(۳۰/بهمن/۹۲ ۷:۳۳)وحید110 نوشته است: [ -> ]در مورد سنت بارگاه نساختن . ایا صرفا این کار را نکردند یا از ان نهی هم فرمودند؟
بسم الله الرحمن الرحیم:
علی (علیه السلام) می فرماید:
هر كه قبري را تجديد بنا كند و يا مجسمه اي بسازد از اسلام خارج شده است.
(من لايحضره الفقيه صدوق و المحاسن برقي و جلد 18 بحارالأنوار و وسايل الشيعة باب 43).
در كتاب تهذيب شيخ طوسي (از كتب اربعه شيعه) و نيز در كتاب وسائل الشيعه تأليف شيخ حرعاملي باب 44 از ابواب دفن در روايت از موسي بن جعفر آمده كه: «سألت أبا الحسن موسى عن البناء على القبر والجلوس عليه هل يصلح؟ قال: لا يصلح البناء عليه ولا الجلوس ولا تجصيصه ولا تطبينه»
از بناي قبور و نشستن بر روي آن پرسيدند كه آيا اينكار صحيح است؟
که فرمودند: خير، ساختمان سازي و گنبد درست كردن بر قبر و نشستن روي آن -يعني در كنار قبر نشستن و با مردهاي كه در آن قرار دارد سخن گفته شود- و گچ كاري و سنگكاري و گلكاري آن صحيح نيست.
همچنین در كتاب تهذيب و وسائل الشيعه بنقل از جراح مدائني آمده كه جعفرصادق فرمود: «لا تبنوا على القبور ولا تصوروا سقوف البيوت فإن رسول الله صلى الله عليه وسلم كره ذلك)
«بر قبرها بنا نسازيد و سقف خانه ها را پر از تصوير نكنيد كه رسول خدا صلي الله عليه وسلم اينكار را ناپسند شمرده است».
همچنين در مآخذ فوق و نيز در كتاب «من لا يحضره الفقيه» (از كتب اربعه شيعه) باب مناهي پيامبر نقل از يونس بن ظبيان آماده كه جعفرصادق فرمود: «نهى رسول الله r أن يصلى على قبر أو يقعد عليه أو يبنى عليه»
«رسول الله نهي فرمود از اين كه بر قبري نماز گزارند يا برآن بنشينند و يا برآن بنا سازند»
[/font]
(۳۰/بهمن/۹۲ ۱۰:۰۰)علی 110 نوشته است: [ -> ]اولاً ما نوشته ایم که در قرآن هست که بر سر قبر اولیای خدا هم بارگاه بسازند و هم مسجد!
ثانیاً پناه بر خدا از زدن تهمت به رسول خدا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! به خاطر اینکه بخواهیم حرف خود را به کرسی بنشانیم!
رسول خداوند نهی نمی کند از چیزی که خدا به آن تصریح کرده است!!!!!!!!
جالب است برای به کرسی نشاندن حرف خود منکر معنای صریح آیات قرآن هم می شوند
خوب شما اشتباه کردید که چنین چیزی نوشتید و گناه دیگر مرتکب شدید که به بنده تهمت زدید که به رسول خدا تهمت زده ام.
به حدیثهای زیر از کتب معتبر شیعه توجه فرمایید:
[font=B Lotus]1. قبرم را قبله گاه و محل توجه و مسجد قرار ندهيد همانا خداي متعال يهود را لعنت نمود زيرا قبور پيامبران خود را مساجد قرار داده اند. پيامبر اكرم (وسائل الشيعه ج 2 باب 65 ص 887)
2. پيامبر از گچ كاري قبر و نوشتن روي آن نهي فرموده. (مستدرك الوسائل محدث نوري از علامه حلي در كتاب النهايه. مستدرك چاپ سنگي 1/127).
3- علي فرمود: شنيدم كه رسول خدا مي فرمايد: قبرم را محل رفت و آمد قرار ندهيد و قبرهايتان را مساجد خويش قرار ندهيد و خانه هايتان را محل دفن مرده هايتان قرار ندهيد. (مستدرك الوسائل ج 1 باب 55 از ابواب دفن ص 132)
4- موسي ابن جعفر: قبر مرا بيش از چهار انگشت باز از هم بيشتر بالا نبريد. (وسائل الشيعه ج 2 باب 31 از ابواب دفن ص 858)
5- امام صادق: هرگز ايستاده آب منوش و هيچ قبري را طواف مكن و در آب پاك ادرار مكن. (وسائل الشيعه ج 10 باب 92 سفينه البحار ج2 ص 99)
6- حضرت علي: رسول خدا ما را از ذخيره كردن گوشتهاي قرباني بيش از سه روز نهي فرمود و... و ما را از زيارت قبور نهي نمود. (مسند امام زيد كتاب الحج)
7- پيامبر اكرم: خداوند فرموده: من نزد دلهاي شكسته و قبرهاي ويرانم.
8- امام صادق: قبر رسول خدا از شن قرمز رنگ است. (وسائل الشيعه ج 2 باب 37 ص 864) پس تا آن زمان قبر رسول الله بنا و زينت و... نشده بوده!
9- عبدالرزاق صنعاني از قدماي شيعه از ابن طاووس روايت كرده: پيامبرص از اينكه بر قبر مسلمين بنايي ساخته شود و يا گچ كاري و يا بر روي آن زراعت شود نهي نموده و فرمودند: بهترين قبور شما قبري است كه شناخته نشود. (المصنف، 3/506)
10- ذكري: رسول خدا قبر فرزندش ابراهيم را مسطح نمود و قاسم ابن محمد گويد: قبر نبي اكرم و شيخين را در حالي ديدم كه مسطح بود و نيز ميگويد: قبر مهاجرين و انصار در مدينه منوره مسطح بود. (توحيد عبادت سنگلجي انتشارات دانش ص 149)
11- امام صادق: قبر مرا از گل غير خودش گل كاري نكنيد (وسائل الشيعه ج 2 باب 16 از ابواب دفن ص 864).
12- حضرت علي : رسول خدا از اينكه بر قبر، خاكي ريخته شود كه از خودش نيست نهي فرمود. (مستدرك ج 1 باب 34 از ابواب دفن ص 126)
13- رسول خدا در آخرين لحظات عمر شريف: اللهم لا تجعل قبري وثنا يعبد: خدايا، قبرم را بتي قرار مده كه عبادت شود.
14- شهيد اول در كتاب ذكري گذاشتن يك قطيفه بر مرقد مطهر نبي اكرم را فاقد دليل شرعي و ترك اين كار را اولي دانست.
15- (جالب است در مفاتيح و ساير كتب جعلي آمده كه وقتي قبه قبر ما را ديدي چنان و چنين بگو و وقتي به ضريح رسيدي چنين و چنان بكن و اين در حالي است كه تا سالها پس از رحلت ائمه، ساختمان و قبه و ضريحي بر مزار آنها نبوده است!!!)
16- حضرت علي: شايسته است كسي كه جلال پروردگار بر خود بزرگ مي بيند و مقام حق در دلش عظمت دارد همه چيز جز حق در نظرش به سبب عظمت الهي كوچك آيد. و من نمي پسندم كه از ذهن تان بگذرد كه مدح و ستايش خويش و شنيدن ثناي خود را دوست دارم. سپاس آن خدايي را كه چنين نيستم. (نهج البلاغه خطبه 216)
17- رسول خدا: پروردگارا، هيچ پناهگاه و گريزگاهي جز به سوي تو وجود ندارد.
18- امام سجاد: ستايش سزاوار آن خدايي است كه تمام درهاي طلب حاجت را بروي ما بست مگر آن دري كه فقط به سوي او منتهي مي شود. (صحيفه سجاديه دعاي اول) امام سجاد: خدايا، جز از تو طلب گشايش را نخواهم كرد. (مفاتيح الجنان اواخر دعاي ابوحمزه ثمالي)
19- (يكي از دعاهاي كتاب جعلي مفاتيح: يا محمد و يا علي احفظاني فإنكما حافظاني اكفياني فإنكما كافياني). اي محمد و اي علي، شما دو نفر مرا حفظ كنيد و شما دو نفر مرا كفايت كنيد كه شما مرا كافي هستيد. ولي در سوره توبه مي خوانيم: براي شما غير خدا سرپرست و ياوري نيست. و در سوره نساء آمده «و كافى است كه خدا ولىِّ و سرپرست شما باشد و كافى است كه خدا ياور شما باشد». و در سورة زمر (آية 36): «آيا خداوند براي بنده خود كافي نيست؟».
البته نبي اكرم و حضرت علي و ساير اصحاب بلندقدر ايشان بايد براي ما الگو و سرمشق باشند، ولي تفاوت است ميان اسوه بودن تا داشتن عقايد شرك آميز. سوره توبه (آيه 118): «هيچ پناهگاهي در برابر خداوند نيست مگر به سوي خود او». سوره انعام آيه 50 و سوره هود آيه 31:«بگو:... من غيب نمي دانم».
20- ابوعمر عامر ابن شراحيل الكوفي متوفاي 104 هجري كه بيش از 150 تن از صحابه رسول خدا را ديده و از آنان حديث اخذ كرده به قول ابن بطال همواره مي گفت: اگر نه اين بود كه رسول خدا از زيارت قبور نهي فرموده است من قبر پيامبر را زيارت مي كردم.
21- عبدالرزاق الصنعاني شيعي در كتاب خود المصنف: كسي كه قبرها را زيارت كند از ما نيست. (رسول خدا) المصنف 3/569 حديث 6705).
22- حاكم نيشابوري از عبدالله ابن عمرو ابن عاص روايت مي كند: ما با رسول خدا مردي را كه مرده بود در قبر گذاشتيم چون برگشتيم و برابر خانه آن ميت رسيديم ناگاه با زني برخورد كرديم كه گمان ميكنم رسول خدا او را شناخت. پس فرمود: اي فاطمه، از كجا مي آيي؟ آن زن گفت: از نزد خانواده اين ميت. رسول خدا فرمود: مبادا با ايشان به قبرستان رفته باشي؟ زن گفت: معاذالله كه من با ايشان تا قبرستان رفته باشم در حالي كه تو در اين باب آنچه را كه بايد تذكر داده اي! رسول خدا فرمود: اگر با ايشان به قبرستان رفته بودي ديگر بهشت را نمي ديدي تا آنگاه كه جد پدرت كه بت پرست بود را ببيني!
23- پيامبر ص ما را از زيارت قبور نهي فرمود. (مسند امام زيد دار مكتبة الحياة، ص246).
24- رسول خدا: خدا لعنت كند زائرات قبور را. و كساني كه بر قبرها مسجد مي سازند. (التاج الجامع الأصول في أحاديث الرسول 1/382)
25- رسول خدا: قبرم را محل آمد و شد قرار ندهيد. (حديث متواتر مورد اتفاق)
26- حديث عطاء ابن يسار از رسول خدا: بار خدايا، قبر مرا بتي قرار مده كه پرستيده شود.
27- حضرت صادق: بالاي قبر ابراهيم پسر رسول خدا (كه در سن 2 سالگي فوت كرد) شاخه نخل خرمايي بود كه چون خشك شد قبر نيز گم شد و ديگر معلوم نشد (حتماً پسر رسول خدا نيز با ابوبكر و عمر دشمن بوده و براي نشان دادن اين دشمني به آيندگان، خواسته است محل قبرش مانند حضرت فاطمه نامعلوم باشد!) (كتاب كافي و كتاب من لايحضر الفقيه).
28- رسول خدا: اگر نه اين بود كه جنازه حمزه با اين وضع زنان ما را اندوهگين مي كند ما او را واميگذاشتيم تا درندگان و مرغان جسدش را بخورند و در روز قيامت از شكم درندگان و چينه دان مرغان محشور شود. (سيرة ابن هشام و تفسير علي ابن ابراهيم قمي و جلد ششم بحارالانوار و... ).
29- دستور حضرت علي به ابي الهياج: قبري را باقي مگذار مگر آنكه آن را با خاك يكسان سازي و تنديسي باقي مگذار مگر آنكه خرابش كني.
30- حضرت علي : هر كه قبري را تجديد بنا كند و يا مجسمه اي بسازد از اسلام خارج شده است. (من لايحضره الفقيه صدوق و المحاسن برقي و جلد 18 بحارالأنوار و وسايل الشيعة باب 43).
31- جناب حسن مثني فرزند امام حسن مجتبي گروهي را در نزد قبر پيامبر ديد. پس ايشان را از اين عمل نهي نمود و فرمود: همانا پيامبر خدا فرمود: قبر مرا عيد (محل آمد و شد) مگيريد و خانه هايتان را قبرستان نكنيد. (المصنف صنعاني و وفاء الوفاء سمهودي ص 1360).
32- در كتاب كافي از ابي القداح روايت شده كه امام جعفر صادق فرمود: علي فرمود: رسول خدا مرا به مدينه گسيل داشت براي خرابي گورستانها و شكستن صورتها و فرمود: هيچ تصويري مگذار مگر اينكه آنرا محو كني و هرچه قبري را مگذار مگر آنكه آنرا با زمين مساوي گرداني.
33- در كتاب تهذيب شيخ طوسي و وسايل الشيعة باب 44 از ابواب دفن آورده: علي ابن جعفر مي گويد: از برادرم موسي بن جعفر سئوال كردم: آيا ساختمان روي قبر و نشستن بر روي آن خوب است؟ فرمود: نه ساختمان روي قبر خوب است و نه نشستن بر روي آن، و نه گچ كاري آن و نه گلمالي نمودن آن.
34- در مجالس شيخ صدوق از حضرت امام صادق روايت شده كه آن حضرت از اجداد بزرگوارش روايت نموده و گفت: رسول خدا از گچ مالي نمودن قبر و نماز خواندن در آن نهي فرمود.
35- در محاسن برقي از جراح مدايني از ابي عبدالله صادق روايت شده كه فرمود: بر قبرها بنا نكنيد و سقف هاي خانه ها را نقاشي نكنيد براي اينكه رسول خدا اين عمل را مكروه دانست.
36- در وسايل الشيعة باب 44 ابواب دفن از امام صادق روايت شده: رسول خدا نهي فرمودند كه بر قبري نمازگزاري شود يا روي آن بنشينند يا بر آن ساختماني بنا كنند.
37-در معاني الأخبار آمده: پيامبر از گچ كاري گورها نهي فرمود.
38- فقه الرضا روايت كرده: علي به سوي مردم آمد و فرمود: آيا مي دانيد كه رسول خدا كسي را كه قبرها را مصلي و جاي نمازخواندن قرار دهد لعنت كرده است و كسي كه با خدا معبودي ديگر قرار دهد نيز لعنت فرموده يعني هر دو مشركند!
(۳۰/بهمن/۹۲ ۱۰:۰۰)علی 110 نوشته است: [ -> ]احتمالاً همانطور که نمی دانیستید که مهر از جنس خاک است
احتمالاً نمیدانید که با مهر نمی توان تیمم کرد و شیعیان که اهل سنت واقعی رسول خدا هستند با مهر تیمم نمی کنند
بنده به تمسخر آن جمله را نوشته بودم. نه اینکه ندانم مهر از جنس خاک نیست. 
پرسش این بود چرا پيامبر ص در نماز از مهر استفاده نمي كرده اند؟ آيا نعوذبالله ايشان از تكنيك تبديل خاك به مهر بياطلاع بوده اند؟ يا به قول خانم فرمیسک نکند وسايل آنزمان اجازه توليد چنين محصول پیچیده استراتژيك را نميداده است؟!!
اگر این بدعت نیست پس چیست؟
اگر قبر سازی؛ گریه و زاری و عزاداری؛ توسل، صیغه، مهر و مداحی و ... هزاران چیز دیگر که شیعه وارد اسلام کرده است بدعت نیست پس چیست؟
بنده از شما پاسخ مستند به آیات و روایات و سنت پیامبر خواستم. انشاء نخواستم.
(۳۰/بهمن/۹۲ ۱۰:۰۰)علی 110 نوشته است: [ -> ]حال سوال ما این است:
آیا به خلیفه ی ثانی که به گفته و اقرار خودش بدعت هایی در دین خدا بنا نهاده است آیا از خدا بهتر می دانسته که سعادت بندگان خدا در چیست؟ که مخالف حکم خدا حکم صادر کرده است؟!!!!!!!!!!!!
تا کنون چند بار سوال بالا را مطرح کرده ایم اما پاسخی مشاهده نشده، امیدواریم طبق معمول از پاسخ به سوال بالا طفره نروند و فرار نکنند!
می شوید بفرمایید کدام معمول؟
آیا بنده مانند شما ابتدا کاربرانی که از پاسخ دادن به آنها عاجزم را مسدود و محروم میکنم بعد در پاسخ به آنها تاپیک می زنم!!!! مثلا (پاسخ به کسانی که میگویند فلان!)
یا مانند شما افرادی را که قادر به پاسخ گویی به آنها نباشم ارسالهایشان را به حالت تایید به وسیله مدیر می برم و پاسخهای اصلی آنها را تایید نکرده تا بدین گونه وانمود کنم که خودم درست می گویم؟! (مانند مناظره با جناب فلان ..)
یا مانند شما وقتی نمیتوانم به پستی پاسخ بدهم ادعا میکنم به بحث ربطی ندارد و نوشته سایرین را حذف و سریع تاپیک را می بندم درحالی که پستهای خودتان هم بی ربط بوده است؟
آقای علی 110 شاید تصور کنید کسی از شما و سایرین چیزی نمیداند اما بهتر است بدانید که کاربران این تالار به تالارهای هم دیگر هم رفت و آمد دارند.

بهر حال شما ابتدا پاسخ بدهید شیعه چرا مخالف حکم خدا و پیامبر رفتار می کند؟
اگر هم هدفتان از این پرسش این است که پاسخ آن را یاد بگیرید تا در بحث با مخالفین به عنوان پاسخ به آنها بگویید نگران نباشید. بنده به شما یاد خواهم داد. فقط لطفا کمی در ارسالهایتان جانب ادب را نگه دارید و تهمت نزنید. (به درخواست خانم فرمیسک با شما مودبانه صحبت شد)