کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 3.25 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تنها گناه نابخشودنی در درگاه الله تعالی
۲۳:۲۳, ۲۸/آذر/۹۲
شماره ارسال: #1
آواتار
ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشا و من یشرک بالله فقد افتری اثما عظیما
قطعا خداوند شرک را نمیبخشد و غیر از شرک را برای هر کسی که بخواهد خواهد بخشید و کسی که به خداوند یکتا شرک میورزد و کسی را با او موازنه میکند قطعا دروغی ساخته و گناه بزرگی مرتکب شده است
سوره النسا ایه 48
سلام بر همه کاربران و دوستان محترم ! بنده طلبه سطح عالی حوزه علمیه هستم و افتخار دارم در این تالار مباحثی را خدمت عزیزان تقدیم کنم که ان شا الله تعالی مورد نیاز ایشان باشد و زمینه ترقی معرفتی همه ما را فراهم کند ...
خداوند یکتا همان موجود بی همتایی که عالم وجود از ان اوست راه سعادت را بر بندگان خود مشخص نموده و بوسیله حجت نهان و حجت اشکار حجت خود بر بشر تمام کرده و هر گاه یکی از ایشان از روی خطا به گناهی الوده شود به او بشارت بخشایش داده حتی گناهان بزرگ نیز قابل بخشایش است ... تنها گناهی که خداوند صراحتا توبه را در مورد ان نمیپذیرد شرک بالله است که متاسفانه امروزه میان عوام شیعه بسیار دیده میشود و قابل اصلاح نیست ... امیدواریم خداوند یکتا ما را از این گناه نابخشودنی که هیچ گاه غضب الهی در مورد ان خاموش نمیگردد محفوظ بدارد و ما را روز به روز به توحید و توجه به سوی خود سوق دهد ....

موفق باشید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: رهگذر. ، السا ، احمد شاکر ، مرهم ، Detector ، AS53 ، mahramaneh ، شهرام ، صهبا ، medad.sefid ، Zahra.B ، farzad313 ، fafa* ، Bahar ، لبخند خدا ، ADAM ، انتصـار ، ساقی ، M03TAFA ، nasimesaba ، ali0077

آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۰:۲۳, ۵/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/دی/۹۲ ۲۱:۴۹ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #41
آواتار
نقل قول:
پاسخ به جناب عبد الرحمن


ضمیر
نا
به ذات مقدسه الله تعالی بازمیگردد و در ان شکی نیست ... رسول الله اکنون در قید حیات نیستند و جزو اموات هستند منتهاروح ان بزرگوار از همه چیز اگاه است ولی از ابزار حیات مادی برخوردار نیستند : انک میت و انهم لمیتون !

پس چرا جمع بسته؟

مگه شما نمیگید مسلمانید!!!!!!!!!!!؟

مگر چندتا ذات خدا داریم؟

يا ايها الذين آمنوا لا تتولوا قوما غضب الله عليهم قد ييسوا من الآخره كما ييس الكفار من اصحاب القبور (ممتحنه13)


اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! مردمى را كه خدا بر آنها خشم گرفته به دوستى مگيريد. همانا از آخرت نوميدند [چون منكر آنند]، همان گونه كه كافران از اهل قبور نوميدند.

قبلا هم گفتم

یکی از مصادیق کفر انکار مقامات اهل بیت است
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ساقی ، مسجد عشاق ، یاســین ، meisamtiger ، عالم مقدس لاهوت
۲۳:۴۰, ۵/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/دی/۹۲ ۱۹:۱۱ توسط مسجد عشاق.)
شماره ارسال: #42
آواتار
در مورد ادعای شما که گفتید طلبه هستید بنده با توجه به عقاید شما گفتم در حوزه چنین تفکری نمی بینم از لحاظ کتب فرق و مذاهب اسم برای تفکر تان خواستم چون نمی شود حق باشد ونامی تاکنون بر آن مذهب حق نگذاشته باشند اگر محیط حوزه علمیه تشیع برای شما بسته هست علت آن عقاید منحرف شماست سوال این بود شما که ادعا طلبه بودن دارید نام اساتید دارای تفکرتان را نام ببرید لازم به ذکر است در حوزه علمیه تشیع یک تفکر بر اساس کتاب و سنت و اجماع و عقل ارایه شده شما نمی توانید ادعای شیعه بودن کنید بعد از علما و کتب آنها شاهد مثال نیاورید در مسایل جدید و مستحدثه در شیعه اجتهاد آزاد است مثلا حکم لقا مصنوعی و نماز خواندن در کره ماه و ... اما کسی می تواند اجتهاد کند که از مشایخ خود اجازه داشته باشد وگرنه هر مستر هنفری
Big Grin
اسلام شناس می شود و ...پس این که کرور کرور اساتید و طلاب کسی را نمی توانید نام ببرید ظن دوستان را تقویت می کند که شما وهابی شیعه نما هستید اتقوا مواضع التهمه نام همفکری از هم لباسهای ما که بعقیده شما هست یک مثال یک استاد حوزه علمیه قم مشهد و ... برای نقض حرف من که گفتم در شیعه از تفکر شما نمی بینم کافیست نبود
Huh
بله صوفیه نعمت الله چنین تفکری دارند که با اولی و دومی و سومی کنار می آیند و فرقه صالحیه و ابتریه ولی این ها شیعه دوازده امامی مورد تایید مراجع شیعه که نیستند در مورد جریان در و دیوار آتش در روایات اهل سنت هم این مطلب آمده برای شما از کتب اهل سنت سند های آن را بیاورم یا در سایت موسسه تحقیقاتی ولی عصر آیت الله قزوینی خود سند ها را جستجو می کنید اینکه کسی لفظ رحلت را در مورد شهادت حضرت رسول صل الله علیه و آله و حضرت فاطمه سلام الله علیها بکار برده باشد دلیل بر قبول نداشتن جریان در و دیوار و آتش از جانب او نیست سند از علمای که گفتید ارایه دهید که آنها همچون وهابیان کنونی این قضیه را قبول نداشته اند؟ کدام کتاب؟ حال فرض را گذاشتم بر اینکه این بزرگواران همیشه رحلت بکار می برده اند جناب عالم مقدس ملکوت شهیدی به عالم بالاتر از ملکوت رحلت کرد جمله ی غلطی است یا در اثر ضربه و صدمات در جنگ جانبازی به سوی دوستان شهیدش کوچ کرد و پر گشود دلالت دارد نویسنده به شهادت این جانباز معتقد نبوده است یا آن بحث دیگری است ؟کدام یک از کرور کرور شیعیان و محبین در توسل شرک بخرج داده اند شما که نگران روز قیامت دیگران هستید از نیت شیعیان و محبین چگونه مطلع شدید ؟چگونه پی به شرک آنها برده اید؟ همه شیعیان مرتضی علی و محبین حضرت فاطمه می دانند که اهل بیت وسیله هستند رابطه آنها با خدا از لحاظ قبول مبحث سلسله علل در طول هم هست نه عرض هم . کسی جدای از خدا، برای اهل بیت قدرتی قایل نیست که شما آنها را مشرک خطاب می کنید و خود مجهول العقایدتان را مستبصر و موحد کدام شیعه و محبینی از همکیشان ما آنها را علتی در عرض علت العلل دانستند
Huh
من اگر بگویم با دستانم می نویسم و الان دارم تایپ می کنم مشرکم آیا شما همچون اهل سنت قایل به جبر هستید یا همچون شیعه به مذهب اختیارمعتقدید ؟من مختارم به اختیار خدا وند تبارک و تعالی پس به اذن الله و حول و قوته می نویسم و می بینم یضل به کثیرا و یهد به کثیرا و ما یضل به الا الفاسقین در پایان از شما متشکرم که اسباب مستبصر شدن بیشتر روافض را فراهم می کنید الهم العن الجبت و الطاغوت
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن.س. ، پرنیان ، aboutorab ، عبدالرحمن ، مصباح ، ELENOR ، منادی حق ، ساقی ، meisamtiger ، عالم مقدس لاهوت
۰:۳۶, ۶/دی/۹۲
شماره ارسال: #43
آواتار
« ولی اعتقاد کلی بنده در مورد ان ها اعتدال و انصاف است که ان ها کسانی بودند که نقاط مثبت فراوانی در زندگی داشتند
که حتی شامل ایات بیعت رضوان و رضای الهی میشوند و در عین حال نقاط تیره ای هم داشتند .. لذا نه ان ها را تقدیس میکنم و نه ان ها را لعن میکنم...»
از جناب عالم مقدس ملكوت مي خوام با توجه به اعتقاد خود به سوالم پاسخ دهند "
آتش زدن درب خانه ام ابيها ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

واقعيّت

يا

افسانه

توضيح دهيد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، پرنیان ، مصباح ، مسجد عشاق ، یاســین ، meisamtiger
۱۰:۵۸, ۶/دی/۹۲
شماره ارسال: #44
آواتار
(۵/دی/۹۲ ۱۶:۳۵)عالم مقدس ملکوت نوشته است:  [font=Times New Roman][/font]
.....در میان شیعه هم کسانی بودند چون علامه کبیر سید محمد حسین فضل الله رحمه الله علیه که اعتقاد به کشته شدن ان حضرت نداشتند .....


دلم نیومد این قسمت از سخنانتان را پاسخ ندم البته تا جایی که عقلم می رسه .
از اینکه فرمودید در میان شیعه هم کسانی بودند .... این چیز زیاد غیر منتظره ای نیست . بر فرض این علامه و علمای دیگری نیز این حرف را زده باشند . آیا من و امثال من باید فوراً این سخن را قبول کنم و دست از تبری بردارم .
پاسخ این سوالات را کی میده
آیا این سخن را در چه حالتی فرمود ؟ قبل از این سخن چی فرموده بود ؟ آیا این سخن را نقل قول از دیگری نکرده که مثلاً قلانی گفته ؟ آیا سندی صحیح از این سخن دارید ؟ و هزاران موارد دیگر
یادمه درباره کتاب ارزشمند اسرار آل محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ( سلیم بن قیص) یه نقل قول از علامه بزرگوار امینی رحمه الله علیه زده بودند که ایشون چنین فرموده که بعد از تحقیق معلوم شد که علامه مرحوم فرموده که فلانی چنین گفته یعنی علامه بزرگوار نقل قول کرده بود .
و اما برای شما بزرگوار "
الان من در شرایطی قرار دارم که الحمد الله مملکت اسلامی و شیعه هست اگر در زمان و موقعیت همین علامه که فرمودید بودم آیا می توانستم به این صراحت از مادر سیلی خورده و پهلو شکسته و شهیده سخن بگویم ؟ هرگز نمی توانستم
پس احتمال اینکه این سخنی از این علامه و همچنین شیعیان دیگری اگر نقل شده یا تقیه نمودند و یا کذب محض می باشد .
نظرتان چیست ؟
موفق باشیم در کسب معارف دین
یا علی علیه السلام
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، مسجد عشاق ، یاســین ، meisamtiger
۱۲:۵۷, ۶/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/دی/۹۲ ۱۹:۱۱ توسط مسجد عشاق.)
شماره ارسال: #45
آواتار
سایت علامه سید محمد حسین فضل الله
مسجد عشاق : جالب اینجاست که این علامه که شما از اسم ایشان برای عقیده باطل خود استفاده کرده اید بی تفاوتی در مقابل مسایل تاریخی را قبول ندارند در حالی که شما عالم مقدس ملکوت وقایع بین امیر المومنین و غاصبین حق آن حضرت را وقایع تاریخی می پندارید منکر شهادت شده اید این سایت علامه هست تو اون کتاب ها وآنچه مربوط به علامه محمد حسین فضل الله می باشد هم هست آدرس ادعاتون را از این سایت بدید اما دقت کنید ایشان از معاصرین هستند چگونه به کار بردن کلمه رحلت( بر فرض وجود ) را دلیل بر بطلان عقیده شیعه در مورد قضیه در و دیوار می دانید از علمای شیعه برای ادعاتون که شیعیان مشرکن و قضیه آتش زدن در و فضایل ابوبکر و عمر و ... چی دارید ؟ بنده می خواهید فضایل آن سه تن و مولا علی را از کتب اهل سنت بیان کنم
شما از کتب شیعه فضایل این سه تن غاصب خلافت را بگویید [تصویر: biggrin.png]؟؟ منتظر فضایل آن سه تن هستیم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ELENOR ، عبدالرحمن ، ساقی ، meisamtiger ، عالم مقدس لاهوت
۱۹:۵۳, ۶/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/دی/۹۲ ۲۰:۰۲ توسط عالم مقدس ملکوت.)
شماره ارسال: #46
آواتار
(۵/دی/۹۲ ۲۰:۲۳)عبدالرحمن نوشته است:  پس چرا جمع بسته؟

مگه شما نمیگید مسلمانید!!!!!!!!!!!؟

مگر چندتا ذات خدا داریم؟

يا ايها الذين آمنوا لا تتولوا قوما غضب الله عليهم قد ييسوا من الآخره كما ييس الكفار من اصحاب القبور (ممتحنه13)


اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! مردمى را كه خدا بر آنها خشم گرفته به دوستى مگيريد. همانا از آخرت نوميدند [چون منكر آنند]، همان گونه كه كافران از اهل قبور نوميدند.

قبلا هم گفتم

یکی از مصادیق کفر انکار مقامات اهل بیت است

برادر محترم ! خودت را به کوی نادانی نزن ! شما بهتر میدانی که ضمیر جمع نا برای استقبال از مقام طرف است که گاها در فارسی و عربی برای احترام شخص از ضمیر جمع استفاده میشود و الا نعوذ بالله منظور از نا خدا و دیگری نیست ! در ایه ای هم که مشهور به ولایت است و شیعه ادعا میکند که برای حضرت مولا امیر المومنین علی بن ابی طالب صلوات الله علیه است کلمه موصول به صورت جمع امده در حالی که طبق ادعای شیعه مختص ان حضرت است و باید موصول مفرد میامد ... ولی توجیه ان از کسی پوشیده نیست و ان برای استقبال از مقام طرف است که گاها ضمیر مفرد به صورت جمع می اید ... ان شا الله مستبصر شوید و از شرک بالله به خدای قهار پناه ببرید

(۶/دی/۹۲ ۰:۳۶)aboutorab نوشته است:  
« ولی اعتقاد کلی بنده در مورد ان ها اعتدال و انصاف است که ان ها کسانی بودند که نقاط مثبت فراوانی در زندگی داشتند
که حتی شامل ایات بیعت رضوان و رضای الهی میشوند و در عین حال نقاط تیره ای هم داشتند .. لذا نه ان ها را تقدیس میکنم و نه ان ها را لعن میکنم...»
از جناب عالم مقدس ملكوت مي خوام با توجه به اعتقاد خود به سوالم پاسخ دهند "
آتش زدن درب خانه ام ابيها ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

واقعيّت

يا

افسانه

توضيح دهيد

اگر بر فرض تمام شاخ و برگ های داده شده به جریان فاطمیه را قبول کنیم ولی بزرگترین دروغی که هرگز ثابت نشده و در اخبار تاریخی تواتر ندارد همین افسانه سوزانده شدن درب خانه !!! است .... شما میتوانید به مراجع تقلید استفتا کنید و ببینید ایا ان ها چنین چیزی را دلیل موجه دارند یا خیر ؟! روایاتی موجود است که گفته اند که کسی اهل خانه را تهدید کرد ولی این که ان تهدید عملی شده باشد هیچ روایتی وجود ندارد و هیچ کس به ان تصریح نکرده است و تواتری هم وجود ندارد ....
ان چه مهم و قابل اهمیت است این است که محبت و مودت به حضرت بانوی یگانه جهانیان حضرت صدیقه طاهره فاطمه الزهرا سلام الله علیها بر همگان واجب شرعی است و کسی که نعوذ بالله از محبت ایشان غفلت بورزد ایمانش تباه خواهد شد همین ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۲۰:۰۳, ۶/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/دی/۹۲ ۲۱:۰۷ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #47
آواتار
(۶/دی/۹۲ ۱۹:۵۳)عالم مقدس ملکوت نوشته است:  

اگر بر فرض تمام شاخ و برگ های داده شده به جریان فاطمیه را قبول کنیم ولی بزرگترین دروغی که هرگز ثابت نشده و در اخبار تاریخی تواتر ندارد همین افسانه سوزانده شدن درب خانه !!! است .... شما میتوانید به مراجع تقلید استفتا کنید و ببینید ایا ان ها چنین چیزی را دلیل موجه دارند یا خیر ؟! روایاتی موجود است که گفته اند که کسی اهل خانه را تهدید کرد ولی این که ان تهدید عملی شده باشد هیچ روایتی وجود ندارد و هیچ کس به ان تصریح نکرده است و تواتری هم وجود ندارد ....

السلام علیکِ یا فاطمه الزهرا الصدیقه الشهیده
اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنی ها
بعدد ما احاط به علمک
با توکل بر خداوند تبارک و تعالی و توسل بر ائمه معصومین علیهم السلام بر آنیم که حقیقتی را ثابت و شبهه ای را کناری بزنیم .
امیدوارم که خوانندگان با سعه ی صدر مطالب را خوانده و نظرات خود را به ما منتقل نمایند .
یا زهراء سلام الله علیها

شبهه یعنی چه ؟
شبهه قرائت و گفتاری نزدیک یا مستند به برخی حقایق است که به صورت بسیار ظریف ، دروغ و باطلی را بیان می کند .
این سبک اختلاف افکنی اگر چه ریشه های تاریخی بسیاری دارد و همواره گروهها و افراد و حکومت های باطل از آن استفاده می کردند اما برای روشن تر شدن موضوع می توان به موارد مذهبی ، سیاسی و اجتماعی امروز جامعه اشاره ای داشت .
به عنوان مثال ؛ فرقه باطل وهابیت با سوء استفاده از برخی اعتقادات و رفتار شیعیان ایشان را متهم به خرافه و بت پرستی و مرده پرستی می کنند . با رجوع به منابع فقهی تشیع به راحتی می توان کذب بودن این ادعاها را ثابت نمود .
بسیار واضح است که اثر این شبهات فقط بر 2 گروه است :
گروه اول آنها که اهل باطل هستند و بدون در نظر گرفتن حق یا ناحق بودن موضوعی به صرف اینکه آن مطلب با طرز فکر و تمایلاتشانه هم جهت است آن را می پذیرند و منتشر می کنند . معمولاً در این گروه امیدی به اصلاح و بازگشت به مسیر حق نیست .
گروه دوم کسانی هستند که افرادی ساده لوح و دهن بین هستند . این افراد شنیده های خود را بدون تحقیق و یا درخواست سند و مدرک می پذیرند و بدون بررسی مطالب به آنها دامن می زنند . در بین این افراد تعداد زیادی هستند که در مواجهه با اسناد و دلائل قانع شده و از مسیر قبلی بر می گردند .
اما باید در نظر داشت که شبهات مطرح شده معمولاً به سادگی و در زمان کوتاه قابل پاسخگوئی و اثبات نیستند و در این زمان ایمان های زیادی را به باد خواهند داد .
پس وظیفه هرکدام از ما مراقبت از ایمان فردی و تلاش در جهت رفع این ابهام و شبهات برای دوستان و نزدیکانمان است .
این وظیفه نه تنها از جنبه انسانی و اجتماعی بلکه از لحاظ دینی نیز بر عهده ماست .
انشا الله که در این عرصه نیز روسفید درگاه خداوند بزرگ باشیم .

وظیفه ما در مقابله با شبهات
برخی معتقدند انسان در هر سنّ و معلوماتی که باشد بی هیچ قید و شرطی میتواند به هر سخنی گوش فرا دهد.

اینان به آیه شریفه: فَبَشِّرْ عِبادِ - الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ القَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ؛ [1]

تمسک میکنند.

در صورتی که آیه شریفه در مورد اندیشمندان و صاحبنظرانی است که قدرت و توان تشخیص «قول احسن» را دارند نه هر کسی، در هر سن و سال و سطحی از معلومات میتواند این چنین باشد.

چنان که در ادامه آیه شریفه میفرماید: أُولئِکَ الَّذِینَ هَداهُمُ اللَّهُ وَأوُلئِکَ هُمْ أُولُوا الأَلْبابِ؛ [2]



«آنان کسانیاند که خدا هدایتشان کرده و آنان خردمندان و صاحبان مغز و عقلاند.»



بنابراین تا وقتی که انسان اعتقادهایش را از منابع موثّق و معتبر محکم نکرده و قدرت پاسخگویی به شبهات را ندارد، نباید در این وادی قدم بگذارد.



انسان باید زمان شناس باشد، برای حال و آیندهاش برنامه ریزی کند؛ نه اینکه بنشیند و هنگامی که با شبهات بنیان کن و تبلیغات مسموم روبهرو شد به فکر چارهای بیفتد، بلکه مانند واکسنی که برای پیشگیری امراض به کودکان تزریق میکنند ما نیز با طرح شبهات و جواب آنها به طور فشرده اطلاعی از آنها داشته باشیم

تا هنگام مواجهه با مخالفان خود را نباخته و توان جوابگویی را داشته باشیم.



امام صادقعلیه السلام فرمود: «العالم بزمانه لا تهجم علیه اللوابس» ؛ [3]



«کسی که زمان شناس است شبهات بر او هجوم نخواهد آورد.»



امام علی علیه السلام فرمود: «من عرف الأیّام لم یغفل عن الاستعداد» ؛ [4]

«هر کسی که روزگار خود را شناخته و زمان شناس باشد از آمادگی غافل نخواهد شد.»



1.سوره زمر 17و18

2.سوره زمر 18

3.کافی ج 1 ص27ح29

4.کافی ج 8 ص23 ح

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=17257&threadID=192458

(۶/دی/۹۲ ۱۹:۵۳)عالم مقدس ملکوت نوشته است:  اگر بر فرض تمام شاخ و برگ های داده شده به جریان فاطمیه را قبول کنیم ولی بزرگترین دروغی که هرگز ثابت نشده و در اخبار تاریخی تواتر ندارد همین افسانه سوزانده شدن درب خانه !!! است .... شما میتوانید به مراجع تقلید استفتا کنید و ببینید ایا ان ها چنین چیزی را دلیل موجه دارند یا خیر ؟! روایاتی موجود است که گفته اند که کسی اهل خانه را تهدید کرد ولی این که ان تهدید عملی شده باشد هیچ روایتی وجود ندارد و هیچ کس به ان تصریح نکرده است و تواتری هم وجود ندارد ....


ضمیمه سخنان کاربر عالم مقدس ملکوت
شبهاتی دیگر که کاربران معلوم الحال دیگری وارد نموده که ان شاءالله با توسل به مادر پهلو شکسته پاسخ خواهیم داد

نقل قول شبهه:

«سروده و نوشتید: در آتش سقیفه ایان شعله ور بود
جواب اولا:آتش زدن درخانه همانطور که بسیاری از علماء وبزرگان شیعه نوشته اندثابت نیست،آنچه ثابت ومسلم است تهدیدبه آتش زدن وآوردن هیمه وشعله ای ازآتش میباشد،
علامه مجلسی مینویسد:انه هم باحراق بیت فاطمه ع
او(دومی)قصدکردبه سوزاندن خانه فاطمه ع
همچنین آیه ا...وحیدوعلامه امینی وامام شرف الدین وغیره می نویسندخلیفه دوم تهدید کردبه آتش زدن.



او سپس برای اثبات ادعای خود مبنی بر نظر علما، چنین نگاشته است:

نقل قول:

علامه مجلسی درطعن هفدهم برخلیفه ثانی مینویسد
انه هم باحراق بیت فاطمه ع
او قصدکردبه سوزاندن خانه فاطمه ع
دررابطه بامطلب آیه ا...وحیدشایعه سازی نیست کاش قدری مطالعه داشتیم تا ندانسته وغیرعلمی سخن نمی گفتیم.
ایشان درکتاب مقتطفات ولائیه مینویسد
یقول الرجل: لیخرج علی ع والااحرقت الدارعلی اهلها(111-112)
ودرپاورقی فقط ازحطب نام برده شده است.
امام شرف الدین مینویسد:تهدیدهم علیا بالتحریق ثابت بالتواترالقطعی.

درموردآیه ا...وحیدبنده درجائی کتبا وشفاها ندیده ونشنیدم که ایشان بگویددرخانه را آتش زدندغیرازهمان مطلب که ازایشان درباره تهدیدبه آتش نقل کردم ،واین سخن ومطلب رادرمسجد اعظم برای طلاب علوم دینی وروحانیون گفتندواگرآنرا ضعیف وبی اعتبارمیدانستندنقل نمی کردند.
نقل روایت غیرازقبول آن است اگرعلامه مجلسی آتش زدن دربرایش ثابت بود درطعن هفدهم برخلیفه ثانی نمی نوشت
انه هم باحراق بیت فاطمه ع او قصدکردبه سوزاندن خانه فاطمه ع
وهمچنین مرحوم محدث قمی آنجا که نظرخودش راگفته مینویسد:"وهددهم بتحریقهم"(بیت الاحزان ص102)
تهدید کردآنهارابه سوزاندنشان.
اماکسانیکه فرق بین ایندو رانمیدانندندانسته سخن میگویندونظرمیدهندومااین را می گذاریم به پای جهالت علمی .»



یا اما مددی مادر


[تصویر: 40821030018042830327.jpg]
با سلام و عرض ادب خدمت همه دلسوختگان مادر سیلی خورده و پهلو شکسته
همانطوری که اطلاع دارید حقیر سواد چندانی ندارم فقط استاد گپی پست و نقل قول از تالار ها و سایت های اینترتی هستم
پس اگر در ارسالهایم اگر اشتباهی و خطائی صورت گرفت به عنوان استاد و بزرگ حقیر ، روسیاه را مدد و یاری نمایید
بدواً از نهایت لطفی که در مورد حقیر عنایت می فرمایید سپاسگزارم
خیر و سعادت و سلامت دنیا و آخرت نصیب شما و خانواده های محترمتان باد ان شاءالله

این در پاسخ به شبهه کننده دیگری است که البته شبهه کاربر عالم مقدس ملکوت را هم شامل می شود .


مدتی است که در برخی تالارهای گفتمان دینی شاهد حضور این افراد هستیم. بنده و سایر افراد به سهم خود سعی نموده ایم با آوردن دلیل و برهان، نشان دهیم که سخنانش باطل و یاوه است، اما وی هر بار اشکال تازه ای بر عقاید شیعه نموده و مطالبی به بزرگان و اعاظم شیعه نسبت می دهد که هرگز صحت نداشته و ساخته ی ذهن خیال باف خود اوست!
او با این کار هم به علمای شیعه تهمت می زند، و هم در عقاید عامه ی شیعه شک ایجاد می کند. روش هائی برای بررسی احادیث به کار می برد که حتی رجالیون سخت گیری مثل مرحوم آیت الله خوئی یا اصولیونی چون مرحوم علامه وحید بهبهانی هم آن را قبول ندارند؛ اما در عین حال ادعا می کند که این ها روش های علمای شیعه است!

از یاد نبرده ایم که یک وقت منکر شهادت رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) به دست آن دو زن (لعنهما الله) شد؛ و برای این کار کتابی چون تفسیر عیاشی را به دیوار کوبید!! بار دیگر خطبه ی غدیر را به دلیل ضعف سندی آن مردود شمرده و کتاب شریف احتجاج طبرسی را بی اعتبار دانست!!
و اکنون ادعاهای جدیدی کرده، از جمله این که مقام اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) از انبیای اولو العزم پائین تر است. و در آخرین ادعایش منکر سوختن در ِ خانه ی حضرت زهرا (سلام الله علیها) گردید.

در این سرفصل می کوشم تا به این ادعای آخری وی البته بر اساس مدارکی که خود او آورده بپردازم. این که گفتم بر اساس مدارک خود وی، زیرا این مساله اجماعی شیعه است و نیازی نیست که بنده به ذکر اقوال علمای شیعه در طول تاریخ بپردازم؛ بلکه اگر تنها به ادعاهای واهی وی رسیدگی کنم، عملاً معارضی وجود نخواهد داشت.
البته دوست و استاد گرامی ما جناب عمو ناصر عزیز پاسخ هائی به این فرد داده اند، که بنده با احترام به ایشان و کسب اجازه، به مطالب دیگری اشاره می کنم که ایشان کلاً یا مفصلاً ذکر نکرده اند.
[b]*******


حضرت امیر المومنین، صدیق اکبر و فاروق اعظم، مولانا و مولی کل مومن و مومنه، حضرت علی بن ابی طالب (علیه السلام) می فرماید: حضرت ختمی مرتبت، حبیب اله العالمین محمد مصطفی (صلّی الله علیه و آله) به دخت دلبندشان سیدة نساء اهل الجنه بانو فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) خطاب کردند:

تمامی شر و بدبختی و وای بر کسی که بر تو ظلم کند، و رستگاری بزرگ برای کسی که تو را یاری کند.

فَالْوَيْلُ كُلُّهُ لِمَنْ ظَلَمَكِ وَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ لِمَنْ نَصَرَكِ.
تفسير فرات الكوفي، ص 446 - بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج 43 ص 227

امید که خدای متعال و ارحم الراحمین، به واسطه ی این نوشته ی کوچک، ما را از اصابت نفرین فرستاده اش در امان داشته، و به دعای خیر وی برساند.
الهی آمین.

ان شاء الله ادامه دارد....

اصل شبهه ی این فرد این است که:
تهدید به احراق ثابت است، و نه اقدام به آن.
تنها دلیل وی بر این مطلب هم آن است که:
بسیاری از علما و بزرگان شیعه از عباراتی نظیر "هم باحراق بیت" و "هددهم بتحریقهم" استفاده کرده اند. و اگر احراق نزدشان ثابت بود، آن را می نوشتند.

و اما جواب را در چند بخش می دهیم.

الف- نفی را اثبات کن!

عین عبارت مستشکل چنین است:


آتش زدن درخانه همانطور که بسیاری از علماء وبزرگان شیعه نوشته اندثابت نیست

سوال و درخواست ما از شبهه کننده این است:
یک و تنها یک نقل از علمای مورد قبول شیعه - - بیاور که مثل تو سخن گفته باشند. یعنی گفته باشند احراق ثابت نیست.


[/b]او با نوشتن عبارت فوق سعی کرده به خواننده چنین القا کند که علما در کتاب هایشان نوشته اند: احراق ثابت نیست. در حالی که این قطعاً تهمتی آشکار به علمای اعلام شیعه از سلف تا خلف است. همچنین فریب و تدلیس محسوب شده و ذهن خواننده را به انحراف می کشاند.
البته ما می دانیم که چنین مطلبی در هیچ کتابی از کتب معتبر شیعه نیست، و این ادعائی است کذب و دروغ.
معلوم نیست این اجتهادات جاهلانه از کجای این فرد تراوش می کند!

البته یک اشکال اساسی بر این سخن وی وارد است. نفی یک واقعه ی تاریخی که تضادی با اعتقادات حقه نداشته، بلکه با توجه به شناختی که از افراد وجود دارد، انجام آن بعید نیست، هرگز اثبات شدنی نمی باشد!
مستشکل می تواند بگوید که تهدید به احراق ثابت است، اما نمی تواند بگوید اقدام به احراق ثابت نیست. حتی اگر از روایاتی که از معصومین (علیهم السلام) در منابع شیعه در این خصوص وارد شده نیز صرفنظر کنیم، و بپذیریم که هیج منبعی برای با خبر شدن از چنین واقعه ای در کار نیست، آخرین سخنی که می توانیم بگوئیم این است که چنین خبری به ما نرسیده است. یعنی ما هرگز نمی توانیم عدم وقوع را اثبات کنیم، زیرا وقایع تاریخی تنها با حس قابل اثبات اند، و از آنجا که ما در فاصله ای چند صد ساله از آن واقعه قرار داریم، نمی توانیم آن را درک کنیم.
حتی اگر کسی از شاهدان آن واقعه می گفت: چنین چیزی اتفاق نیفتاد، اما فرد دیگری از وقوع آن خبر می داد، قول نفر دوم ارجحیت داشت، زیرا عدم الوجدان لا یدل علی عدم الوجود = نیافتن چیزی بر نبود آن دلالت نمی کند.
در حالی که از شاهدان آن واقعه هرگز چنین ردّی بر عدم وقوع گزارش نشده است.
پس دلیل آن هائی که آن را اثبات می کنند قطعاً قوی است، و به قول آن کسی که می خواهد آن را بعد از 1400 سال نفی کند، التفاتی نمی شود!




ان شاءالله ادامه دارد...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، مسجد عشاق ، یاســین
۲۱:۲۵, ۶/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/دی/۹۲ ۱۹:۱۲ توسط مسجد عشاق.)
شماره ارسال: #48
آواتار
من از همون اول می دونستم که شما عالم مقدس ملکوت از روحانیون و طلاب حوزه علمیه تشیع نیستید منتهی می خواستم از زبون خودتون بشنوم اقرار العقلا علی انفسهم جایز من در مناطق سنی نشین زیاد تبلیغ رفتم از برادران اهل سنت رفقا و دشمنان زیادی هم دارم انسان مامور به عمل به فهم خویش است اینکه الله تعالی بین بندگانش در آخرت چه حکم می کند یک مسئله هست مسئله تشخیص طریق حق و باطل مسئله دیگری ما با توجه به کتاب و سنت و عقل و اجماع مسئله را حق یا باطل تشخیص می دهیم. الله تعالی هم در روز قیامت قضاوت خواهد کرد اگر حجت بر ما تمام شده بود و از حق تبعیت نکردیم محکومیم ولی یک عالم سنی یا یک عالم شیعه اگر به حقیقتی رسید مامور به عمل به عقل خویش است بر فرض تفحص اگر مطابق با واقع و حکم الله تعالی بود دو ثواب دارد اگر نبود و به وظیفه خود عمل کرده بود یک ثواب را دارد سنی باشد یا شیعه یا مسیحی یا ... مامور به عمل به فهم خویش است این همان مصلحت سلوکیه است که شیخ انصاری اعلی الله مقامهم بر آن در کتب خود تاکید کرده اند و گفته اند که اهل سنت در این مقوله قایل به تصویب هستند یعنی خداوند معاذ الله نشسته که مفتی حکمی کند و الله تبارک و تعالی به آن حقیقت بخشد اما شما ادعا کرده بودید که ساکن تهران و طلبه سطح عالی هستید دوستان هم پی به تناقض گویی شما و عدم مطابقت حرف های شما با حرف علمای شیعه و حوزه علمیه برده بودند که الحمد لله خود نیز به آن اقرار فرمودید از اینکه با یک برادری از اهل سنت بحث کنیم و قواعد بحث را رعایت کرده به وظیفه خود که همان تحقیق و رفتن دنبال حق بوده عمل کنیم ابایی نداریم شما که فقه شیعه را برتر می دانید خوب از یک سنی که به فقه مذاهب اربعه عمل می کند از نظر من پیش هستید اما اینکه می گویید گذشتگان به ما ربط ندارد یا از این آیه چنین برداشت نموده اید که یعنی از تاریخ و اثر آن در آینده خداوند جل جلاله و عظم شانه معاذ الله خواسته تبری بجوید حرف اشتباهی است اگر سقیفه نبود همان تحدید به سوزاندن در که شما گفتید و من ازمنابع اهل سنت در ارسال قبل بیشتر از آن را هم آوردم اتفاق نمی افتاد اگر جمل نبود صفین نبود کربلا به وجود نمی آمد که مولایمان حسین با تمام اهل و عیالش شهید شود تا اسلام حقیقی بماند و یزیدیان رسوا شوند دقت کنید اینکه بنده گفتم نمی شود حقی باشد و در کتب فرق ومذاهب بر آن مرام و عقیده حق اسمی ننهاده باشند دلیل آن برهان لطف است قبح عقاب بلابیان است . یعنی 1400 سال مسلمانان اهل تسنن در فقه وشیعه در گرایش به مقولات تاریخی به گفته شما(همان معقولات تاریخی به اعتقاد من) راه باطل را پیموده اند وشما حق هستید و مورد تایید الله تعالی همین مخالفت شما با اجماع کلیه فرق و مذاهب اعم از شیعه و سنی دلیلی است بر بطلان عقیده شما چون بر اساس برهان لطف خداوند، حق بین این فرق بوده ویکی از آنها مرام مورد تایید الله تعالی در روز قیامت می باشد غیر این باشد به چه حجتی خداوند عقاب کند در حالی که بیان نبوده نبودن حق در بین فرق موجود در این 1400 سال به قاعده قبح عقاب بلا بیان خلل وارد می کند یا معتقدید در این 1400 سال عقاب خداوند تعطیل بوده و حال که شما و آن جماعت مستبصر که توهم زده اید بی شمارند آمده اید بر غیر شما تهمت شرک رواست و شما حق و بر آنها عقاب الهی احداث شده استBig Grin به ملزومات عقلی اعتقاد خود تعقل کنید و بیندیشید که العاقل یکفی بالاشاره.بله اعتقاد و عدم اعتقاد به عمر به اعتقاد شما در 1400 سال بعد ربط دارد اینکه اگر در جنگ صفین بودید یا جمل کدام طرف را بر می گزیدید به اعتقاد شما در 1400 سال بعد ربط دارد آیه هم طبق برداشت شما و ترجمه های که خود کردید (بر فرض صحت) نفرمود عمل شما اگر جای آنها بودید در اعتقاد و برگزیدن و پیروی از مذهب حق اثری ندارد و دقت کنید مذاهب و وقایع از همین انتخاب ها و عدم آنها شکل گرفته اند. ان شا الله مستبصر شوید بازهم از اینکه قصد کردید به چراغی فوت کنید که خدا آن را روشن کرده متشکرم و این را سبب کامل تر شدن حق می دانم والله متم نوره ولو کره الکافرون کافرون کسانی هستند که در حق امیر المومنین کسانی را داخل کردند که ناحق و غاصب بودند و به جمع بین اضداد پرداخته اند که از لحاظ عقلا مردود است اگر در حوزه علمیه شیعه درس خوانده باشید معقول هم خوانده اید و حوزه های غیر به حدیث و منقول فقط چسبیده و متاسفانه تعقل در معقول ندارند.اما شما مواظب باشید مصداق آن مطلب نشوید که چراغی را که ایزد بر فروزد هر آن کس پف کند ریشه اش بسوزد یک سوال را توانستید جواب بدهید اگر در جنگ جمل بودید کدام طرف را بر می گزیدید ؟؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، حسن.س. ، ساقی ، یاســین ، meisamtiger ، عالم مقدس لاهوت
۲۱:۳۷, ۶/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/دی/۹۲ ۲۱:۳۷ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #49
آواتار
نقل قول:
برادر محترم ! خودت را به کوی نادانی نزن ! شما بهتر میدانی که ضمیر جمع
نا
برای استقبال از مقام طرف است که گاها در فارسی و عربی برای احترام شخص از ضمیر جمع استفاده میشود و الا نعوذ بالله منظور از
نا
خدا و دیگری نیست ! در ایه ای هم که مشهور به ولایت است و شیعه ادعا میکند که برای
حضرت مولا امیر المومنین علی بن ابی طالب صلوات الله علیه
است کلمه موصول به صورت جمع امده در حالی که طبق ادعای شیعه مختص ان حضرت است و باید موصول مفرد میامد ... ولی توجیه ان از کسی پوشیده نیست و ان برای استقبال از مقام طرف است که گاها ضمیر مفرد به صورت جمع می اید ... ان شا الله مستبصر شوید و از شرک بالله به خدای قهار پناه ببرید

خوشحال میشم چندتا مورد دیگه بیارید

از فارسی مثال نزنید چون فارسی و عربی فرق دارند


در عربی کجاها جمع می آید و کجاها مفرد


راستی

شما آقای آرش شجاعی را میشناسید!!؟Cool

در مورد اعتقاداتم بگم انقدر یقین دارم که اگر هزارتا شهود شیطانی جلوم بیاد بازم دست ازشون برنمیدارم

چه برسه به چندتا شبهه از وهابیت
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مسجد عشاق ، meisamtiger
۲۳:۰۸, ۶/دی/۹۲
شماره ارسال: #50
آواتار
علامه مجلسی درطعن هفدهم برخلیفه ثانی مینویسد
انه هم باحراق بیت فاطمه ع
او قصدکردبه سوزاندن خانه فاطمه ع
دررابطه بامطلب آیه ا...وحیدشایعه سازی نیست کاش قدری مطالعه داشتیم تا ندانسته وغیرعلمی سخن نمی گفتیم.
ایشان درکتاب مقتطفات ولائیه مینویسد
یقول الرجل: لیخرج علی ع والااحرقت الدارعلی اهلها(111-112)
ودرپاورقی فقط ازحطب نام برده شده است.
امام شرف الدین مینویسد:تهدیدهم علیا بالتحریق ثابت بالتواترالقطعی.

درموردآیه ا...وحیدبنده درجائی کتبا وشفاها ندیده ونشنیدم که ایشان بگویددرخانه را آتش زدندغیرازهمان مطلب که ازایشان درباره تهدیدبه آتش نقل کردم ،واین سخن ومطلب رادرمسجد اعظم برای طلاب علوم دینی وروحانیون گفتندواگرآنرا ضعیف وبی اعتبارمیدانستندنقل نمی کردند.
نقل روایت غیرازقبول آن است اگرعلامه مجلسی آتش زدن دربرایش ثابت بود درطعن هفدهم برخلیفه ثانی نمی نوشت
انه هم باحراق بیت فاطمه ع او قصدکردبه سوزاندن خانه فاطمه ع
وهمچنین مرحوم محدث قمی آنجا که نظرخودش راگفته مینویسد:"وهددهم بتحریقهم"(بیت الاحزان ص102)
تهدید کردآنهارابه سوزاندنشان.
اماکسانیکه فرق بین ایندو رانمیدانندندانسته سخن میگویندونظرمیدهندومااین را می گذاریم به پای جهالت علمی .»

اما پاسخ از این شبهه ی ابلهانه!
علامه مجلسی که بحق بر گردن همه ی شیعیان کنونی حق دارند، در کتاب بحار الانوار در سه جا - تا آنجا که بنده دیدم - اشاره به اراده ی احراق بیت کرده اند.
در مورد اول و پس از بحثی در خصوص ادعای اجماع بر خلافت اولی می نویسد:

تكملة إذا عرفت أن ما ادعوه من الإجماع الذي هو عمدة الدليل على إمامة إمامهم لم يثبت بما أوردوه في ذلك من الأخبار نرجع و نقول نثبت بتلك الأخبار التي أوردوها لإثبات ذلك عدم استحقاقهم للإمامة بل كفرهم و نفاقهم و وجوب لعنهم إذ تبين بالمتفق عليه من أخبارهم و أخبارنا أن عمر هم بإحراق بيت فاطمة ع بأمر أبي بكر أو برضاه و قد كان فيه أمير المؤمنين و فاطمة و الحسنان صلوات الله عليهم و هددهم و آذاهم مع أن رفعة شأنهم عند الله و عند رسوله ص مما لا ينكره إلا من خرج عن الإسلام .
بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج 28 ص 407 - 410 (دار إحياء التراث العربي/مؤسسة الوفاء - بيروت)

دقت کنید که ایشان می نویسد:
از روایات متفق علیه از اخبار آن ها و اخبار ما معلوم می شود که عمر اراده ی سوزاندن خانه ی فاطمه (سلام الله علیها) را به امر ابو بکر یا با رضایت او کرد.

در این عبارت، ایشان در حال بیان قدر مشترک روایات شیعه و مخالفش در موضوع احراق است، و روشن است - چنان که گذشت - این قدر مشترک تنها اراده ی احراق بود و نه اقدام بدان.
پس کسی نمی تواند بگوید علامه مجلسی منکر وقوع احراق شده اند.

مورد دوم جائی است که ایشان در مقام احتجاج با مخالفین شیعه، به بیان مطاعن خلفا آن هم از صحاح خودشان می پردازد. ایشان طعن هفدهم را به اراده ی احراق بیت وحی توسط عمر بن خطاب اختصاص می دهد:

[23] باب الاحتجاج على المخالفين بإيراد الأخبار من صحاحهم
السابع عشر:
أنّه همّ بإحراق بيت فاطمة عليها السلام ، و قد كان فيه أمير المؤمنين و فاطمة و الحسنان عليهم السلام، و هدّدهم و آذاهم مع أنّ رفعة شأنهم عند اللّه تعالى و عند رسوله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ممّا لا ينكره أحد من البشر إلّا من أنكر ضوء الشمس و نور القمر.
بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج 31 ص 59 (دار إحياء التراث العربي/مؤسسة الوفاء - بيروت)

حال، آن کسی که در پی شبهه اندازی و سم پراکنی است، عنوان اصلی مطلب علامه را ذکر نمی کند، تا افراد نا آگاه و عامی که توان یا حوصله ی مراجعه به اصل کتاب را ندارند، گمان کنند که علامه مجلسی منکر سوزاندن در خانه ی وحی بوده، و تنها تهدید را قبول دارد! در اینجا به چنین کسانی باید گفت:
« لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ ؟ » (آل عمران:71)

راجع به مورد سوم هم بعداً توضیح خواهیم داد. إن شاء الله.

گرچه خود ِ نقل هائی که علامه مجلسی در همین بحار از کتاب های دیگر مثل کتاب سلیم آورده، و در آن ها به سوزاندن در خانه تصریح شده است، برای فهمیدن نظر علامه مجلسی در این باره کفایت می کند (زیرا ایشان روایات بحار را به خلاف تصور غلط رایج گلچین نموده است.

با این وجود نظرات صریح تری از ایشان را می توان در کتاب های دیگرشان یافت. در اینجا به 3 مورد اشاره می کنم.

تصریح علامه مجلسی بر وقوع احراق- شماره 1
ایشان در فارسی نگاشته ی "حق الیقین" ( باب پنجم در امامت، مقصد ششم در بيان احاديث متواتره، فصل هشتم در بيان مطاعن، مطلب اول مطاعن أبو بكر ) می نویسد:

طعن سيم در بيان جورى كه او با عمر و ساير منافقان بر اهل بيت عصمت و طهارت نمودند در غصب خلافت اول
مختصرى از روايات شيعه كه از اهل بيت طهارت و رسالت و ثقات و متدينين صحابه منقولست نقل مينمايم و بعد از آن بر هر جزوى از اجزاء آن رواياتى كه در كتب معتبره مخالفين مذكور و مشهور است بر طبق آن ايراد مينمايم تا معلوم شود كه اجماع و بيعتى كه مخالفان بآن متمسك شده اند در خلافت آن منافقين دليل كفر ايشان است نه خلافت ايشان.
شيخ طبرسى در احتجاج باسانيد صحيحه روايت كرده است موافق روايات متواتره اى كه در ساير كتب شيعه مذكور است ...
حق اليقين، علامه مجلسی، ص 157 (انتشارات اسلاميه)

ملاحظه بفرمائید که ایشان اینجا خود را از التزام به نقل انحصاری از منابع مخالفین خارج کرده، بلکه از منابعی که نزد شیعه معتبر و موثق است شروع می کند.
ایشان سپس به ذکر روایت احتجاج پرداخته تا این که به اینجا می رسد:

عمر در غضب شد و گفت ما را بگفته زنان چه كار است و امر كرد جمعى را كه بر دور او بودند كه هيزم برداشتند و خود نيز هيزم برداشت و بر در خانه اهل بيت گذاشتند و حضرت امير المؤمنين و فاطمه و حسنين عليه السّلام با ساير اهل بيت در آن خانه بودند و فرياد زد يا على بيرون بيا و بيعت كن با خليفه رسول اللَّه و الا آتش در خانه ات مى افكنم پس حضرت فاطمه ع برخاست و گفت چه ميخواهى از ما اى عمر گفت در را بگشا و اگر نه خانه شما را با شما مى سوزانم فاطمه گفت اى عمر از خدا نميترسى و به خانه من ميخواهى درآئى آن بى حيا برنگشت و آتش طلبيد و به در خانه انداخت فاطمه ع فرياد يا أبتاه يا رسول اللَّه بلند كرد و عمر سر غلاف شمشير را بر پهلوى آن حضرت زد و تازيانه را بلند كرد و بر ذراع شريف آن حضرت زد فاطمه خطاب كرد پدر بزرگوار خود را كه يا رسول اللَّه بدخلافتى كردند عمر و أبو بكر در حق اهل بيت تو پس حضرت امير عليه السّلام بى تاب شد و برجست و گريبان آن را گرفت و بر زمين زد و بينى اش را شكست و گردنش را پيچيد و خواست او را بكشد بخاطر آورد وصيت حضرت رسول را كه او را امر كرد بصبر و نهى از مقاتله ايشان فرموده بود دست برداشت .
حق اليقين، علامه مجلسی، ص 163 (انتشارات اسلاميه)

مشاهده می فرمائید که علامه مجلسی چگونه پس از توثیق اولش، مجدداً نقل کتاب احتجاج طبرسی را صحیح شمرده و آن را موافق روایات متواتره دانسته است. و البته به صراحت از سوزاندن در خانه ی وحی سخن گفته است.

تصریح علامه مجلسی بر وقوع احراق- شماره 2
علامه مجلسی در کتاب دیگرشان "جلاء العیون: تاریخ چهارده معصوم" ( باب دوم، فصل هفتم در بيان كيفيّت شهادت حضرت فاطمه عليها السّلام) می نویسد:

به اسانيد معتبره از سليم بن قيس هلالى و ديگران روايت كرده اند كه: سلمان و عبّاس گفتند: ...
جلاء العیون: تاریخ چهارده معصوم، علامه مجلسی، ص 245 (انتشارات سرور)

ایشان سپس به ذکر روایت پرداخته تا این که به اینجا می رسد:

سوى آن بازگشتند و گفتند: ما را رخصت نمى دهد كه بر وى داخل شويم، ما را جرأت آن نيست كه بى رخصت در خانهء رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم داخل شويم. پس عمر بانگ بر ايشان زد كه: شما را به اجازت او كارى نيست، به هر نوع كه باشد آن حضرت را از خانه بيرون آوريد. و در اين مرتبه عمر با ايشان بود، و بى شرمى آغاز كردند و فرياد در در خانهء اهل بيت رسالت بلند كردند و بى حيائى را از حد بردند. عمر پاى نجس بر در زد و فرياد كرد كه: اى پسر ابو طالب در را بگشا، آن شير بيشهء شجاعت به امر خدا صبر مى نمود و متعرّض ايشان نمى شد، تا آنكه حضرت فاطمه عليها السّلام بى تاب گرديده به عقب در آمد، از درد و الم عصابه بر سر بسته بود و جسم شريفش بسيار نحيف گرديده بود به سبب مصيبت حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم، فرمود: اى عمر چه از ما مى خواهى، ما را به مصيبت خود نمى گذارى، عمر گفت: در را بگشا و الاّ آتش در خانهء شما مى اندازم و شما را مى سوزانم، حضرت فاطمه عليها السّلام گفت: اى عمر از خدا نمى ترسى مى خواهى به خانه ما بى رخصت درآئى، اين خانهء اهل بيت رسالت و بيت الحرام عزّت و جلالت است، از اين حرم محترم شرم دار، اين جور و ستم روا مدار. پس آن ملعون بى حيا و آن دشمن خدا و رسول خدا، از آن سخنان هيچ پروا نكرد و هيزم طلبيد، در خانهء اهل بيت رسالت را سوخت و در را گشود،حضرت سيّدة النّساء فرياد برآورد كه: يا أبتاه يا رسول اللّه، مانع شد آن ملعون را از داخل شدن. باز آن بى حياء لعين ممتنع نشد و سر غلاف شمشير را به پهلوى فاطمه زد، آن مظلومه باز فرياد برآورد، باز آن تازيانه بلند كرد و بر دست مباركش زد، فاطمه فرياد مى كرد: يا أبتاه! حال اهل بيت خود را ببين.
پس امير المؤمنين عليه السّلام برخاست عمر را بلند كرد و بر زمين زد، بينى و گردنش را مجروح كرد، خواست او را به قتل رساند پس به خاطر آورد وصيّت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را.
جلاء العیون: تاریخ چهارده معصوم، علامه مجلسی، ص 249 (انتشارات سرور)

مشاهده بفرمائید که علامه مجلسی چگونه نقل کتاب سلیم را دارای اسناد معتبر شمرده است.

حال این بیانات علامه - شما را به خدا به کلمه ی علامه توجه کنید ! - بله علامه مجلسی را درباره ی صحت این روایات و اعتبار اسنادشان، با بیانات جاهل عالم نما و اصولی بی خبر از اصول مقایسه کنید:
نقل قول:
درکتاب حق الیقین وجلاء العیون نیزروایت ازکتاب سلیم بن قیس نقل شده که راوی آن ابان بن ابی عیاش کذاب است وقبلا مفصل درباره این کتاب وراویش صحبت شدوگفتیم که بسیاری ازعلماءوبزرگان شیعه این کتاب راتحریف شده میدانند،که خلط وتدلیس درآن صورت گرفته است.
این فرد نادان و بی سواد با این کارش دو موضوع را مورد هدف قرار داده: اولاً به سادگی و به راحتی از کنار تصریحات واضح علامه مجلسی در خصوص وقوع احراق باب گذشته، و ثانیاً نظر جاهلانه ی خویش را بر نظر عالمانه ی علامه مجلسی برتری داده است.

اساساً وقتی کسی کتاب عقیدتی یا تاریخ می نویسد، در آن به جمع رطب و یابس نمی پردازد؛ بلکه آنچه خودش قبول دارد را می آورد، مگر این که جائی بر خلاف آن تصریح نماید. علامه مجلسی هم در کتاب جلاء العیون در حال نگارش کتابی حدیثی مثل بحار الانوار نبوده که بگوئیم احادیث صحیح و ضعیف را در آن گرد آورده است. بلکه در حال نگارش تاریخ 14 معصوم است و معلوم است که باید تنها مطالب صحیح را بیاورد. همین طور است کتاب حق الیقین که کتابی اعتقادی است.

تصریح علامه مجلسی بر وقوع احراق- شماره 3
علامه مجلسی در کتاب دیگرشان "زاد المعاد" - که چیزی شبیه مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی اما به زبان عربی است - روایت حذیفه که مربوط به مرگ دومی در نهم ربیع است آورده است. در این روایت امام هادی از پدرشان امام جواد (علیهما السلام) نقل کرده اند که حذیفه درباره ی دومی گفته است:

وَ أَحْرَقَ بَيْتَ الْوَحْي.
زاد المعاد، علامه مجلسی، ص 255 (موسسة الأعلمي - بیروت)

و این سخن حذیفه از سوی امام معصوم نقل شده و ردّی بر آن صورت نگرفته است.
( من این روایت را در منابعی که قبلاً برای احراق از منابع شیعی داده بودم، ذکر نکرده بودم.)

علامه مجلسی پیش و پس از نقل این روایت، آن را معتبر می شمارد:

و قد قوّى هذا المذهب الخلف الأعظم السيد علي بن طاووس في كتابه «زوائد الفوائد» و أورد رواية معتبرة في هذا الباب.
و لم ترد- بنظر هذا القاصر- رواية بخلاف ذلك، و إن اتفاق مؤرخي العامة لا يصلح معارضا للأحاديث المعتبرة.
زاد المعاد، علامه مجلسی، صص 253 و 258 (موسسة الأعلمي - بیروت)

خود سید بن طاووس - بنا به نقل علامه مجلسی - پس از نقل این خبر می نویسد:

من در سایر کتبی که این حدیث را در آن ها جستجو کرده ام، تعدادی احادیث و روایات دیگر که موافق آن است یافته ام. از این رو بر آن اعتماد نموده ام.
و وجدت في الكتب الأخرى التي تتبعت فيها هذا الحديث، عدة أحاديث و روايات أخرى موافقة، فاعتمدتعليها.
زاد المعاد، علامه مجلسی، ص 257 (موسسة الأعلمي - بیروت)

سخن سید در کتاب بحار چنین نقل شده است:

و وجدنا فيما تصفحنا من الكتب عدة روايات موافقة لها فاعتمدنا عليها.
بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج 95 ص 59 (دار إحياء التراث العربي - بيروت)

یعنی سید بن طاووس نیز این روایت را معتبر و موثق و حتی ذارای مویداتی در سایر کتب می دانسته است. لطفا به عبارت "عدة أحاديث و روايات أخرى موافقة" توجه نمائید.
****
علامه مجلسی حتی از روایات اهل خلاف هم، آتش به خانه ی وحی انداختن را برداشت کرده است، چه برسد به روایات شیعه!

(دويم) آنكه از اخبار سابقه معلوم شد كه اجماع ايشان چگونه اجماعى بود كه سعد بن عباده و اصحابش همه خارج بودند و مطلقا با أبو بكر بيعت نكردند و اهل بيت رسالت و ساير بنى هاشم تا شش ماه بيعت نكردند و آنها كهظاهرا بيعت كردند تا آتش در خانه اهل بيت رسالت نينداختند و شمشيرهاى برهنه نديدند بيعت نكردند.
حق اليقين، علامه مجلسی، ص 185 (انتشارات اسلامیه)

با تصریحاتی که از علامه مجلسی نقل شد، به وضوح نظر ایشان درباره ی وقوع احراق معلوم گردید. همچنین روشن شد که عبارات ایشان در بحار الانوار، از باب اسکات خصم و به عنوان محاجّه با مخالف شیعه نوشته شده است.
حال چگونه افرادی نا آگاه به خود اجازه می دهند که بگویند علامه مجلسی وقوع احراق را قبول ندارد؟!!!

پژوهشگران می توانند سه کتاب معرفی شده از علامه مجلسی را در لینک های زیر مطالعه کنند:
حق الیقین
جلاء العیون: تاریخ چهارده معصوم
زاد المعاد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، مسجد عشاق ، یاســین ، meisamtiger ، عالم مقدس لاهوت
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Exclamation عوامل گناه چیست؟ چگونه گناه نکنیم!؟& MESSENGER 16 13,463 ۱۴/تیر/۹۳ ۱۸:۳۱
آخرین ارسال: میثاق
  دلایل عصمت (از گناه و اشتباه) پیامبر (صلوات الله علیه و آله) وحید110 7 4,388 ۱۳/اسفند/۹۲ ۱:۲۲
آخرین ارسال: وحید110

پرش در بین بخشها:


بالا