با تشکر از مشارکت دوستان،
قرار شد ک از دید بچه ها نگاه کنیم نه پدر و مادرها ....
این بحث حمایت مالی هم،
بهترین کار اینه ک روی تربیت بچه سرمایه گذاری بشه تا اینکه روی داشتن تمام امکانات رفاهیش ...
وقتی می گیم ادب و تربیت فقط این نیست ک سر میز درست بشینه، مبادی آداب حرف بزنه ..
بچه باید یاد بگیره ک همه چیز، داشتن اون پوله و اون خونه هه و اون مدل ماشینه و ... نیست ...
یاد بگیره ک توی زمینه مالی خودش رو مقایسه نکنه ...
یاد بگیره اگه درآمد پدرش کمتر از درآمد پدر دوستش بود، پدرش توی ذهنش تحقیر نشه و نذاره ب حساب کمبودهاش ...
یاد بگیره اگه فلان مدل لباس و فلان مارک کیف رو نتونست بخره، احساس حقارت نکنه
نقل قول:وارد دانشگاه که شدیم اولین دوستاش دوتا پسر بودن![[تصویر: exclamation.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/exclamation.png)
![[تصویر: surprise.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/surprise.png)
یعنی اومده بود واسه خودش دو تا داداش پیدا کرده بود![[تصویر: biggrin.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/biggrin.png)
مقصر می تونه پدر این دختر باشه ک دخترش رو اشباع نکرده علاوه بر اون تربیت صحیحی ک بهش نداده ... !
وگرنه این همه دختری ک برادر ندارن و داداش مجازی و غیر مجازی هم ندارن ...
پس تا الان ب این نتیجه رسیدیم ک بچه ها، دوست دارن خواهر و برادر داشته باشن ب جای اینکه یکی یدونه باشن ...
خوشحال میشم جواب سوال دوم رو هم بفرمایین، گرچه ی سری از دوستان، کمابیش بهش اشاره کردن ...
نقل قول:سوال دوم اینکه :
معمولا گفته میشه بچه هایی ک توی خانواده های کم جمعیت هستن، روابط اجتماعیشون ضعیف تره و حساس تر هستن ...
شما ب عنوان ی فرزند خانواده کم جمعیت اینو تایید می کنین؟
یا اینکه اگه عضو خانواده پرجمعیت هستین این مورد رو چقدر و چطور دیدین دور و برتون؟
فقط پست اولو خوندم ، دیگه نمیدونم چه خبره،فقط حرفمو میگم
من فقط یه برادر ده سال بزرگتر از خودم دارم و به شدت هم ناراضی ام. نگاه گذرایی به تایپیک هایی که تا حالا خودم زدم بندازید ، عمق مساله دستتون میاد.مخصوصا اگه خودتون اون زمان توی بحث شرکت کرده باشید

پس نیازی به توضیح بیشتر نداره
بزرگترین آرزوم اینبود که علی الخصوص یک خواهر داشته باشم،یا حداقل برادر با اختلاف سن کمتر!
در رابطه با سوال دومتون باید بگم که بستگی به شرایط داره ولی در کل از دهه هفتاد به اینور میشه گفت گاملا حقیقت داره...
در مورد روابط اجتماعی تک فرزندا الان یچیزی یادم اومد
یکی از دوستای صمیمی من تک فرزنده..
ینی چون مادرشون فرهنگیه، دیر بچه دار شدن و الان اختلاف سنیش با دوستم زیاده..
به عینه در طول همه ی سالایی که توی یه مدرسه بودیم، دیدم چه مشکلاتی داشته از این نظر..
هر چند خودش میگه نه راضیم از اینکه تک فرزندم..
والدینش حساسیت زیادی روش دارن، تا جاییکه تو انتخاب دوستاش هم همیشه دخالت کردن و حتی هیچوقت نذاشتن اردو های مدرسه رو بره؛ مگر چنتایی که من بودم و مثلا میسپردنش به من!
از طرف دیگه من نقطه ی مقابل این دوستم بودم وهستم..
کلا هر سال مدرسه همون روز اول مهر با همه رفیق میشم..
ولی خب اینجوریم نبود که کسی روم تاثیر بذاره، چون دوستیای زیادی از همون بچگی تجربه کردم الان دیگه بقول دوستام آدم شناس شدم!
ولی دوستم خیلی واسه خودش محدودیت درست میکنه تو انتخاب دوست..
نمیگم بده ها، ولی زیادیش هم خوب نیس..
دوران مدرسه گاهی از من توقعای بیجایی داشت، مثلا میگفت غیر از من نباید با کس دیگه ای دوست باشی!! ینی به محض اینکه زنگای تفریح با بقیه میرفتم بیرون، کل اون روزو قهر بود!!

حتی تا یه زمانی ارزش بچه ها توی مدرسه رو به وضعیت مالیو درسیشون میدونست..
ینی تا ینفر درسش خوب نبود یا وضعیت مالی چندانی نداشت، امکان نداشت حتی سلامش کنه..!!
از دوسال پیش که بیشتر باهام آشنا شد تقریبا رفتارش و ارتباطش با بقیه بهتر شده..
از اون زمانم بهم میگه آبجی..
و خیلی رو این مسئله حساسه..!!
همین خواهر و برادر زیاد یعنی مشکلات بیشتر و
تجربه بیشتر برای مقابله با مشکلات...
اصلاً برای هر دختری لازمه یه داداش بزرگتر داشته باشه که گاهی با هم کتک کاری هم بکنن.

ما که خیلی این کارو کردیم.
و برای هر پسری هم لازمه یه خواهر بزرگتر داشته باشه که وقتی زن میخواد، بهش بگه که بره به مامانش بگه.
یعنی بچه ها همینطور باید پشت سر هم باشن.
یه دوست داشتم که فیزیک شریف خونده بود و 7 سال پیش رفت آمریکا برای ادامه تحصیل.
اون موقع که من میگفتم فقط یه بچه، اونم تو سن 32 سالگی، اون میگفت من عااااشق این پیرزن ها هستم که بچه هاشون رو دور هم جمع میکنن و آش پشت پای یکی رو میپزن.
اون موقع من میگفتم فلانی چقدر تو املی.
میخندید، اما امروز میگم فلانی خدا پدرت رو بیامرزه که راست میگفتی.
آدم یه خونه حیاط دار داشته باشه همه بچه ها و نوه ها با هم برن تو حیاط و تو تابستون هم گاهی یه منقل بذاری و یه کباب مشدی و یه حوض کوچیک که یه فواره هم داشته باشه که یه پس زمینه صدای آب هم تو حیاط باشه.
بعد 7-8 تا بچه قد و نیم قد از سر و کول همه بالا برن و همه حرف ها این باشه که چی بدم فلانی بخوره که شبا راحت تر بخوابه، یا چی کار کنم که این کارشو ترک کنه و ...
این نهایت آرزوی منه.
بچه های بیچاره توی آپارتمان های فسقلی چی کار کنن جز این که باب اسفنجی ببینن و انگری بردز بازی کنن؟
معلومه که نسل بعدی روانی میشه.
بهترین کار اینه که بچه زیاد باشه که آدم تلاش کنه که بره سراغ یه خونه بزرگ و بعدشم همون حوض و ...

توی فیلم "دیگه چه خبر" ماهایا پطرسیان به داداشش میگفت "من فکر میکنم همه دانشمندا، اول یه دروغ گفتن، بعد توش موندن و رفتن واسه دروغشون یه اختراع کردن"
حالا حکایت ما هم همینه.

شاید اگه تو عمل انجام شده قرار بگیریم، تلاشمون رو بیشتر کنیم.
نه؟
(۲۴/شهریور/۹۳ ۱۹:۱۸)حوریه سادات نوشته است: [ -> ]در مورد روابط اجتماعی تک فرزندا الان یچیزی یادم اومد
یکی از دوستای صمیمی من تک فرزنده..
ینی چون مادرشون فرهنگیه، دیر بچه دار شدن و الان اختلاف سنیش با دوستم زیاده..
به عینه در طول همه ی سالایی که توی یه مدرسه بودیم، دیدم چه مشکلاتی داشته از این نظر..
هر چند خودش میگه نه راضیم از اینکه تک فرزندم..
والدینش حساسیت زیادی روش دارن، تا جاییکه تو انتخاب دوستاش هم همیشه دخالت کردن و حتی هیچوقت نذاشتن اردو های مدرسه رو بره؛ مگر چنتایی که من بودم و مثلا میسپردنش به من!
از طرف دیگه من نقطه ی مقابل این دوستم بودم وهستم..
کلا هر سال مدرسه همون روز اول مهر با همه رفیق میشم..
ولی خب اینجوریم نبود که کسی روم تاثیر بذاره، چون دوستیای زیادی از همون بچگی تجربه کردم الان دیگه بقول دوستام آدم شناس شدم!
ولی دوستم خیلی واسه خودش محدودیت درست میکنه تو انتخاب دوست..
نمیگم بده ها، ولی زیادیش هم خوب نیس..
دوران مدرسه گاهی از من توقعای بیجایی داشت، مثلا میگفت غیر از من نباید با کس دیگه ای دوست باشی!! ینی به محض اینکه زنگای تفریح با بقیه میرفتم بیرون، کل اون روزو قهر بود!!
حتی تا یه زمانی ارزش بچه ها توی مدرسه رو به وضعیت مالیو درسیشون میدونست..
ینی تا ینفر درسش خوب نبود یا وضعیت مالی چندانی نداشت، امکان نداشت حتی سلامش کنه..!!
از دوسال پیش که بیشتر باهام آشنا شد تقریبا رفتارش و ارتباطش با بقیه بهتر شده..
از اون زمانم بهم میگه آبجی..
و خیلی رو این مسئله حساسه..!!
این خودش ی مشکل بزرگ میتونه باشه به صورت کلی .
حالا با شما آشنا شدن، شانس آوردن ! اما اگه وارد جمع دیگهای یا وارد رفاقت با کس دیگهی مشدن چطور؟؟
البته این نیازهای احساسی و روانی اونقدارم بستگی به تک فرزند بودن نداره و عامل اصلیش تربیته ولی میتونیم از عواملش تک فرزند بودن رو اسم ببریم .
نقل قول:آدم یه خونه حیاط دار داشته باشه همه بچه ها و نوه ها با هم برن تو حیاط و تو تابستون هم گاهی یه منقل بذاری و یه کباب مشدی و یه حوض کوچیک که یه فواره هم داشته باشه که یه پس زمینه صدای آب هم تو حیاط باشه.
بعد 7-8 تا بچه قد و نیم قد از سر و کول همه بالا برن و همه حرف ها این باشه که چی بدم فلانی بخوره که شبا راحت تر بخوابه، یا چی کار کنم که این کارشو ترک کنه و ...
ی سؤال، شما که ماشالا معتقدین و دستی توی دین و مذهب و اعتقادات دارین، اگر خدایی نکرده نتونین با این وضع اقتصادی بچه هاتون رو تامین کنید، اون دنیا میتونید جواب پس بدید؟؟
(لطفا از بزرگان و شخیصت های برجسته ی دین مثال نزنید، اون فرزند حق داره شمارو بازخواست کنه ؛)
بعله که میتونم اون دنیا جواب بدم.
تنها حقی که فرزندم به گردن من داره، اسمشه.
وگرنه من موظف نیستم براش کاخ بخرم تا مبادا دلش ترک برداره.
تا اونجایی که من میدونم، امام علی (علیه السلام) هم پولدار نبودن که 17 تا دختر و 18 تا پسر داشتن.
یا امام موسی کاظم (علیه السلام) مولتی میلیاردر بود؟
راه دور هم نمیرم.
مگه بابای من میلیونر بود که 4 تا بچه داشت؟
مگه پدرشوهر من پولدار بود و برای همه بچه هاش خونه و ماشین خریده که 6 تا بچه هم داره؟
بعدشم السا جان گفتن که...
از دید بچه ها!
بچه ها چه میدونن نداری یعنی چی!
بچه ها دوست میخوان و همبازی.
نبود، پلی استیشن.
والا...
به نام حق
سلام
من خواهر وبرادر زیاد دارم
خیلی خوبه
![[تصویر: a57.gif]](http://www.gharian.ir/images/Smiles/a57.gif)
![[تصویر: a57.gif]](http://www.gharian.ir/images/Smiles/a57.gif)
خوب تر از آنچه مردم فکر می کنند خیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی

من نظرم رو پس می گیریم
حالا که فکر می کنم
برادر و خواهر داشتن خیلی خوبه
(۲۴/شهریور/۹۳ ۲۱:۵۹)زینب خانوم نوشته است: [ -> ]بعله که میتونم اون دنیا جواب بدم.
تنها حقی که فرزندم به گردن من داره، اسمشه.
وگرنه من موظف نیستم براش کاخ بخرم تا مبادا دلش ترک برداره.
تا اونجایی که من میدونم، امام علی (علیه السلام) هم پولدار نبودن که 17 تا دختر و 18 تا پسر داشتن.
یا امام موسی کاظم (علیه السلام) مولتی میلیاردر بود؟
راه دور هم نمیرم.
مگه بابای من میلیونر بود که 4 تا بچه داشت؟
مگه پدرشوهر من پولدار بود و برای همه بچه هاش خونه و ماشین خریده که 6 تا بچه هم داره؟
بعدشم السا جان گفتن که...
از دید بچه ها!
بچه ها چه میدونن نداری یعنی چی!
بچه ها دوست میخوان و همبازی.
نبود، پلی استیشن.
والا...
خب شما از دید یه مادر این حرفو میزنی، نه از دید یه بچه ی دهه 80-90ای!
زمان امام علی و بیا بالا پدر و مادر شما این چیزا اصلا نبوده که بچه ها توقع بالایی داشته باشن..
بچه های ابتدایی ها، یروز میرن مدرسه موبایل میخوان! روز بعد لپ تاپ، بعدش تبلت و...!!
بچه های الان نمیدونن نداری ینی چی!
هیچ بچه ای نمیدونه
راضی ای بچت افسرده بشه؟!
اونوقت دیگه از اون شلوغیم خبری نیس!
چون فرقش با گذشته اینه که الان خیلی سختتر میتونی بچه تو قانع کنی که بابا ندارم
دوستان داریم درباره خودمون حرف میزنیم ...
از دیدگاه خودمون و از زبان خودمون
از دید ی بزرگتر و مادر و پدر هم نگاه نمی کنیم!
کاری ب بچه های دهه 80 و 90 هم نداریم ...
توی جامعه خودمون رو ببینیم لدفا
با تچکر
پ.ن : یعنی اون سوال دوم رو اگه کسی جواب داد، جایزه داره
