در این تاپیک قصدمون این بود بتونیم تلنگری به دانسته هامون بزنیم و توجه داشته باشیم که هر اظهار نظرمون رو باید روی پایه ای محکم استوار کنیم و همچنین برای ارائه ی نظرهامون دلیل و برهان ارائه بدیم.
موضوع بحث این نبوده که معیاری ارائه بدیم برای درستی یک قضیه. لذا در حالت کلی بررسی کردیم. به عبارت دیگه راه رو باز گذاشتیم برای هر نوع تفکر و جهانبینی.
معیار درست و غلط بودن یک قضیه می تونه در جهان بینی های مختلف متفاوت باشه.
مثلا:
(۲۶/تیر/۹۲ ۰:۰۴)soshiant نوشته است: [ -> ]
معیار درست و غلط بودن هر طرز فکر برای ما مسلمانان قرآن و روایات اهل بیت محسوب میشه و تفکری که بیشترین نزدیکی رو به مبانی دینی داشته باشه مورد قبول تر حساب میشه .( همانطور که در غرب تفکر فلاسفه به عنوان معیار سنجش قبول شده )
در این تاپیک غرض این بوده که فارغ از نوع تفکر هرکدام، ما نیاز به ارائه ی مستدل یک قضیه داریم. نیاز داریم که صحبت ها، افکار و اظهار نظراتمون رو روی پایه ای قوی استوار کنیم تا به این صورت پشتوانه ای قوی هم داشته باشیم برای ادعاهامون.
ناگفته نمونه که یکی از اصلی ترین پارامترها برای عدم گرفتار شدن در توهم دانایی دستیابی به دیتای صحیح و قابل اعتنا هست. در غیر اینصورت بهترین تحلیل ها هم باعث نخواهد شد به نتیجه ی درستی برسیم.
(۲۶/تیر/۹۲ ۲:۰۴)Reza71 نوشته است: [ -> ]نمیخوام بگم که نظر شخصی دادن مورد داره و کسی نباید نظر شخصی خودشو بگه. همه ی افراد این حق رو دارند که نظراتشون رو در هرباره ای بیان کنند.
و حتی باعث خوشحالی و اعتلای فرد و اطرافیانش و به تبع اون جامعه میشه که اگه نظر درست و منطقی داره با بقیه به اشتراک بذاره. در اینها مشکلی نیست.
اما مشکل اینجاست که این نظر شخصی میشه حقیقتی که گوینده کشف کرده وباهاش براهین منطقی و قاطع رو هم نقض میکنه.
این مشکل داره.
حس میکنم که این مشکل تو جامعه ی ما زیاد هست.
همه ی افراد جامعه از همه ی مسائل به طور کامل سر در میارن.
از سیاست گرفته تا پزشکی و صحبت کردن و مسائل امنیتی و....
برای اینکه راستا و چارچوب بحث مشخص بشه مثالی هم زدیم:
(۲۸/تیر/۹۲ ۶:۳۲)مجید املشی نوشته است: [ -> ]نقل قول
فرض کنیم می خوایم راجع به شورشی های ببرهای تامیل در افریقا صحبت کنیم!
این یه بحثه!
طرف های بحث های کننده هم دوستانمون هستن که مثلا دانشجوی سال فلان در رشته ی فلان هستن!
خب می خوایم بحث رو شروع کنیم! دیتاهامون از کجاست؟!!!
ته تهش دیروز اخبار در مورد این شورشی ها خبری پخش کرده و یهو این مسئله الان شده بحث ما!
توی این بحث مثل فردی که از تمام جوانب موجود در اون کشور آگاهه نظراتی در مورد چگونگی اداره ی اون کشور با سازوکار خاصی میدیم!
مثلا فلان گروه باید توی اون کشور روی کار بیاد. اونوقت همه چیز سرو سامان خواهد گرفت!
و جالب اینجاست که اگر کسی نظر دیگه ای هم داشته باشه میگیم که نــــــــــــه. اینطوری که شما میگی نمیشه که!
آیا به نظر شما ما به عنوان افراد بحث کننده در این مورد، می توانیم به تحلیل درستی در مورد این موضوع برسیم؟!!!
آیا نیاز به داشتن اشرافی به مسائل مختلف در اون حوزه نیست؟! یا اینکه اطلاعات موردنظر در اون حوزه رو از چه طریقی و با چه منبعی به دست میاریم اهمیتی نداره؟!
بماند که اصلا آیا
نیــــــــاز به داشتن اطلاعی در این زمینه داریم؟!!!(موضوع تاپیک
بهـینه سـازی در زندگی )
شاید بگید این مثالی که زدید اصلا هیچ وقت موضوع بحث ما نبوده!
خب شما بیاید مثالی که در مورد بحث های خودتون صدق می کنه رو در نظر بگیرید. و معادل سازی کنید.
بد نیست نگاهی به بحث های خودمون در طول روز که در زمانها و مکانهای خاصی انجام میدیم بیاندازیم!
ببینیم که آیا وقتی خواستیم نظری راجع به چیزی بدیم و قراره این نظرمون تاثیرگذار هم باشه و در واقع میتونه نظرمون در عملیاتی شدن امری موثر باشه، چقدر دیتا و اطلاعات داریم راجع بهش. اصلا آیا در مورادی جز یک جمله خبری چیز دیگه ای در مورد اون موضوع میدونیم؟!!! و با همین یک جمله ی خبری شروع کردیم به تفسیرها و تحلیل های انچنانی!
و این اطلاعات آیا از منابع معتبری بدست اومده یا خیر.
واقعا یه چکی بکنیم. حدس میزنم به آمار جالبی در مورد خودمون برسیم!!!
این بحث رو ان شاءالله پی میگیریم. لذا به مطالبی که در این تاپیک مبهم مونده در ادامه پاسخ میدیم به کمک هم.
منتظر نظرات خوب شما هم هستیم
