به لطف خدا و توسل به امیرالمومنین پاسخ به مسائل مطرح شده ی ارسال شما داده خواهد شدبه طور نمونه اینکه شما توهم کرده اید که:
(۱۰/آذر/۹۲ ۲۰:۱۹)عایشه نوشته است: [ -> ]چرا دراذان میگویید اشهدان علی ولی الله که در اذان زمان پیامبر نبوده؟
شیعیان اصلاً اشهدان علی ولی الله را جزء اذان نمیدانند
شما بروید رساله های مراجع تقلید باب اذان را ببینید صراحتاً اعلام می کنند که اشهد ان علی ولی الله جزء اذان نیست و رجائی گفته می شود! و اگر کسی معتقد باشد که اشهد ان علی ولی الله جزء اذان است، اذانش دچار اشکال است!
شما حداقل اندکی مطالعه می فرمودید و بعد اظهار نظر در مورد عقاید شیعیان می کردید
تمام موارد دیگر هم به همین منوال توضیح داده می شود تا اثبات شود که اصلاً شیعیان بدعتی در دین ننهاده اند!
(۱۰/آذر/۹۲ ۲۰:۱۹)عایشه نوشته است: [ -> ]و چرا شما در نماز مهر میگذارید؟
با بررسي دو نکته به جواب خواهيم رسيد
نکته اول : تمام فقهاي اهل تسنن و تشيع قائل به آنند که سجده بر خاک صحيح است و هيچ اشکالي ندارد فقط تنها تفاوتي وجود دارد اينستکه : علماي شيعه سجده بر غير خاک را جائز نميدانند.
نکته دوم : روايات فراواني وجود دارد که سجده بر خاک را بهترين سجده ها ميداند که ما چند نمونه را از کتب اهل تسنن نقل ميکنيم
روايت اول : پيغمبر اکرم فرمودند : وجعلت لي الارض مسجدا و طهورا يعني زمين براي من سجده گاه و پاک کننده قرار داده شده است ( صحيح بخاري کتاب التيمم ح 323 ، 1/ 209 )
روايت دوم : ام سلمه ( همسر رسول خدا ) از آن حضرت نقل مي کند که فرمودند : صورتت را بخاطر خدا بر خاک بگذار ( کنز العمال ، کتاب الصلاه ، السجود و ما يتعلق به ، ح19809 /465 )
روايت سوم : ابن عباس از رسول معظم نقل ميکند که فرمود : هر کس هنگام سجده بيني اش را همراه پيشاني بر زمين نچسباند نمازش صحيح نيست ( السنن الکبري ، کتاب الصلاه ، باب ما جاء في السجود علي الانف 2/142 )
بنابراین هم فقهاي اهل تسنن سجده بر روي خاک را جائز ميدانند و هم رواياتي در کتب معتبره اهل تسنن يافت ميشود که سجده بر خاک را بهترين سجده ها معرفي ميکند. بنا بر اين سجده بر خاک از ديدگاه خود اهل تسنن نه تنها مذمت ندارد بلکه رجحان نيز دارد .
بعلاوه مهر نیز به غیر از خاک چیزی نیست. منتهی چون نمیشود در همه جا به خاک یا سنگ دسترسی یافت و یا خاک و سنگ را همراه خود به مسجد، خانه، شرکت، کارخانه و ... برد، شیعیان خاک پاک را به صورت یک قالب درآوردهاند تا حملش آسان باشد و لذا در نظر شیعه این خاکی که به شکل مهر درآمده است، هیچ ارزشی به غیر از همان خاک ندارد. مگر آن که تربیت سیدالشهداء علیهالسلام باشد که آن در همه جا حرمت خودش را دارد. خواه به شرکت مهر درآمده باشد و یا به همان شکل خاک روی زمین کربلا یا ... باشد.
اما در عین حال چنین نیست که سجده بر غیر خاک و یا سنگ جایز نباشد و چنین نیز نیست که بر هر چیزی جایز باشد. لذا در فقه تشیع که مبتنی بر فقه اهل بیت علیهمالسلام میباشد، تعریف آن چه سجده بر آن جایز است و یا جایز نیست به وضوح و کمال صورت پذیرفته است. چنان در مسائل فقهی (رسالهها) بیان شده است:
«بايد بر زمين و چيزهاى غير خوراكى و پوشاكى كه از زمين مى رويد، سجده كرد و سجده بر چيزهاى خوراكى و پوشاكى صحيح نيست . منظور از خوراكى ، چيزهايى است كه خام يا پخته آن ، عادتاً خورده مى شود. پس سجده بر گندم و جو و نخاله آنها كه در ضمن خورده مى شود، صحيح نيست ، ولى سجده بر پوست برنج و پوست خربزه و هندوانه و انار و حتى در حال اتّصال ، مانعى ندارد. و همچنين سجده بر گياهان دارويى كه اختصاص به مريض دارد و به هيچ وجه از آن در حال سلامت استفاده نمى شود، جايز است . و سجده بر تنباكو و مانند آن ، كه خوراكى نيست ، جايز است ، به خلاف مثل قهوه و چاى. منظور از پوشاكى ، چيزى است كه عادتاً پوشيده مى شود، و لو بعد از ريسيدن و بافتن ، مثل پنبه و كتان و كنف ، ولى سجده بر برگ درختان و چوبها و آن چه كه از چوب ساخته مى شود و حصير و بادبزن و امثال آن ، جايز است . سجده كردن بر چيزهاى معدنى ، مانند طلا و نقره ، عقيق و فيروزه ، باطل است، اما سجده كردن بر سنگهاى معدنى ، مانند سنگ مرمر و سنگهاى سياه ، بنابر اظهر اشكال ندارد. بهتر از هر چيز براى سجده كردن تربت حضرت سيد الشهداءعليه السّلام است ».
اما در فقه اهل سنت، سجده بر هر چیزی جایز است. ممکن است سجدهی نماز اهل سنت به لحاظ فقه تشیع (اگر بر روی چیزهای جایز انجام نپذیرد) اشکال داشته باشد، اما سجدهی اهل تشیع به لحاظ فقه تسنن بدون ایراد است. چرا که آنان سجده بر «هر چیزی» را جایز میدانند و مهر نیز یکی از همان «هر چیزی» است.
البته در میان فرقها و مذاهب اهل تسنن، طبق معمول وهابی ها نظر ویژه و کاملاً متضادی با فقه تشیع و تسنن دارند. آنها میگویند:
«سجده بر خاک نه تنها مستحب و یا واجب نیست بلکه حرام است و هر کس از روی عمد مرتکب آن شود مشرک است و هر کس از روی اعتقاد به شرطیت در نماز، این عمل را انجام دهد،
خونش هدر است و قتلش بر حاکم اسلامی واجب»!
در مورد این اظهارات هم که قبلاً مفصل پاسخ داده شد:
(۱۰/آذر/۹۲ ۲۰:۱۹)عایشه نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیم
ای کاش سیدنا علی بر سیره سیدنا ابوبکر و سیدنا عمر (که باعث گسترش اسلام شدند) عمل می کردند تا دچار اشتباهات فراوان در حکومت داری نمیشدند:
1. در نهج البلاغه نامه 71 به منذربن جارود عبدی فرموده: «همانا شایستگی پدرت مرا نسبت به تو فریب داد و گمان کردم همانند پدرت میباشی و راه او را میروی و ازتواريخ معلوم ميشود که آن حضرت، منذر بن جارود را براي جمع صدقات فرستاده و او راانتخاب کرده براي اين کار و او اموال را اختلاس کرده و ملحق به معاويهشده، حضرت به او مينويسد: «فإن صلاح أبيک غرني..» تا آخر.
2.و از نامة 63 نهج البلاغه و تواريخ معلوم ميشود که آن حضرت، ابوموسي اشعري را عامل کوفه قرار داده در­حالي­که ابوموسي (به عقیده شیعیان) هم منافق در آمد و هم با سیدنا علی مخالفت کرد !
3. از نامة 61 نهج البلاغه و تواريخ معلوم ميشودکه آن حضرت، کميل بن زياد را عامل هيت قرار داد در حالي که او مقاومت نکرد و شهرهيت را تسليم دشمن نمود، و حضرت او را مذمت کرده است.
4. از نامة 44 نهج البلاغه وتواريخ معلوم ميشود که حضرت، زياد بن ابيه را عامل بر فارس قرار داده و اشتباه نموده است.
5. از نامة 43 نهج البلاغه معلوم ميشود که «مصقلة بن هبيرة» راعامل اردشير قرار داده و او خائن در آمد.
6. از نامة 41 نهج البلاغه و رجال وتواريخ (نزد شیعه) معلوم ميشود در تعيين ابن عباس اشتباه نموده است.
7. و همچنين طبق تمام تواريخ قيس بن سعد بن عبادة را که حاکم او بر مصر بود معزول نمود و بواسطة عزل او و نصب محمد بن ابي بکر، مصر سقوط کرد و معلوم شد حضرتش اشتباه کرده و نبايد به سخن نمامين گوش مينمود.
ببینید دوستان در تمام این مواردی که ذکر شده یک نکته اصلاً در نظر گرفته نشده است و آن این است که انسان موجودی مختار است و این عالم، عالم امتحان و حرکت آگاهانه و مختارانه انسان بر سر دو راهی حق و باطل است
خوب دقت بفرماید دوستان
تمام انبیا و ائمه در طول تاریخ به علت اینکه باید سبک زندگی آنها الگوی بندگی بوده است (مگر در جایی که از سوی خداوند مأمور شوند) باید بر طبق ادله ی ظاهری عمل کنند و اجازه نداشتند همواره به علم باطنی خود عمل کنند این حکم تنها دو استثنا دارد در طول تاریخ
یکی حضرت داوود که در هنگام قضاوت به علم باطنی خود عمل می کردند
و دیگری حضرت حجت امام زمان روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداه در هنگام ظهورشان هست که در تمام عرصه ها به علم باطنی خود عمل می کنند
بر این اساس بر طبق سوابق قبلی یک شخص با توجه به اشخاصی که موجود بوده اند حضرت شخصی را انتخاب کرده و هر شخصی هم که غیر معصوم باشد ممکن است مغلوب هوای نفسش شود چون مختار است هم بر طبق نظر خدا عمل کند و هم بر طبق هوای نفسش
شخصی از حسن ظن حضرت امیر سوء استفاده کرده است و با اختیار خود در امانتی که حضرت به او سپرده است خیانت کرده است
مانند این است که شما به کسی امانتی بدهید بر اساس شناختی که از او دارید و نشان داده که شخص مومنی است اما آن شخص با این که قبلاً مومن بوده بعد از دادن امانت مغلوب وسوسه شده باشد و در امانتی که شما به او سپردی خیانت کند
آیا اینجا شما گناهکارید و خطا کار؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نه به هیچ وجه!
شما که نمی توانید شخص را مجبور کنید که مغلوب هوای نفسش نشود
این عالم عالم اختیار است
بر اساس آنچه شخص از خود نشان داده بر اساس موازین شرع به شخصی اعتماد کرده اید و او خیانت کرده
شما نه قصوری کرده ای و نه گناهی و نه اشتباهی
اشتباه در زمانی است که به کسی که سابقه ی بد دارد اعتماد کنی همانطور که خود حضرت امیر به عنوان نمونه در این خصوص در نامه 53 نهج البلاغه خطاب به مالک اشتر فرموده اند:
بدترين وزيران تو، كسى است كه پيش از تو وزير بدكاران بوده، و در گناهان آنان شركت داشته، پس مبادا چنين افرادى محرم راز تو باشند، زيرا كه آنان ياوران گناهكاران، و يارى دهندگان ستمكارانند. تو بايد جانشينانى بهتر از آنان داشته باشى كه قدرت فكرى امثال آنها را داشته، امّا گناهان و كردار زشت آنها را نداشته باشند
(۱۰/آذر/۹۲ ۲۰:۱۹)عایشه نوشته است: [ -> ]چرا سیدنا علی بر خلاف پیامبراز اسب زکات میگرفت؟
ابو يوسف, از حضرت رسول صلوات الله علیه و آله روايت كرده است كه فرمود:
(تجاوزت لكم عن صدقة الخيل والرقيق)
(خراج), ابو يوسف/ 77.
زكات اسب و برده را, بر شما بخشيدم
گذشته از دلایلی که این بخشودگى داشته است, سخن پيامبر(صلوات الله علیه و آله) گوياى آن است که زكات اسب در آن زمان, واجب بوده و آن حضرت به عنوان حاکم شرع و ولی امر آن را بر مردم بخشیده است و حضرت على علیه السلام به عنوان حاكم اسلامى و با توجه به شرایط زمان بر آنها زكات را قرار داده.
(۱۰/آذر/۹۲ ۲۰:۱۹)عایشه نوشته است: [ -> ]چرا روی قبرها قصر می سازید؟
خداوند متعال در قرآن كريم جريان اصحاب كهف را اين گونه يادآور مي شود: (وَكَذلِكَ أَعْثَرْنا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ أَنَّ السَّاعَةَ لا رَيْبَ فِيها إِذْ يَتَنازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقالُوا ابْنُوا عَلَيْهِمْ بُنْياناً رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِداً) ( کهف- 21)
و اين چنين مردم را متوجه حال آنها كرديم تا بدانند وعده خداوند حق است و در پايان جهان و قيام قيامت شكى نيست، در آن هنگام كه ميان خود در اين باره نزاع مى كردند: گروهى مى گفتند بنائى بر آن بسازيد پروردگارشان از وضع آنها آگاهتر است گروهي ديگر بر آنان غلبه داشتند گفتند ما مسجدى در كنار (مدفن) آنها مىسازيم.هم ساخت بارگاه و هم ساخت مسجد در کنار قبور اولیای خدا صراحتاً در این آیه تقریر شده است!
و قرآن اين موضوع را در آيات فوق با لحن موافقى آورده است و كار هيچ كدام از اين دو گروه را محكوم نكرده است و
اگر قطعا ساختن گنبد و بارگاه و مسجد بر روي قبور حرام بود خداوند متعال در اين آيه از كار آنها انتقاد مي كرد و يا آن را ابطال مي كرد و و از آن نهی می کرد! چون هر دو كار را بدون نفي و نهي مطرح كرده اين نشان مى دهد كه ساختن معبد به احترام قبور بزرگان و یا مسجد ساختن در جوار قبور آنها در دين نه تنها حرام نيست- آن چنان كه وهابي ها مى پندارند- بلكه كار خوب و شايستهاى است.
(۱۰/آذر/۹۲ ۲۰:۱۹)عایشه نوشته است: [ -> ]سیدنا ابوبکر23 سال مجاهدت کرده برای 2 سال ریاست طلبی؟!!
اولاً که عمر را خدا می داند که چقدر است بعلاوه این خود بحثی جداست که مفصل بسیار مشتاقم تا آن را باز کنم که ریشه ی ورود خلیفه ی اول و دوم و سوم در اسلام چه چیز بوده است!
به یک پاسخ اجمالی از لسان مبارک حضرت حجت امام زمان علیه السلام در این خصوص اکتفا می کنم:
آنگاه كه آن شخص اهل عامه گفت: به من بگو كه
اسلام صديق و فاروق آيا به طوع و رغبت بوده است يا به اكراه و اجبار؟ چرا به او نگفتى كه اسلام آن دو از روى طمع بوده است زيرا آنها با يهوديان مجالست داشتند و از آنها از پيشگوييهاى تورات و ساير كتب پيشينيان و داستان محمّد صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم و پايان كار او استخبار كرده بودند
و آنها يادآور مىشدند كه محمّد بر عرب مسلّط مىشود همچنان كه بخت نصر بر بنى اسرائيل مسلّط شد و از پيروزى او بر عرب گريزى نيست همچنان كه از پيروزى بخت نصر بر بنى اسرائيل گريزى نبود جز آنكه او در دعوى نبوّت خود دروغگو بود. پس به نزد محمّد آمدند و با او در اداى شهادت لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ اَللّٰهُ همراهى كردند و به طمع آنكه چون امور او استقرار يافت و احوالش استقامت گرفت به هر يك حكومت شهرى خواهد رسيد
كمال الدين / ترجمه پهلوان، ج2، ص:205
يهوديان و مسيحيانى اخبار جنگ ها و حوادث آينده را از پيشينيان خود به ارث برده بودند،آن گونه كه در قـرآن كـريـم آمـده اسـت، اهـل كـتـاب حـتـى بـه ويـژگى هاى جسمى و روحى پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آگاهى كـامـل داشـتـنـد:
(اَلَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ اءَبْنَاءَهُمْ)
کسانی که به آنها کتاب داده شده است(اهل کتاب یعنی مسیحیان و یهودیان) او (پیامبر خدا) را می شناسند همانطور که فرزندان خود را می شناسند.
در روايـتـى از منابع خود اهل سنت! آمـده اسـت كـه در يـكـى از سفرهاى تجارى ابوبكر به شام ، يكى از راهبان ، هنگام ظـهـور پـيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را در مكّه به او خبر داد؛ و به او دستور داد كه در شمار پيروان آن حضرت درآيد. وى چون از سفر بازگشت ، مطلع شد كه پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مردم را به سوى خداوند دعوت مى كند و بى درنگ نزد آن حضرت رفت و اسلام آورد.
مقتل خوارزمى ، ج 1، ص 186. مقتل عوالم ، ص 54.
(۱۰/آذر/۹۲ ۲۰:۱۹)عایشه نوشته است: [ -> ]شما به خلفا انگ بدعت می زنید. شما بدعت خوب و بد را هم قبول ندارید.
سوال ما این است که آیا به طور مثال خلیفه ی ثانی که به گفته و اقرار خودش بدعت هایی در دین خدا بنا نهاده است آیا از خدا بهتر می دانسته که سعادت بندگان خدا در چیست؟ که مخالف حکم خدا حکم صادر کرده است؟