تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: سن درست ازدواج
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17
پاسخ امام جواد(علیه السلام) به نامه‌ای درباره ازدواج


تاریخ انتشار :
جمعه ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۱۶


امام جواد علیه‌السلام در پاسخ به نامه حسین بن بشار در مورد ازدواج توصیه فرمودند که اگر از دیانت و امانت خواستگار مطمئن شدید به او زن بدهید.

به گزارش تسنیم، حسین بن بشار می‌گوید به امام جواد علیه‌السلام نامه‌ای نوشتم تا در خصوص موضوع ازدواج از ایشان سوال کنم، حضرت در جوابم نگاشت:

اگر خواستگاری به خانه تان آمد که از دیانت و امانت او راضی هستید به او زن بدهید، و اگر او را رد کنید(و این دو شرط را در نظر نداشته باشید) سبب فتنه و فساد بزرگی خواهد شد.

متن حدیث:

عَن حُسَینِ بنِ بَشارِ الواسِطی قالَ: کَتَبت الی ابیِ جَعفَرِ الثّانیِ عَلیه‌ِالسَّلامِ أسألُهُ عَنِ النِّکاحِ فَکَتَبَ عَلَیهِ السَّلامُ: مَن خَطِبَ اِلَیکُم فَرَضیتُم دینَهُ وَ اَمانَتَهُ فَزَوَّجُوهُ، ِالّا تَفعَلُوهُ تَکُن فِتنَةٌ فِی اَلارضِ وَ فَسادٍ کَبیرٍ.

«التذهیب، جلد ۷، صفحه ۳۶۹»



منبع:

http://www.alef.ir/vdcipwarzt1arv2.cbct.html?225831

پ.ن.
و اگر او را رد کنید(و این دو شرط را در نظر نداشته باشید) سبب فتنه و فساد بزرگی خواهد شد
نقل قول:باور بفرمایید بلوغ عقلی بعد از ازدواج اتفاق می افته نه قبل از اون. اگر تو فامیل داشته باشید آدمهایی که تا سن بالا مجرد موندن (حتی تو محل کار) خواهید دید حتی با سن زیاد هم رفتارهای خامی دارن. یک سری پختگی ها فقط بعد از ازدواج ایجاد خواهند شد نه با افزایش سن. بدون ازدواج هم هرگز رخ نمی دهند.

خدایی اینو قبول دارم
آدم مجرد داد میزنه
راستش من خودم از چشای یه پسر میفهمم که این مجرده
نقل قول:همسنگرم ذهنشون عوض میشه، بله. البته بزرگتر میشن نه بچه تر. ضمناً مگه درصورتی که سی سالگی ازدواج کنن نباید به هم عادت کنن فرقش اینه که دیگه تو سن بالا عادت کردن بسیار سخت تره. تو سن بالا عادت کردن نیست تحمل کردنه (چون کسی تو سن بالا عوض نمیشه)، میشن سوهان روح هم.

اما این موردBig Grin
ببینید این چیزی که شما میفرمایید برای سن خیلی بالاست
من فکر می کنم این تایپیک علاه بر نظر سنجی و اینکه ما بگیم سن درست کی هس حداقل از لحاظ خودمون هدف دیگه ای هم باید در بربگیره و اون اینه که ما پیشنهاد بدیم چه باید کرد که برسیم به اون چیزی که باید ...
من درمورد پیشنهاد شما که گفتید سن کم باشه بعد پدر مادر هاشون خرجشون رو بدن بحث کردن
قبل نداری اون جوری خیانت زیاد میشه ؟
چه کسانی الان خیانت می کنند ؟
بخش عمده ای از اونا کسایی هستن که طرفشونو نه به خاطر خودشون میخاستن :
یا میگن بچه بودیم
یا هدفشن فقط مسائل دیگه ای بوده
حالا که رد شدن از آتیش یا از طرف خوششون نمیاد یا اینکه هنز تشنه اند
راستی متاهل های تالار ، واسه ما مجردا دعا میکنید ؟

5 ثانیه سر نمازتون دعا کنید مارو لطفا
(۱۹/اردیبهشت/۹۳ ۲۱:۵۴)moze84 نوشته است: [ -> ]مری جان!
این که شما توی سن 11 سالگی ابرو برداشتین نشون میده از بچه های دهه 70 هستین و سنتون هم زیاد نیست...
البته امیدوارم اینو توهین تلقی نکنین...

می بخشید وسط حرفتون؛
اما اینکه درمورد متولدهای یه دهه اینطوری حرف می زنن خیلی اشتباهه...خیلی...
باور کنید رفتارها،ارزشگزاری ها،اولویت بندی ها و هدف گزاری ها ، به عوامل مهمتری از جمله تربیت و مطالعه و تفکر فرد بستگی داره؛نه سال تولدش.
هرچند با مرور زمان به خاطر هدف گزاری های اشتباه،ارزش ها عوض میشن،اما مسبّبش متولدین دهه 70 یا 80 نیستن.
بزرگوار،هرچند تاکید کردید توهین تلقی نشه،ولی این جمله و عبارات مشابه،کاملاً توهین به متولدین این دهه است...
امیدوارم روزی برسه که این عبارتها از مکالمات و تفکرات و برداشت های ما حذف بشن..

(عذرخواهی می کنم موضوع منحرف شد...)
به نام خدا

داره دقیقا سر چی بحث میشه...نصف دهه هفتادیا عروسی کردن...بقیشونم دنبالشن.
(منظور از دهه هفتادی ها رنج سنی شون هست که مورد بحثه)
خواهر من متولد 76 نصف دوستاش ازدواج کردن.

ماها هم که سنمون از اون چیزی که داره سرش بحث میشه بیشتره.

بله بلوغ الان سنش اومده پایین و سطح شعور هم اومده پایین ..یعنی بچه های راهنمایی هم دیدم که متاسفانه رابطه های (...)
دارن .

اگه شرایط جور باشه و سطح شعور بچه ها برسه به ازدواج خوب 18 سالگی خیلی هم عالیه.
ولی با این شرایط جامعه و درامدها و توقع ها و هوس رانی های ما آدما به نظرم از 22 به بعد خوبه.
من خودم الان نسبت به سال گذشته خیلی افکارم تغییر کرده... ولی خوب سنیه که آدم به یه ثبات فکری میرسه به نظرم.

البته مهمتربن مسئله به نظرم تربیت و محیطیه که ما توش بزرگ میشیم . نظرم بود شاید هم اشتباه باشه.
(۱۹/اردیبهشت/۹۳ ۲۳:۲۸)Hadith نوشته است: [ -> ]می بخشید وسط حرفتون؛
اما اینکه درمورد متولدهای یه دهه اینطوری حرف می زنن خیلی اشتباهه...خیلی...
باور کنید رفتارها،ارزشگزاری ها،اولویت بندی ها و هدف گزاری ها ، به عوامل مهمتری از جمله تربیت و مطالعه و تفکر فرد بستگی داره؛نه سال تولدش.
هرچند با مرور زمان به خاطر هدف گزاری های اشتباه،ارزش ها عوض میشن،اما مسبّبش متولدین دهه 70 یا 80 نیستن.
بزرگوار،هرچند تاکید کردید توهین تلقی نشه،ولی این جمله و عبارات مشابه،کاملاً توهین به متولدین این دهه است...
امیدوارم روزی برسه که این عبارتها از مکالمات و تفکرات و برداشت های ما حذف بشن..

(عذرخواهی می کنم موضوع منحرف شد...)
حدیث جان!
قبل از اینکه بحث منحرف بشه من یه توضیحی بدم که سوء تفاهم ها رفع بشه...
این که میگم دهه هفتادی هستین توهینی نیست...
بچه های دهه شصت توی مدرسه اگه جورابشون تور داشت، از انضباطشون کم میشد...
بچه های دهه شصت اگه کفششون لژ داشت، اخراج میشدن از مدرسه...
اما به لطف بعضی از سیاست های کشور، یکرسی آزادی ها به بچه های نسل بعدی داد...
نسل بعدی دهه شصت هم میشه دهه هفتاد...
توی مدرسه ما اگه کرم میزدیم که دستمون نرم بشه، ناظممون گیر میداد، چه برسه به این که در سن 11 سالگی ابرو برداریم...
نمیگم بده ها!!!
بحث بر سر اینه که متفاوت بود...
به همین راحتی، به همین خوشمزگی...
دیدین هیچ توهینی نبود؟
صرفاً یکسری تفاوت ها بود که ازش میشد یه سری نتیجه گیری ها کرد...
نتیجه گیری این که این دوستمون حتماً سن بالایی نداره و تجربه ای در مورد مشکلات جوانان و نوجوانان نداره...
دیدین؟
زود قضاوت کردین دیگه...
در پناه الله باشین و برگردیم سر بحث اصلی...
عاقا ما میگیم خدا کنه امثال محمد آقا زود ازدواج کنن، یه تالار از دست این عکس حیوونای جفتی که میذارن، راحت میشن...
این کجاش بده؟؟؟Big Grin
نقل قول:عاقا ما میگیم خدا کنه امثال محمد آقا زود ازدواج کنن، یه تالار از دست این عکس حیوونای جفتی که میذارن، راحت میشن...
این کجاش بده؟؟؟



خدا خیرت بده
(۱۹/اردیبهشت/۹۳ ۲۳:۴۷)فانوس *7* نوشته است: [ -> ]


خدا خیرت بده
شما دعا کنید، از دست خودمم راحت میشید :دی
ما هم دهه هفتادی بودیم
مدرسمون هم پوست بچه ها رو میکند! اگر میفهمید یه ذره کرم زدن یا یه دونه ابروشونو برداشتن!
همه جا که یکی نبوده
اگرم از لحاظ رفتار میگید
یه مطلبی رو میخوام بگم
امیدوارم دهه شصتی های عزیز ناراحت نشن! قصد من ناراحت کردن نیست...
ببینید تو دهه شصتی ها یه مدت یک پز روشن فکری مد شد که ازدواج باید دیر انجام بشه و اولویتش رو بردن پایین...
خب ؟
این گذشت
دهه شصتی ها طبق برنامه ریزی خودشون پیش رفتن و درسشون هم کامل خوندن کارشون هم پیدا کردن( چه مرد چه زن)
بعد به فکر ازدواج افتادن( نمیگم همشون...ولی خیلی هاشون که من میشناسم اینطور عمل کردن)

بعد یهو طرز انتخاب آقایون ( همون دهه شصتی ها!) تغییر کرد!
به جای هم رده خودشون رفتن سراغ دهه هفتادیا!
در واقع پشت دهه شصتی ها رو خالی کردن!!!! این یک واقعیته...نگید نه....چون خیلی مورد اینطوری دیدم

هیچی دیگه!
موقعیت ازدواج برای خانم های دهه شصت صفر نشد! ولی شرایط انتخاب سخت تر شد...و محدودتر شد

از طرفی دهه هفتادیا هم این وسط ترسیدن!!!!
که نکنه این اتفاق واسه اونا هم تکرار بشه!! خلاصه این شد که الان همه تقصیر ها رو میندازن گردن دهه هفتادیا بیچاره!
ولی تقصیر کار اصلی کی بوووددددد؟؟؟؟!

پیدا کنید پرتقال فروش را! Big Grin
ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩﻫﺎﯼ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻧﺎﺯﻧﯿﻦ !
ﺍﯾﻦ ﻣﺘﻦ ﺯﯾﺒﺎ رو همسر یکی از دوستان نوشته که من اینجا کپی میکنم خدارو شاهد میگیرم از طرف یه مرد درست نوشته.
ﺩﯾﺪﮔﺎﻫﯽ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ
ﻭ ﺭﻭﺷﻦ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺩﺍﺭﺩ ...
ﻟﻄﻔﺎ، ﺑﺨﻮﺍﻧﯿﺪ ﻭ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻥ ﮐﻨﯿﺪ ..
ﯾﮏ ﻭﻗﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻣﺮﺩ ﺑﻮﺩﻥ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﯽ
ﺗﻮﺍﻧﺪ
ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺑﺎﺷﺪ . ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺍﺯ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﻧﻤﯽ
ﮔﻮﯾﺪ . ﻫﯿﭻ
ﮐﺲ ﺍﺯ ﺣﻘﻮﻕ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺩﻓﺎﻉ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ . ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺠﻤﻨﯽ
ﺑﺎ ﭘﺴﻮﻧﺪ
‏« ... ﻣﺮﺩﺍﻥ ‏» ﺧﺎﺹ ﻧﻤﯿﺸﻮﺩ . ﻣﺮﺩ ﻫﺎ ﻧﻤﺎﺩﯼ ﻣﺜﻞ
ﺭﻧﮓ
ﺻﻮﺭﺗﯽ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ . ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻫﻤﻪ ﯾﮏ ﺑﻠﻨﺪ ﮔﻮ
ﺩﺳﺖ ﮔﺮﻓﺘﻪ
ﺍﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺣﻘﻮﻕ ﻭ ﺩﺭﺩﻫﺎ ﻭ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺯﻧﺎﻥ ﻣﯽ
ﮔﻮﯾﻨﺪ . ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ
ﮐﻪ ﺣﻖ ﻭ ﺩﺭﺩ ﻭ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻫﺮ ﺯﻧﯽ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻫﻤﯿﻦ
ﻣﺮﺩﻫﺎ ﺍﺳﺖ .
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﺮﺩﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ .
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻨﺪ
ﺣﺮﻑ ﺧﺎﺻﯽ ﺑﺰﻧﻨﺪ ﻫﻮﻝ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ . ﺣﺘﯽ ﻫﻤﺎﻥ
ﻣﺮﺩ ﻫﺎﯾﯽ
ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﻤﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﻭﻟﯽ ﺭﻓﺘﻨﺪ ...
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﺮﺩ ﻫﺎﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﺴﺘﻪ . ﺍﺯ ﻫﻤﯿﻦ
ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ
18 ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺩﻭﯾﺪﻥ ﺭﺍ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ . ﻭ ﻣﺪﺍﻡ ﺑﺎﯾﺪ
ﻋﻘﺐ
ﺑﺎﺷﻨﺪ . ﻣﺪﺍﻡ ﺑﺎﯾﺪ ﺣﺮﺹ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ
ﺑﺨﻮﺭﻧﺪ .
ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ، ﮐﺎﺭ، ﺩﺭ ﺁﻣﺪ، ﺗﺤﺼﯿﻞ ... ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﻣﺮﺩ ﻫﺎ
ﻫﻤﻪ ﺗﻮﻗﻌﯽ
ﺩﺍﺭﻧﺪ . ﺑﺎﯾﺪ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﻨﺪ . ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ،
ﺧﻮﺷﺘﯿﭗ، ﻗﺪ ﺑﻠﻨﺪ،
ﺧﻮﺵ ﺍﺧﻼﻕ، ﻗﻮﯼ ... ﻭ ﺧﺪﺍ ﻧﮑﻨﺪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﻬﺎ
ﻧﺒﺎﺷﻨﺪ ...
ﻣﺎ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺧﻮﺷﯿﻢ ! ﻣﺜﻠﻦ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ
ﺻﺒﺢ ﺗﺎ
ﺷﺐ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺭ ﺁﻣﺪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩﻥ
ﯾﮏ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺏ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﮐﻪ ﻋﺸﻘﺸﺎﻥ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﺑﻪ
ﻗﻮﻟﯽ ﺳﮓ ﺩﻭ
ﻣﯽ ﺯﻧﺪ، ﺗﻮﻗﻊ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﮐﻪ ﺷﺒﺶ ﺑﯿﺎﯾﺪ ﺯﯾﺮ ﭘﻨﺠﺮﻩ
ﻣﺎﻥ ﻭﯾﺎﻟﻮﻥ
ﺑﺰﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻣﺎﻥ ﻭﯾﺎﻟﻮﻥ ﻣﯽ
ﺯﻧﺪ ﺗﻮﻗﻊ
ﺩﺍﺭﯾﻢ ﮐﻪ ﻋﻀﻮ ﺍﺭﺷﺪ ﻫﯿﺎﺕ ﻣﺪﯾﺮﻩ ﯼ ﺷﺮﮐﺖ
ﻭﺍﺭﺩﺍﺕ
ﺭﺍﺩﯾﺎﺗﻮﺭ ﺑﺎﺷﺪ . ﺗﻮﻗﻊ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻫﻤﺰﻣﺎﻥ ﺩﻭﺳﺘﻤﺎﻥ
ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ،
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﺎﻣﯿﻦ ﮐﻨﻨﺪ، ﺻﺒﻮﺭ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ
ﺩﻟﺪﺍﺭﯾﻤﺎﻥ ﺑﺪﻫﻨﺪ،
ﺧﻮﺏ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻮﯼ ﺧﻮﺏ ﺑﺪﻫﻨﺪ ﻭ
ﺯﻭﺩ ﺑﻪ ﺯﻭﺩ
ﺳﻠﻤﺎﻧﯽ ﺑﺮﻭﻧﺪ ﻭ ﻏﺬﺍﻫﺎﯼ ﺑﺪ ﻣﺰﻩ ﻣﺎﺭﺍ ﺑﺎ ﺍﺷﺘﯿﺎﻕ
ﺑﺨﻮﺭﻧﺪ ﻭ ﺑﺎ
ﻣﺎ ﻣﻬﻤﺎﻧﯽ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺑﯿﺎﯾﻨﺪ ﻭ ﻫﺮ
ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ
ﻣﺎ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﺩﻭﺳﺖ
ﻫﺎﯼ ﺩﻭﺭﺍﻥ
ﻣﺠﺮﺩﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﻧﺎﻥ ﺍﺳﺘﺎﭖ ﺗﻮﯼ
ﺟﻤﻊ ﻗﺮﺑﺎﻥ
ﺻﺪﻗﻪ ﻣﺎﻥ ﺑﺮﻭﻧﺪ ﻭ ﻫﯿﭻ ﺯﻥ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯼ ﺭﺍ ﺍﺻﻠﻦ
ﻧﺒﯿﻨﻨﺪ ﻭ ﺣﺘﯽ
ﯾﮏ ﻧﺦ ﻫﻢ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻧﮑﺸﻨﺪ !
ﻣﺮﺩ ﻫﺎ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺻﺒﻮﺭﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﺩﺍﺭﻧﺪ . ﺑﯿﺎﯾﯿﺪ
ﻗﺒﻮﻝ ﮐﻨﯿﻢ .
ﻣﺮﺩ ﻫﺎ ﺻﺒﺮﺷﺎﻥ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺳﺖ . ﻭﻗﺖ ﻫﺎﯾﯽ
ﮐﻪ ﺩﺍﺩ
ﻣﯿﺰﻧﻨﺪ ﻭﻗﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺗﻮﯼ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ
ﯾﻘﻪ ﻣﯽ
ﺷﻮﻧﺪ ﻭﻗﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﭼﮑﺸﺎﻥ ﭘﺎﺱ ﻧﻤﯿﺸﻮﺩ ﻭﻗﺖ
ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ
ﺟﻮﺍﺏ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺷﺐ ﺑﻪ ﺧﯿﺮ ﺭﺍ ﻧﻤﯿﺪﻫﻨﺪ ﻭﻗﺖ
ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ
ﻋﺮﻕ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻭﻗﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮐﻔﺸﺸﺎﻥ ﮐﺜﯿﻒ
ﺍﺳﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻦ
ﻭﻗﺖ ﻫﺎ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻭ ﮐﻤﯽ ﻏﻤﮕﯿﻦ . ﻭ ﻣﺎ
ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺕ ﮐﻮﭼﮏ
ﺷﮕﻔﺖ ﺍﻧﮕﯿﺰ ﻏﺮﻏﺮﻭﯼ ﺑﯽ ﻃﺎﻗﺖ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ
ﺩﺍﺭﻧﺪ .
ﺩﻭﺳﺘﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﻣﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﮐﻪ
ﻧﮑﻨﺪ ﻣﻦ ﺭﺍ
ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺍﻡ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ،
ﻧﮑﻨﺪ ﻣﻦ ﺭﺍ
ﺑﺮﺍﯼ ﺷﺐ ﻫﺎﯾﺶ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ؟ ﻧﮑﻨﺪ ﻣﻦ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ
ﭼﺎﻝ ﺭﻭﯼ ﻟﭙﻢ
ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ؟ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ؛ ﺳﺎﺩﻩ ﻭ
ﻣﻨﻄﻘﯽ ...
ﻣﺮﺩ ﻫﺎ ﻫﻤﻪ ﺩﻧﯿﺎﯾﺸﺎﻥ ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮﺭﯼ ﺍﺳﺖ . ﺳﺎﺩﻩ
ﻭ ﻣﻨﻄﻘﯽ ...
ﺩﺭﺳﺖ ﺑﺮ ﻋﮑﺲ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﺎ .
ﺑﯿﺎﯾﯿﺪ ﺑﺲ ﮐﻨﯿﻢ . ﺑﯿﺎﯾﯿﺪ ﻣﯿﮑﺮﻓﻮﻥ ﻫﺎ ﻭ ﺗﺎﺑﻠﻮ
ﻫﺎﯼ
ﺍﻋﺘﺮﺍﺿﯿﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﻢ . ﻣﻦ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﻣﺮﺩ ﻫﺎ، ﻭﺍﻗﻌﻦ
ﻣﺮﺩ ﻫﺎ، ﺍﻧﻘﺪﺭ ﻫﺎ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯿﺪﻫﯿﻢ ﺑﺪ
ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ . ﻣﺮﺩﻫﺎ
ﺍﺣﺘﻤﺎﻟﻦ ﺩﻟﺸﺎﻥ ﺯﻧﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﮐﻪ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﺁﺭﺍﻣﺶ
ﺩﺍﺷﺘﻪ
ﺑﺎﺷﻨﺪ . ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ . ﮐﻤﯽ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺩﺭ ﺍﺯﺍﯼ ﻫﻤﻪ
ﻓﺸﺎﺭ ﻫﺎ ﻭ
ﺍﺳﺘﺮﺱ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺎ ﺗﺤﻤﻞ
ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ .
ﮐﻤﯽ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺩﺭ ﺍﺯﺍﯼ ﻗﺼﺮ ﺭﻭﯾﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﺎ ﻃﻠﺐ
ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ... ﺑﺮ
ﺧﻼﻑ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﭘﺮ ﺩﻏﺪﻏﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﺗﻌﺮﯾﻒ
ﻣﺮﺩﻫﺎ ﺍﺯ
ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17
آدرس های مرجع