تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: توهّم دانایی در عین بی خبری!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6
موضوع جالبی مطرح شده که اگه بخوام صادق باشم خودمم یکی از این افراد بودم. در مدتی که افکارم رو طبق یه سری اطلاعاتی که از یک سری کتاب و مقاله گرفته بودم و فکر میکردم چه حقیقت نابی رو یافتم شکل داده بودم. به همین درد دچار بودم.
توهم دانایی در عین بی خبری در دین زده بودم که فکر میکنم خودمم با توجه به اطلاعاتی که داشتم میدونستم غلطه اما چرا از مرکب شیطون پیاده نمیشدم خودمم بیخبرم.

کتابی رو خونده بودم نظرات یک دانشمندی رو قبول کرده بودم که دلایل زیادی نقضش میکرد اما من پذیرفته بودم و برای اینکه همیشه تو بحثها کلید برد رو داشته باشم اینطور شروع میکردم: به عقیده ی من .... و در اخرشم اگه کسی اعتراض میکرد میگفتم یعنی حق ندارم نظر شخصی خودم رو بگم؟


این موضوع رو الان هم در بین اکثر مردم خصوصا در فضای مجازی مشاهده میکنم. از ساده ترین موضوعات گرفته تا موضوعاتی مثل رد حقانیت اسلام یا ادیان الهی دیگه.
جملاتی که اینطور شروع میشن: به عقیده ی من .... من فکر میکنم.... طبق نظر شخصی من و یا غیره.

نمیخوام بگم که نظر شخصی دادن مورد داره و کسی نباید نظر شخصی خودشو بگه. همه ی افراد این حق رو دارند که نظراتشون رو در هرباره ای بیان کنند.
و حتی باعث خوشحالی و اعتلای فرد و اطرافیانش و به تبع اون جامعه میشه که اگه نظر درست و منطقی داره با بقیه به اشتراک بذاره. در اینها مشکلی نیست.
اما مشکل اینجاست که این نظر شخصی میشه حقیقتی که گوینده کشف کرده وباهاش براهین منطقی و قاطع رو هم نقض میکنه.
این مشکل داره.

حس میکنم که این مشکل تو جامعه ی ما زیاد هست.
همه ی افراد جامعه از همه ی مسائل به طور کامل سر در میارن.
از سیاست گرفته تا پزشکی و صحبت کردن و مسائل امنیتی و....
(۲۵/تیر/۹۲ ۱۸:۳۶)فرمیسک نوشته است: [ -> ]
خوب این جا یک تالار مذهبی هست ولی اکثر افرادی که در تاپیکها بحثهای مذهبی می کنن رشته تحصیلیشون مذهب نیست...
چند نکته مطرحه:
1.آیا این افراد حق دارن درباره مذهب بحث کنن یا نه؟

2.معیار درست یا غلط بودن نظر این افراد چیه؟ و اون معیار تا چه حد اعتبار داره؟


3. برخی بحثها به این ختم میشه که "حکمت خداست" یا "هرچه معصوم بگه". در این حالت جایگاه اندیشه کاربران کجاست؟ و اصلا آیا حق اظهار نظر دارن یا نه؟! اگر نه و لزوم پذیرش بی چون و چراست دلیل ایجاد تالارها و بحثهای مذهبی چیه؟
سلام
1_ کلا ما یک بحث داریم . یعنی تبادل اصلاعات جهت رسیدن به نتیجه علمی بهتر . اگر کسی دانشی داشته باشه میتونه بحث کنه وگر نه باید بیاموزد

2_ معیار و ملاک در مذهب اول قران دوم احادیث

3_ این عین عقلانیت است . یعنی استناد به چیزی که از قبل درستیش رو پذیرفته ایم . چون در بحث بین افراد یکی از دلایل و مستندات مدارکیست که از قبل پذیرفته و قبولشون داریم.
اندیشه در کشف احکام و حکمت انها دخیله و این که چقدر این عقل کمک کنه به رسیدن به جایی که بفهمیم واقعا خدا بهتر از ما حالیشه و ما خودمون رو با خدا بسنجیم نه خدا رو با خودمون !!

اینه که میگن نفس برای خودش مقام ربوبیت قایله.

با همین اندیشه و عقله که خدا فرمان میدهد در افرینش بنگرید ...

التماس دعا
(۲۵/تیر/۹۲ ۱۸:۳۶)فرمیسک نوشته است: [ -> ]خوب این جا یک تالار مذهبی هست ولی اکثر افرادی که در تاپیکها بحثهای مذهبی می کنن رشته تحصیلیشون مذهب نیست...
چند نکته مطرحه:
1.آیا این افراد حق دارن درباره مذهب بحث کنن یا نه؟
رشته‌ی تحصیلی به کسی حق اظهار نظر و بحث نمیده، چون همه از اول دارای این حق هستند.
رشته‌ی تحصیلی به کسی حق نمیده که ادعا کنه نظراتش نظرات دین هست، تنها کسی که تحصیلات(دانایی) داشته باشه باید به خودش چنین اجازه‌ای بده.

(۲۵/تیر/۹۲ ۱۸:۳۶)فرمیسک نوشته است: [ -> ]2.معیار درست یا غلط بودن نظر این افراد چیه؟ و اون معیار تا چه حد اعتبار داره؟

3. برخی بحثها به این ختم میشه که "حکمت خداست" یا "هرچه معصوم بگه". در این حالت جایگاه اندیشه کاربران کجاست؟ و اصلا آیا حق اظهار نظر دارن یا نه؟! اگر نه و لزوم پذیرش بی چون و چراست دلیل ایجاد تالارها و بحثهای مذهبی چیه؟
معیار تأیید نظرات فقط عقل هست و صد در صد اعتبار داره، ولی باید توجه داشت که پیش از زیرسؤال بردن عقلانیت چیزی که از نظر ما عقلانی نیست، باید علت عقلانی دونستنش رو بپرسیم. اتفاقاً موضوع این تاپیک لزوم شک کردن به دانایی‌مون هست.

نتیجه‌گیری عقل میتونه وجود خدا، حقانیت اسلام و قرآن، و پاکی سخن پاکان باشه، و از اونها برای نتیجه‌گیری‌های دیگه استفاده کنه.
بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام خدمت دوستان گرامی.

متاسفانه در بین انسانهایی که در میان آنها زندگی می کنیم، در بسیاری از اوقات سخنانی می شنویم که ناشی از بی اطلاعی گوینده آن جملات می باشد. اما واقعا چرا این امر رخ می دهد؟ در مورد علل آن می توان دلایل متعددی ذکر کرد. اما قبل از آن باید تبیین شود که برای چه علم می آموزیم؟ آیا علمی که یاد می گیریم فایده ای برای ما دارد؟در این باره در حال جستجو بودم که به نکته جالبی بر خوردم.

(۸/فروردین/۹۲ ۱۵:۴۰)علی 110 نوشته است: [ -> ]امیرالمومنین از رسول خداوند نقل فرمودند که رسول خدا فرمود:
هر که دانش را برای خدا بیاموزد، به هیچ بابی از آن نرسد
مگر آنکه بیش از پیش خود را حقیرتر ببیند،
با مردم متواضعتر شود،
ترسش از خدا بیشتر گردد
و در دینش کوشاتر شود.
چنین کسی از علم بهره مند می شود، پس باید آن را بیاموزد
اما کسی که دانش را برای دنیا و منزلت یافتن نزد مردم و موقعیت یافتن نزد سلطان و حاکم فراگیرد،
به هیچ بابی از آن نرسد
مگر اینکه خودبزرگ بین تر شود و بر مردم بیشتر فخر فروشی کند
و از خدا بیشتر غافل شود
و از دین بیشتر فاصله بگیرد.
چنین کسی از دانش نفع نمی برد،
بنابر این باید از تحصیل دانش خود داری کند و علیه خود، حجت و پشیمانی و رسوایی در روز قیامت فراهم نیاورد.

نشانه های علم نافع چیست؟

پس می توانیم نتیجه بگیریم که خیلی از اوقات ما علومی را یاد می گیریم که اساسا برای ما نه تنها سودی ندارند، بلکه باعث ضرر برای افراد نیز می باشد. اما نکته دیگری که از این حدیث درمی یابم این است که خیلی از افراد علم آموزی را به جهت خودنمایی و فخر فروشی بر مردم و... یاد می گیرند که از آفات مهم علم می باشد.
حضرت امیر المومنین
(علیه السلام) در همین زمینه در کلامی زیبا می فرمایند: بی ارزش ترین دانش، دانشی است که بر سر زبان است، و برترین علم، علمی است که در اعضا و جوارح آشکار است. (نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، حکمت 92) و همچنین می فرمایند:
دعوت کننده بی عمل چون تیرانداز بدون کمان است.(همان، حکمت337)
علم و عمل پیوند نزدیکی دارند، و کسی که دانست باید به آن عمل کند، چرا که علم عمل را فراخواند، اگر پاسخش داد می ماند وگرنه کوچ می کند.(همان، حکمت 366)
علم خود را نادانی و یقین خود را شکّ و تردید مپندارید، پس هر گاه دانستید عمل کنید و چون به یقین رسیدید، اقدام کنید. (همان، حکمت274)
اما نکته دیگری که در این مساله متوجه شدم این بود که شاید روند علم آموزی ما هم مشکل داشته باشد. به عنوان نمونه به این حدیث عنایت بفرمایید:

(۲۵/تیر/۹۲ ۱۱:۴۴)علی 110 نوشته است: [ -> ]
حضرت امام صادق علیه السلام‌ فرمود:
ای‌ أبا عبدالله‌!
علم‌ به‌ آموختن‌ نیست‌. علم‌ فقط‌ نوری‌ است‌ که‌ در دل‌ کسی‌ که‌ خداوند تبارک‌ و تعالی‌ ارادة‌ هدایت‌ او را نموده‌ است‌ واقع‌ میشود.
پس‌ اگر علم‌ میخواهی‌، باید در اوّلین‌ مرحله‌ در نزد خودت‌ حقیقت‌ عبودیّت‌ را بطلبی‌؛
و بواسطه‌ عمل‌ کردن‌ به‌ علم‌، طالب‌ علم‌ باشی‌؛ و از خداوند بپرسی‌ ‌ تا خدای تا خدا تو را بفهماند
گفتم‌: ای‌ أبا عبدالله‌! حقیقت‌ عبودیّت‌ کدام‌ است‌؟ گفت‌: سه‌ چیز است‌: ...
و اما نکته ی مهم
نه بهتر بگم اَبَر نکته ی این قطعه از حدیث شریف:
.
ببینید دوستان
بندگان خدا اول تکلیف خود را مشخص می کنند با خود
یعنی اول حقیقتاً تصمیم میگیرند تا بندگی خدا کنند
بندگی میسر نمیشود مگر عمل بر طبق امر مولا
.
بعد که حقیقتاً خواستند در هر موردی طبق دستور خدا عمل کنند
یعنی بنا بر عمل کردن داشتند
این سوال پیش می آید که باید چه کنند
بعد برای پاسخ به این سوال می روند سراع اطلاعات!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
.
یعنی اول بنای خود را بر بندگی می گذارند
بعد بر این اساس می فهمند که باید عمل کنند
بعد برای دانستن این که چه باید بکنند
می روند سراغ علم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
.
.
اما ما چی؟
ما دقیقاً برعکس
.
اول از روی کنجکاوی، بازیگوشی، یا به قصد باد کردن نفس و تحویل دادن اطلاعات به دیگران یا... و خلاصه هر نیتی جز صرفاً به قصد عمل کردن می ریم سراغ اطلاعات
.
بعد اگه حال کردیم شاید به بعضی از آنها عمل کنیم!
.
بعد معلوم نیست تازه این عمل هم خالص به قصد بندگی و اطاعت خدا است یا...
.
.
خلاصه مسیر ما غالباً کاملاً برعکس بندگان حقیقی خداست در رفتن به سراغ اطلاعات
.
و این میشود که اطلاعات به جای آنکه مانند نور باشد در قلب ما همان گونه که امام صادق در کلام نورانی خود فرمودند علم نوری است که خدا در قلب بنده ای که طالب بندگی است قرار می دهد تبدیل به حجاب ظلمت می شود و اگر با خود عجب و غرور ... نیاورد معلوم نیست با ما چه خواهد کرد
.
یک بار عزیزی به من گفت
علمی که به عمل نیاید، و به قصد عمل هم آموخته نشود توشه ی آتش است
.
گفتم پس همان بهتر که نرویم اصلاً سراغش
.
گفتند نمی شود
.
گفتم چرا؟
.
گفتند
.
چون فردای قیامت می پرسند چرا نرفتی دنبال علم؟
مگر اینهمه نعمت ندادیم و ... که به غفلت بخوری؟
.
.
خلاصه، نه راه توجیهی برای نرفتن دنبال علم هست
نه راه توجیهی برای رفتن به دنبال علم و عمل نکردن به آن

یکی از تفاوت های بنیادین ما و بندگان خدا (تاپیک ویژه!)

پس می توانیم این گونه از مباحثی که تا کنون مطرح شده است استنباط کنیم که :
1- خیلی از افراد به دلایلی مثل ریاکاری و... علم می آموزند.
2- این علوم فایده ی چندانی برای آن افراد ندارند.
3- روند علم آموزی در این افراد هم معکوس روال بندگان خدا می باشد.
4- این گونه افراد معمولا به همان علوم کذایی خودشان عمل نمی کنند!
5- ضمن این که خودشان را عالمترین افراد هم می دانند!!!!

التماس دعا؛ در پناه حق زنده و پیروز باشید.

بسم الله الرحمن الرحیم .
اینجانب ا سلامت عقل و جان اعتراف میکنم ...که هیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییچ نمیدانم.
والسلام


خب...ابتدا تشکر می کنم از همه ی دوستانی که در این مورد نظر دادن. Smile

در نظرات به نکات خوبی توجه شده بود واقعا ، البته بعضی هم در راستای تاپیک قبلی یعنی بهـینه سـازی در زندگی بود.
در ارسال های بعدی در مورد نظراتی که داده شده بیشتر صحبت می کنیم.
اما برای اینکه راستا و چارچوب بحث مشخص تر باشه یه توضیح کوتاهی میدم تا بحث رو ادامه بدیم:



فرض کنیم می خوایم راجع به شورشی های ببرهای تامیل در افریقا صحبت کنیم!
این یه بحثه!
طرف های بحث های کننده هم دوستانمون هستن که مثلا دانشجوی سال فلان در رشته ی فلان هستن!
خب می خوایم بحث رو شروع کنیم! دیتاهامون از کجاست؟!!!
ته تهش دیروز اخبار در مورد این شورشی ها خبری پخش کرده و یهو این مسئله الان شده بحث ما!

توی این بحث مثل فردی که از تمام جوانب موجود در اون کشور آگاهه نظراتی در مورد چگونگی اداره ی اون کشور با سازوکار خاصی میدیم!
مثلا فلان گروه باید توی اون کشور روی کار بیاد. اونوقت همه چیز سرو سامان خواهد گرفت!
و جالب اینجاست که اگر کسی نظر دیگه ای هم داشته باشه میگیم که نــــــــــــه. اینطوری که شما میگی نمیشه که!

آیا به نظر شما ما به عنوان افراد بحث کننده در این مورد، می توانیم به تحلیل درستی در مورد این موضوع برسیم؟!!!

آیا نیاز به داشتن اشرافی به مسائل مختلف در اون حوزه نیست؟! یا اینکه اطلاعات موردنظر در اون حوزه رو از چه طریقی و با چه منبعی به دست میاریم اهمیتی نداره؟!


بماند که اصلا آیا نیــــــــاز به داشتن اطلاعی در این زمینه داریم؟!!!(موضوع تاپیک بهـینه سـازی در زندگی )
(۲/خرداد/۹۲ ۷:۰۴)مجید املشی نوشته است: [ -> ]تا به حال به این موضوع توجه کرده اید که به چه دیتا یا اطلاعاتی در زندگی نیازمند هستید؟!
در این دنیا با ایـــــــن همه دانش ها و دانستنیهای گوناگون شما آیا دقت می کنید به کدامشان نیازمند هستید و به کدامشان نه؟!
اصلا چطور انتخاب می کنید چه چیزی را باید بدانید و چه چیزی را نه؟!

یا اینکه به طور تصادفی هر دانستنی رو جلوی چشمتان قرار گرفت رو خواهید دانست؟!

شاید بگید این مثالی که زدید اصلا هیچ وقت موضوع بحث ما نبوده!
خب شما بیاید مثالی که در مورد بحث های خودتون صدق می کنه رو در نظر بگیرید. و معادل سازی کنید.
بد نیست نگاهی به بحث های خودمون در طول روز که در زمانها و مکانهای خاصی انجام میدیم بیاندازیم!
ببینیم که آیا وقتی خواستیم نظری راجع به چیزی بدیم و قراره این نظرمون تاثیرگذار هم باشه و در واقع میتونه نظرمون در عملیاتی شدن امری موثر باشه، چقدر دیتا و اطلاعات داریم راجع بهش. اصلا آیا در مورادی جز یک جمله خبری چیز دیگه ای در مورد اون موضوع میدونیم؟!!! و با همین یک جمله ی خبری شروع کردیم به تفسیرها و تحلیل های انچنانی!
و این اطلاعات آیا از منابع معتبری بدست اومده یا خیر.

واقعا یه چکی بکنیم. حدس میزنم به آمار جالبی در مورد خودمون برسیم!!!



بسم الله الرحمن الرحیم

بسیار سپاسگزارم بخاطر بحث خیلی مهم و خوبتون!

ببینید تجربه ثابت کرده آدما درمورد چیزایی که اطلاعی ازش ندارن متواضع تر هستند!!! یعنی چون چیزی در مورد فلان موضوع نمیدونن میشه به راحتی با دادن اطلاعات غلط یه برداشت غلطی رو تو ذهنشون کاشت!

یکی از مشکلاتی که گستردگی علم ایجاد میکنه همینه, همه مردم نه وقت و نه انرژی کافی برای دونستن تمام علوم دارن, مثلا من اگه 30 سال از عمرم رو میذارم و نهایتا میتونم فوق تخصص تو یکی از شاخه های علوم پزشکی بشم, طبیعتا از ریزه کاریای رشته متالوژی هیچی نمیدونم!! واین میشه شروع سوء استفاده های رسانه ها از ما!

هرچی که گفته میشه, ما میپذیریم, چون چاره ای نداریم!

مهم اینه که به چه رسانه ای اعتماد کنیم!

بازم هممون میدونیم که هیچ رسانه ای بی طرف نیست, پس برای پیدا کردن منبع خبری مون به پیشینه و جبهه گیری اون منبع دقت میکنیم که آیا با اعتقادات ما جور درمیاد یا نه!

یعنی یه سری اصولی داریم و اونا میشن چارچوب بندی ذهنی ما, بر مبنای اون رسانه مورد قبولمونو انتخاب میکنیم! ممکنه این رسانه همیشه خبرهای درست رو بهمون منتقل نکنه, ممکنه دروغ بگه(در راستای همون بی طرف نبودن) !

و یه موضوع دیگه, من این شورشیایی که فرمودید رو اصلا نمیشناسم کی هستند, چی هستند!Big Grin اما مثلا درمورد مصر! من نمیدونم دقیقا واسه چی مردم اینجور بهم ریختن و شورش کردن, بخاطر اسرائیل بوده, بخاطر سلفی ها بوده, بخاطر سوریه بوده یا بخاطر مشکلات اقتصادی خودشون بوده یا ...

ولی یکی از چارچوب های ذهنی هممون درمورد دموکراسی اینه که باید رای اکثریت رو پذیرفت و وقتی اکثریت به آقای x رای دادن باید تا آخر دوره ریاست جمهوری تحملش کنن, نمیشه که هرروز یه عده بریزن تو خیابون که ما به خواسته خودمون نرسیدیم! (البته باید رفتارهای اون فرد هم در محدوده قانون باشه, تازه اگرم اینطور نبود باید یه گروه خاصی تو کشور باشن تا اینو تشخیص بدن نه مردم عادی)

این میشه هرج و مرج!



[b]پس من با این چیزایی که پذیرفتم به این نتیجه میرسم که این اتفاقا تو مصر اصلا درست نیست, حتی اگه خواسته اغتشاش گرا تو مصر به نفع ما باشه!

+ نمیخوام بحث رو منحرف کنم به سمت مصر و اتفاقای اون, این فقط یه مثال بود!
گفتم : می دونی حضرت آقا امسال را سال جهاد اقتصادی نامیده ؟

گفت : تو اگر گفتی رئیس جمهور آینده کیه ؟

گفتم : به نظرت چرا آقا محور حرکتهای دولت و مردم را جهاد اقتصادی قرار داده ؟

گفت : اگر گفتی کی تو دولت از همه زلال تره ؟

گفتم : حواست کجاست ؟ من دارم درباره جهاد اقتصادی و منویات حضرت آقا صحبت می کنم ؟

گفت : اتفاقا همین آقا اگر بگه زنت نا محرمه و برتو حرومه ، زنم را ترک می کنم .

گفتم : یعنی می خوای بگی ولایت را قبول داری ؟

گفت : آخ که دلم چقدر برای ولایت تنگ شده !

گفتم : بابا منظورم ولایت فقیه بود ! چرا تو باغ نیستی ؟

گفت : بله که قبول دارم ، ولی فقیه هم لابد یک چیزی تو مایه های همون سلاطینه سابقه فقط باید فقیه هم باشه مثل همون کوروش و داریوش خودمون ! که خداییش خیلی هم مقدس بودند و مکتب ایرانی مدیون این بزرگانه !

گفتم : اونقدرحرفهای حاشیه ای زدی که اصلا سوال اولم یادم رفت !

گفت : بس که ما دار و دسته زلالیم !

گفتم : خوب حالا ، برام از آقا و دستور جهاد اقتصادی بگو !

گفت : دستور دادیم کتابش را بنویسند، بنرها را نصب کنند و چند همایش هم برگزار کنند .

گفتم : ای بابا، باز هم که تو حاشیه ای، چرا شما دار و دسته هیچوقت نمی خواهید به اصل بپردازید ؟

گفت : راستشو بگم ؟ اگر یک حیوان چهارپا را با پالان کج دنبال خودت بکشی، هرکاریش کنی از مسیر اصلی منحرف می شه و به حاشیه راه می ره، آخه تقصیر خودش که نیست ، پالانش کجه !!!

گفتم : الا یا ایها المدیر ناشی

علیک باالمتون لا بالحواشی

(۲۸/تیر/۹۲ ۶:۳۲)مجید املشی نوشته است: [ -> ]
واقعا یه چکی بکنیم. حدس میزنم به آمار جالبی در مورد خودمون برسیم!!!


احتیاج به چک کردن نیست. کافیه یک سری تاپیک را در همین تالار باز کنین و بخونین:
تا جایی که من دیدم وقتی اعضای این سایت حتی اونهایی که خیلی ادعای فهم و کمال دارن در بحث کم میارن سریع شروع به تخریب شخصیتی طرف مقابل می کنن.
یعنی چون پاسخ منطقی به استدلالهای فرد مخالف ندارن شروع به نقد شخصیت اون فرد می کنن!
بعد هم چون این سایت کلا فضایی بسته ای داره و تفکرات مختلف درش جایی ندارن با حذف پستها یا در نهایت مسدود و محروم کردن مخالفان تظاهر می کنن که خودشون درست می گن!
فکر می کنم توهم دانایی را نه مخالفان شما بلکه بر عکس شما و اطرافیانتون داشته باشین برادر عزیز


(۲۹/تیر/۹۲ ۱۹:۱۰)فرمیسک نوشته است: [ -> ]فکر می کنم توهم دانایی را نه مخالفان شما بلکه بر عکس شما و اطرافیانتون داشته باشین برادر عزیز
دقیقاً موضوع همین هست: تا زمانی که سخنی رو نشنیدیم نباید اعتبار بدیم به فکری که در موردش می‌کنیم.

(۲۸/تیر/۹۲ ۶:۳۲)مجید املشی نوشته است: [ -> ]فرض کنیم می خوایم راجع به شورشی های ببرهای تامیل در افریقا صحبت کنیم!
این یه بحثه!
طرف های بحث های کننده هم دوستانمون هستن که مثلا دانشجوی سال فلان در رشته ی فلان هستن!
خب می خوایم بحث رو شروع کنیم! دیتاهامون از کجاست؟!!!
ته تهش دیروز اخبار در مورد این شورشی ها خبری پخش کرده و یهو این مسئله الان شده بحث ما!

توی این بحث مثل فردی که از تمام جوانب موجود در اون کشور آگاهه نظراتی در مورد چگونگی اداره ی اون کشور با سازوکار خاصی میدیم!
مثلا فلان گروه باید توی اون کشور روی کار بیاد. اونوقت همه چیز سرو سامان خواهد گرفت!
و جالب اینجاست که اگر کسی نظر دیگه ای هم داشته باشه میگیم که نــــــــــــه. اینطوری که شما میگی نمیشه که!

آیا به نظر شما ما به عنوان افراد بحث کننده در این مورد، می توانیم به تحلیل درستی در مورد این موضوع برسیم؟!!!

آیا نیاز به داشتن اشرافی به مسائل مختلف در اون حوزه نیست؟! یا اینکه اطلاعات موردنظر در اون حوزه رو از چه طریقی و با چه منبعی به دست میاریم اهمیتی نداره؟!
با خانم MYNK موافقم.

نمیشه بطور کلی گفت که بدون اطلاعات جزئی نباید هیچ نظری داد.
مثلاً وقتی ما در مورد شورشی‌های ببرهای تامیل حرف می‌زنیم به عنوان یک دادگاه در محکومیت اونها حکم صادر نمی‌کنیم، بلکه منظورمون همون ببرهای تامیل ِ بد ِ توی اخبار هست. یعنی ما داریم نوعی تحلیل از شرایطی که شنیدیم میدیم و براساس اطلاعاتی که از اخبار شنیدیم، نه اینکه فکر کنیم اطلاعاتمون درباره‌ی ببرهای تامیل حتماً عین واقعیت هست. شاید منظور شما هم همین باشه که بعضی مواقع با اینکه خودمون هم میدونیم که اطلاعاتمون محکم نیست در موردش حرف میزنیم.

گذشته از این، ما براساس کلیت مسئله، و با استفاده از قضایای کلی میتونیم در مورد هر قضیه‌ای تحلیل بدیم!(الآن با خودشون میگن: بفرما! یک نمونه‌ی زنده‌ی جانور مورد بحث!Big GrinBig Grin)

مثلاً ما می‌دونیم که غربی‌ها برای اینکه آفریقایی‌ها سروسامون نگیرن به گروه‌های شورشی پول و سلاح میدن.
جایی که امنیت نداشته باشه، کسی برای سرمایه‌گذاری نمیره.
جایی که سرمایه‌گذاری نشه اقتصاد قوت نخواهد گرفت.
جایی که اقتصاد رو پا نباشه، زمینه برای راه‌های غیرقانونی تأمین مالی فراهم میشه.

شرایط این کشورها به اندازه‌ی کافی بد هست، ولی این گروه‌ها هم به عنوان تشدید کننده‌ی این دور باطل استفاده میشن تا تلاشهای دولتشون برای بهتر کردن وضع بی‌نتیجه بمونه. الآن هم نه اینکه من در مورد خائن بودن این گروه شورشی نظر داده باشم، بلکه اون گروه شورشی که داریم در موردش حرف می‌زنیم همون هست که توی اخبار داشت میگفت، و اگر براساس تحلیل ما قرار باشه برخوردی با گروهی که در واقعیت وجود داره انجام بشه، اون وقت هست که نیاز به اطمینان از صحت اطلاعات پیدا میکنیم.

(۲۸/تیر/۹۲ ۶:۳۲)مجید املشی نوشته است: [ -> ]بماند که اصلا آیا نیــــــــاز به داشتن اطلاعی در این زمینه داریم؟!!!(موضوع تاپیک بهـینه سـازی در زندگی )
ببینید، فرمایش شما در مورد لزوم بهینه‌سازی درست هست، اما قبل از دونستنشون چطور میتونیم مطمئن باشیم که بهشون نیاز نداریم؟

مثلاً در همین مورد ببرهای تامیل! اتفاقاً دونستن وضعیتی که در بعضی از مناطق آفریقا وجود داره و کمک نکردن غربی‌ها به دولت‌های مستقل و برعکس ضربه‌هایی که به صورت‌های مختلف بهشون میزنن میتونه برامون روشن کنه که چرا بعضی مناطق آفریقا همچنان بشدت فقیر مانده‌اند، و ماهیت حرفهای انسان‌دوستانه‌ی دولت‌هایی که بجای کمک به اینها به شورشی‌ها امکانات میدن چی هست، و ماهیت اخباری که می‌شنویم فلان ابر شرکت یا فلان بازیگر هالیوودی کمک‌های انسان‌دوستانه کرده چی هست.

یعنی هر بخشی از حقیقت به نوعی در فهم بهتر باقی حقیقت کمک میکنه.
صفحه: 1 2 3 4 5 6
آدرس های مرجع