|
تنها گناه نابخشودنی در درگاه الله تعالی
|
|
۲۳:۲۳, ۲۸/آذر/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشا و من یشرک بالله فقد افتری اثما عظیما
قطعا خداوند شرک را نمیبخشد و غیر از شرک را برای هر کسی که بخواهد خواهد بخشید و کسی که به خداوند یکتا شرک میورزد و کسی را با او موازنه میکند قطعا دروغی ساخته و گناه بزرگی مرتکب شده است سوره النسا ایه 48 سلام بر همه کاربران و دوستان محترم ! بنده طلبه سطح عالی حوزه علمیه هستم و افتخار دارم در این تالار مباحثی را خدمت عزیزان تقدیم کنم که ان شا الله تعالی مورد نیاز ایشان باشد و زمینه ترقی معرفتی همه ما را فراهم کند ... خداوند یکتا همان موجود بی همتایی که عالم وجود از ان اوست راه سعادت را بر بندگان خود مشخص نموده و بوسیله حجت نهان و حجت اشکار حجت خود بر بشر تمام کرده و هر گاه یکی از ایشان از روی خطا به گناهی الوده شود به او بشارت بخشایش داده حتی گناهان بزرگ نیز قابل بخشایش است ... تنها گناهی که خداوند صراحتا توبه را در مورد ان نمیپذیرد شرک بالله است که متاسفانه امروزه میان عوام شیعه بسیار دیده میشود و قابل اصلاح نیست ... امیدواریم خداوند یکتا ما را از این گناه نابخشودنی که هیچ گاه غضب الهی در مورد ان خاموش نمیگردد محفوظ بدارد و ما را روز به روز به توحید و توجه به سوی خود سوق دهد .... موفق باشید |
|||
|
| آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۰:۲۳, ۵/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/دی/۹۲ ۲۱:۴۹ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #41
|
|||
|
|||
نقل قول: پس چرا جمع بسته؟ مگه شما نمیگید مسلمانید!!!!!!!!!!!؟ مگر چندتا ذات خدا داریم؟ يا ايها الذين آمنوا لا تتولوا قوما غضب الله عليهم قد ييسوا من الآخره كما ييس الكفار من اصحاب القبور (ممتحنه13) اى كسانى كه ايمان آورده ايد! مردمى را كه خدا بر آنها خشم گرفته به دوستى مگيريد. همانا از آخرت نوميدند [چون منكر آنند]، همان گونه كه كافران از اهل قبور نوميدند. قبلا هم گفتم یکی از مصادیق کفر انکار مقامات اهل بیت است |
|||
|
|
۲۳:۴۰, ۵/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/دی/۹۲ ۱۹:۱۱ توسط مسجد عشاق.)
شماره ارسال: #42
|
|||
|
|||
|
در مورد ادعای شما که گفتید طلبه هستید بنده با توجه به عقاید شما گفتم در حوزه چنین تفکری نمی بینم از لحاظ کتب فرق و مذاهب اسم برای تفکر تان خواستم چون نمی شود حق باشد ونامی تاکنون بر آن مذهب حق نگذاشته باشند اگر محیط حوزه علمیه تشیع برای شما بسته هست علت آن عقاید منحرف شماست سوال این بود شما که ادعا طلبه بودن دارید نام اساتید دارای تفکرتان را نام ببرید لازم به ذکر است در حوزه علمیه تشیع یک تفکر بر اساس کتاب و سنت و اجماع و عقل ارایه شده شما نمی توانید ادعای شیعه بودن کنید بعد از علما و کتب آنها شاهد مثال نیاورید در مسایل جدید و مستحدثه در شیعه اجتهاد آزاد است مثلا حکم لقا مصنوعی و نماز خواندن در کره ماه و ... اما کسی می تواند اجتهاد کند که از مشایخ خود اجازه داشته باشد وگرنه هر مستر هنفری ![]() اسلام شناس می شود و ...پس این که کرور کرور اساتید و طلاب کسی را نمی توانید نام ببرید ظن دوستان را تقویت می کند که شما وهابی شیعه نما هستید اتقوا مواضع التهمه نام همفکری از هم لباسهای ما که بعقیده شما هست یک مثال یک استاد حوزه علمیه قم مشهد و ... برای نقض حرف من که گفتم در شیعه از تفکر شما نمی بینم کافیست نبود ![]() بله صوفیه نعمت الله چنین تفکری دارند که با اولی و دومی و سومی کنار می آیند و فرقه صالحیه و ابتریه ولی این ها شیعه دوازده امامی مورد تایید مراجع شیعه که نیستند در مورد جریان در و دیوار آتش در روایات اهل سنت هم این مطلب آمده برای شما از کتب اهل سنت سند های آن را بیاورم یا در سایت موسسه تحقیقاتی ولی عصر آیت الله قزوینی خود سند ها را جستجو می کنید اینکه کسی لفظ رحلت را در مورد شهادت حضرت رسول صل الله علیه و آله و حضرت فاطمه سلام الله علیها بکار برده باشد دلیل بر قبول نداشتن جریان در و دیوار و آتش از جانب او نیست سند از علمای که گفتید ارایه دهید که آنها همچون وهابیان کنونی این قضیه را قبول نداشته اند؟ کدام کتاب؟ حال فرض را گذاشتم بر اینکه این بزرگواران همیشه رحلت بکار می برده اند جناب عالم مقدس ملکوت شهیدی به عالم بالاتر از ملکوت رحلت کرد جمله ی غلطی است یا در اثر ضربه و صدمات در جنگ جانبازی به سوی دوستان شهیدش کوچ کرد و پر گشود دلالت دارد نویسنده به شهادت این جانباز معتقد نبوده است یا آن بحث دیگری است ؟کدام یک از کرور کرور شیعیان و محبین در توسل شرک بخرج داده اند شما که نگران روز قیامت دیگران هستید از نیت شیعیان و محبین چگونه مطلع شدید ؟چگونه پی به شرک آنها برده اید؟ همه شیعیان مرتضی علی و محبین حضرت فاطمه می دانند که اهل بیت وسیله هستند رابطه آنها با خدا از لحاظ قبول مبحث سلسله علل در طول هم هست نه عرض هم . کسی جدای از خدا، برای اهل بیت قدرتی قایل نیست که شما آنها را مشرک خطاب می کنید و خود مجهول العقایدتان را مستبصر و موحد کدام شیعه و محبینی از همکیشان ما آنها را علتی در عرض علت العلل دانستند ![]() من اگر بگویم با دستانم می نویسم و الان دارم تایپ می کنم مشرکم آیا شما همچون اهل سنت قایل به جبر هستید یا همچون شیعه به مذهب اختیارمعتقدید ؟من مختارم به اختیار خدا وند تبارک و تعالی پس به اذن الله و حول و قوته می نویسم و می بینم یضل به کثیرا و یهد به کثیرا و ما یضل به الا الفاسقین در پایان از شما متشکرم که اسباب مستبصر شدن بیشتر روافض را فراهم می کنید الهم العن الجبت و الطاغوت
|
|||
|
|
۰:۳۶, ۶/دی/۹۲
شماره ارسال: #43
|
|||
|
|||
|
« ولی اعتقاد کلی بنده در مورد ان ها اعتدال و انصاف است که ان ها کسانی بودند که نقاط مثبت فراوانی در زندگی داشتند که حتی شامل ایات بیعت رضوان و رضای الهی میشوند و در عین حال نقاط تیره ای هم داشتند .. لذا نه ان ها را تقدیس میکنم و نه ان ها را لعن میکنم...» از جناب عالم مقدس ملكوت مي خوام با توجه به اعتقاد خود به سوالم پاسخ دهند " آتش زدن درب خانه ام ابيها ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ واقعيّت يا افسانه توضيح دهيد |
|||
|
|
۱۰:۵۸, ۶/دی/۹۲
شماره ارسال: #44
|
|||
|
|||
(۵/دی/۹۲ ۱۶:۳۵)عالم مقدس ملکوت نوشته است: [font=Times New Roman][/font] دلم نیومد این قسمت از سخنانتان را پاسخ ندم البته تا جایی که عقلم می رسه . از اینکه فرمودید در میان شیعه هم کسانی بودند .... این چیز زیاد غیر منتظره ای نیست . بر فرض این علامه و علمای دیگری نیز این حرف را زده باشند . آیا من و امثال من باید فوراً این سخن را قبول کنم و دست از تبری بردارم . پاسخ این سوالات را کی میده آیا این سخن را در چه حالتی فرمود ؟ قبل از این سخن چی فرموده بود ؟ آیا این سخن را نقل قول از دیگری نکرده که مثلاً قلانی گفته ؟ آیا سندی صحیح از این سخن دارید ؟ و هزاران موارد دیگر یادمه درباره کتاب ارزشمند اسرار آل محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ( سلیم بن قیص) یه نقل قول از علامه بزرگوار امینی رحمه الله علیه زده بودند که ایشون چنین فرموده که بعد از تحقیق معلوم شد که علامه مرحوم فرموده که فلانی چنین گفته یعنی علامه بزرگوار نقل قول کرده بود . و اما برای شما بزرگوار " الان من در شرایطی قرار دارم که الحمد الله مملکت اسلامی و شیعه هست اگر در زمان و موقعیت همین علامه که فرمودید بودم آیا می توانستم به این صراحت از مادر سیلی خورده و پهلو شکسته و شهیده سخن بگویم ؟ هرگز نمی توانستم پس احتمال اینکه این سخنی از این علامه و همچنین شیعیان دیگری اگر نقل شده یا تقیه نمودند و یا کذب محض می باشد . نظرتان چیست ؟ موفق باشیم در کسب معارف دین یا علی علیه السلام |
|||
|
|
۱۲:۵۷, ۶/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/دی/۹۲ ۱۹:۱۱ توسط مسجد عشاق.)
شماره ارسال: #45
|
|||
|
|||
|
سایت علامه سید محمد حسین فضل الله
مسجد عشاق : جالب اینجاست که این علامه که شما از اسم ایشان برای عقیده باطل خود استفاده کرده اید بی تفاوتی در مقابل مسایل تاریخی را قبول ندارند در حالی که شما عالم مقدس ملکوت وقایع بین امیر المومنین و غاصبین حق آن حضرت را وقایع تاریخی می پندارید منکر شهادت شده اید این سایت علامه هست تو اون کتاب ها وآنچه مربوط به علامه محمد حسین فضل الله می باشد هم هست آدرس ادعاتون را از این سایت بدید اما دقت کنید ایشان از معاصرین هستند چگونه به کار بردن کلمه رحلت( بر فرض وجود ) را دلیل بر بطلان عقیده شیعه در مورد قضیه در و دیوار می دانید از علمای شیعه برای ادعاتون که شیعیان مشرکن و قضیه آتش زدن در و فضایل ابوبکر و عمر و ... چی دارید ؟ بنده می خواهید فضایل آن سه تن و مولا علی را از کتب اهل سنت بیان کنم شما از کتب شیعه فضایل این سه تن غاصب خلافت را بگویید ؟؟ منتظر فضایل آن سه تن هستیمشهادت حضرت زهرا در کتب اهل سنت کلیک کنید .
|
|||
|
|
۱۹:۵۳, ۶/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/دی/۹۲ ۲۰:۰۲ توسط عالم مقدس ملکوت.)
شماره ارسال: #46
|
|||
|
|||
(۵/دی/۹۲ ۲۰:۲۳)عبدالرحمن نوشته است: پس چرا جمع بسته؟ برادر محترم ! خودت را به کوی نادانی نزن ! شما بهتر میدانی که ضمیر جمع نا برای استقبال از مقام طرف است که گاها در فارسی و عربی برای احترام شخص از ضمیر جمع استفاده میشود و الا نعوذ بالله منظور از نا خدا و دیگری نیست ! در ایه ای هم که مشهور به ولایت است و شیعه ادعا میکند که برای حضرت مولا امیر المومنین علی بن ابی طالب صلوات الله علیه است کلمه موصول به صورت جمع امده در حالی که طبق ادعای شیعه مختص ان حضرت است و باید موصول مفرد میامد ... ولی توجیه ان از کسی پوشیده نیست و ان برای استقبال از مقام طرف است که گاها ضمیر مفرد به صورت جمع می اید ... ان شا الله مستبصر شوید و از شرک بالله به خدای قهار پناه ببرید (۶/دی/۹۲ ۰:۳۶)aboutorab نوشته است: اگر بر فرض تمام شاخ و برگ های داده شده به جریان فاطمیه را قبول کنیم ولی بزرگترین دروغی که هرگز ثابت نشده و در اخبار تاریخی تواتر ندارد همین افسانه سوزانده شدن درب خانه !!! است .... شما میتوانید به مراجع تقلید استفتا کنید و ببینید ایا ان ها چنین چیزی را دلیل موجه دارند یا خیر ؟! روایاتی موجود است که گفته اند که کسی اهل خانه را تهدید کرد ولی این که ان تهدید عملی شده باشد هیچ روایتی وجود ندارد و هیچ کس به ان تصریح نکرده است و تواتری هم وجود ندارد .... ان چه مهم و قابل اهمیت است این است که محبت و مودت به حضرت بانوی یگانه جهانیان حضرت صدیقه طاهره فاطمه الزهرا سلام الله علیها بر همگان واجب شرعی است و کسی که نعوذ بالله از محبت ایشان غفلت بورزد ایمانش تباه خواهد شد همین ... |
|||
|
۲۰:۰۳, ۶/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/دی/۹۲ ۲۱:۰۷ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #47
|
|||
|
|||
(۶/دی/۹۲ ۱۹:۵۳)عالم مقدس ملکوت نوشته است: |
|||
|
|
۲۱:۲۵, ۶/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/دی/۹۲ ۱۹:۱۲ توسط مسجد عشاق.)
شماره ارسال: #48
|
|||
|
|||
|
من از همون اول می دونستم که شما عالم مقدس ملکوت از روحانیون و طلاب حوزه علمیه تشیع نیستید منتهی می خواستم از زبون خودتون بشنوم اقرار العقلا علی انفسهم جایز من در مناطق سنی نشین زیاد تبلیغ رفتم از برادران اهل سنت رفقا و دشمنان زیادی هم دارم انسان مامور به عمل به فهم خویش است اینکه الله تعالی بین بندگانش در آخرت چه حکم می کند یک مسئله هست مسئله تشخیص طریق حق و باطل مسئله دیگری ما با توجه به کتاب و سنت و عقل و اجماع مسئله را حق یا باطل تشخیص می دهیم. الله تعالی هم در روز قیامت قضاوت خواهد کرد اگر حجت بر ما تمام شده بود و از حق تبعیت نکردیم محکومیم ولی یک عالم سنی یا یک عالم شیعه اگر به حقیقتی رسید مامور به عمل به عقل خویش است بر فرض تفحص اگر مطابق با واقع و حکم الله تعالی بود دو ثواب دارد اگر نبود و به وظیفه خود عمل کرده بود یک ثواب را دارد سنی باشد یا شیعه یا مسیحی یا ... مامور به عمل به فهم خویش است این همان مصلحت سلوکیه است که شیخ انصاری اعلی الله مقامهم بر آن در کتب خود تاکید کرده اند و گفته اند که اهل سنت در این مقوله قایل به تصویب هستند یعنی خداوند معاذ الله نشسته که مفتی حکمی کند و الله تبارک و تعالی به آن حقیقت بخشد اما شما ادعا کرده بودید که ساکن تهران و طلبه سطح عالی هستید دوستان هم پی به تناقض گویی شما و عدم مطابقت حرف های شما با حرف علمای شیعه و حوزه علمیه برده بودند که الحمد لله خود نیز به آن اقرار فرمودید از اینکه با یک برادری از اهل سنت بحث کنیم و قواعد بحث را رعایت کرده به وظیفه خود که همان تحقیق و رفتن دنبال حق بوده عمل کنیم ابایی نداریم شما که فقه شیعه را برتر می دانید خوب از یک سنی که به فقه مذاهب اربعه عمل می کند از نظر من پیش هستید اما اینکه می گویید گذشتگان به ما ربط ندارد یا از این آیه چنین برداشت نموده اید که یعنی از تاریخ و اثر آن در آینده خداوند جل جلاله و عظم شانه معاذ الله خواسته تبری بجوید حرف اشتباهی است اگر سقیفه نبود همان تحدید به سوزاندن در که شما گفتید و من ازمنابع اهل سنت در ارسال قبل بیشتر از آن را هم آوردم اتفاق نمی افتاد اگر جمل نبود صفین نبود کربلا به وجود نمی آمد که مولایمان حسین با تمام اهل و عیالش شهید شود تا اسلام حقیقی بماند و یزیدیان رسوا شوند دقت کنید اینکه بنده گفتم نمی شود حقی باشد و در کتب فرق ومذاهب بر آن مرام و عقیده حق اسمی ننهاده باشند دلیل آن برهان لطف است قبح عقاب بلابیان است . یعنی 1400 سال مسلمانان اهل تسنن در فقه وشیعه در گرایش به مقولات تاریخی به گفته شما(همان معقولات تاریخی به اعتقاد من) راه باطل را پیموده اند وشما حق هستید و مورد تایید الله تعالی همین مخالفت شما با اجماع کلیه فرق و مذاهب اعم از شیعه و سنی دلیلی است بر بطلان عقیده شما چون بر اساس برهان لطف خداوند، حق بین این فرق بوده ویکی از آنها مرام مورد تایید الله تعالی در روز قیامت می باشد غیر این باشد به چه حجتی خداوند عقاب کند در حالی که بیان نبوده نبودن حق در بین فرق موجود در این 1400 سال به قاعده قبح عقاب بلا بیان خلل وارد می کند یا معتقدید در این 1400 سال عقاب خداوند تعطیل بوده و حال که شما و آن جماعت مستبصر که توهم زده اید بی شمارند آمده اید بر غیر شما تهمت شرک رواست و شما حق و بر آنها عقاب الهی احداث شده است
به ملزومات عقلی اعتقاد خود تعقل کنید و بیندیشید که العاقل یکفی بالاشاره.بله اعتقاد و عدم اعتقاد به عمر به اعتقاد شما در 1400 سال بعد ربط دارد اینکه اگر در جنگ صفین بودید یا جمل کدام طرف را بر می گزیدید به اعتقاد شما در 1400 سال بعد ربط دارد آیه هم طبق برداشت شما و ترجمه های که خود کردید (بر فرض صحت) نفرمود عمل شما اگر جای آنها بودید در اعتقاد و برگزیدن و پیروی از مذهب حق اثری ندارد و دقت کنید مذاهب و وقایع از همین انتخاب ها و عدم آنها شکل گرفته اند. ان شا الله مستبصر شوید بازهم از اینکه قصد کردید به چراغی فوت کنید که خدا آن را روشن کرده متشکرم و این را سبب کامل تر شدن حق می دانم والله متم نوره ولو کره الکافرون کافرون کسانی هستند که در حق امیر المومنین کسانی را داخل کردند که ناحق و غاصب بودند و به جمع بین اضداد پرداخته اند که از لحاظ عقلا مردود است اگر در حوزه علمیه شیعه درس خوانده باشید معقول هم خوانده اید و حوزه های غیر به حدیث و منقول فقط چسبیده و متاسفانه تعقل در معقول ندارند.اما شما مواظب باشید مصداق آن مطلب نشوید که چراغی را که ایزد بر فروزد هر آن کس پف کند ریشه اش بسوزد یک سوال را توانستید جواب بدهید اگر در جنگ جمل بودید کدام طرف را بر می گزیدید ؟؟ |
|||
|
|
۲۱:۳۷, ۶/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/دی/۹۲ ۲۱:۳۷ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #49
|
|||
|
|||
نقل قول: خوشحال میشم چندتا مورد دیگه بیارید از فارسی مثال نزنید چون فارسی و عربی فرق دارند در عربی کجاها جمع می آید و کجاها مفرد راستی شما آقای آرش شجاعی را میشناسید!!؟ ![]() در مورد اعتقاداتم بگم انقدر یقین دارم که اگر هزارتا شهود شیطانی جلوم بیاد بازم دست ازشون برنمیدارم چه برسه به چندتا شبهه از وهابیت |
|||
|
|
۲۳:۰۸, ۶/دی/۹۲
شماره ارسال: #50
|
|||
|
|||
|
علامه مجلسی درطعن هفدهم برخلیفه ثانی مینویسد انه هم باحراق بیت فاطمه ع او قصدکردبه سوزاندن خانه فاطمه ع دررابطه بامطلب آیه ا...وحیدشایعه سازی نیست کاش قدری مطالعه داشتیم تا ندانسته وغیرعلمی سخن نمی گفتیم. ایشان درکتاب مقتطفات ولائیه مینویسد یقول الرجل: لیخرج علی ع والااحرقت الدارعلی اهلها(111-112) ودرپاورقی فقط ازحطب نام برده شده است. امام شرف الدین مینویسد:تهدیدهم علیا بالتحریق ثابت بالتواترالقطعی. درموردآیه ا...وحیدبنده درجائی کتبا وشفاها ندیده ونشنیدم که ایشان بگویددرخانه را آتش زدندغیرازهمان مطلب که ازایشان درباره تهدیدبه آتش نقل کردم ،واین سخن ومطلب رادرمسجد اعظم برای طلاب علوم دینی وروحانیون گفتندواگرآنرا ضعیف وبی اعتبارمیدانستندنقل نمی کردند. نقل روایت غیرازقبول آن است اگرعلامه مجلسی آتش زدن دربرایش ثابت بود درطعن هفدهم برخلیفه ثانی نمی نوشت انه هم باحراق بیت فاطمه ع او قصدکردبه سوزاندن خانه فاطمه ع وهمچنین مرحوم محدث قمی آنجا که نظرخودش راگفته مینویسد:"وهددهم بتحریقهم"(بیت الاحزان ص102) تهدید کردآنهارابه سوزاندنشان. اماکسانیکه فرق بین ایندو رانمیدانندندانسته سخن میگویندونظرمیدهندومااین را می گذاریم به پای جهالت علمی .» اما پاسخ از این شبهه ی ابلهانه! علامه مجلسی که بحق بر گردن همه ی شیعیان کنونی حق دارند، در کتاب بحار الانوار در سه جا - تا آنجا که بنده دیدم - اشاره به اراده ی احراق بیت کرده اند. در مورد اول و پس از بحثی در خصوص ادعای اجماع بر خلافت اولی می نویسد: تكملة إذا عرفت أن ما ادعوه من الإجماع الذي هو عمدة الدليل على إمامة إمامهم لم يثبت بما أوردوه في ذلك من الأخبار نرجع و نقول نثبت بتلك الأخبار التي أوردوها لإثبات ذلك عدم استحقاقهم للإمامة بل كفرهم و نفاقهم و وجوب لعنهم إذ تبين بالمتفق عليه من أخبارهم و أخبارنا أن عمر هم بإحراق بيت فاطمة ع بأمر أبي بكر أو برضاه و قد كان فيه أمير المؤمنين و فاطمة و الحسنان صلوات الله عليهم و هددهم و آذاهم مع أن رفعة شأنهم عند الله و عند رسوله ص مما لا ينكره إلا من خرج عن الإسلام . بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج 28 ص 407 - 410 (دار إحياء التراث العربي/مؤسسة الوفاء - بيروت) دقت کنید که ایشان می نویسد: از روایات متفق علیه از اخبار آن ها و اخبار ما معلوم می شود که عمر اراده ی سوزاندن خانه ی فاطمه (سلام الله علیها) را به امر ابو بکر یا با رضایت او کرد. در این عبارت، ایشان در حال بیان قدر مشترک روایات شیعه و مخالفش در موضوع احراق است، و روشن است - چنان که گذشت - این قدر مشترک تنها اراده ی احراق بود و نه اقدام بدان. پس کسی نمی تواند بگوید علامه مجلسی منکر وقوع احراق شده اند. مورد دوم جائی است که ایشان در مقام احتجاج با مخالفین شیعه، به بیان مطاعن خلفا آن هم از صحاح خودشان می پردازد. ایشان طعن هفدهم را به اراده ی احراق بیت وحی توسط عمر بن خطاب اختصاص می دهد: [23] باب الاحتجاج على المخالفين بإيراد الأخبار من صحاحهم السابع عشر: أنّه همّ بإحراق بيت فاطمة عليها السلام ، و قد كان فيه أمير المؤمنين و فاطمة و الحسنان عليهم السلام، و هدّدهم و آذاهم مع أنّ رفعة شأنهم عند اللّه تعالى و عند رسوله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ممّا لا ينكره أحد من البشر إلّا من أنكر ضوء الشمس و نور القمر. بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج 31 ص 59 (دار إحياء التراث العربي/مؤسسة الوفاء - بيروت) حال، آن کسی که در پی شبهه اندازی و سم پراکنی است، عنوان اصلی مطلب علامه را ذکر نمی کند، تا افراد نا آگاه و عامی که توان یا حوصله ی مراجعه به اصل کتاب را ندارند، گمان کنند که علامه مجلسی منکر سوزاندن در خانه ی وحی بوده، و تنها تهدید را قبول دارد! در اینجا به چنین کسانی باید گفت: « لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ ؟ » (آل عمران:71) راجع به مورد سوم هم بعداً توضیح خواهیم داد. إن شاء الله. گرچه خود ِ نقل هائی که علامه مجلسی در همین بحار از کتاب های دیگر مثل کتاب سلیم آورده، و در آن ها به سوزاندن در خانه تصریح شده است، برای فهمیدن نظر علامه مجلسی در این باره کفایت می کند (زیرا ایشان روایات بحار را به خلاف تصور غلط رایج گلچین نموده است. با این وجود نظرات صریح تری از ایشان را می توان در کتاب های دیگرشان یافت. در اینجا به 3 مورد اشاره می کنم. تصریح علامه مجلسی بر وقوع احراق- شماره 1 ایشان در فارسی نگاشته ی "حق الیقین" ( باب پنجم در امامت، مقصد ششم در بيان احاديث متواتره، فصل هشتم در بيان مطاعن، مطلب اول مطاعن أبو بكر ) می نویسد: طعن سيم در بيان جورى كه او با عمر و ساير منافقان بر اهل بيت عصمت و طهارت نمودند در غصب خلافت اول مختصرى از روايات شيعه كه از اهل بيت طهارت و رسالت و ثقات و متدينين صحابه منقولست نقل مينمايم و بعد از آن بر هر جزوى از اجزاء آن رواياتى كه در كتب معتبره مخالفين مذكور و مشهور است بر طبق آن ايراد مينمايم تا معلوم شود كه اجماع و بيعتى كه مخالفان بآن متمسك شده اند در خلافت آن منافقين دليل كفر ايشان است نه خلافت ايشان. شيخ طبرسى در احتجاج باسانيد صحيحه روايت كرده است موافق روايات متواتره اى كه در ساير كتب شيعه مذكور است ... حق اليقين، علامه مجلسی، ص 157 (انتشارات اسلاميه) ملاحظه بفرمائید که ایشان اینجا خود را از التزام به نقل انحصاری از منابع مخالفین خارج کرده، بلکه از منابعی که نزد شیعه معتبر و موثق است شروع می کند. ایشان سپس به ذکر روایت احتجاج پرداخته تا این که به اینجا می رسد: عمر در غضب شد و گفت ما را بگفته زنان چه كار است و امر كرد جمعى را كه بر دور او بودند كه هيزم برداشتند و خود نيز هيزم برداشت و بر در خانه اهل بيت گذاشتند و حضرت امير المؤمنين و فاطمه و حسنين عليه السّلام با ساير اهل بيت در آن خانه بودند و فرياد زد يا على بيرون بيا و بيعت كن با خليفه رسول اللَّه و الا آتش در خانه ات مى افكنم پس حضرت فاطمه ع برخاست و گفت چه ميخواهى از ما اى عمر گفت در را بگشا و اگر نه خانه شما را با شما مى سوزانم فاطمه گفت اى عمر از خدا نميترسى و به خانه من ميخواهى درآئى آن بى حيا برنگشت و آتش طلبيد و به در خانه انداخت فاطمه ع فرياد يا أبتاه يا رسول اللَّه بلند كرد و عمر سر غلاف شمشير را بر پهلوى آن حضرت زد و تازيانه را بلند كرد و بر ذراع شريف آن حضرت زد فاطمه خطاب كرد پدر بزرگوار خود را كه يا رسول اللَّه بدخلافتى كردند عمر و أبو بكر در حق اهل بيت تو پس حضرت امير عليه السّلام بى تاب شد و برجست و گريبان آن را گرفت و بر زمين زد و بينى اش را شكست و گردنش را پيچيد و خواست او را بكشد بخاطر آورد وصيت حضرت رسول را كه او را امر كرد بصبر و نهى از مقاتله ايشان فرموده بود دست برداشت . حق اليقين، علامه مجلسی، ص 163 (انتشارات اسلاميه) مشاهده می فرمائید که علامه مجلسی چگونه پس از توثیق اولش، مجدداً نقل کتاب احتجاج طبرسی را صحیح شمرده و آن را موافق روایات متواتره دانسته است. و البته به صراحت از سوزاندن در خانه ی وحی سخن گفته است. تصریح علامه مجلسی بر وقوع احراق- شماره 2 علامه مجلسی در کتاب دیگرشان "جلاء العیون: تاریخ چهارده معصوم" ( باب دوم، فصل هفتم در بيان كيفيّت شهادت حضرت فاطمه عليها السّلام) می نویسد: به اسانيد معتبره از سليم بن قيس هلالى و ديگران روايت كرده اند كه: سلمان و عبّاس گفتند: ... جلاء العیون: تاریخ چهارده معصوم، علامه مجلسی، ص 245 (انتشارات سرور) ایشان سپس به ذکر روایت پرداخته تا این که به اینجا می رسد: سوى آن بازگشتند و گفتند: ما را رخصت نمى دهد كه بر وى داخل شويم، ما را جرأت آن نيست كه بى رخصت در خانهء رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم داخل شويم. پس عمر بانگ بر ايشان زد كه: شما را به اجازت او كارى نيست، به هر نوع كه باشد آن حضرت را از خانه بيرون آوريد. و در اين مرتبه عمر با ايشان بود، و بى شرمى آغاز كردند و فرياد در در خانهء اهل بيت رسالت بلند كردند و بى حيائى را از حد بردند. عمر پاى نجس بر در زد و فرياد كرد كه: اى پسر ابو طالب در را بگشا، آن شير بيشهء شجاعت به امر خدا صبر مى نمود و متعرّض ايشان نمى شد، تا آنكه حضرت فاطمه عليها السّلام بى تاب گرديده به عقب در آمد، از درد و الم عصابه بر سر بسته بود و جسم شريفش بسيار نحيف گرديده بود به سبب مصيبت حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم، فرمود: اى عمر چه از ما مى خواهى، ما را به مصيبت خود نمى گذارى، عمر گفت: در را بگشا و الاّ آتش در خانهء شما مى اندازم و شما را مى سوزانم، حضرت فاطمه عليها السّلام گفت: اى عمر از خدا نمى ترسى مى خواهى به خانه ما بى رخصت درآئى، اين خانهء اهل بيت رسالت و بيت الحرام عزّت و جلالت است، از اين حرم محترم شرم دار، اين جور و ستم روا مدار. پس آن ملعون بى حيا و آن دشمن خدا و رسول خدا، از آن سخنان هيچ پروا نكرد و هيزم طلبيد، در خانهء اهل بيت رسالت را سوخت و در را گشود،حضرت سيّدة النّساء فرياد برآورد كه: يا أبتاه يا رسول اللّه، مانع شد آن ملعون را از داخل شدن. باز آن بى حياء لعين ممتنع نشد و سر غلاف شمشير را به پهلوى فاطمه زد، آن مظلومه باز فرياد برآورد، باز آن تازيانه بلند كرد و بر دست مباركش زد، فاطمه فرياد مى كرد: يا أبتاه! حال اهل بيت خود را ببين. پس امير المؤمنين عليه السّلام برخاست عمر را بلند كرد و بر زمين زد، بينى و گردنش را مجروح كرد، خواست او را به قتل رساند پس به خاطر آورد وصيّت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را. جلاء العیون: تاریخ چهارده معصوم، علامه مجلسی، ص 249 (انتشارات سرور) مشاهده بفرمائید که علامه مجلسی چگونه نقل کتاب سلیم را دارای اسناد معتبر شمرده است. حال این بیانات علامه - شما را به خدا به کلمه ی علامه توجه کنید ! - بله علامه مجلسی را درباره ی صحت این روایات و اعتبار اسنادشان، با بیانات جاهل عالم نما و اصولی بی خبر از اصول مقایسه کنید: نقل قول: درکتاب حق الیقین وجلاء العیون نیزروایت ازکتاب سلیم بن قیس نقل شده که راوی آن ابان بن ابی عیاش کذاب است وقبلا مفصل درباره این کتاب وراویش صحبت شدوگفتیم که بسیاری ازعلماءوبزرگان شیعه این کتاب راتحریف شده میدانند،که خلط وتدلیس درآن صورت گرفته است. این فرد نادان و بی سواد با این کارش دو موضوع را مورد هدف قرار داده: اولاً به سادگی و به راحتی از کنار تصریحات واضح علامه مجلسی در خصوص وقوع احراق باب گذشته، و ثانیاً نظر جاهلانه ی خویش را بر نظر عالمانه ی علامه مجلسی برتری داده است. اساساً وقتی کسی کتاب عقیدتی یا تاریخ می نویسد، در آن به جمع رطب و یابس نمی پردازد؛ بلکه آنچه خودش قبول دارد را می آورد، مگر این که جائی بر خلاف آن تصریح نماید. علامه مجلسی هم در کتاب جلاء العیون در حال نگارش کتابی حدیثی مثل بحار الانوار نبوده که بگوئیم احادیث صحیح و ضعیف را در آن گرد آورده است. بلکه در حال نگارش تاریخ 14 معصوم است و معلوم است که باید تنها مطالب صحیح را بیاورد. همین طور است کتاب حق الیقین که کتابی اعتقادی است. تصریح علامه مجلسی بر وقوع احراق- شماره 3 علامه مجلسی در کتاب دیگرشان "زاد المعاد" - که چیزی شبیه مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی اما به زبان عربی است - روایت حذیفه که مربوط به مرگ دومی در نهم ربیع است آورده است. در این روایت امام هادی از پدرشان امام جواد (علیهما السلام) نقل کرده اند که حذیفه درباره ی دومی گفته است: وَ أَحْرَقَ بَيْتَ الْوَحْي. زاد المعاد، علامه مجلسی، ص 255 (موسسة الأعلمي - بیروت) و این سخن حذیفه از سوی امام معصوم نقل شده و ردّی بر آن صورت نگرفته است. ( من این روایت را در منابعی که قبلاً برای احراق از منابع شیعی داده بودم، ذکر نکرده بودم.) علامه مجلسی پیش و پس از نقل این روایت، آن را معتبر می شمارد: و قد قوّى هذا المذهب الخلف الأعظم السيد علي بن طاووس في كتابه «زوائد الفوائد» و أورد رواية معتبرة في هذا الباب. و لم ترد- بنظر هذا القاصر- رواية بخلاف ذلك، و إن اتفاق مؤرخي العامة لا يصلح معارضا للأحاديث المعتبرة. زاد المعاد، علامه مجلسی، صص 253 و 258 (موسسة الأعلمي - بیروت) خود سید بن طاووس - بنا به نقل علامه مجلسی - پس از نقل این خبر می نویسد: من در سایر کتبی که این حدیث را در آن ها جستجو کرده ام، تعدادی احادیث و روایات دیگر که موافق آن است یافته ام. از این رو بر آن اعتماد نموده ام. و وجدت في الكتب الأخرى التي تتبعت فيها هذا الحديث، عدة أحاديث و روايات أخرى موافقة، فاعتمدتعليها. زاد المعاد، علامه مجلسی، ص 257 (موسسة الأعلمي - بیروت) سخن سید در کتاب بحار چنین نقل شده است: و وجدنا فيما تصفحنا من الكتب عدة روايات موافقة لها فاعتمدنا عليها. بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج 95 ص 59 (دار إحياء التراث العربي - بيروت) یعنی سید بن طاووس نیز این روایت را معتبر و موثق و حتی ذارای مویداتی در سایر کتب می دانسته است. لطفا به عبارت "عدة أحاديث و روايات أخرى موافقة" توجه نمائید. **** علامه مجلسی حتی از روایات اهل خلاف هم، آتش به خانه ی وحی انداختن را برداشت کرده است، چه برسد به روایات شیعه!
(دويم) آنكه از اخبار سابقه معلوم شد كه اجماع ايشان چگونه اجماعى بود كه سعد بن عباده و اصحابش همه خارج بودند و مطلقا با أبو بكر بيعت نكردند و اهل بيت رسالت و ساير بنى هاشم تا شش ماه بيعت نكردند و آنها كهظاهرا بيعت كردند تا آتش در خانه اهل بيت رسالت نينداختند و شمشيرهاى برهنه نديدند بيعت نكردند. حق اليقين، علامه مجلسی، ص 185 (انتشارات اسلامیه) با تصریحاتی که از علامه مجلسی نقل شد، به وضوح نظر ایشان درباره ی وقوع احراق معلوم گردید. همچنین روشن شد که عبارات ایشان در بحار الانوار، از باب اسکات خصم و به عنوان محاجّه با مخالف شیعه نوشته شده است. حال چگونه افرادی نا آگاه به خود اجازه می دهند که بگویند علامه مجلسی وقوع احراق را قبول ندارد؟!!! پژوهشگران می توانند سه کتاب معرفی شده از علامه مجلسی را در لینک های زیر مطالعه کنند: حق الیقین جلاء العیون: تاریخ چهارده معصوم زاد المعاد |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| عوامل گناه چیست؟ چگونه گناه نکنیم!؟& | MESSENGER | 16 | 13,463 |
۱۴/تیر/۹۳ ۱۸:۳۱ آخرین ارسال: میثاق |
|
| دلایل عصمت (از گناه و اشتباه) پیامبر (صلوات الله علیه و آله) | وحید110 | 7 | 4,388 |
۱۳/اسفند/۹۲ ۱:۲۲ آخرین ارسال: وحید110 |
|











؟؟ منتظر فضایل آن سه تن هستیم![[تصویر: 40821030018042830327.jpg]](http://axgig.com/images/40821030018042830327.jpg)
