شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
اطراف مدینه یهودیان زیادی زندگی می کردند، یهودی ها از سالهای دیرین شنیده بودند در یثرب - که اسم قبلی مدینه بود- پیامبر آخرالزمان که موعود انا جیل وموعود اسفار هست (منظور ازاسفار همان تورات وانجیل هستند ) ظهور می کند و او پادشاه خواهد شد و دنیا را خواهد گرفت و چون یهودی ها از نظر اقتصادی زرنگ هستند از سالها قبل در اطراف مدینه، زمین و باغ خریدند که وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله ظهور کرد اینها آنجا ملک داشته باشند و حضور داشته باشند و ایمان بیاورند. در اثر اختلاط تجارتی و اجتماعی مردم عرب با یهودی ها ،عرب ها داستان موسی و هارون را شنیده بودند ، البته عده ای از اعراب دارای دین حنیف ابراهیمی بودند و حضرت موسی را بعنوان پیغمبر می شناختند. حتی مشرکین هم موسی و هارون را می شناختند . در فرهنگ یهودی ها و در بین کسانیکه با یهودی ها تعامل داشتند شهرت موسی و هارون خیلی زیاد بود لذا پیغمبر صلی الله علیه و آله وقتی می فرمودند که الَّذِي مَحَلُّهُ مِنِّي مَحَلُّ هَارُونَ مِنْ مُوسَى مردم خوب می شناختند و متوجه می شدند که هارون کیست و موسی کیست ،می دانستند که هارون وزیر موسی است و کارهای موسی را انجام می داده است و می شناختند که هر دوی آنها نبوت دارند و پیغمبر هستند لذا پیغمبر صلی الله علیه و آله بلافاصله فرمودند إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي بعد از موسی هارون نبی بود ولی بعد از من دیگر هیچ نبی ای نخواهد بود .
پیغمبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نسبت امیرالمومنین (علیه السلام) با خودشان را به نسبت هارون به موسی تشبیه کرده اند ؛ و این به این دلیل بود که عرب ها به سبب رابطه و معاشرت با یهودیان داستانهای زیادی در مورد موسی و هارون شنیده بودند، همانطور که قبلا اشاره کردیم یهودیان از سالهای دیرینه در اطراف مدینه به انتظار محمد خاتم صلی الله علیه و آله زمین و خانه و باغ خریده بودند و منتظر بودند .
حضرت در تشبیه خود فرمودند الَّذي مَحَلُّهُ مِنّي مَحَلُّ هارُونَ مِنْ مُوسي إِلاَّ أَنَّهُ لانَبِي بَعْدي . در تشبیه همیشه باید مشبه به نسبت به مشبه برای مخاطبین آشناتر باشد . وقتی می گویم که یار من مثل ماه می ماند چون همه ماه را می شناسند یار را به ماه تشبیه می کنم چون شنونده ماه را بهتر از یار من می شناسد، وقتی می فرمایند أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى یعنی مردم هارون و موسی و نسبتشان را خوب می شناسند ،لذا پیغمبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خود و امیرالمومنین (علیه السلام) را به موسی و هارون تشبیه می کنند ؛ ولی در عین حال حضرت فرمودند إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي یعنی این شباهت در یک جهت هست که آن هم وزارت است نه نبوت ، معمولا وقتی انسان چیزی را به چیزی تشبیه می کند ، تشبیه یا به عبارتی وجه تشبیه در یک یا چند ویژگی خاص است نه در همه ی جهات ، وقتی می گویند که فلانی مثل شیر می ماند منظور این نیست که در تمام جهات آن فرد مثل شیر است ، مثلا شبها در خیابان می خوابد، در بیشه زندگی می کند،و یا دونده است ، شباهت در اینها نیست بلکه تشبیه فقط در شجاعت است؛ یا وقتی می گویند یار من مثل ماه است معنایش این نیست که آن فرد شبها در آسمان است و چنین و چنان ، بلکه یعنی آن شخص در زیبایی و روشنایی مثل ماه می ماند . بعد حضرت می فرمایند وَهُوَ وَلِيُّكُمْ بَعْدَاللَّهِ وَ رَسُولِهِ بعد از خدا و رسول علی ولی شماست. یکی از قرائنی که در آن ولی به معنای سرپرست و جانشین در همه ابعاد است این جمله است وَهُوَ وَلِيُّكُمْ بَعْدَاللَّهِ وَ رَسُولِهِ اگر معنای ولی فقط دوستی باشد ، دوستی که در عبارت " بَعْدَاللَّهِ وَ رَسُولِهِ " معنی ندارد. وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْض مومنون و مومنات دوستان همدیگر هستند این بعدالهی و رسوله معنای دوست و داماد و این چیزهای که می گویند نیست بلکه به معنای سرپرست ، اولی به تصرف است ،یعنی آن مقام استثنایی است که خداوند متعال به رسولش داده است و به وسیله رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به ائمه طاهرین علیهم السلام داده است .
اگر این ولی به معنای دوست باشد جمع می شود یعنی همین الان خدا دوست ماست و هم پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)دوست ماست و هم امیرالمومنین (علیه السلام)دوست ماست و هم مومنین دوست هم هستندو امثال اینها و خود جمله وَهُوَ وَلِيُّكُمْ بَعْدَاللَّهِ وَ رَسُولِهِ دلیل بر این است که ولایت در این به معنای دوستی صِرف نیست . بلکه به معنای سرپرستی است .سپس پیغمبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) استدلال می کنند به آیه 55 سوره مائده و می فرمایند ، وَقَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ تَبارَكَ وَ تَعالي عَلَي بِذالِكَ آيَةً مِنْ كِتابِهِ . خداوند آیه ای از کتاب نازل کرد که إِنَّما وَلِيُّكُمُاللّهُ وَ رَسُولُهُ وَالَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ و وَيُؤْتونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ. این آیه که به آیه ی ولایت معروف شده است در میان شیعیان و مسلمانان از مهمترین و مرکزی ترین آیاتی است که برای اثبات جانشینی امیرالمومنین (علیه السلام) و اولی به تصرف بودن ایشان به آن استدلال می شود ،پس ولی به معنای اولی به تصرف است ، یک دلیلش همین بود که بیان شد و دلیل دیگری را هم بعدا در بخش چهارم مطرح خواهیم کرد. پیغمبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ابتدا سئوال می کنند: ثم قال: «ايهاالنَّاسُ، مَنْ اَوْلي بِكُمْ مِنْ اَنْفُسِكُمْ؟ قالوا: اَللَّهُ و رَسُولُهُ یا در بعضی نسخه ها دارد که أَ لَسْتُ أَوْلَى بِكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُم.در اینجا واژه اولی آمده است، اولی یعنی نزدیکتر و قریبتر ، یعنی اولی به تصرف ، اولی به محبت و اولی به اختیاراتی که دارد نه به معنای دوست . وقتی می فرمایند مَنْ كُنْتُ مَوْلَاه. معلوم می شود این مولا ازهمان مولا مشفق است و یک معنا دارد. البته بحث آیه ی ولایت در تفاسیر شیعه بسیار مفصل است این مولی به معنای اولی به تصرف است ، سُنیان و مخالفان در این باب دغدغه هایی ایجاد کرده اند واشکالاتی کرده اند که علمای شیعه به تعلیم از ائمه معصومین علیهم السلام به آن سوالات جواب داده اند . در واقع این آیه معرکه ی آراء است و معرکه ی مباحث است . این آیه جزء روشن ترین آیاتی است که ائمه صلوات الله علیهم اجمعین به آن استدلال کرده اند، پیغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هم اینجا اینطور فرموده اند و مهمترین نکته در این جا استفاده از لغت "انما" است که حصر را می رساند؛ یعنی ولی شان منحصرا اینانند، در حالیکه اگر ولی به معنای دوست بود که ولی ما فقط اینها نبودند خیلی از کسان دیگر هم از اولیا یا دوستان ما هستند ، نکته ی مهم دیگر این است که برای اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَالَّذينَ آمَنُوا فقط یک بار لغت ولی استفاده شده است ، معلوم می شود که نوع ولایت که به معنای اولی به تصرف است یک جور است با اینکه خدا با مردم هم سنخ نیست ولی سرپرستی خدا که بوسیله ائمه علیهم السلام و پیغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اجرا می شود یک سنخ است که اولی به تصرف بودن است لذا یک ولی آمده است برای سه قسمت إِنَّما وَلِيُّكُمُاللّهُ وَ رَسُولُهُ وَالَّذينَ آمَنُوا پیغمبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در اینجا می فرمایند وَ عَلِي بْنُ أَبي طالِبٍ الَّذي أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَيالزَّكاةَ وَهُوَ راكِ(علیه السلام)يُريدُاللَّهَ عَزَّوَجَلَّ في كُلِّ حالٍ حال مصداق این وَالَّذينَ آمَنُوا که جمع است یک نفر است و آن امیرالمومنین علیه السلام است . اصطلاحا می گویند که قسمت إِنَّما وَلِيُّكُمُاللّهُ وَ رَسُولُهُ وَالَّذينَ آمَنُوا وصف تدووم نیست بلکه وصف مشیر است یعنی این وصف اشاره می کند به یک کسی در عالم خارج که شان نزول این ایه است و او امیرالمومنین علیه السلام است و اشاره می کند که او اینکار را کرده؛ یک وقت می گوییم هر کسی پیراهن سفید بپوشد حقوق می گیرد ، یک وقت می گویند آنکه حقوق می گیرد این کسی است که پیراهن سفید بر تن دارد. پیراهن سفید دومی وصف مشیر است یعنی اشاره می کند به این موجود خارجی در اینجا این وصف وصف مشیر است و پیامبر هم همین را می فرمایند که این الَّذي أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَيالزَّكاةَ – علی بن ابیطالب (علیه السلام) است که أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَيالزَّكاةَ. وَهُوَ راكِ(علیه السلام)يُريدُاللَّهَ عَزَّوَجَلَّ في كُلِّ حالٍ. برخی اشکاک کنندگان اشکاک کرده اند که چرا جمع آمده؟ مرحوم علامه امینی در کتاب الغدیر این اشکاک ها را جواب می دهد ، وی 18 آیه از قرآن کریم در جلد اول الغدیر جمع آوری کرده که در آنها افعال آیه جمع است ولی منظور یک فرد بوده است سپس ایشان این مسئله را بطور مفصل توضیح داده. کلا این آیه از جمله آیاتی است که در مورد آن بسیار بحث شده است ، نهایتا مطلبی که از این آیه اثبات می شود این است که معنای ولایت به دلیل وجود "انما" و خیلی نکات دیگر به معنای دوستی نیست.
بعد پیغمبر اکرم (صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وَعَلَى آلِهِ وسَلَّم ) می فرمایند که من از جبرئیل خواستم که خداوند مرا از این کار معاف کند " لِعِلْمي بِقِلَّةِ الْمُتَّقينَ وَكَثْرَةِ الْمُنافِقينَ " یعنی به جبرئیل گفتم که این امر را از من بردارد ، برخی اینجا اشکال وارد می کنند که پیامبر (صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وَعَلَى آلِهِ وسَلَّم) چطور در برابر امر خدا استعفا کرد؟؛ باید دقت کرد که استعفا یعنی اینکه خدایا امرت را از من بردار، نه اینکه من امرت را انجام نمی دهم؛ استعفا بدین معناست که خدایا این امر را که به من داده ای از گردنم بردار برای اینکه متقین کم اند و منافقین و دغل کاران و مستهزئین زیادند و يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مالَيْسَ في قُلوبِهِمْ. پیغمبراکرم(صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وَعَلَى آلِهِ وسَلَّم) نفرموده اند که جبرئیل برو بگو من امر خدا را اطاعت نمی کنم که دلیل بر سرپیچی باشد، بلکه فرمودند که امرت را بردار چون کار نمی شود.
یک اشکال دیگر که وارد می کننداین است که می گویند پیغمبر (صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وَعَلَى آلِهِ وسَلَّم) ترسیده بودند ؛ ما می گویم از چی ترسیده اند از مردن ترسیده اند ؟ خودشان که اعلام کرده اند این آخرین باری است که من با شما صحبت می کنم واین آخرین حج من است، خودشان که فرموده اند من چند وقت کوتاه بیشتر زنده نیستم، پس از مرگ نمی ترسیدند ،در طول بیست و سه سال هم که همه ی اذیت ها را دیده بودند، پس از چی می ترسیدند ؟ از اینکه کار تحقق پیدا نکند. حال مثال جالبی را مطرح می کنیم،اگر خدا تضمین نکرده بود که وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ ممکن بود اتفاقات ناگواری در حین انجام این امر مهم حادث شود مثلا منافقین فکرهای شیطانی به نظرشان برسد تا مراسم را مختل کنند ؛ مثلا بروند و از بیابان ده تا مار افعی بگیرند و بیاورند آنجا و تا پیغمبر (صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وَعَلَى آلِهِ وسَلَّم) رفتند بالا و شروع به صحبت کردند مارها را در بین جمعیت رها کنند تا سخنرانی پیغمبر (صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وَعَلَى آلِهِ وسَلَّم)نا تمام بماند و همه ی مردم متفرق شوند - مثل اینکه الان وقتی می خواهند کسی را خراب کنند صلوات می فرستند - یا ممکن بود این منافقین در چندین جای مختلف در بین جمعیت خودشان را به مردن بزنند و جمعیت را پراکننده کنند،اما با عنایات خداوند بااینکه منافقین دلشان نمی خواست پیغمبراکرم (صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وَعَلَى آلِهِ وسَلَّم) صحبت کنند این نقشه ها به عقلشان نرسید و جلسه با حضور 120 هزار مستمع تحقق پیدا کرد. پیغمبر اکرم (صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وَعَلَى آلِهِ وسَلَّم) سخنانشان را مطرح کردند که سه چهار ساعت – با توجه به تکرارها برای مستمعین در جاهای مختلف - طول کشید و کار تحقق پیدا کرد، سپس فرمودند اَللَّهُمَّ إِنِّي أُشْهِدُكَ أَنِّي قَدْ بَلَّغْتُ وهمه چیز را فرمودند و کار انجام شد، پس این پاسخ به اشکالات مطروحه است . جالب این است که حتی پس از این حضرت می فرمایند که من اگر می خواستم در اینجا به منافقین اشاره کنم می توانستم، وَلكِنِّي وَاللَّهِ في أُمورِهمْ قَدْ تَكَرَّمْتُ لکن در امور آنها از خود بزرگواری نشان دادم.
سلام و عرض ادب
خدا خيرتون بده
[/b]
[b]حيفم اومد از شما بزرگوار فقط به يك تشكر بسنده كنم
از خداوند منان عاجزانه تقاضا دارم كه در عيد غدير امسال عيدي بزرگي
به شما دوست و محب
مولايمان حضرت علي عليه السلام عنايت بفرمايد .
موفق و سربلند باشيد
التماس دعا براي فرج
يا علي عليه السلام
حضرت ادامه می دهند تا به آیه ی تبلیغ می رسند، درباره ی این آیه بطور مفصل در المیزان بحث شده ، خداوند وقتی در مورد دین اسلام راضی شد که این آیه را نازل کرد و ولایت به مردم عرضه گشت. يا أَيُّهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ - في حَقِّ عَلِي - وَ انْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ همانطور که ملاحظه می شود فی حق علی در بین دو خط تیره گذاشته شده است یعنی این بخش جزء آیه نیست و توضیح پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است ؛ یعنی پیغمبراکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آیه را تفسیر می کنند و یکی از مسائل مهم امامت این است که در جای جای خطابه غدیر پیغمبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)توضیح داده اند که این آیه در باره ی حضرت علی (علیه السلام) است ،درباره ی دوستان علی (علیه السلام)است ؛این آیه و کلمات آیه در باره ی دشمنان علی (علیه السلام)است ، در باره ی منافقین است پس حضرت این آیات را به امیرالمومنین(علیه السلام)، دوستانشان و دشمنانشان تفسیر و تاویل کرده اند .
8 روز تا غدير باقيست.
پيامبر (صلی الله علیه و آله) در خطابه غدير مي فرمايند : "خداوند از گفتار و اسرار دلها آگاه است."
« عيد قربان، عيد بندگي مبارک باد. »
امروز از چشم و زبان خود مراقبت کنيم.
نکته بعدی مهم این است که در خطابه غدیر پیغمبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)دو کار مهم انجام داده اند : یکی اینکه بطور تئوری اعلام کرده اند که حق تفسیر و تاویل و علم تفسیر پیش من و نزد امیرالمومنین علیه السلام( تا امام زمان صلوات الله علیه) می باشد -که این را چند جا فرموده اند.- و دیگر اینکه یک کار عملی هم انجام داده اند و آن اینکه آیات و ارتباط آنها با ولایت را تفسیر کرده اند، یکی از آن موارد در اینجاست يا أَيُّهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ - في حَقِّ عَلِي - که تفسیر کرده اند، یعنی هم از نظر نظری فرموده اند که حق تفسیر و تاویل با ماست هم در عمل تقریبا صد آیه در خطابه غدیر را تفسیر و تاویل کرده اند و توضیح داده اند که کدامیشان درباره ی امیرالمومنین (علیه السلام)و دوستان امیرالمومنین (علیه السلام)و دشمنان ایشان و در باره ی امامت است. بعد فرموده اند وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ یعنی خود خدا فرموده که خدا تو را از خطرات مردم در امان نگه میدارد و تو کارت را انجام می دهی و انجام هم داد . علامه ی عسگری (خدا رحمتش کند ) مطلب جالبی را بیان می کردند، از ایشان می پرسیدند که چراپیغمبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)علیرغم اینکه آن مرد گفت إِنَّ الرَّجُلَ لَيَهْجُرُ وصیت و مطلب خود را ننوشتند ایشان گفتند که اگر می نوشتند برخی مردم بقیه حرف هایی را هم که در مورد امیرالمومنین (علیه السلام)بود حمل بر هذیان می کردند، می گفتند اینها را هم جعل کرده اند در تائید آن هذیان، پیغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)ننوشتند که – به خیال باطل آنها در حال هذیان چیزی نوشته نشده باشد- تا آن چیزهایی که در طول 23 سال در باره ی امیرالمومنین (علیه السلام)و امامت گفتند بی اثر نشود، این یک نکته . نکته ی دیگر این است که پیغمبراکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)فرمودند قلم و دوات بیاورید تا چیزی را برای شما بنویسم که گمراه نشوید ولی نگذاشتند که بنویسند، خدا ضمانت نکرده بود که تو این را هم بنویس و من حفظ می کنم؛ ولی در زمان ایراد خطابه ی غدیر خداوند این را ضمانت کرده بود که وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ یعنی خدا ضمانت کرده که اگر اینکار را بکنی هیچ آفتی و آسیبی به تو نمی رسد و تو کارت را انجام می دهی و چون خدا ضمانت کرده بود برای 120 هزار نفر سخنرانی کردند تا آخرش هم هیچ اتفاقی نیفتاد و بعدش هم گفتند "بخ بخ لک یا علی " پس چون خدا ضمانت کرده بود کار به خوبی انجام شد اما در مورد داستان قلم و دوات و سالم از کار در آمدن، خداوند ضمانت نکرده بود پیامبر هم ننوشتند در واقع نگذاشتند که بنویسند .
پیام روز تا غدیر . . .
7 روز تا غدير باقيست.
پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در خطابه غدير حدود 200 بار از فضائل علي (علیه السلام) نام برده اند.
امروز قسمتي از خطابه غدير را تقديمشان کنيم.
اینها نکته های ریزی بود که لازم بود به آنها اشاره شود. بعد از قرائت آیه تبلیغ، حضرت می فرمایند "معاشرالناس ذالک فیه" این آیه در باره ی علی است نکته ی دیگر اینکه همه جا می گویند فلان رییس جمهور فلان شخص را به عنوان معاون خودش انتخاب کرد، ما می گوییم پیغمبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چه شخصی را از طرف خدا به عنوان معاون خودش معرفی کرد؟ این نکته ی مهمی است چون جای جای خطبه غدیر و جاهای دیگر حضرت می فرمایند "بامرالله ربکم" این به فرمان خداوندی است که پروردگار شماست، این یک نکته ی تکنولوژی تبلیغ هست که بسیار جالب است ، یک مثال بیان می کنیم؛ فرض کنید یک نماینده از یک شرکت با شما دیدار می کند تا یک کالای الکترونیکی را به شما معرفی کند تا شما آنرا بخرید کدام حالت شما را بیشتر تحت تاثیر قرار می دهد اگر آن شخص به شما بگوید که ما چند فارغ التحصیل دانشگاه هستیم که با هم شریک شده ایم و هر کدام قسمتی از این کالا را ساخته ایم یا اینکه به شما بگوید که من نماینده ی بزرگترین، قدیمیترین و معروفترین تولید کننده ی لوازم الکترونیک در ژاپن هستم ؟ کاملا واضح است که شما حالت دوم را ترجیح می دهید، پیغمبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که امیرالمومنین (علیه السلام)را به عنوان جانشین خود معرفی می کنند در واقع دارند به نمایندگی از خداوند بزرگ که خالق تمام هستی است این معرفی را انجام می دهند، پس ما باید متوجه باشیم که این امر از جانب خداوند متعال است ، می فرمایند :"هو امامکم و ولیکم بامرالله". این به فرمان خداونداست ،خدایی که پروردگار شما هم است ، با شما هم ارتباط دارد شما را هم اداره می کند، "من ربکما قالا ربنا الذی اعطاکل شی خلقنا ثم هدی" رب ما همان است که هر کسی و هر چیزی را خلق کرده سپس هدایت کرده؛ پس پیغمبراکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به مردم فرمودند که من دارم از طرف یک همچنین پروردگاری این پیغام را به شما می دهم، کسی که قابل انکار نیست، بی نهایت است و شما او را می شناسید و او پروردگار شما هم هست . در مثالی که قبلا مطرح کردیم مثل این می ماند که بگوییم یکی از عزیزان و اقوام نزدیک شما هم در آن شرکت مدیریت می کند ، قطعا دریافت این حقیقت علاقه ی شما به آن شرکت را چند برابر می کند و اعتبار بیشتری برای آن قائل می شوید . یکی از تکنولوژی های تبلیغ این است که ما کالا و شرکت خود را به یک شرکت بزرگ و بی نهایت نسبت دهیم.
========================
پیام روز تا غدیر . . .
6 روز تا غدير باقيست.
پيامبر (صلی الله علیه و آله) در خطابه غدير مي فرمايند : "دانشي نبوده مگر آنکه به علي آموخته ام."
" مَعاشِرَالنّاسِ،(فَضِّلُوهُ). مامِنْ عِلْمٍ إِلاَّ وَقَدْ أَحْصاهُاللَّهُ فِىَّ، وَ كُلُّ عِلْمٍ عُلِّمْتُ فَقَدْ أَحْصَيْتُهُ فى إِمامِ الْمُتَّقينَ، وَما مِنْ عِلْمٍ إِلاّ وَقَدْ عَلَّمْتُهُ عَلِيّاً، وَ هُوَ الْإِمامُ الْمُبينُ (الَّذى ذَكَرَهُ اللَّهُ فى سُورَةِ يس: (وَ كُلَّ شَىْءٍ أَحْصَيْناهُ فى إِمامٍ مُبينٍ). "
امروز آيه "43- رعد" را تقديم ايشان نمائيم .
بسم الله الرحمن الرحیم
وَ يَقُولُ الَّذينَ کَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ کَفى بِاللَّهِ شَهيداً بَيْني وَ بَيْنَکُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتاب
صدق الله العلي العظيم
شيعه يعني چه؟ شيعه يعني کسي که معتقد است از اميرالمومنين تا امام زمان عليهم السلام جاينشينان پيغمبرند در تمامي ابعاد شخصيت پيغمبر صلي الله عليه و آله جز در قانون آوري. پيغمبر صلي الله عليه و آله به عنوان معرفي اميرالمومنين عليه السلام سه نکته در خطابه اعلام مي کند .
کمالات اخلاقي: فَهُوَالَّذي يَهدي إِلَي الْحَقِّ وَيَعْمَلُ بِهِ، وَيُزْهِقُ الْباطِلَ وَيَنْهي عَنْهُ، کمالات فردي : أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ لَمْ يَسْبِقْهُ إِلَي الْايمانِ بي أَحَدٌ ، وَالَّذي فَدي رَسُولَاللّهِ بِنَفْسِهِ، وَالَّذي كانَ مَعَ رَسُولِ اللّهِ . أَوَّلُ النّاسِ صَلاةً وَ أَوَّلُ مَنْ عَبَدَاللّهَ مَعي. از اول تا آخر کمالات خاص و صفات اميرالمومنين عليه السلام را بيان مي کنند؛ هم صفات فردي و هم صفاتي که آداب معاشرت است. در آداب معاشرت و در کار تبليغ دين . بيشتر به اصطلاح ويترين هاي ديني اميرالمومنين عليه السلام را بيان ميکنند . از اول خطابه تا آخر خطابه . اين يک گزينه . اين خودش جاي بحث دارد، حدود دويست صفت از صفات اميرالمونين عليه السلام را برشمرده اند که بعضي هاش تکراري بوده است. مَعاشِرَالنّاسِ، هذا عَلِي أخي وَ وَصيي وَ واعي عِلْمي، وَ مُعْلِمُكُمْ: أَنَّ مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِي مَوْلاهُ، همين طوري ميگويند. سخن اين است که اميرالمومنين عليه السلام داراي کمالات اند .
=======================================
پیام روز تا غدیر . . .
پيامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) در خطابه غدير مي فرمايند : "نور از سوي خداوند در جان من و سپس در جان امامان تا مهدي قائم (علیه السلام) جاي گرفته است."
امروز دعاي فرج را بخوانيم .
پيامبر صلي الله عليه و آله اميرالمومنين علي ابن ابيطالب عليه السلام را به عنوان چه معرفي ميکنند ؟
به عنوان اميرالمومنين و مولا. إِنَّهُ إِمامٌ مِنَ اللّهِ، وَ خَليفَتي عَلي أُمَّتي . ميخواهد بگويد که ملاک هاي خلافت اين صفات است. ميخواهند بفرمايند که امام بايد اين صفات را داشته باشد . امامت هم کسي دارد که داراي اين صفات باشد . صفات فردي و اجتماعي اخلاقي .
در معرفي صفات امام و امامت حضرت اشاره مي فرمايند مفصل به علم اميرالمومنين عليه السلام .
راجع به علم سه گونه علم سخن می گويند.يکي : علم به نحو کلی و عموم که او عالم است . اين جاهايي که ميگويند عالم است به نحو کل غوغا ميکند، پيغمبر صلي الله و عليه . حد و مرزي تعيين نمي کنند . مي فرمايد که : مامِنْ عِلْمٍ إِلاَّ وَقَدْ أَحْصاهُاللَّهُ فِي، وَ كُلُّ عِلْمٍ عُلِّمْتُ فَقَدْ أَحْصَيْتُهُ في إِمامِ الْمُتَّقينَ، وَما مِنْ عِلْمٍ إِلاّ وَقَدْ عَلَّمْتُهُ عَلِيّاً، وَ هُوَ الْإِمامُ الْمُبينُ الَّذي ذَكَرَهُ اللَّهُ في سُورَةِ يس: (وَ كُلَّ شَيءٍ أَحْصَيْناهُ في إِمامٍ مُبينٍ). ميخواهند بگويند که علي عليه السلام همه ي علم ها را دارد به نحو کلي است. وقتي مي فرمايند هيچ علمي نيست که خدا به من ياد داده است و من هم به علي ياد داده ام ؛ شامل علم فيزيک ، علم شيمي ، روانشناسي ، علم دين ، تفسير قرآن و اخبار از آينده ، اخبار از گذشته ، تکوينيات ، تشريعيات . همه را شامل مي شود .
===========
پیام روز تا غدیر . . .
چهار روز تا غدیر باقی مانده
از جانب معصومين سفارش بر جشن و سرور در عيد غدير گرديده است.
امروز توفيق شرکت و خدمت در جشن هاي غدير را از خداوند طلب نمائيم.
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10