با سلام خدمت دوستان
نقل قول:ارزش والای او به قدری بود که فرهنگ منحط معاصرش از شناخت او عاجر ماند.
ویژگی های او نشانگر شناخت عمیقش از مسائل ایران و جهان بود.
از طرف دیگر سرسپردگی اش به منافع ملی و اسلام و عدم عدول از گفته های خود و پشت نکردن به منافع مردم است.
خدمت دوستان خوبم باید عرض کنم که این جملاتی که دوست عزیزمون فرمیسک دارند اینجا کپی پیست می کنند از کتاب "جامعه شناسی نخبه کشی" آقای رضا قلی است که در آن دو پهلو صحبت کردن و تحلیل های من در آوردی و توهین به مردم عزیز ایران به وفور پیدا می شه. کتابی که اصلاً معلوم نیست کتاب جامع شناسی است یا اثر تاریخی و یا اثر ادبی ! کتابی که در بخش های مختلف به مردم و ملت ایران توهین های بد و ناروایی کرده است .
نیازی نیست
فساد دستگاه اداری مملکتی را که
بازتاب شخصیت فرهنگی ملی ایران است را توصیف کنیم" ص135
"
ایرانیان به
سود جویی نا مشروع و درآمد ناشی از غیر کار،
علاقه ی وافری دارند."
ایشان تمام مشکلات مردم ایران در فرهنگشان خلاصه می کند بدون آنکه تحلیل و بررسی ارایه دهد و ایرانی ها را افراد بی فرهنگی می داند که ظاهراً دیگر امیدی به آنها نیست !
اما همانطور که مشخص است فرهنگ اصلی ایران بر اساس آموزه های باستانی ، دین زرتشت و بعد از آن اسلام شکل گرفته است . بعد از ورود اسلام به ایران ، اسلام نقش مهمی در شکل گیری و تغییر فرهنگ ما داشت ، فرهنگی که ما را به الهی بودن سوق داد . اما خرده فرهنگ های بیگانه نیز در شکل گیری این فرهنگ موثر بود . با این صحبت ها کاملاً مشخص است که این نویسنده چرا انقدر به فرهنگ مردم ایران تاخته است و امیدی به اصلاح آن ندارد .چون مشکل این فرد با فرهنگ اسلامی است . این فرد می خواهد اسلام را هدف قرار دهد . منظور از فرهنگ منحط اسلام است . بی دلیل این کتاب را به چاپ 36 نرسانده اند آن هم با قیمت بسیار اندک 7 هزار تومان
نقل قول:ارزش والای او به قدری بود که فرهنگ منحط معاصرش از شناخت او عاجر ماند.
منظور ایشان از فرهنگ منحط چیست ؟ آنچه که بدیهی و روشن است ، در زمان مصدق فرهنگ غالب فرهنگ اسلامی بود که در نتیجه همین فرهنگ بود که انقلاب سال 57 به ثمر نشست . البته جریان های انحرافی نیز در کشور فعالیت داشتند . چه کسی در آن زمان حامی اصلی مصدق بود ؟ چه کسی تا آخرین روز پشت او بود ؟ کسی غیر از آیت الله کاشانی بود ؟ اما دیدم افراد وابسته به جریان های انحرافی صبح روز کودتا با او بودند و عصر آن روز بر علیه مصدق شعار می دادند . فرهنگ غالب معاصر زمانش همان فرهنگ صحیح ایرانی اسلامی بود . اتفاقاً افرادی مثل آیت الله کاشانی و امام خمینی خوب او را شناخته بودند و با هوشیاری رفتار او را رصد می کردند .که در ادامه کمی بیشتر مسئله شکافته خواهد شد
نقل قول:از طرف دیگر سرسپردگی اش به منافع ملی و اسلام و عدم عدول از گفته های خود و پشت نکردن به منافع مردم است
معلوم نیست آقای رضا قلی بر اساس کدام سند و شواهد تاریخ آقای مصدق را به اسلام معتقد می داند کسی از دشمن ترین افراد نسبت به اسلام بود . مصدقی که تحت حمایت او بدترین توهین ها را به اسلام می کردند . واقعاً این فرد به اسلام معتقد بود ؟! واقعاً جای سوال است که آقای رضا قلی این اطلاعات شاذ تاریخی را از کجا آورده است ؟ آنقدر بحث توهین به اسلام تحت لوای مصدق روشن بود که در آخرین نامه آیت الله کاشانی به مصدق یک روز قبل از کودتا ، آیت الله کاشانی می نویسد که " شما من را لکه حیض کردید و خانه ام را سنگ باران کردید... " . زمانی که بدترین توهین ها به اسلام و روحانیت می شد ، چگونه ایشان مصدق را به اسلام معتقد می داند ؟
می دونید دوستان چرا ما به نقطه مشترک در بحث نمی رسیم ؟ علتش فقط تعصب افراطی هست . تعصب همیشه جلوی چشم ها رو می گیره تا شما واقعیت رو نبینید . آیا برای شما سوال نشده چرا بعد از این همه سال از آن تاریخ ، در رسانه های صوتی و تصویری وابسته به غرب و ضد اسلام ، مدام محمد مصدق یک بت دست نیافتنی می شود و یک قهرمان ملی ، اما آیت الله کاشانی فردی خیانت کار و ضد ایران ؟!
" یک ساعت فکر برتر از هفتاد سال عبادته "
سعی می کنم در ادامه به برخی از مطالب اشاره کنم باشد که دوستان تفکر کنند
نقل قول:دکتر مصدق به مکتب و مسلک خاصی (از نظر سیاسی) بستگی نداشت. او هرگز در مقام رهبری سیاسی و در دوران نخست وزیری به مردم که صادقانه او را دوست داشتند دروغ نگفت و هیچگاه قدمی در راه فریب مردم برنداشت و هرگز بر سر منافع ایران و مصالح توده های ستمکش با بیگانگان و مزدوران آنها سازش نکرد.
نقل قول:مملکتی که رجال ندارد هیچ چیز ندارد مخالفت من با دیکتاتوری این بود که از خصائص دیکتاتوری یکی اینست که مملکت فاقد رجال و دیکتاتور رجل منحصر به فرد باشد. مصدق
اگر از طریق آزادی و دموکراسی نتوانیم کاری بکنیم از طریق اختناق و زور و قلدری برای مردم ناراضی نمیتوانیم کاری انجام دهیم. مصدق
کسی که این مطالب را نگاشته ظاهراً یا تاریخ نمی دانسته یا اهل تاریخ ساختن بوده است . مصدق در زمان رضا شاه قلدر به عنوان مشاور مخصوص فعالیت می کرد و بارها از رضا شاه تعریف می کرد و از ارادت و اعتقاد قلبی به او صحبت می کرد . مشاوران مخصوصی که یک تیم 8 نفره بودند و برای کمک به رضا شاه در سطوح مختلف حاکمیت بوجود امده بود . مستوفي الممالك، تقيزاده، فروغي، مشيرالدوله، مصدق، ميرزا يحيي دولت آبادي، حاج مخبرالسلطنه هدايت و حسين علاء که تمامی این افراد عضو لژهای فراماسونری بودند و به عنوان استادهای اعظم لژهای فراماسونری در ایران بودند که رهبری این جریانهای ماسونی را در دست داشتند . و حلقه ماسونی به رضا شاه خط دهی می کردند . کسانی که با جریان های فراماسونری در ایران آشناییت دارند ، قطعا افراد نامبرده را به خوبی می شناسند که در چه درجه و رتبه بالای از تشکلات ماسونی بودند . حال فردی مانند مصدق با فردی مانند فروغی که ماسون درجه 33 بود هم رتبه شده بود . متاسفانه بمباران تبلیغاتی غرب باعث شده که به این ویژگی بسیار مهم مصدق اشاره نشود و این موضوع در پیچ و خم تاریخ گم شود و با تحریف تاریخ فردی که حامی رضا شاه و دیکتاتوری بود را مخالف آن نشان دهند ! واقعاً مصدق به هیچ مسلکی وابسته نبود ؟! آیا او با دیکتاتوری مخالف بود ؟ همان کسی که حامی رضا شاه بود در ادامه چون بنده خانزاد در مقابل خاندان سلطنتی پهلوی کرنش می کرد و دست ثریا را می بوسید و در برابر محمدرضا کرنش و تعظیم می کرد . واقعاً ایشان مخالف دیکتاتوری بود ؟
مصدقی که قدرت قانون گذاری را به بهانه نفت از مجلس گرفت و قدرت قانون گذاری را به خود داد کاری که دیکتاتوری بزرگی بود که این عملکرد نیز در تبلیغات رسانه های غربی به نفع مصدق پنهان شده است، کسی که در برابر این دیکتاتوری ، مخالفت جدی ای کرد آیت الله کاشانی بود ، در ادامه مصدق به خاطر همین مخالفت ها کار را به جایی رساند که مجلس را منحل کرد . و آیت الله کاشانی اعلام کرد که این رفتار دیکتاتوری بود که مصدق انجام داد . معنای دیکتاتوری چیز دیگری غیر از این است ؟
دوستان مبادا رسانه هایی که وابسته به غرب و جریان های صهیونیستی هستند ما را با بمباران تبلیغاتی فریب دهند و واقعیت های تاریخی را تحریف کنند و به خورد ما دهند . ایکاش کمی تفکر کنیم در این مورد .
نقل قول:وقتی که مصدق ،در مقابل توطئه های استعمار گران تنها ماند ، علما و نخبگان ، کجا بودند ، در پای منبر خاموشی بودند .
دوست خوبم ایکاش بجای این همه تعصب کمی وقت می گذاشتید و تاریخ را مطالعه می کردید تا واقعیت برایتان روشن شود .
مصدق با حمایت های چه کسی به مقام نخست وزیری رسید و زمانی که از نخست وزیری استعفا داد و قوام السلطنه به دستور شاه نخست وزیر شد ، چه کسی با مخالفت سر سختانه باعث شد شاه عقب نشینی کند و دوباره مصدق را نخست وزیر کند ؟ کسی غیر از آیت الله کاشانی بود ؟ محمدرضا که بعد از استعفای مصدق هر کاری کرد تا موافقت آیت الله کاشانی را با نبود مصدق جلب کند اما با سر سختی آیت الله کاشانی مجبور شد به خواسته آیت الله کاشانی تن دهد و مصدق دوباره نخست وزیر شد . مصدق با حمایت و پشتوانه چه کسی به مجلس راه پیدا کرد ، کسی غیر از آیت الله کاشانی بود ؟ آما مصدق بعد از نخست وزیری مجدد با آیت الله کاشانی چه کرد ؟ بعد از نخست وزیری مجدد مصدق بدترین توهین ها به آیت الله کاشانی و اسلام شروع شد و حتی کار به جایی رسید که بعد از آن همه تبلیغات و توهین ها علیه آیت الله کاشانی یکی از اقوام و نزدیکان مصدق که برای دستگیری آیت الله کاشانی رفته بود به صورت آیت الله کاشانی سیلی زد که بعد از این کار مصدق به او یک عنوان و منصبی در دولت داد . حتی یک روز قبل از کودتای 28 مرداد ، آیت الله کاشانی به مصدق در مورد کودتا هشدار می دهد
"حضرت نخست وزير معظم جناب آقاي دكتر محمد مصدق دام اقباله
گر چه امكاني براي عرائضم نمانده، ولي صلاح دين و ملت براي اين خادم اسلام بالاتر از احساسات شخصي است و علي رغم غرض ورزيها و بوق و كرناهاي تبليغات، شما خودتان بهتر از هر كس مي دانيد كه همّ و غمم در نگهداري دولت جنابعالي است كه خودتان به بقا آن مايل نيستيد.(!) از تجربيات روي كار آمدن قوام و لج بازي هاي او بر من مسلم است كه مي خواهند مانند 30 تير يك بار ديگر دولت را تنها گذاشته و قهرمانانه برويد. عرض اينجانب در خصوص اصرارم در عدم اجراي رفراندوم را نشيندند و مرا لكه حيض كرديد. خانهام را سنگباران و ياران و فرزاندانم را زنداني فرموديد و مجلس را كه ترس داشتيد شما را ببرد بستيد و حالا نه مجلسي است و نه تكيه گاهي براي ملت گذاشتيد . زاهدي را كه من با زحمت در مجلس تحت نظر و قابل كنترل نگه داشته بودم با لطايف الحيل خارج كرديد. و حالا همان طور كه واضح بوده در صدد به اصطلاح كودتاست. اگر نقشه شما نيست كه مانند 30 تير عقب نشيني كنيد و به ظاهر قهرمان زمان بمانيد و اگر حدس و نظر من صحيح نيست كه همان طور كه در آخرين ملاقاتم در دزاشيب گفتم و به هندرسن هم گوشزد كردم كه آمريكا ما را در گرفتن نفت از انگليس ها كمك كرد و حالا به صورت ملي و دنيا پسندي مي خواهد به دست جنابعالي اين ثروت را به چنگ آورد، و اگر واقعاً با ديپلماسي نمي خواهيد كنار برويد اين نامه من سندي در تاريخ ملت ايران خواهد بود كه من شما را با وجود همه بدي هاي خصوصيتان نسبت به خودم، از وقوع حتمي يك كودتا وسيله زاهدي كه مطابق با نقشه خود شماست آگاه كردم كه فردا جاي هيچ گونه عذر موجهي نباشد. اگر به راستي در اين فكر اشتباه مي كنم با اظهار تمايل شما سيد مصطفي (فرزند آيت الله) و ناصر خان قشقايي را براي مذاكره خدمت مي فرستم. خدا به همه ما رحم بفرماييد . ايام به كام باد. سيد ابوالقاسم كاشاني "
دوست من تاریخ واقعی و تاریخ ساختگی که غربی ها به ما دیکته کرده اند و مدام ما را زیر بمباران این تبلیغات قرار می دهند خیلی فرق دارند .
لحظه ای تفکر...