تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: هیچ کس از نقد مبرّا نیست!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6
شهید بابای عجب لوتی و داش مشتی بوده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1
کی بوده انقد با مرام بوده؟
به افتخارش سوت و کف
سلام به همه ی دوستان
از همه ی دوستانی که نظرشون راجع به سوالات مطرح شده ارائه کردند و همینطور مدیریت محترم که با پاسخهای بجا سعی در شفاف سازی و عدم حاشیه سازی در
موضوع را دارند تشکر می کنم.
ابتدا چند نکته در رابطه با نظرات عنوان شده عرض می کنم و بعد به ادامه ی بحث می پردازم.

مهمترین نکته اینکه، در این تاپیک قصدمان بحث پیرامون نقده، پس دوستان اگه نقدی به خود مباحث ندارن پس پذیرفتن که رعایت نکات مطرح شده تاثیر گذار است. لذا بیایم با هم سعی کنیم تا شیوه ی درست را بکار ببندیم وگرنه قطعا این بحث کاملا در لایه ی رویین خود باقی می ماند و هیچ تاثیری نخواهد داشت. قبول ندارید؟!!

بیشترین تمرکز در نقد باید روی محتوا باشد و از ذکر حاشیه های غیر ضروری حتی الامکان باید کاست.

بعنوان مثال عرض می کنم که هر کس نوع بیانی برای بیان دارد که متفاوت از دیگران است که اصطلاحا به آن دست خط بیان گویند. یکی خودمانی، یکی جدی، یکی پرتکلف و...
لذا در یک نقد منصفانه عنوان کردن این مسئله که نوع بیان شما اینطور هست یا اینطور نیست اصلا به خود بحث ربطی پیدا نمی کند.
آیا اینطور نیست؟!
(فکر می کنم لازم به توضیح نباشد که منظورم توهین یا استهزاء و فحش دادن نیست!)

(۲۵/مهر/۹۱ ۲۱:۴۱)رنجستان نوشته است: [ -> ]سلام ابتدا سعی میکنم نوع صحبیتم را درست کنم و مثل شما مودب حرف بزنم نه چاله میدونی.
چرا باید چنین کاری را بکنی برادر؟ شما هرطور که مایل هستید می توانید بیان کنید. شما فرض کن یکی بیاد به من بگه که چرا این قدر به قول شما مودبانه جرف می زنی؟ آیا من باید نوع بیانم را عوض کنم؟!!
پس نتیجه اینکه هر طور که شما بیان کنی ما شما رو دوست داریم و خوشحال هم میشیم. چون دارید در مورد اصل موضوع بحث میکنید.

(۲۵/مهر/۹۱ ۲۱:۴۱)رنجستان نوشته است: [ -> ]مشکل این است که ما به انچه اهل بیت گفتند حاضر نیستیم واقعا پایبند باشیم. من مطمئن هستم اسلام برای ما در باره همین انتقاد کردن هم راه و روش گذاشته اما کسی یا حاضر نیست یا حوصله ندارد که خود را مقید به ان روشها بکند.
کاملا درست می فرمایید. یکی از اهداف ایجاد این تاپیک نشان دادن روش های نقد کردن از دید دین اسلامه که قطعا به این مسئله هم خواهیم پرداخت.

(۲۵/مهر/۹۱ ۲۲:۰۲)شاهین نقوی نوشته است: [ -> ]فعلا که در ایران اینطور نیست و یک نفر مطلقا غیر قابل نقد شده است !

شاید شما اینطور تصور می کنید...!!

(۲۶/مهر/۹۱ ۲۱:۰۶)دیدگاه نوین نوشته است: [ -> ]به نظرم دلیل اصلی نقد پذیر نبودن افراد ، غرور است .
زمانی که منیت و خود بینی بیاد وسط و اصل قرار بگیرد اونوقت هر چیزی که بخواد خللی به این من وارد کند ، یک تهدید یا مزاحم تلقی میشه ، چون اصل شده من !!!

غرور یا منیتIdea
به نکته ی خیلی خیلی خیلی مهمی اشاره کردی.(و ممنونم از داستان زیبا وآموزنده ی شما)
گاهی بعضی از نقص ها خیلی بزرگ نیستند و با خوشون نقصهای دیگه ای به دنبال ندارند اما ...
غرور از اون دسته ی اما هاست.
Happy
رفع چنین نقصی به صورت شگفت انگیزی بسیاری از نقصهای دیگر رو هم رفع میکنه. مثل انتقادپذیر بودن و اصل مشورت و ...
فکر می کنم با مشارکت دوستان و این نظرات ارزشمندشون بحثمون داره به جاهای خوبی میرسه.
برای همین ما مورد به مورد باهمدیگه جلو می ریم.
ابتدا در مورد همین غرور صحبت می کنیم.

چه پارامترهایی موجب غرور و منیت می شود؟

چه راهکاری برای مقابله با غرور پیشنهاد می کنید؟

با تشکر
نقل قول:البته نمیخوام دلیلش رو بگین چون به خودتون مربوط میشه


دوست عزیز ، به نظر من این جمله یکی از بدترین و شیطانی ترین جملات و عقاید در جهان میتونه باشه ، چون ممکنه چیزی که من بهش اعتقاد دارم و باور کرده ام غلط باشه ، وقتی من بگم این به خودم مربوطه و نباید دلایل و عقایدم رو برای کسی بگم ، نتیجه ش میشه اینکه من با ابد به قول معروف در جهل مرکب می مونم!!

به نظر من هرکس با هر عقیده ی مخالفی که هست باید بیاد و با یک یا چند اهل فن ، بحث کنه و دلایلش رو بیاره و دلایل اونها رو بشنوه.
دوحالت داره ، یا استدلال و نظر شما درسته که باعث میشی بقیه از گمراهی نجات پیدا کنن ، و یا نظر شما غلط بوده که متوجه میشی و کنار میگذاریش.

البته در این مورد قبلا با یه نفر بحث میکردم ، میگفت وقتی من یه نظری دارم ، من با اون نظر خوش هستم و تو با اثبات اینکه نظر من غلطه این خوشی رو از من میگیری!!! بعد میگفت من حاضر نیستم خوشی رو از کسی بگیرم ، هرکسی با عقاید خودش حال میکنه....

که امیدوارم شما همچین نظری نداشته باشی.
سلام
البته یکی از دلایلی که با نقد برخورد میکنیم این هم هست که فرد نقاد خودش در مورد موضوع مورد نقد، نقص داره
و ماجرای رطب خورده کی منع رطب کند را رعایت نمیکنه
نقل قول: رنجستان نوشته است: سلام ابتدا سعی میکنم نوع صحبیتم را درست کنم و مثل شما مودب حرف بزنم نه چاله میدونی.

داش مجیدم جوابشو داده :
چرا باید چنین کاری را بکنی برادر؟ شما هرطور که مایل هستید می توانید بیان کنید. شما فرض کن یکی بیاد به من بگه که چرا این قدر به قول شما مودبانه جرف می زنی؟ آیا من باید نوع بیانم را عوض کنم؟!!
پس نتیجه اینکه هر طور که شما بیان کنی ما شما رو دوست داریم و خوشحال هم میشیم. چون دارید در مورد اصل موضوع بحث میکنید.


ببین داش مجید اینجا چاره نیست باید هرطور ناظرا و مدیرا دوس دارن باشی. من جونم در میاد درس حرف برنم اما چچاره نیست. یکی از همین بچه 88 تی ها اومد گفت تو بی ادبانه حرف میزنی به همین خاطر هیچکی زیر پستات چی دادش؟ تشکر نمیزاره
خب خودشون همدیگرو خب میشناسن دیگه. البت راس میگف. چون وقتی ما یکم حرفمون عوض شد تشکرهم اومد باش. خودشم گفت حتی اگه حقم بگی چون اداب حرف زدن نمیدونی چی دادش؟ کسی زیر حرفات تشکر نمیزاره. عجب بچه راسگوی؟!!!!!!!!!!! راس هم میگفت خدایش. میبینی داش مجید اینجا باید هرطور اینا دوس داری حرف بزنی. اینجا مهم نیست حرف حق چی باشه مهم اینه که تو به راه اینا بری والا از تشکرو چه میدونم اعتبارو از این جینگولک بازی چی داداش؟ خبری نی. شما اقای دادشی که خوشحال میشی. اخیش یکم مثل خودم حرف زدم ادم خودش باشه چه الی میده به قول شاعر گران مایه که

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش باز جوید رو زگار وصل خویش

به به به به استفاضه بردیم
(۲۸/مهر/۹۱ ۱:۱۶)رنجستان نوشته است: [ -> ]یکی از همین بچه 88 تی ها اومد گفت تو بی ادبانه حرف میزنی به همین خاطر هیچکی زیر پستات چی دادش؟ تشکر نمیزاره
خب خودشون همدیگرو خب میشناسن دیگه. البت راس میگف. چون وقتی ما یکم حرفمون عوض شد تشکرهم اومد باش.
میبینی داش مجید اینجا باید هرطور اینا دوس داری حرف بزنی. اینجا مهم نیست حرف حق چی باشه مهم اینه که تو به راه اینا بری والا از تشکرو چه میدونم اعتبارو از این جینگولک بازی چی داداش؟ خبری نی.

من تمام حرفم در ارسال قبلیم این بود که برای یک نقد سازنده نباید نسبت به مسائل حاشیه ای و فرعی که زیاد به بحث هم مربوط نمیشه سلیقه ای برخورد کنیم.
شما هم فقط نوع بیانتون یه کمی با اعضای دیگه ی تالار متفاوته. خوب باشه!!
در اجتماع زمانی که اندکی بخوای متفاوت باشی طبیعتا نگاهها رو به سمت خودت جلب می کنی چه از نوع خوبش و چه بدش.
فکر نمی کنم چیزهای کوچیکی مثل تشکر و امتیاز ملاک باشه تا ما مسیر خودمون رو تغییر بدیم.


امیدوارم همیشه بیشتر به متن بپردازیم تا حاشیه و روی اصول تاکید داشته باشیم نه روی فروع.
ببین داش مجید همین الان برو نگاه کن به پستام زیر برخیشون تشکری نیست. برخی شونم خیلی کمه الان همین مشکات و نوین و شیدا ببین زیر همون پست قبلی تشکر نزاشتن. اصلا بی خیال مهم نیست. من خودم میدونم اینجا بابا دل 98 درصد نیستم. بخصوص همین دمیرا و ناظرا و معاونا.. چه اهمیتی داره واقعا. تو مسجد شندیم خدا عزت به ادم میده خدا هم ادمو خار میکنه. حاج اقا میگفت تو قران اومده که عزت و ذلت دست خداست. خوب دادشم وقتی اینطوریه واس چی من باس منتظر این تشکرا باشم و منتظر اعتبار باشم. تا مثلا محبوب بشم. امشب خیلی دلم گرفته. حوصله دنیا رو ندارم مرگ بیاد خفتمون کنه خلاص. اخه این چه دنیای شده. همه مثل گرگ به جون هم افتاد. اقا کاش منم اون قدیما بودم این شهید چمران مارو هم میبرد جبهه با خودشا. کلی کلاسمون میرفت بالا . شهید میشیدم بعد بنیاد شهید دست خانوادمو میگرفت حداقل. منم دیگه تو قبر عذاب نمیشدمو و خدا مارو عقرب به جونم نمینداخ. میرفتم بهش دیگه. شنیدم هرکه شهید بشه دیگه عذابش نمیکنن. خدا شانس بده شهید چمران رفت امریکا عشق و حالشو کرد بعدشم اومد رفت جبهه شهید شد رف بهش. اما من چی؟ ای خدا مصبتو شکر
البته بحث اینجا چیز دیگری ست ( عرایضم رو داخل پرانتز در نظر بگیرید)
این گویش اشکالی نداره مهم اینه که تو همین طرز صحبت هم ادب رعایت بشه که من در کلام شما بی ادبی ندیدم
چه داستان ها و روایت هایی از همین آدمای داش مشتی شنیدیم که آدم به حالشون غبطه میخوره
به قول جناب املشی
نقل قول:امیدوارم همیشه بیشتر به متن بپردازیم تا حاشیه و روی اصول تاکید داشته باشیم نه روی فروع

رنجستان بزرگوار تو آمریکا یا ایران یا هر جای دیگه بودن مهم نیست، مهم اینه که هر جا هستیم رنگ و بوی خدایی داشته باشیم که شهید چمران به واقع اینگونه بود انشاءالله خودش دست همه مون رو بگیره

ببخشید بی ربط به موضوع بود
نقل قول:چه اهمیتی داره واقعا. تو مسجد شندیم خدا عزت به ادم میده خدا هم ادمو خار میکنه. حاج اقا میگفت تو قران اومده که عزت و ذلت دست خداست. خوب دادشم وقتی اینطوریه واس چی من باس منتظر این تشکرا باشم و منتظر اعتبار باشم. تا مثلا محبوب بشم.

رنجستان جان ، لپ کلام رو گفتی !!! همین درسته Wink


نقل قول:چه پارامترهایی موجب غرور و منیت می شود؟
چه راهکاری برای مقابله با غرور پیشنهاد می کنید؟

و اما موضوع اصلی تاپیک ...
خب به نظرم این حرف مولا به مالک اشتر هم علت غرور رو بیان میکنه و هم راه رفعش رو :

ای مالک ... اگر با مقام و قدرتی که داری، دچار تکبر یا خودبزرگ‌بینی شدی به بزرگی حکومت پروردگار که برتر از تو است بنگر، که تو را از آن سرکشی نجات می‌دهد، و تند روی تو را فرو می‌نشاند، و عقل و اندیشه‌ات را به جایگاه، اصلی باز می‌گرداند.

اینجا رو داشته باشید :

َكلا إِنَّ الانسنَ لَيَطغَي‏(6) أَن رَّءَاهُ استَغْني‏(7)
سورة العلق
[/b]

چنين نيست كه انسان حقشناس باشد مسلما طغيان مي‏كند ( 6 )
به خاطر اينكه خود را بي نياز مي‏بيند ( 7 )





ببینید آیه به صراحت علت طغیان انسان رو بی نیاز دونستن از غیر بیان میکنه .
یعنی همین که انسان احساس کند نیازی به خدا ندارد و بالاتر از خودش رو فراموش کند و طبعا خودش رو بالاتر و بی نیاز ببینه طغیان میکند . گفته مولا علی به مالک اشتر هم همین رو بیان میکنه ... دلیل غرور اینه که حکومت خدای بی نیاز رو فراموش کردی[/b] و وقتی به یادش بیوفتی غرورت میخوابه و عقلت سر جاش میاد ... !!!

حتی خود شهید بابایی هم یه تیکه کلامی داشت ، وقتی کسی بهشون توهین یا بزرگی میکرد ، بر خلاف ما که تو روی طرف یا زیر لب یا اگه جرات نداشته باشیم تو دلمون بد بیراه میگیم ... ایشون زیر لب میگفتند : یا الله الصمد !!!
وقتی انسان همیشه بی نیازی خدا و نیاز خودش رو به یاد داشته باشه میفهمه که تکبر( عظمت و بزرگی و مبرا از نقد ) فقط خدای متکبر است و بس !!!!!![/b]
(۲۹/مهر/۹۱ ۱۶:۲۵)دیدگاه نوین نوشته است: [ -> ]وقتی انسان همیشه بی نیازی خدا و نیاز خودش رو به یاد داشته باشه میفهمه که تکبر( عظمت و بزرگی و مبرا از نقد ) فقط خدای متکبر است و بس !!!!!!

نکته ی مهمی بود واقعا و شاید مهمترین نکته.
در تاریخ بشر، غرور همواره از علل اصلی فساد و انحراف و کفر و نفاق بوده است. غرور دلخوش بودن به چیزِ موافق با هوای نفس است; و به عبارت دیگر، خودفریبی است; و هر آن چیزی است که انسان را می فریبد و در غفلت فرو میبرد.


شاید اگر نگاهی به آیه ی زیر بیاندازیم اندکی ما را به فکر فرو برد:

«هُوَ اللَّهُ الَّذی لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْمَلِک الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُۆْمِنُ الْمُهَیمِنُ الْعَزیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکبِّرُ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا یشْرِکونَ»
و خدایى است که معبودى جز او نیست، حاکم و مالک اصلى اوست، از هر عیب منزّه است، به کسى ستم نمى‏کند، امنیت بخش است، مراقب همه چیز است، قدرتمندى شکست‏ناپذیر که با اراده نافذ خود هر امرى را اصلاح مى‏کند، و شایسته عظمت است خداوند منزّه است از آنچه شریک براى او قرار مى‏دهند.( سوره حشر آیه 23)
«کبر» نزد عالمان اخلاق، عبارت است از: حالتی که انسان خود را بالاتر از دیگری ببیند و بر این باور باشد که از دیگران برتر است. این خصیصه از بزرگ ترین صفات رذیله در انسان است.
نراقی، محمد مهدی، جامع السعادات، ج 1، ص 328، اسماعیلیان، قم، چاپ هفتم، 1386ش؛ نراقی، ملا احمد، معراج السعادة، ص 216

در این رابطه استاد مطهری نیز تعبیر زیبایی دارند:
از جهل بدتر جمود است و از فقر بدتر غرور که با اتکاء به ثروت و مال در یک وادی تخیلات خود را گم می کند و ای بسا عالمانی هستند خیال می کنند آنچه او می داند همه علوم دنیاست و از این جهت به علوم خود مغرور می شود و این غرور یک دنیا جهل و تاریکی به وجود می آورد.

عامل ديگر غرور، حبّ نفس است كه باعث مي‌شود انسان هميشه خوبي‌هاى خود را ببيند ولى عيبهايش را نبيند.

اما مهمترین راه درمان آن دانستن ناچيزي و ضعف انسان است زیرا که غرور ریشه در جهل دارد و جویای حقیقت به نوعی مبارزه با غرور است.

اما قطعا دلایل دیگری نیز وجود دارد که موجب غرور می شود و همین غرور یکی از دلایل اصلی نقد پذیر نبودن افراد است.

در ادامه به
مبانی دینی نقد خواهیم پرداخت.




صفحه: 1 2 3 4 5 6
آدرس های مرجع