(۱۱/آذر/۹۲ ۶:۱۰)Atosa نوشته است: [ -> ]تو کدوم تالار ی چیز دیگه گفتن!!!!!!!!!!!!!!
چ حرفها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ایه 3-4 سوره نجم میگه گفته های پیامبر (ایه های قران) وحی خدا هست و معتبره!!!!!!!!!!!!
اصلا با اعتقاد ما تضاد نداره
.ما هم میگیم اون آیه هایی ک پیامبر میگه مال خداست راست گفته
**************
دیگه فک کنم اگه حکمی بدن شامل عصمت نمیشه
اگه اشتباه حکمت بدن اشکال نداره
چون عصمت فقط درباره ایه قران بود . تو زندگی معمولی ک عصمت ندارن ک ازش خارج شن!
************************
راستی من بگم شما بعضی پستات خوبه
خعلی زحمت میکشی
ولی خوب باید بیشتر تمرین کنی برا مباحثه
من خودم هم بلد نیسم مباحثه
ولی میام ک یاد بگیرم
خانم عایشه قول داده ک اگه خوب بحثها بخونم و بچه خوبی باشم و مناظره یاد بگیرم و بیشتر مطالعه و تحقیق کنم من بعدها بکنه ناظر 
ببخشید اینجا گفتین که
اگه اشتباه حکمت بدن اشکال نداره
این یعنی چی؟ یعنی خلف دستور خدا؟این معارض با دستور خدا نیست؟
مثلا خدا میگه حلال ، پیامبر خدا در حالت غیر عسمت میگه حرام ، حالا باید حرف خدا رو گوش کرد یا رسول خدا رو ؟
اگه حرف هرکدوم رو گوش نکنی خلاف دستور خدا عمل کردی. میشه بیشتر تامل کنین و برام توضیح بدین؟
شما فکر میکنی که اگره حکم بدن شامل عصمت نشه؟ این یعنی چی مثلا ؟ یه مثال بی زحمت.
این که گفتین عصمت مربوط به ایات میشه رو از کجای ایه برداشت دشتین؟
چون :::::::::::::::::::::::::::::

قرمزاشو بخونین)
صريحترين آيه در عصمت مطلق نبي مكرم اسلام صلي الله عليه و آله و سلم آيۀ دوم تا چهارم سورۀ نجم است كه ميفرمايد :
مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى . وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى . إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى .نجم/2تا4
آیه2 سوره نجم :مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى
توضیح مفردات و ارتباط آنها با عصمت:
كلمۀ «ضل» معاني متعدده دارد . يكي از معاني آن گمراهي است ، يكي ديگر غفلت و نسيان است . از آنجايي كه كلمۀ «ما ضل» نكره در سياق نفي است و افادۀ عموم ميدهد ، تمام مصاديق «ضل» حتي غفلت و نسيان را از نبي مكرم نفي ميكند.
همانطوري كه در سورۀ بقره آيۀ 282 كلمۀ «ضل» استعمال شده و غفلت و نيسان اراده شده:
وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى .
شما همواره براي كارهاي اساسيتان دو تا شاهد بگيريد ،براي اين كه اگر يكي از اين دو تا شاهد اگر فراموش كرد ، اگر غفلت كردند ، شاهد ديگر متذكر خواهد شد .اين جا كلمۀ «تضل» آمده و غفلت و نيسان از آن اراده شده است.
« غوي » يكي از مصاديقش لغزش است . لغزش در حد بالايش ميشود گمراهي ، در حد پايينش ميشود ترك أولي . در رابطه با حضرت آدم كه مرتكب ترك أولي شد در بهشت ، دارد :
وَعَصَى آَدَمُ رَبَّهُ فَغَوَى طه / 121 كلمۀ «غوي» يعني لغزش . غوي استعمال شده و اراده شده ترك اولي .
حتي كلمۀ «غوي » به معناي ترك أولي هم از نبي مكرم نفي شده است .
آیه3سوره نجم:وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى .
از روي هواي نفس سخن نميگويد
در اينجا بزرگان اهل سنت همانند شوكاني كه از شخصيتهاي بزرگ و شناخته شدۀ اهل سنت است ، در كتاب فتح القدير ، ج3 ص 169 ميگويد :
( وما ينطق عن الهوى ) أي ما يصدر نطقه عن الهوى لا بالقرآن ولا بغيره .
فتح القدير - الشوكاني - ج 5 - ص 105
پيغمبر نه آن وقتي كه براي شما قرآن و وحي الهي را ميخواند ، و نه آن مواردي كه غير قرآن و يا سنت و يا مطالب ديگري را براي شما بيان ميكند ، دچار خطا نميشود .
هيچ يك از سخنان پيغمبر ؛ چه قرآن و چه غير قرآن از روي هواي نفس نيست .
صاحب كتاب صفوة التفاسير ، صابوني در ج3 ، ص235 ميگويد :
لا يتكلم الا عن وحي من الله عزوجل
پيغمبر لب باز نميكند ؛ مگر اين كه وحي باشد .
قاضي عياض در كتاب الشفاء همين تعبير دارد .
قرطبي كه از شخصيتهاي بزرگ و شناخته شده اهل سنت است و مخصوصاً عزيزان اهل سنت احناف ايران براي ايشان ارزش ويژه قائل هستند . ميگويد :
وفيها أيضا دلالة على أن السنة كالوحي المنزل في العمل .
تفسير القرطبي - القرطبي - ج 17 - ص 85
ابن حجر عسقلاني از اركان علمي اهل سنت است . ايشان در رابطه با حديث : «هلم اكتب لكم كتاباً لن تضلوا» كه پيامبر در آخرين لحظات عمرش فرمود ، و برخي از حاضرين (نستجير بالله ) گفتند : «ان الرجل ليهجر » و جناب خليفۀ دوم هم گفتند : «قد غلبه الوجع » ميگويد :
لأنه معصوم في صحته ومرضه لقوله تعالى وما ينطق عن الهوى ولقوله صلى الله عليه وسلم إني لا أقول في الغضب والرضا إلا حقا .
فتح الباري - ابن حجر - ج 8 - ص 101
پيامبر ، چه در سلامتي و چه در هنگام بيماري معصوم است و از روي هواي نفس سخن نميگويد ؛ زيرا آن حضرت فرمودهاند : « سخني غير از حق از زبان من خارج نميشود ؛ چه در ناراحتي و چه در رضا .
عيني در رابطه با همين روايت «قد غلبه الوجع » يا «ان الرجل ليهجر » كه بالاترين جسارت به ساحت مقدس نبي مكرم بود ميگويد :
قلت نسبة مثل هذا إلى النبي لا يجوز لأن وقوع مثل هذا الفعل عنه مستحيل لأنه معصوم في كل حالة في صحته ومرضه لقوله تعالى * ( وما ينطق عن الهوى ) * ولقوله " إني لا أقول في الغضب والرضا إلا حقا " .
چنين نسبتي به پيامبر جايز نيست ؛ زيرا انجام چنين چيزي از رسول خدا محال است ؛ چرا كه آن حضرت در حالي ؛ چه در سلامي و چه در بيماري معصوم هستند ؛ به دليل آيۀ « ما ينطق .... و به خاطر سخن آن حضرت كه فرمودند : " سخني غير از حق از زبان من خارج نميشود ؛ چه در ناراحتي و چه در رضا " .
عمدة القاري - العيني - ج 18 - ص 62
و در جايي ديگر ميگويد :
ولم يكن ، يقول في الغضب والرضا إلا حقا ، قال الله تعالى : * ( وما ينطق عن الهوى ) .
عمدة القاري - العيني - ج 24 - ص 81
آیه4سوره نجم:إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى .
نطقهاي پيامبر چيزي نيست جز وحيي كه بر او نازل ميشود .
اين آيۀ شريفه دلالت ميكند كه سنت پيغمبر همانند وحي منزل است .