به نام خدا
با سلام به دوستان!
دو روزی گذشته و خبری نشده ها!

کسی نیست به سوال های تمرین جواب بده؟ اصلا مطلب رو کسی عمیقا خونده؟
یا علی
در مورد من دلیل جواب ندادنم به تمرین ها زیاد بودنشون و تنبل بودنم بود
خوب مورد اول مثالی از مغالطه ی بزرگ نمایی هستش ، شنونده فکر میکنه که احتمالا نفرات اول کفش پوما داشتند ، شاید هم واقعا داشتند ولی شاید هم اون چهار نفر دقیقا چهارم تا هفتم شده باشن
دومی هم کوچک نمایی (بزرگ نمایی) هستش که خوب فروشنده مشخص نکرده چقدر از کتاب ها تخفیف 50 درصد دارند و چقدر 5 درصد و چقدر بین 5درصد تا 50درصد
در مورد سوم هم دین رو چیزی جز برنامه ای از سوی ثروت مندان دونستن مغالطه ی کنه و وجه هستش
در مورد چهارم هم هیچ عقل سالمی نمیتونه قوانین دست و پاگیر رو دلیل جرم و جنایت بدونه پس مغالطه ی علت جعلی
در مورد آخر درست به نتیجه نرسیدم خودتون توضیح بفرمایید لطفا
نقل قول: مبارزه با مغالطه، خواستگاه و خواست علم منطق
ببخشید جناب ناظر
منظورتان خاستگاه است یا بنده بد متوجه شدم؟
در ضمن کلمه مبارزه با توجه به ساختار دستوری عبارت شما و همچنین کاما و واو عطف بین چند کلمه شامل علم منطق هم میشود.
یعنی مبارزه با مغالطه و خاستگاه و خواست علم منطق!
صحیحش این است:
خاستگاه و خواست علم منطق و مبارزه با مغالطه
چون منظور شما قطعا این نیست که خاستگاه علم منطق به دلیل مبارزه با مغالطه بوده؟
(۲۳/دی/۹۱ ۱۳:۴۶)ایرانی نوشته است: [ -> ]
چون منظور شما قطعا این نیست که خاستگاه علم منطق به دلیل مبارزه با مغالطه بوده؟
فکر کنم منظورشون دقیقا همین بوده (و ممکنه اشتباه فکر کنم

)
البته ایرادی که شما به عبارت وارد کردید هم درسته
منظور نویسنده اینه که : مبارزه با مغالطات = خاستگاه و خواست علم منطق
اما میشه برداشت کرد: مبارزه با مغالطات و خاستگاه و خواست علم منطق
شاید بهتر بود قسمت <و خواست> نوشته نشه و عبارت این طوری بیان بشه:
مبارزه با مغالطات ، خاستگاه علم منطق
جناب admirer خودتون مشخص کنید تکلیف ما رو و ضمنا تاپیک رو هم جلو ببرید
با تشکر
معنی واژه ی خاستگاه رو کاملا درست فرمودید (و منو از اشتباه درآوردید) ممنونم

من این کتاب رو چند ماه پیش خوندم و با توجه به آنچه آقای خندان در ادامه ی این عبارت آورده ، من این طور برداشت کردم که منظورشون اینه که علت پیدایش علم منطق مبارزه با مغالطات بوده.
البته تو کتاب از <خواستگاه> استفاده شده که من هیچ جا چنین کلمه ای پیدا نکردم.
به هر حال فکر نمیکنم این عنوان اونقدر مهم باشه که انقدر بخواهیم در موردش بحث کنیم
بهتره به اصل مطلب برسیم
فقط نمیدونم چرا ادامه نمیدن جناب admirer

خوب از یه جهت هم راست میگه چون فلسفه و منطق بعد از سوفیسم شکل میگیره .
البته سوفیسم به نوعی پایه فلسفه هست ولی بدون منطق . که منطق به علوم عقلی یه سر و سامونی میده
بنابرین جمله میتونه درست باشه .
البته من کتاب رو نخوندم
به نام خدا
سلام. از جناب علی تشکر می کنم که کاملا درست گفتن!
مورد پنجم هم مغالطه ی بزرگنمایی داره. به این صورت که این شرکت مسافربری به اکثر نقاط جهان به طور ثابتی روزانه پرواز داره ولی با تکرار این گزاره گوینده قصد بزرگنمایی و فریب مخاطب رو برای تبلیغ بیشتر داره.
در مورد مغالطه هم خدمتتون عرض کنم که هم خواستگاه و هم خواست علم منطق مبارزه با مغالطه بوده است...
خوب دسته ی دوم هم تموم شد و به سراغ دسته ی سوم
تبیین های مغالطی میریم :
-دسته ی سوم مغالطاتیست که در آنها شخص، حادثه یا سخنی را نقل و بازگو می کند و در آن اصل ماجرا را مخدوش می کند که به آنها "مغالطات نقل" هم گفته می شود :
1. مغالطه ی دروغ : هنگامی که گزاره ی بیان شده با واقعیت خارجی مطابقت نداشته باشد این مغالطه اتفاق می افتد. البته باید توجه داشت که دروغ اخلاقی که مورد نکوهش دین است جنبه ی وسیع تری دارد و به طور کلی به عدم مطابقت گزاره ی بیان شده با اعتقاد گوینده اطلاق می شود. به مثال زیر توجه کنید :
او یکی از مدیرعاملان این سازمان است و مدیرعاملان این سازمان حقوقی بیش از دویست هزار تومان در ماه دارند. بنابراین، باید حقوق او بیش از دویست هزار تومان در ماه باشد.
استدلال فوق از نظر صوری و رعایت قواعد استنتاج صحیح و بدون اشکال است، اما می توان تصور کرد که مقدمه ی اول ( او یکی از مدیر عاملان این سازمان است ) دروغ و غیر مطابق با واقع باشد.
2. مغالطه ی توریه : هدف کسی که مرتکب این مغالطه می شود همان هدف شخص دروغگوست با این تفاوات که در اینجا ظاهرا معنای سخن درست است، اما آنچه که مخاطب از آن درک می کند نادرست و دروغین است. به مثال زیر توجه کنید :
من می روم در حیاط می ایستم، اگر تلفن با من کار داشت بگو در خانه نیست.
همانطور که می بینید ظاهرا سخن درستی می باشد و بعدها در صورت آشکار شدن حقیقت امکان دفاع برای گوینده وجود دارد.
3. مغالطه ی نقل قول ناقص : نقل گزینشی بخشی از سخنان دیگران به قصد فریب دادن مخاطب را مغالطه ی نقل قول ناقص گویند. البته به شرطی که این عبارات گلچین شده معنایی غیر از آنچه که مقصود اصلی گوینده بوده را به مخاطب القا کنند.
4. مغالطه ی تحریف : هنگامی که به یک گزاره عباراتی اضافه یا از آن کم کنیم تا منظور اصلی گوینده را منحرف کنیم مرتکب این مغالطه شده ایم.
5. مغالطه ی تفسیر نادرست : به مغالطه ای گفته ای می شود که شخص گوینده گزاره ای را مغایر با اغراض گوینده تفسیر کند.
6. مغالطه ی تاکید لفظی : تکیه و تاکید بر برخی الفاظ یک گزاره و استنباط معانی خاصی که مورد نظر گوینده ی آن نبوده است. به مثال زیر توجه کنید :
آن ها معتقدند که انسان ها به طور برابر و مساوی به دنیا می آیند، لذا این امر دلیل نمی شود که به آن ها حق رای و اظهار نظر برابر بدهند.
تاکید بر به دنیا آمدن برابر در دنیا، به طور ضمنی این مفهوم را در بر دارد که آن ها مساوی باقی نمی مانند.
خوب بخش تبیین های مغالطی به طور کلی به پایان رسید و حقیر قصد دارم برای مرور یک سری تمرینات کلی از مغالطاتی که تا الان مطرح شدن به دوستان بدم :
تمرین : در متون زیر مغالطات را با ذکر نوعشان مشخص کنید :
1. من قبول ندارم که یک شرکت ایرانی بتواند اقدام به اجرای این پروژه ی عظیم صنعتی کند، چرا که به ندرت شرکت ایرانی پیدا می شود که پروژه های اجرا شده توسط آن بدون اشکال بوده باشد.
2. آشنایی سطحی ما با علوم انسانی از راه ایدئولوژی سیاسی رفته رفته عمیق تر می شود.
3. در جنگلی که کسی در آن وجود ندارد، اگر درختی بشکند و بر زمین بیفتد، آیا شکستن و افتادن درخت همراه با صدا خواهد بود؟
4. هر آنچه از دنیا دوری کنی به نفعت خواهد بود؛ چرا که دنیا چیزی نیست جز هوا و هوس و تعلقات کاذب به ظواهر فریبنده.
5. مولفان این کتاب می گویند ریاضی ذهن انسان را پرورش می دهد و از این طریق خواسته اند مطرح کنند که ذهن فقط با ریاضی است که فعال و تیز می شود. این ادعای نادرستی است چرا که ما افراد بسیاری داشته ایم که حتی مقدمات ریاضی را هم نخوانده بودند و از دانشمندان بزرگ و متفکر بودند.
فعلا این 5 مورد رو جواب بدید تا باز هم تمرین طرح کنم.
یا علی
بسم الله الرحمن الرحیم
4. هر آنچه از دنیا دوری کنی به نفعت خواهد بود؛ چرا که دنیا چیزی نیست جز هوا و هوس و تعلقات کاذب به ظواهر فریبنده.
مغالطه ی کنه و وجه ( هیچ چیز نیست به جز )