تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: نوروز فاطمی ...
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19
[تصویر: yazahra198.png]
فاطمیه آمده آن همدم و مونس کجاست
شمع می پرسد ز پروانه گل نرگس کجاست
در عزای مادرت یابن الحسن یک دم بیا
تا نگویند این جماعت بانی مجلس کجاست


یا رب الفاطمه بحق فاطمه اشفع صدر الفاطمه بظهور الحجه
عيد جديدي آمد و آغاز سالي‌ ست

آقاي من! امسال هم جاي تو خالي ‌ست

وقتي که لب مي‌خندد و دل غرق آه است

يعني که بي تو عيدهاي ما خيالي ‌ست

ما غائبيم از محضرت که روسياهيم

آثار با خورشيد پيوستن زلالي ‌ست

چشمان تو از غصه هاي ما پر از اشک

اوقات ما از ياد تو اما چه خالي‌ ست!

ماه رُخت را در شب گيسو مپوشان

در شام هجران بي‌گمان صبح وصالي‌ ست

دل هاي بيدار و ... جهاني چشم در راه

در انتظارت جمعه هاي ما سؤالي ‌ست

این روزها در کوچه های فاطمیه

سهم تو و چشمان تو آشفته حالی ‌ست

چشم انتظارت مانده چشمان کبودی

برگرد، با تو شوکت مولي الموالي‌ ست


یا علی...

*اللهم عجل لولیک الفرج*
گر نگاهی به ما کند زهرا
درد ما را دوا کند زهرا

بر دل و جان ما صفا بخشد
گر نگاهی به ما کند زهرا

کم مخواه از عطای بسیارش
کآنچه خواهی عطا کند زهرا

نه عجب گر به شأن او گویند
خاک را کیمیا کند زهرا

چهره پوشد ز مرد نابینا
تا به این حد حیا کند زهرا

در طرفداری از خدا و رسول
به علی اقتدا کند زهرا

همچو مرغی که دانه چیند
دوستان را جدا کند زهرا

چو بگیرد قنداق اصغر را
حشر را کربلا کند زهرا

[b]چه شود با دعای خود از ما
ذات حق را رضا کند زهرا؟[/b]

[b]چه شود گر ز رحمت بسیار
حاجت ما را روا کند زهرا؟[/b]
[تصویر: yazahra198.png]


چنانکه دست گدایی شبانه می لرزد
دلم برای تو ای بی نشانه می لرزد

هنوز کوچه به کوچه ، حکایت از مردی ست
که دستِ بسته ی او عاشقانه می لرزد

چه رفته است به دیوار و در که تا امروز
به نام تو در و دیوار خانه می لرزد




وای مادرم ...
[تصویر: 2.jpg]
[تصویر: yazahra198.png]
مدینه! لشکر اندوه ریخت بر سر تو
نبود این همه رنج زمانه باور تو

[b]مدینه! بعد پیمبر ز بس غریب شدی
نشست قاتل زهرا فراز منبر تو[/b]

[b]مدینه! چون به سرت آسمان خراب نشد؟
چو گشت نقش زمین دختر پیمبر تو![/b]

[b]به کوچه های تو یک روز آفتاب گرفت
هنوز مانده چو ابر سیاه منظر تو!

------------------------------------------

[b]بقیع و منبر و محراب، با حریم رسول
مزار او ز چه پنهان زچشم ماست؟ بگو![/b]

[b]چه شد که فاطمه هجده بهار بیشت نداشت؟
چرا ز حق، مرگ خویش خواست؟ بگو!

چرا زمین تو یادآور مصیبت اوست؟
چرا هوای تو این قدر غم افزاست؟ بگو!

به گوشواره که در کوچه اوفتاده قسم!
به روی فاطمه سیلی زدن رواست؟ بگو!

[b]وااااااااااااااا اُمّـــــــــــــــــــــــــــــاه!
[تصویر: 13911124000312_PhotoA.jpg?itok=a2PJTPZK]
در ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) دخت مکرم رسول گرامی اسلام اشعاری از احمد عزیزی شاعر آیینی منتشرگردید.
باید از فقدان گل، خونجوش بود
در فراق یاس، مشکی پوش بود
یاس ما را رو به پاکی می برد
رو به عشقی اشتراکی می برد
یاس یک شب را گل ایوان ماست
یاس تنها یک سحر مهمان ماست
بعد روی صبح، پرپر می شود
راهی شبهای دیگر می شود
یاس مثل عطر پاک نیّـت است
یاس استنشاق معصومیّـت است
یاس بوی حوض کوثر می دهد
عطر اخلاق پیمبر می دهد
حضرت زهرا دلش از یاس بود
دانه های اشکش از الماس بود
داغ عطر یاس زهرا زیر ماه
می چکانید اشک حیدر را به چاه
عشق محزون علی یاس است و بس
چشم او یک چشمه الماس است و بس
اشک می ریزد علی مانند رود
بر تن زهرا: گل یاس کبود
گریه کن زیرا که دُخت آفتاب
بی خبر باید بخوابد در تراب
این دل یاس است و روح یاسمین
این امانت را امین باش ای زمین
نیمه شب دزدانه باید در مغاک
ریخت بر روی گل خورشید، خاک
[تصویر: yazahra198.png]


نرو بمان که امامت غریب وبی یار است
دوباره دوروبر خانه دیدمش امروز
هنوز قنفذ بی شرم فکر آزار است
میان کوچه تورا پیش من کتک می زد
یکی نگفت نزن،فاطمه عزادار است!
زبسکه پلک پراز گریه ات ورم کرده
مرددم که به خواب است یانه بیدار است
سه چارمرتبه امروز برزمین خوردی
عزیز جان علی چشم تومگر تاراست؟
بیابه جان حسینت زیاد گریه نکن
که خوب نیست برای کسی که بیمار است
زحال رفته حسن درحیاط افتاده
هنوز لکه خونت بروی دیوار است
دلیل لاغری ات را چه زود فهمیدم
بدون شک همه اش کار نیش مسمار است
بهار خانه حیدر چرا چنین شده ای
خودت خزانی و پیراهن تو گلزار است
برو که محسن درخون نشسته آنطرف است
بروکه رفتنت انگار بهترین کار است



شاعر : مهدی نظری



قال الکاظم علیه‌السلام: إنّها صِدِّيْقَةٌ شَهِيْدةٌ

[تصویر: 1274008455_9.jpg]
***

آنان که بر این خانه هجوم آوردند
در خاک نهال کینه را پروردند
در کعبه علی شکسته بتها شان را
اکنون به در خانه تلافی کردند
***
[تصویر: 1363539202793.jpg]
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19
آدرس های مرجع