تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: فوتبال (بحث و بررسی)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9
کاش بیشتر حواسموون رو جمع کنیم .......
پنجشنبه ها ساعت 7 یا 7:30 بعد از ظهر شبکه پرس تی وی برنامه ای داره به نام کامنت . بیننده ها زنگ می زن نظرات خودشون رو در مورد اتفاقات و حوادث روز می گن . ای کاش یکی از دوستان که انگلیسیش خوبه تماس می گرفت و این نکته فوق العاده مهم رو بیان می کرد .
خودم انگلیسیم خوب نیست وگرنه زنگ می زدم
بگید فایده ی جام جهانی برای آخرت بنده های خدا چیه ما هم بدونیم.
فایده ی ورزشی که بهش می گن ورزش حرفه ای، چیه؟
ورزش فقط تا زمانی خداپسندانه ست که برای سلامتی روح و جسم برای حیات طیبه باشه.

چند نفر از این هایی که بهشون می گن ورزشکار حرفه ای رو می شه نشون داد که روحشون پاک باشه و وارد فسادهای سودجوها نشده باشن؟
کلا اقتصاد سرمایه داری راه های مختلفی رو برای خودش ایجاد کرد؛ یکیش هم همین ورزش حرفه ایه.

در اقتصاد اسلامی، ما باید دست بنگاه های کوچک رو بگیریم تا کسب مکفی داشته باشند. نباید حتی همین نام های اقتصادی بزرگ رو داشته باشیم تا چند جوون هم با هم به خودشون اجازه ی فکر ورود به صنعتی رو نداشته باشن.
در مورد ورزش هم همین طوره؛ ما به جای این که بیایم برای مناطق محروم و ... فرصت ورزش سالم روزانه رو ایجاد کنیم، میایم پول های کلان رو به باشگاهی می دیم که بیشتر گل زده؛ که چی بشه؟
همین توجه به موارد بی ارزش هست که فسادهای اخلاقی و ... رو بار میاره. وقتی معیار ارزش یک ورزشکار یا یک باشگاه، چیزی بی ارزش باشه، تلاش ها برای اون، باعث ایجاد پوچی در میان اون افراد می شه.
حال از این ها در اون دنیا چه پرسش هایی می شه و چه پاسخ هایی دارن بدن، بماند.

چند صد و چند هزار میلیارد گردش مالی باشگاه ها و حتی یک بازیکن هست،،، در حالی که در بعضی جاها حتی یک زمین ورزشی بدون حفاظ و مربی هم وجود نداره.

بعد مسئولان کشور میان بیمه رو از 30 به 70 می کنن و بیمه های رایگان می دن. شرایط مناسب برای ورزش و تغذیه ی سالم برای بعضی هموطنان وجود نداره و مسئولان ایجاد نکردن. عرض این مسئولان اینه که مریض شید، ما پولتونو می دیم. سرطان بگیرید، ما پولتونو می دیم. و شما بمی رید زودتر.
شرم بر ما

ما از این که نام کشورمون در سطح دنیا بپیچه خوشحال می شیم؛ اما به چه قیمتی؟ نام آمریکا هم در سراسر دنیا هست، نام گرسنگان آفریقا هم در سراسر دنیاست، نام سوریه هم هست. این کشور، ارزشش خیلی بیشتر از اینه که برای زدن توپ در دروازه، نامش در جهان بپیچه.
(۲۲/خرداد/۹۳ ۲۰:۱۷)soheyl68 نوشته است: [ -> ]
بعد مسئولان کشور میان بیمه رو از 30 به 70 می کنن و بیمه های رایگان می دن. شرایط مناسب برای ورزش و تغذیه ی سالم برای بعضی هموطنان وجود نداره و مسئولان ایجاد نکردن. عرض این مسئولان اینه که مریض شید، ما پولتونو می دیم. سرطان بگیرید، ما پولتونو می دیم. و شما بمی رید زودتر.
شرم بر ما

متاسفانه مسئولین همین رو هم نمگین، اکثر خدمات بیمه رو واگذار کردند به شرکت های خصوصی تحت عنوان بیمه تکمیلی و باز هم خدمات نمیدن. مگر برای بیماری های اورژانسی!!
بهترین راه برای اینکه این این سیاست پشت پرده دشمنا تا حدی خنثی بشه اطلاع رسانیه ....

هرچند در ابعاد و مقیاس کوچک
تا کی باید ما رو بازی بدن ما هم تو خواب به سر ببریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

با همین مسابقات کذا موج ترورها شروع میشه. همون هایی که خبرهای ایران هم پوشش نمیدن.

تو خنده حلال نوشتند:
"یه روز رفتم کبابی نوشته بود .........100% گوسفندی
.
.
.
بعد از بیرون اومدن از کبابی فهمیدم منظورش من بودم."




رو این کبابی فوتبال نوشتن 100% خری.
یه مشت ادم غفلت زده بجای اعتراض بجای ریختن تو خیابون ب.یان تو خونه منه شیعه بشینن عین چی... فوتبال ببینن هورا هورا کنن ...

اگه اونا همچین برنامه ریزی نکنن باید به مغزشون شک کرد...
بسم الله الرحمن الرحیم

[تصویر: n00045678-t.jpg]



باختیم… این بار اما واقعا، واقعا واقعا چیزی از ارزش های بازیکنان مان کم نشد!
تا پیش از این بازی، تعارف بود هر وقت می گفتیم؛ «باختیم، اما چیزی از ارزش های بازیکنان مان کم نشد!»
باختیم… اما بیش از آرژانتین، و حتی مسی، به داور کوری که پنالتی به آن واضحی را نگرفت! به داور کوری که راه به راه جلوی بازیکنان ما «سبز» می‌شد! به داور کوری که بیشتر از ماسکرانو، نقش هافبک دفاعی را برای آرژانتین بازی کرد! غلط نکرده باشم؛ فیفا، روی چشم داور صرب، خالکوبی کرده بود! از همان خالکوبی های معروفش! مسبوق به سابقه اش!

باختیم… اما حقا که ما در والیبال، برزیل، ایتالیا و… را بسی مردانه تر بردیم تا آرژانتین با همه ستارگانش، ما را در فوتبال! البته همه ستاره های آرژانتین نبودند، چرا که… چرا که دیگوی بزرگ از روی سکوها، و نه در میدان مسابقه، به مصاف آمده بود!
باختیم… اما مارادونا شاهد بود که مسی، جز آن گل لعنتی، چگونه در بین پسران ایرانی، به عز و جز افتاده بود! آقای دیگو! سوت این پنالتی که البته زدن نشد، دیگر «دست خدا» نبود! «دست فیفا» بود؛ ناجور!




«جمهوری اسلامی ایران». مدت هاست که دنیا در برابر اقتدار این نام، سر تعظیم فرو آورده. دنیا بگوید؛ «ورزش؟» والیبال را نشانش می دهم، کشتی را، وزنه برداری را، حسین رضازاده را، همین هد رویایی اشکان را در همین بازی چند ساعت پیش! اما اگر دنیا مشخصا بگوید؛ «فوتبال؟»


خوشحالی بی حد و حصر مسی را نشانش می دهم بعد از گل دقیقه ۹۱، نه به برزیل و آلمان و…، بلکه به ایران! آ…..ه! مسی را هرگز این همه شاد ندیده بودم! آری، من به توی دنیا نشان می دهم که آن صحنه پنالتی بود!

و باز هم به تو نشان می دهم تحسین همه غول های فوتبال را از بازی حماسی ایران!

توی دنیا اگر بگویی علم؟ از نانو تا هسته ای، و از پزشکی تا ملی ترین سلول های مغز پروفسور سمیعی را دارم که برایت رو کنم! توی دنیا اگر بگویی تلاش در راه دانش؟ قطرات خون احمدی روشن را به رخت می کشم، آرمیتا را! توی دنیا اگر بگویی قربانی تروریسم؟ باز همین ها را! و باز، کف پای رئیس جمهور شهید را در صحن سازمان ملل برایت نشان می دهم!




توی دنیا اگر بگویی ایستادگی؟ عصای امامم را نشانت می دهم، چفیه خامنه ای را، و شکوه و عظمت یک ملت را. توی دنیا اگر بگویی شهید؟ چمران را نشانت می دهم! و اگر بگویی شهادت؟ اصلا «کتیبه محتشم» را نشانت می دهم! تو میدان را معین کن؛ قهرمانش با من! و نشان دادن بچه های سیه چهره آفریقایی که هنوز نام بلند «خمینی» برای شان می گذارند، با من!


اصلا چطور است از جام جهانی بکشی بیرون و میدان سیاست یعنی میدان جنگ را نشانم دهی؟
… تا من برایت بگویم داستان مردی به نام «قاسم سلیمانی» را!

«اسد» ایرانی نیست، اما به او می نازد، «سیدحسن» هم حتی! آهای دنیا! هر وقت حلقومت دلتنگ یک شعار اساسی شد، «مرگ بر آمریکا»ی من، تقدیم تو باد!




این شعار مادران چشم به راه سرزمین من است! گیسوسپیدکرده های منتظر! منتظر یک پلاک! آهای دنیا! فریاد ملت ایران، از آن تو باد! که همین گونه هم هست!

و تو همین فریاد اورژینال را سرمی دهی، به تاسی از ملت ایران! ملت قهرمان ایران! آخر آخر آخر حرف همین تظاهرکنندگان برزیلی هم که با همه عشق شان به فوتبال، عدل و داد را عاشق ترند، مرگ بر کسانی است که می خواهند زندگی آدمی را پای زندگی شیطان و شیطان بزرگ قربانی کنند.

آهای دنیا! دیر یا زود جام جهانی تمام می شود، اما آنچه باقی می ماند، فریاد توست در جست و جوی عدل و داد.

قهرمان واقعی را بچسب! مردی از تمام ملت ها! مردی برای همه! جام جهانی بسیار بالا رفته، اما این جام عدالت است که باید در دستان آدمی… آدمیزاد بدرخشد! بر گوش این همه ناداوری، عاقبت ابرمردی خواهد آمد و سیلی خواهد زد…

آخر خدا شاهد است که این حق آدم است که خورده شده… دیروز در سوریه، امروز در عراق، دیروز در کجا، امروز در کجا… آهای دنیا! فردا از آن توست… و جام هم، اگر که بلندتر فریاد برآوری! اگر که بدانی در سکوت مردمک چشم پسری به نام «علیرضا» چه فریادی نهفته است!



خدایا! چیزی خیلی زیاد از ارزش های آدمیزاد کم کرده است؛ نیامدن بقیه الله را می گویم! غیبت را!

تروریست ها، الباقی شیطان بزرگ اند، اما تو هنوز مابقی خودت را به ما بدهکاری… بقیه الله را… بفرست او را…

خدایا! این جام ها، و هزاران از این جام ها، با این همه ناداوری ها، کام بشریت را سیراب نمی کند.

خدایا! گذشت دوره ای که توپ گرد، سرگرم مان کند. می بینی!


ما حتی از زمین فوتبال هم دنبال آن زمینی می گردیم که تو وعده اش را به عدل و داد داده ای… و آن روز بیشتر می چسبد خواندن این سرود؛

«سر زد از افق، مهر خاوران…

حسین قدیانی.
بسم الله الرحمن الرحیم

عباس گودرزی از رویش های انقلاب اسلامی در دوران فتنه است. «تلخندک» که با کاریکاتورهایش در زمان جنگ نرم هشت ماهه، فتنه گران را هجو می کرد.
عباس گودرزی متولد ۵۷ است. دیپلم گرافیک را از هنرستان خواجه نصیرالدین طوسی بروجرد گرفته است و مدرک لیسانس نقاشی از دانشگاه کرمان دارد. بعد از تمام شدن سربازی به خاطر وضعیت اشتغال در استان مجبور به مهاجرت به تهران می‌شود.
در مورد بازگشت به بروجرد می‌گوید: «الان هم دلم در بروجرد است. دوست دارم که برگردم به بروجرد، ولی احساس می‌کنم اینجا تأثیر گذارترم. با رسانه‌ها، با جامعه، با فضای سیاسی بیشتر درگیرم و ارتباط دارم و این بهتر است تا بخواهم به نشریات داخلی بروجرد یا در سطح استان محدود بشوم.»
گودرزی، در مورد کار کاریکاتور در دوران فتنه می‌گوید:

«فتنه ۸۸ که شروع شد و کلید خورد، دست‌وپا شکسته و پراکنده کار می‌کردم. یکی از دوستان تلنگری به من زد که داری چه کار می‌کنی؟ الان چه کاره‌ای؟ گفتم که چکار کنم؟ کاری از دستم برنمی‌آید. گفت دخترهای آن تیپی‌شان الان وسط میدان دارند کار می‌کنند. پسرهای بی‌اعتقادشان آمدند وسط میدان دارند همه جور ضربه می‌زنند، شما چرا کار نمی‌کنید؟

تلنگری برایم شد که راست می‌گوید. تخصص کجا باید به درد بخورد!؟ یک وبلاگ راه انداختم به اسم تلخندک و شروع کردم با روزنامه جوان که در فتنه و روشنگری‌های فتنه خیلی فعال بود کار کردن. تقریباً هر روز در همان ایام فتنه کاریکاتور می‌دادم به جوان.

جالب این است که کاریکاتور‌هایی که چاپ می‌شد، شب همان روز مسعود بهنود در بی.بی.سی فارسی آنها را تحلیل می‌کرد. بعضی وقت‌ها از دیگران می‌شنیدم که دیشب مسعود بهنود در ماهواره کاریکاتور‌هایت را تحلیل می‌‌کرده است. انرژی می‌گرفتم که الحمدلله تأثیر خوبی داریم می‌گذاریم. اینکه این قدر تأثیر داشته که در رسانه‌های غربی دارند تحلیل می‌کنند قوت قلب بیشتری می گرفتم.»


گودرزی به مناسبت حوادث عراق همزمان با جام جهانی به خلق آثاری دراین رابطه پرداخت.

جام جهانی و جنایات داعش

[تصویر: 551__584x940_fifa-world-cop.jpg]
جام جهانی فوتبال و جنایات داعش

[تصویر: 550__584x640_daesh4.jpg]

تلخندک را دنبال کنید
بسم الله الرحمن الرحیم

مقوله فرهنگ در کشور از اهمیت ویژه ای برخوردار است. موضوعی که بارها مورد تاکید رهبر معظم انقلاب نیز واقع شده است تا جائیکه در ابتدای سال جاری در حرم مطهر رضوی اهمیت آن را از موضوع مهمی به نام اقتصاد هم بالاتر دانستند.همه اینها و هزاران دلیل دیگر مؤید این مطلب است که فرهنگ کشور باید مورد توجه قرار بگیرد. از تولید فرهنگ تا اشاعه آن در داخل و خارج از کشور.

[تصویر: 80909-242193-1403524703.JPG]

سفیران فرهنگی ایران در برزیل

جام جهانی فوتبال همه ساله بستری را فراهم می کند تا فرصت ها و پتانسیل های هر کشوری در کشور میزبان مورد توجه قرار گیرد. فرصتی که برای از دست ندادن آن باید برنامه ریزی کرد. چرا که در زمانی کوتاه باید امکان انتقال این ظرفیت ها فراهم شود.
مدتها قبل از برگزاری مسابقات جام جهانی زمزمه تعیین بودجه فرهنگی این جام، مورد توجه رسانه ها قرار گرفت. صحبت از جلساتی بود که رئیس فدراسیون در وزارت ورزش برگزار می کرد تا شاید بتواند بودجه فرهنگی مناسبی را برای جام جهانی برزیل در نظر بگیرد. رقم این بودجه پس از کش و قوس های فراوان ۸ میلیارد تومان به تصویب رسید.
بر اساس عقل و منطق نخستین موضوعی که پس از شنیدن چنین ارقامی به ذهن متبادر می شود نحوه برنامه ریزی و پیاده سازی آن در مسابقات جام جهانی می باشد. یا به عبارت خیلی ساده تر “ این بودجه کجا هزینه می شود؟“
در پاسخ به این پرسش از بایدها تا واقعیت ها مورد توجه قرار می گیرد که با توجه به آنچه که تصویب شده است چنین مواردی به عنوان بایدها در نظر گرفته شده است:
۱- برگزاری نمایشگاه‌های فرهنگی، هنری و ارائه صنایع دستی ایران در برزیل با هدف معرفی فرهنگ و تمدن ایرانی به جهانیان،
۲- برگزاری مراسم «شب ایرانی» در شهر سائوپائولوی برزیل با دعوت از اعضای کنگره فیفا
۳- مراسم رونمایی از فرش بافته شده مخصوص جام جهانی و هدیه آن به فیفا در سائوپائولو،
۴- برپایی جنگ‌های شبانه در شهرهای کوریتبا، بلوهوریزنته و سالوادور همزمان با‌ برگزاری بازی‌های تیم ملی در جام جهانی با حضور ایرانیان حاضر در برزیل، به صورت استفاده از فضاهای خیابانی در نزدیکی استادیوم‌های محل برگزاری بازی‌ها و…
این موارد تنها بخش کوچکی از برنامه‌های کمیته‌های فرهنگی فدراسیون فوتبال برای جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل بود.اما گزارش های رسیده از برزیل تا این لحظه حکایت از روندی دیگر دارد. آنچه که از رسانه ها و حواشی مسابقات جام جهانی پیداست فعالیت ملموس فرهنگی پیدا نیست و اگر بر خلاف این است متولیان فرهنگمان باید گزارش دقیقی از آن را به منظور روشنگری این چنین فعالیت هایی ارائه کنند.
وقتی سفیران فرهنگی کشور که حضور آنها می تواند فرهنگ یک کشور را به نمایش بگذارد با ظاهری غیر متعارف (با شلوارک) و … تصاویر خود را در محیط اینترنت منتشر می کنند پیداست که فرهنگ مقوله گمشده ای لا اقل در این جام جهانی است. جالب اینجاست که در پی انتشار این تصاویر در رسانه ها، برخی از این سفیران فرهنگی در ادبیاتی سخیفانه به دفاع از عملکرد خود پرداخته اند که این موضوع نیز مشکل را دو چندان می کند.
چندی پیش محراب قاسم خانی که یکی از نویسندگان برنامه های طنز صدا وسیما می باشد در دفاع از این حرکت نوشته ای را منتشر کرد و در آن توضیحات غیر منطقی و گاه سخیفانه ای را عنوان کرده است که فقط بخشی از آن، بدون هیچ توضیح و تفسیری ذکر می گردد و تحلیل آن به مخاطبین واگذار می گردد:
“… من مرتکب عمل شنیع شلوارک پوشیدن شدم. اصولا هر بار که به سفر خارج میرم و خصوصا در مناطق گرم مثل اینجا شلوارک میپوشم. جسارتا توی خونه هم همین کار رو میکنم. شاید باورتون نشه ولی توی استخر و دریا هم مایو میپوشم. با شرمندگی توی حموم حتی اون رو هم نمیپوشم ..”
در هر حال اگر بناست بودجه ای هزینه شود منطق اینگونه حکم می کند که به ازای بودجه ی بیشتر، تاثیرگذاری بیشتری مشاهده شود. به عبارتی ساده: بودجه بیشتر، اثرگذاری بیشتر. اما وقتی از نتیجه این بودجه در حداقل های فعالیت های فرهنگی اثری نیست. چگونه می توان انتظار داشت که در لایه های زیرین، این بودجه به سبک و سیاقی متفاوت در حال اثربخشی باشد؟

سوالاتی از مسئولین فرهنگی
اینک این سؤال ها از مدیران برنامه ریز فرهنگی کشور باقی مانده است تا نسبت به بودجه هزینه شده در فرهنگ کشور شفاف سازی لازم را صورت دهند:
۱- ارتباطات پی در پی جناب آقایان کفاشیان با سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در خصوص هفته فرهنگ در برزیل و اعزام نویسنده برای سفرنامه برزیل چرا به نتیجه نرسید؟ چه کسانی پاسخگوی اعتبارات و زمانهای از دست رفته خواهند بود؟
۲- دستاوردهای فرهنگی اعزام این کاروان ورزشی به خارج از کشور چه بود؟
۳- تهیه مستندی بیست و دو قسمتی با نام یار دوازدهم (توسط سفیران فرهنگی کشور)که اعمال و تصاویرشان در تضاد با فرهنگ غنی ایرانی و اسلامی است چه تأثیری در ارتقاء فرهنگی کشور می تواند داشته باشد؟

۴- کشورهایی همچون کویت با پخش ۲٫۵ میلیون قرآن در جام جهانی با وجود عدم حضور در جام جهانی و همچنین حضور بازیکنان بوسنی در نماز جمعه برزیل، به زیبایی و سادگی هویت بازیکنان و کشور اعزامی شان را به نمایش می گذارد. فعالیت هایی که برخی از آنان بیشتر از هزینه، به فکر و درایت احتیاج دارد. جالب اینجاست که با انتشار تصاویر این کشورها و حرکت های فرهنگیشان، موجی از اعتراضات نسبت به فعالیت های فرهنگی و ضد فرهنگی صورت گرفته ایران در برزیل شکل گرفت.

[تصویر: 80909-242194-1403524703.jpg]
حضور بازیکنان بوسنی در نمازجمعه برزیل
ضروری است در پایان جام جهانی متولیان فرهنگی کشور، بتوانند ضمن پاسخ به این سؤالات که نمونه ای از انبوه سؤالات بی جواب می باشد، گزارش دقیقی از بودجه هزینه شده و نتایج حاصل شده به منظور رفع شبهات ایجاد شده ارائه نمایند.
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9
آدرس های مرجع