هشیار باشید عید امسال ابتر است
هر چه باشد فاطمیه روضه خوانی بهتر است
گریه و سینه زنی ، بیرق و بزم عزا
جانمی جان بچه ها امسال سال مادر است
شكسته تر شده و دست بركمر دارد
چه پيش آمده ! آيا حسن خبر دارد؟
به گريه گفت كه زينب مواظب خود باش
عبور كردن از اين كوچه ها خطر دارد
شبيه روز برايم نرفته روشن بود
فدك گرفتن از اين قوم دردسر دارد
گرفت دست مرا مادرم... نشد...نگذاشت...
تمام شهر بفهمد حسن جگر دارد
شهود خواسته از دختر نبي خدا
اگرچه ديده سندهاي معتبر دارد
سكوت و صبر و رضاي خدا به جاي خودش
ولي اگر پدرم ذوالفقار بردارد...
كسي نبود به معمار اين محل گويد
عريض ساختن كوچه كي ضرر دارد!؟
من شیعه شدم رها ز هر قید
در دام محـبتت شـــدم صــید
مـــادر ، به خدا نمی فروشم
یک لحظه روضه ات به صد عید
باغ من بی گل ریحانه چرا
مرگ گل ماندن پروانه چرا
مرگ حق است ولی فاطمه جان
بین دیوار و در خانه چرا
جای جای قدم تو حرم است
جای نامحرم بیگانه چرا
ای شریک غم تنهایی من
خالی از روی تو کاشانه چرا
روشنی بخش سحرهای علی
شب چرا؟ دفن غریبانه چرا
از غم دوری رویت شب و روز
نکنم ناله چو حنانه چرا
شاعر : حاج حسین بادروج