تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: پاسخگویی متاهلین تالار درباره ازدواج
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9
من اگه مجرد بودم، حتماً دست از بد عذایی برمیداشتم و هر چی که لازم بود برای بدنم میخوردم.
برگر و فست فود نمیخوردم.
شیر میخوردم.
خلاصه این که سبک زندگیم رو بهتر میکردم.
همین...
من چون توی مجردیم همه تفریح و همه کاری که دوست داشتم بکنم، رو کردم، هیچ وقت آرزو نداشتم که اگه مجرد بودم، این کارا رو میکردم.
فقظ پشیمونم که چرا به پدر و مادرم کم احترام گذاشتم.
کاشکی یکم مودب تر بودم.
سلام

منم مثل دوستان اعتقاد دارم باید به پدر و مادر بیشتر احترام میزاشتم.بیشتر اطاعت میکردم و بیشتر بهشون کمک میکردم.
در کارهای منزل به مامانم کمک میکردم به جای اینکه درسامو بیشتر بخونم.
در دوران مجردی بهترین دوره ایه که شما با اعضای خانواده که هر کدوم یه شخصیت دارن،میتونید تعامل سازنده برقرار کنید،یعنی اگه با خواهر یا برادرتون اختلاف دارید با گفتگوی مهربانانه،نه حتی با جدل احسن(دیگه چه برسه به غیر احسن) حلش کنید.
یاد بگیریم همه حرفامون رو با محبت بزنیم،به همه اعضای خانواده.
اینا بهترین تمرینه
هر چقدر اون منیت کمرنگ شه،در زندگی زناشویی راحتر و سبکبال تر میشه ادم .
دوستان ممنون به خاطر ارسالهای خوبتون.Heart

خیلی خوب بودن. Heart


اگه شماره بذارید خیلی خوب میشه. چون میخوام بعدا جمع بندی کنم. کارم راحت تر بشهBlush


ممنون.

یه آیه الکرسی تقدیم به همتون.Heart
مایی که مجردیم حوش به حالمونه پس!!Cool
من سفرهای مجردی و گروهی زیاد داشتم.Big Grin
هرکاری که در توانم بود با حمایت خونواده م انجام دادم.Big Grin
مثلا تو سن 17 سالگی ویراستار و نویسنده یه مجله ی خوبو معروف بودم.Blush
الانم دارم از تمام فرصت استفاده می کنم تا دوران خوبم و خوب به پایون برسونم.Wink
اگه متاهل بشم و اگه کسی این سئوال و ازم می پرسید می گفتم خدا رو شکر هر دوره ای سختی و شیرینی خاص خودشو دارهWink
به نظرم خوبه که هروزمون و خوب شروع کنیم و که هیچ وقت حسرت چیزی و نخوریم.هروزمون پر از دوران های مجردی و متاهلیه!
وقتی والدین اجازه یک کاریو نمی دن به همون اندازه سخته که فرزندت یا همسرت نمیذاره کاری و انجام بدی!
نقش ها فقط عوض می شن.
از زندگیتون نهایت لذت و ببرید.Heart
البته من فک میکنم با پدرومادر Heart راحت تر میشه کنار اومد تا با همسرBasiji

آخه پدرومادر دلشون واسمون میسوزه ولی ماباید دلمون واسه همسر بسوزهBig Grin
(۲۶/آبان/۹۳ ۱۸:۴۳)mahpare نوشته است: [ -> ]البته من فک میکنم با پدرومادر Heart راحت تر میشه کنار اومد تا با همسرBasiji

آخه پدرومادر دلشون واسمون میسوزه ولی ماباید دلمون واسه همسر بسوزهBig Grin

عزیزم ، پدر و مادر همسر هم مثه پدر مادر خود آدم چه فرقی میکنه؟
بهتره قبل از ازدواج به پدر مادرامون بیشتر احترام بزاریم و بیشتر دوسشون داشته باشیم ، چون شاید بعدا وقت کمتری برای این امور داشته باشیم ، تازه این باعث میشه در آینده رفتار بهتری هم با خانواده همسرمون داشته باشیم.
بسم الله الرّحمن الرّحیم
سلام
نقل قول:تو این تاپیک میخوام متاهل ها بیان و بگن اگه مجرد بودن و هنوز متاهل و متعهد نشده بودن،چه کارایی میکردن....

درواقع میخوام مجردا بدونن چه کارایی الان میتونن بکنن که بعدا ممکنه براشون سخت شه....
ممنون از دعوتتون Wink
ضمن اینکه توصیه های دوستان بسیار بجا بود، بنده هم می خواستم عرض کنم که عزیزم هییییییچ کاری احتیاج نیست بکنی بجز
دعا. فقط دعا. که بهترین چیزه (البته در همه جا)
اگر شما (إن شاءالله) همسری شایسته نصیبتون بشه، بعداز ازدواج هم می تونید به همه خواسته هاتون لباس عمل بپوشانید چه بسا خیلی فراتر از خواسته هاتون... اگر همسرتون هم مشوّق شما در جهت نیل به اهدافتون باشه، شما بسیار موفّق تر از اونی خواهید شد که در خانه پدری متصوّر آن بودید...
پس فقط هرآنچه می خواهید، از خداوند منّان بخواهید و امر ازدواجتان را بطور تامّ و تمام به او بسپرید (تفویض کنید) که إن شاءالله خودش مناسب ترین و هم کفو ترین رو نصیبتون میکنه تاجاییکه حتی خودتون هم گمانشو نمی کردید...
و بعد تلاشهای خودتون درجهت کمک و محبّت به پدر و مادر و بدست آوردن دل اونها (همانطور که دوستان فرمودند) و در جهت کسب مهارتهای رفتاری و ارتباطی
نقل قول:مثلا یکی ممکنه بگه من اگه مجرد بودم قبل از ازدواجم فلان سخنرانیو گوش میدادم، یا فلان کتابو میخوندم، یا وزنمو کم میکردم،یا .....

یا مثلا فلان اخلاق بدمو ترک میکردم...
بله البته که مطالعۀ یکسری کتابهای مفید و معتبر و گوش دادن به یکسری سخنرانی های سودمند، حتمأ میتونه راهگشا باشه و تجربیات شما رو زیاد کنه همانطور که خودم هم اینکارو کردم و راضی هستم چون هنوز خیلی از مطالب مفید آنها در ذهنم هست و درجای خود، برام تداعی میشه.
و البته ترک رذایل و کسب فضایل
اخلاقی، همیشه و همه جا لازم و مؤثره. در این مورد هم همینطور
با آرزوی خوشبختی و عاقبت بخیری Smile
(۲۷/آبان/۹۳ ۱۶:۴۲)Banoo نوشته است: [ -> ]بسم الله الرّحمن الرّحیم
سلام
ممنون از دعوتتون Wink
ضمن اینکه توصیه های دوستان بسیار بجا بود، بنده هم می خواستم عرض کنم که عزیزم هییییییچ کاری احتیاج نیست بکنی بجز
دعا. فقط دعا. که بهترین چیزه (البته در همه جا)
اگر شما (إن شاءالله) همسری شایسته نصیبتون بشه، بعداز ازدواج هم می تونید به همه خواسته هاتون لباس عمل بپوشانید چه بسا خیلی فراتر از خواسته هاتون... اگر همسرتون هم مشوّق شما در جهت نیل به اهدافتون باشه، شما بسیار موفّق تر از اونی خواهید شد که در خانه پدری متصوّر آن بودید...

ممنون از جواب خوبتونHeart

راستش حق باشماست .اما منظور من بیشتر کاراییه که قبل از ازدواج باید انجام بدیم تا آماده ی ازدواج بشیم....

مثلا من دوستی داشتم میگفت من اگه مجرد بودم سعی میکردم خودمو عادت بدم تو خونه همیشه ظاهری آراسته داشته باشم و مرتب باشم... تا وقتی ازدواج کردم این کار برام سخت نباشهBig Grin

جریان همون شلوارکردی و برخی خانم ها در خانه....Big Grin


یا یکی دیگه از دوستام میگفت : من حاضرجوابیمو ترک میکردمBig Grin


یکی دیگه میگفت سعی میکردم راه های ابراز علاقهHeart رو یاد بگیرمBig Grin

بعضی چیزا با تمرین درست میشه اما ممکنه ما بعداز ازدواج فرصت تمرین نداشته باشیم...


درمورد پدرومادرHeartکه تقریبا همه روش تاکید داشتن هم خیلی قابل تاملهHuh

ترک خودخواهی هم که ...


اینا همش جای کار داره ... کاش بتونیم ی کارگاه راه بندازیم و دوستان اگه مطالب ارزشمندی دارن که قابل استفاده و عمل کردن باشه اونجا بذارن...


ازدواج مهم نیست ، خوب زندگی کردن مهم استBig Grin


یه صلوات عنایت کنیدBig Grin

(۲۷/آبان/۹۳ ۹:۱۹)nasimesaba نوشته است: [ -> ]عزیزم ، پدر و مادر همسر هم مثه پدر مادر خود آدم چه فرقی میکنه؟
بهتره قبل از ازدواج به پدر مادرامون بیشتر احترام بزاریم و بیشتر دوسشون داشته باشیم ، چون شاید بعدا وقت کمتری برای این امور داشته باشیم ، تازه این باعث میشه در آینده رفتار بهتری هم با خانواده همسرمون داشته باشیم.

شیب؟Big Grin

شیب دار؟Bi Dandoon

بام؟Tongue


نسیم جان من ب پدرومادر همسر عزیزم چکاردارم؟Big Grin مخلصشونم هستم.Big Grinپسر به این دست گلی HeartRolleyesتربیت کردن دادن دست منBig Grin



من اصلا حرفی زدم راجع ب پدرومادر همسرBig Grin عزیزمHuh


اما با تیکه دوم موافقم Smile
ببخشید عزیزم

من چی گفتم Big Grin

منظورم این بود که

اصلا ولش کن

منم با این جمله

نقل قول:مخلصشونم هستم.[تصویر: biggrin.png]پسر به این دست گلی [تصویر: heart.png][تصویر: rolleyes.png]تربیت کردن دادن دست من[تصویر: biggrin.png]

1000% موافقم
-------------------------------------
در مورد حرفای بانوی عزیز هم :

واقعا قبول دارم
شما از خدا بخواید ، خودش همه چی رو براتون درست میکنه
باسمه تعالی
با عرض سلام مجدد
نقل قول:منظور من بیشتر کاراییه که قبل از ازدواج باید انجام بدیم تا آماده ی ازدواج بشیم....

مثلا من دوستی داشتم میگفت من اگه مجرد بودم سعی میکردم خودمو عادت بدم تو خونه همیشه ظاهری آراسته داشته باشم و مرتب باشم... تا وقتی ازدواج کردم این کار برام سخت نباشه[تصویر: biggrin.png]

جریان همون شلوارکردی و برخی خانم ها در خانه....[تصویر: biggrin.png]


یا یکی دیگه از دوستام میگفت : من حاضرجوابیمو ترک میکردم[تصویر: biggrin.png]


یکی دیگه میگفت سعی میکردم راه های ابراز علاقه[تصویر: heart.png] رو یاد بگیرم[تصویر: biggrin.png]
عزیزم بنده که به نوعی اشاره به اکثر این موارد داشتم! در قالب ترک رذایل اخلاقی و یادگیری مهارتهای ارتباطی...
شما هم که تقریبأ همه ملزومات را از برکت تجربه دوستان می دونید!!
پس بسم الله...Wink
فقط کافیه عمل کنی
موفق باشی...Smile
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9
آدرس های مرجع