۱۱/مرداد/۹۴, ۲۳:۳۴
۱۲/مرداد/۹۴, ۱:۲۰
سلام
من امروز کلا نماز اول وقت نداشتم...
داغونم اصن
من امروز کلا نماز اول وقت نداشتم...
داغونم اصن

۱۲/مرداد/۹۴, ۱:۲۹
هوا بدجورسردوبرفی بود و آن پسر و دختر كوچولو حسابى مچاله شده بودند. هر دو لباس هاى كهنه و گشادى به تن داشتند و پشت در خانه مى لرزيدند. پسرك پرسيد: ببخشين خانم! شما كاغذ باطله دارين؟
كاغذ باطله نداشتم و وضع مالى خودم هم چنگى به دل نمى زد و نمى توانستم به آنها كمك كنم. مى خواستم يك جورى از سر خودم بازشان كنم كه چشمم به پاهاى كوچك آنها افتاد كه توى دمپايى هاى كهنه كوچكشان قرمز شده بود. گفتم: بيايين تو يه فنجون شيركاكائوى گرم براتون درست كنم.
آنها را داخل آشپزخانه بردم و كنار بخارى نشاندم تا پاهايشان را گرم كنند.
بعد يك فنجان شيركاكائو و كمى نان برشته و مربا به آنها دادم و مشغول كار خودم شدم. زير چشمى ديدم كه دختر كوچولو فنجان خالى را در دستش گرفت و خيره به آن نگاه كرد. بعد پرسيد: ببخشين خانم! شما پولدارين ؟
نگاهى به روكش نخ نماى مبل هايمان انداختم و گفتم: من؟ اوه... نه!
دختر كوچولو فنجان را با احتياط روى نعلبكى آن گذاشت و گفت: آخه رنگ فنجون و نعلبكى اش به هم مى خوره.
آنها درحالى كه بسته هاى كاغذى را جلوى صورتشان گرفته بودند تا باران به صورتشان شلاق نزند، رفتند. فنجان هاى سفالى آبى رنگ را برداشتم و براى اولين بار در عمرم به رنگ آنها دقت كردم. بعد سيب زمينى ها را داخل آبگوشت ريختم و هم زدم. سيب زمينى، آبگوشت، سقفى بالاى سرم، يك شغل خوب، همه اينها به هم مى آمدند. صندلى ها را از جلوى بخارى برداشتم و سرجايشان گذاشتم و اتاق نشيمن كوچك خانه مان را مرتب كردم. لكه هاى كوچك دمپايى را از كنار بخارى، پاك نكردم. مى خواهم هميشه آنها را همان جا نگه دارم كه هيچ وقت يادم نرود چه آدم ثروتمندى هستم.
دختر كوچولو فنجان را با احتياط روى نعلبكى آن گذاشت و گفت: آخه رنگ فنجون و نعلبكى اش به هم مى خوره.
آنها درحالى كه بسته هاى كاغذى را جلوى صورتشان گرفته بودند تا باران به صورتشان شلاق نزند، رفتند. فنجان هاى سفالى آبى رنگ را برداشتم و براى اولين بار در عمرم به رنگ آنها دقت كردم. بعد سيب زمينى ها را داخل آبگوشت ريختم و هم زدم. سيب زمينى، آبگوشت، سقفى بالاى سرم، يك شغل خوب، همه اينها به هم مى آمدند. صندلى ها را از جلوى بخارى برداشتم و سرجايشان گذاشتم و اتاق نشيمن كوچك خانه مان را مرتب كردم. لكه هاى كوچك دمپايى را از كنار بخارى، پاك نكردم. مى خواهم هميشه آنها را همان جا نگه دارم كه هيچ وقت يادم نرود چه آدم ثروتمندى هستم.

۱۲/مرداد/۹۴, ۱۱:۱۱
سلام
دیروز به جز نماز صبحم بقیه نماز هام اول وقت بود.
امروز نماز صبحم اول وقت بود ان شاءالله که تا پایان روز همینطر هم باشه

دیروز به جز نماز صبحم بقیه نماز هام اول وقت بود.
امروز نماز صبحم اول وقت بود ان شاءالله که تا پایان روز همینطر هم باشه

۱۲/مرداد/۹۴, ۲۰:۱۵
سلام.
صبح
ظهر و عصر
مغرب و عشا
...........................
صبح

ظهر و عصر

مغرب و عشا

...........................
۱۳/مرداد/۹۴, ۰:۲۳
خوشا به حال اونایی که نماز صبحشون اول وقته
....
.
.
ما رو هم دعا کنید که نماز صبحمون رو اول وقت بخونیم
....
.
.
ما رو هم دعا کنید که نماز صبحمون رو اول وقت بخونیم
۱۳/مرداد/۹۴, ۴:۴۷
سلام
من زیاد وقت نمیکنم دوستان
در حد روزی یه صلوات به یادتونم
شرمنده دیگه وسعم همینقدره
با تشکر
من زیاد وقت نمیکنم دوستان
در حد روزی یه صلوات به یادتونم
شرمنده دیگه وسعم همینقدره
با تشکر
۱۳/مرداد/۹۴, ۲۱:۰۵
سلام شب بخیر
از همه گی قبول
غیر از نماز ظهر وعصر
بقیه خداروشکر اول وقت
ان شالله از این به بعد منم سعی می کنم بیام گزارش بدم
در ضمن معنی سوره مزمل واقعا زیبا وقابل تامله
از همه گی قبول

غیر از نماز ظهر وعصر
بقیه خداروشکر اول وقت ان شالله از این به بعد منم سعی می کنم بیام گزارش بدم
در ضمن معنی سوره مزمل واقعا زیبا وقابل تامله

۱۴/مرداد/۹۴, ۱:۰۵
برنج سرد را می توان خورد،
چای سرد را می توان نوشید اما نگاه سرد را نمی توان تحمل کرد...
مهم نیست کف پاتو شستی یا نه؟!
حتی مهم نیست کف پات نرمه یا زبر
اما این مهمه
که وقتی از زندگی کسی رد می شی ؛
رد پای قشنگی از خودت به جا بگذاری
مواظب همدیگه باشیم !
از یه جایی بــه بعد...............دیگه بزرگ نمیشیم؛ پـیــــــــــر میشیم
از یه جایی بــه بعد............. دیگه خسته نمیشیم؛ می بُــــــــــــرّیم
از یه جایی بــه بعد..........دیـگه تــکراری نیستیم؛ زیـــــــــــادی هستــــــــیم...!!
پس قدر خودمون ، خانواده مون ، دوستانمونو،بدونيم...
چای سرد را می توان نوشید اما نگاه سرد را نمی توان تحمل کرد...
مهم نیست کف پاتو شستی یا نه؟!
حتی مهم نیست کف پات نرمه یا زبر
اما این مهمه
که وقتی از زندگی کسی رد می شی ؛
رد پای قشنگی از خودت به جا بگذاری

مواظب همدیگه باشیم !
از یه جایی بــه بعد...............دیگه بزرگ نمیشیم؛ پـیــــــــــر میشیم
از یه جایی بــه بعد............. دیگه خسته نمیشیم؛ می بُــــــــــــرّیم
از یه جایی بــه بعد..........دیـگه تــکراری نیستیم؛ زیـــــــــــادی هستــــــــیم...!!
پس قدر خودمون ، خانواده مون ، دوستانمونو،بدونيم...
۱۴/مرداد/۹۴, ۱۳:۰۸