۴/مرداد/۹۱, ۹:۲۶
با سلام خدمت دوستان عزیز!
من متأهل هستم و صد البته خانم.
خوشحال میشم اگه بتونم جوابی به دوستای مجردمون بدم.
اول از همه دوست دارم جواب آقای محمد که این تاپیک رو باز کردن رو بدم.
هدف من از ازدواج، پیدا کردن یه یار و یه همراه بود برای ادامه زندگی.
شعار نمیدم. توضیح میدم تا منظورم رو متوجه شین.
مثلاً آدم دوست داره تو زندگی پول در بیاره که خرجش کنه و تفریح کنه و خونه بخره و زندگی بسازه. من ترجیح دادم این کار رو با کمک یکی دیگه انجام بدم تا تنهایی.
من دوست داشتم شب ها که از سر کار به خونه برمیگشتم، با یکی در مورد مسائل محیط کار و خیابون و اونچه که امروز تو جامعه دیده بودم صحبت کنم. یه گوش شنوا میخواستم. (مامان و بابا و خواهر و برادر آدم رو تو این زمینه یاری نمیکنن.)
دلم میخواست یکی که شب از سر کار میاد خونه با من در مورد همون مسائل صحبت کنه.
عاشق هم بشیم.
عاشق خدا بشیم.
خلاصه هر قدمی که من تو زندگیم برداشتم، اونم پاشو کنار پای من بذاره.
کسی رو میخواستم تا 4 تا بار از رو دوشم برداره و من هم 4 تا بار از رو دوش اون. (ظاهراً یر به یر میشه. اما بعضی بارها رو من راحت تر برمیدارم و بعضی ها رو هم آقای خونه.)
یکی دیگه از دوستان پرسیده بود وقتی خواستم ازدواج کنم به کدوم امام توسل کردم و چی شد که ازدواج کردم.
در جواب ایشون باید عرض کنم که...
من روز عاشورای 4 سال پیش خیلی خیلی خیلی دلم از تنهایی گرفت. همه یا دوست پسر داشتن و یا نامزد و شوهر داشتن و من تنهای تنها توی خونه پای لپ تاپم نشسته بودم و داشتم به صدای عزاداری ای که از تلویزیون پخش میشد گوش میدادم.
مثل ابر بهار داشتم گریه میکردم.
شنیده بودم که کسی که 40 روز زیارت عاشورا بخونه، حتماً حاجت روا میشه. من خودم معمولاً حاجاتم رو با دعای نادعلی از خدا میگرفتم. اما نادعلی روی این موضوع کار نمیکرد.
جواب نمیداد.
خلاصه این که ما اون شب خواستیم امتحان کنیم و ببینیم که زیارت عاشورا حاجت میده یا نه!
من شروع کردم به زیارت عاشورا خوندن و روز 18 ام که رسیدم، تقریباً روزهایی بود که مادرشوهرم اینها برای تعیین روز بله برون به خونه ما اومدن و دیگه افتادیم توی خرید عقد و این برنامه ها و حتی تا 40 تا زیرات عاشورا هم نرسید.
همیشه میگم:
ما با 18 تا زیارت عاشورا یه چنین زندگی ای رو از امام حسین و صد البته معبودش گرفتیم. اگه 40 تا میخوندیم، ببین چه شوهری گیر ما می اومد... D:
در مورد خرج و برج عروسی و 10 میلیون شب عروسی و 20 میلیون خونه و ...
یه موضوعی رو صادقانه بگم:
چون این موضوع رو قبلاً هم مطرح کردم و همه جلوی حرف من جبهه گرفتن، ترجیح میدم قبل از نوشتنش ازتون عاجزانه تمنا کنم روی این 4 تا جمله خوب فکر کنین، بعد بیاین تند و تند جواب منو بدین که مبادا از قافله عقب نمونین...
دوستان عزیزم!
برادرای خوبم!
خواهرای گلم!
با کسی ازدواج کنین که از نظر تمکن مالی و سطح اجتماعی در سطح خودتون و خانواده تون باشه.
اگه شما ندارین 20 میلیون خرج شب عروسی کنین، برین کسی رو بگیرین که اون هم برای مراسم عقد، نداشته باشه 10 میلیون خرج کنه.
اگه فقط 10 میلیون پول رهن خونه دارین، کسی رو بگیرین که جهازش 10 میلیون شده.
اگر هر کسی با هم کفو خودش قصد ازدواج داشته باشه، کسی از کس دیگری توقع زیادی نداره.
صادقانه عرض میکنم:
اوضاع مالی پدر من و پدر همسرم نسبتاً خوب بود.(ماشاءالله و لا حول و لا قوه الا بالله)
لذا من نمیتونم بگم من خرج نکردم. اما به جون دخترم که میخوام دنیاش نباشه، اگر اوضاع مالی پدر من از پدر همسرم پایین تر بود، امکان نداشت که با ایشون ازدواج کنم.
یکی از ملاک های ازدواج من، هم کفوی مالی و اجتماعی بود.
اگر شما مشکل مالی دارین، چه لزومی داره عاشق دختری از سعادت آباد علیا بشین.
دخترهای بسیار بسیار خوبی هستن که تو محله های پایین تر زندگی میکنن و توقع زیادی هم ندارن. (من حداقل 10 مورد از این جور دخترها سراغ دارم و به چشم این دخترها رو دیدم)
شما رو به خدا شما رو به خدا و باز هم شما رو به خدا...
برای ازدواج دنبال نردبان نگردین. دنبال یکی بگردین که با هم از نردبون زندگی برین بالا....
موفق و پیروز باشین...
من متأهل هستم و صد البته خانم.
خوشحال میشم اگه بتونم جوابی به دوستای مجردمون بدم.
اول از همه دوست دارم جواب آقای محمد که این تاپیک رو باز کردن رو بدم.
هدف من از ازدواج، پیدا کردن یه یار و یه همراه بود برای ادامه زندگی.
شعار نمیدم. توضیح میدم تا منظورم رو متوجه شین.
مثلاً آدم دوست داره تو زندگی پول در بیاره که خرجش کنه و تفریح کنه و خونه بخره و زندگی بسازه. من ترجیح دادم این کار رو با کمک یکی دیگه انجام بدم تا تنهایی.
من دوست داشتم شب ها که از سر کار به خونه برمیگشتم، با یکی در مورد مسائل محیط کار و خیابون و اونچه که امروز تو جامعه دیده بودم صحبت کنم. یه گوش شنوا میخواستم. (مامان و بابا و خواهر و برادر آدم رو تو این زمینه یاری نمیکنن.)
دلم میخواست یکی که شب از سر کار میاد خونه با من در مورد همون مسائل صحبت کنه.
عاشق هم بشیم.
عاشق خدا بشیم.
خلاصه هر قدمی که من تو زندگیم برداشتم، اونم پاشو کنار پای من بذاره.
کسی رو میخواستم تا 4 تا بار از رو دوشم برداره و من هم 4 تا بار از رو دوش اون. (ظاهراً یر به یر میشه. اما بعضی بارها رو من راحت تر برمیدارم و بعضی ها رو هم آقای خونه.)
یکی دیگه از دوستان پرسیده بود وقتی خواستم ازدواج کنم به کدوم امام توسل کردم و چی شد که ازدواج کردم.
در جواب ایشون باید عرض کنم که...
من روز عاشورای 4 سال پیش خیلی خیلی خیلی دلم از تنهایی گرفت. همه یا دوست پسر داشتن و یا نامزد و شوهر داشتن و من تنهای تنها توی خونه پای لپ تاپم نشسته بودم و داشتم به صدای عزاداری ای که از تلویزیون پخش میشد گوش میدادم.
مثل ابر بهار داشتم گریه میکردم.
شنیده بودم که کسی که 40 روز زیارت عاشورا بخونه، حتماً حاجت روا میشه. من خودم معمولاً حاجاتم رو با دعای نادعلی از خدا میگرفتم. اما نادعلی روی این موضوع کار نمیکرد.
جواب نمیداد.
خلاصه این که ما اون شب خواستیم امتحان کنیم و ببینیم که زیارت عاشورا حاجت میده یا نه!
من شروع کردم به زیارت عاشورا خوندن و روز 18 ام که رسیدم، تقریباً روزهایی بود که مادرشوهرم اینها برای تعیین روز بله برون به خونه ما اومدن و دیگه افتادیم توی خرید عقد و این برنامه ها و حتی تا 40 تا زیرات عاشورا هم نرسید.
همیشه میگم:
ما با 18 تا زیارت عاشورا یه چنین زندگی ای رو از امام حسین و صد البته معبودش گرفتیم. اگه 40 تا میخوندیم، ببین چه شوهری گیر ما می اومد... D:
در مورد خرج و برج عروسی و 10 میلیون شب عروسی و 20 میلیون خونه و ...
یه موضوعی رو صادقانه بگم:
چون این موضوع رو قبلاً هم مطرح کردم و همه جلوی حرف من جبهه گرفتن، ترجیح میدم قبل از نوشتنش ازتون عاجزانه تمنا کنم روی این 4 تا جمله خوب فکر کنین، بعد بیاین تند و تند جواب منو بدین که مبادا از قافله عقب نمونین...
دوستان عزیزم!
برادرای خوبم!
خواهرای گلم!
با کسی ازدواج کنین که از نظر تمکن مالی و سطح اجتماعی در سطح خودتون و خانواده تون باشه.
اگه شما ندارین 20 میلیون خرج شب عروسی کنین، برین کسی رو بگیرین که اون هم برای مراسم عقد، نداشته باشه 10 میلیون خرج کنه.
اگه فقط 10 میلیون پول رهن خونه دارین، کسی رو بگیرین که جهازش 10 میلیون شده.
اگر هر کسی با هم کفو خودش قصد ازدواج داشته باشه، کسی از کس دیگری توقع زیادی نداره.
صادقانه عرض میکنم:
اوضاع مالی پدر من و پدر همسرم نسبتاً خوب بود.(ماشاءالله و لا حول و لا قوه الا بالله)
لذا من نمیتونم بگم من خرج نکردم. اما به جون دخترم که میخوام دنیاش نباشه، اگر اوضاع مالی پدر من از پدر همسرم پایین تر بود، امکان نداشت که با ایشون ازدواج کنم.
یکی از ملاک های ازدواج من، هم کفوی مالی و اجتماعی بود.
اگر شما مشکل مالی دارین، چه لزومی داره عاشق دختری از سعادت آباد علیا بشین.
دخترهای بسیار بسیار خوبی هستن که تو محله های پایین تر زندگی میکنن و توقع زیادی هم ندارن. (من حداقل 10 مورد از این جور دخترها سراغ دارم و به چشم این دخترها رو دیدم)
شما رو به خدا شما رو به خدا و باز هم شما رو به خدا...
برای ازدواج دنبال نردبان نگردین. دنبال یکی بگردین که با هم از نردبون زندگی برین بالا....
موفق و پیروز باشین...


![[تصویر: biggrin.gif]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/biggrin.gif)
