(۳۱/فروردین/۹۳ ۱۳:۱۶)III I III نوشته است: [ -> ]و بعد به این شکل معتقد است برهان نظم رو انکار کرده
یعنی برایش عددی کمتر از 0000000000000000000000001/0 درصد از شکل گیری نظم عالم به طور تصادفی کفایت می کند که ناظمی می خواهد نظم این عالم
عبارات من بر اساس همین اظهارات این خداناباور است دوست من

آره این ایرادیه که از خودش نیاورده و ایرادیه که به برهان نظم میارن! تو ویکی هم سرچ کنید پیدا می کنید!
در واقع گفته می شه، احتمال اینکه یک نفر در یک قرعه کشی بین 1 میلیون نفر برنده بشه 0.000001 هست! اما آیا برنده شدن در این قرعه کشی نیاز به تقلب داره؟
این استدلال برای فرار از موضوع استدلال خوب و منطقی ای هست! اما نمی تونه برهان نظم رو از زیر سوال ببره!
بعدا در مورد این استدلال صحبت می کنم!
نقل قول:یه نگاهی انداختم به تاپیک و دیدم که تا جایی حرف همه درست بود.
ذهنیت غلطی که اکثرا از خداناباوران دارن در مورد زندگی دنیوی اونهاست. اونا می گن که زندگی دنیوی رو باید نهایت استفاده برد. این یعنی چی؟ صبح بری سر کار، عصر بیرون عشق و حال، شب هم بری کره خوری؟ اگه این یعنی نهایت استفاده پس لعنت به همون استفاده!
وقتی یه کسی مثل رامیندا که تا حالا ازدواج نکرده، همجنس گرا هم نیست، دوست دختر هم نداشته، حتی بار ها جونشو برای کشورش یعنی اتریش به خطر انداخته و در کل انسانیت واقعی رو تا حدی به غرب ثابت کرده( نمی گم کامل چون به علی نمی رسه)، میاد و کتاب می نویسه و احساسات خودش و منطق فکریش رو درباره ی خداناباوری می گه. آخرش هم میگه من از زندگی ام نهایت استفاده رو کردم. اونوقته که باید بفهمی نهایت استفاده از دید آتئیستی که اسطوره ی اتریشه همون نهایت استفاده ی واقعیه. کسایی هستن که میان هر کاری میکنن و برای توجیه خودشون ادعای آتئیستی می کنن. بهتره اشتباه غرب در مورد شیعه و وهابیت رو توی مکتب آتئیستی نکنید.
سلام دوست من. فکر می کنم بهتره برای این که حرفتون اثبات پذیر باشه، یا به امارهای گرفته شده از ما رجوع کنید. یا به کتابهای سردمداران اخلاق بی خدایی.
نقل قول:شما چی؟ کلی نماز روزه و حج و ذکات که آخرش چی؟ بری بهشت؟ بری پیش خدا؟ ما اومدیم اینجا گریه کنیم که خدایا منو بغل کن!؟!Crying مگه خدا یویو خلق کرده که بندازتمون تو دنیا بعدش برگردیم بهشت( که جای اولمون بود) نه خیر! ما اومدیم اینجا که چیزی رو ثابت کنیم و اون هم یعنی انسانیت. چیزی که توی خیلی از مکاتب نوظهور( البته منطقی هاش) بهش ارزش میدن. اما توی مذهب ما( با این که بهش توجه شد) فراموش شده.
خیر دوست من. اشتباه شما در یک نکته ی ظریف هست. شما نیومدید انسانیت رو ثابت کنید، اومدید مطیع فرمان خدا باشید:
"و جن و انس را نیافریدم جز براى آنكه مرا بپرستند" (قرآن)
اگر خدا گفت تمام انسان ها را هم سر ببر شما موظف به اطاعت هستی که این خلاف اومانیسم هست.
نقل قول:اتفاقا اومانیسم به معنای انسان محوری است. انسان محوری هم به معنای خود محوری نیست، بلکه به معنای جامعه محوری است. یعنی عدالت مساوات، عدم دروغ و فساد، عدم پذیرش ظلم و با رعایت انسانیت زندگی کردن. این تعبیر درست و به صرفه از اومانیسم هست. چون اگه اینجوری نمی شد این همه گسترش پیدا نمی کرد.
ما چیزی به نام قانون جنگل در فلسفه غرب نداریم. قانون ما براساس نظر خردمندان منتخب مردم نوشته می شه. ایشون می تونن از هر یک سردمداران مکاتب سیاسی/اجتماعی/اخلاق غرب که دوست داشتن سند بیارن. این عبارات چاله میدونی فکر نمی کنم جاش تو بحثای عقلانی باشه.
نقل قول:لپ کلام. اومانیسم، کمونیسم، لیبرالیسم، آتئیسم و... همه و همه با احکام و قوانین (صرفا) دنیوی اسلام موازی هستند و مغایرتی ندارند. اما در احکام و قوانین اخروی و ماورایی با هم در تضادن. ما الآن در دنیا زندگی می کنیم. نه در آخرت. در نگاه اول فرقی نمی کنه که کدومشون رو دنبال کنیم اما در نگاهی بهتر می فهمیم که همه ی این مکاتب سست عنصر هستند و به راحتی یک پیرو رو در شرایط بحرانی از خودش جدا می کنه اما اسلام این طور نیست و اون هم به خاطر معاد و توحیده
ما اسلام آغشته به بیانات روشن فکری که برای انسانی نشون دادن اسلام استفاده می شه رو به رسمیت نمی شناسیم. اسلام طالبانی رو هم به رسمیت نمی شناسیم. تنها اسلام برآمده از قرآن و حدیث رو به رسمیت می شناسیم، که اتفاقا نتیجه عملیش با تمام این مکاتب مغایر هست.
(۳۱/فروردین/۹۳ ۱۰:۵۷)III I III نوشته است: [ -> ]1- أَفِي اللّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ ﴿۱۰- ابراهیم﴾
آیا درباره خدا، پديد آورنده آسمانها و زمين ترديدى هست (10)
.
.
2- أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا ﴿۴۳﴾
آيا آن كس كه هواى [نفس] خود را معبود خويش گرفته است ديدى آيا [مىتوانى] ضامن او باشى (۴۳)
.
.
3- بَلْ يُرِيدُ الْإِنسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ ﴿۵- قیامت﴾
بلكه انسان مىخواهد در مهلتى كه در پيش دارد، فسق و فجور كند (لذا حق را منکر می شود)(۵)
.
.
4- وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيْهِمُ الْمَلآئِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ الْمَوْتَى وَحَشَرْنَا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلًا مَّا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ﴿۱۱۱-الانعام﴾
و اگر ما فرشتگان را به سوى آنان مىفرستاديم و اگر مردگان با آنان به سخن مىآمدند و هر چيزى را دسته دسته در برابر آنان گرد مىآورديم باز هم ايمان نمىآوردند (۱۱۱)
دوستان سعی کنید که یک نوزاد رو بگذارید در مقابل کیث وکیبورد و امیدوار باشید که بعد از چند میلیارد سال بر اساس علم احتمال می تواند تاپیک مورد نظر شما را تایپ کند.
البته می توانید بر اساس مبانی کاملاً علمی و عقلی و غیر احساسی خداناباوران حتی نوزاد هم نگذارید فقط کامپیوتر را روشن کرده مقابلش بنشینید و امیدوار باشد خود به خود بعد از نهایتاً چند ملیارد سال تاپیک مورد نظر شما سر از قسمت ارسالهای جدید تالار بیداری اندیشه دربیاورد.
خواهش می کنم به من هم نخندید چون کاملاً منطقی دارم بحث می کنم و عقلانی و نه احساسی بر اساس یافته های بزرگترین خداناباوران کل این عالم هستی منظم بدون نیاز به ناظم و خود به خود به وجود آمده است.
دیگر به وچود آمدن خود به خود یک تاپیک که چیزی نیست دوستان
پ.ن: خواب را می شود بیداری کرد، کسی که خود را به خواب بزند با لگد هم نمی شود...
قدیمی ها یه ضرب المثل خیلی خوبی داشتن که می گفت درخت گردکان با این بزرگی، درخت خربزه الله اکبر.
(به طرف درخت گردو رو نشون داده بودن و از این متحیر مونده بود که درختش چه قدر بزرگه و بعد خربزه رو نشون داده بودن و پیش خودش فکر کرده بود که درخت خربزه دیگه باید چه قدر بزرگ باشه!!!)
حالا شده حکایت شما که به ساخته شدن چیز حیرت اشراف داری و از اون ساخته شدن چیز حیرت انگیز دیگه ای رو نتیجه می گیری!!!
(البته کار نداریم که جهان غایت مند یا منظم یا هر چیز دیگه باشه یا نباشه. از تجربه جهان و در کل حیطه شناخت های عینی نمی تونیم گزاره های متافیزیک مطرح کنیم. فلسفه متافیزیک مقدم بر علوم تجربی هست - می تونید به نقد عقل محض مراجعه کنید.)
نقل قول:و اگر ما فرشتگان را به سوى آنان مىفرستاديم و اگر مردگان با آنان به سخن مىآمدند و هر چيزى را دسته دسته در برابر آنان گرد مىآورديم باز هم ايمان نمىآوردند (۱۱۱)
و نتیجه بدیهی این که اگر فرشتگان به سوی انسان فرستاده بشن، مردگان به سخن در بیان و هر چيزى دسته دسته در برابر انسان گرد آورده بشه، خللی به این حکم عقلانی و اثبات پذیر وارد نمی شه که خدا وجود نداره.
این خدا ناباور معتقد است بر اساس احتمالات می شود!
شما یک تعداد آجر همینجوری بیاندازی و تبدیل به خونه بشه:
(۱۵/آبان/۹۱ ۱:۲۷)namekarbary نوشته است: [ -> ]
![[تصویر: part5.png]](http://namekarbary.persiangig.com/bandishe/039/part5.png)
![[تصویر: part10.png]](http://namekarbary.persiangig.com/bandishe/039/part10.png)
![[تصویر: part11.png]](http://namekarbary.persiangig.com/bandishe/039/part11.png)
![[تصویر: part12.png]](http://namekarbary.persiangig.com/bandishe/039/part12.png)
![[تصویر: part13.png]](http://namekarbary.persiangig.com/bandishe/039/part13.png)
![[تصویر: part14.png]](http://namekarbary.persiangig.com/bandishe/039/part14.png)
![[تصویر: part16.png]](http://namekarbary.persiangig.com/bandishe/039/part16.png)
![[تصویر: part17.png]](http://namekarbary.persiangig.com/bandishe/039/part17.png)
و بعد به این شکل معتقد است برهان نظم رو انکار کرده
یعنی برایش عددی کمتر از 000000000000001 / 0 درصد از شکل گیری نظم عالم به طور تصادفی کفایت می کند که به وجود آمدن این عالم ناظمی نیاز ندارد
1- أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا﴿۴۳﴾
آيا آن كس كه هواى [نفس] خود را معبود خويش گرفته است ديدى آيا [مىتوانى] ضامن او باشى(۴۳)
.
.
2- بَلْ يُرِيدُ الْإِنسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ﴿۵- قیامت﴾
بلكه انسان مىخواهد در مهلتى كه در پيش دارد، فسق و فجور كند (لذا حق را منکر می شود)(۵)
.
.
پیشنهادمان به بعضی از کاربران این است که سعی کنند که یک نوزاد رو بگذارند در مقابل کیث وکیبورد و امیدوار باشند که بعد از چند هزار یا چند میلیون یا چند میلیارد سال بر اساس علم احتمال می تواند تاپیک مورد نظرش تایپ شده و ارسال شود.
البته بعضی از کاربران می توانند بر اساس مبانی کاملاً علمی و عقلی و غیر احساسی خداناباوران حتی نوزاد هم نگذارند فقط کامپیوتر را روشن کرده مقابلش بنشینید و امیدوار باشد خود به خود بعد از نهایتاً چند ملیارد سال تاپیک مورد نظرشان سر از قسمت ارسالهای جدید تالار بیداری اندیشه دربیاورد.
خواهش می کنم به من هم نخندید چون کاملاً منطقی دارم بحث می کنم و عقلانی و نه احساسی بر اساس یافته های بزرگترین خداناباوران کل این عالم هستی منظم بدون نیاز به ناظم و خود به خود به وجود آمده است.
دیگر به وچود آمدن خود به خود یک تاپیک که چیزی نیست دوستان
![[تصویر: happy.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/happy.png)
پ.ن: خواب را می شود بیداری کرد، کسی که خود را به خواب بزند با لگد هم نمی شود...
در ارسال بالا نوشته اند:
(۱۵/آبان/۹۱ ۱:۲۷)namekarbary نوشته است: [ -> ] خللی به این حکم عقلانی و اثبات پذیر وارد نمی شه که خدا وجود نداره.
و در این ارسال:
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-16...#pid158494
(۱۵/آبان/۹۱ ۱:۲۷)namekarbary نوشته است: [ -> ]این جانب عرض کنم که من معتقدم جهان مخلوق خداست
بدون شرح...
من فکر می کردم بحث تموم شده اما ظاهرا تازه شروع شده. خوب منم شروع می کنم... اما با یه مثال:
یادمه معلم فیزیک پیش دانشگاهیمون اومد و گفت: بچه ها به ماه دقت کنید... چرا جادبه اون رو سمت زمین نمی کشه؟ اگه جاذبه روش تاثیر آنچنانی نداره پس با کدوم نیرو داره توی مدار گردش می کنه.
یکم چرت و پرت گفتیم آخرش گفت:
این خلقت خداست. این معجزه است. ماه تو یه فاصله ی دقیقی از زمین مونده که نه میره و نه میاد!
اما من یه چی دیگه گفتم:
نه آقا! اینجوری ها هم نیست. اوایل خلقت زمین جتما دور زمین خیلی اجرام چرخش می کردن. اونایی که نزدیک بودن به زمین خوردن. اونایی که دور بودن که رفتن. فقط ماه ایت وسط موند.
جالب نبود؟ یه مثال دیگه می زنم. لابد شما فکر می کنید باید شق القمر کنیم تا بتونیم ارزن رو روی طناب پهن کنیم. اما من می گم نه! اگه ارزن رو روی طناب بپاشید. یه سریش می ریزن می رن. یه سریش می مونن روی طناب. دیدین چه راحت ارزن روی طناب پهن شد؟
دو تا مثال زدم که دو پدیده ی تصادفی رو نشون بدم. حالا می خوام یه چیزی بگم:
مکاتب غیر خدایی ریشه در داروینیسم دارن. یعنی در جهان همیشه چرخه ها و پدیده هایی بوده. یک سری چون ناقص بودن از بین رفتن. اونایی که تقریبوا کامل بودن باقی موندن. جهانی که توش داریم زندگی می کنیم مجموعه ای از چرخه های نسبتا کامله و تعدادی چرخه ناقصه. همینطور داره چرخه به وجود می یاد و اگه ناقص باشه از بین می ره و اگه کامل باشه باقی می مونه.
لابد می گین منشا چرخه ها کجاست. منشا چرخه ها، چرخه های قبلی هستن و همینطور چرخه های قبل تر. و از اونجا که جهان ابتدا نداره( خودتون صد دفعه ای حرف رو زدید ) پس این زنجیره هم ابتدا نداره.
داروین رو که دیگه می شناسین. سوم راهنمایی! انتخاب طبیعی! هر موجود( پدیده ) ناقص که به وجود بیاد، دووم نمی یاره و از بین می ره. در این میان شاید بعضی از این موجودات کامل باشن و دووم بیاره. از اول که همه زرافه ها گردن بلند نبودن. اونایی که گردن بلند بودن دووم آوردم. نمی دونم. شاید شما تکامل رو هم قبول ندارید.
دیگه نمی دونم چه جوری داروینیسم رو توضیح بدم. منشا مکاتب غیر توحیدی همین داروینیسمه.
در ضمن فکر نکنید که ما همین جوری باورمون بشه قرآن و اهل بیت درست بودن و ایمان بیاریم. من دوست ندارم مثل بقیه با اذانی که پدربزرگم تو گوشم خوند مسلمون بشم. من تمام این مکاتب رو گشتم، می گردم و خواهم گشت و اونا رو با اسلام مقایسه می کنم. آخر سر بهترینش رو انتخاب می کنم. یعنی اسلام. سعی نکنید کورکورانه مسلمان شدن رو ترویج کنید. باید همه ی مکاتب رو شناخت. حداقل تا حد نیاز.
در ضمن در مورد اون مثال بچه جلوی کیبورد بگم که برادر عزیز. اون بچه دقیقا بحث منه. من اینقد با کامپیوتر ور رفتم تا الآن یاد گرفتمش. اون بچه آدمه. سیب زمنی نیست که! انقده با وسایل ور می ره( چرخه ها رو به وجود می یاره) تا اینکه یه چیزی یاد می گیره( چرخه ی سالم باقی می مونه و بقیه می رن)
در مورد خونه ای که قراره با آجر ساخته شه. شما خودتون رو گذاشتی جای خدا و داری آجر پرت می کنی. اینجوری بدتر، اعتقادات خودتو خراب کردی. اولش اینکه آجر ها رو کسی نباید پرت کنه. بلکه باد و بارون و ابر و فلک در کار باشن و آجر ها رو این ور و اون ور کنن. بالاخره یه سرپناهی درست می شه. قرار هم نیست سرپناه آدم بشه. چون که هیچ نقشه و طرحی در کار نبود( چون خدایی در کار نبوده ). هرکی تو اون سرپناه دووم آورد، نوش جونش. حالا می تونه مورچه باشه، می تونه فیل باشه.
البته من برای اثبات خدا دلایل خودم رو دارم که اصلا منطقی نیست و ترویجش هم درست نیست. ولی من رو راضی می کنه توحید و معاد درسته.اما اگه اون اعتقادات نباشن من یک اومانیست هستم.
والسلام
(۱/اردیبهشت/۹۳ ۱۲:۳۸)bidel نوشته است: [ -> ]در ضمن در مورد اون مثال بچه جلوی کیبورد بگم که برادر عزیز. اون بچه دقیقا بحث منه. من اینقد با کامپیوتر ور رفتم تا الآن یاد گرفتمش. اون بچه آدمه. سیب زمنی نیست که! انقده با وسایل ور می ره( چرخه ها رو به وجود می یاره) تا اینکه یه چیزی یاد می گیره( چرخه ی سالم باقی می مونه و بقیه می رن)
دقیقا،
اما متقابلا باید گفت چه کسی این هوش رو در این کودک (یا نظام هستی) قرار داده تا این کودک (یا چرخه هستی) راه خودش رو پیدا می کنه!!
البته بحثش یکم مفصله!
اما من همیشه می گم، خالق یک خودروی تمام اتومات، بسیار برتر از خالق اتومبیلیه که همه کارش دستیه!
من نگفتم که اون کودک هوشمنده. این یعنی که خدایی وجود داشته. منظورم این بود که یک جهان غیر هوشمند( و بدون خالق هوشمند ) قرار نیست راهشو پیدا کنه.
خودشو به هر دری می زنه و بالاخره یکیش باز می شه! در این کار من هیچ هوشمندی ای نمی بینیم. بلکه فقط تصادفه.
نقطه ی تفاوت اسلام با بقیه هم همینه. فرض کنید صد تا پدیده داریم. از اینا فقط یکیش می تونه سبب پیدایش یک چرخه و آفرینش هستی بشه.
اسلام می گه خدایی وجود داشته کا با علم خودش این یک پدیده رو تشخیص داده و همون یدونه رو تولید کرده.
داروینیسم می گه که نه! تمام این پدیده ها (به صورت غیر هوشمند، چون وقتی همه تولید بشن یعنی هوشی در کار نبوده. پس خدایی هم نبوده) تولید شده و فقط اون یدونه باقی مونده تا جهان رو به وجود بیاره.
هیچ کدوم هم بیراه نمی گن، چون ما نمی دونم آیا چرخه های های غلط وجود داشتن یا نه. آخه اونا دووم نیاوردن و از بین رفتن.
یه نگاه دیگه به تاپیک انداختم.
لطفا تا وقتی که من، خودم دارم توحید و معاد رو زیر سوال می برم، واسم از قرآن و حدیث، مدرک نیارید.نمی خوام اینو بگم اما وقتی وجود خدا زیر سوال می ره دیگه قرآن جای خود داره
من فقط یه سوال دارم
مثلا اگه موجودات تکامل یافتن
یهو از یه جایی موجودات دو جنس شدن!
خوب اینکه بعضی موجودات برحسب شرایط میتونن تکامل بیابن قبول
اما چطوری از نر ،ماده تکامل پیدا میکنه؟حالا یا برعکس
از یه جایی این موجودات جدا شدن رفتن در سرزمینی ،اونایی که رفتن الف نر شدن
اونایی که رفتن ب،ماده؟
بعد خیلی اتفاقی همو پیدا کردن و تولید مثل کردن؟
اخه موضوع اینه که نر و ماده،کاملا نقطه مقابل هم هستن
نر و ماده امکان نداره از یه موجود واحد متکامل شن
نمیدونم منظورمو رسوندم یا نه!!
توضیحش سخته
اما لطفا فکر کنید
مثالی به ذهنم نمیرسه تا بیشتر بازش کنم
(۱/اردیبهشت/۹۳ ۱۸:۲۹)یاســین نوشته است: [ -> ]من فقط یه سوال دارم
مثلا اگه موجودات تکامل یافتن
یهو از یه جایی موجودات دو جنس شدن!
خوب اینکه بعضی موجودات برحسب شرایط میتونن تکامل بیابن قبول
اما چطوری از نر ،ماده تکامل پیدا میکنه؟حالا یا برعکس
از یه جایی این موجودات جدا شدن رفتن در سرزمینی ،اونایی که رفتن الف نر شدن
اونایی که رفتن ب،ماده؟
بعد خیلی اتفاقی همو پیدا کردن و تولید مثل کردن؟
اخه موضوع اینه که نر و ماده،کاملا نقطه مقابل هم هستن
نر و ماده امکان نداره از یه موجود واحد متکامل شن
نمیدونم منظورمو رسوندم یا نه!!
توضیحش سخته
اما لطفا فکر کنید
مثالی به ذهنم نمیرسه تا بیشتر بازش کنم
تشکر می کنم چون که ایراد فوق العاده زیبایی گرفتین. اما این سوال باز هم در داروینیسم پاسخ داره.
اینجا من فقط انسان رو می گم تا قابل درک باشه. داروینیسم می گه انسان در ابتدا تک جنسیتی بوده. تولید مثلش هم به روش خود لقاحی بوده. یعنی خود کفا بوده! اگه دقت کنید ما الآن گیاهانی داریم که با این روش تولید مثل می کنن. یعنی قطب نر و ماده در کنار هم در یک موجود هستن. حالا یه بار بر حسب تصادف جهشی رخ می ده و یه انسانی به وجود می یاد که قطب ماده رو نداره. مثل الآن که جهش هایی به وجود اومده و ما الآن دو جنسه داریم! این مرد باید با یه زن تولید مثل کنه اما زنی وجود نداره. پس دووم نمی یاره و نسلش منقرض می شه. این اتفاق برای یک زن در زمان های دیگر هم اتفاق می افته. اگه کور شدن قطب نر رو پیشامد الف و کور شدن قطب ماده رو پیشامد ب در نظر بگیریم. اونوقت بالاخره یه زمانی پیدا می شه که پیشامد الف و ب هم زمان باشن. بین این همزمانی ها هم یه زمانی هست که این زن و مرد تو یه ناحیه باشن. بین این زمان و این مکان هم موردی وجود داشته که این روج هم دیگه رو پیدا کنن و نسلشون رو ادامه بدن.
با کمترین اطلاعات از علم احتمال می فهمید که حرفم منطقی بود. چون جهان ابتدا نداره پس فرصت کافی برای این رخداد وجود داره.
مثال های اینجوری انواع اقسامش وجود داره و لازم به ذکر همه نیست. چون در دنیای بی ابتدا هر چیزی ممکنه رخ داده باشه.
سوال بعدی اینه که تک جنسیتی ها چی شدن؟ آدم تک جنسیتی مگه نداشتیم؟
حالا رخداد های بعدی میان وسط. یعنی انسان از میمون بوده. میمون هم از موجودی اولیه تر. داروین می گه که اتفاق ( رخداد تفکیک جنسیت ها ) برای هر دسته ای یک بار رخ داده. یعنی تفکیک جنسیت برای موجودات ماقبل میمون رخ داده و سپس میمون و انسان نر و ماده از اونا به وجود اومده.
سوال بعدی اینه که موجودات ماقبل میمون کجان؟ اون گونه های تک جنسیتی کجان؟ واضحه! ابتدای آفرینش موجودات زنده رو نگاه کنید. دریا. آب ها. اینو فکر کنم قبول داشته باشین که اولین موجود زنده ی زمین یک تک سلولی بود.
اینو متوجه نشدم که الان نباید حتی یه مورد از اون تک جنسیتی ها وجود داشته باشه؟
و یه سوال دیگه
به نظر من در جامعه ای تک جنسیتی بیشتر بقا وجود داره تا دوجنسی،البته من سواد زیست شناسی ندارم اما همین امیبها که جوانه میزنن،اینطوری که دوام نسل بیشتره تا زمانی که دو جنس شن،حالا بیان همو پیدا کنن
تو یکی از رمانهای کورت ونه گات،یه سیاره داریم که اونا فکر کنم،چهار جنس باید جفت و جور میشدن که نسل دوام میافت
حالا چرا دو جنس شدیم؟
چرا بیشتر نشدیم؟
این جواب مهندسی معکوسه
چون الان دو جنس داریم میگیم که اون موجود اولیه دوجنس درون خودش داشته
الان اگه چهاتایی بودیم اونوقت میگفتین قبلا چهار جنس درون خودش داشته
البته من خیلی سواد ندارم اما اینطوری به نظرم علمی نمیاد
زمانی علمیه که مهندسی معکوس نزنیم