دوست گرامی آن آلمانی ها و در دید کلی تر غربی های غیرمسلمان برای چی این کارها را می کنند؟
آیا برای خدا می کنند یا برای رفاه و نظم و راحتی دنیای خودشان؟
اگر برای زندگی خودشان است این چه ربطی به خدا دارد؟
در ضمن قرار نیست هر کس کار خوبی کرد خدا ازش قبول کنه.
اینکه کار خوبی را خدا قبول کند شرط دارد.
درست است که در غرب خانواده وجود دارد ولی نگاهی هم به آمار بچه های ولدزنا که در شناسنامه شان اسم پدر ندارند بیندازید. مثلا در انگلیس.
وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ
[٥:٢٧]
و داستان دو فرزند آدم را بحقّ بر آنها بخوان: هنگامی که هر کدام، کاری برای تقرّب (به پروردگار) انجام دادند؛ امّا از یکی پذیرفته شد، و از دیگری پذیرفته نشد؛ (برادری که عملش مردود شده بود، به برادر دیگر) گفت: «به خدا سوگند تو را خواهم کشت!» (برادر دیگر) گفت: «(من چه گناهی دارم؟ زیرا)
خدا، تنها از پرهیزگاران میپذیرد!
آنها اگر باتقوا نباشند خداوند کارهای خوب آنها را نمیپذیرد.
قُلْ أَنفِقُوا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا لَّن يُتَقَبَّلَ مِنكُمْ إِنَّكُمْ كُنتُمْ قَوْمًا فَاسِقِينَ [٩:٥٣]
بگو: «انفاق کنید؛ خواه از روی میل باشد یا اکراه،
هرگز از شما پذیرفته نمیشود؛ چرا که شما قوم فاسقی بودید!»
فقط انجام دادن کار خوب کافی نیست. بلکه قبول شدن آن هم لازم است.
تازه این مال کاری است که برای خدا انجام شود.
اگر از اصل برای خدا نباشد و برای رفاه بیشتر در زندگی دنیوی باشد که اصلا ربطی به خدا ندارد. یعنی در آخرت هیچ ارزشی ندارد چون آن شخص آن کارهای خوب را برای نفس خودش انجام داده و نه برای خدا.
(۲۴/مهر/۹۲ ۱۹:۰۴)110 نوشته است: [ -> ]در مورد ما ایرانیا فقط یک جمله می شه گفت و اونهم ابن سینا گفته !
"به فومی مبتلا شده ایم که فکر می کنند خداوند جز آنها کس دیگه ای را هدایت نکرده است"
آیا ممکن است منبع این حرف ابن سینا را بفرمائید؟ در مورد ابن سینا حرفهای غیرواقعی زیادی نسبت داده میشود. چون آدم معتبری است بعضی هاخواستن حرف خودشان را مستدل کنن گفتن ابن سینا این را گفته.
مثلا یک نسبت دروغی که به ابن سینا داده میشه اینه که میگن ابن سینا ازدواج دائم نمیکرده و از زنهای صیغه ای استفاده میکرده و وقتی بهش اعتراض میکردن میگفته کیفیت زندگی مهمه و نه کمیت آن. جای تاسف اینه که این دروغها را برخی اساتید دانشگاه مثل دانشگاه الزهرا به خورد دانشجوها میدن.
به فرض درست بودن این نقل قول قومی که ابن سینا چندصد سال پیش از آن صحبت کرده چه ربطی به ایرانی های امروز دارد؟
سوما ایرانی ها همه یکجور نیستند و دینها و مذهبهای مختلف دارند.
منظور دقیقتر شما کیست؟
آیا منظورتان شیعه ها هستند؟
یعنی منظورتان این است که شیعه ها فکر می کنند خدا فقط آنها را هدایت کرده است؟
شیعه کجا همچین ادعایی کرده است؟
آیا می توانید منبع این ادعا را بیاورید؟
مثلا کدامیک از مراجع همچین حرفی زده؟
در ضمن هدایت کردن با هدایت شدن فرق دارد.
شیعه معتقد است خداوند همه را هدایت کرده (جز آنهایی که مستضعف بودن و هدایت به آنها نرسیده که در دنیای کتابها و اینترنتی امروز شاید همچین آدمهایی کم باشند.) ولی همه از این هدایت پیروی نکردن و بلکه شیعه دوازده امامی از بقیه بیشتر این هدایت را پذیرفته است.
البته هدایت شدن هم صفر و یکی نیست. مثلا سنی ها هم هدایت را پذیرفتن ولی در ولایت و امامت و ولایت فقیه مشکل دارند. یعنی هدایت را پذیرفتن و اطاعت کردن نسبی است و مراتب دارد.
مسیحی ها و یهودی ها هم به نسبتی هدایت را پذیرفتن ولی خوب اسلام را نپذیرفتن.
به هر حال بنده این حرف شما نسبت به ایرانی ها را بیشتر به عنوان یک تهمت به ایرانی ها در نظر میگیرم. چون ایرانی ها فکر نمی کنن که خدا فقط آنها را هدایت کرده. خدا همه را هدایت کرده ولی شیعه ها بیشتر از دیگران هدایت را پذیرفتن و اطاعت و پیروی کردن. شیعه هم مخصوص ایران نیست. شیعه در عراق، لبنان و حتی اروپا و آمریکا هم هست.
دوستان گرامی لطفا اسلام را با مسلمانان قاطی نکنید.
رفتارهای مسلمانان از جمله مسلمانهای ایران ملاک دین اسلام نیست. بلکه ملاک دین اسلام قرآن و اهل بیت است. یعنی ثقلین.
مسلما ایرانی ها رفتارهای غیراسلامی و اشتباه زیادی دارند که مورد تایید اسلام نیست و یک آدم عاقل در مورد دین اسلام بر اساس رفتارهای مسلمانها قضاوت نمی کند.
رفتارهای خوب غربی ها هم برای دنیای خودشان است و نه برای خدا. بنابراین اصلا ربطی به دین و خدا ندارد. آدمهای بی دین که اصلا خدا را قبول ندارند هم کارهای خوب می کنند مثلا به فقرا کمک می کنند و در عین حال به وجود خدا اعتقادی ندارند. این برای این است که خودشان احساس خوبی داشته باشند. مثلا از کمک به فقرا احساس خوبی پیدا می کنند و از این احساس لذت میبرند. به هر حال برای رضایت هوای نفس خودشان این کار را می کنند و نه برای خدا. در عین حال مشروب هم می خورند و ازدواج مرد با مرد هم خوب می دانند و قانونی است.
این نوع کارهای خوب که بر اساس هوای نفس است و با هدف داشتن زندگی دنیوی بهتر و نه اطاعت از خدا چه ربطی به خدا و دین دارد؟