تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: هیچ کس از نقد مبرّا نیست!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6

در ادامه ی بیان راهکارهایی برای نقدی منصفانه بد نیست به این مسئله هم اشاره ای کنیم که اولین واکنش مان در مقابل حرف مخاطب چه باشد یا بهتر بگویم چه می تواند باشد تا سازنده تر باشد؟
کمی صبر به عنوان اولین عکس العمل چطور است؟Huh
کمی صبر کردن قبل از هر واکنشی به ما فرصتی برای فکر کردن خواهد داد. این زمان باعث می‌شود کمی منطق روی کار بیاید و احساسی تصمیم نگیریم. نمی‌گوییم احساسات بد است اما وقتی احساسات منفی باشد، به‌جای اینکه نفع برساند، آسیب می‌رساند.
در یکی از ارسال های قبل به این موضوع اشاره ای کرده بودم که:


(۷/دی/۹۱ ۱۴:۴۸)مجید املشی نوشته است: [ -> ]
به عنوان یک پیشهاد عرض می کنم، هرکدام از ما بیاییم در بحثی پس از پاسخ مخاطب و در جواب او یک پاسخ سریع و یک پاسخ با کمی صبر را امتحان کنیم. ببنیم که تا چه اندازه پاسخ های ما در این دو حالت متفاوت خواهد بود. خواهش می کنم امتحان کنید.

در بعضی از تاپیک ها گاهی می بینیم که در عرض مدت کوتاهی چندین پاسخ پشت سر هم داده می شود.
یک سوال.
آیا به این موضوع دقت کرده اید که هرگاه چنین چیزی در تاپیکی مشاهده می شود می شود نتیجه گرفت که بحث ان تاپیک به جدل انجامیده است؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
و یا حتی می شود گفت به همین دلیل بحث کاملا از مسیر اصلی خود منحرف شده است؟!!!!!!!!!!!!!!

خواهش می کنم پاسخ های با کمی صبر را هم امتحان کنید.



نکته ی دیگری که به نظر می رسد در نقد کردن صحیح موثر باشد این است که منتقد باید با حساسیت انتقاد کند و متوجه اثر آن روی شنونده باشد.

یک انتقاد صحیح نباید همراه با توهین و تحقیر باشد زیرا باعث می‌شود که شخص در حالت دفاعی قرار گیرد و دیگر آمادگی شنیدن پیشنهادهای منتقد را نداشته باشد.
انتقاداتی به نتیجه می رسند که بسیار با دقت و هوشمندانه مطرح شوند و مخاطب بدون آنکه آزرده خاطر شود از معایب خود آگاه شود.
زمانی که احترام و شخصیت افراد مورد نقد را نگه نمی داریم، نباید انتظار یک پاسخ درست را هم از طرف مقابلمان داشته باشیم. چرا که با این کار تنها موفق به تحریک مخاطب شده ایم و بس. و ادامه ی این بحث یقینا از مسیر عقلانی وارد مسیری احساسی خواهد شد، آن هم احساسی منفی.

به نظر می رسد ریشه ی چنین مشکلی را باید در خودمان بجوییم. اینکه تصور بر این است که آنچه نظر ماست حتماً صحیح بوده و می بایستی شنونده بدون چون و چرا آن را بپذیرد!!!
ExclamationHuh



نقل قول: به نظر می رسد ریشه ی چنین مشکلی را باید در خودمان بجوییم. اینکه تصور بر این است که آنچه نظر ماست حتماً صحیح بوده و می بایستی شنونده بدون چون و چرا آن را بپذیرد!!![تصویر: exclamation.png][تصویر: huh.png]

ضرب المثلی هست که میگوید: کسی را که خواب است میتوان بیدار کرد اما کسی که خود را به خواب زده خیر.
گاهی نظر ما صحیح است (انشاءالله) اما شنونده با هیچ منطقی قانع نمیشود. چنین فردی مصداق جمله بالا میشود.

در واقع بحث "شیوه های صحیح نقد" در کنار مبحث"بالا بردن نقدپذیری افراد" است که میتواند به نتیجه برسد.

نکته ی دیگری که به ذهنم می رسد در ارتباط با نقد سازنده این مورد هست که آیا در مباحثمان به این موضوع دقت می کنیم که به مسائل با دید ریشه ای نگاه کنیم!
به عبارت دیگه تا چه اندازه ی به نگاه از بالا به مسائل اعتقاد داریم؟!
برای اینکه توانسته باشم کاملا مفهوم حرفم رو برسونم به این حکایت توجه کنید که خالی از لطف هم نیست.
Blush

حکایت می کنند که در جنگلی، برگ درختان می ریخت. لذا برای رفع این معظل به ترتیب سه رویکرد مختلف، فرصت به دست گرفتن امور را یافت:

1.گروه نخست شروع کردند به جمع آوری روزانه برگ درخت ها. اما با توجه به وسعت جنگل ، و هزینه های فراوان جمع آوری برگها ، خیلی زود این رویکرد با شکست مواجه شد.

2.گروه بعدی ، بعد از مقداری تحقیق، اعلام کردند که علت ریزش برگ ها از آب رودخانه ای است که از جنگل عبور میکند لذا راه چاره را در تغییر مسیر رودخانه دانستند. اما تغییر مسیر رودخانه نتایجی مانند سیل و سیلاب های ویرانگر برای روستاهای اطراف رو به دنبال داشت. ضمن اینکه چیزی نگذشت که جنگل از بی آبی در معرض نابودی قرار گرفت.

3. تا اینکه یه سری افرادی که از دو گروه سابق عمیق تر به نظر می رسیدند پس از تحقیقات گسترده به این تشخیص رسیدن که همانطور که گروه قبلی گفتن علت ریزش برگ ها از آب رودخانه است و بعد از کنکاشی که کردند متوجه شدن که علت آلودگی آب رودخانه هم از کارخانه ای است که در سرچشمه رودخانه قرار گرفته و مواد آلاینده را وارد رودخانه میکنند. لذا به رفع این نقیصه پرداختند...Smile



گاهی مشاهده می شود که برخی از دوستان برای نقد کردن نامه ی سرگشاده می نویسند! ارسالهایی که انقدر طولانیست که گاهی باید زمان زیادی را برای خواندن آن اختصاص داد. در این صورت طبیعتا نباید انتظار جوابهایی دقیق را از طرف مخاطبمان داشته باشیم.
آیا فکر نمی کنیم که با نوشتن انتقادات طولانی، هم در مخاطبمان احساس هجمه ایجاد می کنیم و هم باعث خسته کردن و بی حوصله نمودن انها می شویم؟!!!Huh
چنین انتقادی شرایط را برای عکس العمل های شتابزده و بدون تامل فراهم می کند.
بنا براین موضوع را طولانی و انتقاد را به سخنرانی تبدیل نکنید زیرا شنونده را خسته و بی حوصله می کند.

بررسی روشهای انتقاد بسیار پیچیده و دارای نکات فراوانی است. با رعایت هرچه بیشتر این نکات راه را برای یک انتقاد منصفانه فراهم ساخته ایم.

انتقاد صحیح داروی تلخ ولی مفیدی است که زمانی مؤثر خواهد بود که به موقع و درست تجویز شود، در غیراین صورت نه تنها باعث بهبودی نمی شود بلکه منجر به تشدید بیماری خواهد شد.


نعوذبالله معصوم که نیستیم هیچکس جرئت نکنه نقدمون کنه

امام سجاد(علیه السلام)
در رساله الحقوق ، حقوق متقابل نصیحت کننده و نصیحت شونده را این گونه بر شمرده است:

وحق الناصح ان تلین له جناحک و تصفی الیه بسمعک فأن أتی بالصواب حمدت الله عزّوجّل وان لم یوافق رحمته....

حق ناقد و نصیحت کننده آن است که با او نرم رفتاری کنی؛ و به سخنان او گوش فرا دهی، اگر سخن وی درست بود، خدای را سپاس گویی و اگر سخن او نادرست بود، با او مهربان باشی [ و او را از خود دور نسازی].

(میزان الحکمه)، ری شهری، ج57/10، دفتر تبلیغات اسلامی.

به همان اندازه که پذیرش نقد، نشانه شخصیت و خاکساری آدمی است و ترازی برای شناختن انسانهای با انصاف و واقع نگر، سرباز زدن و نقد ناپذیری نشانه نوعی غرور و تکبر است که ریشه در خودخواهی و خود برتربینی و یا خود مطلق انگاری انسان دارد. از این روی، دیده شده است که گاه ناب ترین نقدها و پندها بر دلها اثر نمی بخشد.
حب نفس، حجابی بین انسان نقد شونده و ناقد به وجود می آورد که نه تنها از نقد استقبال نمی کند، بلکه به ناقد نیز به دیده دشمن می نگرد!!!


نقل قول: حب نفس، حجابی بین انسان نقد شونده و ناقد به وجود می آورد که نه تنها از نقد استقبال نمی کند، بلکه به ناقد نیز به دیده دشمن می نگرد!!!

در گفتمان های کلان اغلب این حب نفس نیست که باعث عدم پذیرش نقد می شود. بلکه حب منافع و حب دنیا و ... است!
(۱۸/دی/۹۱ ۵:۱۹)ایرانی نوشته است: [ -> ]در گفتمان های کلان اغلب این حب نفس نیست که باعث عدم پذیرش نقد می شود. بلکه حب منافع و حب دنیا و ... است!

منظورتان از گفتمان های کلان چیست؟
نقل قول: منظورتان از گفتمان های کلان چیست؟


هر نوع بحث و گفتمانی که از حوزه مسائل شخصی و خصوصی افراد خارج بوده و به منافع عموم یا اکثر جامعه یا برخی اقلیت ها و در حالت کلی تر کشور یا جهان مرتبط باشد.
صفحه: 1 2 3 4 5 6
آدرس های مرجع