|
سوالات در جلسات خواستگاری
|
|
۸:۵۰, ۲۹/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/شهریور/۹۳ ۱۷:۵۴ توسط زینب خانوم.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() سلام خدمت همه دوستان! چند وقت پیش توی یه تاپیکی من گفتم که توی 4 جلسه هم میشه فهمید که طرف به درد ازدواج میخوره یا نه! رضوانه - که معرف حضور همه دوستان هست - به من پیام داد و گفت بگین چه سوالاتی میپرسیدین که توی 4 جلسه میتونستین تصمیم بگیرین.منم گشتم و سوالات رو پیدا کردم. خواستم در ادامه تاپیک "چگونگی طرح سوالات در جلسه خواستگاری" بنویسم که همین جا جا داره به همه توصیه کنم اون تاپیک رو بخونن، اما دیدم اونجوری سوالاتی که نوشته میشه توی پست اول نیست که درباره اش صحبت کنیم... این شد که بر این شدم یه تاپیک جدید بزنم و بعد از نتیجه گیری با اون تاپیک ادغامش کنم. بریم سر اصل مطلب: پرسیدن سوالات در جلسات خواستگاری واقعاً مهمه. ما که ادعا داریم بهترین شیوه خواستگاری، خواستگاری سنتیه، باید براش یه راهکار ارائه بدیم که این شیوه نتایج خوبی هم داشته باشه. البته نتایجش از بقیه شیوه های خواستگاری بهتره، اما هنوز 100% تضمین شده نیست. در ادامه میخوایم سوالات و روشهای کنکاشی رو معرفی کنیم که امکان ورود به راهی اشتباه رو ازمون بگیره. از همین جا هم اعلام میکنم، تاپیک گفتگو محوره... یعنی سر هر کدوم از گزینه ها که بحث داشتین، با هم صحبت میکنیم... یکسری نکات رو قبل شروع بحث بگم:
من توصیه ام اینه که توی جلسه اول سوالاتی کلی درباره خود پسر و خانواده اش بپرسین... یک بیوگرافی کلی از خودتون بگین! که شامل سن و سالش، رشته تحصیلیش، مقطع تحصیلیش، اوضاع کارش، تحصیلات پدر و مادر، خواهر و برادرها و تعداد خواهر و برادرها، عروس ها و دامادها، شغل پدر و مادر، خواهر و برادرها و ... جواب ها هم تستی نیست... بااااید توضیح کامل بخواین... البته معمولاً آقا پسرها خودشون این چیزها رو با آب و تاب فراوون تعریف میکنن. چون همونقدر که شما میخواین خوشبخت بشین، اونا هم میخوان که خوشبخت بشن. لذا باید فرض رو بر این بذارین که هیش کدوم از طرفین دروغ نمیگن... در این بین، اگه کسی دروغ بگه یا اخلاقیاتش طوری باشه که مد نظر شما نباشه، حتماً خودش رو لو خواهد داد. پس یکم توکل هم لازمه... یعنی از خدا بخواین که اگه طرف ناتو از آب دراومد، حتماً دستش براتون رو بشه. سطح اجتماعی و شعور خانوادگی پسر از همین جلسه اول قابل حدس خواهد بود. یعنی از دسته گلی که میارن، تا صحبتهایی که رد و بدل میشه، همه و همه راهنما خواهد بود برای شما. منظورم این نیست که دسته گل باید گرون باشه، اما طبیعی و مصنوعی بودنش، آماده بودن یا چیده شدنش، انتخاب چه گل هایی و ... تا حدودی کمک میکنه... سر موقع اومدن یا دیر اومدنشون... کیا رو با خودشون میارن! بعضی خاله ها یا خواهر ها هم میرن خواستگاری پسرشون... مامان ها هم که دارن اون اتاق با هم صحبت میکنن، بعد از این که رفتن، صحبت ها رو با اطلاعاتی که مامانتون کسب کرده چک کنین که تناقضی توش نباشه... چون اونا هم جلسه اول در مورد خانواده ها بیشتر صحبت میکنن. توی جلسه اول خواستگاری، همون لباسی رو بپوشین که توی مهمونی های عادی میپوشین. یعنی اجازه بدین پسر و مامانش ببینن که شما با چه پوششی و با چه تیپ لباسی میگردین. یعنی اگه بلوز و شلوار لی میپوشین، همونجوری لباس بپوشین و روش چادر سر کنین. خلاصه این که واسه جلسه اول خواستگاری زیاد تیپ نزنین. خودتون باشین که بعداً گفته نشه، ما فکر نمیکردیم تو و خانواده ات اینجوری باشین! یه 10 دقیقه و یه ربعی هم توی پذیرایی در کنار مامان ها بنشینین و خودتون باشین... از اینجا میتونین یه ذره از روابط اجتماعی طرفین رو بررسی کنین... هم مدل حرف زدن مامانشون و هم حرف زدن خود آقا پسر... هم حرفهایی که میزنه و هم مدل حرف زدنش... میوه خوردنش که چه میوه ای رو انتخاب میکنه! مثلاً کیوی رو اگه انتخاب کرد، بدونین، زیاد براش مهم نیست آب از دستاش بچکه و ممکنه آبروش بره... اما اگه خیار یا موز رو انتخاب کرد، بدونین براش مهمه که جلوی 4 تا غریبه کثیف کاری نکنه. میتونین این جزئیات ریز رو تعمیم بدین و بعداً که قراره درباره اخلاقیات بپرسین، چک کنین و ببینین درسته یا نه! مثلاً این که همینجوری که توی پذیرایی نشسته داره شر شر عرق میریزه یا داره تند تند جواب شما و مامانتون رو درباره بازار بورس میده... البته منظور من تقبیح هیچ کدوم از این رفتارا نیست... اما باید این نکات ریز رو مد نظر داشته باشین که مثلاً اگه پسر خجالتی و ماخوذ به حیا بود، فردا بهش غر نزنین که تو چرا روابط اجتماعیت ضعیفه... چشماتون رو خوب و کامل باز کنین... جلسات خواستگاری جای سختگیری و دقته و بعد از ازدواج جای آسون گیری و چشمها رو روی عیب همدیگه بستنه... لذا قاطی نکنین که قبل از ازدواج آسون بگیرن و بعد از ازدواج بخواین همدیگه رو درست کنین! حالا فعلاً در مورد جلسه اول صحبت بکنیم، اگه مشکلی نبود، جلسه دوم رو مطرح خواهم کرد... پس ان شاءالله ادامه خواهد داشت... جلسه دوم جلسه سوم جلسه چهارم |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۱:۳۵, ۳۰/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/تیر/۹۳ ۱۱:۳۶ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
سلام
حالا خانوم موزه خودشون میان کامل توضیح میدن اما معمولا اینطوریه که در خاستگاری سنتی،اول مادر و پسر میرن(حالا اگه خواهر دیگه خیلی دلش خواست اونم میبرن)،بعد که از کلیت هم خوششون اومد،حالا قیافه و خانواده و .... بعد دوباره میرن،به همراه پدر(حالا بعضی جاها بزرگ فامیل رو هم میبرن و خواهر و برادرا) در واقع این احترام به پدر هست که وقتشو الکی نمیگیریم. چون خیلی پیش میاد که در جلسه اول مورد پسند واقع نمیشه،(حالا از هر طرف) حالا فکر کنید ده بار برید خاستگاری،مامانا خوششون میاد ولی باباها حوضله ندارن،مطمئن باشید واسه بار یازدهم بابا ها میگن برید،قطعی شد به من بگید. بعد جواب مثبت نسبی یبارم خانواده دختر میرن خونه پسر. بعدشم که عروس جواب مثبت بده،بله برون میشه که حالا تو رسوم های مختلف متفاوته ما در بله برون مهریه تعیین میکنیم و زمان عقد و صیغه میکنیم.که اینجا میشه نامزدی که در بله برون مهمانهای بیشتری دعوتند حالا باید ببینید رسومتون چه مدلیه ............................................. موزه جان سرعتش بیشتر بود
|
|||
|
|
۱۱:۵۹, ۳۰/تیر/۹۳
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
(۳۰/تیر/۹۳ ۱۱:۳۲)moze84 نوشته است: خوب!پدرها کلا باهیچی مشکل ندارن ، بابای همون پسر هستن دیگه ![]() خو باید ورود کرد تا دوستان هم که روشون نمیشه یجوری وابهاشون و بگیرن. دوستان برای سلامتی مادرها هم اول یه صلوات بفرستین (۳۰/تیر/۹۳ ۱۱:۳۲)moze84 نوشته است: این کارا در حیطه توانایی های مامان هاست...چرا توجه نکنه ؟ دیگه باید یه عمر زندگی کنه و شوخی نیست پس باید همونقدر که احتمال میده زیر تو دید هست و حرکاتش کنترل میشه همونقدر هم باید خوش همه رو کنترل کنه. مگه بوغه؟ تو این مواقع هواسها جمع میشه حتی کوچکترین حرکت معنا پیدا میکنه جدی میگم - دوستان داستانش نکنینا ![]() اون پرسشنامه و دیگه باتوجه به شناخت میشه مرحلشو مشخص کرد.جون بعضیا ممکنه حرفشونو نتونن مستقیم بگن بخاطر هر دلیلی . کلا بد به خال اونایی که فقط پدر و مادر دارن و دیگه هیچکیو ندارن تا کمی دلگرمی بده به شون
|
|||
|
|
۱۲:۰۸, ۳۰/تیر/۹۳
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
آقا سینا!
قشنگ معلومه که یکی یه دونه اید که اینقدر دلتون پره... ![]() اینجور وقتا دوستان، علی الخصوص از نوع مجرب و متاهلش خیلی میتونه کمک کنه... ما هم داریم میگیم توی جلسات خواستگاری چشما کاملاً باز بشن... این وسط مامانا چون پیچش مو میبینن، بیشتر میتونن هم به دختر و هم به پسر کمک کنن... علی الخصوص پسرا که دیدشون کلی و محدوده، مامانشون میتونه چیزایی رو ببینه که بعداً توی زندگی خیلی به دردش خواهد خورد... به شرطی که عشق چشماتون رو کور نکنه و حرف مامان رو گوش بدین... اعتماد کنین به مامانا! باباها مثل خودتونن... خیلی نمیتونن تو این زمینه ها کمک کنن... به قول یاسین جان، از حوصله شون خارجه... |
|||
|
|
۱۳:۲۶, ۳۰/تیر/۹۳
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
(۳۰/تیر/۹۳ ۱۰:۵۳)moze84 نوشته است: یه نکته دیگه این که جلسه اول اگر گل یا شیرینی نیاوردن، واقعاً نشاندهنده خست و یا اهمیت ندادن به عروسه... سلام ، وقت همه عزیزان به خیر ضمن احترام به نظر موزه ی عزیز، من اینو کاملا رد میکنم ![]() تو جلسه اول نیارن بهتره، حتی تا زمانی که به جواب قطعی و تفاهم نرسیدنم نیارن. به نظرم اصلا دلیل بر خست نیست. |
|||
|
|
۱۳:۳۸, ۳۰/تیر/۹۳
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
خوب شیدا جان!
من نظرم اینه که احترام به خانواده دختره که برای اولین بار به خونه شون میرن، دست خالی نباشن... من دلیلم رو گفتم... شما هم بگو چرا به نظرت نیارن بهتره؟ مثلاً هر جلسه خانواده دختر 50 تومن خرج میوه و شیرینی میکنه، چرا خانواده یه پسر 20-30 هزار تومن خرج یه دسته گل یا یه جعبه شیرینی رو نکنن که نشاندهنده آمدن با صلح و شیرینی و زیباییه؟ چون گل رو آدم به کسی که براش احترام قائله میده... من حالا قیمت هم ندارما!!! همینجوری گفتم... |
|||
|
|
۱۳:۴۹, ۳۰/تیر/۹۳
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
منم با موزه موافقم
اتفاقا چیز بدی رو نشون میده،یعنی خودتون اهمیتی ندارید،اگه فامیل شدیم واستون پول خرج میکنیم. حالا شیرنی نه اما یه دست گل ساده و قشنگ در جلب افکار عروس موثره و از اون نظرم حساب کنیم مثل اینه که خانواده عروس میوه شیرنی نزارن بعد دیدن احتمال ازدواج رفته بالا،بیارن تعارف کنن،بگن فامیل نشدیم حیف و میل نشه حالا رسومات متفاوته اما واسه ما معنی جالبی نمیده |
|||
|
|
۱۳:۵۵, ۳۰/تیر/۹۳
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
حالا ازدواج سربگیره یا نگیره ، مهمون که خونه آدم اومده، پس مثال شما رد میشه یاسین جان
![]() گل آوردن یا نیاوردن نشونه ی احترام نمیتونه باشه و اینکه اصلا به نظرم دلیل بر خست نیست پسر بیچاره شاید صد جا بره خاستگاری حالا به دلایل مختلف صورت نگیره چقدر این بنده خدا پول گل و شیرینی بده تو این وضع گرونی( انجمن حمایت از آقایون) از چیزای دیگه هم میشه احترام و ادب و اخلاقشونو فهمید، یعنی واقعا نمیشه
|
|||
|
|
۱۴:۰۵, ۳۰/تیر/۹۳
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
همه مثل شما خوب و مهربون نیستن
|
|||
|
|
۱۴:۱۵, ۳۰/تیر/۹۳
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
سلام
همکار شیدا راس میگه ، شما فکرکن 5 جا بخوای بری ، مثلا دارم میگم هرجا دیگه 1 کیلو نمیشه برد که ( کیلویی 10 -15 تومن ) کی بخوره کی ببینه- نمیشه شیرینی خشک برد که ؟میشه/ حد اقل باید تر باشه و اونم که برای سن بالا خوب نیست چون خیلیا دیگه بخاطر قند و چربی و کلسترول و ... پرهیز میکنن ![]() یدونه از این بیسکویتاببرین( اقا من اینجور خسیس نیستما فکرای بد نکنین ) حالا گل چه مصنوع یباشه چه یک شاخه ( هر نوع که دوست دارین ) ممکنه تو چشم طرف بخوره و بگه چه خوش سلیقه و ... ولی باید دید که ایا فقط برای خود نمایی این کار صورت میگیره ؟ همون کاغذ بازی و ... تو ادارات/ ![]() اقا خوشتون اومد دیگه به این چیزا دقت نکنین. پسر خوب کمه ها از ما گفتن. دختر خوب هم کمه اینطرفیم بگم. ببخشینا اینو میگم دیگه کسی که میخواد بره خونه یکی مهمونی درسته دست خالی نمیره ولی دیگه این مهمونی نیستا اگه من باب اشنایی باشه دفعه دوم میشه مهمونی .چون ممکنه دفعه اول همون اخریش باشه اگه به خیری تموم شد که دیگه بازم میریم مهمونی اگه دفعه اول و اخر بود _ خوشتون نیومد_ دیگه رفتن نداره که خیلیا 100 بار میخوان یجا برن خواستگاری خو دختر بهت نمیده پسرم ![]() (۳۰/تیر/۹۳ ۱۳:۵۵)شیدا نوشته است: چقدر این بنده خدا پول گل و شیرینی بده تو این وضع گرونی( انجمن حمایت از آقایون) شیداخانوم دستتون درد نکنه |
|||
|
|
۱۴:۲۱, ۳۰/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/تیر/۹۳ ۱۴:۲۶ توسط رضوانه.)
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
یادمه اون زمانی که خواستگارا برای آبجیم میومدن(الان که متاهلن)
و قرار بود select کنن !!! آقو یکی از اینا وقتی اومد نه گل آورد نه شیرینی!!!!!آبجیم اصلا خوشش نیومد! یعنی حالا طرف هم خوب بودا یعنی شاید هم منظوری نداشتن یا این از رسومشون بود ولی بعد از اینکه رفتن آبجیم گفت: اصلا از این حرکتشون خوشم نیومد!! نمیخوام! ![]() بابا یه شیرینی که این حرفارو نداره! ![]() با زندگیتون بازی نکنید ![]() حالا بماند که اون خواستگارش که الان دامادمون هستن هرررر بار که میومدن دوباره شیرینی میگرفتن!!! اصلا همه چی تموم هم شده بود قطعی شده بود...بازم اینا هربار شیرینی تر میاوردن!!! همیشه به آبجیم میگم ما سر هیییچ ازدواج و خواستگاری انقدر شیرینی نخوردیم!!! بعد یه موردی هم من بگم جلسه اول به غیر از پدر و مادر و نهایتا فرزند بزرگ خانواده کسی توی خواستگاری نباشه واااای خدا برای آبجیام که خواستگار میومد ٬ من توی اتاق محبوس بودم!!! اینا هم چونشون گررررم مگه بس میکردن جلسه های آخر آبجیم داشت صحبت میکرد من خسته شده بودم از توی اتاق بهش اس میدادم: تو رو خدا بسته دیگه!!! حالا یه شبه میخواید برای کل عمرتون حرف بزنید؟؟؟؟! ماشاا... شروع به صحبت میکردن دیگه ما بیچاره بودیم...!!!
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| چگونگی طرح سوالات در جلسه خواستگاری !؟ | MESSENGER | 126 | 88,860 |
۴/اسفند/۹۵ ۹:۴۲ آخرین ارسال: nafas |
|
| دعاها و اعمال قبل از ازدواج و خواستگاری ... | soshiant | 15 | 7,856 |
۸/فروردین/۹۴ ۰:۵۰ آخرین ارسال: soshiant |
|
| بهترین شیوه خواستگاری | زینب خانوم | 55 | 15,212 |
۲۷/مرداد/۹۳ ۱۵:۵۰ آخرین ارسال: زینب خانوم |
|
| اگر رفتگری به خواستگاری برود | soheyl68 | 32 | 12,808 |
۲۵/اردیبهشت/۹۳ ۱۸:۳۸ آخرین ارسال: soheyl68 |
|






![[تصویر: f6g0gfexk9v15truu7r7.jpg]](http://8pic.ir/images/f6g0gfexk9v15truu7r7.jpg)
- به من پیام داد و گفت بگین چه سوالاتی میپرسیدین که توی 4 جلسه میتونستین تصمیم بگیرین.








