کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 10 رای - 3.9 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سینماگر یا فیلسوف؟!
۷:۰۸, ۲۶/مهر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/آبان/۹۱ ۸:۴۴ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #1
آواتار

رابطه‌ی فلسفه و فیلم یکی از به روزترین مباحث عالم سینماست که پیشینه‌ای به درازای تاریخ سینما دارد. الکساندر استرو در مقاله‌اش به سال 1948 به نام "تولد یک آونگارد جدید: دوربین-قلم" ادعا کرد فیلم در دنیای معاصر می‌تواند جای فلسفه را بگیرد و اینکه در عصر جدید تنها سینماست که توانایی بازگویی و بازگشایی مشکلات معاصر فلسفی را دارد .

به گمان طرفداران او اگر رنه دکارت در عصر ما زندگی می‌کرد، او نیز بدون شک فیلم‌ساز می‌شد!


در نوشته‌های جدید می‌توان دو دیدگاه متفاوت را راجع به نقش سینما در گفتمان‌های فلسفی شناسایی‌ کرد:
گروهی از منتقدان سینما بر این باورند که از فیلم نمی‌توان مباحث فلسفی را بیرون ‌کشید و بر این عقیده پافشاری دارند که چنین کاری کوچک ‌شمردن ارزش‌های هنری یک فیلم است.
در مقابل، برخی دیگر از اندیشمندان معتقدند که فیلم یک رسانه‌ی بسیار قوی و ساختیافته برای ترویج گفتمان‌های جدید و به‌روز فلسفی‌ست.

اما به راستی کدام گفتمان به حقیقت نزدیک‌تر است؟
برای اینکه عنوان بحث کمی باز کنم چند سوال مطرح می کنم تا هدفم را از ایجاد این تاپیک بیشتر توضیح دهم.

فیلم تا چه اندازه می‌تواند نقش مثبتی را در ترویج گفتمان‌های فلسفی برعهده بگیرد؟
با چه محدودیت‌‌هایی در بیان یک گفتمان فلسفی روبروست؟
و به چه شکل می‌تواند به صورت ابزاری در خدمت فلسفه درآید؟



سینما یک پدیده صنعتی است که در عین حال توجه بسیاری از اندیشمندان را به خود جلب کرده. فیلسوفان و نظریه­ پردازانی که با این پدیده به عنوان یک واقعیت برخورد کرده ­اند، وجود و تولدش را به ناچار پذیرفته ­اند؛ و پس از آن به تحلیل و تعدیل و اصلاح آن پرداخته­اند. بوده ­اند فیلسوفانی که این روش بیان را مبتذل و صنعتی انگاشته و به قباحت آن رای داده ­اند؛ و دیگرانی که آن را هنر و اندیشه یافته و تمجیدش کرده ­اند
.
امروزه، فلسفه فيلم در اغلب نهادهاي آموزشي جهان به عنوان رشته يي مهم در ذيل زيباشناسي فيلم، نظريه فيلم و نقد فيلم تدريس مي شود. پژوهندگان سينما كه خود به طور حرفه يي فيلسوف محسوب نمي شوند در طرح مباحث فلسفي سهم عمده يي داشته اند. اين امر فلسفه سينما را از ساير فلسفه هاي مضاف متمايز مي كند. بنابراين در اينجا وقتي از فيلسوف سينما سخن به ميان مي آيد مراد صرف اهل فلسفه نيست بلكه مقصود تمام كساني است كه در باب فيلم و سينما مسائل و موضوعاتي فلسفي را مطرح كرده اند.

در کتاب اکران اندیشه : فصل هایی در فلسفه سینما والتر بنیامین، تئودور آدورنو، استنلی کاول، ژان - فرانسوا لیوتار، ژیل دولوز، ژان بودریار، و اسلاوی ژیژک از جمله هفت چهره ی برجسته در عرصه ی «فلسفه ی سینما» ی اند. این متفکران رویکردهای متفاوتی به فلسفه و سینما داشته اند، اما همگی تاملات موثری در این بابا ارائه کرده، نفس اندیشه و سرشت فلسفه را از راه تامل در باب سینما تبیین کرده، تغییر داده، یا مساله ساز کرده اند.


هدف از ایجاد این تاپیک بررسی ارتباط سینما با فلسفه و به همین صورت سینماگر با فیلسوف و همچنین نگاهی به کارکردهای سینمای استراتژیک می باشد.

در این بررسی نظرات استادانی چون دکتر حسن عباسی ، دکتر محمد ضیمران و شهید آوینی نیز مورد توجه قرار خواهد گرفت.
برای اینکه درک درستی از این مسئله داشته باشیم ابتدا باید مفاهیم ابتدایی را بدانیم که خوشتختانه در این تالار قبلا باب چنین بحثی به صورت بنیادی و مقدماتی توسط دوستان ارجمندمان جناب asier , Admirer و Reza_Jackman عزیز بازشده. برای همین شما را به مطالعه ی آنها ارجاع می دهم.

مقدمات مباحث استراتژیک
سینمای استراتژیک،شمشیر دولبه...؟!!!!
دانلود تحلیل های استراتژیک سینمایی


فقط خواهشی که دارم اگر علاقه مند به پیگیری این موضوع هستید لطفا حتما این سه تاپیک را تا پایان دنبال کنید.

در ادامه به ذکر مصداقهایی از سینماگران فیلسوف و سینمای فلسفی و همچنین سینمای استراتژیک خواهم پرداخت.

با تشکر

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، فاطمه خانم ، مفقود الاثر ، molasadra ، Reza2035 ، Admirer ، Imam12 ، mohamad ، saloomeh ، Havbb 110 ، fereydun ، 60.atefeh ، 135 ، rastin ، مسافر ، میثاق ، عبدالرحیم ، خاک ، dinpajoohan ، وحید110 ، شهرام ، MohammadSadra ، *مهاجر* ، mofa ، gomnam ، Justice Bringer ، ضحی ، رضوانه ، warior ، hamediran ، آیلار ، قلب ، عبدالرحمن ، sadegh313 ، مجتبی110 ، یاســین ، Ali#59 ، sagheb ، هادی... ، سرباز ولایت ، ماحی ، pedramtech

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۷:۲۷, ۱۵/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/دی/۹۱ ۱۷:۰۱ توسط Reza2035.)
شماره ارسال: #21

نقل قول:وقتی سینماگران ما بزرگترین مشکلشان در سینما را نبود فیلم نامه عنوان می کنند این بدین معناست که سینماگران ما مثل سینماگران دیگر فیلسوف نیستند و تفلسف نمی کنند. وقتی سینماگران و منتقدان ما هنوز به سرگرمی بودن سینما باور دارند برای همین کارهای ضعیفی از انها شاهد هستیم.

مطمئن هستید یک بعدی به جریان نگاه نکرده اید و فقط همین یک دلیل برای نبود فیلم نامه مناسب وجود دارد؟
آیا ضعف اندیشه، ضعف خلاقیت و ابتکار،ممیزی، فقر اقتصادی و عدم برگشت سرمایه، سطح نازل سلیقه مردمی و ..... در نبود فیلمنامه مناسب اثرگذار نیست؟ به فیلم پرومته نگاه کنید! آیا ما تاریخی به مراتب جذاب تر و حادثه ای تر برای خلق فیلم نداریم؟
Huh
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، blue.blood ، آیلار
۱۳:۳۵, ۱۵/دی/۹۱
شماره ارسال: #22
آواتار
سلام...دوستان فراموش نکنید که شاید تعریف فلسفه رو نفهمیدیم...!!!
و در کنارش اولین مرتبه در یک فیلمنامه مخاطبی هستش که قراره برای اون این فیلمنامه به تصویر کشیده بشه....
ضعف ما اینه که با خودمون روراست نیستیم،یعنی هنوز جایگاه خودمون رو پیدا نکردیم....!!!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، قلب
۱۶:۲۵, ۱۵/دی/۹۱
شماره ارسال: #23
آواتار
(۱۵/دی/۹۱ ۱۳:۳۵)Tamanaye_Vesal نوشته است:  سلام...دوستان فراموش نکنید که شاید تعریف فلسفه رو نفهمیدیم...!!!
و در کنارش اولین مرتبه در یک فیلمنامه مخاطبی هستش که قراره برای اون این فیلمنامه به تصویر کشیده بشه....
ضعف ما اینه که با خودمون روراست نیستیم،یعنی هنوز جایگاه خودمون رو پیدا نکردیم....!!!


سلام به شما
ابتدا ورودتون رو به تالار تبریک می گم. امیدوارم شاهد حضور بیشتر شما در مباحث باشیم.Smile

در مورد سوالی که مطرح کردید بنده قبلا جواب این سوال رو در همین تاپیک داده بودم:

(۲۶/مهر/۹۱ ۷:۰۸)مجید املشی نوشته است:  
پژوهندگان سينما كه خود به طور حرفه يي فيلسوف محسوب نمي شوند در طرح مباحث فلسفي سهم عمده يي داشته اند. اين امر فلسفه سينما را از ساير فلسفه هاي مضاف متمايز مي كند. بنابراين در اينجا وقتي از فيلسوف سينما سخن به ميان مي آيد مراد صرف اهل فلسفه نيست بلكه مقصود تمام كساني است كه در باب فيلم و سينما مسائل و موضوعاتي فلسفي را مطرح كرده اند.



اگر ممکنه در مورد اینکه فرمودید "مخاطب هنوز جایگاه خودش رو پیدا نکرده " کمی بیشتر توضیح بفرمایید.


نقل قول:مطمئن هستید یک بعدی به جریان نگاه نکرده اید و فقط همین یک دلیل برای نبود فیلم نامه مناسب وجود دارد؟
آیا ضعف اندیشه، ضعف خلاقیت و ابتکار،ممیزی، فقر اقتصادی و عدم برگشت سرمایه، سطح نازل سلیقه مردمی و ..... در نبود فیلمنامه مناسب اثرگذار نیست؟
[تصویر: huh.png]


بنده کجا گفتم همین یک دلیل؟!
دلایلی که شما ذکر می کنید هم در نبود یک فیلنامه ی خوب بی تاثیر نیست، اما مثلا برگشت سرمایه به چه دلیل هست؟!
آیا یکی از دلیل آن همین نبود فیلمنامه ی خوب نیست؟!!!Huh
و اما در مورد سطح نازل سلیقه ی مردمی هم باید عرض کنم چنین مشکلی، تنها مشکل سینمای ایران نیست. در تمام دنیا اینگونه هست. پس این مشکل اصلی سینمای ما نیست.


نقل قول:به فیلم پرومته نگاه کنید! آیا ما تاریخی به مراتب جذاب تر و حادثه ای تر برای خلق فیلم نداریم؟

در این مورد بنده با شما هم عقیده هستم.
آیا لزوما داشتن تاریخ قوی، منجر به نوشتن فیلمنامه ی قوی هم می شود؟!!!

بعضی از دلایل نسبت به دلایل دیگر کلان تر هستند و گاهی انها را پوشش می دهند. بنده عرضم در این تاپیک این بوده که سینماگران ما به این مسئله باور ندارند که در دنیا به سینما فراتر از یک سرگرمی نگاه می شود. تا چنین تصوری وجود داشته باشد، اثری از فیلمنامه ی خوب هم نخواهد بود.




امضای مجید املشی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Reza2035 ، Havbb 110 ، faateme-313 ، عبدالرحیم ، mofa ، آیلار ، قلب
۶:۲۹, ۱۸/دی/۹۱
شماره ارسال: #24

نقل قول:اما مثلا برگشت سرمایه به چه دلیل هست؟!
آیا یکی از دلیل آن همین نبود فیلمنامه ی خوب نیست؟!!![تصویر: huh.png]

در خارج از کشور بله اما در ایران من کاملا اینطور فکر نمی کنم. وقتی سینماگر با فیلمهای بی ارزش ذائقه مردم را پایین بیاورد در این حالت است که جامعه مستعد تماشای فیلمهای بی ارزش می شود و از فیلمهای با محتوا فاصله می گیرد. چون با سطح سلیقه و ذائقه اش همخوانی ندارد. لذا سینماگر ناچار است فیلمهای بی ارزش بسازد تا مورد استقبال واقع شود.

در حال حاضر سینمای ایران یا کپی از فیلم فارسیهای قبل از انقلاب است یا کپی از فیلمهای خارجی. جدیدا فیلم بی ارزشی دیدم به نام (من و تو) با بازی گلزار و شاکردوست که کپی فیلمی بود با بازی ساندرا بولاک (پیشنهاد ازدواج) و تا جایی که شنیدم این فیلم بی محتوا با بازیهای بد فروش بالایی داشته!
حتی عناوین فیلمهای سینمای ایران از هالیوود اقتباس می شود که نشان میدهد گرچه عدم خلاقیت در سینما بیداد می کند اما سطح نازل سلیقه مردمی در اتخاذ چنین رفتاری از سوی سینماگران بی تاثیر نیست. پس اتفاقا این مشکل کوچکی نیست.



نقل قول:بنده عرضم در این تاپیک این بوده که سینماگران ما به این مسئله باور ندارند که در دنیا به سینما فراتر از یک سرگرمی نگاه می شود. تا چنین تصوری وجود داشته باشد، اثری از فیلمنامه ی خوب هم نخواهد بود.

من نمیدانم چرا شما چنین فکری می کنید؟ درست است فیلمسازان ما از نظر فکری چندان در سطح بالایی قرار ندارند اما در ساده ترین حالت ممکن یعنی ساخت فیلمهایی علیه هویت و تاریخ ایران زمین به همه ثابت کرده که سینما فقط برای سرگرمی نیست. اکنون این مطلب را همه می دانند و چیزی نیست که از دید فیلمسازان دور مانده باشد.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، آیلار
۱۷:۵۳, ۱۸/دی/۹۱
شماره ارسال: #25
آواتار
(۱۸/دی/۹۱ ۶:۲۹)ایرانی نوشته است:  در خارج از کشور بله اما در ایران من کاملا اینطور فکر نمی کنم. وقتی سینماگر با فیلمهای بی ارزش ذائقه مردم را پایین بیاورد در این حالت است که جامعه مستعد تماشای فیلمهای بی ارزش می شود و از فیلمهای با محتوا فاصله می گیرد. چون با سطح سلیقه و ذائقه اش همخوانی ندارد. لذا سینماگر ناچار است فیلمهای بی ارزش بسازد تا مورد استقبال واقع شود.

حتی عناوین فیلمهای سینمای ایران از هالیوود اقتباس می شود که نشان میدهد گرچه عدم خلاقیت در سینما بیداد می کند اما سطح نازل سلیقه مردمی در اتخاذ چنین رفتاری از سوی سینماگران بی تاثیر نیست. پس اتفاقا این مشکل کوچکی نیست.

شما ابتدا می فرمایید که سینماگر ما فیلم بی ارزش می سازد و در انتها می فرمایید که ناچار است!
و بعد می فرمایید سینمگران چاره ای ندارند و دلیل این ناچاری را سطح توقع نازل مردم می دانید که خود آنهم فرمودید به دلیل ساخت فیلم های بی ارزش هست. این جملات یک دور و تسلسل دارد!!!Exclamation



(۱۸/دی/۹۱ ۶:۲۹)ایرانی نوشته است:  من نمیدانم چرا شما چنین فکری می کنید؟ درست است فیلمسازان ما از نظر فکری چندان در سطح بالایی قرار ندارند اما در ساده ترین حالت ممکن یعنی ساخت فیلمهایی علیه هویت و تاریخ ایران زمین به همه ثابت کرده که سینما فقط برای سرگرمی نیست. اکنون این مطلب را همه می دانند و چیزی نیست که از دید فیلمسازان دور مانده باشد.

در مورد این مسئله در همین تاپیک توضیح دادم. اما به صورت خلاصه:

نقل قول:در هزاره ی سوم هیچ اثری بی‌منظور ساخته نمی‌شود، منتها بعضی با دیدی سطحی نگرانه به این موضوع می نگرند بعضی از منتقدان در سینمای ایران حتی رسما لارنس فون تریر را فیلمساز نمی‌دانند و به فیلم ترنس مالیک می‌خندند، در صورتی که دوستان متوجه نمی‌شوند در بسیار از کرسی‌های آزاداندیشی در اروپا و آمریکا درباره مفاهیمی که در لایه‌های پنهان آثار این دو فیلمساز وجود دارد، از زوایه ی فلسفی- روانکاوی ساعت‌ها بحث و جدل به وجود می‌آید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحیم ، آیلار ، قلب
۶:۳۹, ۱۹/دی/۹۱
شماره ارسال: #26

نقل قول: شما ابتدا می فرمایید که سینماگر ما فیلم بی ارزش می سازد و در انتها می فرمایید که ناچار است!
و بعد می فرمایید سینمگران چاره ای ندارند و دلیل این ناچاری را سطح توقع نازل مردم می دانید که خود آنهم فرمودید به دلیل ساخت فیلم های بی ارزش هست. این جملات یک دور و تسلسل دارد!!![تصویر: exclamation.png]



شما اگر به توالی و ترتیب نوشته های من دقت کرده بودید این پرسش برایتان پیش نمی آمد.

من نوشته ام :‌وقتی سینماگر با فیلمهای بی ارزش ذائقه مردم را پایین بیاورد در این حالت است که جامعه مستعد تماشای فیلمهای بی ارزش می شود و از فیلمهای با محتوا فاصله می گیرد.


یعنی وقتی جامعه مستعد تماشای فیلمهای بی ارزش شده باشد دیگر بقیه فیلمسازان ناچارند این رویه را ادامه دهند و فیلم بی ارزش بسازند.

پس وظیفه فیلمساز است که این رویه را بشکند و سطح ذائقه تماشاگر را بالا ببرد که آنهم به دلیل عدم برگشت سرمایه و اینکه کسی دلش برای این ملت مدعی فرهنگ!!!! نسوخته، این کار را نمی کند نه اینکه فیلمنامه خوب نداشته باشد.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آیلار
۲۱:۱۹, ۲۵/دی/۹۱
شماره ارسال: #27
آواتار
(۱۹/دی/۹۱ ۶:۳۹)ایرانی نوشته است:  من نوشته ام :‌وقتی سینماگر با فیلمهای بی ارزش ذائقه مردم را پایین بیاورد در این حالت است که جامعه مستعد تماشای فیلمهای بی ارزش می شود و از فیلمهای با محتوا فاصله می گیرد.

یعنی وقتی جامعه مستعد تماشای فیلمهای بی ارزش شده باشد دیگر بقیه فیلمسازان ناچارند این رویه را ادامه دهند و فیلم بی ارزش بسازند.

پس وظیفه فیلمساز است که این رویه را بشکند و سطح ذائقه تماشاگر را بالا ببرد که آنهم به دلیل عدم برگشت سرمایه و اینکه کسی دلش برای این ملت مدعی فرهنگ!!!! نسوخته، این کار را نمی کند نه اینکه فیلمنامه خوب نداشته باشد.


(۱۵/دی/۹۱ ۱۶:۲۵)مجید املشی نوشته است:  
و اما در مورد سطح نازل سلیقه ی مردمی هم باید عرض کنم چنین مشکلی، تنها مشکل سینمای ایران نیست. در تمام دنیا اینگونه هست. پس این مشکل اصلی سینمای ما نیست.

یکی از وجوه در هنر و همینطور سینما وجه سرگرمیست و این عاملیست که می توان از آن برای بیان بهتر پیام ها و دیده شدن بهتر انچه سینماگران مدنظر دارند بهره جست. و کسی هم منکر این کارکرد نیست.

در تمام کشورهای صاحب سینما با توجه به سطح مخاطب، برای بیان مفاهیم مورد نظر به سبک خاصی رو می اورند. در بسیاری از فیلم ها گاهی عمیق ترین مباحث فلسفی را به ساده ترین شکل ممکن بیان می کنند.


نقل قول:نمی توانیم بگوییم سناریویی که نوشته شده یا فیلمی که ساخته شده است سازنده آن به دنبال این نبوده است که تصویري در ذهن مخاطب خود بسازد، پیامی به مخاطبش بدهد و القایی را صورت دهد؛ اگر این طور نبوده پس کار عبثی کرده است.
نقل قول: در واقع سینماگران حاضر همان فیلسوفان هستند که قالب مدیای خود را از کتاب به سینما انتقال داده اند.

به عنوان مثال در ارسال زیر به سري American Pie اشاره کردیم که چگونه این فیلم در راستای القای سبک زندگی امریکاییست و حتی در دانشگاه های جامعه شناسی به عنوان یه یک منبع استفاده می شود.

http://forum.bidari-andishe.ir/thread-21...#pid158599

اما بسیاری از فیلمسازان در کشور ما اساسا به نقد محتوایی اینگونه فیلمها توجهی نمی کنند و تنها به نقد پوسته و لایه ی بیرونی ان یعنی تکنیک های سینمایی آن توجه دارند.
برای اینکه درک بهتری نسبت به سینمای استراتژیک داشته باشیم، مطالعه ی این تاپیک بسیار کمک کننده هست.


سینمای استراتژیک،شمشیر دولبه...؟!!!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mofa ، عبدالرحیم ، آیلار ، قلب
۱۹:۱۴, ۱۷/بهمن/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/بهمن/۹۱ ۱۹:۱۸ توسط mofa.)
شماره ارسال: #28
آواتار
با تقدیر و تشکر فراوان از بحث جالب و حساسی که مطرح کردید... مشتاقانه منتظر ادامه بحث هستم
ضمنا اگه ممکنه منابع مطالب ذکر شده اعم از کتاب یا سایت رو ذکر کنید تا کسانی که به این بحث ها علاقه دارن بتونن مطالعه بیشتر و کاملتری داشته باشن و وقتشون با جستجوهای نابجا و وقت گیر هدر نره Smile
اگر عناوین و واژه های کلیدی این مباحث و مهمترین آثار و نویسنده ها رو معرفی کنید هم خیلی ممنون میشمRoseBlush
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، قلب
۱۹:۳۰, ۱۷/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #29
آواتار
(۱۷/بهمن/۹۱ ۱۹:۱۴)mofa نوشته است:  با تقدیر و تشکر فراوان از بحث جالب و حساسی که مطرح کردید... مشتاقانه منتظر ادامه بحث هستم
ضمنا اگه ممکنه منابع مطالب ذکر شده اعم از کتاب یا سایت رو ذکر کنید تا کسانی که به این بحث ها علاقه دارن بتونن مطالعه بیشتر و کاملتری داشته باشن و وقتشون با جستجوهای نابجا و وقت گیر هدر نره Smile
اگر عناوین و واژه های کلیدی این مباحث و مهمترین آثار و نویسنده ها رو معرفی کنید هم خیلی ممنون میشمRoseBlush

سلام
ممنون از لطف و حسن نظر شماSmile
در مورد منابعی که استفاده شده در ارسال اول اشاره ای کردم


(۲۶/مهر/۹۱ ۷:۰۸)مجید املشی نوشته است:  در این بررسی نظرات استادانی چون دکتر حسن عباسی ، دکتر محمد ضیمران و شهید آوینی نیز مورد توجه قرار خواهد گرفت.

اگر دقیقتر بخوام توضیح بدم میشود گفت این تاپیک تلخیصی از نظرات این سه عزیز و استاد گرانقدر است که توسط حقیر انجام شده.
منابع بنده بیشتر سخنرانیهای این سه استاد بوده. در مورد دکتر عباسی که ایشون یک سلسله مباحث دارن به اسم سینمای استراتژیک که بسیار منبع خوبی برای این موضوع می باشد. شهید آوینی هم در کتاب آیینه ی جادو به این موضع پرداخته اند.

در مورد ادامه ی این بحث هم مردد بودم که چطور ادامه بدم. یعنی به ادامه ی کارکردهای سینمای استرتژیک بپردازم یا نقدهایی به بحث انجام شده. نظرات شما در این زمینه میتونه یاری کننده باشه.
BlushHeart
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110 ، عبدالرحیم ، mofa ، قلب
۲۱:۵۱, ۲۰/بهمن/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/مهر/۹۲ ۱۲:۱۱ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #30
آواتار
دوره اول از 1945 1990 ، دوره 45 ساله موسوم به جنگ سرد است. هالیوود در این دوره نقش بسیار تاثیرگذار و بی بدیلی داشت.چند کار اصلی را میبایست انجام میداد؛ اولین کاري که باید صورت میگرفت این بود که تقابل جهان دو قطبی را که بین شوروي و آمریکا شکل گرفته بود، نشان بدهد. اولین مسئله در این تقابل نشان دادن این است که آن سوي دیوار قرمز و پرده آهنین، دشمن شریري به نام کمونیسم وجود دارد.

آن موقع از دهه 1960 ، سلسله فیلمهایی تحت عنوان جیمز باند ساخته شد که تا پس از فروپاشی شوروي ادامه یافت.
در این فیلمها 6 ،5 هنرپیشه شاخص بازي میکردند. با شان کانري شروع شد. راجر مور، تیموتی دالتون، جورج لازنبی، پییرس برازنان، دانیل کرك و دیگران هر کدام در دورههاي مختلف تعدادي از فیلمهاي جیمز باند، مأمور 007 را بازي کردند.
این سري فیلمها با خاطرات یک افسر نیروي دریایی انگلیس شروع شد که سرویس اطلاعاتی MI6 انگلیس براي افسر اطلاعاتی طرح اقدامات جهانی مربوط به دوره استعمار را میریخت. ،



[تصویر: Daniel_Craig.jpg] [تصویر: jamesbond.jpg]


سري دوم این فیلمها که تقابل شرق و غرب را نشان میداد، کوچک و مینیاتوري شده تقابل شوروي و آمریکا را در رینگ مشتزنی یا کشتی کچ نشان میداد. سري فیلمهاي راکی با بازي سیلوستر استالونه که توسط هالیوود ساخته شد، نوعی از تقابل را نشان میداد که متأثر از پیمانهایی بود که در ایالات متحده و اروپا بین آمریکا و شوروي مثل پیمان سالت 1، سالت 2، پیمانهاي منع گسترش سلاحهاي هستهاي و پیمانهایی مثل اي.بی.ام منعقد میشد. هر گاه زد و خوردي بین شوروي و آمریکا به وجود میآمد، سال بعد در قالب یک فیلم به صورت کوچک، مینیاتوري و محدود میشد و نمونه و ماکت آن به افکار عمومی القا میشد.



[تصویر: Rocky5.jpg] [تصویر: Rocky.jpg]



انشاالله ادامه دارد...



ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110 ، mofa ، Admirer ، آیلار ، قلب
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا