سلام علیکم
دیگه بنده حقیر را ببخشید که مدام میان بحث وارد می شوم و پست های نامربوط میدهم ولی چند تا نکته ای هست که دوست داشتم ذکر کنم ولی ربطی به بحث ندارد :
اول اینکه ما شاگردان دکتر عباسی در این تالار (لا اقل در مورد خودم این گونه است) رشته تحصیلمان هیچ ربطی به فلسفه ندارد بنابراین هر دانسته ای از سمت ما صرقا نتیجه مطالعات پراکنده از روی علاقه و یا حاصل شنیدن بحث های خود دکتر است بنابراین فکر میکنم این که شخص یا اشخاصی با انتساب به دکتر یا اصطلاحا به نیابت از ایشان بحثی را با دوستان منتقد داشته باشند به عقیده بنده نتیجه ای ندارد....زیرا ما می خواهیم چی را ثابت کنیم؟ اگر به فرض هم حامیان و شاگردان دکتر در این تالار قادر به پاسخگویی برخی شبهات نباشند آیا می توان نتیجه گرفت که حق با دوستان مخالف است؟ وقتی خود شخص که این نظرات را ارائه میکند حضور ندارد در غیاب این فرد ما چه میخواهیم بگوییم؟ صرفا با قیچی کردن یک سری صحبت ها که در برخی سخنرانی ها عنوان شده می توان به حقیقت پی برد؟
اکثر شبهات دکتر را شاگردان ایشان که ما هستیم بارها جواب داده ایم ولی اخه بحث تخصصی در مورد فلسفه آن هم در این تالار و بدون حضور خود دکتر عباسی؟؟ نمی دانم.... ...حداقلش فکر میکنم جفا در حق خود دکتر عباسی باشد....
ای کاش اکنون که بنا بر نقد دکتر عباسی است موضوعی انتخاب می گشت که طیف وسیع تری از شاگردان ایشان توانایی اظهار نظر داشته باشند....
....دفعات قبل هم خاطر دارم که عرض کرده بودم از آن موقعی که دکتر چند ماه پیش این بحث را دوباره بعد از چند سال مطرح کردند و اصطلاحا بحث خیلی داغ شد افراد و اساتید نخبه قم و دیگر جاهای کشور با دکتر نامه نگاری و گاها حضورا در این مورد بحث میکنند و این بحث ها تا همین هفته پیش هم ادامه داشته و دارد ولی تفاوتش این است در این حالت خود دکتر هم حضور دارد...تمام حرف بنده همین است که لا اقل عنوان تاپیک به مثلا تضارب آرا در مورد نظرات دکتر عباسی یا فلسفه اسلامی یا امثالهم تغییر دهید....
سوال بنده از پدید آورنده این تاپیک این است که هر زمان که اصطلاحا تاپیک جمع بندی شد آیا حقیقت نظرات دکتر مشخص شده و حق را یافته ایم؟ اگر هدف آگاهی از نظرات دکتر است که می توان سخنرانی های ایشان را دانلود کرد ولی اگر هدف این است که نظرات ایشان مورد نقد واقع شود...این چطور نقدی است که فقط در فضای سایبر دنبال می شود بدون حضور فرد نامبرده؟ فکر میکنم ادامه این تاپیک نتیجه ای ندارد البته فقط نظر شخصی بنده است ولی اگر به گفته من شک دارید تا پایان تاپیک صبر کنید و زمان جمع بندی ببینید چه سودی عاید شده است....
اگر کسی واقعا نقد منطقی و مستدل در این مورد دارد مانند بسیاری از دوستانی که هر هفته حضور بهم میرسانند بیایند و سوال ها و شبهات خود را مطرح کند آیا این روش بهتر نیست؟
بنده شخصا می توانم شرایط حضور در اندیشکده و ملاقات شخصی با دکتر را فراهم کنم...
خیلی ممنون و شرمنده بابت این پست...یا حق
نقل قول:ما می گوییم که از مباحث قرآن و نهج البلاغه و امام باقر و امام صادق بهتر و بیشتر می توان فلسفه اجتماعی و اقتصادی و نیز طرح توسعه اسلامی-ایرانی را تولید کرد یا از حرفهای درست و نادرست ملاصدار؟
ما هم میگوییم دقیقا ملاصدرا همین کاری که شما میگویید کرده است ... از متن قرآن و حدیث در آورده است همه ی آموزه هایش را .. ما نمیگوییم ... رهبر انقلاب می گوید
ما هم همانند نظر رهبری میگوییم فلسفه ملاصدرایی مجموعه در هم تنیده و به وحدت رسیده تمام ویژگی های ممتاز است ... وحی قرانی و شهود عرفانی و .... متن زیر را با دقت بخوانید دوست گرامی
ما حرف رهبری رو بیشتر از حرف هر کس دیگه ای و هر استاد دیگه ای قبول داریم ... شما رو نمیدونم

[b]ديدار اعضاي شوراي عالي كنگره بزرگداشت صدرالمتألهين ملاصدرا
رهبر معظم انقلاب اسلامي در بيان ويژگيهاي شگرف و شگفتآور ملاصدرا فرمودند: صدرالمتالهين آراء بينظير فلسفي و درياي مواج افكار و انديشههاي خود را از استاد فرانگرفته است. بلكه اين معلومات بيپايان از رياضت، خلوت و عبادت و دل دادن به خدا و كسب فيض از عالم غيب سرچشمه ميگيرد
.
.
.
فلسفه ملاصدرا فلسفهاي عقلي، ذوقي و شرعي است و در حقيقت ملاصدرا فلسفه عقلي و ذوقي را برمبناي شرع مقدس پيريزي كرده است براي او تعبد محض، مبادي رسيدن به افكار عالي فلسفي بوده است و اين جريان عظيم و جوشان و تمام نشدني در دوران رياضت به روح مقدس وي افاضه و نازل شده است و امروز خوشبختانه كتابها و افكار فلسفي ملاصدرا فضاي فلسفي كشور را فراگرفته است.
پيام به مناسبت همايش جهانى بزرگداشت صدرالمتالهين[/b]
مكتب فلسفى صدرالمتالهين همچون شخصيت و زندگى خود او، مجموعه ى در هم تنيده و به وحدت رسيده ى چند عنصر گرانبها است. در فلسفه ى او از فاخرترين عناصر معرفت يعنى عقل منطقى، و شهود عرفانى، و وحى قرآنى، در كنار هم بهره گرفته شده، و در تركيب شخصيت او تحقيق و تأمل برهانى، و ذوق و مكاشفه ى عرفانى، و تعبد و تدين و زهد و انس با كتاب و سنت، همه با هم دخيل گشته،
نقل قول:خود امام خمینی و امام خامنه ای با استناد به مباحث صداریی چنین کرده اند یا با آیات قرآن و روایات خاتم الانبیاء و اهل بیت؟
نقل قول:امام خمینی یا فیلسوف خمینی؟
بيانات معظم له در ديدار جمعى از اساتيد، فضلا، مبلّغان و پژوهشگران حوزه هاى علميه كشور
امام (رضوان اللَّه عليه) چكيده و زبده ى مكتب ملاصدراست؛ نه فقط در زمينه ى فلسفى اش، در زمينه ى عرفانى هم همينجور است
نقل قول:انقلاب ما عاشورایی بود یا صداریی؟ اما اینکه انقلاب اسلامی را برخاسته از اندیشه صدرایی بدانند امکان بخشیدن به یک امتناع است!
پيام به مناسبت همايش جهانى بزرگداشت صدرالمتالهين
[b] ما ايرانيان بيش از همه به اين فلسفه الهى وامدار و بيش از همه در برابر آن مكلفيم.
دوران ما با دميدن خورشيدى چون امام خمينى كه يگانه ى دين و فلسفه و سياست و خود يكى از صاحبنظران برجسته در حكمت متعاليه بود، و نيز با حوزه ى درسى و تحقيقى پربركت حكيم علامه ى طباطبايى كه استاد يگانه مبانى ملاصدرا در طول سى سال در حوزه ى قم به شمار مى رفت، و تلاش تلامذه و هم دوره هاى آنان، بى شك دوره ى با بركتى براى فلسفه الهى است.
.....................................
ديدار اعضاي شوراي عالي كنگره بزرگداشت صدرالمتألهين ملاصدرا
اميد است در سايه اين تلاشها افكار ملاصدرا محافل علمي دنيا را فرابگيرد و اين متاع معنوي و با ارزش به عنوان عاليترين متاع به كشورهاي ديگر صادر شود و براي اين منظور لازم است.
علما و بزرگان حوزههاي علميه و دستگاههاي مختلف بويژه صدا و سيما و وزارت ارشاد نيز همكاري كنند تا اين كار با ارزش و بسيار مهم به نتيجه برسد.
---------------------------------------
(۲۹/آذر/۹۱ ۲۲:۰۶)mohammad1369 نوشته است: [ -> ]اول اینکه ما شاگردان دکتر عباسی در این تالار (لا اقل در مورد خودم این گونه است) رشته تحصیلمان هیچ ربطی به فلسفه ندارد بنابراین هر دانسته ای از سمت ما صرقا نتیجه مطالعات پراکنده از روی علاقه و یا حاصل شنیدن بحث های خود دکتر است بنابراین فکر میکنم این که شخص یا اشخاصی با انتساب به دکتر یا اصطلاحا به نیابت از ایشان بحثی را با دوستان منتقد داشته باشند به عقیده بنده نتیجه ای ندارد....زیرا ما می خواهیم چی را ثابت کنیم؟ اگر به فرض هم حامیان و شاگردان دکتر در این تالار قادر به پاسخگویی برخی شبهات نباشند آیا می توان نتیجه گرفت که حق با دوستان مخالف است؟ وقتی خود شخص که این نظرات را ارائه میکند حضور ندارد در غیاب این فرد ما چه میخواهیم بگوییم؟ صرفا با قیچی کردن یک سری صحبت ها که در برخی سخنرانی ها عنوان شده می توان به حقیقت پی برد؟
صد و اندی درصد موافقم،من همون روز اول به همین آقای حسن.س گفتم اجازه بدین این ماجرا در فضای دیگری مطرح شود که شده،این رو کوچه بازاری نکنیم"اینجا هم فرقی با کوچه بازار تداره،من گرافیست

چی از فلسفه حالیمه!!:دی"
خب ایشون بحث رو کشدارش کردن"پنیر پیتزائی"حالا یا ایشون باید مرید ما شه یا ایشون مرید ما؟! "تعصب شاگردی عباسی"شوخی بود به دل نگیرین
به هر کیفیت شما سوالاتی رو پرسیدین،ما هم بنا بر وسیع بودن دایره پاسخ سوالاتتون،به شما منابع رو معرفی کردیم از شخص دکتر"دقت داشته باشید،درآمدی بر درخت فلسفه موضوع جلسه 4 بوده ها"اگر نتونستین پیداش کنید بگید من براتون میفرستم.اما شما هنوز به سوالات من پاسخ ندادین،یک؟
دو،
ما هم میگوییم دقیقا ملاصدرا همین کاری که شما میگویید کرده است ... از متن قرآن و حدیث در آورده است همه ی آموزه هایش را ..
سوال:پس بفرمائید به عنوان مبنای علم ملاصدرا،در کجای قرآن به فلسفه اشاره شده است؟،کدام امام ما به تدریس فلسفه مشغول بوده؟
[/b]
انقلاب ما عاشورایی بود یا صداریی؟ اما اینکه انقلاب اسلامی را برخاسته از اندیشه صدرایی بدانند امکان بخشیدن به یک امتناع است! پيام به مناسبت همايش جهانى بزرگداشت صدرالمتالهين
ما ايرانيان بيش از همه به اين فلسفه الهى وامدار و بيش از همه در برابر آن مكلفيم.
[b]دوران ما با دميدن خورشيدى چون امام خمينى كه يگانه ى دين و فلسفه و سياست و خود يكى از صاحبنظران برجسته در حكمت متعاليه بود، و نيز با حوزه ى درسى و تحقيقى پربركت حكيم علامه ى طباطبايى كه استاد يگانه مبانى ملاصدرا در طول سى سال در حوزه ى قم به شمار مى رفت، و تلاش تلامذه و هم دوره هاى آنان، بى شك دوره ى با بركتى براى فلسفه الهى است.
پس شما انقلاب را نه عاشورائی،نه اسلامی بلکه صدرائی می دانید و معتقد هستید چون رهبر این پیام رو به کنگره ... دادند نظر ایشان هم همین است؟

شما جمعه خونین رو را در کدام قسمت حکمت متعالیه می بینید؟
میشه لطف کنید و بفرمائید معنی این جمله رو :اونهائی که این انقلاب رو صدرائی می دانند بزرگترین خیانت به این انقلاب و مردم را می کنند؟
و یکی از انتقادهای ما هم همین است،چرا به یک بخشی از علم آنقدر تقدس داده شده که وارد کردن انتقاد به اون به مثابه توهین به خدا قلمداد میشه!
النور عزیز من سوالم را باز تکرار می کنم،آیا افکار ملاصدرا،ابن عربی و ... آخر فلسفه اسلامیست؟
و امیدورام به سایر سوالاتم مخصوصا،صدرائی یا عرفانی بودن قسمت اول گفته های حسن جواب داده بشه؟
بوده ایم،هستیم،خواهیم بود
یا علی
به نام خدا
سلام بر همگی..
اول از جناب محمد1369 بابت پیشنهاد خوبشون تشکر می کنم و اگر بتونن این موارد رو به خود دکتر انعکاس بدن تا جوابشون را بدونیم بسیار عالی خواهد شد.
و اما در مورد پست رضای عزیز :
(۲۹/آذر/۹۱ ۲۲:۳۷)Reza2035 نوشته است: [ -> ]النور عزیز !
فلسفه به خداباوری نمیرسد!
فلسفه از ابتدا به دنبال پیدان کردن ماده المواد طبیعت است ! و پایه ان ارخه است که نتیجه اش شد جمله ی نیچه : خدا مرد !
ولی اساس حکمت ایه است! شما یک حرف از صحبت های علما را پیدا کنید خارج از بحث ایات قرانی و احادیث باشد!
نمیدونم با چه زبانی باید گفت این علمی که افراد حوزه میخوانند حکمت است نه فلسفه ! اگر فلسفه است چرا خدا را اثبات میکنند ؟چرا اینها نمیگویند خدا مرد !!! چرا انقلابی برای خدا را رقم میزنند !
مگر هر دو طیف فیلسوف نیستن ؟ چرا یک طرف خدا میمیرد و یک طرف انقلاب رقم میخورد ؟
دیدگاه فلسفه راجع به انقلاب چیست ؟
بعد از تشکیل دولت جدید دوباره عده ای به راس هرم قدرت میروند و خون مردم را در شیشه میکنند .
انقلاب به مثابه یه اسب و درشکه است که مردم مثله اسب برای رسیدن به هدف تلاش میکنند ولی دستمزد ان به درشکه چی میرسد .
ایا نظر امام خمینی و خامنه ای همین است ؟
اگر تعریف انها از انقلاب چیزه دیگریست چگونه است که نام ان را فلسفه میگذارند در صورتی تمام فیلسوف ها به این استدلال باور دارند .
فلسفه الان به ماورای جعلی رسیده است چرا امام خمینی به ماورای جعلی نرسید ؟
چرا اسپینوزا را مردم یهودی به جرم بی خدایی تکفیر کردند ولی مردم شیعه این همه به علمای اسلام ارادت خاص دارند ؟ ایا این حکمت نیست !
من عالم فیلسوف را قبول ندارم اگر فیلسوف است باید خدا را انکار کند !
سلام برادر!
مساله ی این جواب بسیار بدیهیست. برای این که علم کاملا ابزار است.
شما می توانید بگویید چون فلان ریاضیدان آدم بدی بوده است پس نظرات اون و اصلا علم ریاضی از پایه غلط است؟؟ تفکر حد و مرز نمی شناسد و فرقی نمی کند که از افلاطون و ارسطو باشد یا از ابن سینا یا سایرین! اگر می خواهید تفکر کسی را نفی کنید باید استدلال منطفی بیاورید.
هنر حکمت متعالیه در این است که از شهود و عقل به عنوان دو ابزار برای درک معارف وحی استفاده می کند و ظرفیت درخوردی برای فهم حقیقت وحی ایجاد می کند.
باقی موارد رو هم دوستان دیگه جواب خواهند داد احتمالا!
از همگی ممنونم.
التماس دعای فرج
یا علی
نقل قول:پس شما انقلاب را نه عاشورائی،نه اسلامی بلکه صدرائی می دانید و معتقد هستید چون رهبر این پیام رو به کنگره ... دادند نظر ایشان هم هم این است؟
شما جمعه خونین رو را در کدام قسمت حکمت متعالیه می بینید؟
1. اثبات شی نفی ما عدم نمیکند
2. طبق استدلال رهبری امام خمینی که چکیده مکتب ملاصدرا است همون پیام منجر به جمعه خونین رو داده است و همه ی اعلامیه های دیگر را ... این چنین می بینیم تاثیر فلسفه ی ملاصدرا را ... این چنین رهبری دیده اند
نقل قول:اونهائی که این انقلاب رو صدرائی می دانند بزرگترین خیانت به این انقلاب و مردم را می کنند؟
چه کسی این حرف رو زده؟؟ آقای عباسی؟؟؟
نقل قول:النور عزیز من سوالم را باز تکرار می کنم،آیا افکار ملاصدرا،ابن عربی و ... آخر فلسفه اسلامیست؟
فعلا بهترین است و مورد تایید بزرگان ما و رهبر و ولی فقیهمان ...
فلسفه که قانون نسب انیشتین نیست که یک فرد تنها به اتکا به عقل خودش بهش رسیده باشد ... فلسفه ی ملاصدرا برگرفته از شهود عرفانی و قرآنی است ....
پيام به مناسبت همايش جهانى بزرگداشت صدرالمتالهين
مكتب فلسفى صدرالمتالهين همچون همه فلسفه ها در محدوده ى مليت و جغرافيا نمى گنجد و متعلق به همه ى انسانها و جامعه ها است. همواره همه بشريت به يك چهارچوب و استخوانبندى متقن عقلايى براى فهم و تفسير هستى نيازمندند.
نقل قول:النور عزیز !
فلسفه به خداباوری نمیرسد!
فلسفه از ابتدا به دنبال پیدان کردن ماده المواد طبیعت است ! و پایه ان ارخه است که نتیجه اش شد جمله ی نیچه : خدا مرد !
یک فیلسوف مرتده همه ی فیلسوفان مرتدند؟؟
مغلطه کردن در لغات و اینکه بگوییم چون ایم فلسفه آمد روش می شود نجس و اسم حکمت می شود پاک ...
این چیز ها مساله نیست ... بود رهبری که اشراف تمام به همه ی مباحث دارند از این اسم استفاده نمیکردند ....
شما بگویید رضا جان یا آقای عباسی ما حرف رهبرمون حجته ...
رضا جان این همه تعریف های مکرر رهبری رو از فلسفه ی ملاصدرایی چگونه در کنار حرف های خودتون می تونید قرار بدهید؟؟؟
..................
فلسفه ملاصدرا فلسفهاي عقلي، ذوقي و شرعي است و در حقيقت ملاصدرا فلسفه عقلي و ذوقي را برمبناي شرع مقدس پيريزي كرده است براي او تعبد محض، مبادي رسيدن به افكار عالي فلسفي بوده است و اين جريان عظيم و جوشان و تمام نشدني در دوران رياضت به روح مقدس وي افاضه و نازل شده است و امروز خوشبختانه كتابها و افكار فلسفي ملاصدرا فضاي فلسفي كشور را فراگرفته است.
نقل قول:مگر هر دو طیف فیلسوف نیستن ؟ چرا یک طرف خدا میمیرد و یک طرف انقلاب رقم میخورد ؟
چون یکی فقط با اتکا به عقل حرف میزند و دیگری با عقل و شرع و قرآن و عرفان حقیقی ...
نقل قول:دیدگاه فلسفه راجع به انقلاب چیست ؟
بعد از تشکیل دولت جدید دوباره عده ای به راس هرم قدرت میروند و خون مردم را در شیشه میکنند .
انقلاب به مثابه یه اسب و درشکه است که مردم مثله اسب برای رسیدن به هدف تلاش میکنند ولی دستمزد ان به درشکه چی میرسد
کدام فلسفه؟؟؟ فلسفه ی ملاصدرایی که چکیده اش امام خمینی بوده است شده است انقلاب ما ... بنا بر گفته ی رهبری ...
نقل قول:ایا نظر امام خمینی و خامنه ای همین است ؟
.
نظر رهبری را بار ها و بارها آوردم ...
نقل قول:اگر تعریف انها از انقلاب چیزه دیگریست چگونه است که نام ان را فلسفه میگذارند در صورتی تمام فیلسوف ها به این استدلال باور دارند
چون فیلسوفان غربی همه آنها اشتباه کردند ملاصدرا هم چون اسم حرفاش می شود فلسفه پس اشتباه می گوید رضا جان؟؟؟
چه ربطی دارد اخوی .. مگه ما از نیچه دفاع کردیم؟؟
نقل قول:فلسفه الان به ماورای جعلی رسیده است چرا امام خمینی به ماورای جعلی نرسید ؟
چرا اسپینوزا را مردم یهودی به جرم بی خدایی تکفیر کردند ولی مردم شیعه این همه به علمای اسلام ارادت خاص دارند ؟ ایا این حکمت نیست !
باز دارید همون حرف رو میزنید رضا جان ... جون یک دانشمندی بمب اتم ساخت و یک خلبانی آن را رها کرد همه دانشمندان و خلبانان قاتل هستند؟؟؟؟
در شگفتم از اندیشه های شما!!!!!!!
جالب شد،واقعا شگفت زده شدم!
یعنی شما سفر چهارمی که ملاصدرا مطرح میکند در واقع به انقلاب بر می گردانید دیگه؟
واینکه شما باور دارید تئوری ولایت فقیه بر آمده از یک نگرش صدرایی است؟
ا اینکه برخی میگویند اسفار اربعه صدرايي، نقشه راه امام خميني در انقلاب اسلامي است،را هم قبول دارید؟
واقعا تئوری ولایت فقیه بر آمده از یک نگرش صدرایی است؟
آیا سفر چهارمی که ملاصدرا مطرح می کند در واقع به انقلاب بر میگردد؟
برادر عزیز من فلسفه نخوندم اما مثل خون تو رگهام می فهمم که اسفار اربعه ملا صدرا در کتاب اسفار، تنها تشابه صوری با اسفار عرفا دارد.بلکه ایشان خواسته از سفرهای عرفا، چیزی شبیه به آن در حوزه حکمت درست کند و تنها تشابه صوری و لفظی دارد. عرفا چهار سفر در عمل دارند و ایشان خواسته چهار سفر در نظر و علم درست بکند وگرنه اسفار اربعه عرفا کجا و اسفار اربعه مرحوم ملا صدرا کجا! ربطی به سفرهای عملی عرفا ندارد.به بیان دیگر، اسفار عرفا و اسفار آخوند در کتاب حکمت متعالیه، اشتراک لفظی است و در معنا و حقیقت متفاوتند.
و اینکه می گوئید حضرت امام بر اساس حکمت صدرایی انقلاب کرد، من این را نمیپذیرم و قبول ندارم.
امام به عنوان یک فقیه حکیم عارف بر اساس احساس تکلیف الهی کار خودش را انجام داد و اگر هم خواسته باشیم این امر را جزو اسفار اربعه به حساب بیاوریم، از اسفار اربعه عرفانی محسوب میکنیم (که سفر فی الخلق بالحق است که مقام دستگیری از دیگران است) نه اسفار اربعه صدرایی .در سفر چهارم عرفانی، عارف به مرحله ای میرسد که برای دستگیری دیگران، اقدامات عملی میکند.
بله در فلسفه صدرایی چون بین سیاست و دیانت، ایجاد ارتباط شده و این حرف اصیلی است که ریشه در فقه دارد از این جهت میتوان آن را به حکمت صدرایی نیز فقط پیوند داد نه بیشتر.
نقل قول:در شگفتم از اندیشه های شما!!!!!!!
اندیشه ی من؟؟؟
حرف رهبری را آوردم ....
نقل قول:یعنی شما سفر چهارمی که ملاصدرا مطرح میکند در واقع به انقلاب بر می گردانید دیگه؟
واینکه شما باور دارید تئوری ولایت فقیه بر آمده از یک نگرش صدرایی است؟
ا اینکه برخی میگویند اسفار اربعه صدرايي، نقشه راه امام خميني در انقلاب اسلامي است،را هم قبول دارید؟
واقعا تئوری ولایت فقیه بر آمده از یک نگرش صدرایی است؟
آیا سفر چهارمی که ملاصدرا مطرح می کند در واقع به انقلاب بر میگردد؟
امام (رضوان اللَّه عليه) چكيده و زبده ى مكتب ملاصدراست؛ نه فقط در زمينه ى فلسفى اش، در زمينه ى عرفانى هم همينجور است.
بيانات معظم له در ديدار جمعى از اساتيد، فضلا، مبلّغان و پژوهشگران حوزه هاى علميه كشور
نقل قول:برادر عزیز من فلسفه نخوندم اما مثل خون تو رگهام می فهمم که اسفار اربعه ملا صدرا در کتاب اسفار، تنها تشابه صوری با اسفار عرفا دارد.بلکه ایشان خواسته از سفرهای عرفا، چیزی شبیه به آن در حوزه حکمت درست کند و تنها تشابه صوری و لفظی دارد. عرفا چهار سفر در عمل دارند و ایشان خواسته چهار سفر در نظر و علم درست بکند وگرنه اسفار اربعه عرفا کجا و اسفار اربعه مرحوم ملا صدرا کجا! ربطی به سفرهای عملی عرفا ندارد.به بیان دیگر، اسفار عرفا و اسفار آخوند در کتاب حکمت متعالیه، اشتراک لفظی است و در معنا و حقیقت متفاوتند.
مكتب فلسفى صدرالمتالهين همچون شخصيت و زندگى خود او، مجموعه ى در هم تنيده و به وحدت رسيده ى چند عنصر گرانبها است. در فلسفه ى او از فاخرترين عناصر معرفت يعنى عقل منطقى، و شهود عرفانى، و وحى قرآنى، در كنار هم بهره گرفته شده، و در تركيب شخصيت او تحقيق و تأمل برهانى، و ذوق و مكاشفه ى عرفانى، و تعبد و تدين و زهد و انس با كتاب و سنت، همه با هم دخيل گشته،
نقل قول:و اینکه می گوئید حضرت امام بر اساس حکمت صدرایی انقلاب کرد، من این را نمیپذیرم و قبول ندارم.
نظر شما محترمه ولی در برابره نظر رهبری برای ما فاقد وجاهت چه عقلی و چه شرعی است
نقل قول:فلسفه به طور عام و خاص مساوی ایست با انکار خدا
1. چه کسی این حرف را زده؟؟؟
2. بر چه اساسی زده؟؟
3. این همه نام بردن از ملاصدرا و فیلسوف خواندش توسط رهبری را چگونه تفسیر میکنید
نقل قول:یعنی باور این مسئله اینقدر سخت است که علمای اسلام فلسفه نمیخوانند و افرادی حکیم هستند ؟ چه علمی در میان انهاست که مانع از این میشود که انها خدا را بکشند ؟ چیزی به غیر از قران و احادیث است ؟ هر کسی هم از این محدوده خارج شود را منحرف میدانند .
رضا جان حرف های ما را اصلا نمیخونی برادر ...
چه چیزی باعث می شود همه دانشمندان بمب شیمیایی نسازند؟؟؟ چون یکی ساخته همه قاتلند و دیگر اسم دانشمند می شود نجس؟؟؟
چون فلاسفه غربی یک مشت بی خدا بوده اند هر کس اسمش بشود فیلسوف بی خداست؟؟
انقدر بر روی لفظ فلسفه و بدی آن پافشاری نکنید که اگر بد بود به کار بردنش رهبری به کار نمیبرد و اگر لفظ فیلسوف متناظر بود با بی خدایی در مورد ملاصدرا با آن توصیفات بی نظیر به کار نمی برد
نقل قول:اما بحث فلسفی چرا در غرب به بی خدایی میرسد ؟ در شرق به عرفان محض میرسد در ایران به این شکل که میبینیم تعبیر شده است . تنها دلیل اثبات درستی تفکر علمای اسلام هم قران است و به فرمایش همان خدایی که قران را برای هدایت بشر فرستاده او به جویندگان راهش حکمت میدهد نه چیز دیگر !
چند بار نوشتم باز می نویسم رضا جان ... چون فلاسفه ما علاوه بر عقل از شرع و قرآن و وحی هم استفاده می کنند و به شدت پایبند اخلاقیات متعالی هستند و نفس و شهوت قاطی تصمیم گیری ها و نظراتشون نشده
نقل قول:شما میگوئید علم میان علما اسمش فلسفه است ما میگوئیم حکمت است
رضا جان گویا الان فقط بحث ما شده صرفا روی لفظ فلسفه ... من هم عرض کردم این خیلی جای اصرار و پافشاری ندارد و آسمان هم به زمین نمی آید ... مهم تفکر پشت قضیه است ... من خودم در زمان حال حکیم تر و فیلسوف تر و دانشمند تر و فقیه تر از رهبرم کسی رو نمیشناسم و اگر این لفظ فلسفه و فیلسوف انقدر بد بود و شرک آمیر رهبری بارها و بارها استفاده نمیکردند
یا علی
عزیزان مدافع مکتب صدرائی
در مکتب صدرائی 300 سال تلاش شده؛30 سال هم بعد انقلاب امکانات دست شما بوده،در دانشگاهها هر کی میخواد فلسفه غرب بخونه 30 واحدش فلسفه اسلامیه!در واقع در 30 سال گذشته هرکی فلسفه غرب بخونده به یه نحوئی فلسفه ملاصدرا یاد گرفته.امروز جامعه نتیجه میخواد،چیزی نیست که بخوایم ازش بگذریم،در چند پست گذشته النور عزیز با تمام توان اثبات کردند که انقلاب ما نه عاشورائیست نه اسلامی بلکه صدرائیست،قبول قبول!
چجوریه یه فردی که 4 سال دروس فنی میخونه،آموزش میبینه میره کف جامعه همون رو ازش میخوان،و چیزی رو یاد گرفته باید پیاده کنه،اما انتظار زیادیه اگر این هــــمه نخبه تو حوزه و دانشگاه هستند اما عقبه تئوریک نظام این چنین ضعیف؟
عباسی و دارو دسته اش "به قول مدافعان صدرائی" یه چیزی مطالبه کرده،چون باید فردا استراتژی ها و دکترین ها رو تدوین و تولید کنه،مگر بدون عقبه فلسفی امکان پذیره؟ "به قول بعضی ها چرا نشه"
ما "دارو دسته عباسی" میگیم "بر اساس گفته عباسی"فلسفه از حکمت جدا،شما "مدافعان صدرائی"میگین نیست:
اگر نیست شما فلسفه رو بدین ما دکترین ها رو تبیین و تولید کنیم؟
اگر هست،حکمت رو بدین ما تبیین می کنیم!
النور بعنوان لیدر مدافعان اثبات کرد که انقلاب صدرائی است،باز هم میگم قبول "فردا نگید تکفیریه،در مقابل حرف رهبری وایساده" اما الان داره میلتون فریدمنی اداره میشه و شیکاگوئی با نحله فریدمنی اقتصادش رقم میخوره،این از وضعیت فرهنگی جامعه است که می بینید؟
ما فلسفه نخوندیم "چوبیم"شما خوندین،بهر کیفیت از این حرفهای گزینشی که در بعضی رسانه های معلوم حال منتشر شد و شما مدافعان بازیچه اونها،شرایطی پیش اومده که یه جواب جدی به ما بدین"اگه لایق میدونید:دی"
- آنچه که تحت عنوان فلسفه حکمت نیست از کجا سرچشمه گرفته؟
- اگر مدعی هستید فلسفه حکمت است،که مدعی پروپاقرص هستید بفرمائید توضیح بدین،این حکومت صدرائی امروز چرا مبانی نظری،تئوریک و... مخدوشه؟چرا اقتصاد و فرهنگ و سیاستش مشکل داره؟مگر در طول این 30 در مکتب ملاصدرا تولید علم نکردین؟
- اینکه انقلاب صدرائی بوده باید استمرار داشته باشه یا نه،تا آخرش هم صدرائی باشه یانه؟
- و در آخر اگر مکتب ملاصدرا،حکمت متعالیه،شما طلایه داران فلسفه اسلامی،اگر پرچم دار این مکاتب کفر آمیز "نئوکینزی و فریدمنی و ......واین همه نظریه های الهادی کف جامعه "نیستید،بسم الله یقه چاک کنید عمامه بر زمین بکوبید،ما نگرانیم که چرا مکتب صدرائی به اینجا رسیده؟
در صورتی که میخواین با پیش کشیدن بحث های سنگین فلسفی،از جواب دادن فرار کنید،حقیقتاً قائل به ادامه این بحث نیستم.
نقل قول:دکترعباسی با چه فکر می کند؟استراتژی با چه تهیه می شود؟روشن است? منتظر پاسخم
عباسی با هین ذهنی فکر می کنید که این چنین طلایه داران مکتب صدرائی امروز رو نقد میکنه،یک
عباسی با فهم دقیقی که از آنچه آموخته است فکر می کند،
نقل قول:در پیش ملاصدرا سهروردی و ابن سینا واژه ی فلسفه تقریبا بیگانه است و این عزیزان خود نیز از این لفظ کم استفاده می کرده اند اگر بگویم اصلا استفاده نمی کردند.چرا شما ندانسته سخن می گویید اسم مکتب ملاصدرا حکمت متعالیه است و کتاب سهروردی حکمت اشراق و ابن سینا نیز کتاب عظیمش که از بین رفت با همین نام حکمن مشرقیه مزین بود.این همه واژه ی حکمت هر چند که فلسفه هم در یونان عینا همین معنی را می داده است و بعدا تغییر محتوا یافته است.
برادر گرامی شما به دکتر که دسترسی ندارینفکلبه هم که نمیاید،من اصراراً توصیه میکنم که شما یکبار جلسه 337 رو ببینید،چون اگر دیده بودید عباسی بارها میگه که
- اول حکمت بوده،بعد فلسفه
- اول آیه بوده بعد آیدیوس و اَیدیا
- فلسفه تابعی از حکمته
کی گفته فلسفه حکمته،شما فلسفه خوندید ما نخوندیم پس باید یاد گرفته باشید که در تفکر فلسفی،در رویکرد فلسفی،در آنچه که قرآن جدال احسن نامیده ،شما باید اطلاعات اولیه تون رو از فرد گوینده،دقی،کامل مشخص کنید.
نقل قول: واقعا استراتژی در غرب باعث بقایشان شده است؟!؟! کدام بقا را می فرمایید؟!؟! عجیب است به خدا....اگر همان نوع بقای ذلت بار را می خواهید برای ما بیاورید ارزانی خودتان....
اکر تدوین این استراتژی ها مبتنی بر اون مکاتب غربی مورد نظرتونه،که باید ببیند،اما اگر استراتژی که عباسی حرفشو میزنه،که یه پایه اش بر اساس قرآن نه باعث بقای جامعه میشه.
نقل قول:
شما می گویید چرا لفظ فلسفه را به کار می برید،بنده پاسخ دادم به همان دلیل که شما لفظ استراتژی را به کار می برید.اگر می گویید آن با توجه به هر فرهنگی و ملتی تغییر می کند من هم همان پاسخ را به شما می دهم.چرا اصرار بر اشتباه خود می کنید؟!؟! می بینید که چه راحت با کلمات می شود کسی را محکوم کرد؟؟؟
اینکه ما لفظ فلسفه و استراتژی رو به کار میبریم از بی اطلاعی و به نوعی بی سوادی قسمتی از عقبه تئوریک نظامه که قائل به تولید علم نیستند.