(۲/اردیبهشت/۹۳ ۱۱:۴۶)bidel نوشته است: [ -> ]قرار نیست یک نظم توسط موجودی با شور به وجود بیاد.
چشمه های کوهستان رو تصور کنید. این یک چرخه ی کامله. که یه قسمتی اش همون چشمه هایی هستن که از قله به دامنه میان. آیا کسی بوده که مسیر این چشمه رو تایین کنه؟ کار خدا بوده؟ من می گم نه. چون:
1- آب به خاطر جاذبه ی زمین متمایله که پایین بیاد پس به سمت دامنه میره.
تا اینجاش که قانون جاذبه بود نه خدا
2 - آبی که پایین میاد به سنگ و درخت و مانع می رسه. پس از کنارش دور می زنه و رد می شه
این هم قانون جاذبه و اسطکاک بود و خبری از خدا نیست.
3 - آخر سر یک مسیری به وجود می یاد که در اصل کوتاهترین( و کم مانع ترین ) مسیر به دامنه است.
دیدید که خبری از خدا نبود. همه انتخاب طبیعی بود. خدا نیومد به آب امر و نهی کنه از اینجا برو و از اونجا برو. اما چشمه کوتاه ترین مسیر رو داره. در حالی که این مسیر هوشمندانه نبوده.
می خوام بگم برای تولید نظم نیازی به هوشمندی نیست. همین جوری هم تولید می شه.
در ضمن آقای سید ابراهیم من گفتم که با روش های فعلی نمیشه توحید رو اثبات کرد. یعنی با روش مستقیم توحید اثبات شدنی نیست بلکه باید به روش های غیر مستقیم متوسل شد. یعنی بگیم عدم وجود توحید چه مشکلاتی داره
شما داری جریان منظم رو وصف می کنی
مغلطه ای مضحک
مثل اینکه من یک ماشین رو روشن کنم و فرایند ها رو با توجه به قوانین فیزیک توضیح بدم بعدم بگم نیازی به مخترع وجود ندارد

(۲/اردیبهشت/۹۳ ۱۱:۴۶)bidel نوشته است: [ -> ]در ضمن آقای سید ابراهیم من گفتم که با روش های فعلی نمیشه توحید رو اثبات کرد. یعنی با روش مستقیم توحید اثبات شدنی نیست بلکه باید به روش های غیر مستقیم متوسل شد. یعنی بگیم عدم وجود توحید چه مشکلاتی داره
این روش غیر مستقیم که شما می فرمایید همون برهان خلف است که جزء روش های فعلی محسوب میگردد. بنده در این جا به این مبحث پرداخته ام:
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-15...#pid107861
خوب من سوالم از جناب bidel با توجه که گفته اند من یک مسلمانم این است که شما چگونه برای خود اثبات کردید که خدا هست؟
امیدوارم مثل جناب namekarbary اظهارشان نسبت به اعتقاد به خدا منجر به اظهار متناضشان در اثبات قطعی عدم وجود خدا نشود
از کلام حضرت علی فهمیدم که در ایمان به خدا از دو رشته استفاده کنید:
1 - رشته ی عقل که در هر انسانی وجود داره و غیر قابل انکاره. می شه با کمک عقل و تفکر این رشته رو محکم کرد
2 - رشته ی حب که در هر انسانی وجود نداره، اما در دل شیعه وجود داره. می تونه با علاقه و عشق به اهل بیت و معصومین اون رو تقویت کنه.
استفاده از هر دو لازمه. اگه فقط محبت باشه ذخرش ارتجاع و افراط به وجود میاد. اگه فقط عقل باشه آخرش کفر و اسلام زدگی حاصل میشه.
باید اول از عقل استفاده کرد و هر کجا کم آوردین به محبت پناه ببرین. البته باید بگم باید ته عقل در بیاد. بعدش محبت. اینجوری اعتدال رعایت می شه و ایمان عقلی استحکام زیادی داره. ایمان عقلی با ایمان حبی دیگه جای خود داره!
رشته محبت رو هم من نمی تونم واسه شما درست کنم. کسی نمی تونه با مرثیه و نوحه و شعر و برنامه فرهنگی شما رو عاشق اهل بیت و خدا کنه. بلکه خودتون در زندگی چیز هایی دیدید. کافیه به قلبتون رجوع کنید. دیروز تو این تالار حرفی رو از شهید چمران خوندم:
عقل عاشق می شود
و عشق عاقل می شود
آنگاه تو شهید می شوی
کم حرفی نیست. قابل تامله.
(۲/اردیبهشت/۹۳ ۱۱:۵۹)bidel نوشته است: [ -> ]باید اول از عقل استفاده کرد
خوب از طریق استفاده عقلی خود و براهین اثباتی خود از طریق عقل برای ما بگید
من متوجه یه مشکلی شدم. که دلیلش سرعت کم تالاره. پاسخ ها پیش و پس فرستاده شدن
مثلا ارسال 60 باید قبل 59 می بود.
(۲/اردیبهشت/۹۳ ۱۲:۰۶)bidel نوشته است: [ -> ]من متوجه یه مشکلی شدم. که دلیلش سرعت کم تالاره.
دوست عزیز نگران نباشید اون مشکلات هم یکم صبر کنید با توجه به قوانین احتمالات و نظریه داروین با انتخاب طبیعی حل میشه!

مجدد عرض می کنم خدمت شما
(۲/اردیبهشت/۹۳ ۱۱:۵۹)bidel نوشته است: [ -> ]باید اول از عقل استفاده کرد
خوب از طریق استفاده عقلی خود و براهین اثباتی خود از طریق عقل برای ما بگید که چگونه عقلاً خدا را اثبات کردید
شروعش از کجا به چه طریق و با تمسک به چه برهان عقلی و منطقی بوده
من دارم می گم عقل توی اثبات توحید کم میاره اما روش برعکسش رو می نویسم:
ایران رو در نظر بگیرید. به نظر شما چگونه انقلاب شد. آیا خمینی کبیر زوایا رو نسنجید؟
زوایا اینجوری بودن. قبل از انقلاب فقر بود. فحشا بود. جامعه ی پوسیده بود. عزتی وجود نداشت. تازه اش هم خمینی کبیر با عقل کاملی که داشت حتما بعد انقلاب رو حدس زده بود
بعد انقلاب چی داریم؟ هنوز فقر هست. هنوز فحشا هست. هنوز جامعه ی پوسیده هست. فقط یه عزته که اضافه شده.
پس چرا تلاش برای انقلاب شد؟ چه فایده ای داره؟ چرا تلاش کنیم وقتی نتیجه اش رو نسل های بعد می بینن و اونا هستن که زندگی اشون خوب میشه؟ معلومه. اعتقاد به معاد سبب این مسئله میشه. همین طور پویایی جامعه به دنبالش میاد. و توحید به نظر ما می رسه.
در اصل توحید و معاد سبب پویایی جامعه می شن. سبب پیشرفت می شن. سبب می شن که شهدای هشت سال دفاع مقدس رو داشته باشیم.
حالا فکر نمی کنید که یه حکمتی توی توحید و معاد وجود داره؟ ایجاست که می فهمیم ما آفریده نشدیم که فقط بپرستیم. بلکه با اعتقاد به توحید می شه به این ارزش ها رسید.
در ضمن کاچی به از هیچی. داروینیسم به جهان پس از مرگ اعتقاد نداره اما اسلام داره. چه فرقی می کنه؟ من میگم یه آخرتی هم هست. تازه وقتی برای آخرت تلاش می کنم در اصل دارم اصول انسانی و دنیوی رو هم رعایت می کنم. پس به نفعمه که به اینها اعتقاد داشته باشم. این به نفع من و جامعه ی من هست.
انسان در جامعه معنی پیدا می کنه.
این اصلی هست که ما از اسلام استخراج کردیم و وارد منشور گروه سرخ شد.
باید از هر تفکری که به نفع و صلاح اکثریت باشه و اون جامعه رو ارتقا میده، استقبال کنیم. این همون دلیلی هست که میگم اسلام بهتره. چون معاد و توحید از سست عنصری جلو گیری می کنه. شهدا با توسل به معاد و توحید بود که جونشون رو در راه مردم ایران دادن.
بهتره یک نگاه ماکروسکوپی به تاثیر اسلام و سایر مکاتب در جوامع بندازین. بهتره یه رصدی بکنید ببینید آیا جامعه اسلام پتانسیل بهتر شدن رو داره یا جامعه غیر اسلام یا حتی ضد اسلامی
(۲/اردیبهشت/۹۳ ۱۲:۰۶)bidel نوشته است: [ -> ]من متوجه یه مشکلی شدم. که دلیلش سرعت کم تالاره.
دوست عزیز نگران نباشید یکم صبر کنید با توجه به قوانین احتمالات و نظریه داروین که مورد قبول خود شماست اون مشکلات هم با انتخاب طبیعی حل میشه!
مجدد عرض می کنم خدمت شماباتوجه به اینکه شما عنوان کردید که مسلمانید:
(۲/اردیبهشت/۹۳ ۱۰:۴۶)bidel نوشته است: [ -> ]درسته که من یک مسلمان هستم.
بر طبق عرایض خودتان هم برای اعتقاد به وجود خدا که از اول شروط مسلمانی است از عقل هم بهره جستید در مسلمان شدن خود:
(۲/اردیبهشت/۹۳ ۱۱:۵۹)bidel نوشته است: [ -> ]باید اول از عقل استفاده کرد
خوب از طریق استفاده عقلی خود و براهین اثباتی خود از طریق عقل برای ما بگید که چگونه عقلاً خدا را اثبات کردید
شروعش از کجا به چه طریق و با تمسک به چه برهان عقلی و منطقی بوده
به حاشیه ها هم نپردازید لطفا!
من پرسیدم:
(۲/اردیبهشت/۹۳ ۱۱:۳۰)III I III نوشته است: [ -> ]سوالم از جناب bidel با توجه که گفته اند من یک مسلمانم این است که شما چگونه برای خود اثبات کردید که خدا هست؟
امیدوارم مثل جناب namekarbary اظهارشان نسبت به اعتقاد به خدا منجر به اظهار متناضشان در اثبات قطعی عدم وجود خدا نشود
شما در پاسخ فرمودید برای اثبات خدا برای خودتون:
(۲/اردیبهشت/۹۳ ۱۱:۵۹)bidel نوشته است: [ -> ]باید اول از عقل استفاده کرد
خوب از طریق استفاده عقلی خود و براهین اثباتی خود از طریق عقل برای ما بگید که چگونه عقلاً خدا را اثبات کردید
شروعش از کجا به چه طریق و با تمسک به چه برهان عقلی و منطقی بوده
به حاشیه ها هم نپردازید لطفا!

به به. چه قدر خوب که این همه مشارکت می کنین.
اما خوب دوستان که توقع ندارن به این همه ارسال دونه دونه جواب بدم؟!
اگر کسی مایل بود به پستش جواب بدم، یا پرسشی داشت دوباره مطرح کنه لطفا. (یکی یکی)