کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 5 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بهـینه سـازی در زندگی
۶:۰۴, ۲/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #1
آواتار
تا به حال به این موضوع توجه کرده اید که به چه دیتا یا اطلاعاتی در زندگی نیازمند هستید؟!
در این دنیا با ایییییییین همه دانش ها و دانستنیهای گوناگون شما آیا دقت می کنید به کدامشان نیازمند هستید و به کدامشان نه؟!
اصلا چطور انتخاب می کنید چه چیزی را باید بدانید و چه چیزی را نه؟!
یا اینکه به طور تصادفی هر دانستنی رو جلوی چشمتان قرار گرفت رو خواهید دانست؟!



بزارید مثالی بزنیم.
تصور کنید کسی در غاری زندگی می کند.
و اصلا با انسانها هم در ارتباط نبوده. و از دانشهای امروزی هم بی اطلاع هست.
در این غار که سرپناه اوست، چیزهایی دارد و با انها زندگیش را میگذراند. از چوب دستی گرفته تا گوسفندی و جایی برای خوابیدن و ...
به نظرم شما اگر مثلا سیلی بیاید و او بخواهد از بین اینها انتخاب کند و یکیشان را بردارد تا از بین نرود کدامشان را انتخاب خواهد کرد؟!

.
.
.
همونطور که حدس زدید او به بقای خود دقت می کند و چیزی را انتخاب می کند برای بقا به آن نیازمند هست.

در واقع می تواند گفت که او بهگزین کرده و مهمتر را از مهم تشخیص داده.

آیا ما هم چنین شیوه ای را در زندگی بکار میگیریم؟!

بزارید یه شمایی از فضایی که در آن هستیم بدم و ببینیم ما کجا هستیم و چه می کنیم!

همگی می دانیم که زمان محدودی داریم. و دانستنیها هم بیشمار. پس آیا نیاز نیست دقت کنیم و بهگزین کنیم؟!
دقت کنید که همیشه در زندگی حس اینکه در وضعیت بحرانی هستیم به ما دست نمیدهد تا دقت کنیم در انتخاباهایمان.

البته مدنظر این نیست که بیاییم و نسخه ای ثابت و یکسان برای همه بپیچیم

آیا فکر می کنید در زندگی از وقتتون به نحو احسن استفاده می کنید؟!

نظرات شما در مورد بهینه سازی در زندگی چیست؟

نکته ی اساسی صرفا دونستن بهینه کردن زندگی نیست چرا که این قضیه امری بدیهی به نظر میرسد؛ بلکه تلنگریست به این مسئله که:

چرا بدیهی ترین داناییهایمان عملیاتی نمیشود؟!!!



ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۶:۴۱, ۱۱/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #21
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


از یکی پرسیدم که چرا بعضی اوقات خوابهام یادم نمیاد.. یعنی توی اون زمان خواب نمیدیدم؟
جواب داد: همه خواب میبینند اما اون چیزی از خوابهاتون یادتون میمونه که براتون مهم بوده. بخشهایی از خوابهاتون یادتون میمونهه که توجهتون بهش بیشتر بوده...
بعد یه مثال زدند.
گفتند مثلا وقتی میرید خونه دوستتون، بسته به مواردی که براتون مهمه یه سری از وسایل توی ذهنتون باقی میمونه. نه همه وسایل...


در مورد داده هامون هم همینطوره...
این که چه مطلبی را و در چه زمانی بخونیم بستگی به این داره که اون مطلب چقدر برایمان مهم است...

با توجه به حرفهایی که از اول تاپیک تا این جا زده شد، ما به این امر پی بردیم که هر داده ای ارزش خواندن و نگه داری ندارد...

اما این که هر کسی چه داده های را باید برای خودش بولد کند، به این برمی گردد که چه مواردی توی زندگیش برایش بولد هست...

تا حالا شده مواردی که براتون از اهمیت خاصی برخورداره، پررنگش کنید؟
ان شاالله امروز میخوام این کار را بکنم...
اما سوالی که ذهنمو مشغول کرده اینه که گاهی آدمها به دلیل برخی شرایط مجبورند، که مورد یا مواردی برایشان پر رنگ تر بشه در صورتی که نیاز واقعیشون نیست اما با توجه به شرایط جامعه، با توجه به این که در این جامعه زندگی میکنه و ناگزیر از ارتباط داشتن با دیگران، اون نیاز را باید بپذیره...
این جاست که تداخل ها پیدا میشه... با این تداخل ها باید چه کرد؟؟؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۹:۳۴, ۱۱/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #22
آواتار
(۱۱/خرداد/۹۲ ۶:۴۱)neda نوشته است:  
اما سوالی که ذهنمو مشغول کرده اینه که گاهی آدمها به دلیل برخی شرایط مجبورند، که مورد یا مواردی برایشان پر رنگ تر بشه در صورتی که نیاز واقعیشون نیست اما با توجه به شرایط جامعه، با توجه به این که در این جامعه زندگی میکنه و ناگزیر از ارتباط داشتن با دیگران، اون نیاز را باید بپذیره...
این جاست که تداخل ها پیدا میشه... با این تداخل ها باید چه کرد؟؟؟

سلام
مثلا کدوم موارد؟ مثال بزنید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۱۶, ۱۱/خرداد/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/خرداد/۹۲ ۱۳:۱۷ توسط Tolou.)
شماره ارسال: #23
آواتار
(۱۱/خرداد/۹۲ ۹:۳۴)soheyl_ir89 نوشته است:  سلام
مثلا کدوم موارد؟ مثال بزنید
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
یه مثال ساده:
مثل وقتی که تصمیم میگیری که برنامه خوابتو طوری تنظیم کنی که شبها زود بخوابی تا صبحها زود بیدار بشی اما میبینی که عمده برنامه ها و کارهای مهم خانواده در شب و آخر شب انجام میشه و جدا شدن و کناره گرفتن از خانواده هم کار صحیحی نیست...

یه مثال پیچیده Wink:
مثلا خانمی که واقعا دوست نداره از صبح تا عصر کار کنه اما نمیتونه کار هم نکنه... بنا به دلایل مختلف...

امضای Tolou
کیست که به خدا اعتماد کرد
و
پشیمان شد؟
...


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۲۴, ۱۱/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #24
آواتار
(۲/خرداد/۹۲ ۱۸:۵۶)مجید املشی نوشته است:   یه سوال مثالی می زنم تا بهتر بتونم منظورمو بیان کنم:

فرض کنید ما یه فرد معمولی در جامعه هستیم.
به نظر شما اینکه بدونیم و بتونیم شیر آب خونه که چکه می کنه واشرش رو عوض کنیم نیاز ماست یا دونستن اینکه اهرام ثلاثه چند متره؟!!!

سلام
یه سری از دانشهای فنی که دونستنش لازمه ی زندگی هرکسی هست تا بتونه حداقل نیازهای خودش رو براورده کنه. مثل مثالی که خودتون زدید.

اما یه سری از دانشها هستن که دونستنشون بستگی به طرف یادگیرنده داره. یعنی طرف احساس میکنه که نیاز به این علوم داره و دونستنش براش مفیده که شاید این احساس در افراد دیگه متفاوت باشه.
مثلا برای خود من دونستن اینکه مثلا اهرام ثلاثه چرا ساخته شدن یا مایاها و اقوام دیگه ی باستانی چطور به اون دانش عظیم رسیدن و رازهای عجایب و ادیان چیه و ... مهمه و هر اطلاعاتی که در این باره باشه رو با دید بیطرف مطالعه میکنم.

اما یکسری از کارها نیاز اساسی هست که یادگرفتنش لازمه چون به زندگی فرد ارتباط مستقیم داره.

امضای Reza71
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۶:۵۱, ۱۲/خرداد/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/خرداد/۹۲ ۶:۵۲ توسط mofa.)
شماره ارسال: #25
آواتار
(۱۱/خرداد/۹۲ ۶:۴۱)neda نوشته است:  
اما سوالی که ذهنمو مشغول کرده اینه که گاهی آدمها به دلیل برخی شرایط مجبورند، که مورد یا مواردی برایشان پر رنگ تر بشه در صورتی که نیاز واقعیشون نیست اما با توجه به شرایط جامعه، با توجه به این که در این جامعه زندگی میکنه و ناگزیر از ارتباط داشتن با دیگران، اون نیاز را باید بپذیره...
این جاست که تداخل ها پیدا میشه... با این تداخل ها باید چه کرد؟؟؟

به نظرم ما نمی تونیم موقع برنامه ریزی و تعیین اهم و مهم برای خودمون، نقش جامعه و روابطی که توش داریم رو نادیده بگیریم و زندگی در خلاء رو معیار قرار بدیم نه فقط اینا که خیلی چیزهای دیگه رو هم باید لحاظ کنیم زندگی اجتماعی بعدی از زندگی ماست در کنار ابعاد و جنبه های دیگه زندگیمون که خیلی خوب میشه بتونیم به همشون توجه کنیم و از هیچ کدوم غافل نباشیم وگرنه ضرر می کنیم ممکنه خیلی وقتا به چیزی احساس نیاز نداشته باشیم ولی احساس نیاز نداشتن به چیزی مساوی با عدم نیاز به اون نیست چه بسا ما به خاطر تک بعدی نگاه کردن به مسائل از وجود خیلی از نیازهامون بی خبر باشیم و فقط موقع شکست خوردن و کم اوردن هامون متوجه بشیم که ای وای من باید این کارو می کردم و نکردم
نهایتا من فکر می کنم که توی تعیین نیازها و اهم و مهم کردنشون باید تا جایی که ممکنه همه شرایط و جوانب و تداخل های اونها رو در نظر بگیریم و بهشون اهمیت بدیم تا بتونیم به نتیجه مطلوبمون برسیم که البته هر کسی باید بنا بر شرایط و موقعیتی که توش هست این کارو انجام بده و نمیشه برای همه یه قانون کلی داد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۲۳, ۱۳/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #26
آواتار
(۱۱/خرداد/۹۲ ۱۵:۲۴)Reza71 نوشته است:  اما یه سری از دانشها هستن که دونستنشون بستگی به طرف یادگیرنده داره. یعنی طرف احساس میکنه که نیاز به این علوم داره و دونستنش براش مفیده که شاید این احساس در افراد دیگه متفاوت باشه.
مثلا برای خود من دونستن اینکه مثلا اهرام ثلاثه چرا ساخته شدن یا مایاها و اقوام دیگه ی باستانی چطور به اون دانش عظیم رسیدن و رازهای عجایب و ادیان چیه و ... مهمه و هر اطلاعاتی که در این باره باشه رو با دید بیطرف مطالعه میکنم.

اما یکسری از کارها نیاز اساسی هست که یادگرفتنش لازمه چون به زندگی فرد ارتباط مستقیم داره.

در مورد اینکه ممکنه حتی دونستن ارتفاع اهرام ثلاثه ممکنه برای کسی داری اهمیت باشه شکی نیست و منطور بنده هم نفی دوستن اینها نبود. لذا در ارسالم عرض کردم که فرض کنیم فرد معولی هستیم و چنین دانسته ای نیاز ما نیست. مثلا چنین دیتایی برای فردی که مصلا تاریخ مصر باستان تدریس می کنه ممکنه یک نیاز باشه.

(۲/خرداد/۹۲ ۱۸:۵۶)مجید املشی نوشته است:  
یه سوال مثالی می زنم تا بهتر بتونم منظورمو بیان کنم:

فرض کنید ما یه فرد معمولی در جامعه هستیم.

به نظر شما اینکه بدونیم و بتونیم شیر آب خونه که چکه می کنه واشرش رو عوض کنیم نیاز ماست یا دونستن اینکه اهرام ثلاثه چند متره؟!!!


نکته ی اساسی مدنظر ما در این تاپیک همان تعیین اولویت ها و بهگزین کردن و همچنین بهینه سازی هست.

لذا در ادامه می خوایم ببینیم راهایی رو که به ما در رسیدن به موارد بالا کمک می کنه چه چیزهایی می تونن باشن.
به عبارت دیگه جوابی برای سوال زیر:

(۱۱/خرداد/۹۲ ۶:۴۱)neda نوشته است:  
با توجه به حرفهایی که از اول تاپیک تا این جا زده شد، ما به این امر پی بردیم که هر داده ای ارزش خواندن و نگه داری ندارد...
اما این که هر کسی چه داده های را باید برای خودش بولد کند، به این برمی گردد که چه مواردی توی زندگیش برایش بولد هست...
تا حالا شده مواردی که براتون از اهمیت خاصی برخورداره، پررنگش کنید؟
ان شاالله امروز میخوام این کار را بکنم...
اما سوالی که ذهنمو مشغول کرده اینه که گاهی آدمها به دلیل برخی شرایط مجبورند، که مورد یا مواردی برایشان پر رنگ تر بشه در صورتی که نیاز واقعیشون نیست اما با توجه به شرایط جامعه، با توجه به این که در این جامعه زندگی میکنه و ناگزیر از ارتباط داشتن با دیگران، اون نیاز را باید بپذیره...
این جاست که تداخل ها پیدا میشه... با این تداخل ها باید چه کرد؟؟؟

همونطور که تا به اینحا، این بحث رو پی گرفتید و به نکات ارزشمندی اشاره نمودید؛ باز هم منتظر نظرات خوب شما هستیمSmileHeart

امضای مجید املشی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۸:۲۱, ۱۳/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #27
آواتار
سلام دوستان
اول از دوستمون خیلی تشکر می کنم بابت این تایپک واقعا ارزشمند و مفید برای همه ی افراد جامعه
و هم اینکه اگر اجازه بفرمایید نظرم رو بگم
در بهینه زندگی کردن فقط داشتن یک بخش از علوم خاص نیست
قاعدتا ما باید اطلاعات عمومی در حد معقول رو داشته باشیم اما در سبک زندگی اسلامی این ها کافی نیس و باید پرامتر های دیگه ای هم اضافه بشه
اول مدیریت زمان هست
ببینید ما باید در تمام ابعاد زندگی جلو بریم اکثر ما فکر می کنیم چند بعدی هستیم اما اشتباه فکر می کنیم چرا ؟
واضح است چون :
چند در صد از مردم ورزشکارند
چند در صد اهل هنرند
چند در صد حرفه ی خاصی رو بلدند
و موارد دیگه
و حالا چند در صد این موارد رو باهم دارند
این جاست که بحث مدیریت زمان پیش میاد به بعضی ها می گیم چرا این کار ها رو نمی کنی میگه وقت نمیشه
اما آیا واقعا ما در هفته نمی توانیم برای هنر 5 ساعت ورزش 5 ساعت مطالعه 5 ساعت وقت بگذاریم؟
مدیریت زمان مسایل زیادی رو به دنبال خودش میاره یکیش اینه که ما به علت تنظیم نکردن ساعات خواب و بیداری خودمون دچار مشکل واقعا جدی میشیم
گاهی زیاد می خوابیم و زمان کم میاریم
گاهی به موقع نمیخوابیم و به برنامه ها نمیرسیم
و همه چیز بهم میخوره
بخش دوم صحبت هام رو بعدا میگمWink

امضای فانوس *7*
اینجا شاید کمی من مقصرم
فانوس ها هم ستاره می شوند
اگر

تو زمین را آسمان کرده باشی

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۰۲, ۱۳/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #28
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

ممنون بابت صحبتهای دوستان...

اون چیزی که تا حالا بهش رسیدم اینهاست

در خواندن، دیدن و شنیدن هایم باید دقت کنم...
مثلا همین تالار خودمون... بارها شده که روی موضوعی کلیک کردم و چند دقیقه ای وقت گذاشتم براش که اصلا ارزش نداشته... همین چند دقیقه هاست که نمیذاره به قول دوستمون خیلی از کارها مثل ورزش، هنر و.... راانجام بدیم...

پس بهتره موردی پیداش کنیم... کلا برای رسیدن به راه حل به نظر من بهتره مصداقی کار کرد...

یه مثال دیگه: مثلا صحبتهای تلفنیمون.... میتونم به جرات بگم بیشتر از 80 درصدش بیهوده است... بالشخصه خیلی سعی کردم باهاش مبارزه کنم ولی اگه قرار بشه خیلی خشک و کوتاه بشه خب طبیعتا یک سری ناراحتی ها و دلخوری ها پیش میاد... فکر میکنم تو این مورد باید مدیریت در نحوه حرف زدن داشته باشیمBlush

یه مدت باید داده های ورودی (خواندنی ها، شنیدنی ها و دیدنی ها) رو دقت کنیم که به اندازه و درست باشند... و اونجاهایی که نمیشه را یاد داشت کنیم...

بعد میرسیم به راه حل:
حالا ما یه پله جلوتر هستیم:
  • میدونیم هر داده ای ارزش ورود نداره...
  • میدونیم مواردی داریم که باید روش خیلی کار کنیم...مواردی که قابل کنترل هستند.
  • و میدونیم که مواردی هستند که یااصلا نمیتونیم تغییرشون بدیم یا حداقل برای یه مدتی به دلیل شرایط خارجی قابل تغییر نیستند.... موارد غیرقابل کنترل...
و نکته آخر:

به قول یکی تو اول برو سراغ پله اول، بعد ده تا پله دیگه را درست کن...
یعنی اول مواردی که قابل کنترل هست رو انجام بدیم و همچنان بر ورودی داده ها کنترل داشته باشیم...

ببخشید خیلی حرف زدم...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۲۶, ۱۳/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #29
آواتار
برای مدیریت در زمان بدیهی که اولین راهکار برنامه ریزی هست
اگر بر فرض ما کارهای ردامون رو امشب یادداشت کنیم ببینیم آیا جای خالی میشه توش پیدا کرد یا میشه کارهای بیهوده رو کم کرد یا از خوابمون زد و ب جاش یه کار مفید که قبلا انجام نمیدادیم یا کم انجام میدادیم رو بگذاریم ر قسمت جبرانی برنامه که اگر وقت شد انجام بدیم بعد ظرف مدت یه هته بیاییم این کار مفد رو اضاه کنیم
برای اینکه محکم کاری بکنیم که حتما این کار رو انجام بدهیم مثلا اگر هدف فعالیت رزشی بریم یه باشگاه سریع ثبت نام کنیم تا این کارو نندازیم پشت گوش
گفتید مصداق کارهای مهمل رو بگیم
1- گشت و گذار الکی تو نت _ به جز بیداری Wink-
2- خواب زیاد
3- سر کردن زیاد با تلویزیون - به جز اخبار-
4- درگی موبایل شدن مسج های بی جهت البته گاهی این مسج ها برای یاد کردن است اما تعادل باید باشه دیگه



راستی دوستان برای اینکه روند بهنه سازی در زندگی کامل تر بشه یه پیشنهاد دارم
مثلا برای همین ورزش بیاید در هر سی هستیدتصمی بگیرید ورزشار شوید اما چه ورزشی اول لیست مامی ورزش ها را بنویسید بعد در مورد هر کدام نیم صفحه ای بخوانید بعد چند مورد که به انها علاق دارید رو مشخص کنید مثلا 4 مورد بعد از هر کدام یک جلسه سر کلاس بروید ببینید آا استعداد داریید یا نه
هر کدام را پسندیدید حرفه ایو با جدیت ادامه دهید
موفق می شوید قطعا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۸:۵۱, ۱۴/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #30
آواتار
سلام خوبی خوبم

اینقدر تصمیم گرفتم که عملی نشده، از هر چی تصمیم و برنامه ریزی متنفر شدم
تا علاقه نباششه نمیشه یک کاری رو انجام داد حالا این علاقه از کجا میاد شما پیداش کنید به من هم بدین.Huh

امضای مهدی2012
به منافقان بشارت ده که مجازات دردناکي در انتظار آنهاست!
همانها که کافران را به جاي مؤمنان، دوست خود انتخاب مي‌کنند. آيا عزت و آبرو نزد آنان مي‌جويند؟ با اينکه همه عزتها از آن خداست؟!

النساء/139
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا