تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: مغالطات
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7
سلام
1. این حقایق بدیهی اند و نیازی به اثبات آن ها نیست.
هر بچه ای این را می داند!

2. یک پزشک جراح گفته بود تا وقتی که من خداوند را زیر چاقوی جراخی خود حس نکنم به او ایمان نخواهم آورد.
توسل به جهل
3. و چون گفته می شود که در قیامت شکی نیست و وعده ی الهی حق است، می گویند نمی دانیم قیامت دیگر چیست و آن را جز گمانی نمی پنداریم.
توسل به جهل
4. در این موضوع عقل چندان راه گشا نیست و باید دریچه های قلب خود را باز کنید تا صحت سخنان را به خوبی درک کنید.
این رو شک دارم که استدلال از راه سنگ هست یا نه؟
چون شاید بعضی مسائل رو نشه از راه فلسفه فهمید و نیاز به راه دیگری باشه.
5. همه ی افرادی که شخصیت سالم و رشد یافته دارند با آموزش مختلط دختران و پسران در مدرسه موافقند، مگر کسانی که در مسائل جنسی دچار عقده ی حقارت شده اند.
مسموم کردن سرچشمه
6. روزی ملانصرالدین در نقطه ای ایستاد و گفت که این نقطه، مرکز زمین است و مردم به او گفتند چرا و به چه حسابی؟ پاسخ داد : اگر می گویید نیست متر بردارید و اندازه بگیرید!
طلب برهان از مخالف
7. در افسانه های قدیمی آمده است که پادشاهی برای مراسم یک جشن خاص به یکی از خیاطان مشهور دستور دوختن لباسی داد. آن خیاط پذیرفت و خطاب به پادشاه گفت که من این لباس را با بهترین کیفیت خواهم دوخت، اما این لباس دارای یک صفت سحرآمیز است و آن این که تنها افراد حلال زاده می توانند آن را بر بدن شما ببینند، در غیر این صورت، باید به حلال زاده بودن او تردید کرد. در روز جشن کسی جرات اعتراض نداشت و بدون مخالفت از خیاط تشکر کرد و از زیبایی لباس تعریف و تمجید نمود!
مسموم کردن سرچشمه
8. من مطمئنم که پدیده های فراروانی ( مثل هیپنوتیزم، پیش گویی و ... ) همگی دروغ است. تو اگر یک دلیل بر واقعی بودن آن ها ارائه کردی من از حرف خود بر می گردم.
طلب برهان از مخالف
9. من مطالعات گسترده ای درباره ی جهان هستی داشته ام، اما هرگز چیزی ندیده ام که باور به یک نیروی عظیم کنترل کننده ی جهان را در من تقویت کند.
اگر نتیجه بگیریم که چنین نیرویی وجود ندارد، میشه توسل به جهل
10. وقتی حضرت لوط نسبت به عمل زشت قوم خود اعتراض کرد آن ها گفتند که اگر راست می گویی عذاب الهی را بر سر ما بیاور!
مغالطه ی علت جعلی: اینطور استدلال شده که اگر عذاب نازل نشه، به معنی ناتوانی خدا یا وجود نداشتن خداست. در حالی که شاید به خاطر حکمت خدا باشه.

11. اینان می گویند که ما برانگیخته نخواهیم شد و این اولین و آخرین مرگ ماست. و اگر راست می گویید پدرانمان را باز آوردید.
این هم فکر می کنم علت جعلی هست: اینطور استدلال شده که رد شدن درخواستشان، به دلیل عدم امکان زنده شدن مرده هاست.
12. گفتند ای شعیب آیا آیینت ما را بر آن می دارد که دست از آن چه پدرانمان می پرستیدند برداریم؟! بی تردید، تو شخص بردبار و فهیمی هستی.
تله گذاری

ممنون
به نام خدا

سلام فرهاد جان!

مورد چهارم رو که شک نداشته باشید که استدلال از راه سنگ ( بستن راه استدلال ) هست. باقی موارد هم به جز 10 و 11 درست بودن!!

در مورد 10 و 11 هم راهنمایی می کنم :

10. وقتی حضرت لوط نسبت به عمل زشت قوم خود اعتراض کرد آن ها گفتند که اگر راست می گویی عذاب الهی را بر سر ما بیاور!

بهتره اول مدعا رو قشنگ مشخص کنیم و بعد استدلال رو هم موشکافی کنیم تا راحت تر بشه نظر داد. مدعا این هست که افرادی بر این عقیده هستن که مسلکشون درسته و استدلالشون هم این هست که اگر غلطه خدا باید عذابشون کنه! حالا این استدلال چه مغالطه ای داره؟

11. اینان می گویند که ما برانگیخته نخواهیم شد و این اولین و آخرین مرگ ماست. و اگر راست می گویید پدرانمان را باز آوردید.

در اینجا هم مدعا نفی معاد هست و استدلال اینه که میگن اگر ما اشتباه میگیم پس شما باید پدرانمون رو باز گردونید! چه مغالطه ای میشه؟

به هر حال خوب باید دقت کرد که مدعا دقیقا کجاست و به چه نحوی برای اثباتش استدلال شده! باید خوب دقت کنیم..

از باقی دوستان اگر کسی می تونه این دو مورد رو با توجه به توضیحاتی که دادم بیان کنه خوشحال میشم که در بحث شرکت کنه..

التماس دعای فرج

یا علی
سلام
به نظر بنده فکر کنم این دو مورد آخر مغالطه ی طلب برهان از مخالف باشه
به نام خدا

سلام. کاملا درسته! به طور کلی در مغالطه ی طلب برهان از مخالفان مدعی، مدعایی رو مطرح می کنه و توپ رو توی زمین حریف میندازه...

7. مغالطه ی طرد شقوق دیگر : با ذکر عیوب شقوق مختلف، مطلوبیت شق مورد نظر را اثبات کردن، در حالی که شقوق دیگری نیز قابل تصور است. به عنوان مثال :

کاشت گندم بهترین انتخاب برای زراعت در خاک این منطقه است، زیرا محصولات دیگر، مانند سیب زمینی و پیاز و رشد آن ها به هیچ وجه قابل مقایسه با گندم نیست.

8. مغالطه ی تکرار : تکرار مدعا به جای استدلال برای اثبات آن. مثلا :

مگر صد بار به تو نگفتم که این برنامه غلط است؟!

9. مغالطه ی فضل فروشی : تظاهر به این که من باسواد و دارای فضل و کمال هستم، پس سخنم را بپذیرید! مثال :

حب الذات در انسان مفطور است و قاطبه ی انسان ها جبلتا میل به جلب المنفعه و دفع المضره دارند.

10. مغالطه ی کمیت گرایی : استفاده ی نا به جا از اعداد و ارقام برای نشان دادن دقت زیاد مدعا. مثلا :

این مطلب را جدی عرض می کنم، سه برابر اعتمادی که به برادرم دارم را به شما دارم.

11. مغالطه ی بار ارزشی کلمات : استفاده از کلماتی با بار ارزشی مثبت یا منفی به جای استدلال های موافق یا مخالف یک مدعا. به مثال های زیر توجه کنید :

میلوشویچ فرماندهان جنگی خود را احضار کرد. ( بار منفی )
آقای کلینتون با مسئولان نیروهای دفاعی به مشورت پرداخت. ( بار مثبت )


12. مغالطه ی توسل به احساسات : تاثیر روانی بر مخاطب و سوء استفاده از احساساتش برای منحرف کردن او از مقام استدلال. مثلا :

کسانی که هنوز از خلع سلاح یک جانبه طرفداری می کنند باید مقداری درباره ی انفجارهای اتمی مطالعه کنند. چنین انفجارهایی می تواند از فاصله ی دور گوشت انسان را آب کند و ...

تمرین : مغالطات را در متون زیر با ذکر نوعشان مشخص کنید :

1. پودر لباس شویی «برفک» لباس های شما را مثل برف سفید می کند، مثل برف سفید می کند، آری مثل برف!

2. نود درصد محبوبیت او در مردم به دلیل بیان قوی و سخنرانی های زیبای اوست.

3. در این کیس، اینتلکچوال بودن ژورنالیست ها یک اکازیون است.

4. از هر پنج نفر، چهار نفر نمی توانند این دستگاه را از انواع مشابه خارجی آن تشخیص دهند.

5. چهار انتخاب بیشتر ندارید. اولی به صرفه نیست. دومی از نظر زمانی طولانیست. راه حل سوم ضمانت اجرایی ندارد. به نظر می رسد که چاره ای جز انتخاب این راه حل ندارید.

6. تئوری پیشنهادی از سوی این دانشمند باید پاسخ صحیح به این مساله باشد، زیرا تاکنون آزمایش های مختلف ثابت کرده است که همه ی تئوری های دیگر خطا بوده اند.

7. حرف چه کسی را باور کنم؟ فرمایشان متین ایشان که آرامش بخش و روح افزاست یا اراجیف کسی که موجب تیرگی و آشتفگی روح انسان می شود؟


منتظر جوابتون هستم.

یا علی
سلام
1. پودر لباس شویی «برفک» لباس های شما را مثل برف سفید می کند، مثل برف سفید می کند، آری مثل برف!
مغالطه ی تکرار

2. نود درصد محبوبیت او در مردم به دلیل بیان قوی و سخنرانی های زیبای اوست.

مغالطه ی کمیت گرایی

3. در این کیس، اینتلکچوال بودن ژورنالیست ها یک اکازیون است.
مغالطه ی فضل فرووشی(استفاده از کلمات انگلیسی به نشانه با کمالات بودن خودش)
4. از هر پنج نفر، چهار نفر نمی توانند این دستگاه را از انواع مشابه خارجی آن تشخیص دهند.
مغالطه ی بار ارزشی کلمات(بار منفی)
5. چهار انتخاب بیشتر ندارید. اولی به صرفه نیست. دومی از نظر زمانی طولانیست. راه حل سوم ضمانت اجرایی ندارد. به نظر می رسد که چاره ای جز انتخاب این راه حل ندارید.

مغالطه ی طرد شقوق دیگر چون راه حل های دیگه رو به خاطر عیبشون رد کرده

6. تئوری پیشنهادی از سوی این دانشمند باید پاسخ صحیح به این مساله باشد، زیرا تاکنون آزمایش های مختلف ثابت کرده است که همه ی تئوری های دیگر خطا بوده اند.

به نظرم مغالطه ی طرد شقوق دیگر

7. حرف چه کسی را باور کنم؟ فرمایشان متین ایشان که آرامش بخش و روح افزاست یا اراجیف کسی که موجب تیرگی و آشتفگی روح انسان می شود؟

مغالطه ی توسل به احساسات
(۸/بهمن/۹۱ ۰:۳۵)شیدا نوشته است: [ -> ]سلام
به نظر بنده فکر کنم این دو مورد آخر مغالطه ی طلب برهان از مخالف باشه
سلام
نه، اینجا از مدعی (پیامبر) طلب برهان شده.
به نام خدا

سلام. ضمن تشکر از سرکار شیدا ... مورد آخر علاوه بر مغالطه ی توسل به احساسات شامل مغالطه ی بار ارزشی کلمات هم میشه و مورد چهارم هم مغالطه ی کمیت گرایی هست!
در مورد مطلب جناب فرهاد55 هم باید بگم که پیامبر در این جملات ادعایی نکرده! این کفار هستن که مدعایی رو مطرح کردن و خلافش رو دارن از پیامبر و خدا می خوان...

و اما ادامه ی بحث :

13. مغالطه ی تهدید : جایگزین کردن زور به جای استدلال؛ یعنی فهماندن این نکته به مخاطب که اگر مدعا را نپذیرد، آسیبی به او خواهد رسید. مثال :

پلنگ صورتی بهترین کارتون نیست. بی خود حرف نزن! وگرنه می روم به برادرم می گویم بیاید حسابت را برسد.

14. مغالطه ی تطمیع : جایگزین کردن منفعت طلبی به جای استدلال؛ یعنی فهماندن این نکته به مخاطب که اگر مدعای مورد نظر را بپذیرد منفعتی عاید او خواهد شد. مثال :

آقای سعیدی شایسته ترین فردی هستند که می توانند مدیر عامل شرکت شوند. اگر شما نیز به ایشان رای دهید از یک ماه مرخصی با حقوق بهره مند خواهید شد.

15. مغالطه ی جلب ترحم : جایگزین ترحم و دلسوزی به جای استدلال؛ یعنی اظهار این که من ضعیف و ناتوان هستم پس سخن مرا بپذیرید. مثال :

ایشان یک چهره ی علمی و فرهنگی و رئیس دانشکده است. واقعا تصور کنید که اگر محکوم به زندان شوند چه فاجعه ای رخ می دهد.

16. مغالطه ی آرزواندیشی : جایگزین کردن امید و آرزو به جا استدلال؛ یعنی من و شما آرزو می کنیم چنین باشد، پس چنین است. مثلا :

سرکار رفتن در چنین هوای نامناسبی، هیچ خیری به کسی نمی رساند. من که امروز در خانه استراحت می کنم.

17. مغالطه ی عوام فریبی : استفاده از هیجان جمعی به جای استدلال. مثلا :

مارادونا هم کوکاکولا می نوشد.

18. مغالطه ی توسل به مرجع کاذب ( رجوع به اتوریته ) : استفاده از نظر افراد مشهور در موضوعاتی خارج از حوزه ی تخصصی آن ها. مثال :

اثبات وجود خدا از نظر فیزیک دانان بزرگ معاصر امکان پذیر نیست!

19. مغالطه ی تجسم : تصور این که برای هر یک از مفاهیم ذهنی و الفاظ یک جسم عینی و خارجی وجود دارد. مثلا :

هنگام غروب آفتاب سرخی آسمان را فرا گرفت.

خوب مغالطات این بخش هم تمام شد و حقیر قصد دارم یک سری تمرینات کلی از بخش دوم تقدیم دوستان بکنم :

تمرین : مغالطات را در متون زیر با ذکر نوع و توضیح مشخص کنید :

1. استفاده ی من از موسیقی بتهوون بی دلیل نیست. جالب است بدانید آقای دکتر افتخاری که صاحب بیش از 100 جلد کتاب و مقاله به زبان های فارسی و انگلیسی است نیز در منزل خود از نوارهای موسیقی بتهون استفاده می کنند.

2. ببینید آقای مدیرمسئول! آن چه معقول است این است که شما به چاپ گزارش های خود از وضعیت تولید دارو در کارخانه پایان دهید. زیرا فکر نمی کنم شما و دوستانتان بخواهید عواقب این اقدامتان را ببینید.

3. آقای رئیس از این به بعد باید حقوق بیشتری به من تعلق بگیرد. البته شما می دانید که من از اختلاس سال گذشته با خبرم و مسلما راضی با فاش کردن آن نیستید!

4. اگر ما تصمیم بگیریم که این کارگر را اخراج کنیم، همسر بیمار او از دنیا خواهد رفت و کودکانش در موچه و خیابان آواره خواهند شد.

5. اگر زحمت بکشید و یک مهر تایید به این پایان نامه بزنید، حق الزحمه ی شما فراموش نمی شود. یک ویلا در شمال شهر قابل شما را ندارد.

6. امسال بارندگی خوبی خواهیم داشت و خشکسالی سال گذشته جبران خواهد شد.

7. یکی از سیاستمداران بزرگ پیش بینی کرده است که سوسیالیزم در آینده دوباره احیا خواهد شد.

8. خواب چیز عجیبیست! گاهی در لحظات حساس فرا می رسد و انسان را از خود بی خود می کند.

9. او یک آدم ساده ی شهرستانی است . نمی تواند در مسائل مربوط به دنیای فرهنگ و ارتباطات نظر بدهد.

10. روزنامه ها باید این مطلب را منعکس کنند که ما در سال گذشته اعتماد مردم به کیفیت محصولات خود را به اندازه ی 20% بالا برده ایم.


فعلا این ها رو حل کنید تا باز هم تمرین طرح کنم.Smile

یا علی
به نام خدا
سلام. عیدتون مبارک
1. استفاده ی من از موسیقی بتهوون بی دلیل نیست. جالب است بدانید آقای دکتر افتخاری که صاحب بیش از 100 جلد کتاب و مقاله به زبان های فارسی و انگلیسی است نیز در منزل خود از نوارهای موسیقی بتهون استفاده می کنند.
مغالطه ی توسل به مرجع کاذب ( رجوع به اتوریته )

2. ببینید آقای مدیرمسئول! آن چه معقول است این است که شما به چاپ گزارش های خود از وضعیت تولید دارو در کارخانه پایان دهید. زیرا فکر نمی کنم شما و دوستانتان بخواهید عواقب این اقدامتان را ببینید.
مغالطه ی تهدید


3. آقای رئیس از این به بعد باید حقوق بیشتری به من تعلق بگیرد. البته شما می دانید که من از اختلاس سال گذشته با خبرم و مسلما راضی با فاش کردن آن نیستید!
مغالطه ی تهدید

4. اگر ما تصمیم بگیریم که این کارگر را اخراج کنیم، همسر بیمار او از دنیا خواهد رفت و کودکانش در موچه و خیابان آواره خواهند شد.
مغالطه ی جلب ترحم

5. اگر زحمت بکشید و یک مهر تایید به این پایان نامه بزنید، حق الزحمه ی شما فراموش نمی شود. یک ویلا در شمال شهر قابل شما را ندارد.
مغالطه ی تطمیع

6. امسال بارندگی خوبی خواهیم داشت و خشکسالی سال گذشته جبران خواهد شد.
مغالطه ی آرزواندیشی

8. خواب چیز عجیبیست! گاهی در لحظات حساس فرا می رسد و انسان را از خود بی خود می کند.
مغالطه ی تجسم


(۹/بهمن/۹۱ ۲۰:۱۶)Admirer نوشته است: [ -> ]به نام خدا

18. مغالطه ی توسل به مرجع کاذب ( رجوع به اتوریته ) : استفاده از نظر افراد مشهور در موضوعاتی خارج از حوزه ی تخصصی آن ها. مثال :

اثبات وجود خدا از نظر فیزیک دانان بزرگ معاصر امکان پذیر نیست!

19

با سلام و تشکر بابت این جستار بسیار مفید ...

نکته : اثبات عدم وجود خدا از دید دانشمندان و فیزیکدانان و جراحان و مخترعان هم
سفسطه رجوع به اتوریته است ...
به نام خدا

سلام. عید رو خدمت دوستان خوبم تبریک میگم. سرکار شیدا هم به غیر از مورد اول باقی رو درست گفتن! ببینید یکی از حربه های مغالطه ی عوام فریبی توسل به تفاخر و شهرت افراد است که نمونه ی بارزش رو میشه در آگهی های تبلیغاتی دید. پس مورد اول مغالطه ی عوام فریبی میشه...


مورد هفتم مغالطه ی توسل به مرجع کاذب هست. چرا که یکی از مصادیق این مغالطه استناد به شکل مبهم به اشخاص معروف هست.

مورد نهم مغالطه ی بار ارزشی کلمات هست. چرا که بدون اقامه ی دلیل بی لیاقتی و بی صلاحیتی شخص مفروض گشته است.

مورد دهم مغالطه ی کمیت گرایی هست. چرا که از عدد در جایی که کاربردی نداره برای تاکید استفاده شده است.


11. نظر من به عنوان معاون این است که بهتر است شما کارمندان محترم کمی دندان روی جگر بگذارید، درست است که یک سال از آمدن مدیر جدید گذشته، ولی مطمئن باشید در سال های آینده ایشان وضعیت این اداره را متحول خواهد کرد و به شعارهایش جامه ی عمل خواهد پوشانید.

12. طرح جدید زبان آموزی قطعا بازدهی بسیار مطلوبی خواهد داشت، چرا که از وقتی این طرح در عرصه ی مطبوعات و محافل کشور مطرح شده هنوز هیچ مقاله ای در رد آن و بیان اشکالات یا نواقص آن مشاهده نشده است.

13. به نظر بنده رمان هایی که جدیدا ترجمه شده و وارد بازار می شود نه تنها هیچ ضرری برای فرهنگ جامعه ندارد بلکه باعث پیشرفت فکری قشر کتاب خوان نیز می شود. درست است که شما نقدهایی بر مطالب و موضوعات این سری از رمان ها دارید، ولی تا شما حس جوانی و ماجراجویی و احساس عاطفه ی قشر جوان را نداشته باشید، هیچ قضاوتی در مورد این کتاب ها از سوی شما صحیح نیست.

14. آقای مدیر دستور داده اند رضا اسدزاده به خاطر بی انضباطی و درس نخواندن از مدرسه اخراج شود، اما من فکر این کار اقدام نادرستی است. باید توجه داشت که او یتیم است و تا کنون مجبور بوده مخارج خود و مادرش را به هر طریق ممکن تامین کند.

15. پیشنهاد من این است که کسانی که سرمایه ای در دست دارند، در زمینه ی تولید سرمایه گذاری نمایند چرا که راه های استفاده از سرمایه در چند فعالیت خلاصه می شود. 1-تولید پوشاک؛2-صنعت و معدن؛3-عمرانی؛4-فرهنگی. یقینا تولید پوشاک بهترین فعالیت اقتصادی در وضع موجود است.

16. به نظر من در حال حاضر حدود 67.5% نظام مدیریتی ما با نظام مدیریتی دولت آمریکا مطابقت می کندو خودتان می دانید که نظام مدیریتی آمریکا یک نظام مدیریتی کاملا علمی و سکولار است، پس بهتر است این حرف خود را پس بگیرید که در کشور ما نظام مدیریت دینی اعمال می شود.

17. ما سال هاست که با شما رابطه ی تجاری داریم. بنده از شما درخواست می کنم حمایت های مالی خود را از شرکت یزد متال قطع کنید، زیرا در غیر این صورت ما نیز مجبوریم در روابطمان با موسسه ی شما تجدید نظر کنیم.

18. شما در این شغل موفقیت زیادی کسب خواهید کرد و چند برابر سرمایه ی اولیه عاید شما خواهد شد.

19. دوست ما به زودی سلامت خود را باز خواهد یافت. غیر ممکن است این بیماری برای او خطر آفرین باشد. زندگی بدون او برای ما ممکن نیست.

20. اگر شما قول مساعدت به ما ندهید، موجبات رسوایی خود را فراهم می کنید، زیرا ما مجبور خواهیم شد که این عکس ها را به روزنامه بفرستیم.


منتظر جوابتون هستم.

یا علی
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7
آدرس های مرجع