شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
به نام خدا
سلام. ضمن تشکر از سرکار شیدا ... البته جواب رو درست نگفتن! به نحوه ی استدلال جمله دقت کنید :
فرض : کارگر خوب و کوشا ----> حکم : آدم خوب
همانطور که می بینید فرض، یک محمول مرکب هست و حکم، محمول رو جدا جدا فرض کرده و "خوب بودن" و "کوشا بودن" رو به عنوان دو محمول مستقل برای شخص صحیح دونسته و این مغالطه ی تفصیل مرکب هست و نه ترکیب مفصل! ( اگر ابهامی هست خوشحال میشم بتونم جواب بدم. ) و اما ادامه ی بحث :
5. مغالطه ی واژه های مبهم : این مغالطه در جاییست که گوینده و نویسنده از لغات و واژه هایی استفاده کند که به علت ابهام و عدم تعین، سخن او را غیر قابل نقد نماید؛ به این ترتیب که در هر شرایطی بتواند ادعا کند سخن او هنوز صحیح و پابرجاست؛ مثلا وقتی آمریکا می گوید : « ما در کشورهای دیگر مداخله ی نظامی تمام عیار نمی کنیم، ولی در شرایطی خاص، جنگ محدود را می پذیریم. » می گوییم که این سخن مبهم و مغالطه آمیز است، زیرا دامنه ی جنگ به هر میزانی که گسترش یابد، باز هم آمرکایی ها ادعا می کنند که این یک جنگ محدود است.
واژه های مبهم می توانند صفات نسبی ( مانند دور،نزدیک، بزرگ و ... )، کمیات نامعین ( مانند اندک، زیاد، کم و ... ) و ... باشند.
تمرین : مغالطات متن های زیر را پیدا کنید :
1. رمالی در حال کفبینی شخصی برای پیشگویی آینده اش است. او می گوید : « به زودی موفقیت بزرگی نصیب یکی از نزدیکان شما می شود. »
2. 20 میلیون که پولی نیست. یک خانه ی مناسب هم نمی توان با آن خرید!
3. قم یکی از شهرهای نزدیک تهران است.
منتظر جوابتون هستم.
یا علی
(۱۵/دی/۹۱ ۱۸:۰۴)Admirer نوشته است: [ -> ]فرض : کاگر خوب و کوشا ----> حکم : آدم خوب
همانطور که می بینید فرض، یک محمول مرکب هست و حکم، محمول رو جدا جدا فرض کرده و "خوب بودن" و "کوشا بودن" رو به عنوان دو اصل مستقل برای شخص صحیح دونسته و این مغالطه ی تفصیل مرکب هست و نه ترکیب مفصل! ( اگر ابهامی هست خوشحال میشم بتونم جواب بدم. ) و اما ادامه ی بحث :
سلام علیکم
خوب شما خودتون فرمودین و مشخصه که فرض کارگر خوب و کوشاست ولی در توضیحی که آوردین به نظر میاد جای فرض و حکم عوض شده! اینطور نیست؟؟
یا من بد متوجه شدم
میشه همین مثال یا مثال اسب کوچک رو باز بفرمایید با توجه به تعاریفی که ارائه فرمودین( ببخشید دیگه یه کم گیر کردم)
به نام خدا
سلام. مساله کاملا واضحه :
"کارگر خوب" یک محمول مرکب هست که "آدم خوب بودن" داره ازش مستفاد میشه که این مغالطه ی تفصیل مرکب هست. در مورد مثال "اسب کوچک" اون حیوان فقط می تونه اسب کوچکی باشه اما مثلا "حیوان کوچک بودن" ازش مستفاد نمیشه. و اگر بگیم حیوان کوچکیست در واقع این محمول مرکب رو به دو محمول کوچک بودن و اسب بودن تقسیم کردیم و برای هر کدوم استقلال قائل شدیم که این مغالطه است. اما حقیر از این تعجب می کنم که چرا گفتید مغالطه ی ترکیب مفصل چون این مغالطه برای زمانی هست که دو منصب ( یا بیشتر ) برای کسی در نظر بگیریم و صفت یکی رو به بقیه تعمیم بدیم. در صورتی که در مغالطه ی تفصیل مرکب یک منصب وجود داره و دو صفت ( یا بیشتر ) باهاش ترکیب شدن! برای بیشتر روشن شدن مطلب مثالی خدمتتون عرض می کنم :
ترکیب مفصل : پدرم نویسنده و ورزشکاری ماهریست. ( دو منصب ( اسم ) "ورزشکاری" و "نویسندگی" با یک صفت "ماهر بودن" ترکیب شده است. )
تفصیل مرکب : پدرم نویسنده ی ماهر و خوبیست. ( یک منصب ( اسم ) "نویسندگی" با دو صفت "ماهر بودن" و "خوب بودن" ترکیب شده است. )
البته دقت کنید که دو جمله ی بالا بالذات مغالطه نیستند. بستگی به حکم گوینده در جملات بعد دارد...
اما در مورد تمرین که متاسفانه کسی پاسخ نداد و حقیر از دوستان انتظار بیشتری دارم :
پاسخ :
1. « به زودی موفقیت بزرگی نصیب یکی از نزدیکان شما می شود. »
حد و مرز بزرگی و همچنین حیطه ی نزدیکان مشخص نشده و همین دو واژه سبب این مغالطه گشته اند.
2. 20 میلیون که پولی نیست. یک خانه ی مناسب هم نمی توان با آن خرید!
منظور از خانه مناسب به طور دقیق مشخص نیست و اثبات مدعا با واژه های مبهم دچار مغالطه شده است.
3. قم یکی از شهرهای نزدیک تهران است.
نزدیکی کاملا مبهم است و باید حیطه اش مشخص شود.
و اما ادامه ی بحث :
6. مغالطه ی گزاره های بدون سور ( اهمال سور ) : کلماتی مانند بعضی، هیچ، هر، همه، تمام و ... که بیانگر میزان شمول حکم گزاره بر افراد یک مجموعه هستند، اصطلاحا "سور" نامیده می شوند. و به گزاره هایی که فاقد سور هستند گزاره ی مهمله گفته می شود. خود گزاره ی مهمله به خودی خود مغالطه نیست! اما هنگامی که گوینده با غرض خاصی از این گزاره استفاده کند مرتکب مغالطه شده است. به مثال زیر توجه کنید :
جوانان امروز لاابالی هستند.
اینجا گوینده جرات استفاه از کلمه ی "همه" را ندارد چون خطا بودنش سخنش آشکار می شود اما از طرفی هم در حال بیان یک حکم کلی برای جوانان امروز است.
تمرین : آیا در آیه ی زیر خداوند مغالطه کرده است؟ توضیح دهید!
« ان الانسان لفی خسر الا الذین امنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر »
« همانا انسان در ضرر است، مگر کسانی که ایمان آورده و عمل نیک انجام می دهند و یکدیگر را به حق و صبر توصیه می کنند. »
منتظر جوابتون هستم.
یا علی
بسم الله الرّحمن الرّحیم
نقل قول:تمرین : آیا در آیه ی زیر خداوند مغالطه کرده است؟ توضیح دهید!
« ان الانسان لفی خسر الا الذین امنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر »
« همانا انسان در ضرر است، مگر کسانی که ایمان آورده و عمل نیک انجام می دهند و یکدیگر را به حق و صبر توصیه می کنند. »
منتظر جوابتون هستم.
یا علی
این آیه مغالطه اهمال سور نیست چون با اینکه از کلماتی مثل هر و همه و ... استفاده نشده است، بخش استثنا مشخص و جدا شده؛ و منظور آیه اینست که افرادی که 4 عمل را انجام ندهند خسران زده می باشند و نه همه.
باتشکر از ایجاد کننده و همراهان بحث، به نظرم یک مقداری تاپیک تند پیش میره.
یا علی
سلام خدمت شما
ممنون از تاپیک خیلی خوبتون
به نظرم خوبه دو تا تاپیک به این موضوع اختصاص داده بشه. یکی برای آموزش و یکی برای تمرین.
به نام خدا
با سلام به دوستان!
اول از سرکار خانم یاثارلله تشکر می کنم که کاملا درست گفتن! در واقع مغالطه ی اهمال سور در مورد گزاره های مهمله ای هست که قصد ایراد حکم کلی داشتن باشن. در صورتی که در مثال فوق خداوند استثنائات رو مشخص کرده..
بعد هم از جناب فرهاد تشکر می کنم. ان شاء الله هر وقت که احساس کردم دوستان واقعا این مبحث براشون مهمه تاپیک جدیدی رو برای رفع ابهام باز می کنم. تا همین الان هم خیلی اشتیاقی برای حل تمرین رویت نشده!!
در مورد سرعت تاپیک هم چاره ای نیست چون مغالطات زیادی باقی مونده که همه رو باید پوشش بدیم و تجربه نشون داده طولانی کردن برهه ی زمانی هر مطلب باعث بی انگیزگی در ادامه ی مسیر میشه.
و اما ادامه ی بحث :
7. مغالطه ی سورهای کلی نما : در مغالطه ی سورهای کلی نما هم همانند مغالطه ی اهمال سور گوینده قصد ایراد حکم کلی دارد با این تفاوت که از سورهای مبهم استفاده می کند. به این مثال توجه کنید :
غالب افراد بزهکار متعلق به طبقات پایین جامعه هستند.
در اینجا شخص گوینده با استفاده از سور مبهم "غالب" طوری گزاره را بیان کرده است که یک حالت کلی را به ذهن متبادر می سازد. و هنگامی هم که به او ایراد بگیرند می تواند موضع خود را عوض کند.
تمرین : اشکال جمله ی زیر چیست؟
هر حزبی سیاسی نیست!
منتظر جوابتون هستم.
یا علی
سلام علیکم
تمرین : اشکال جمله ی زیر چیست؟
هر حزبی سیاسی نیست!
در جمله فوق سور مبهم هر استفاده شده و یه حالت کلی به ذهن میرسه. میتوان از جمله این مفهوم را برداشت کرد که در بین حزب هایی که تشکیل میشن هیچکدوم سیاسی نیستن
به نام خدا
ضمن عرض سلام به همه ی دوستان گرامی!
در مورد جواب سوال تا حدی درست بود. ببینید ... اینجا از سور مبهم "هر" در یک جمله ی منفی استفاده شده و یک معنای کلی رو برای ذهن تداعی می کنه! اما معنای کلی عکس جمله هست. یعنی در این جمله این معنی داره متبادر میشه که همه ی احزاب سیاسیند. مثلا به جمله ی زیر دقت کنید :
« هر دانشجویی که نمی تونه فارغ التحصیل بشه! »
معنای اصلی جمله این هست که "برخی فاغ التحصیل میشن و برخی نمیشن!". اما استفاده از سور مبهم "هر" و منفی کردن جمله باعث میشه که گوینده فارغ التحصیلی رو مشکل نشون بده و حتی عدم فارغ التحصیلی رو به عنوان یه حکم کلی ایراد کنه! امیدوارم توضیحات روشن بوده باشه...
8. مغالطه ی تعر یف دوری : این مغالطه زمانی روی می دهد که مخاطب را برای فهم یک امر مبهم به امر مبهم دیگری احاله بدهند، در حالی که فهم امر دوم نیازمند شناخت امر اول باشد. به مثال زیر توجه کنید :
خورشید ستاره ایست که در روز طلوع می کند.
حالا اگر کسی بپرسد که روز یعنی چه؟ به او می گویند که "روز مدت زمان میان طلوع و غروب خورشید است." و در این تعریف یک دور ایجاد شده است که باطل می باشد.
تمرین : شعر زیر از مولاناست. مغالطه اش را بیابید!
محتسب در نیم شب جایی رسید ... در بن دیوار مردی خفته دید
گفت : هی مستی؟ چه خوردستی؟ بگو ... گفت از این خوردم که هست اندر سبو
گفت آخر در سبو واگو که چیست ... گفت آن که خورده ام گفت این خفیست
گفت آن چه خورده ای آن چیست آن؟ ... گفت آن که در سبو مخفیست آن
منتظر جوابتون هستم.
یا علی
سلام
با تشکر از شما بابت این تاپیک عالی
خوب این یکی خیلی راحته دیگه
محتسب میپرسه چی خوردی؟ اون جواب میده محتویات این سبو رو خوردم
بعد میپرسه تو سبو چیه؟ اون میگه همون چیزی که خوردم
و این تسلسل پایانی ندارد....
به نام خدا
با سلام..
تشکر می کنم از جناب علی که کاملا درست گفتن!
خوب دسته ی اول تموم شد و به سراغ دسته ی دوم تبیین های مغالطی میریم :
-دسته ی دوم مغالطاتیست که در آن ها، از یک حقیقت خارجی، خبری غیر دقیق داده شود :
1. مغالطه ی کنه و وجه ( هیچ چیز نیست به جز ) : کنه به ذات و حقیقت ( در فلسفه جوهر هم گفته می شود ) و وجه به صفات ( در فلسفه عرض هم گفته می شود ) هر پدیده گفته می شود. این مغالطه زمانی رخ می دهد که کسی فرض کند حقیقت هر پدیده چیزی جز یک صفت یا مجموعه ی صفات مشخصش نباشد. مثلا :
« جهان چیزی نیست جز جلوه ها و صورت های مختلف انرژی! »
این که هر جرمی قابل تبدیل شدن به انرژی می باشد درست است ولی این که جهان چیزی به جز انرژی نیست مغالطه محسوب می شود.
2. مغالطه ی علت جعلی : زمانی این مغالطه رخ می دهد که در استدلال چیزی به عنوان علت وانمود شود که در واقع یا علت نیست یا فقط بخشی از علت کل می باشد. به مثال زیر توجه کنید :
« آقا اجازه! علت این که در این امتحان نمره ی کمی گرفته ام این است که در شب امتحان ما مهمانان زیادی داشتیم و نتوانستیم برای امتحان درس بخوانیم. »
در اینجا ممکن است علت های دیگری هم بوده باشند که دانش آموز از بیان آن ها خودداری کرده است.
3. مغالطه ی بزرگنمایی : هنگامی که برای بیان یک گزاره سعی کنیم برخی از ابعاد را برجسته تر کنیم مرتکب این مغالطه شده ایم. به مثال زیر توجه کنید :
« او محقق و نویسنده ی بیش از صد کتاب و مقاله است. »
عبارت فوق دارای مغالطه ی بزرگنماییست. زیرا دقیقا مشخص نشده چه تعداد از این صد مورد، کتاب و چه تعداد مقاله هستند. ممکن است فقط یک کتاب نوشته باشد و باقی مقاله باشند.
4. مغالطه ی کوچک نمایی : برعکس مغالطه ی بزرگنماییست. به این صورت که برخی از از ابعاد موضوع کم رنگ تر جلوه داده می شوند تا گوینده به مقصود خود برسد. مثلا در یک تبلیغ خیابونی می بینیم :
« کمک دندان پزشک تجربی »
با این که روی دندان پزشک تاکید شده است ولی به هر حال او کمک دندان پزشک بوده و درس آکادمیک نخوانده است.
5. مغالطه ی متوسط : در داده های آماری از این مغالطه استفاده می شود. به گونه ای که مشخص نیست منظور از متوسط، میانگین، میانه یا مد می باشد؛ و گوینده برای فریب مخاطبین می تواند از این اصطلاح به نفع خودش استفاده کند.
تمرین : در جملات زیر مغالطه را با ذکر نوعش مشخص کنید :
1. از هفت نفر اول قهرمان دو و میدانی در مسابقات المپیک، چهار نفر کفش پوما به پا داشته اند.
2. حراج لوازم خانگی از 5% تا 50% تخفیف!
3. پدیده ی اعتقاد به دین در جوامع چیزی به جز برنامه ای تنظیم شده از سوی اقویا و ثروتمندان برای عقب نگه داشتن طبقات ضعیف نیست!
4. تجربه نشان داده که هر چقدر قوانین پیچیده و دست و پاگیرتر باشند، آمار جرم و جنایت و نقض قانون بیشتر می شود. ما باید این مطلب را بپذیریم که راه جلوگیری از تخلفات قانونی این است که نظام پیچیده ی قضایی را کنار بگذاریم.
5. با شرکت مسافربری ما سفر کنید! هواپیماهای این شرکت مسافربری در هر دویست ثانیه یک پرواز، در هر ساعت هیجده پرواز و روزانه چهارصد و سی و دو پرواز به تمام نقاط جهان در دویست و هیجده فرودگاه در نود و چهار کشور و پنج قاره ی جهان دارند.
منتظر جوابتون هستم.
یا علی