تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: مغالطات
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7
سلام
11. نظر من به عنوان معاون این است که بهتر است شما کارمندان محترم کمی دندان روی جگر بگذارید، درست است که یک سال از آمدن مدیر جدید گذشته، ولی مطمئن باشید در سال های آینده ایشان وضعیت این اداره را متحول خواهد کرد و به شعارهایش جامه ی عمل خواهد پوشانید.
مغالطه ی آرزو اندیشی

12. طرح جدید زبان آموزی قطعا بازدهی بسیار مطلوبی خواهد داشت، چرا که از وقتی این طرح در عرصه ی مطبوعات و محافل کشور مطرح شده هنوز هیچ مقاله ای در رد آن و بیان اشکالات یا نواقص آن مشاهده نشده است.

مغالطه ی عوام فریبانه

13. به نظر بنده رمان هایی که جدیدا ترجمه شده و وارد بازار می شود نه تنها هیچ ضرری برای فرهنگ جامعه ندارد بلکه باعث پیشرفت فکری قشر کتاب خوان نیز می شود. درست است که شما نقدهایی بر مطالب و موضوعات این سری از رمان ها دارید، ولی تا شما حس جوانی و ماجراجویی و احساس عاطفه ی قشر جوان را نداشته باشید، هیچ قضاوتی در مورد این کتاب ها از سوی شما صحیح نیست.

مغالطه ی توسل به احساسات

14. آقای مدیر دستور داده اند رضا اسدزاده به خاطر بی انضباطی و درس نخواندن از مدرسه اخراج شود، اما من فکر این کار اقدام نادرستی است. باید توجه داشت که او یتیم است و تا کنون مجبور بوده مخارج خود و مادرش را به هر طریق ممکن تامین کند.
مغالطه ی جلب ترحم
15. پیشنهاد من این است که کسانی که سرمایه ای در دست دارند، در زمینه ی تولید سرمایه گذاری نمایند چرا که راه های استفاده از سرمایه در چند فعالیت خلاصه می شود. 1-تولید پوشاک؛2-صنعت و معدن؛3-عمرانی؛4-فرهنگی. یقینا تولید پوشاک بهترین فعالیت اقتصادی در وضع موجود است.

فکر کنم طرد شقوق دیگر بشه

16. به نظر من در حال حاضر حدود 67.5% نظام مدیریتی ما با نظام مدیریتی دولت آمریکا مطابقت می کندو خودتان می دانید که نظام مدیریتی آمریکا یک نظام مدیریتی کاملا علمی و سکولار است، پس بهتر است این حرف خود را پس بگیرید که در کشور ما نظام مدیریت دینی اعمال می شود.

مغالطه ی کمیت گرایی

17. ما سال هاست که با شما رابطه ی تجاری داریم. بنده از شما درخواست می کنم حمایت های مالی خود را از شرکت یزد متال قطع کنید، زیرا در غیر این صورت ما نیز مجبوریم در روابطمان با موسسه ی شما تجدید نظر کنیم.
مغالطه ی تهدید

18. شما در این شغل موفقیت زیادی کسب خواهید کرد و چند برابر سرمایه ی اولیه عاید شما خواهد شد.
مغالطه ی آرزو اندیشی

19. دوست ما به زودی سلامت خود را باز خواهد یافت. غیر ممکن است این بیماری برای او خطر آفرین باشد. زندگی بدون او برای ما ممکن نیست.
مغالطه ی بار ارزشی(مثبت)، آرزو اندیشی هم میشه

20. اگر شما قول مساعدت به ما ندهید، موجبات رسوایی خود را فراهم می کنید، زیرا ما مجبور خواهیم شد که این عکس ها را به روزنامه بفرستیم
مغالطه ی تهدید
سلام
جنابAdmirer چرا بحث رو ادامه نمیدید؟

اگه آخر هفته ها هم پست جدید قرار بدید خوبه! البته پیشنهاده
سلام آقای ادمایرر
خوشحال میشیم این مطالب ادامه پیدا کنه
به نام خدا

سلام خدمت دوستان گرامی! ممنونم از پیگیری شما..

متاسفانه حقیر فرصت یک مدیریت دو طرفه و پیوسته رو فعلا ندارم. البته مطالعه هم که جای خودش!Smile به هر حال اگر فرصتی باشه حتما از ادامه دادن مطلب دریغ نمی کنم. باقی شایعات هم همین جا نکذیب میشن!Dodgy

التماس دعای فرج
به نام خدا

سلام خدمت دوستان گرامی..

اگر کسی مشتاق ادامه ی این مبحث باشه حقیر ان شاء الله در ایام پیش رو بتونم به پایان برسونمش..Smile

التماس دعای فرج

یا علی
به نام خدا

سلام خدمت دوستان مشتاق و گرامی..Smile

خوب اول باید بابت تاخیر چند ماهه عذرخواهی کنیم و ان شاء الله این بار توفیق به پایان رسوندن مبحث مغالطات رو داشته باشیم؛ بعد هم جواب تمرین ها رو بررسی کنیم؛ و ان شاء الله چکیده ای از فصل 1 و 2 رو در همین پست قرار خواهیم داد؛ در آخر پست هم ان شاء الله قصد داریم چند تا تمرین سخت برای فصل 1 و 2 طرح کنیم تا ذهنمون برای ادامه ی مطلب آماده بشه..Angel

ضمنا اگر سوالی، ابهامی یا پیشنهاد و انتقادی هم بود حتما به دیده ی منت خواهیم پذیرفت.Heart

خوب...

مورد 11 همانطور که سرکار شیدا فرمودن مغالطه ی آرزواندیشی هست؛ چرا که بدون اقامه ی برهان صرفا جملاتی آرزویی برای آینده مطرح شده است.

مورد 12 مغالطه ی توسل به جهل هست؛ چرا که عدم وجود مقاله ای در رد یک مدعا دلیلی بر درستی آن نیست.

مورد 13 هم مغالطه ی بستن راه استدلال هست؛ چون ما داریم با این بیان راه رو برای هر گونه استدلالی می بندیم.

مورد 14 رو به درستی فرمودن و واضح هست که مغالطه ی جلب ترحم به جای استدلال منطقیست.

مورد 15 هم همانطور که فرمودن طرد شقوق دیگر هست؛ چون که دسته های دیگه ای مثل کشاورزی در این تقسیم بندی گنجانده نشده اند.

مورد 16 مغالطه ی کمیت گرایی هست و درست فرمودن سرکار شیدا؛ چرا که از ارقام استفاده ی نا به جا شده است.

مورد 17 مغالطه ی تهدید، 18 مغالطه ی آرزو اندیشی، 19 مغالطه ی آرزواندیشی و 20 هم مغالطه ی تهدید هست.

خوب ... این از جواب صحیح تمرین ها! اما بریم سراغ چکیده ی مطالب از ابتدای بحث تا اینجا :




مغالطه و طبقه بندی انواع آن

در عام ترین تعریف مغالطه به یک باور نادرست ( حتی فارغ از استدلالی بودنش ) اطلاق شده که اگر عمدی باشد سفسطه نامیده می شود؛ مغالطه را بر اساس محل ارتکاب آن در پنج دسته ی کلی قرار داده ایم :

1. تبیین های مغالطی
2. ادعای بدون استدلال
3. مغالطات مقام نقد
4. مغالطات مقام دفاع
5. مغالطه در استدلال



تبیین های مغالطی :

وقوع مغالطه در بیان یک گزاره ی ساده فارغ از استدلالی بودنش را تبین مغالطی می گویند. تبیین های مغالطی به سه دسته ی کلی تقسیم می شوند :

-دسته ی اول مغالطاتیست که در آن، مطلب به صورت مبهم بیان می شود که همین ابهام، زمینه ساز خطاها و لغزش ها می شود :

1.مغالطه ی اشتراک لفظ : استعمال یک لفظ در یک متن با معانی گوناگون، بدون توجه به تعدد معانی آن، به طوری که این امر موجب یک استنتاج خطا شود.

2. مغالطه ی ابهام ساختاری ( کژتابی ) : هنگامی صورت می گیرد که شخص جمله ای را به کار ببرد که بیش از یک معنا داشته باشد و آن جمله برای مخاطب مطابق با یک تفسیر صحیح و مقبول باشد و تفسیر دیگری غیر قابل قبول و حالا اگر شخص گوینده در مقام استدلال تفسیر صحیح و مقبول مورد نظر مخاطب را به کار برد ولی در مقام استنتاج مطابق تفسیر غلط عمل کند، مرتکب این مغالطه شده است.

3. مغالطه ی ترکیب مفصل : هنگامی که دو جمله به صورت مجزا صادق باشند، اما هنگامی که با هم ترکیب شوند حاصل جمله کاذب باشد مغالطه ی ترکیب مفصل صورت گرفته است.

4. مغالطه ی تفصیل مرکب : یعنی زمانی که یک ترکیب درست باشد و جدا کردن اجزای آن به تنهایی نادرست شوند این مغالطه اتفاق میفتد.

5. مغالطه ی واژه های مبهم : این مغالطه در جاییست که گوینده از لغات و واژه هایی استفاده کند که به علت ابهام و عدم تعین، سخن او را غیر قابل نقد نماید؛ به این ترتیب که در هر شرایطی بتواند ادعا کند سخن او هنوز صحیح و پابرجاست.

6. مغالطه ی گزاره های بدون سور ( اهمال سور ) : کلماتی مانند بعضی، هیچ، هر، همه، تمام و ... که بیانگر میزان شمول حکم گزاره بر افراد یک مجموعه هستند، اصطلاحا "سور" نامیده می شوند. و به گزاره هایی که فاقد سور هستند گزاره ی مهمله گفته می شود. خود گزاره ی مهمله به خودی خود مغالطه نیست؛ اما هنگامی که گوینده با غرض خاصی از این گزاره استفاده کند مرتکب مغالطه شده است.

7. مغالطه ی سورهای کلی نما : در مغالطه ی سورهای کلی نما هم همانند مغالطه ی اهمال سور گوینده قصد ایراد حکم کلی دارد با این تفاوت که از سورهای مبهم استفاده می کند.

8. مغالطه ی تعر یف دوری : این مغالطه زمانی روی می دهد که مخاطب را برای فهم یک امر مبهم به امر مبهم دیگری احاله بدهند، در حالی که امر فهم امر دوم نیازمند شناخت امر اول باشد.


-دسته ی دوم مغالطاتیست که در آن، از یک حقیقت خارجی، خبری غیر دقیق داده شود :

1. مغالطه ی کنه و وجه ( هیچ چیز نیست به جز ) : کنه به ذات و حقیقت ( در فلسفه جوهر هم گفته می شود. ) و وجه به صفات ( در فلسفه عرض هم گفته می شود. ) هر پدیده گفته می شود. این مغالطه زمانی رخ می دهد که کسی فرض کند حقیقت هر شی چیزی جز یک صفت یا مجموعه ی صفات مشخصش نباشد.

2. مغالطه ی علت جعلی : زمانی این مغالطه رخ می دهد که در استدلال چیزی به عنوان علت وانمود شود که در واقع یا علت نیست یا فقط بخشی از علت کل می باشد.

3. مغالطه ی بزرگ نمایی : هنگامی که برای بیان یک گزاره سعی کنیم برخی از ابعاد را برجسته تر کنیم مرتکب این مغالطه شده ایم.

4. مغالطه ی کوچک نمایی : برعکس مغالطه ی بزرگنماییست. به این صورت که برخی از از ابعاد موضوع کم رنگ تر جلوه داده می شوند تا گوینده به مقصود خود برسد.

5. مغالطه ی متوسط : در داده های آماری از این مغالطه استفاده می شود. به گونه ای که مشخص نیست منظور از متوسط میانگین، میانه یا مد می باشد؛ و گوینده برای فریب مخاطبین می تواند از این اصطلاح به نفع خودش استفاده کند.


-دسته ی سوم مغالطاتیست که در آنها شخص، حادثه یا سخنی را نقل و بازگو می کند و در آن اصل ماجرا را مخدوش می کند که به آنها "مغالطات نقل" هم گفته می شود :

1. مغالطه ی دروغ : هنگامی که گزاره ی بیان شده با واقعیت خارجی مطابقت نداشته باشد این مغالطه اتفاق می افتد.

2. مغالطه ی توریه : هدف کسی که مرتکب این مغالطه می شود همان هدف شخص دروغگوست با این تفاوت که در اینجا ظاهرا معنای سخن درست است، اما آنچه که مخاطب از آن درک می کند نادرست و دروغین است.

3. مغالطه ی نقل قول ناقص : نقل گزینشی بخشی از سخنان دیگران به قصد فریب دادن مخاطب را مغالطه ی نقل قول ناقص گویند. البته به شرطی که این عبارات گلچین شده معنایی غیر از آنچه که مقصود اصلی گوینده بوده را به مخاطب القا کنند.

4. مغالطه ی تحریف : هنگامی که به یک گزاره عباراتی اضافه یا از آن کم کنیم تا منظور اصلی گوینده را منحرف کنیم مرتکب این مغالطه شده ایم.

5. مغالطه ی تفسیر نادرست ( تفسیر به رای ) : به مغالطه ای گفته ای می شود که شخص گوینده گزاره ای را مغایر با اغراض گوینده تفسیر کند.

6. مغالطه ی تاکید لفظی : تکیه و تاکید بر برخی الفاظ یک گزاره و استنباط معانی خاصی که مورد نظر گوینده ی آن نبوده است.


ادعای بدون استدلال :

به جز گزاره های بدیهی هر شخصی برای اثبات مدعای خود موظف است برهان اقامه کند. در این بخش با مغالطاتی آشنا می شویم که نویسنده مدعایی را مطرح می کند که برای آن دلیلی ندارد و به جای استدلال از ترفندهای دیگری برای قبولاندن مدعای خود به مخاطبان استفاده می کند.

1. مغالطه ی بستن راه استدلال ( استدلال از راه سنگ ) : ایجاد زمینه ای که مخاطبان مطالبه ی دلیل نکنند و امکان نقادی از مدعای مورد نظر سلب شود.

2. مغالطه ی هر بچه مدرسه ای می داند : ادعای این که این مدعا بسیار واضح است و نیازی به استدلال ندارد.

3. مغالطه ی مسموم کردن چاه ( مسموم کردن سرچشمه ) : نسبت دادن یک صفت منفی و مذموم به مخالفان آن مدعا یا کسانی که در آن تردید دارند.

4. مغالطه ی تله گذاری : برعکس مغالطه ی قبلیست. یعنی نسبت دادن یک صفت مثبت و ممدوح به موافقان آن مدعا یا کسانی که آن را راحت می پذیرند.

5. مغالطه از راه جهل ( توسل به جهل ) : هنگامی که دلیلی برای رد یک مدعا نداریم و آن را درست قلمداد کنیم و یا بالعکس دلیل برای تایید یک مدعا نداریم آن را نادرست بدانیم مرتکب این مغالطه شده ایم.

6. مغالطه ی طلب برهان از مخالفان : بیان این که اگر مخاطبان مدعای مورد نظر را قبول ندارند بر ضد آن استدلال کنند.

7. مغالطه ی طرد شقوق دیگر : با ذکر عیوب شقوق مختلف، مطلوبیت شق مورد نظر را اثبات کردن، در حالی که شقوق دیگری نیز قابل تصور است.

8. مغالطه ی تکرار : تکرار مدعا به جای استدلال برای اثبات آن.

9. مغالطه ی فضل فروشی : تظاهر به این که من باسواد و دارای فضل و کمال هستم، پس سخنم را بپذیرید!

10. مغالطه ی کمیت گرایی : استفاده ی نا به جا از اعداد و ارقام برای نشان دادن دقت زیاد مدعا.

11. مغالطه ی بار ارزشی کلمات : استفاده از کلماتی با بار ارزشی مثبت یا منفی به جای استدلال های موافق یا مخالف یک مدعا.

12. مغالطه ی توسل به احساسات : تاثیر روانی بر مخاطب و سوء استفاده از احساساتش برای منحرف کردن او از مقام استدلال.

13. مغالطه ی تهدید : جایگزین کردن زور به جای استدلال؛ یعنی فهماندن این نکته به مخاطب که اگر مدعا را نپذیرد، آسیبی به او خواهد رسید.

14. مغالطه ی تطمیع : جایگزین کردن منفعت طلبی به جای استدلال؛ یعنی فهماندن این نکته به مخاطب که اگر مدعای مورد نظر را بپذیرد منفعتی عاید او خواهد شد.

15. مغالطه ی جلب ترحم : جایگزین ترحم و دلسوزی به جای استدلال؛ یعنی اظهار این که من ضعیف و ناتوان هستم پس سخن مرا بپذیرید.

16. مغالطه ی آرزواندیشی : جایگزین کردن امید و آرزو به جا استدلال؛ یعنی من و شما آرزو می کنیم چنین باشد، پس چنین است.

17. مغالطه ی عوام فریبی : استفاده از هیجان جمعی به جای استدلال.

18. مغالطه ی توسل به مرجع کاذب ( رجوع به اتوریته ) : استفاده از نظر افراد مشهور در موضوعاتی خارج از حوزه ی تخصصی آن ها.

19. مغالطه ی تجسم : تصور این که برای هر یک از مفاهیم ذهنی و الفاظ یک جسم عینی و خارجی وجود دارد.



و اما تمرین از فصل 1 و 2 :

1. فرد مسلمانی با یک ماتریالیسم بحث می کند. ماتریالیسم از مسلمان می پرسد از کجا می دانی خدا هست؟ او می گوید چون در قرآن نوشته! سپس می پرسد از کجا می دانی قرآن درست می گوید؟ و او جواب می دهد چون کلام خداست.

2. دوستتان جزوه ی شما را می خواهد و شما جزوه را داخل کیف گذاشته و به او می گویید جزوه الان دستم نیست!

3. شخص فقیری نزد شما می آید و شما به او پول نمی دهید. بعد در پاسخ به اعتراض دوستتان می گویید اصلا از قیافه اش معلوم بود گدا نیست.

4. به شخصی می گویند طلا برای مرد حرام است. او در جواب می گوید این ها همه اش خرافات است و در کتاب های علمی هیچ دلیل برای آن تا به حال نیامده!

5. به جز افراد خشن و بی ذوق هر فردی می تواند تشخیص دهد که برای رشد فکری و ذهنی انسان، موسیقی و شعر یک احتیاج ضروری هستند.


این تمرینات رو حل کنید تا ان شاء الله فاز بعدی رو شروع کنیم.

+ راستی این عکس رو هم هر چی ازش متوجه شدید بنویسید :

[تصویر: 62638150328749079670.jpg]

التماس دعای فرج

یا علی
به نام خدا

سلام..

ما همچنان منتظر نظرات دوستانی که می گفتن مشتاق ادامه ی بحث هستن، هستیم ها!Smile

یا علی
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

با تشکر فراوان از اقای ادمیر گرامی بابت بحث مغالطات ،خیلی استفاده کردیم ممنونAngel

جواب ها بنظرم:

1-مغالطه ی تعریف دوری

2-مغالطه ی توریه

3-مغالطه ی بستن راه استدلال

4-مغالطه از راه جهل

5-مغالطه ی مسموم کردن چاه

در مورد عکس هم خطای دید که مکعب بنظر میاید که با توجه به سایه ها ودقت بیشتر ضلع روبرو و بالا نیست و تقریبا از

دو سر به وسط ضلع انتها وصل شده است
************

نقل قول:ما همچنان منتظر نظرات دوستانی که می گفتن مشتاق ادامه ی بحث هستن، هستیم ها![تصویر: happy.png]
Big Grin

یه مقدار احساس میشه از مغالطه ی توسل به احساسات استفاده شده استWink

با تشکرSmile

یاعلی.
به نام خدا

سلام. تشکر می کنم از جناب عبدالرحیم گرامی..

جواب هاشون کاملا درست بودن به غیر از توضیح عکس!Smile البته قبلش من به خوبی متوجه منظورشون نشدم. میشه واضح تر و مبسوط تر نظرتون رو راجع به عکس بفرمایید؟Huh بقیه ی دوستان نظری ندارن؟Dodgy

ممنونم..

یا علی
با سلام بنده قصد شرکت در بحث را دارم لذا با مطالعه پست اول در رابطه با تعریفی که از منطق ارائه دادید سوالاتی دارم .
علم منطق :
« ابزاریست علمی که به کارگیری آن ذهن انسان را از خطای در تفکر باز می دارد؛ از فواید آن تشخیص اندیشه ی درست از اندیشه ی نادرست است؛ و از لوازم آن انتقال اندیشه با کمک زبان است که از آن‌ها برای تعریف منطق هم بهره برده می‌شود. »
فرمومده اید "ابزاری است علمی " در این عبارت بایستی توجه داشت که ابزار صورت است و در اصطلاح منطق صوری است و و علم مادی است و نظر به محتوا دارد .
در ابتدا بایستی مشخص شود که منطق نظر به ذاتش صورت است یا ماده ؟به زبان ساده تر ابزار را میتوان به ظرف تشبیه نمود و ماده یا علم که در عبارت امده را به محتوا یا انچه در ظرف ریخته میشود .
بلحاظ ماهوی ابتدا بایستی روشن شود که منطق قالب است یا انچه در قالب ریخته میشود . بدیهی است که قالب غیر از محتوای ان میباشد نه اب لیوان است و نه لیوان اب بلکه هر کدام از ایندو خصوصیات خود را دارند . بنا بر این عبارت "ابزاری است علمی" به زبان ساده یعنی لیوانی است از جنس اب !!!! به عبارتی این عبارت دو مفهوم مستقل و مانعه الجمع را ادغامی غیر منطقی کرده است و در همینجا اولین مغالطه که به تناقض از ان یاد میشود مشاهده میشود .
جمع بندی : علم غیر از ابزار است . ابزار قالب است و علم محتوا .به عبارت دیگر منطق یا متد و قوانین ارائه میدهد یا علمی است که در متدی بیان میشود . اگر بگوییم علم است پس متد نیست و اگر بگوییم متدولوژی است پس علم نیست .
لازم بذکر است که احتمالا این تعریف فتعریف منطق مظفر است که در انجا "ابزاری قانونمند " بیان شده است که قابل هضم تر از "ابزار علمی" میباشد
البته مناقشات دیگری در ادامه تعریف موجود است که به جهت جلوگیری از اطاله تا بدینجا بسنده میکنم و بعد از برطرف شدن مناقشه مطرح شده به ادامه بحث میپردازم .
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7
آدرس های مرجع