|
آخرین تاپیک مفصل علی 110 در تالار گفتگوی بیداری اندیشه
|
|
۱۸:۱۷, ۶/مرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/مرداد/۹۱ ۱۹:۱۳ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام در این تاپیک به مرور یکی از مهمترین سخنرانی های یکی از شاگردان استادِ استاد رو پیاده سازی میکنم که در حقیقت آخرین تاپیک مفصل بنده در این تالار هم خواهد بود در پایان احتمالاً متوجه خواهید شد که چرا این آخرین تاپیک مفصل بنده خواهد بود به مرور سعی میکنم مبحث رو تقدیم کنم میدانید که بی خودی چیزی را توصیه نمیکنم حتماً اگه تونستید این تاپیک رو دنبال کنید در این تاپیک به امید خدا پاسخی به این سوالات داده خواهد شد! سوالاتی مانند این که اصلاً این نفس چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یک روح داریم و یک بدن این نفس این وسط چی کاره هست و از کجا اومده؟ از کجا معلوم میشه که افسار نفس ما دست خودمون هست یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چی کار باید بکنیم که این افسار نفس بیاد دست خودمون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اهل بیتی که معصوم هستند به چه علت این همه نسبت گناهکاری به خودشون میدن؟؟ کی انسان روحانی میشه و رنگ و روی خدایی پیدا میشه؟ چرا این نفس زیر بار ربوبیت و احکام خدا نمیره به این راحتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فرق راه و سبک امیرالمومنین در تربیت سلوکی با سایر بزرگان در چیست؟؟؟؟؟ چرا رسول اکرم تعریف کردن از شخص را مساوی هلاک کردن آن شخص میدانند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا آدم عاشق خودش هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ سلمان چگونه به درجه منا اهل البیت رسید؟ و درجه ی دهم ایمان را کسب کرد؟ از بزرگترین مقامات سلوک که حقیقتاً نشان از مراتبی از تقرب است چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دست آخر ما باید چه خاکی بر سرمان بریزیم از شر این نفس؟؟؟؟؟؟ بحث بر محور چند فراز از دعای شریف مکارم الاخلاق هست: اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ لاَ تَرْفَعْنِي فِي النَّاسِ دَرَجَةً إِلاَّ حَطَطْتَنِي عِنْدَ نَفْسِي مِثْلَهَا وَ لاَ تُحْدِثْ لِي عِزّاً ظَاهِراً إِلاَّ أَحْدَثْتَ لِي ذِلَّةً بَاطِنَةً عِنْدَ نَفْسِي بِقَدَرِهَا خداوندا! بر محمد وآل محمد درود فرست و هیچ درجه از من نزد مردم بالا مبر جز آنکه مرا معادل آن، در نزد خودم پست گردانی، و برای من عزت و احترامی آشکار پدید نیاور جز آنکه به اندازه آن در نفسم ذلت باطنی پدید آوری بحث جالبی ابتدا بکنیم در مورد این نفس که اصلاً این نفس چیست؟ در قرآن مجید آیات مختلفی درباره ی نفس وارد شده گاهی اوقات منظور از نفس همان روح انسان و جان انسان است یک معنای دیگر هم که در قرآن و روایات وارد شده است معنایی است که ضد این معنای بالاست یعنی مربوط به روحانیت و روح انسان نیست بلکه مربوط به اون نفسی است که باید با اون مبارزه کرد قصه ی معروف مربوط به جهاد اکبر که رسول خدا پس از بازگشت سپاه اسلام از جهاد می فرمایند که این جهاد اصغر بود و الان باید بریم سراغ جهاد اکبر که همان جهاد با نفس و اینجا هم مشخص است که اینجا مقصود از نفس، روح انسان نیست چرا که آدم با روحش که مبارزه نمیکنه! یا در روایت شریفی از رسول الله داریم که: أَعْدَى عَدُوِّكَ نَفْسُكَ الَّتِي بَيْنَ جَنْبَيْكَ بدترین دشمن تو نفس توست که بین دو پهلوی تو قرار گرفته است بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج67، ص: 65 این یک معنا است برای نفس و یک معنای دیگر برای نفس میشود روح انسان: قَالَ النَّبِيُّ صلوات الله علیه مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ هر کس با نفس خودش آشنا شد و نفس را شناخت خدای متعال را شناخته است. بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج2، ص: 33 یعنی کسی که با روح خودش آشنا شده است با خدای متعال آشنا شده و یا در جای دیگری امیرالمومنین می فرمایند: من عرف نفسه فقد انتهى الى غاية كل معرفة و علم هر کس نفس خودش را بشناسد و معرفت نسبت بهش پیدا کرد به نهایت معرفت و علم دست پیدا کرده! شرح آقا جمال الدين خوانسارى بر غرر الحكم، ج7، ص: 388 خوب معلوم هست که این نفسی که شناختش نهایت علم و معرفت است همان روح انسان است منتظر باشید که إن شاء الله ادامه دارد..... ما یک روح داریم و یک بدن این وسط این نفس چیکاره هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ این نفسی که باید باهاش مبارزه کرد این روح هست یا این بدن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ منتظر باشید که یکی از جالبترین مباحث توصیف این چیستی نفس که خیلی هم با زبانهای بغرنج فلسفی و غامض عرفانی خواستند بیان کنند، ما خیلی ساده إن شاء الله توضیح میدیم که این نفسی که مأمور به جهاد با اون هستیم چیست إن شاء الله ادامه دارد... مرحوم نراقی در باب روح که از عالم مجردات است و ترکیب شدنش با تن که از عالم ناسوت است مفصل بحث کرده که حاصل این ترکیب شده معجونی به نام انسان حالا این وسط این جهاد اکبر رو باید با روح انجام داد یا با نفس؟؟؟؟؟؟؟ و در این دعای شریف مکارم الاخلاق هم ذکر شده که: وَ لاَ تَرْفَعْنِي فِي النَّاسِ دَرَجَةً إِلاَّ حَطَطْتَنِي عِنْدَ نَفْسِي مِثْلَهَا وَ لاَ تُحْدِثْ لِي عِزّاً ظَاهِراً إِلاَّ أَحْدَثْتَ لِي ذِلَّةً بَاطِنَةً عِنْدَ نَفْسِي بِقَدَرِهَا و هیچ درجه از من نزد مردم بالا مبر جز آنکه مرا معادل آن، در نفسم پست گردانی، و برای من عزت و احترامی آشکار پدید نیاور جز آنکه به اندازه آن در نفسم ذلت باطنی پدید آوری امام هادی ظاهراً در احوالاتشون هست که وقتی پدر شریفشون شهید شدن، گویا در مدینه بودند اونوقت فهمیدند که پدرشان به شهادت رسیدند از ایشون پرسیدند که شما چگونه متوجه شهادت پدر شریفتان شدید پاسخ دادند: من در نفس خودم یک ذلتی احساس کردم و یک کوچکی حس کردم که پیش از این با چنین کیفیتی برایم پیدا نشده بود و این لازمه ی مقام امامت هست و از اینجا متوجه شدم که پدرم به شهادت رسیده است. اما نفس چیست؟ به زبان ساده اش میشود: وقتی که این روح و بدن میخواست ترکیب شود یک تلاقی ایجاد شد این تعلق و اتصال روح به بدن میشود نفس انسان!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!(مانند صدایی که از برخورد دو کف دست حاصل میشود یا به عبارتی یک سایه هست در حقیقت) و این همان نفسی است که ما مأمور جهاد با اون هستیم! و زمانی که بر اثر مجاهده با این نفس که حاصل تعلق روح خدایی ما به بدن است، تعلق روح خدایی از این بدن و ماسوا الله از بین رفت و تعین و تشخص از میان رفت انسان می شود روحانی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! این سایه و صدا و در حقیقت نتیجه تلاقی روح انسان به بدن که در واقع حقیقتی و اصالتی هم ندارد و خیال میکند که چیزی هم هست، اون شرافتی که انسان دارد مربوط به روحش هست منتها این نفس خیال میکند که این شرافت مال خودش هست لذا زیر بار وحدانیت و ربوبیت خدا هم نمیرود لذا ما میگیم در دعا ها که آیه قرآن هم هست: لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمينَ (87-انبیا) خدایی جز تو نیست منزهی تو بدون شک من هستم که از ظالمین هستم! خوب مگه کسی ادعا کرده که خدای دیگری هست؟؟؟؟ پس چرا این عبارت بالا رو میگیم؟ مثل یک کسی که کار بدی کرده یک جنایت بزرگی کرده و الان داره میگه خدایا تو فقط خدایی و منزهی تو و من از ظالمین هستم! این ظالم کیه؟ این همان نفس است که ادعای ربوبیت میکنه و این همان کسی هست که در درون انسان هست و ادعای خدایی میکنه خودش رو ازهمه بالاتر میدونه دلش میخواد همه تعریفش رو بکنند دلش میخواد همه بهش عزت بگذارند إن شاء الله ادامه دارد....... |
|||
|
|
۱۷:۲۸, ۲۶/مرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/تیر/۹۸ ۱۱:۰۷ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
از ديگر فرمايشات ايشان:
دو تا جوان آمده بودن چند وقت پیش مشهد دو تا جوان خیلی خوب، آراسته، نورانی، اهل معنویت، زحمت کشیده، اهل خیر و اهل زهد و عبادت آمده بودند که برسند خدمت... میسر نشد ولی رفقا باهاشون هم صحبت شدند این دو جوان میگفتند ما در تهران هستیم و یه استادی داریم که الان خیلی مسن شده و پیرمردی شده و این استاد ما مهمترین کارش این بود که ما رو دعوت میکرد به توسل به اهل بیت و روضه و گریه و ما رو دعوت میکرد به کار خیر یعنی از جاهای مختلف پول جمع میکردیم و میرفتیم در بین روستاها و فقرا پخش میکردیم و مشکلاتشون رو حل کرده بودیم و همت استاد این بود و ما در این 20 سالی که با استاد بودیم همه کارمون همین بوده توسل به اهل بیت و خدمت به مستمندان و خیلی هم نورانی بودن و معلوم بود زحمت کشیده اند و اونها کتاب سفینه الصادقین رو خونده بودند و اومده بودند اینجا یکی از رفقا پرسید گفت: خوب شما که این راه رو الان انتخاب کردید و دارید و استادتون هم این راه رو بهتون نشون داده دیگه چه نیازی هست که اومدید اینجا ؟ خودتونم که میگید راه بسیار خوبی بود (روضه و توسل و خدمت به اهل بیت) چی شده که اومدید اینجا؟؟؟؟ اونوقت یکی از دوستان به این دو جوان توضیح داد که: اونجایی که شما بودید 20 سال به شما جان میدادند!!!!!!!!!!!!!!!! یعنی نفس شما را تقویت میکردند و تعریفتون رو میکردند!!!!!!!!!! اما الان اینجا شما اگه بخواید بیاید اینجا جانتون رو میگیرند اینجا خودیت شما را از شما میگیرند!!!!!!! اینجا اگه کاری انجام دادی کار خوبی محسوب نمیشه هر کاری کنی بدی اینجا اگه کار خوبی به دست تو جاری شد تو نبودی! کس دیگری بوده کار خوب به دست تو جاری کرده!!!!!!!!!!!!!!! پس تو چی؟ تو محض ظلمت هستی!!!! أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَميدُ (15-فاطر) خدا غنی است اینجا جان رو میگریند لذا اکثر جاهایی که جلسات هست و بزرگان هستند و عرفا هستند اینها در حقیقت تقویت نفس میکنند یعنی اینکه این افراد رو تشویق میکنند به اون کاری که دارند میکنند مثلاً میگن شما عزیزان من ، شما سروران من ، شما این کارو کردید، شما اون کارو کردید، همش با تعریف و تمجید خوب آدم هم دوست داره دیگه! تعریفش رو بکنند دوست داره دیگه، هی بیشتر کار میکنه این میشه سلوک یعنی سلوک با حفظ تَشَخُّص اما در درگاه امیرالمومنین این طوری نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! مولا می فرمایند: «موتوا قبل ان تموتوا» بمیرید قبل از اینکه بمیرانند شما را. مصباح الشريعة-ترجمه عبد الرزاق گيلانى، ص: 592 یعنی چی؟ یعنی اینکه قبل از اینکه اجلت برسه ، همین الان باید بمیری یعنی چه بمیرم؟ یعنی پا بگذار روی هوای نفس خودت، این نفسی که عاشق هست که تعریفش رو بکنند ، در این روایت شریف امام معصوم می فرمایند که: اگر تعریف برادرت را در مقابلش کردی او را هلاک کرده ای!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و یا رسول الله می فرمایند: بر چهره مداحان و ستایش گران خاك بپاشيد. امالى شيخ صدوق-ترجمه كمرهاى، متن، ص: 427 خیلی فرق است بین این دو مسیر!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! یک مسیر جان و نفس به آدم میدهند، جان کاذب!!!!!!!! یک مسیر جان از آدم میگریند یک مسیر نفسش رو تقویت میکنند و یک مسیر روحش رو تقویت میکنند کسانی که خیلی دوست دارند حرف بزنند و حرّافند خیلی داره نفسشون تقویت میشه، دوست داره هی حرف بزنه ، حرف حرف حرف اما کسانی که سکوت میکنند ، اینها روحشون تقویت میشه اون وقت این نفسی که در این دو فقره دعا فرموده: خدایا َ لاَ تُحْدِثْ لِي عِزّاً ظَاهِراً إِلاَّ أَحْدَثْتَ لِي ذِلَّةً بَاطِنَةً عِنْدَ نَفْسِي بِقَدَرِهَا برای من عزت و احترامی آشکار پدید نیاور جز آنکه به اندازه آن در نفسم ذلت باطنی پدید آوری میگن حاج آقا ، آقای مهندس ... همین حاج آقا حاج آقا ها آدم رو هلاک میکنه اما اگه این ذلت باطنی قبلش پدید اومده باشه نه دیگه، لذا هی بهش بگن حاج آقا به هر حال این القاب و تعریفها و ... اینها اگه راه ، راهِ تقویت نفس باشه کار آدم رو میسازه امتحانش هم مجانی هست خیلی جاها میری تعریف طرف رو میکنی کارت راه میافته مثلاً در کربلا میخواستیم بریم از این چرخ دستی ها بگیریم لب مرز که بارهامون رو ببریم میگفت نمیشه ، نمیشه گفتم میدونی چاره اش چیه ، یه بوسش کن یه قربون صدقش برو بهتون چرخ دستی میده اینا مال چیه؟ آدم عاشق خودش هست دوست داره تعریفش رو بکنند وقتی یه بوسش میکنی قربون صدقه اش میری لذت میبره کیف میکنه میگه بیا... پ.ن در مورد سکوت مولا علی در توصیف برادر دینی محبوب خودشان میفرمایند: حکمت 289 نهج البلاغه ی شریف الگوى كامل انسانيّت و درود خدا بر او، فرمود: در گذشته برادرى داشتم که در راه خدا با او دوستی میکردم، و او در چشم من بزرگ مقدار بود، چون دنيا در چشم او کوچک بود، و... بيشتر اوقات خود را به سكوت میگذراند، ... اگر در سخن گفتن بر او پيشى مىگرفتند در سكوت مغلوب کسی نمىگرديد و بر شنيدن بيشتر از سخن گفتن حريص بود. (B+)برای کسانی که دوست دارند با امام زمانشان رفیق شوند!!! این تاپیک رو رفقا دنبال بفرماید به امید خدا و به توفیق الهی إن شاء الله مطالب مهمی در ادامه تقدیم خواهد شد که بالاخره بفهمیم أن شاء الله با این نفس خود چه کنیم؟ |
|||
|
|
۲۲:۱۸, ۲۶/مرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/مرداد/۹۱ ۲۲:۲۲ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
یک توضیح دیگر هم در مورد عبارت شریف مولا علی که می فرمایند
موتوا قبل ان تموتوا بمیرید قبل از اینکه بمیرانند شما را انسان هنگام مرگ چه اتفاقی برایش رخ میدهد ؟؟؟ چه بخواهد و چه نخواهد روحش را از بدنش جدا میکنند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! حال اگر شخصی تعلقش به دنیا و آنچه مورد علاقه ی نفس است زیاد باشد یعنی تعلق این روحش به بدنش شدیدتر است لذا جان کندن برایش بسیار دشوار خواهد بود اما اگر شخصی در همین دنیا، تعلقاتش به مادیات و عالم دنیا کم شود و بشود مصداق این آیه شریفه که: لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُ (23- حدید) اين بخاطر آن است كه براى آنچه از دست دادهايد تأسف نخوريد، و به آنچه به شما داده است دلبسته و شادمان نباشيد(23) یعنی در بدست آوردن و از دست دادن امور دنیا قلبش زیر و رو نشود فردى از امام سجاد عليه السّلام پرسيد: زهد چيست؟ فرمود: زهد داراى ده بخش است، كه بالاترين درجه زهد همان پائينترين درجه پرهيزگارى است، و رفيعترين درجه پرهيزگارى و تقوا فروترين درجه يقين است، و بالاترين درجه يقين نازلترين درجه رضا و خشنودى است. و براستى كه [معنى] زهد در آيهاى از كتاب خدا [سوره حديد آيه 23] بيان شده است: لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ، يعنى: «تا بر آنچه از دست شما رفت اندوه مخوريد، و بدان چه شما را داد شادمان مشويد». تحف العقول-ترجمه جعفرى، ص: 259 خلاصه هر قدر که تعلق انسان و به مادیات و دنیا تابعیت انسان از هوای نفسش کمتر شود به سمت مرگ قبل از میرانده شدن بیشتر گام برداشته چرا که در هنگام مرگ خواه نا خواه همانطور که گفتم این روح را از این بدن جدا میکنند اگر کسی تعلق روحش را از این بدن در همین دنیا از بین برد میشود انسان روحانی!!!!!!!! و همانطور هم که بالا اشاره شده تعلق روح به بدن همین نفس است زمانی هم که این تعلق از بین برود یعنی نفس انسان کشته شده و مرگ قبل از میرانده شدن تحقق یافته إن شاء الله ادامه دارد منتظر باشید مطالب بسیار مهمی إن شاء الله تقدیم خواهد شد |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| شاید برای شما هم اتفاق بیافتد(کلید اسرار تالار گفتگوی بیداری اندیشه)&# | علی 110 | 68 | 40,144 |
۲۲/اردیبهشت/۹۵ ۲۰:۳۶ آخرین ارسال: سدرة المنتهی |
|
| درخواست بحث با کسانی که اندیشه بیداری دارند. | HARIMEREYHANE | 9 | 3,888 |
۲۸/فروردین/۹۴ ۱۰:۲۴ آخرین ارسال: dehmojtaba |
|
| تاپیک های سیر مطالعاتی ( مطالعه ی تاپیک دوازدهم آغاز شد)!! | علی 110 | 36 | 18,323 |
۱۱/تیر/۹۱ ۱۹:۱۸ آخرین ارسال: علی 110 |
|







