سلام مجدد به همه دوستان
و با عرض پوزش بابت غیبت طولانی ام. درگیر مسائل دانشجویی ام بودم.
ببینید اسلامی که من شناختم (با ان اصولی که در ابتدای پست عرض کردم) یک دین کاملا عملی است.
دینی که بر پایه اعتقاداتش پیروانش را به تحرک وا میدارد.
حال به نظر شما وقتی ببینیم که در اعتقادات اسلام خرافه وارد شده و در نتیجه در اعمال پیروانش تاثیر شدیدا منفی گذاشته آیا میتوانیم بگوییم اسلام تحریف شده؟؟
سلام
تعریفی از خرافه و تحریف اول ارایه بدیهید و بعد بحث کنید تا پایه بحث معاوم باشد.
تحریف :
در تحریف اسلام حضرت امیر فرمود : خطبه 108
الإمامُ عليٌّ عليه السلام ـ مِن خُطبَةٍ لَهُ في المَلاحِمِ ـ : فعِندَ ذلكَ أخَذَ الباطِلُ مَآخِذَهُ ··· و كانَ أهلُ ذلكَ الزمانِ ذِئابا ، و سَلاطِينُهُ سِباعا ، و أوساطُهُ اُكّالاً ، و فُقَراؤهُ أمواتا ، و غارَ الصِّدقُ ، و فاضَ الكَذِبُ ، و استُعمِلَتِ المَوَدَّةُ باللِّسانِ و تَشاجَرَ الناسُ بالقُلُوبِ ، و صارَ الفُسُوقُ نَسَبا و العَفافُ عَجَبا ، و لُبِسَ الإسلامُ لُبسَ الفَروِ مَقلُوبا .
امام على عليه السلام ـ در خطبهاى كه طىّ آن به فتنه و فساد و خون ريزيهاى آينده اشاره مىكند ـ فرمود : در آن هنگام باطل در مواضع خود جاى گيرد و استوار شود . . . مردمِ آن زمان گرگ باشند و فرمانروايانشان درنده و مردمان متوسط، خورنده و فقيران ، [همانند ]مُرده ، راستى بخشكد و دروغ برجوشد ، مردم ، به زبان با هم دوستى كنند ، و در دل با هم دشمنى ورزند ، فسق و فجور باعث نسب (شرافت) شود و پاكدامنى ، مايه شگفتى باشد و اسلام مانند پوستينِ وارونه پوشيده شود .
معنی تحریف: راغب در مفردات می گوید:
«حرف الشی ء طرفه... و تحریف الشی ء امالته کتحریف القلم. و تحریف الکلام ان تجعله علی حرف من الاحتمال یمکن علی الوجهین. قال عز و جل: یحرفون الکلم عن مواضعه... و من بعد مواضعه...»
در تفسیر امام فخر رازی جلد 3 صفحه 134 ذیل آیه 75 از سوره بقره می گوید:
«قال القفال: التحریف: التغییر و التبدیل، و اصله من الانحراف عن الشی ء و التحریف عنه، قال تعالی: الا متحرفا لقتال او متحیزا الی فئة. و التحریف هو امالة الشی ء عن حقه. یقال: قلم محرف اذا کان راسه قط مائلا غیر مستقیم. قال القاضی: ان التحریف اما ان یکون فی اللفظ او فی المعنی. و حمل التحریف علی تغییر اللفظ اولی من حمله علی تغییر المعنی...» تحریف لفظی به این است که مثلا لفظی کم یا زیاد می کنند و یا کلمه یا جمله ای را پس و پیش کنند و به هر حال معنی را کم یا زیاد[کنند]یا تغییر دهند. خطر بزرگ در تحریفات مغیر معنی است.
این گونه تحریفات در کتب و نوشته ها زیاد است حتی در متن اشعار خصوصا آنجا که به اصطلاح مصحح «شدرسنا» می کند.
مولوی در یکی از اشعار خود گفته است:
از محبت تلخها شیرین شود
از محبت مسها زرین شود
بعد نساخ اضافه کرده اند: «از محبت دردها صاف، و دردها شفا، و خارها گل، و سرکه ها مل، و دار تخت، و بار بخت، و سنگ روغن، و حزن شادی، و غول ماری، و مرده زنده، و شاه بنده می شود» . مانده است بگویند سقف دیوار و خربوزه هندوانه و استکان نعلبکی می شود.
اما تحریف معنوی - سه مثال:
الف. یا عمار! تقتلک الفئة الباغیة.
ب. لا حکم الا لله.
ج. اذا عرفت فاعمل ما شئت.
اولی مورد سوء استفاده معاویه، دوم مورد سوء استفاده خوارج، سوم مورد سوء استفاده شیعیان از حدیث امام صادق شد که خود آن حضرت به طور صحیح توضیح دادند.
در قرآن تحریف لفظی واقع نشده ولی تحریف معنوی که عبارت است از سوء تفسیر، زیاد واقع شده است.
حالا دیگه دوستان نظرات خودشونو لطف کن بگن ولی قبلش تحریف و خرافه رو بیا کنن که چه تعریفی از ش ارائه میدن تا بعد مشکل درست نشه.
راستش
بزارین منم یه جواب بدم
تمام گفته های اسلام علمیه
به یقین این حرف رو میزنم
چون به اسلام و این دین و قوانینش اعتقاد پیدا کردم
سوالاتی رو که توی اولین پست بوداز معلم زیست سوال کردم.تماما جواب و دلیل علمی داره
این خود نشان دهنده اینه که خود خدا این کارها رو فقط به خاطر خود انسان ها میگه که انجام بدن
.
.
.
یاعلی
سلام
بحث مفیدیه و خوبه که ادامه پیدا کنه
به نظر شما از کجا میشه فهمید که یک اعتقاد درسته یا نه؟
و از کجا میشه فهمید چیزی خرافه است یا نه؟
و اینکه چیزی ناشی از تحریف است یا نه؟
چه معیاری رو می تونیم برای این بررسی داشته باشیم؟
و یک سوال:
فرض کنید فردی اعتقادی رو پذیرفته (حالا به هر دلیلی).
به نظر شما آیا این فرد حق داره دیگران رو مجبور کنه تا اعتقادش رو بپذیرند؟ (منظورم مجبور کردن با توسل به زور هست، مثل تهدید به قتل، یا محروم کردن دیگران از حقوق شهروندی)
(۱/آذر/۹۱ ۱۸:۵۵)فرهاد55 نوشته است: [ -> ]سلام
کتاب "خود آگاهی و استحمار" رو خوندم.
حداقل تا جایی که می دونم با حکم ارتداد مخالفه.
از نظر شما، چه معیاری در کتابهای دکتر شریعتی آورده شده که معیار کاملی برای تشخیص راه درست از راه نادرست است؟
می دونید، اکثر کتابها تا حد زیادی احساسات دارن. دکتر شریعتی قلمش خیلی قوی هست و این باعث میشه که نظرش رو خواننده بهتر قبول کنه. ممکنه چیزی که میگه رو اگر کس دیگری با یه طرز بیان دیگه بیان کنه، از نظر ما قابل قبول نباشه.
فرهاد جان سلام مجدد
داشتم اين تاپيك رو مرور ميكردم كه رسيدم به اين پست
(۱/آذر/۹۱ ۱۸:۳۱)فرهاد55 نوشته است: [ -> ]سلام
من یه کتاب از دکتر شریعتی خوندم. به نظرم راهی که معرفی می کنه مبتنی بر توجه به کارکرد اجتماعی دین هست. یه جورایی همون عقل گرایی هست.
اما این معیار صد در صد کامل نیست و از طرف دیگه اگر بخوایم این معیار رو صد در صد درست بدونیم، نمی تونیم بعضی احکام اسلام (مثل جهاد و حکم ارتداد) رو قبول کنیم. مگر اینکه درستی اسلام رو به عنوان یک پیشفرض پذیرفته باشیم (که این میشه دور).
و احساس كردم كه بايد تشكري از شما بكنم
اون موقع كه گفتي شريعتي با ارتداد و جهاد (؟؟؟؟؟؟؟؟؟) مخالفه!! خيلي تعجب كردم. از طرفي هنوز اين مقاله رو نخونده بودم. تصميم گرفتم كه حتما پيداش كنم و بخونم. چون غير ممكن بود شريعتي اي كه هميشه ميگه جهاد جهاد جهاد و هدف زندگي رو شهادت ميدونه، بياد و با جهاد مخالفت كنه!!
رفتم مقاله رو خوندم و ....
الان هنوز هم متعجبم كه شما از كجاي اون مقاله به مخالفت با جهاد پي بردي؟؟
جل الخالق!!
اما ممنونم كه باعث شدي اين مقاله گوهربار رو هم بخونم.
(۱۵/آذر/۹۱ ۱۰:۰۳)آشفته نوشته است: [ -> ]سلام مجدد به همه دوستان
و با عرض پوزش بابت غیبت طولانی ام. درگیر مسائل دانشجویی ام بودم.
ببینید اسلامی که من شناختم (با ان اصولی که در ابتدای پست عرض کردم) یک دین کاملا عملی است.
دینی که بر پایه اعتقاداتش پیروانش را به تحرک وا میدارد.
حال به نظر شما وقتی ببینیم که در اعتقادات اسلام خرافه وارد شده و در نتیجه در اعمال پیروانش تاثیر شدیدا منفی گذاشته آیا میتوانیم بگوییم اسلام تحریف شده؟؟
سلام مجدد به همه دوستاني كه تا اينجاي بحث رو دنبال كرده اند.
حقيقتش من هنوز كلي سوالم.
اما بايد اعتراف كنم كه در مورد تحريف اسلام عجول بودم.
اسلام تحريف نشده. حداقل تا الان.
فقط برخي احكامش متروك مونده.
خب فكر ميكنم اصول عقايدم رو به عنوان يك شيعه بيان كرده ام.
اگه ابهامي داريد خودتان (مخاطبم علي الخصوص فرهاد عزيز است) بحث را دنبال كنيد.
التماس دعا...
سلام آقای آشفته
یه تصحیح کنم که روش دکتر شریعتی به نظرم کارکرد گرایی هست.
منظورم از جهاد، مبارزه با ظالم (مثل کاری که امام حسین انجام داد) نبود. منظورم یه مفهوم (شاید تحریف شده) اش بود که به مبارزه با غیر مسلمانان مربوط میشه. بعضی گروهها این رو جزء اسلام می دونند (مثل وهابی ها) و بعضی هم متاسفانه اجراش می کنند و بعضی هم اون رو یک انحراف می دونند. بعضی هم یه سری محدودیتها براش در نظر می گیرند.
البته یک بحثی با آقای بیداری اندیشه داشتیم یه سری نکاتی رو گفتند که جا داره روش فکر بشه. (این هم
لینکش)
به هر حال اینجا بحثش رو ادامه ندیم.
می دونید، این بحثها مثل یه کلاف سر درگمه. اگر ما بخوایم خوب بودن یا نبودن یک حکم رو بررسی کنیم، گاهی اوقات لازمه قبلش درستی یا نادرستی اسلام (یا یه مکتب دیگه) رو فهمیده باشیم. پس با توجه به احاکم یک مکتب نمیشه به طور یقینی در مورد درستی اون مکتب نظر داد.
پس چطور میشه در مورد درستی یه مکتب مطمئن شد؟ شاید استدلالهای فلسفی یا معجزات عددی و علمی برای این کار پیشنهاد بشه. اما اینها هم قابل اعتماد نیستند (اگه خواستید دلیلشو میگم) و بحث تحدی قرآن (این که هیچ کس نمیتونه مشابه قرآن رو بیاره) هم مبتنی بر معیارهایی است که فقط توسط فردی که به یه مقام معنوی بالا رسیده قابل بررسیه.
پس چطور میشه یه مکتب رو انتخاب کرد؟
آیا روشی وجود داره که یقینی انتخاب کنیم؟ آیا درسته شانسی انتخاب کنیم؟ یا ....

دوستان نظرشونو بگن
ممنون
با عرض سلام و خسته نباشید...
آقایون، خانوما من یه سوال برام پیش اومده لطفا کمکم کنید...
تا اینجا که من فهمیدم
ادیان و کتب آسمانی(الهی) زیادی اومدن که میگن کاملترینش دینی هست به نام اسلام...
و چرا اصلا دین اومده؟ چون ما با برنامه های دینی و آموزه های اون میتونیم مخلوقات بهتری باشیم.
مخلص کلام کتاب دین اسلام(قرآن)، اینه که عمل صالح انجام بدین...
حالا سوال؟؟؟
یه نفر خدا رو قبول نداره ولی در طول زندگیش تمام سعیش رو کرده که سالم زندگی کنه و عمل صالح انجام بده و همه ازش راضی باشن و آزارش به کسی نرسه.
یه نفر خدا رو قبول داره ولی دینی رو انتخاب نکرده و بی دینه ولی در طول زندگیش تمام سعیش رو کرده که سالم زندگی کنه و عمل صالح انجام بده و همه ازش راضی باشن و آزارش به کسی نرسه.
یه نفر خدا رو قبول داره و یه دینی رو انتخاب کرده و در طول زندگیش تمام سعیش رو کرده که سالم زندگی کنه و عمل صالح انجام بده و همه ازش راضی باشن و آزارش به کسی نرسه.
تکلیف این سه نفر چیه؟؟؟
طبق گفته خدا هر سه میرن بهشت چون عمل صالح انجام دادن(البته این برداشت منه)
حالا من اگه خدا رو قبول داشته باشم ولی دینی رو انتخاب نکنم ولی سعی کنم سالم زندگی کنم چی؟...
ملاکم هم این نیست که برای رفتن به بهشت کاری رو انجام بدم، کار خوب میکنم چون اینطور با کمک یا خدمت به همنوع احساس خوشحالی و مفید بودن می کنم.
لطفا نظر بدید و جواب سوال هم یادتون نره...
با تشکر
(۲۴/دی/۹۱ ۱۷:۵۴)saeed khan نوشته است: [ -> ]با عرض سلام و خسته نباشید...
آقایون، خانوما من یه سوال برام پیش اومده لطفا کمکم کنید...
تا اینجا که من فهمیدم
ادیان و کتب آسمانی(الهی) زیادی اومدن که میگن کاملترینش دینی هست به نام اسلام...
و چرا اصلا دین اومده؟ چون ما با برنامه های دینی و آموزه های اون میتونیم مخلوقات بهتری باشیم.
مخلص کلام کتاب دین اسلام(قرآن)، اینه که عمل صالح انجام بدین...
حالا سوال؟؟؟
یه نفر خدا رو قبول نداره ولی در طول زندگیش تمام سعیش رو کرده که سالم زندگی کنه و عمل صالح انجام بده و همه ازش راضی باشن و آزارش به کسی نرسه.
یه نفر خدا رو قبول داره ولی دینی رو انتخاب نکرده و بی دینه ولی در طول زندگیش تمام سعیش رو کرده که سالم زندگی کنه و عمل صالح انجام بده و همه ازش راضی باشن و آزارش به کسی نرسه.
یه نفر خدا رو قبول داره و یه دینی رو انتخاب کرده و در طول زندگیش تمام سعیش رو کرده که سالم زندگی کنه و عمل صالح انجام بده و همه ازش راضی باشن و آزارش به کسی نرسه.
تکلیف این سه نفر چیه؟؟؟
طبق گفته خدا هر سه میرن بهشت چون عمل صالح انجام دادن(البته این برداشت منه)
حالا من اگه خدا رو قبول داشته باشم ولی دینی رو انتخاب نکنم ولی سعی کنم سالم زندگی کنم چی؟...
ملاکم هم این نیست که برای رفتن به بهشت کاری رو انجام بدم، کار خوب میکنم چون اینطور با کمک یا خدمت به همنوع احساس خوشحالی و مفید بودن می کنم.
لطفا نظر بدید و جواب سوال هم یادتون نره...
با تشکر
سلام دوست من
ملاكت براي اخلاق و عمل صالح چيه؟؟
شايد هنوز برات پيش نيومده باشه، اما برا من پيش اومده
يه وقتهايي هست كه نميدوني چه كاري خوبه
چه كاري بد
اخلاق و عمل صالح (كار نيك) بدون ملاك معني نداره.
و اين ملاك رو دين بهت ميده
و اگه دين نداشتي يني ...؟
ملاك نداري!! :دي
و وقتي ملاك نداشتي يه خطر به وجود مياد:
ممكنه نيتت نيكي كردن و خوبي كردن و دوستي كردن باشه اما،
اما چون ملاكي نداري ميشه دوستي خاله خرسه!!!
اميدوارم تونسته باشم كه منظورم رو برسونم
اگه تونستم، يه صلوات برا ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بفرست. (

)
سلام
توی صحبتهاتون گفتین اول باید خدای اسلام رو شناخت. خدای اسلام رو از چه راهی باید بشناسیم؟ آیا اینکه بشینیم و خودمون فکر کنیم میتونیم خدا رو بشناسیم یا اینکه به یک سنگ محک نیاز داریم؟ ممکنه بگین بریم ببینیم پیامبر چی گفته در مورد خدا. خب اینجا سوال پیش میاد که پیامبر رو چطور بشناسیم؟ باز هم به سنگ محک نیاز داریم. این سنگ محک چیه به نظر شما؟ ببینید دوست عزیز اکثر آیات قرآن تفاسیر متعددی دارن و تفسیر اونها هم نیاز به سنگ محک داره. هر وقت فهمیدین اون سنگ محک واقعی چیه و پیداش کردین به جواب تمام سوالهایی که توی ذهنتون هست میرسید. البته خود قرآن اون سنگ محک رو به ما معرفی کرده ...