شما دارید از بحث فرار می کنید،اگر شما حرف رهبری رو ملاک میدونید که من سخنان ایشون رو کامل نقل کرد و شما گزینشی، تنها جملاتی رو نقل می کنید با حرف شما هم خوانی داشته باشه!
کسانی که معتقدند که فلسفه ملاصدرا همه چیز دارد بیایند بشینند مناظره کنند (هنوز از مادرشون زاییده نشده). اگر کسی بگوید انقلاب ما صدرایی بوده یعنی میگوید انقلاب ما اسلامی نبوده و این توطئه خطرناکی است و خائن است کسی که بخواهد جا بندازد که انقلاب ما صدرایی بوده است."دکتر حسن عباسی@"
نقل قول:در گذشته در حوزهى قم با فلسفه و وجود مرحوم آقاى «طباطبايى» مخالفت مىشد. مىدانيد درس اسفار ايشان به دستور تعطيل گرديد و ايشان مجبور شد شفا تدريس كند. در دورهى اخير، قم مركز حوزهى فلسفى ما بوده است؛ آقاى طباطبايى هم انسان كاملاً متشرّع، مواظب، دائمالذّكر، متعبّد، اهل تفسير و اهل حديث بوده؛ از آن قلندرمآبهاى آنطورى نبوده است - البته جلسات خصوصى را كارى نداريم - مراتب علمى و فقه و اصولش هم طورى نبوده كه كسى بتواند آنها را انكار كند؛ درعينحال كسى مثل آقاى طباطبايى كه جرأت كرد و فلسفه را ادامه داد و عقب نزد، اينطور مورد تهاجم قرار گرفت. نتيجه چيست؟ نتيجه اين است كه امروز سطح تفكّرات و معرفت فلسفى ما در جامعه و بين علماى دين محدود است. با بودنِ استادى مثل آقاى طباطبايى، جا داشت امروز تعداد زيادى استاد درجهى يك از تلامذهى ايشان در قم و ديگر شهرستانها داشته باشيم. آقاى طباطبايى فرد فعّالى بود؛ بنابراين جريان فلسفىاى كه به وسيلهى ايشان پايهگذارى شد، بايد به شكل وسيعى گسترش پيدا مىكرد، كه نكرده است
نقل قول:عقبه همان جایی بود که امثال بعضی از کسانی که امروز ملاصدرا را میکوبند در گذشته کوبیدند و نگذاشتند شکل بگیرد .... عقبه در زمان علامه و امام بود که نگذاشتند درس افسارشون تشکیل بشه .... عقبه رو زمانی کوفتند که درسهای مباحثه علامه و کربن رو تعطیل کردند ....
همین الان هم عقبه آینده را عده ای دارند میکوبند ...
چه کسی نذاشت علامه درس اسفار رو ادامه بدهد؟ این مهمه!جز از درون حوزه بود؟؟؟
اگر منظورتون ماست که ملاصدرا را می کوبیم ما نکوبیدم،داریم بسطش میدیم،انتقاد می کنیم،چون اشکال داره!
نقل قول: همان زمان که علامه شروع به تدریس کرده بودند اگر عده ای هم چون بعضی ها مخالفت نمیکردند الان کلی استاد درس تراز اول داشتیم که رفته رفته وضعیت جامعه بهبود پیدا میکرد ... حالا هم به نحو دیگر دارند سنگ می اندازند جلوی ای شاگردان همون علامه که اندکند و به طرق مختلف میکوبنشون و تخریبشون می کنن
پس اینجا اعتراف می کنید که در زمان علامه وضعیت رفته رفته بهود پیدا می کرد،آیا الان وضعیت ما بهبود پیدا می کنه؟
در ثانی کی جلوی شاگردان همون علامه رو گرفته،مگر جز این است که تمام امکانات مملکت در اختیار همین شاگردان است،و متاسفانه روز از نو روزی از نو!!
شما بگید نام ببرید،اشاره کنید ببینیم کی جلوی ایشون رو گرفته اند؟"
خودمم ادبش میکنم"
اینکه زمانی افرادی "روحانی نما" جلوی کار علامه رو گرفتن با جان و دل قبول دارم،اما امروز راه عباسی راه علامه است یا راه شما؟روش ما اعتدالیست یا روش شمافکی افراطی عمل میکنه،کی انتقاد به صدرائی رو انتقاد به خدا میدونه،کمی انصاف؟
راه عباسی امروز،راه علامه دیروزه، و سنگ انداز شمائید به صراحت میگم،ما مکتب صدرائی رو کجا نفی کردیم که به ما برچسب تفریطی میزنید،اگر حرف امروز عباسی رو قبول ندارین پس دم از رهرو رهبری بودن نزنید،
مصداق:
«ما به رنسانس فلسفى يا واژگون كردن اساس فلسفهمان احتياج نداريم. نقص فلسفهى ما اين نيست كه ذهنى است - فلسفه طبعاً با ذهن و عقل سروكار دارد -
نقص فلسفهى ما اين است كه اين ذهنيّت امتداد سياسى و اجتماعى ندارد. فلسفههاى غربى براى همهى مسائل زندگى مردم، كم و بيش تكليفى معيّن مىكند: سيستم اجتماعى را معيّن مىكند، سيستم سياسى را معيّن مىكند، وضع حكومت را معيّن مىكند، كيفيت تعامل مردم با همديگر را معيّن مىكند؛ اما
فلسفهى ما بهطور كلّى در زمينهى ذهنيّاتِ مجرّد باقى مىماند و امتداد پيدا نمىكند. شما بياييد اين امتداد را تأمين كنيد، و اين ممكن است؛ كمااينكه خود توحيد يك مبناى فلسفى و يك انديشه است؛ اما شما ببينيد اين
توحيد يك امتداد اجتماعى و سياسى دارد. «لاالهالا ّاللَّه» فقط در تصوّرات و فروض فلسفى و عقلى منحصر و زندانى نمىماند؛ وارد جامعه مىشود و تكليف حاكم را معيّن مىكند، تكليف محكوم را معيّن مىكند، تكليف مردم را معيّن مىكند. مىتوان در مبانى موجود فلسفىِ ما نقاط مهمّى را پيدا كرد كه اگر گسترش داده شود و تعميق گردد، جريانهاى بسيار فيّاضى را در خارج از محيط ذهنيّت بهوجود مىآورد و تكليف جامعه و حكومت و اقتصاد را معيّن مىكند. دنبال اينها بگرديد، اين نقاط را مشخّص و رويشان كار كنيد؛ آنگاه يك دستگاه فلسفى درست كنيد. از وحدت وجود، از «بسيط الحقيقة كلّ الاشياء»، از مبانى ملاّ صدرا، - اگر نگوييم از همهى اينها، از بسيارى از اينها - مىشود يك دستگاه فلسفىِ اجتماعى، سياسى و اقتصادى درست كرد؛ فضلاً از آن فلسفههاى مضاف كه آقايان فرمودند: فلسفهى اخلاق، فلسفهى اقتصاد و.... اين، يكى از كارهاى اساسى است.
اين كار را هم هيچكس غير از شما نمىتواند بكند؛ شما بايد اين كار را انجام دهيد». (
در دیدار جمعی از نخبگان حوزوی)
و در پایان اینکه دکتر گفته اند علامه نفهمید فلسفه تابعی از حکمت هست رو من قبول ندارم،علامه فهمید علامه با تمام وجود درک کرد اما به قول خود شما زمان علامه زمان شکوفائی بود،نیازی نبود علامه این رو مطرح کنند،مدرسان همه عالم بودند،اما اینکه عباسی امروز میگه،نیاز جامعه است،عباسی بدایه و نهایه خونده،دکترین شمشیر داموکلوس رو میده،که می بینید چه توفانی میکنه.مصباح نهایه میخونه،مفاتیح و الحیاه رو میده،بقیه چی اسفار میخونن،..... شرحشو بیرون میدن با صدتا غلط املائی 2000 تومن.
علامه با آملی فرق داره علامه با مصباح فر داره علامه ...
قضیه داستان علامه طباطبایی با مرتاض های هندی رو شنیدید که میگن (بمضمون): مرتاض رفت با چشمش شیری رو کشت و بعد به طور طعنه آمیز به علامه رو کرد گفت میتونی تو هم همچین کاری کنی؟ علامه گفت این چیزی نیست . تو میتونی این شیر رو زنده کنی ؟ مرتاض گفت :این امکان نداره!!! علامه رفت در گوش شیر ،چیزی گفت،و شیر زنده شد.علامه فقط فیلسوف نبود عارفی بود وارسته،علامه علم تولید کر،علامه فقط بدایه و نهایه و اسفار رو درس نمیداد،علامه،امام،بهجت،حسن زاده .... حصول زمانی بودند که مثل الان علوم پایه در انجماد بود؟نه برادر ،اون زمان علامه رو داشتیم الان کی رو داریم،مجبوریم نقد کنیم
نقل قول:آفرین ... هدف انسان کامل است ... پیشرفت جامعه ... به دنبال مکتبی برای این مهم می گردید؟؟؟ یکی از کاملترین انسان هایی که در عصر خودمون دیده ایم چه کسی بوده؟؟؟ انسانی که انقلاب کرد؟؟ کسی جز امام خمینی بوده است؟؟؟
کاری که امام کرد عرشی بود،نه صدرائی،باز هم میگم اسفار اربعه مرحوم ملا صدرا ! ربطی به سفرهای عملی عرفا ندارد.امام به عنوان یک فقیه حکیم عارف بر اساس احساس تکلیف الهی کار خودش را انجام داد و اگر هم خواسته باشیم این امر را جزو اسفار اربعه به حساب بیاوریم، از اسفار اربعه عرفانی محسوب میکنیم (که سفر فی الخلق بالحق است که مقام دستگیری از دیگران است) نه اسفار اربعه صدرایی .در سفر چهارم عرفانی، عارف به مرحله ای میرسد که برای دستگیری دیگران، اقدامات عملی میکند.
خدایا به تو پناه می برم از علمی که سودی ندارد.
افراطی عمل نکنید مکتب ملاصدرا که اسلام ناب محمدی نیست که بدور از نقص باشه،شما هم مثل ما اعتدالی باشین تا فرداها باز پشیمون نشین چرا حرف های "امثال عباسی" رو قبول نکردیم.
حرفتون حرف رهبریه بسم الله رهبر گفت مشکل داره،امتداد نداره،بسطش بدین،ما شروع کردیم،بجای اینکه شما شروع کنید،کمک کنید.همین،سنگ هم نندازین ما کلاه کاسکت گذاشتیم:دی@