1.
(۱۸/اسفند/۹۲ ۸:۳۷)ISOD نوشته است: [ -> ]سلام برادر
امیدوارم که حالتون خوب باشه
از این که توی این هیاهوی بیهوده بخش خانواده - که با حرف های صد من به یه غاز داره منحرف می شه - همچین تاپیکی ایجاد کردید جای بسیار تشکر داره
اما مسئله ای به ذهنم رسید که گفتنش خالی از لطف نیست
شما (یا جناب استاد) فرمودید که زیبایی ملاک مناسبی برای انتخاب همسر نیست.
تا حد زیادی این حرف شما رو قبول دارم اما می خواستم خدمت دوستان عرض کنم که به این نکته توجه داشته باشند که این حرف درسته زیبایی همسر بعد از مدتی در زندگی مشترک عادی می شه و یا حتی در مواقعی دردسر ساز هم میشه اما اگر همسر ما از نظر زیبایی چهره و تناسب اندام با ما همخوانی نداشته باشه (مثلاً خانم قدش بلند تر باشه) این موضوع در دراز مدت تاثیر بدی در روابط زوجین میزاره.
حتماً توی اقوام و فامیل شنیدید که می گویند فلان دختر از پسره خیلی سر تر هست یا برعکس ...
البته اینکه نباید به حرف مردم توجه کرد اصل مهمی هست که نباید نادیده گرفته بشه - چون اگه عملی برای رضای خدا انجام بشه دیگه رضایت بنده خدا اهمیتی نداره - اما باید دقت داشته باشید به مرور زمان همین حرف ها اگر روی شما اثر بدی نداشته باشه اما اگر طرف مقابل شما ایمان ضعیف تری داشته، روی اون تاثیر میزاره پس بهتر هست که در موقع انتخاب همسر دنبال کسی باشید که با شما تناسب داشته باشه نه اینکه حتماً زیباتر باشه.
بسم الله الرّحمن الرّحیم
علیکم السّلام.
فکر نکنم منظور استاد این بوده که زیبایی ملاک مناسبی نیست. ایشون گفتند: زیابیی + محتوا
راست هم میگن دیگه. نه فقط زیبایی خالص بدون توجه به سایر ویژگی های خانم.
از این نکته استاد هم میشه فهمید که ایشون زیبایی رو ملاک مهمی تو بحث معیارها میدونن:
(۱۳/اسفند/۹۲ ۲۱:۱۰)أین المنتظر نوشته است: [ -> ]*** گاهی در گرایش ما، یک موانعی وجود دارد که حقیقتا مانع نیستند ولی ذهن من در طرح زیبایی روی آن مانع حساس است. (مثلا: من دوست نداشتم خانمم عینکی باشد... خیلی جدی نگرفتم. ولی در ذهنم یک چالش هایی با این دارم.) اینها را نباید اجازه دهیم که وارد زندگی شوند و باید قبل از آن حل و فصل و رفع شود. چون این چالش ها هرچه بزرگتر شود، مانع وسیع تر می شود. باید مانع را حل کرد. باید جدی بگیریم. ولی رفعش کنیم. اگر در ذهنمان حل نشد، او را ول کنیم.
یعنی حتی باید به این نکات ریز توجه کرد تا مشکلی پیش نیاد.
.....................................................................................................................
2.
(۱۸/اسفند/۹۲ ۱۲:۰۳)zahra11 نوشته است: [ -> ]خسته نباشید این المنتظر عزیز!
...
...
ولی .... این بیشتر در مورد ازدواجهای صد در صد سنتی که آدمها با هم به هیچ عنوان آشنا نیستند و تو جلسه ی خواستگاری با هم آشنا میشن بیشتر کاربرد داره !!
ببینید مثلا شما هیچ چیز در مورد بحث مشتق در ریاضی نمی دونی اگه معلم سر کلاس خوب و کامل درس بده ! خب شما هم یاد میگیری! ولی مثلا اگه جسته و گریخته چیزهایی در موردش شنیده باشی کارت سختتر میشه ! باید اطلاعات غلط رو پاک کنی و دوباره خودت رو manage کنی !!همینطوره راجع شخصی که می شتاختی حالا اومده خواستگاری ! بعد شما میری تحقیق میکنی میبینی نه بابا این اصلا اون آدمی که میشناختی نیست و به قول معروف باید از نو ایشون رو شناخت چه مثبت چه منفی!
خیلی ممنونم از شما.
مدّنظر هم همین قشر بود. و البته هنوز هم خانواده های مذهبی زیادی هستند که به همین شیوه ازدواج میکنند.
در بحث
مهر و انس ، استاد شیوه های آشنایی و مهر و انس طرفین رو توضیح دادند. و شیوه صحیحش رو هم گفتند.
.....................................................................................................................
3.
(۱۸/اسفند/۹۲ ۱۲:۰۳)zahra11 نوشته است: [ -> ]در مورد آقایون کار یه مقدار سخت تره !! چرا؟
1_چون ملاک های ظاهری براشون مهمتره و بقول معروف اگه ظاهر خانمه چشمشون رو بگیره دیگه به لطایف الحیل میخوان که این ازدواج سر بگیره ! از واسطه تراشی گرفته تا مسائل دیگه ! سعی میکنن خودشون رو چیزی که باید باشن نشون بدن !نه چیزی که هستن !بعد شروع می کنن به دروغ گفتن و نشون دادن اوضاع به یه صورت دیگه ! خصوصا اگه چشمشون علاوه بر دختر امکانات مالی پدر دختر رو هم گرفته باشه !دیگه واویلاست!!
حالا به نظر شما و استاد گرامیتون چه طور میشه با چنین چالشی رو به رو شد ؟
(۱۴/اسفند/۹۲ ۱۹:۱۰)أین المنتظر نوشته است: [ -> ]...
دوم اینکه ما در این آشنایی به هیچ تشخیصی نمی رسیم و به نقطه عکسش هم گرفتار می شویم. چون آدم ها دو وجهه خصوصی و عمومی دارند. که هرکدام را در شرایط خاصی بروز می دهد.
*** (خیلی مهم): در حوزه خصوصي، رفتارهاي فردي و در حوزه عمومي رفتار هاي اجتماعي بروز مي کند. در حوزه خصوصي فردي، هست هايمان و در حوزه عمومي اجتماعي بايد ها معلوم مي شود. در خصوصي، بود هامان را زندگي مي کنيم و در عمومي نمايش عرضه هامان را مي دهيم. خب انسانها وقتي از حوزه خصوصي مي خواهند به حوزه عمومي بيايند، الزاما چيزي بنام «رعايت» را رعايت مي کنند!. ما يک هست هايي داريم که اصلا در عرضه هامان پيدا نيستند. پس نميتوان در زوجيت فقط به حوزه عمومي قناعت کرد. چون بعد از زندگي، وارد حوزه فردي و خصوصي فرد وارد مي شويم. حالا اگر آمديم روي اين «رعايت»، يک «نظارت» هم گذاشتيم. خب. اين رعايت تشديد مي شود و آن شخص، با هشياري رعايت مي کند و کار بدتر مي شود و هرگز نمي توانيم حوزه خصوصي او را دريابيم. حالا اگر بدانيم که اين نظارت ها دارد به انتخاب منجر شود. خب اينجا احتياط و رعايت خيلي تشديد مي شود. طرف معتاد است، عصباني است، خسيس است. ولي در دوران نامزدي رعايت مي کند تا به شخص مقابل برسد. پس دوران نامزدي هم پذيرفته نيست. چون ناقص است. و نه تنها به تشخيص نمي رسيم، بلکه حتي به يک تشخيص غلط مي رسيم.
*** خب بايد چکار کنيم؟ مهر و انس را در نظر نگيريم؟
ما يک مهر و انسي داريم که از مجراي شناخت مي آيد. يک وقت انس مي گيريم، بعد انتخاب مي کنيم، بعد شناخت پيدا مي کنيم، بعد شناخت ها، تفاوت و تعارض ها را با شاخص ما توليد مي کنند، آنگاه اين تعارض ها تخريب انس مي کند...
اما يک وقت ابتدا در معرض ويژگي هاي يک آدم قرار مي گيرم (اينکه چطور بتوان بطور صحيح و خالص ويژگيها را بدست آورد، در ادامه مي آيد)، بعد به شناخت ميرسم، بعد از شناخت، بعلت پيدا کردن هماهنگي ها، انس شکل مي گيرد و زياد مي شود. اين، دقيق و پايدار است. مسير انس صحيح اين است.
دوست داشتن و عاطفه هم بايد منجر به رفتار شود. نه اینکه فقط بگويد من دوستت دارم.
و همچنین:
(۱۶/اسفند/۹۲ ۱۹:۳۲)أین المنتظر نوشته است: [ -> ]
حال چطور مي خواهيم بفهميم که آن شخص بدرد من مي خورد يا نه؟
در گزينش دو کار مي کنند: يکي گفتگو بين دختر و پسر ، و يکي تحقيق.
*** گفتگو ها ارزشی ندارند. به چند دلیل:
1- زمان ناکافی
2- شرایط نامناسب
3- مسیر مصاحبه هم غلط است.
فرض کنیم زمان مناسب و شرایط کافی هم دادیم. یک ماه مثلا. حالا چه بگویند؟ هیچی. یه بخشش که به خجالت و چی بگم می گذرد. یه بخشش اینکه نگرانن چه دریافتی از او اتفاق می افتد. بخش سومش هم اینکه اگر زبان هم باز کنند، کلّی گویی می کنند. (نظر شما راجع به ساده زیستی چیست؟ همه می گویند دوست دارم. چون تجمل پرستی ذاتا بد است. اما بعد از ازدواج دیدگاه اصلی شخص معلوم می شود.)
مشکلِ بعد، اینکه مسیر مصاحبه را به پرسش و پاسخ می گذرانند. این غلط است. چون انسان را به سَمت نظردهی و نظرگیری می برد. این، نظرات نیستند که تعیین کننده کیفیت زندگی هستند. (شخصی که تا سیکل رفت و ترک تحصیل کرد، اگر صدا و سیما از او مصاحبه کند راجع به تحصیل، می گوید: تحصیل خیلی خوب است. از دزد مصاحبه کنند، می گوید دزدی بد است و...) در نظرها معلوم نمی شود که شخص حقیقتش چیست و می خواهد چطور عمل کند؟ آنجا فقط درست ها و خوب ها را می گویند. ما باید نسبت و تحمل شخص را نسبت به حرف هایی که می زند، ارزیابی کنیم.
*** تحقیق ها هم یا مثبت اند یا منفی. قسمت مثبتش ارزشی ندارد. چون بحث حوزه عمومی و خصوصی پیش می آید که قبلا توضیح داده شد. ممکن است شخص در جامعه با ظاهرنمایی طوری رفتار کرد که همه از او راضی بودند. ما به حوزه خصوصی او کار داریم. اما اگر کسانی بودند که در حوزه عمومی هم اختلالات رفتاری خود را نشان دادند. این، قابل اعتناست. بشرطی که برای تحقیق، به یک یا دو فرد قناعت نکنیم و جامع تر بررسی کنیم. گرچه یک موردش هم قابل اعتناست. ولی مورد اعتماد نمی تواند باشد.
و اگه جلسه خواستگاری به شیوه ای که بیان شد، انجام بشه، ان شاء الله مشکلی پیش نمیاد.
.....................................................................................................................
4.
(۱۸/اسفند/۹۲ ۱۲:۰۳)zahra11 نوشته است: [ -> ]2_همین طور که می دونید خیلی قبل تر آقای دکتر masenger این بحث رو به یه شکل دیگه مطرح کردن و فرمودن آدمها رو یا باید خودتون از نزدیک بشناسید یا شخص واسطه، اونها و شما رو از نزدیک بشناسه البته چنین ازدواجی بسیار منطقی و ایده آله ولی در شهر های بزرگ 90% غیر ممکنه ! چون هیچکدوم از واسطه ها افرادی رو که معرفی میکنن نمیشناسن (حتی در بیشتر موارد ندیدن)! و خود آدمها هم که به قول دوستان باید از توی کارتون در اومده باشن و همدیگه رو نشناسن ! روابط فامیلی هم در حد صرفا دیدار و بگو بخنده و آشنایی که زمینه ازدواج و مباحث فوق الذکر باشه هرگز نیست ! به جز مضرات بهداشتی اون البته!
آقای دکتر حبشی چه راهکاری برای ازدواج این 90% بخت برگشته ارائه می دن ؟
یکی از راه هاش ، تحقیق صحیحه.
استاد گفتند ولی من اینجا مثالش رو درج نکردم:
برای آقا پسری رفته بودند تحقیق. از مغازه دار کنار منزل آقاپسر پرسیدند که این پسر چه جور آدمیه؟؟؟
مغازه دار که فهمید برای ازدواجه، گفت خیلی پسر خوب و سر به زیر و مثبتیه و...
نتیجه ی تحقیق رو به آقای دکتر گفتند.
اما آقای دکتر نظرشون این بود که این تحقیق ، دقیق نبود.
خودِ آقای دکتر رفتند پیش اون مغازه دار و دوباره درباره پسره پرسیدند. اما اینطوری:
اومدم تحقیق برای ...
مغازه دار: اتفاقا همین چند روز پیش اومدن و من گفتم که پسر خیلی خوبیه و...
دکتر: نه. من برای کار مهمتری به ویژگی های ایشون نیاز دارم. (مثلا استخدام تو یه سازمان مهم).
مغازه دار: آهااااااان. خب ایشون روابط مشکوکی داره. هرچند وقت میره مرز و دیر به دیر میاد اینجا. و...
دکتر: چرا اینها رو به اوون شخص قبلی نگفتی؟
مغازه دار: خب. دیدم بحث ازدواجه. گفتم ایشالله ازدواج میکنه درست میشه.
...
پس شیوه تحقیق خیلی مهمه.
راه دیگه شناخت هم همون جلسه خواستگاری با بیان تمام نکاتی هست که استاد گفتند. استاد فقط اصل و ملاک رو گفتند. حالا کسیکه اینطور نباشه و بخواد تظاهر کنه، مسلما به مشکل برمیخوره.
.....................................................................................................................
5.
(۱۸/اسفند/۹۲ ۱۲:۰۳)zahra11 نوشته است: [ -> ]3_علاوه بر اون خیلی از آدمها در جلسه خواستگاری بخصوص نوع سنتی مثل شرایط آزمایشگاهی عمل می کنن و هرگز نمیتونن رفتار طبیعی شون رو بروز بدن دلیل اولش خجالته !و دلیل دوم همون که گفتم ممکنه با یه نظر عاشق بشن
اقای دکتر حبشی یا شما دوستان با این چالش چه طور برخورد می کنید که آدمها رفتار هاشون ! حرفهاشون ! حتی خانواده هاشون تو جلسه ی خواستگاری رفتار شخص مورد ازمایش و بررسی رو از خود بروز ندن ؟؟؟
پاسخ این سؤال شما هم تو شماره 3 (بعد از و همچنین) احتمالا موجوده.
+
و اگه جلسه خواستگاری به شیوه ای که بیان شد، انجام بشه، ان شاء الله مشکلی پیش نمیاد.
.....................................................................................................................
6.
(۱۸/اسفند/۹۲ ۱۲:۵۷)Reza2035 نوشته است: [ -> ]دستت درد نکنه بابت تاپیک
جلال من از 12 سالگی قصد ازدواج داشتم , به نظرت با این معیارهای سنی که دکتر گفتند من چه جور آدمی هستم ؟
( جدی پرسیدم )
قربانت برادر.
از 12 سالگی ؟؟؟ !!!
والله من روانشناس نیستم

. اینو خود دکتر باید جواب بدن. بهشون زنگ بزن.