(۱۳/تیر/۹۴ ۱۷:۲۵)Lord_Contemno نوشته است: [ -> ]نظر داشتن و فکر داشتن خالی معنایی نداره. هرکسی نظری داره و فکری. وقتی کمی جدیتر میشه که این نظر بیان بشه.
متوجه منظور از «فکر داشتن و نظر داشتن» نشدین.
فکر داشتن و نظر داشتن یعنی بجای دنبالهروی بدون فکر، در مورد همهچیز فکر کنیم و از خود نظر داشته باشیم.
همه نظر دارن اما مال بعضیها، نظر دیگرانه که کپی شده.
مسلماً این هم بیمعنیه که بگیم در ذهن خودتون نظر داشته باشین و به بقیه نگین! نظری که براساسش عمل نشه، پس نظر ِ اون فرد نیست!(عمل میتونه در ابتدا «درمیان گذاشتنش با دیگران» باشه). پس این تصور شما که منظور بنده این بوده که توی سر بمونه و به دیگران نگیم به وضوح اشتباهه.
(۱۳/تیر/۹۴ ۱۷:۲۵)Lord_Contemno نوشته است: [ -> ]درسته اینجا به هرکسی حق اظهارنظر رو نمیدن(استادهای دانشگاه که یادتونه)
نه، یادم نیست.
تا دلتون بخواد همه دارن حرف میزنن.
اتفاقاً همهجای دنیا سازمانهای مطبوعاتی (در کشور ما وزارت ارشاد)
وظیفهی برخورد با دروغگویی و هرج و مرج طلبی رو دارن، که در کشور ما خیلی کم انجام میشه و روزنامهها خیلی مواقع هر چیزی دلشون بخواد مینویسن.
بله البته بعضی سیاستمدارها، چه پیشین چه فعلی، ممکنه برخوردهای غیرمنصفانهای با افراد منصف کرده باشن، اما این تصور شما که «اینجا» چنین ماجرایی هست، براساس قرائن، قطعاً اشتباهه.
(۱۳/تیر/۹۴ ۱۷:۲۵)Lord_Contemno نوشته است: [ -> ]ولی خوب این شامل شما نمیشه. حالا شما نظرتون رو بیان کردید. بیان کردن نظرها هم فایده نداره مگر این که اعمال شه.
یعنی هرکسی نظری داد حتماً اعمال بشه؟
ممکنه نظرم غلط باشه.
ممکنه نظر دیگری بیان بشه و من قانع بشم.
ممکنه نظرم غلط باشه ولی هرگز هم قانع نشم!
اگر نظرم درست باشه ولی اعمال نشه، این جزء اقتضائات ِ ماجرا میشه که من خودم دست به اعمالش بزنم.
(۱۳/تیر/۹۴ ۱۷:۲۵)Lord_Contemno نوشته است: [ -> ]مطمئنید اعمالکردن نظراتتون در صورت مخالف بودن با نظرات رهبری ممکنه؟
این چجور سؤالیه!
مطمئن؟
چرا باید از اینکه درست پیش میره مطمئن باشم؟
من باید اقدام کنم و بعد اگر خدا بخواد کار پیش میره.
افرادی که باهاشون بیشتر موافقم (متدینین) احتمالاً بیشتر از همه باهام مخالف خواهند بود!
اما اینکه مردم بخوان مشکل بپذیرنش یا آسون چه ربطی به ماجرا داره؟
(۱۳/تیر/۹۴ ۱۷:۲۵)Lord_Contemno نوشته است: [ -> ]و مهمتر از اون... چیز جدیدی توی نظراتتون میبینید؟ چیزی جز تکرار کردن حرفها و شعارهای همیشگی که باش یه عده رو سرکوب میکنن و تا حالا مملکت رو به هیچ جا نرسونده؟
چیزی که تا حالا انجام شده و مملکت رو به هیچجا نرسونده اینه که در موقع هر کار، چه حفظ دین، چه اقتصاد، بجای تلاش سخت(جهاد) سستی و مسامحه و اهمالکاری کردهایم.
نظرات بنده اینه که دست از سستی برداریم و هرکسی خیانت میکرد، با ریش یا بیریش، از منصبش بیرونش بندازیم.
تشخیص خیانت هم در صفحات پیشین شرح داده شده. صرف ِ حرف زدن ِ رئیس جمهور از ناتوانی ملت در حل مشکلات و وابستگی شدید به دشمن و دسترسی دشمن به مراکز نظامی ما، خودش خیانت هست.
(۱۴/تیر/۹۴ ۱:۱۲)Lord_Contemno نوشته است: [ -> ]شاید بتازونه امّا به جایی میرسه؟
چیزی که شما گفتید این بود که امکان اعمال ِ نظرات مخالف رهبری وجود نداره!
پس الآن بجای اینکه با یک سؤال جدید بپیچونید، بپذیرید که اشتباه میکردید.
(۱۴/تیر/۹۴ ۱:۱۲)Lord_Contemno نوشته است: [ -> ]رهبر تو استانها و نهادهای مختلف نظامی و غیر نظامی نماینده داره. اونا هرچی از دهنشون در میاد میگن. جوسازی میکنند و لاغیر. احتمالاً اینها تحت نظارت رهبری نیست ولی حق بدین درمورد اون راستراست راه رفتن خیلی مطمئن نباشیم. نه؟
یعنی اونهایی که شما میگید زدن رئیس جمهورهای قبلی یا این رئیس جمهور رو کلهپا کردن؟
(۱۴/تیر/۹۴ ۱:۱۲)Lord_Contemno نوشته است: [ -> ]خوش به حالمون که پلیسامون حتی صبر نمیکنن حرف بزنیم و از رو همون قیافه تصمیم میگیرن؟
قیافه؟
طرف بدننمایی میکنه!
توی لغتنامهی ما به این کار میگن کثافتکاری.
کسی که بدننمایی میکنه، دقیقاً به اندازهی کسی که چشمچرونی میکنه کارش زشته.
کسی حق نداره بیاد توی خیابون فساد به پا کنه.
اگر کسی فکر میکنه با اسلام آزادیاش محدود میشه، کسی حق نداره به زور ببرتش بهشت.
کسانی که نمیخوان برن بهشت میتونن برن به جهنم!
اما حق ندارن تلاش کنن کسانی که میخوان برن بهشت رو هم جهنمی کنن.
قانون قانون خداست.
هر کسی دلش نمیخواست حرف حق رو بشنوه و زور میگفت، اگر بشه که مثل بچههای سه ساله از روی زمین بلندش کنیم تا شیطونی نکنه، این کار رو میکنیم، و اگر نشه، با هر شیوهی دیگری که مناسب باشه سرجاش مینشونیمش. این به این خاطره که اونها با عمل برخلاف منطق، زورگویی رو آغاز کردن، و ما باور داریم زورمون بیشتره.
(۱۴/تیر/۹۴ ۱:۱۲)Lord_Contemno نوشته است: [ -> ]امّا میدونم هیچجای دنیا هم نمیشه کسی(حالا هر کس) روی صورت زنها اسید بپاشه و بعد معترضان رو دستگیر کنند.حالا فقط برای مثال گفتم. اول خودمون رو درست کنیم، باشه؟ اول خودمون رو درست کنیم و بعد دنیا رو ارشاد کنیم.
واقعاً خیلی جالبه!
میبخشید معترضها مگه فهم و شعور نداشتن که بدونن اون کثافتی که اسیدپاشی کرده از اعتراض ککش هم نمیگزه؟
پس واژهی «اعتراض» اصلاً اینجا چه معنایی میده؟
میخواستن بگن کار کسانی بوده که میخواستن با بیحجابی مبارزه کنن؟ باز هم هیچ فرقی نمیکنه. کسی که اسید بپاشه در باطن کثافته، پس برفرض که در ظاهر ادعا کنه مذهبیه، باز هم نمیشه مذهبی! آیا خیلی موضوع سختیه؟ پس به کی داشتن اعتراض میکردن؟ آیا به کثافتها میگفتن کثافت نباشید، یا واقعیت این بود که از سر عقدهشون نسبت به مذهبیها دلشون میخواست این رو به اونها بچسبونن؟