ديگر پيامبر بود. وقتى پيامبر داستان معراج را بيان فرمود، بعضى مردم كم‏ ظرفيّت از دين برگشتند.(10)
پيامبرى كه امتّش در آينده از فضانوردان نيز خواهند بود، لازم است به معراج و سفر آسمانى رفته باشد. «سبحان الّذى أسرى‏ بعبده»
پيام‏ها:
1- معراج، لغو نيست، بلكه اسرارى قابل توجّه دارد. «سبحان الّذى اسرى‏...»
2- معراج، اردوى خصوصى و بازديد علمى پيامبر بود، و گرنه خداوند بى‏مكان است. «سبحان الّذى اسرى‏»
3- عبوديّت، مقدّمه پرواز است وعروج، بى‏خروج از صفات رذيله، ممكن نيست. «أسرى‏ بعَبده»
4- انسان اگر هم به معراج برود، باز «عبد» است. پس درباره‏ى اولياى خدا غلوّ نكنيم. «أسرى بعَبده»
5 - عبوديّت، از افتخارات پيامبر و زمينه‏ى دريافت‏هاى الهى اوست. «بعَبده»
6- براى قرب به خدا، شب بهترين وقت است.(11) «أسرى... ليلاً»
7- شب معراج، شب بسيار مهمى بوده است. «ليلاً» نكره آمده است.
8 - اگر استعداد وشايستگى باشد، پرواز يكشبه انجام مى‏گيرد. «أسرى‏ بعبده ليلاً»
9- مسجد، بهترين سكوى پرواز معنوى مؤمن است. «من المسجد»
10- مسجد بايد محور كارهاى ما باشد. «من المسجد الحرام الى المسجدالاقصى‏»
11- حركت‏هاى مقدّس، بايد از راهها و جايگاه‏هاى مقدّس باشد. «أسرى... من المسجد»
12- سرسبزى و بركات، بايد بر محور مسجد و پيرامون آن باشد. «المسجد... بارَكنا حَوله»
13- بيت المقدّس و حوالى آن، محلّ نزول بركات آسمانى، مقّر پيامبران و فرودگاه فرشتگان در تاريخ بوده است. «باركنا حَوله»
14- ظرفيّت علمى انسان، از دانستنى‏هاى زمين بيشتر و شگفتى‏هاى آسمان نيز از زمين بيشتر است. «أسرى‏... لنُريَه من آياتنا»
15- هدف معراج، كسب معرفت و رشد معنوى بود. «لنُريَه من آياتنا»
16- آيات الهى آن قدر بى‏انتهاست كه رسول خدا نيز توان دستيابى به همه آنها را ندارد. «من آياتنا»(12)
17- خداوند، به مخالفان هشدار مى‏دهد كه آنان را مى‏بيند و سخنانشان را مى‏شنود. «السّميع البصير»


--------------------------------------------------
2) در تفسير فرقان آمده است: شب ميلاد، شب معراج، شب بعثت، شب هجرت، شب ورود به مدينه و شب رحلت پيامبر، همه، شب دوشنبه بوده است.
3) تفسير نورالثقلين.
4) بحار، ج 18، ص‏389.
5) اين آيه و آيات 8 تا 18 سوره‏ى نجم، بر اين مطلب دلالت دارد.
6) متواتر، به رواياتى مى‏گويند كه افراد بسيارى آن‏را نقل كرده باشند وجايى براى شبهه نباشد.
7) تفسير كشف‏الاسرار.
8) تفسير نورالثقلين.
9) كافى، ج 8، ص‏121.
10) تفسير طبرى.
11) سُرى‏» به معناى سير و حركت شبانه است.
12) در جاى ديگر آمده است: «لقد رأى من آيات ربّه الكبرى‏» نجم، 18.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: أین المنتظر ، Agha sayyed ، یا ثارالله ، MohammadSadra ، yamin ، meshkat ، محیصا ، sarallah ، امید ، حلما ، only_y2d ، Hadith ، یاســین ، sunrise59 ، در جستجوی سختی ، Tolou ، hesam110 ، Moh3eN-QalaM ، mohammad reza ، m.hossein ، شیما ، nooromahdi ، فاطمه خانم ، جانثار مهدی ، Farzaneh ، ساقی ، fatemeh ، شیدا ، mahdy30na ، بچه شیعه ، غفران غ ، ali.khm ، ahmad1300 ، منادی حق ، سدرة المنتهی ، laanbar1-2-3 ، مجید املشی ، Aryha ، عبدالرحمن ، El-Yasin
۱۱:۲۲, ۱۱/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/اردیبهشت/۹۱ ۱۱:۲۵ توسط nasimesaba.)
شماره ارسال: #2
آواتار
«2» وَ ءَاتَيْنَا مُوسَى الْكِتَبَ وَجَعَلْنهُ هُدىً لِّبَنِى إِسْرَءِيلَ أَلَّا تَتَّخِذُواْ مِن دُونِى وَكِيلاً

ما به‏ موسى كتاب (آسمانى) داديم و او را هدايت‏گر بنى‏اسرائيل قرارداديم، كه غير از من تكيه‏گاه و كارسازى نگيريد.

نكته ‏ها:

در قرآن، بارها سفارش به توكّل بر خدا و دورى از توكّل به غير او شده و در كنار فرمان به توكّل، دليل آن نيز بيان شده است. مثلاً در سوره اعراف مى‏فرمايد: چون خداوند علم بى‏نهايت دارد، بر او توكّل كن.(15) و در سوره يوسف مى‏فرمايد: چون حكومت بدست اوست، پس بر او توكّل كن.(16) و يا در سوره نساء مى‏فرمايد: چون مالك بى‏چون و چرا اوست، پس او را وكيل خود بگير.(17)
رسالت حضرت موسى جهانى بوده است، هر چند در اين آيه، موسى‏عليه السلام را براى بنى‏اسرائيل هادى مى‏داند، ولى در جاى ديگر او را برگزيده و هادى تمام مردم مى‏داند: «نوراً و هدىً للنّاس»(18) ، «اصطفيتُك على النّاس»(19).

پيام‏ها:

1- در تبليغ، گاهى خويشى و هموطن وهمشهرى بودنِ مبلّغ با مخاطبان تاثير دارد. «هُدىً لبنى اسرائيل»
2- عصاره‏ ى دعوت پيامبران، توحيد است. «آتينا موسى‏الكتاب ... الاّ تتّخذوا»
3-انسان نياز به تكيه‏ گاه دارد، و انبيا، خداوند را تكيه‏گاه واقعى او معرّفى مى‏كنند. «الاّتتّخذوا من‏دونى وكيلاً»

----------------------------------------
15) اعراف، 89.
16) يوسف، 68.
17) نساء، 131.
18) انعام، 91.
19) اعراف، 144.


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا ثارالله ، MohammadSadra ، Agha sayyed ، yamin ، meshkat ، حلما ، only_y2d ، یاســین ، sunrise59 ، در جستجوی سختی ، seiied ، hesam110 ، mohammad reza ، Farzaneh ، سدرة المنتهی ، عبدالرحمن
۱۹:۱۱, ۱۳/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #3
آواتار
«3» ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ كَانَ عَبْداً شَكُوراً
(اى بنى‏اسرائيل!) اى فرزندانِ كسانى كه آنان را همراه نوح، سوار (بر كشتى) كرديم و (نجات داديم!) همانا نوح، بنده‏اى بسيار شكرگزار بود (شما هم مثل او باشيد، تا نجات يابيد).
[b] نكته ها:[/b]
حضرت نوح را «پدر دوّم» انسان گفته‏اند، چون در طوفان نوح، همه‏ى مردم غرق شدند، جز آنان كه در كشتى همراه نوح بودند. از اين رو معناى «ذُرّيّة مَن حَمَلنا» همانند جمله‏ى «يا بنى آدم» است.
[/b] حضرت نوح در ميان پيامبران، بيش از همه عمر كرد و همواره گرفتار اذيّت و آزار كفّار و لجوجان بود، ولى بنده‏اى بسيار شاكر بود.(20)
خداوند نيز براى حضرت نوح، حساب ويژه‏اى باز كرده و سلام مخصوص به او داده است.(21)



پيام‏ها:



1- در مكتب انبيا بودن وهمراهى با آنان، رمز نجات و بقاى انسان است. «ذُرّية مَن حَمَلنا مع نوحٍ»
2- تاريخِ گذشتگان، عامل تربيت و هشدار براى آيندگان است. «ذُرّية مَن حملنا»
3- توجّه دادن فرزندان به شرافت و ايمان نياكان، راهى عاطفى براى تربيت و پذيرش دعوت و مسئوليّت آنان است. «ذُرّية مَن حمَلنا»
4- عبوديّت وبندگى خدا، زمينه ايمنى از حوادث و مهالك است. «حَملنا مع نوح انّه كان عبداً شكوراً»
5 - تجليل از مردان والا و اسوه، از عوامل تربيت است. «كان عبداً شكوراً»
6- يكى از بركات شكور بودن، ذرّيه پايدار داشتن است. «ذريّة من... عبداً شكوراً»
شكر
«شكور» به كسى مى‏گويند كه بسيار شكرگزار باشد. شكور از صفات خداوند است، زيرا در برابر كار نيك انسان پاداش بسيار مى‏دهد در برابر هر كار خيرى، ده ثواب يا هفتصد و يا بدون حساب پاداش مى‏دهد.
حضرت نوح‏عليه السلام در هر صبح و شام سه بار باجملات مخصوص خدا را سپاس مى‏كرد.(22)
مراتب شكر عبارت است از: شكر قلبى، زبانى و عملى.
[/b] شكر قلبى آن است كه نعمت‏هاى خدا را بشناسيم و باور كنيم همه الطاف از اوست و غير او واسطه‏اى بيش نيستند و به خاطر سختى‏ها و حوادث تلخ دست از او بر نداريم.
حضرت زينب‏عليها السلام كه آن همه مصيبت ديد، در سخن خود به حكومت بنى‏اميّه فرمود: «ما رأيتُ الاّ جميلا»، من جز زيبايى نديدم.

[b] آرى، در سفره‏ ى هستى، همه‏ى آفريده‏ ها در جاى خود زيباست گرچه ما زيبايى آن را درك نكنيم.

چنانكه افراد بزرگ كه به سفره‏اى نگاه ميكنند، مربا و شيرينى را زيبا مى‏بينند و هم ترشى وفلفل وپياز را، گرچه همين سفره را اگر نزد كودكى پهن كنيم، شيرينى‏ها را زيبا، ولى ترشى و فلفل و پياز را بد مى‏پندارد.
شكر زبانى آن است كه با گفتن جملاتى ازقبيل: «الحمدللّه ربّ العالمين»، خدا را شكر كنيم.
شكر عملى آن است كه از نعمت‏هاى الهى آنگونه كه خداوند مى‏خواهد بهره‏برداى كنيم. مثلاً اگر غذايى خورديم از قدرت و انرژى آن، كار نيكى انجام دهيم، اگر قدرتى پيدا كرديم از نيازمند و ضعيفى دست‏گيرى كنيم.
شكر خداوند، وسيله‏ى زياد شدن نعمت‏هاست.
شكر خداوند، وسيله‏ى بيمه شدن از وسوسه‏ هاى شيطانى است، زيرا شيطان به خداوند گفت: من از هر سو مردم را گمراه خواهم كرد، زيرا اكثر مردم اهل شكر نيستند.(23) و هر كس شاكر نباشد در دام او قرار خواهد گرفت.

---------------------------------------------------

20) گوشه‏اى از دعاها و شكرهاى آن حضرت در تفسير مجمع البيان و اطيب البيان آمده است.
21) سلام على نوحٍ فى العالمين» صافّات، 79.
22) كافى، ج‏2، ص 534.
23) اعراف، 17.
24) قصص، 83.


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Agha sayyed ، یا ثارالله ، yamin ، meshkat ، حلما ، only_y2d ، sunrise59 ، در جستجوی سختی ، mohammad reza ، Farzaneh ، عبدالرحمن
۱:۵۴, ۱۸/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/اردیبهشت/۹۱ ۱:۵۴ توسط nasimesaba.)
شماره ارسال: #4
آواتار
«4» وَقَضَيْنَآ إِلَى‏ بَنِى إِسْرَءِيلَ فِى الْكِتَبِ لَتُفْسِدُنَّ فِى الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوّاً كَبِيراً
ما در كتاب (تورات)، به بنى‏اسرائيل اعلام كرديم كه قطعاً شما دوبار در زمين فساد مى‏كنيد و برترى‏جويىِ بزرگى خواهيد كرد.
[b]
نكته‏ ها:

ممكن است دو نوبت فساد بني ‏اسرائيل؛ يك بار به خاطر شهادت شعيا و مخالفت آرميا و يك بار هم به خاطر قتل زكريّا و يحيى بوده باشد، البتّه احتمال ماجراهاى ديگرى نيز داده شده كه در آيات بعد به آن اشاره مى‏شود.
بهشت مخصوص كسانى است كه از هرگونه برترى‏طلبى و استكبار دورى كنند، نه كسانى كه خود را برتر و بزرگ‏تر از ديگران بدانند. «تلك الدّار الآخرة نَجعلها للّذين لا يُريدون علوّاً فى الارض و لافساداً»(24)
فساد، شامل انواع فسادهاى جانى، فرهنگى، اقتصادى، نظامى و سياسى مى‏شود. («لتفسدنّ»، مطلق آمده است)

پيام‏ها:

1- كتاب‏هاى آسمانى، از آينده نيز خبر داده‏اند. «و قَضَينا»
2- سوابق قوم يهود، در تورات هم ثبت شده است. «فى الكتاب»
3- برترى‏جويى و فساد در زمين، از خصلت‏هاى دنياطلبان است. «لتفسدنّ فى الارض و لتعلنّ»
4- فسادى خطرناك‏تر است كه ريشه استكبارى داشته باشد و تكرار شود. «لتفسدنّ... مَرّتين و لتعلنّ»
5 - گاهى مستضعفين نيز مستكبر مى‏شوند. «ولتَعلُنّ عُلوّا كبيرا» (با توجّه به اينكه بنى‏اسرائيل قبلاً توسّط فرعون به استضعاف كشيده شده بودند.)

--------------------------------------
24) قصص، 83.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: meshkat ، یا ثارالله ، حلما ، only_y2d ، sunrise59 ، در جستجوی سختی ، محیصا ، mohammad reza ، Farzaneh ، عبدالرحمن
۱۶:۵۷, ۱۸/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #5
آواتار
لازم به توضیح هست که:
تلفظ و ادای درست این سوره همونطور که دوست عزیزمون درج کردند،(( اِسرا )) هست که متاسفانه اکثر افراد اشتباها اَسرا بیان میکنند.
-اِسرا :نام پیامبر خداست
-در حالی که اَسرا(اَسری) به معنی سیر داد میباشد.

امضای sarallah
به امید روزی که این پُست سرتاسر این تالار گفت و گو را پرکند:
امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) آمد!
[تصویر: NatureGif16.gif]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا ثارالله ، nasimesaba ، حلما ، sunrise59 ، در جستجوی سختی ، محیصا ، mohammad reza ، Farzaneh ، عبدالرحمن ، افشین
۱۷:۳۹, ۱۸/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #6
آواتار
(۱۸/اردیبهشت/۹۱ ۱:۵۴)nasimesaba نوشته است:  
«4» وَقَضَيْنَآ إِلَى‏ بَنِى إِسْرَءِيلَ فِى الْكِتَبِ لَتُفْسِدُنَّ فِى الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوّاً كَبِيراً
ما در كتاب (تورات)، به بنى‏اسرائيل اعلام كرديم كه قطعاً شما دوبار در زمين فساد مى‏كنيد و برترى‏جويىِ بزرگى خواهيد كرد.

همین جا توقق کنید که یک دنیا حرف برای گفتن دارم

یک دنیا حرف

باورنکردنی بود در ابتدا که خواندم

صبر کنید تا بر طبق روایات و مستندات تاریخی سخنی بگویم از طغیانها دو گانه ی یهودیان

صبر کنید دوستان
من با این سوره خیلی خیلی کار دارم
اگه خدا توفیق بده

اشارتی میکنم

منظور از طغیان اولشان به شهادت رساندن امیرالمومنین و زخمی کردن امام حسن مجتبی علیه السلام است
و منظور از آن طغیان کبیر هم بر طبق گفته ی امام صادق علیه السلام قتل امام حسین علیه السلام است

منتظر باشید
به تفسیر روایی البرهان مراجعه بفرماید
فعلاً یا علی

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، یا ثارالله ، nasimesaba ، محیصا ، only_y2d ، یاســین ، m2kh24 ، در جستجوی سختی ، mohammad reza ، یا صاحب الزمان ، Farzaneh ، ali.khm ، عبدالرحمن
۱۷:۴۵, ۱۸/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #7
آواتار
(۱۸/اردیبهشت/۹۱ ۱۷:۳۹)علی 110 نوشته است:  
(۱۸/اردیبهشت/۹۱ ۱:۵۴)nasimesaba نوشته است:  
«4» وَقَضَيْنَآ إِلَى‏ بَنِى إِسْرَءِيلَ فِى الْكِتَبِ لَتُفْسِدُنَّ فِى الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوّاً كَبِيراً
ما در كتاب (تورات)، به بنى‏اسرائيل اعلام كرديم كه قطعاً شما دوبار در زمين فساد مى‏كنيد و برترى‏جويىِ بزرگى خواهيد كرد.


همین جا توقق کنید که یک دنیا حرف برای گفتن دارم

یک دنیا حرف

باورنکردنی بود در ابتدا که خواندم

صبر کنید تا بر طبق روایات و مستندات تاریخی سخنی بگویم از طغیانها دو گانه ی یهودیان

صبر کنید دوستان
من با این سوره خیلی خیلی کار دارم
اگه خدا توفیق بده

اشارتی میکنم

منظور از طغیان اولشان به شهادت رساندن امیرالمومنین و زخمی کردن امام حسن مجتبی علیه السلام است
و منظور از آن طغیان کبیر هم بر طبق گفته ی امام صادق علیه السلام قتل امام حسین علیه السلام است

منتظر باشید
به تفسیر روایی البرهان مراجعه بفرماید
فعلاً یا علی

انشاءالله خداوند به زودی پس از پایان مهلت دوم بنی اسرلییل ویهود وعده خود را محقق میکند
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: علی 110 ، سید ابراهیم ، nasimesaba ، محیصا ، در جستجوی سختی ، mohammad reza ، Farzaneh ، عبدالرحمن
۱۱:۳۶, ۱۹/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/اردیبهشت/۹۱ ۱۱:۵۷ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #8
آواتار
سلام یکی از کاربران محترم تالار سوالی مطرح کردند در پیام خصوصی
دیدم سوال مهمی است که ممکن است برای سایر دوستان هم پیش بیاد
جوابش رو عمومی بیان میکنم

یکی از کاربران نوشته است:
بسم الله الرحمن الرحیم
نقل قول: منظور از طغیان اولشان به شهادت رساندن امیرالمومنین و زخمی کردن امام حسن مجتبی علیه السلام است
و منظور از آن طغیان کبیر هم بر طبق گفته ی امام صادق علیه السلام قتل امام حسین علیه السلام است

منتظر باشید
به تفسیر روایی البرهان مراجعه بفرماید
فعلاً یا علی
سلام علیکم

سوالی داشتم تفسیر روایی البرهان مربوط به چه دوره ای و کی نوشته اش و اعتبار روایاتش چطوره؟

در این شکی نیست که شما غبر مستند حرفی نمی زنید اما این حرفتون مثل یه سنت شکنی میمونه. چون توو اکثر کتب تفسیری و تاریخی چیزی غیر از این اومده.

مدتی دنبال تهیه اش بودم. تهیه اش سخته خیلی کم پیدا میشه .حتی کتابخانه آستان قدس هم نداشتند.

درپناه مولی باشید

سلام عرض شد
تفسیر روایی البرهان در تقریباً تمام کتابخوانه های عمومی کشور موجود هست
چون خودم با نهاد کتابخوانه های کل کشور ارتباط دارم میدونم

بسیار موثق است


معرفي:
البرهان یکی از مهم ترین تفاسیر روایی شیعی در قرن یازدهم و اوایل قرن دوازدهم هجری قمری است، این تفسیر که به شیوه روایی است موضوعات علوم شرعی، قصص، اخبار نبوی و مهم تر از همه فضایل اهل بیت را بیان کرده و بعد احادیث و روایات ماثوره از اهل بیت (علیه السلام) و تناسب آنها با آیات قرآنی را در ذیل آن آورده است. تفسیر البرهان، بسیاری از اخبار و اسرار علم قرآن که در زمینه تفسیر در کتابهای ناشناخته کهن آمده، گردآوری کرده و خوانندگان را به روایات بسیاری که بر مفسران این زمان، پنهان مانده رهنمون است.

ساختار و تقسیم بندی کتاب:
کتاب دارای یک مقدمه و 16 باب است که در این 16 باب، مسائل قرآنی و دیدگاههای تفسیری را بیان می کند. از جمله اینکه اول:
- در فضیلت و برتری عالم و متعلم،
- و بعد در فضیلت قرآن،
- و بعد ثقلین (ثقل اکبر و ثقل اصغر)،
- باب دیگر قرآن کریم به ترتیب نزول، جمع آوری نشده است،
- خودداری از تفسیر به رای، مفسر صریحا دیگران را از دست زدن به تفسیر نهی می کند اگر چه تعبیر او از تفسیر در اینجا به تاویل، بسیار نزدیک است.
- ظاهر و باطن قرآن،
- باب بعدی چرا قرآن به زبان عربی نازل شده است؟
- احادیث ناموافق با قرآن،
- اولین و آخرین سوره های نازل شده،
- در باب پانزدهم، مولف همبستگی عترت و قرآن و تاکید براینکه باطن و علم قرآن، نزد ائمه معصومین است، پرداخته و در باب شانزدهم، منابع تفسیر خود را معرفی و بعضی از اصطلاحات رایج تفسیری را گفته است. بحرانی در این تفسیر، فقط روایات و اخبار را آورده و در پایان هر بخش بصورت جداگانه، سلسله اسناد احادیث ضبط شده و احادیث اهل سنت را ذکر کرده است.
مزیت این تفسیر بر این ست که روایات تفسیری آن از منابع مهمی مانند تفسیر العیاشی، تفسیر منسوب به علی بن ابراهیم قمی، تفسیر منسوب به امام حسن عسگری و دیگر متون روایی شیعی، اعم از متون حدیثی یا تفسیری گرفته شده است.
در این تفسیر، فضایل اهل بیت (علیه السلام)، فضایل سور و آیات، احکام مربوط به محل نزول (مکی و مدنی)، بیان شأن نزول، مقاصد و معانی آیات، نقل شده است.

مولف در بیان روش خود در این تفسیر، مبنی بر اینکه تفسیر قرآن باید براساس روایات نقل شده از ائمه معصومین باشد، علم تنزیل و تاویل را فقط مختص آنان، یعنی کسانی که قرآن در بیت شان نازل شده، می داند و تاکید دارد که علوم قرآنی، جایی جمع و متمرکز نمی شود مگر نزد اوصیای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و غیر از ائمه اطهار، هیچکس یارای آن را ندارد که تفسیری از قرآن ارائه دهد.


علامه سید هاشم بن سلیمان بحرانی اون رو تألیف کرده اند

علت اینکه در بین عوام معروف نیست این هست که نزدیک به تنها 3 سال هست به فارسی ترجمه شده وگرنه نزد اهل علم بسیار شناخته شده است



بعلاوه خود علامه بحرانی این ها را از منابع معتبر شیعه جمع آوری کرده اند که در خود کتاب ذکر شده ذیل هر روایت


و بنده برای اطمینان شما از چند تفسیر برای شما مطالب رو ارائه میدم با آیات و روایات متعدد و مستندات تاریخی

بگذارید مقداریش رو به حساب مطالعه کم خودمون

مولا علی میفرمایند: مرا فرزند زن یهودی خواهد کشت
مادر ابن ملجم یهودی بوده

و در سالهای آغازین رحلت رسول الله چندین هزار نفر از یهودیان مدینه به کوفه هجرت میکنند و در روز عاشورا عده ی کثیری از قاتلان و نبرد کنندگان فعالان سپاه عمر سعد لعنت الله علیه همین یهودیان بوده اند که برای انتقام از ضربات مهلکی که از رسول خدا و امیرالمومنین و اسلام خورده بودند وارد شده بودند

و سِر جون یک مشاور یهودی است که در دربار یزید هست و کسی که پیشنهاد میده به یزید که برای قائله ی امام حسین علیه السلام ابن زیاد را بفرست به کوفه همین ملعون بوده

و امام سجاد علیه السلام میفرمایند که:
در شام و در دربار یزید بیش از آنکه مسلمان ببینم یهودی دیدم و......


آیه قرآن بخونم برای شما:

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذينَ أَشْرَكُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ قالُوا إِنَّا نَصارى‏ ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ (82 المائده)
مسلّماً يهوديان و كسانى را كه شرك ورزيده‏اند، دشمن‏ترين مردم نسبت به مؤمنان خواهى يافت و قطعاً كسانى را كه گفتند: «ما نصرانى هستيم»، نزديكترين مردم در دوستى با مؤمنان خواهى يافت، زيرا برخى از آنان دانشمندان و رهبانانى‏اند كه تكبر نمى‏ورزند.
{در این آیه به یکی از مهم ترین عوامل انحرافات عظیم این قوم اشاره شده که ما هم اگه مواظب نباشیم گرفتار میشویم و آن تکبر ورزیدن است}


و



الَّذينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ وَ إِنَّ فَريقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ (146 بقره)
كسانى كه به ايشان كتاب [آسمانى‏] داده‏ايم، همان گونه كه پسران خود را مى‏شناسند، او [محمد] را مى‏شناسند و مسلماً گروهى از ايشان حقيقت را نهفته مى‏دارند، و خودشان [هم‏] مى‏دانند.


چرا یهودیان از سالها قبل به یثرب مسافرت نموده و این شهر را بنا نهادند و به صورت گروهی در آن ساکن شدند؟
(یهودیان شنیده بودند که پیامبر آخر الزمان به یثرب می آیند و در این باره اطلاع کامل داشتند (الکافی،جلد 8،ص308) و این از مصادیق آیه 146 بقره است.)( كسانى كه به ايشان كتاب [آسمانى‏] داده‏ايم، همان گونه كه پسران خود را مى‏شناسند، او [محمد] را مى‏شناسند...)



خیلی مفصل است قصه


ابتدا این 4 تاپیک رو پیشنهاد میکنم حتماً مطالعه بفرماید!



چرا پیامبر به جز فتح مکه تمام همت خود را مصروف رسیدن به قدس کردند؟




شناسنامه یهود در قرآن!





رابطه یهود و سحر و جادو از منظر قرآن کریم


شیاطین بر چه کسانی نازل می شوند؟!!


قصه خیلی مفصل است!

ترجمه ی تفسیر روایی البرهان
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محیصا ، nasimesaba ، fazel ، یا ثارالله ، only_y2d ، در جستجوی سختی ، mohammad reza ، ali.khm ، عبدالرحمن
۱۳:۱۸, ۱۹/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/اردیبهشت/۹۱ ۱۴:۱۰ توسط nasimesaba.)
شماره ارسال: #9
آواتار
بسم الله الرحمن الرحيم

1- فتنه انگيزي و فساد در زمين: قرآن يهوديان را فتنه‌انگيز معرفي كرده مي‌فرمايد: «... هر زمان آتش جنگي افروختند خداوند آن را خاموش ساخت و براي فساد در زمين تلاش مي‌‌كنند و خداوند مفسدان را دوست ندارد.»

وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنفِقُ كَيْفَ يَشَاءُ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ كُلَّمَا أَوْقَدُواْ نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ
﴿۶۴﴾ مائده
و يهود گفتند دست‏خدا بسته است دستهاى خودشان بسته باد و به [سزاى ] آنچه گفتند از رحمت‏خدا دور شوند بلكه هر دو دست او گشاده است هر گونه بخواهد مى‏بخشد و قطعا آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو فرود آمده بر طغيان و كفر بسيارى از ايشان خواهد افزود و تا روز قيامت ميانشان دشمنى و كينه افكنديم هر بار كه آتشى براى پيكار برافروختند خدا آن را خاموش ساخت و در زمين براى فساد مى‏كوشند و خدا مفسدان را دوست نمى‏دارد (۶۴)
2- دشمني با مسلمانان: از ديگر ويژگي‌هاي يهوديان دشمني آنان با مسلمانان است، قرآن كريم در اين مورد مي‌فرمايد: «به طور مسلم دشمن‌ترين مردم نسبت به مؤمنان را، يهود و مشركان خواهي يافت ...»

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُواْ وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَّوَدَّةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ قَالُوَاْ إِنَّا نَصَارَى ذَلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لاَ يَسْتَكْبِرُونَ ﴿۸۲﴾ مائده

مسلما يهوديان و كسانى را كه شرك ورزيده‏اند دشمن‏ترين مردم نسبت به مؤمنان خواهى يافت و قطعا كسانى را كه گفتند ما نصرانى هستيم نزديكترين مردم در دوستى با مؤمنان خواهى يافت زيرا برخى از آنان دانشمندان و رهبانانى‏اند كه تكبر نمى‏ورزند
(۸۲)

3- مخالفت با توحيد: يهوديان جزو اولين گروه‌هايي بودند كه توحيد را به شرك آلوده كردند و معتقد شدند «عُزير» پسر خداوند است. قرآن در توضيح اين باور آنان مي‌فرمايد: «يهود گفتند: عُزير پسر خدا است و نصاري گفتند: مسيح پسر خدا است اين سخني است كه با زبان خود مي‌گويند كه همانند كافران پيشين است. خدا آنان را بكشد چگونه از حق انحراف مي‌يابند.»

وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللّهِ وَقَالَتْ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللّهِ ذَلِكَ قَوْلُهُم بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِؤُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ ﴿۳۰﴾ توبهو يهود گفتند عز ير پسر خداست و نصارى گفتند مسيح پسر خداست اين سخنى است [باطل] كه به زبان مى‏آورند و به گفتار كسانى كه پيش از اين كافر شده‏اند شباهت دارد خدا آنان را بكشد چگونه [از حق] بازگردانده مى‏شوند (۳۰)
4- پيمان‌شكني و مخالفت با احكام الهي: از ديگر خصوصيات قوم يهود عمل نكردن به اوامر و احكام الهي است قرآن در اين مورد مي‌فرمايد: «و به ياد آوريد زماني را كه از بني اسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خداوند يگانه را پرستش نكنيد و به پدر و مادر و نزديكان و يتيمان و بينوايان نيكي كنيد و به مردم نيك بگوئيد و نماز به پا داريد و زكات بدهيد، پس همه شما جز عده كمي سرپيچي كرديد و (از وفاي به پيمان خود) رويگردان شديد.»

وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لاَ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلاَّ قَلِيلًا مِّنكُمْ وَأَنتُم مِّعْرِضُونَ
﴿۸۳﴾ بقره

و در آيه ديگري نيز مي‌فرمايد: «... و رسولان ما دلايل روشني براي بني اسرائيل آوردند، امّا بسياري از آنها پس از آن در روي زمين تعدي و اسراف كردند.»

مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا وَلَقَدْ جَاءتْهُمْ رُسُلُنَا بِالبَيِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم بَعْدَ ذَلِكَ فِي الأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ
﴿۳۲﴾ مائده
از اين روى بر فرزندان اسرائيل مقرر داشتيم كه هر كس كسى را جز به قصاص قتل يا [به كيفر] فسادى در زمين بكشد چنان است كه گويى همه مردم را كشته باشد و هر كس كسى را زنده بدارد چنان است كه گويى تمام مردم را زنده داشته است و قطعا پيامبران ما دلايل آشكار براى آنان آوردند [با اين همه] پس از آن بسيارى از ايشان در زمين زياده‏روى مى‏كنند (۳۲)
البته اين ويژگي‌ها تنها گوشه‌اي از خصوصيات قوم يهود است و قرآن كريم به ويژگي‌هاي بسياري اشاره دارد كه تفاسير به آنها پرداخته‌اند، در اينجا مي‌توانيم چنين نتيجه‌گيري كنيم كه از ديدگاه قرآن، خداوند به قوم يهود نعمت‌هاي فراواني اعطاء كرده بود،

وَلَقَدْ آتَيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ ﴿۱۶﴾ جاثيه

و به يقين فرزندان اسرائيل را كتاب [تورات] و حكم و پيامبرى داديم و از چيزهاى پاكيزه روزيشان كرديم و آنان را بر مردم روزگار برترى داديم
(۱۶)

وَآتَيْنَاهُم بَيِّنَاتٍ مِّنَ الْأَمْرِ فَمَا اخْتَلَفُوا إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمْ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ
﴿۱۷﴾ جاثيه

و دلايل روشنى در امر [دين] به آنان عطا كرديم و جز بعد از آنكه علم برايشان [حاصل] آمد [آن هم] از روى رشك و رقابت ميان خودشان دستخوش اختلاف نشدند قطعا پروردگارت روز قيامت ميانشان در باره آنچه در آن اختلاف مى‏كردند داورى خواهد كرد
(۱۷)
لكن آنان به جاي سپاس‌گذاري طغيان كرده، پيمان‌شكني نموده و به فتنه‌انگيزي و فساد روي آوردند و با پيامبران الهي مخالفت كرده، دين اسلام را كه آخرين و كامل‌ترين دين بود قبول نكردند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: علی 110 ، فاطمه خانم ، حلما ، یا ثارالله ، only_y2d ، محیصا ، meshkat ، در جستجوی سختی ، mohammad reza ، عبدالرحمن
۱۹:۱۷, ۲۵/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #10
آواتار
[b]«5» فَإِذَا جَآءَ وَعْدُ أُولَهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَاداً لَّنَآ أُوْلِى بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُواْ خِلَلَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْداً مَّفْعُولاً
پس همين كه وعده‏ ى نخستين فتنه فرا رسد، گروهى از بندگان توانمند و جنگجوى خويش را (براى سركوبى شما) بر انگيزيم. پس درون خانه‏ها را جستجو كنند (تا فتنه‏گران را يافته كيفر دهند) و آن، وعده‏اى قطعى است.[/b]
نكته‏ها:
قرآن، براى آن گروهى كه فسادگران بنى‏اسرائيل را سركوب مى‏كنند، مصداقى بيان نكرده است. امّادر تفاسير، آن را به بخت‏النصّر، طالوت، پادشاه‏روم، هيتلر و... تطبيق داده‏اند، ولى برخى از آنان، با كلمه‏ى مقدّس «بَعثنا» كه براى قيامت و بعثت انبيا آمده، و«عباداً لنا» كه براى افرادى همچون پيامبران بكار رفته است، سازگار نيست. بنابراين شايد نظر آيه به آينده‏اى باشد كه هنوز نيامده است. و شايد هم مصداق ديگرى داشته باشد.
پيام‏ها:
1- از سنّت‏هاى الهى، نابودى مستكبران طغيان‏گر است. «بَعثنا عليكم»
2- تحقّق وعده‏هاى الهى، به معناى كنار بودن انسان از وظيفه‏ى جهاد نيست. «بعثنا عليكم عباداً»
3- جهاد و مبارزه با مستكبران، مخصوص اسلام نيست. «بعثنا... اولى بأس شديد»
4- دست بالاى دست بسيار است. بنى‏اسرائيل طغيان كردند، خدا هم برتر از آنان را برايشان مسلطّ مى‏سازد. «بعثنا... اولى بأس شديد»
5 - فراهم آوردن قدرت براى سركوبى فتنه‏گران و سلب امنيّت از آنان، حتّى از طريق گشت خانه به خانه، كارى نيكو است. «فجاسوا خلال الدّيار»
6- پيشگويى‏هاى آسمانى، حتماً به وقوع مى‏پيوندد. «وعداً مفعولاً»
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا ثارالله ، محیصا ، meshkat ، در جستجوی سختی ، mohammad reza ، Farzaneh ، عبدالرحمن
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  سیمای کلی سوره ها ghoran 22 6,162 ۲۳/شهریور/۹۵ ۱۱:۲۴
آخرین ارسال: ghoran
  وجه نام گذارى سوره بقره (از دیدگاه آیت الله علی صفایی حائری) paradise 0 1,302 ۳/شهریور/۹۴ ۱۱:۱۴
آخرین ارسال: paradise
  خواص و برکات سوره اسراء در جستجوی سختی 0 1,155 ۳۱/تیر/۹۴ ۱۰:۴۷
آخرین ارسال: در جستجوی سختی
  منظور از "امانت" در ایه 72 سوره الاحزاب چیست؟ غریب 11 5,748 ۲۱/تیر/۹۴ ۵:۲۶
آخرین ارسال: محمدهادی
  مباحثه سوره ناس،رهایی از شر خناس یاســین 16 9,751 ۲۰/بهمن/۹۳ ۲۰:۰۰
آخرین ارسال: محمدهادی
  سوالی در باب آیه 3 سوره نور بهسا 6 2,866 ۶/آذر/۹۳ ۱۲:۲۲
آخرین ارسال: مصباح
  انس با قرآن با تفسیر سوره مبارکه حمد kamelia 0 1,394 ۳۰/مرداد/۹۳ ۲۲:۱۱
آخرین ارسال: kamelia

پرش در بین بخشها:


بالا