۶/تیر/۹۱, ۱۳:۰۰
بسم ا... الرحمن الرحیم
سلام عرض شد
در این تاپیک قصد دارم به مرور برخی از مطالب بسیار ارزشمندی که از استاد و سایر دوستانشون یا از استاد استاد در راه بندگی آموختم و خیلی به درد خودم خورده رو تقدیم کنم به مرور،
خودمون که خیلی عمل نمیکنیم لااقل زکاتش رو بدیم


همونطور که قبلاً در اینجا هم گفته بودم
من یه دوست خیلی باحالی دارم از دوران دانشجویی که اس ام اسهای بسیار ارزشمندی گه گاه برام میفرسته
یکی از این اس ام اس ها این بود
خوب من به شدت به فکر فرو رفتم در مورد همون جمله ای که آبی رنگ و بُلدش کردم
زنگ زدم به استاد و ازشون پرسیدم:
استاد بر طبق این فراز مناجات شعبانیه من چه کنم تا خدا محبت خودش رو بگذاره در قلب من تا من بتونم ترک معصیت کنم چون من میدونم زورم به نفسم نمیرسه!
ایشون گفتن باید زیاد به نعمتهایی که خدا بهت داده در خلوت فکر کنی!
گفتم استاد این راه برای من فکر نمیکنم خیلی راه گشا باشه!
گفت هست، منتها ما معمولاً هیچ وقت عمیق فکر نمیکنیم، سطحی و گذرا، در نتیجه ی این تفکر سطحی و گذرا در مورد نعمات خدا اثرش هم برامون سطحی و گذراست
دیدم راست میگن، مثلاً همین چشم، عمیق بشینیم فکر کنیم ببینیم اگه یه دفه مثلاً کور بشیم چی میشه؟؟؟؟؟
عمیق بشینیم در مورد همین فکر کنیم
یا همین ستار العیوبی خدا عجب نعمتی هست ، اگه یه بار مفتضح بشیم چی میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بعدش گفتن بهتر با حاج آقا فلانی صحبت کنی و از ایشون هم بپرسی، ایشون از من قویتر هستند و بهتر میتونن راهنماییت کنن، من اینقدر بلدم!
الله اکبر، مردانی که رنگ و بوی خدایی میگرن چه قدر با ماها فرق دارند، همین نوع برخوردشون چه قدر فرق میکنه با استادای دانشگاه ما، خدا وکیلی چند نفر از استادا الان اگه یه سوالی رو جواب بدن میگن برو از استاد فلانی هم بپرس از من قویترند ، من همین قدر بلدم؟؟؟؟ این خودش یه درس عملی بزرگ هست برای همه ی ما
من خیلی خیلی خدا رو شکر کردم ، چون حاج آقا فلانی در حقیقت شاگرد اول استادِ استاد هستند و فوق العاده بی نظیر هستند و همین ارتباط تلفنی هم توفیقی است برای امثال من که استاد به من این اجازه رو دادند و حتی یه جورایی امر کردند که برای گرفتن جواب سوالم به ایشون زنگ بزنم!
اما یه دُر و گوهر بسیار گران بها استاد به من هدیه دادند در باقی صحبتهایی که با من داشتند!
در ادامه ی صحبتم با ایشون بحث شد از توفیق،
که آقا اصلاً نشانه ی اینکه خدا به من توفیق داده و عنایت ویژه اش شامل حالم شده چیه؟
بسیار توجه کنید به پاسخ حضرت استاد
گفتند: نشانه های زیادی داره که توفیق شامل حال آدم شده یا نه، اما دو تا از مهمتریناش ایناس:
1- اگه خدا به آدم اجازه بده که انسان با خدا خلوت کنه و از این خلوت هم لذت ببره این یکی از مهمترین نشانه های توفیق هست!!!!!!!
من دیدم خلوتی که به اونصورت بدبختانه وجود نداره، تازه اگر هم وجود داشته باشه لذت خاصی حس نمیکنم، خاک برسرم، گیر معاصی هستیم و توبه ی جانانه ای میخواهد تا این گیر و گورها باز شود تا خدا اجازه بده آدم باهاش خلوتی کنه!
- بعد اضافه کردند و اما دومین نشانه ی بسیار مهمی که نشان از این هست که خدا توفیق نصیب آدم کرده این هست که:
2- آدم گره از کار مردم باز کنه، خیرش به مردم برسه، و گفتند این شدیداً در باز شدن راه انسان به سمت خدا اثر داره!!! و اینکه اگه آدم ببینه رجوع مردم بهش زیاد شده و خدا هم اسبابی رو فراهم کرده که بتونه حاجاتشون رو براورده کنه و گره از مشکلاتشون باز کنه این از مهمترین نشانه های توفیق هست و اینکه خدا بهش عنایت ویژه کرده که گذاشته کار بنده هاش رو راه بندازه و گره کار بندگانش به دستش باز بشه
دوستان
این دوتا معیار بسیار کاربردی ملموس و کیلیدی هست که بفهمیم الان وضعمون چه جوری هست ، خدا با ما حال میکنه یانه، توفیق و عنایت ویژه خدا شامل حالمون شده یا نه...
و اما جواب شاگرد اول استادِ استاد به این سوال که:
بر طبق این فراز مناجات شعبانیه من چه کنم تا خدا محبت خودش رو بگذاره در قلب من تا من بتونم ترک معصیت کنم
جان من ببینید چه جواب حیرت انگیز و دقیقی به من دادند!
گفتند: اولاً این فراز مناجات شعبانیه
مال من و شما و در مرحله ی ما نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مال اولیای خدا است در مرحله ی ترک اولا و ترک هر آنچه از منِ خودشون باقی مونده که جز با تابش عشق خدا به دلشون نمیتونن بهش دست پیدا کنند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بعد گفتند: برای امثال من و شما همون مجاهده فعلاً لازم هست
خیلی خیلی خیلی نکته مهم است دوستان
ایشان خیلی دقیق فهمیدند که در نفس چموش بنده چه چیز نهفته که اساساً این سوال رو پرسیدم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ایشون فهمیدن که من از روی تنبلی میخوام یه جورایی پُلیتیک و میونبری بزنم به بهانه ی عدم توان مقابله و مبارزه و مجاهده و یه میانبوری بزنم و بپیچونم این مجاهد رو!
بعد ادامه دادند راه برای من و شما و امثال ما در مرحله ی ما مجاهده است (داخل پرانتز ببینید چه قدر بزرگوارند ، من رو با خودشون یکی میکنند در کلام
الله اکبر از این تواضع مردان خدا!!!!!!!!)
بعدش من گفتم ، حاج آقا خوب من که زورم نمیرسه آخه، هی دو قدم میرم جلو هی چنان خرابکاری میکنم که اصلاً نمیشه گفت ، مثل چی میخورم زمین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
جمله ی گوهر باری گفتند:
گفتند: عیبی نداره هر بار میخوریم زمین باز با تضرع بیشتر به درگاه خدا و توسل بیشتر به اهل بیت بلند میشیم!!!!!!!!!!!!!!!!!
خلاصه گفتند فکر میونبور و راه اس ام اسی و تلفنی و کپسولی و آمپولی برای آدم شدن از ذهنت خارج کن، باید جون کند
این عبارت باید جون کند هم مال خودشون هست!!!!!!!!!!!
بعد ادامه دادند گفتند توی قرآن گفته إن الله یحب التوابین، إن الله یحب المحسنین، إن الله یحب متوکلین، إن الله یحب المتطهرین و....
گفتن خدا میگه من توبه کنندگان و نیکوکاران و متوکلین و پاکیزگان و... دوست دارم
در گام اول ما باید سعی کنیم شبیه بشیم تا اونجایی که میتونیم به کسانی که خدا گفته دوستشون داره
بعد که ما شبیه شدیم درحد توانمون به کسانی که خدا گفته من اونا رو دوست دارم، خود خدا محبتش هم میگذاره در قلبمون
بعد اضافه کردن، البته هیچ مسئله ای هم نیست که ما در همین مرحله هم از خدا بخواهیم که خدا محبتش رو بگذاره در قلبمون، اما مطلقاً به این معنا نیست که ما در این مرحله سر سوزنی بخوایم به این بهانه که ما نمیتونیم ترک معصیت کنیم از مجاهده کم بگذاریم!
اساس مجاهده است ولو که هزاران بار هم بخوریم زمین و راهی جز این نیست باید زحمت کشید و جون کند!
پدر و مادر حقیر رو هم...
سلام عرض شد
در این تاپیک قصد دارم به مرور برخی از مطالب بسیار ارزشمندی که از استاد و سایر دوستانشون یا از استاد استاد در راه بندگی آموختم و خیلی به درد خودم خورده رو تقدیم کنم به مرور،
خودمون که خیلی عمل نمیکنیم لااقل زکاتش رو بدیم



همونطور که قبلاً در اینجا هم گفته بودم
من یه دوست خیلی باحالی دارم از دوران دانشجویی که اس ام اسهای بسیار ارزشمندی گه گاه برام میفرسته
یکی از این اس ام اس ها این بود
نقل قول:
"ای خدا،
اگر مرا به جرمم مؤاخذه کنی، تو را به عفوت مؤاخذه میکنم
اگر مرا به گناهانم باز خواست کنی، تو را به مغفرتت باز خواست می کنم
و اگر به دوزخم بری، مقابل اهل دوزخ ندا میزنم، خدایا من دوستت دارم!
خدایا
من قدرت ترک معصیت ندارم، مگر آنکه به عشقت بیدارم سازی
"
مناجات شعبانیه
خوب من به شدت به فکر فرو رفتم در مورد همون جمله ای که آبی رنگ و بُلدش کردم
زنگ زدم به استاد و ازشون پرسیدم:
استاد بر طبق این فراز مناجات شعبانیه من چه کنم تا خدا محبت خودش رو بگذاره در قلب من تا من بتونم ترک معصیت کنم چون من میدونم زورم به نفسم نمیرسه!
ایشون گفتن باید زیاد به نعمتهایی که خدا بهت داده در خلوت فکر کنی!
گفتم استاد این راه برای من فکر نمیکنم خیلی راه گشا باشه!
گفت هست، منتها ما معمولاً هیچ وقت عمیق فکر نمیکنیم، سطحی و گذرا، در نتیجه ی این تفکر سطحی و گذرا در مورد نعمات خدا اثرش هم برامون سطحی و گذراست
دیدم راست میگن، مثلاً همین چشم، عمیق بشینیم فکر کنیم ببینیم اگه یه دفه مثلاً کور بشیم چی میشه؟؟؟؟؟
عمیق بشینیم در مورد همین فکر کنیم
یا همین ستار العیوبی خدا عجب نعمتی هست ، اگه یه بار مفتضح بشیم چی میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بعدش گفتن بهتر با حاج آقا فلانی صحبت کنی و از ایشون هم بپرسی، ایشون از من قویتر هستند و بهتر میتونن راهنماییت کنن، من اینقدر بلدم!
الله اکبر، مردانی که رنگ و بوی خدایی میگرن چه قدر با ماها فرق دارند، همین نوع برخوردشون چه قدر فرق میکنه با استادای دانشگاه ما، خدا وکیلی چند نفر از استادا الان اگه یه سوالی رو جواب بدن میگن برو از استاد فلانی هم بپرس از من قویترند ، من همین قدر بلدم؟؟؟؟ این خودش یه درس عملی بزرگ هست برای همه ی ما
من خیلی خیلی خدا رو شکر کردم ، چون حاج آقا فلانی در حقیقت شاگرد اول استادِ استاد هستند و فوق العاده بی نظیر هستند و همین ارتباط تلفنی هم توفیقی است برای امثال من که استاد به من این اجازه رو دادند و حتی یه جورایی امر کردند که برای گرفتن جواب سوالم به ایشون زنگ بزنم!
اما یه دُر و گوهر بسیار گران بها استاد به من هدیه دادند در باقی صحبتهایی که با من داشتند!
در ادامه ی صحبتم با ایشون بحث شد از توفیق،
که آقا اصلاً نشانه ی اینکه خدا به من توفیق داده و عنایت ویژه اش شامل حالم شده چیه؟
بسیار توجه کنید به پاسخ حضرت استاد
گفتند: نشانه های زیادی داره که توفیق شامل حال آدم شده یا نه، اما دو تا از مهمتریناش ایناس:
1- اگه خدا به آدم اجازه بده که انسان با خدا خلوت کنه و از این خلوت هم لذت ببره این یکی از مهمترین نشانه های توفیق هست!!!!!!!
من دیدم خلوتی که به اونصورت بدبختانه وجود نداره، تازه اگر هم وجود داشته باشه لذت خاصی حس نمیکنم، خاک برسرم، گیر معاصی هستیم و توبه ی جانانه ای میخواهد تا این گیر و گورها باز شود تا خدا اجازه بده آدم باهاش خلوتی کنه!
- بعد اضافه کردند و اما دومین نشانه ی بسیار مهمی که نشان از این هست که خدا توفیق نصیب آدم کرده این هست که:
2- آدم گره از کار مردم باز کنه، خیرش به مردم برسه، و گفتند این شدیداً در باز شدن راه انسان به سمت خدا اثر داره!!! و اینکه اگه آدم ببینه رجوع مردم بهش زیاد شده و خدا هم اسبابی رو فراهم کرده که بتونه حاجاتشون رو براورده کنه و گره از مشکلاتشون باز کنه این از مهمترین نشانه های توفیق هست و اینکه خدا بهش عنایت ویژه کرده که گذاشته کار بنده هاش رو راه بندازه و گره کار بندگانش به دستش باز بشه
دوستان
این دوتا معیار بسیار کاربردی ملموس و کیلیدی هست که بفهمیم الان وضعمون چه جوری هست ، خدا با ما حال میکنه یانه، توفیق و عنایت ویژه خدا شامل حالمون شده یا نه...
و اما جواب شاگرد اول استادِ استاد به این سوال که:
بر طبق این فراز مناجات شعبانیه من چه کنم تا خدا محبت خودش رو بگذاره در قلب من تا من بتونم ترک معصیت کنم
جان من ببینید چه جواب حیرت انگیز و دقیقی به من دادند!
گفتند: اولاً این فراز مناجات شعبانیه
نقل قول:
خدایا
من قدرت ترک معصیت ندارم، مگر آنکه به عشقت بیدارم سازی
مال من و شما و در مرحله ی ما نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مال اولیای خدا است در مرحله ی ترک اولا و ترک هر آنچه از منِ خودشون باقی مونده که جز با تابش عشق خدا به دلشون نمیتونن بهش دست پیدا کنند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بعد گفتند: برای امثال من و شما همون مجاهده فعلاً لازم هست
خیلی خیلی خیلی نکته مهم است دوستان
ایشان خیلی دقیق فهمیدند که در نفس چموش بنده چه چیز نهفته که اساساً این سوال رو پرسیدم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ایشون فهمیدن که من از روی تنبلی میخوام یه جورایی پُلیتیک و میونبری بزنم به بهانه ی عدم توان مقابله و مبارزه و مجاهده و یه میانبوری بزنم و بپیچونم این مجاهد رو!
بعد ادامه دادند راه برای من و شما و امثال ما در مرحله ی ما مجاهده است (داخل پرانتز ببینید چه قدر بزرگوارند ، من رو با خودشون یکی میکنند در کلام
الله اکبر از این تواضع مردان خدا!!!!!!!!) بعدش من گفتم ، حاج آقا خوب من که زورم نمیرسه آخه، هی دو قدم میرم جلو هی چنان خرابکاری میکنم که اصلاً نمیشه گفت ، مثل چی میخورم زمین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
جمله ی گوهر باری گفتند:
گفتند: عیبی نداره هر بار میخوریم زمین باز با تضرع بیشتر به درگاه خدا و توسل بیشتر به اهل بیت بلند میشیم!!!!!!!!!!!!!!!!!
خلاصه گفتند فکر میونبور و راه اس ام اسی و تلفنی و کپسولی و آمپولی برای آدم شدن از ذهنت خارج کن، باید جون کند
این عبارت باید جون کند هم مال خودشون هست!!!!!!!!!!!
بعد ادامه دادند گفتند توی قرآن گفته إن الله یحب التوابین، إن الله یحب المحسنین، إن الله یحب متوکلین، إن الله یحب المتطهرین و....
گفتن خدا میگه من توبه کنندگان و نیکوکاران و متوکلین و پاکیزگان و... دوست دارم
در گام اول ما باید سعی کنیم شبیه بشیم تا اونجایی که میتونیم به کسانی که خدا گفته دوستشون داره
بعد که ما شبیه شدیم درحد توانمون به کسانی که خدا گفته من اونا رو دوست دارم، خود خدا محبتش هم میگذاره در قلبمون
بعد اضافه کردن، البته هیچ مسئله ای هم نیست که ما در همین مرحله هم از خدا بخواهیم که خدا محبتش رو بگذاره در قلبمون، اما مطلقاً به این معنا نیست که ما در این مرحله سر سوزنی بخوایم به این بهانه که ما نمیتونیم ترک معصیت کنیم از مجاهده کم بگذاریم!
اساس مجاهده است ولو که هزاران بار هم بخوریم زمین و راهی جز این نیست باید زحمت کشید و جون کند!
پدر و مادر حقیر رو هم...



التماس دعا