شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
با عرض تسلیت یه مناسبت شهادت ابو عبدالله، جعفر بن محمد الصادق علیه السلام
6. يکي ديگر از نکات اين است که پيامبر صلي الله عليه و آله مي فرمايند. وَأَنَا ـ وَاللَّهِ ـ خاتَمُ الْأَنْبِياءِ وَالْمُرْسَلينَ والْحُجَّةُ عَلي جَميعِ الَْمخْلوقينَ مِنْ أَهْلِ السَّماواتِ وَالْأَرَضينَ. من خاتم انبياء و مرسلين ام و حجت بر تمام مخلوقين ام از آسمانيان و زمينيان. يعني اين که پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله پيامبر خاتم است و بعد از او پيامبري نخواهد بود. شريعتي بعد از شريعت او نخواهد بود و دوم اين که ايشان حجت اند بر تمام اهل آسمانيان و زمينيان.
هيچ کدام از پيامبران تا آن جايي که ما در آيات کريمه قرآن مي خوانيم اين ادعا را نسبت به نبوت و رسالتش نداشته اند که ما حجت هستيم بر جميع مخلوقين از اهل آسمان ها وزمين به جز پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله.
[/b]
سلام
7. يکي از نکته هاي مهم : حضرت مي فرمايند :
أَلاوَقَدْ أَدَّيْتُ، أَلاوَقَدْ بَلَّغْتُ، أَلاوَقَدْ أَسْمَعْتُ، أَلاوَقَدْ أَوْضَحْتُ
با چهار کلمه ي هشداري: آگاه باشيد که من ادا کردم، من رساندم، من شنوانيدم، من توضيح دادم. يعني پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله به مردم آگاهي مي دهند که من ماموريت خودم را انجام دادم چون من بنده هستم بايد ماموريت خودم را انجام بدهم و تمام تلاش من برانجام ماموريت است و شما آگاه باشيد که من ماموريت خود را انجام دادم.
سلام
[b]8. دوباره در پايان بخش چهارم مي فرمايند: اَللَّهُمَّ إِنِّي أُشْهِدُكَ أَنِّي قَدْ بَلَّغْتُ خدايا شاهد باش که من تبليغ کردم.
دغدغه ي اشرف مخلوقات اين بوده است که ماموريتش را خوب انجام دهد.
[b] از امام سجاد پرسيدند که شما وقتي مي خواهيد وضو بگيريد براي نماز چرا تنتان مي لرزد و رنگتان زرد مي شود. فرمودند: مي دانيد در مقابل چه کسي مي خواهم بياستم. دغدغه ي بودن در مقابل خدا.
پيامبر صلي الله عليه و آله دغدغه ي انجام ماموريت را دارد. اين خيلي مهم است، خدا يک امر به ايشان کرده است.
اين قدر دغدغه دارد و اين دغدغه انجام ماموريت بايد به ماهم منتقل شود. پيامبر ما آن قدر دغدغه داشته که مرتب مي گويد خدايا شاهد باش که من تبليغ کردم.[/b]
سلام
9. يکي از نکات مهم راجع به پيامبر اکرم که بارها تذکر داده شده است در انتهاي قسمت پنجم مي فرمايند : وَ ما عَلَي الرَّسُولِ إِلاَّالْبَلاغُ الْمُبينُ وظيفه ي من بلاغ مبين است. امّا اين حرص و دغدغه ي پيامبر به عنوان بلاغ مبين، شما نگاه کنيد که پيامبر تمام نيرويشان را صرف مي کنند براي اين که بلاغ را انجام دهند، و تمام کارها را براي بلاغ مبين انجام مي دهد.
[b] چون نتيجه با خدا است. فقط وظيفه ي پيامبر بلاغ مبين است. امّا بلاغ بايد مبين باشد، مبين يعني روشن و روشن کننده.
سلام
10. يکي از مطالب ديگري که پيامبر صلي الله عليه و آله مي فرمايند اين است که تمام امرها و نهي ها و حلال ها و حرام ها و علم و دانش ها را منسوب به خدا مي داند (در انتهاي بخش ششم): وَقَدْ أَمَرْتُ عَلِيّاً وَنَهَيْتُهُ بِأَمْرِهِ فَعِلْمُ الْأَمْرِ وَالنَّهُي لَدَيْهِ
[b] خدا امر و نهي کرده و من به علي امر و نهي کردم آن هم به امر خدا. هرچه به علي گفتم به امر خدا بوده و از خود چيزي نگفتم.
11. پيامبر غير از اين که آمده به مردم بگويد شما بايد خدا ترس باشيد و شما نبايد مُشرک باشيد و بايد تقوا داشته باشيد آمده به مردم بگوييد که شما براي تقوا و بندگي خودتان يک الگو و يک راه داريد. راه و الگوي شما اول من هستم. مَعاشِرَالنّاسِ، أَنَا صِراطُ اللَّهِ الْمُسْتَقيمُ الَّذي أَمَرَكُمْ بِاتِّباعِهِ، ثُمَّ عَلِي مِنْ بَعْدي اگر من آمدم که شما را به صراط مستقيم که عبوديت هست دعوت کنم اسوه صراط مستقيم و صراط مستقيم من هستم. سپس چند صفت از صفات خودشان را در بخش هفتم مي فرمايند:
مَعاشِرَ النّاسِ، أَلاوَإِنّي أَنَا النَّذيرُ و عَلِي الْبَشيرُ. مَعاشِرَالنّاسِ، أَلا وَ إِنِّي مُنْذِرٌ وَ عَلِي هادٍ. مَعاشِرَ النّاس أَلا وَ إِنّي نَبي وَ عَلِي وَصِيّي.
12. يکي از نکات در بخش/9: من همه چيز براي شما بيان کرده ام و به شما فهماندم. يکي از اختلافات اساسي بين ما و اهل تسنن اين است که:
مکتب اهل سنت معتقد است که پيامبر هرچي بوده به مردم گفته است و رفته است، ما مي گوييم که هرچي بوده گفته است. اما نه همه را به مردم. يک مقداري را به مردم گفته است و يک مقداري را که مردم هنوز زمان و فهمش را نداشته اند به اميرالمؤمنين عليه السلام گفته است.
بله همه دين را گفته است امّا به چه کسي؟: مثلاً اجرا و قانون حکومت امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف را و تمام چيزهايي که امام زمان بايد بدانند آيا به مردم گفته است؟ نه آن ها را به اميرالمؤمنين گفته اند و همين طورتا آخر ادامه پيدا مي کند به وسيله هر امام به امام ديگر سپرده مي شود.
13. يکي از آن جاهايي که باز پيامبر به عبوديت خودشان اشاره مي کنند در بخش نهم است:
أَلاوَإِنَّي قَدْ بايَعْتُ اللَّهَ وَ عَلِي قَدْ بايَعَني. وَأَنَا آخِذُكُمْ بِالْبَيْعَةِ لَهُ عَنِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ
من با خدا بيعت کردم و علي با من بيعت کرده است. و شما هم با من و علي بيعت کنيد و من مي خواهم از شما بيعت بگيرم از طرف خدا براي علي؛ هم خدا مطرح است هم علي مطرح است و هم خودشان مطرح اند.
اخرین قسمت نبوت
14. آخرين نکته: مَعاشِرَالنّاسِ، مَنْ يُطِعِاللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ عَلِيّاً وَ الْأَئِمَةَ الَّذينَ ذَكرْتُهُمْ فَقَدْ فازَفَوْزاً عَظيماً. اطاعت خدا و رسول و علي يک اطاعت است يعني من و علي غير از حرف خدا حرف ديگري نداريم.
سلام
سی و پنج روز تا غدیر مانده
اماده هستی؟؟؟؟؟؟
مباحث امامت در خطابه غدیر رو در سلسله مباحث ادامه میدیم[align=CENTER]بسم الله الرحمن الرحیم
امامت در خطابه غدير
با استعانت از خداوند متعال و توفیقات الهی و عنایات خاصه امیرالمؤمنین علیه السلام و اجازه و توشیح ملوکانه امام زمان بقیه الله ارواحنا فداه بحث هایی حول موضوعات امام و امامت ، ولی و ولایت ، خلیفه و خلافت و وصی وصایت در خطبه غدیر خواهيم داشت و ان شاء الله نکته هایی پیرامون اين چهار موضوع ،كه ثقل اصلی خطابه ی غدیر هستند ، مطرح خواهیم نمود. [/b]
[b] در بخش دوم خطابه غدیر پيامبر صلي الله عليه وآله می فرمایند:
1. وَأُقِرُّلَهُ عَلي نَفْسي بِالْعُبُودِيَّةِ تا خط چهارم که می فرماید لاِنَّهُ قَدْأَعْلَمَني أَنِّي إِنْ لَمْ أُبَلِّغْ ما أَنْزَلَ إِلَي في حَقِّ عَلِي ... حضرت بعد از اقرار به عبودیت خودشان و ربوبیت خداوند می فرمایند که ”من ادا می کنم آنچه را که- خدا - به من وحی کرده و می ترسم از اینکه اگر انجام ندهم عذاب هایی بر من نازل شود که کسی قدرت دفع آن بلاها را از من نداشته باشد اگر چه اندیشه و حیله و مکر او بزرگ و دوستی او با من زیاد باشد” .ابتداي اعلام امر ولایت در خطبه غدیر با یک سري جملات سخت و تحذیری انجام شده ، تحذیری حتي برای خود پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله چون می فرمایند: وَأُؤَدّي ما أَوْحي بِهِ إِلَي حَذَراً مِنْ أَنْ لا أَفْعَلَ فَتَحِلَّ بي مِنْهُ قارِعَةٌ لايَدْفَعُها عَنّي أَحَدٌ... ، از اولش تحذيري و سخت صحبت می کنند ، پیغمبر اکرم صلي الله عليه وآله می فرمایند که من باید این وظیفه را انجام دهم چون اگر انجام ندهم ممکن است بلايي بر من وارد شود که کسی یارای مخالفت با آن بلا را نداشته باشد اگر چه حیله و مکر او بزرگ و دوستی او با من زلال باشد بعد مي فرمايند: لاإِلاهَ إِلاَّهُوَ , يعني مولا و فرمانده و خدا فقط اوست و غیر او نیست . یعنی این که هیچ کس نمی تواند در مقابل هو که مستثنی از تمام خدایان است و او خدای واقعی است تاب دفاع بیاورد .
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10