تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: درسهایی که در خطابه غدیر نهفته است
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
3. و در بخش بعدي مي فرمايد با وجود همه ي اين ها خدا از من راضي نمي شود مگر آن که آن چه در حق علي نازل کرده ابلاغ کنم، ابلاغ حق امامت، خلافت، وصايت، ولايت علي حقي است که اگر من ابلاغ نکنم رسالتم را انجام نداده ام در ابتدا فرمودند« يا أَيُهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّك ــ في عَلِيٍ يَعْني فِي الْخِلاَفَةِ لِعَلِي بْنِ أَبي طالِبٍ -» ولي در قسمت دوم فرمودند « - في حَقِّ عَلِي - (يا أَيُّهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ - في حَقِّ عَلِي - » در آن جا خلافت علي عليه السلام و در اين جا حق علي را مي گويد يعني دو تعبير دارند يکي خلافت علي ابن ابي طالب عليه السلام و در اين جا مي فرمايند اين خلافت حق علي عليه السلام است و حق کس ديگر نيست چون در مقابل حق باطل است و« وَ انْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ »
4. در اول بخش سوم نکته اي هست:« اِعْلَمُوا مَعاشِرَ النّاسِ ذالِكَ فيهِ وَافْهَموهُ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ قَدْ نَصَبَهُ لَكُمْ وَلِيّاً وَإِماماً » پس خدا نصب کرده است، معلوم مي شود که امام را بايد خدا نصب کند.
1) در اين جا پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم 3 آيتم براي امامت به کار بردند:
1- أَنَّ اللَّهَ قَدْ نَصَبَهُ
2- وَلِيّ

3- إِمام و مفروض الطاعه بودن ايشان

2) و ادامه ي اين بخش از خطبه که مي رسد به « وَ عَلي‏ كُلِّ مُوَحِّدٍ » يعني بر هر کسي اين اطاعت واجب است از حاضرين، غايبين، مهاجرين انصار. تابعين، عَجَم، عرب، مملوک، صغير، کبير و بر هر کس که گفت اشهدان لااله الا الله علي ولي و سرپرست به حق اوست تا بي نهايت. مرحوم علامه طباطبايي در استفاده ولايت و امامت از آيات قرآن استاد است. ايشان در آيه ي 124 بقرهَّ« قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمام » مي فرمايند که از اين جمله برداشت مي شود که امامت به جعل الهي است و نه به اتحاب و نه به شورا که در اين جا پيامبر مي فرمايد: اَنَّ الله قَدْ نَصَبَهُ لَكُمْ وَلِيّاً » فکر نکنيد که علي را من براي شما امام و ولي قرار دادم و من از جاي ديکر آمده ام ( يکي از تکنيک هاي تکنولوژي ها ي برتر تبليغ کسي که يک برندي را مي آورد، برند را از يک شرکت بزرگ بياورد) پيغمبر اکرم مي خواهد بفرمايد که اين بِرَند امامت را من از خزانه ي وحي آورده ام. در ادامه پيامبر مي فرمايد اين آخرين باري است که براي شما صحبت مي کنم، پس بشنويد و اطاعت کنيد و گردن گزاري کنيد نسبت به حرف هاي من نه! « لاَِمْرِاللَّهِ رَبِّكُمْ، » ( در جريان توبه ي حُرِّ بن يزيد رياحی وقتي آمد خدمت امام حسين عليه السلام عرض کرد آيا مي توانم توبه کنم؟فرمودند «اللهُ يغفرک » هرگاه کسي نزد ائمه براي عذر خواهي آمده؛ فرمودند« اللهُ يغفرک »و اين مسئله ي جالبی از نظر اخلاق توحيدي است،
3) براي اين که فرمان خدا را و مولويت خدا را ثبات کند که جايگاه مولويت خودش و مولويت اميرالمومنين از جانب خدا اثبات بشود مي فرمايد« فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ هُوَ مَوْلاكُمْ وَإِلاهُكُمْ » که خدا هم الله شما و هم سرپرست شماست و بعد از خدا سرپرست شما منم که با شما صحبت مي کنم و بعد از من علي ولي و امام شماست به امر خدا« ثُمَّ مِنْ دونِهِ رَسولُهُ وَنَبِيُّهُ الُْمخاطِبُ لَكُمْ، ثُمَّ مِنْ بَعْدي عَلي وَلِيُّكُمْ وَ إِمامُكُمْ بِأَمْرِاللَّهِ رَبِّكُمْ، ثُمَّ الْإِمامَةُ في ذُرِّيَّتي مِنْ وُلْدِهِ إِلي يَوْمٍ تَلْقَوْنَ اللَّهَ وَرَسولَهُ. لاحَلالَ إِلاّ ما أَحَلَّهُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَهُمْ، وَلاحَرامَ إِلاّ ما حَرَّمَهُ اللَّهُ عَلَيْكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ هُمْ، » حلال و حرام آنيست که خدا و رسول و ائمه حلال و حرام بدانند. حليت و حرمت ملاک اش ائمه هستند و پيغمبر خدا و مقام امامت مقامي است که حلال خدا را حلال مي کند، امام کسي است که«فَالْحَقُّ مَا رَضِيتُمُوهُ وَ الْبَاطِلُ مَا سَخِطْتُمُوهُ»
[/b]پایان امامت
سلام
سیر جدید رو ما موضوع امام زمان عليه السلام در خطابه غدير بحث میکنیم.
بسم الله الرحمن الرحیم
صلي الله عليک يا بقيه الله في ارضه
در خطبه شريف غدير به امام زمان عجل الله تعالي فرجه توجه خاصي شده است. و در سه فراز خطابه، پيامبر اکرم صلي الله عليه آله اشاره به وجود مبارک آن حضرت فرموده اند.
در فراز اول مي فرمايند:« مَعَاشِرَ النَّاسِ آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلى‏ أَدْبارِها... مَعاشِرَالنّاسِ، النُّورُ مِنَ‏اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مَسْلوكٌ فِىَّ ثُمَّ فى عَلِىِّ بْنِ أَبى طالِبٍ، ثُمَّ فِى النَّسْلِ مِنْهُ إِلَى الْقائِمِ الْمَهْدِىِّ ، الَّذِي يَأْخُذُ بِحَقِّ اللَّهِ وَ بِكُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنَا »
ملاحضه شود که پيامبر صلي الله عليه آله به صراحت جريان نور را علاوه بر خود در امير المومنين و امامان عليهم السلام از نسل ايشان تا مهدي موعود عجل الله تعالي فرجه جاري و ساري مي دانند؛ و بر روي دو نکته تاکيد مي کنند:
اول اين که امامت در خاندان امير المومنين علي عليه السلام جاري است، به طوري که اين رشته الهي در آغاز به دست مبارک امير المومنين عليه السلام و در نهايت به وجود مبارک مهدي فاطمه سلام الله عليهما سپرده شده است؛
دوم آن حضرت حق خدا و حق تمامي اهل بيت عليهم السلام را از غاصبانشان خواهند گرفت ان شاءالله.
با ما همراه باشید اگر موضوع را دوست دارید.
فراز دوم از گفتار پيامبر اکرم صلي الله عليه آله به صورت مسقل به امام زمان عجل الله تعالي فرجه اختصاص دارد. حساسيت اين قسمت از سخن را، از آنجا مي توان دريافت که حضرتش هيجده بار مردم را با تکرار يک لفظ هشدار دهنده، "الا" به معني "هان"! "آگاه باشيد" به دقت در کلام خود فرا مي خوانند. پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله در آغاز اين بخش، بار ديگر روند پيوسته نبوت و امامت را مطرح نموده و ياد آور مي شوند که سررشته اين نظم، در دست علي عليه السلام است و پايان بخش اين روند، حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه مي باشند، بدين صورت که: مَعاشِرَالنّاسِ، أَلاوَإِنِّى رَسولٌ وَ عَلِىٌّ الْإِمامُ وَالْوَصِىُّ مِنْ بَعْدى،... أَلا إِنَّ خاتَمَ الْأَئِمَةِ مِنَّا الْقائِمَ الْمَهْدِى پس آن گاه بيست و يک ويژگي اساسي و مهم از مختصات عمده آن امام را ترسيم مي نمايند، پيامبر صلي الله عليه آله فرمودند:

آگاه باشيد همانا آخرين امام، قائم مهدي از ماست.هان ! او بر تمامي اديان چيره خواهد بود.هشدار ! اوست انتقام گيرنده ي از ستمکاران. هشدار ! اوست فتح کننده ي دژها و منهدم کننده ي آن ها !هشدار ! اوست چيره بر تمامي قبايل مشرکان و رهنماي آنان. هشدار ! اوست خون خواه تمامي اولياي خدا. هان ! همانا او ياور دين خداست. هان ! او از دريايي ژرف پيمانه هايي افزون گيرد.هشدار ! او به هر ارزشمندي به اندازه ي ارزش او و به هر نادان و بي ارزشي به اندازه ي ناداني اش نيکي کند. هان ! او نيکو و برگزيده ي خداست. هشدار ! اوست ميراث دار دانش ها و احاطه دار بر ادراک ها. هان ! او از پروردگارش خبر دهد و نشانه هاي او را برپا کند و استحکام بخشد . هشدار ! اوست باليده و استوار. آگاه باشيد ! هم اوست که اختيار امور جهانيان به او سپرده شده است. هان ! پيشينيان از قرن ها ظهور او را پيشگويي کرده اند. هشدار ! اوست حجت پايدار و پس از او حجتي نخواهد بود. (اين تعبير به عنوان حجت، امامت و مسئوليت است و نظري به رجعت ديگر امامان ندارد. زيرا آنان حجت هاي پيشين اند که دوباره رجعت خواهند کرد.) راستي و درستي و روشنايي جز با او نيست. هان ! کسي بر او پيروز نخواهد شد و ستيزنده او ياري نخواهد گشت. هشدار ! او ولي خدا در زمين، داور او در ميان مردم و امانت دار امور آشکار و نهان است.

آن گاه چنين مي فرمايند: فَأُمِرْتُ أَنْ آخُذَ الْبَيْعَةَ مِنْكُمْ وَالصَّفْقَةَ لَكُمْ بِقَبُولِ ماجِئْتُ بِهِ عَنِ‏اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فى عَلِىٍّ أميرِالْمُؤْمِنينَ وَالأَوْصِياءِ مِنْ بَعْدِهِ الَّذينَ هُمْ مِنِّى وَمِنْهُ إمامَةٌ فيهِمْ قائِمَةٌ، خاتِمُها الْمَهْدىُّ إِلى يَوْمٍ يَلْقَى اللَّهَ الَّذى يُقَدِّرُ وَ يَقْضي. از اين روي مامورم که از شما پيمان بگيرم که دست در دست من نهيد در پذيرش آن چه از سوي خداوند درباره علي اميرمومنان عليه السلام آورده ام و درباره اوصياي پس از او که از من و اويند. اين امامت در ميان آنان پايدار است و فرجام آنان مهدي عجل الله تعالي فرجه است و استواري پيشوايي تا روزي است که او با خداوند قدر و قضا ديدار کند (قيامت) .... و اين گونه پيامبر صلي الله عليه و آله در سومين فراز از کلام خود، ياد امام عصر عجل الله تعالي فرجه را زنده مي دارد.
بار ديگر به دقت بر اين توصيف ها بنگريم، و دريابيم که پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله سالياني دراز قبل از تولد، و قرن ها پيش از ظهور آن حضرت با چه انگيزه اي چنين شخصيتي از ايشان ارائه نموده اند؟ و اين گونه خطوط اصلي نظام الهي به رهبري حضرتش را ترسيم مي نمايد؟ آيا مي توان هدفي جز دميدن روح اميد و انتظار را نشان داد؟ اگر اين راستا را صحيح ندانيم، آيا پسنديده است که پيامبر صلي الله عليه و آله در شرايطي که تنها سه تن از امامان (اميرالمومنين و امام حسن و امام حسين عليهم السلام) در دوران حيات ظاهري خويش بودند، سخن از نظام آينده جهان و قيام حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه آن هم به اين گستردگي و تفصيل در ميان آورند؟

اينک با وارث غدير هم آواز مي شويم، و موعود غدير را خطاب نموده و عرضه می داريم: متي ترانا و نراک؟، و دل خوش مي داريم که او در ادامه سخن ما را با اين کلام اميد بخشيده که: ابشر بنصر قريب من رب رحيم .
و اکنون در زمان غیبت حرمانمان از دیدار امام زمان عجل الله تعالي فرجه مبایسته است که فرمان رسول اکرم صلي الله عليه و آله را گردن نهاده که فرمود:
فَلْيُبَلِّغِ الْحاضِرُ الْغائِبَ وَالْوالِدُ الْوَلَدَ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ پس بايسته است اين سخن را حاضران به غايبان و فرزندداران به فرزندان تا برپايى رستاخيز ابلاغ کنند.

و جهانيان را با خطابه غدیر و سند حقانیت امیر مومنان و دکترین پیامبر اسلام صلي الله عليه و آله آشنا کنیم تا رویکرد کامل اسلام شناسی را در سه مرتبه اعتقادات، اخلاق و فقه عرضه کنیم و به این وسیله برخی از مقامات امام زمان عجل الله تعالي فرجه را شناسایی کنیم.
سلام و تشكر

خداوند تبارك و تعالي و حضرت ام ابيها حضرت زهراسلام الله عليها ازت راضي باشه .

يقيناً قلب نازنين ام ابيها سلام الله عليها از اين ارسالهاتون خشنود مي شود .
اينم تقديم به شما


حضرت زهرا عليهاالسلام:



همانا خوشبخت حقيقی
كسی است كه علی عليه السلام را دوست بدارد.
[b]مجمع الزوائد علامه هيثمي، ج 9 ، ص 132
موفق باشي
يا علي عليه السلام
[/b]
فراز 8 با این جمله آغاز می شود: الا ان خاتم الائمه منا القائمَ المهدی . بدانید خاتم ائمه قائم مهدی از ما است.
حضرت آیة الله وحید ،در یک سخنرانی در مورد این جمله می فرمایند،در اینجا پیامبر باافتخاراز امام زمان یاد نموده وفرموده اند:«آخرین ائمه که قائم مهدی است از میان ما هستند.»
نام امام زمان عجل الله تعالي فرجه
پیامبردر معرفی امام زمان عجل الله تعالي فرجه از القاب القائم و المهدی استفاده کرده اند و نام آن حضرت را ذکر نفرموده اند. ظاهرا این مطلب بااینکه بعدها ائمه علهیم السلام نام بردن امام را نهی نموده اند تائید میگردد.
باب سوم جلد 51 بحارتحت عنوان "باب النهی عن التسمیه" سیزده روایت را ذکر نموده است که در اینجا برخی ازاین روایات آورده می شود:
عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ سَأَلَ عُمَرُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع عَنِ الْمَهْدِيِّ قَالَ يَا ابْنَ أَبِي طَالِبٍ أَخْبِرْنِي عَنِ الْمَهْدِيِّ مَا اسْمُهُ قَالَ أَمَّا اسْمُهُ فَلَا إِنَّ حَبِيبِي وَ خَلِيلِي عَهِدَ إِلَيَّ أَنْ لَا أُحَدِّثَ بِاسْمِهِ حَتَّى يَبْعَثَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَل
ازامام باقر،امام صادق ،امام هادی علیهم السلام عبارت:" لَا يَحِلُّ ذِكْرُهُ بِاسْمِه "جایز نیست ایشان را با نامشان ذکرکرد، روایات دیگری نقل شده است.
از امام زمان عجل الله تعالي فرجه در یکی از توقیعات آمده است که: «مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ سَمَّانِي فِي مَحْفِلٍ مِنَ النَّاس»
در عربی روی افراد سه نوع اسم می‌گذاشتند ، الان هم می‌گذارند. از اولی که متولد می‌شوند یک اسم ، یک لقب، و یک کُنیه تعیین می کنند.
کنیه: کلمه ای است که برای دختران با (اُمّ) شروع می‌شود. مثل: ام الفضل می‌گویند؛ برای پسران‌ و مردان با(اَب) شروع می‌شود می‌گویند: ابوالفضل-ابوصالح- ابوطالب؛ خیلی از کنیه‌ها را از موقعی که متولد می‌شوند می‌گذارند مثلاً می‌گویند ابوعبدالله، بعضی وقتها هم وقتی کسی به شخصیت یا فضیلت یا مقامی رسید، کنیه می‌گذارند مثلاً وقتی می‌بینند خیلی با فضیلت است می‌گویند. امّ الفضل: یعنی این شخص مادر فضل است. به همین صورت است ابوعبدالله . عبدالله یعنی بنده خدا ،ابو عبدالله یعنی کسی که در بندگی خدا سرآمد است.به امام حسین (علیه السلام) که گفتتد ابوعبدالله، نه بخاطر اینکه یک پسردارد به نام عبدالله ، بلکه ابوعبدالله یعنی پدر بندگی خداست. یعنی یک کسی که بندگی خدا را دارد، محور پدری‌اش این است. می‌گویند فلانی پدر مثلاً، صنعت جدید، پدر اقتصاد، پدر فیزیک است یعنی آخرین حد است.
ابوعبدالله که می‌گویند یعنی در بندگی، سرآمد است. لذا ابوالفضل که می‌گویند. یعنی: در فضیلت، سرآمد است.
اباصالح که یکی از کُنیه‌های امام زمان ارواحنا فدا است یعنی در صالح بودن سرآمد است. این نکته خیلی مهمی است.
گاهی هم ممکن است یک زنی اصلاً دختر نداشته باشد یا پسری نداشته باشد ولی می‌گویندام حبیب یا ام الفضل و یا به مرد می‌گویند ابوالقاسم.
چنانکه یکی از کنیه‌های پیغمبر صلی الله و علیه و آله ابوالقاسم است. از بس پدرش و خودش و جد شان نان و غذا، شام و ناهار قسمت می‌کردند، بین مردم، اسمشان شده قاسم، کنیه شان شده ابوالقاسم.

لقب: یعنی صفتی که شخص دارد مثلاً امام حسن علیه السلام را می‌گویند مجتبی. یعنی برگزیده. یا ازکی، طاهریعنی پاک و مطهر.
معمولاً می‌بینید عربها همین الان هم همینطوری هستند، هم لقب دارند، هم کنیه دارند، هم اسم دارند. ولی لقب و کنیه هم ممکن است متفاوت باشند. مثلاً ابوالفضل بگویند، ابوعبدالله بگویند و کُنیه‌های دیگر .
برای لقب مثلاً بگویند طاهر ، زکی، رضی، مهدی، هادی، قائم عجل الله تعالی فرجه و یا لقبهای مختلف یا کنیه‌های دیگر. ولی اسمشان یکی است.
باز گردیم به جمله :الا ان خاتم الائمه منّا القائم المهدی
کلمات :خاتم الائمه ، القائم و المهدی،اینها لقب هستند.همانگونه که گفته شد اسم آن حضرت را کمتر می‌گویند. در بعضی‌روایت می‌گویند (م ح م د) که همان محمد است، برای اینکه اسم نبرند و به آنچه که ائمه علیهم السلام نهی از تسمیه فرموده اند، تعبد نشان بدهند.
تسمیه یعنی چه؟ یعنی نام‌گذاری. در نهی از تسمیه حضرت ، به خاطر اینکه اسم ایشان برده نشود.می گویند( م ح م د) یا می‌گویند المهدی یا ، القائم یا،المنتظر یا ،الهادی یا القاب دیگر یا کنیه‌شان را می‌گویند اباصالح ، ابوالقاسم
در روایت دارد که:« الْمَهْدِيُّ مِنْ وُلْدِي اسْمُهُ اسْمِي وَ كُنْيَتُهُ كُنْيَتِي» .پیغمبر فرمودند اسمشان اسم من است، همان اسم خاص، و کنیه‌اش هم کنیه من است یعنی ابوالقاسم.
یک نکته درباره اسمها و لقبها این است که ما معتقدیم که اسمها و لقبهای ائمه طاهرین سلام الله علیهم همه مِنَ الله است، به دستور خداست. پیغمبر یا امیرالمؤمنین یا حضرت زهرا سلام الله علیهم اگر اسم و لقبی گفتند به دستور خدا بوده و وحیانی بوده است ، این نکته خیلی مهمی است.
هر کدام از لقبها و کنیه‌ها، یک بُعدی از ابعاد شخصیتی آنها را برای ما تعریف می‌کند و تأئید می‌کند. این هم یک نکته است.
معنای اسمها و لقبها چیست؟
در اینجا دو تا مَنبع وجود داردکه میتوان از آنها معنای لقبها و اسمها و کنیه‌ها را بدست آورد.
1. یکی لغت است.
2. یکی حدیث و روایت .
یکی لغت عمومی است ویکی نقل معصوم .
از نظر لغت:
القائم یعنی قیام کننده، المهدی یعنی هدایت شده، منتهی هدایت شده از جانب خدا
المُنتَظَر: یعنی کسی که دیگران منتظر او هستند.
المُنتَظِر: یعنی کسی که خودش منتظر است.
حجت: یعنی کسی که دلیل بر دیگران است.
واما روایت:
مرحوم مجلسی بسیاری از روایات صادقین ولایقین رادر کتاب بحار جمع کرده است. کتاب شریف بحار می‌دانید 110 جلد است. چاپ قدیم 26 جلد بوده که می‌گفتند چاپ کمپانی.چاپ جدید 110جلد است.سه جلد از مجموعه 110جلدی مربوط به امام زمان عجل الله و تعالی فرجه است ،یعنی جلدهای 51، 52، 53.
جلد51صفحه28باب دوم آن این است:" أسمائه علیه السلام و ألقابه و كناه و عللها"خیلی جالب است .یعنی: نامها و القابش و کُنیه‌هایش و علل آنها که چرا به اینها گفتند مثلاً قائم، مثلاً منتظر.
در این باب ایشان 9 روایت آورده اند و فرموده اند علاوه بر آن یکسری اسمهای امام عصرعجل الله و تعالی فرجه راهم در بابی که درباره "دیدار کنندگان با آنحضرت" است ،آورده اند. در آنجا اسمهاا مفصل ذکرشده است.
.باب سوم ،باب " ا لنهی عن التسمیه "دراین باب از بردن اسم خاص حضرت نهی شده است.ایشان 13 روایت را جمع آوری کرده اند.
روایات اسماء و القاب ،خیلی زیبا است وبهتراست در این باره بیشتر صحبت شود. بعداً هم امید وارم انشاءالله کتاب مستقلی تحت عنوان: نامهای حضرت در خطابه و یا امام زمان در خطابه، بشود ، یعنی امام زمان در بستر خطابه ترویج شود.
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
آدرس های مرجع