کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نظرات برخی دانشمندان غربی در مورد اسلام
۲۲:۲۴, ۶/دی/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/دی/۹۴ ۲۲:۲۸ توسط دوست حقیقت.)
شماره ارسال: #1
آواتار
[align=START]نظرات برخی دانشمندان غربی در مورد اسلام[/align]
[align=START]سر ویلیام موئیس، دانشمند و مورخ انگلیسی (۱۸۱۹-۱۹۰۵م)[/align]
[align=START]” قرآن محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) کتابی است پر از دلائل واضح و منطقی و مسایل یب شمار علمی و قوانین قضایی و حقوقی و دستورات عالیه که برای حفظ حیات اجتماعی و مدنی در این کتاب مقدس با عبارات ساده در عین حال محکم و منظم آمده است که خوانندگان را مجذوب می نماید. “[۱][/align]
[align=START][۱] اعترافات دانشمندان بزرگ جهان، ص۵۱

٫[/align]

[align=START]v فرد گیوم، استاد دانشگاه لندن، دانشمند انگلیسی (متولد۱۸۸۸م)[/align]
[align=START]” قرآن، کتابی است که ادبیات خاصی دارد و نمی توان تأثیر آن را در ترجمه حفظ کرد. قرآن آهنگ خاص و زیبائی عجیب و تأثیر عمیقی دارد، که گوش انسان را نوازش می دهد.[/align]
[align=START]بسیاری از مسیحیان عرب، تحت تأثیر شیوه ی ادبی قرآن قرار گرفته اند. قرآن بسیاری از مستشرقین را نیز به خود جلب کرده است، هنگامی که قرآن خوانده می شود ما مسیحیان می بینیم اثری جادویی دارد که توجه شنونده را به سوی جملات عجیب و اندرزهای عبرت انگیز خود، جلب می کند. وجود چنین امتیازاتی این طرز تفکر را می بخشد که قرآن قابل رقابت نیست. و حقیقت این است که در ادبیات عربی با آن همه گستردگی که در نثر و شعر دارد چیزی که بتواند مقارنه و موازنه با قرآن کند یافت نمی شود. “[۲][/align]
[align=START][۲] اسلام از دیدگاه دانشمندان جهان، ص۳۸۱


[/align]
[align=START]v پرفسور آرتور آربری، دانشمند و خاور شناس انگلیسی (۱۹۰۵-۱۹۶۹م)[/align]
[align=START]” زمانی که به پایان ترجمه ی قرآن نزدیک می شدم، سخت در پریشانی به سر می بردم، اما در طول ایام پریشانی، قرآن نویسنده را چنان آرامشی می بخشید و چنان حفظ می کرد که برای همیشه رهین منتشر گردید.[/align]
[align=START]از این جهت، من سپاس خود را به آن قدرتی که به بشر الهام نمود و به آن پیامبری که نخستین بار این صحیفه را ابلاغ کردتقدیم می دارم.[/align]
[align=START]…. در تمام این مدت که وظیفه مطلوب خود را انجام می دهم خاطرات آن شب های رمضان را به یاد می آورم؛ آن هنگامی که در ایوان خانه ی جزیره مانند خود نشسته بودم در حالی که شیفته و فریفته الحان خوش قرآن شیخ ریش سفید همسایه بودم که با لذت زیاد و اشتیاق تمام برای مؤمنان و پرهیز گاران قرآن تلاوت می کرد و من در حالی که دیانت اسلام ندارم، قرآن را خواندم تا آن را درک کنم و به تلاوت آن گوش دادم تا مجذوب آهنگ های نافذ و مرتعش کننده اش شوم و تحت تأثیر آهنگ هایش قرار گیرم و با همان کیفیت که مؤمنان نخستین و واقعی داشتند نزدیک گردم تا آن را بفهمم.[/align]
[align=START]در برابر آن زحمات، این نعمت عظیمی که درک قرآن است برایم حاصل شد، لذا این اثر ناقص – یعنی ترجمه خود را به یاد آن خاطرات رویا انگیز شب های مصر اهدا می کنم. “[۳][/align]
[align=START][۳] ترجمه تصویری و تفسیری آهنگین سوره فاتحه و توحید، بی آزار شیرازی، ص۲۲


[/align]
[align=START]v هربرت جورج ولزز، دانشمند و محقق انگلیسی (۱۸۶۶-۱۹۴۶م)[/align]
[align=START]در پاسخ سوالی که یکی از مجله های علمی در اروپا نموده بود که بزرگ ترین کتابی که از آغاز تاریخ بشر تا کنون بیشتر از سایر کتب در دنیا تأثیر بخشیده و از همه مهم تر به شمار آمده کدام است، چند کتاب را نام برد و در پایان نوشت:[/align]
[align=START]” اما کتاب چهارم که مهم ترین کتاب دنیاست، قرآن است؛ زیرا که این کتاب آسمانی اثری که در دنیا گذارد نظیر آن را هیچ کتابی به خود ندیده است. قرآن کتاب علمی و دینی و اجتماعی و تهذیبی و اخلاقی و تاریخی است. مقررات و قوانین و احکام آن با اصول قوانین و احکام آن با اصول و قوانین و مقررات دنیای امروز تطبیق می کند و برای همیشه قابل پیروی و عمل است هر کس بخواهد دینی اختیار کند که سیر آن با تمدن بشر پیشرفت داشته باشد باید که دین اسلام را اختیار نماید و اگر واهد که معنی این دین را بیابد به قرآن مراجعه کند. قرآن بهترین راهنمائی یک عقیده قلبی یعنی توحید و اخلاق فاضله است. در قرآن بهترین عبارات و عالی ترین جملات نازل گردیده، اسلوب فصاحت و بلاغت آن به حدی زیباست که عقول عقلا را حیران ساخته است، قرآن کتابی است ابدی و جهانی. “[۴][/align]
[align=START][۴] آن چه باید از قرآن بدانیم، ص۶۳

٫[/align]

[align=START]v ج.م. رود ویل، اسلام شناس انگلیسی[/align]
[align=START]وی در مقدمه ای که بر ترجمه قرآن نوشته و در سال ۱۸۷۶م به طبع رسیده، چنین نظر داده است:[/align]
[align=START]” باید اعتراف کرد که قرآن، به واسطه ی ارشادات عالیه و نظریات عمیقش سزاوار است که مورد توجه کامل قرار گیرد. این کتاب، همان روح قوی می باشد که یک ملت نادان و فقیر رامنقلب ساخت و تمدن نیرومندی را که رونقی کامل داشت به وجود آورد. تمدنی که بال های خود را از سمت مغرب تا اسپانیا و از سمت مشرق، به حدود هند گسترش داد و در اندک زمانی امپراطوری بزرگی را تأسیس نمود. قرآن، مقام والائی دارد؛ زیرا نام خداوند و خالق جهان و ستایش او را در میان ملل بت پرست، نشر داد و آن را به همه کس اعلام نمود. اروپا باید فراموش نکند که مدیون قرآن است. همان کتابی که آفتاب علم را در میان تاریکی قرون وسطی در اروپا، جلوه گر ساخت. “[۵][/align]
[align=START][۵] اسلام از دیدگاه دانشمندان غرب، ص۴۷ و زندگانی محمد، ص ۲۷ و نظر دانشمندان جهان درباره قرآن و محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، ص۵۷

٫[/align]

[align=START]v دکتر مارکس، دانشمند انگلیسی (۱۸۱۸-۱۸۸۳م)[/align]
[align=START]” قرآن، شامل پیام های خدایی است که در تمام کتب مقدس عموما” بای جمیع ملل آمده و آن از جمله مسائلی است : که فکر و اندیشه خداشناسی و یگانه پرستی را تأیید نموده، وحدانیت مصدری را تثبیت می کند که راهنمایان بشر و معلمان بزرگ تعلیمات خود را از آن فرا گرفته اند و از آن استمداد می جویند.[/align]
[align=START]در قرآن آیاتی موجود است که اختصاص به طلب علم و دانش و تفکر و بحث و تدریس دارد و چاره ای جز اعتراف ندارم که این کتاب محکم بسیاری از اشتباهات بشر را تصحیح کرد. “


[/align]
[align=START]v کینت گریک، استاد دانشگاه کمبریج انگلستان[/align]
[align=START]” من مسلمان نیستم تا بگویم قرآن کلام خدا می باشد. ولی در مدت چهارده قرن که از آمدن قرآن می گذرد هیچ کس تنوانسته است در زبان عربی کلامی بیاورد که با قرآن برابری نماید. قرآن کتابی نیست که برای یک دوره به خصوص آمده باشد، کتابی است جاوید برای تمام اعصار و تا جهان است نوع بشر می تواند ( و باید) که قرآن را راهنمای زندگی خود قرار بدهد و بر طبق دستور های آن رفتار نماید. چرا قرآن برای یک دوره به خصوص نیامده و هرگز کهنه نمی شود و تا روزی که نوع بشر باقی است راهنمای انسان خواهد بود؟ زیرا چیزی وجود ندراد که در قرآن نیامده باشد. هنگامی که قرآن را برای نخستین بار گشودم و تحت تأثیر آن قرار گرفتم، تصور کردم اثری که آن کتاب در من کرده استثنائی است و در سال های بعد که با چندین تن از مترجمان قرآن به زبان های اروپایی مکاتبه کردم و بعضی از آن ها را دیدم، دریافتم تأثیری که خواندن قرآن در ما اروپاییان می کند همگانی است، اما مشروط براین که قرآن در متن اصلی خوانده شود و ترجمه قرآن در هیچ یک از زبان های اروپایی تأثیر اصلی را ندارد. “[۶][/align]
[align=START][۶] قرآن و پدیده های طبیعت از دید دانش امروز، ص.۱۹


[/align]
[align=START]v ویل دورانت، دانشمند محقق و مورخ معروف معاصر ( متولد۱۸۸۵م)[/align]
[align=START]” در قرآن قانون و اخلاق یکی است، رفتار دینی در قرآن شامل رفتار دنیوینیز هست و همه ی امور آن از جانب خدا و به طریق وحی آمده است. قرآن ، شامل مقرراتی در خصوص ادب و تندرستی و ازدواج و طلاق و رفتار با فرزند و برده و حیوان و تجارت و سیاست و ربا و دین و عقود و وصایا و امور صناعت و مال و جریمه و مجازات و جنگ و صلح است مدت چهارده قرن، قرآن در حافظه ی اطفال مسلمان محفوظ مانده و خاطرشان را تحریک کرده، اخلاقشان را فرم داده و قریحه صدها میلیون مرد را صیقلی کرده است. قرآن در جان های ساده عقایدی آسان و دور از ابهام پدید می آورد که از رسوم و تشریفات ناروا و از قید مراسم بت پرستی و کاهنی آزاد است، و ترقی اخلاق و فرهنگ مسلمانان به برکت آن انجام گرفته و اصول نظم اجتماعی و وحدت جمعی را در میان آن ها استوار کرده و به پیروی مقررات بهداشت ترغیب شان کرده، عقولشان را از بسیاری اوهام و خرافات و از ظلم و خشونت رهائی داده. “[۷][/align]
[align=START][۷] تاریخ تمدن ویل دورانت،ج۱۱، ص۵۲،۴۵؛


[/align]
[align=START]v دکتر فلیپ.ک. حتی، استاد دانشگاه پرینسون ( متولد ۱۸۸۶م)[/align]
[align=START]” قرآن کلام خداست و آخرین کتاب وحی نازل از آسمان است.این کتاب الهی ازلی و غیر مخلوق است. آن چه از قرآن است: از حروف و قراآت و اسالیب لغوی و مجازات کلامی مطابق است به عینه با ام الکتاب یا لوح محفوظ در سماء علوی ابدالاباد وجود دارد. قرآن از تمام معجزات بزرگ نر است و اگر سراسر اهل عالم جمه بشوند همانا از آوردن مثل آن عاجز خواهند ماند… مؤثرترین قسمت های قرآن شریف که به اعماق ضمیر و درون نفس انسانی نفوذ می کند آن قسمتی است که از مسئله آخرت و عقبی سخن می گوید… اوامر و احکام قرآنی منحصر به چند اصل نیست؛ مثلا” قاعده احسان یکی از مقررات شریف قرآنی است و مانند دیگر کتب آسمانی که متضمن تعالیم عالیه اخلاقی است در قرآن شریف آیات عدیده که نمونه اعلای مکارم اخلاق است نازل شده. “[۸][/align]
[align=START][۸] قرآن و دیگران، ص۴۳ و اسلام از نظرگاه دانشمندان غرب، ص۲۴۱

٫[/align]

[align=START]v پرفسور مری گلیورد دورمان، دانشمند و خاورشناس[/align]
[align=START]” قرآن لفظ به لفظ به وسیله جبرئیل بر محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وحی شد و هریک از الفاظ آن کامل و تمام است. قرآن معجزه ای است جاوید و شاهد بر راست بودن ادعای محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قسمتی از جنبه ی اعجاز آن مربوط به سبک و اسلوب انشای آن می باشد، و این سبک و اسلوب به قدری کامل و عظیم و با شکوه است که در حقیقت امر نه جن و نه انس توانایی بر آوردن مثل آن را ندارند و نمی توانند کوچکترین نظیر و شبیه به آن بیاورند. قسمت دیگر از اعجاز قرآن مربوط به تعلیمات و پیشگویی های است که در آن مندرج می باشد و این قرآن به نحو اعجاز دارای اطلاعاتی است که مرد درس نخوانده ای؛ مانند محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هیچ گاه قادر نبود شخصا” آن کلمات و الفاظ و اطلاعات را جمع آوری کرده باشد.”[۹][/align]
[align=START][۹] قران و دیگران،ص۲۹ و تابش اسلام در اروپا، ص ۱۳۳ و اعترافات دانشمندان بزرگ جهان،ص۴۴

٫[/align]

[align=START]v دکتر جرینه، هنگامی که علت مسلمان شدن او را سؤال کردند، پاسخ داد:[/align]
[align=START]” من در تمام آیات قرآنی که در زمینه ی علوم طبیعی و بهداشتی و طبی بود مطالعه کردم و آن ها را به خوبی فهمیدم و با علوم جدید منطبق دیدم از این رو مسلمان شدم؛ زیرا یقین کردم که محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) متجاوز از هزار سال پیش بدون این که معلم بشری داشته باشد، حق را بیان کرده است اگر هر عالمی آیات مربوط به علم خود را در قرآن مطالعه کند و خود را از غرض دور نگه دارد، بدون تردید مانند من مسلمان خواهد شد. “[۱۰][/align]
[align=START][۱۰] ویزگی هایی از قرآن مجید،ص۱۱۵

٫[/align]

[align=START]v سُدیو، مستشرق و نویسنده مشهور فرانسوی (۱۸۱۷-۱۸۹۳)[/align]
[align=START]” در قرآن چیزی از مقررات اخلاقی و اجتماعی فو گذار نشده و قوانین آن بر پایه ی علم و اساس آن بر عدل و احسان استوار است و هدف آن نشان راه حق و جلوگیری از باطل و دفع گمراهی و ضلالت و یبرون رانده بشر از تارکی های ذلت و خواری به سوی نور و فضائل و کمالات انسانیت است. قرآن توانست مردم عرب را از انواع فجایع و رسوائی ها و ارتکاب گناه باز دارد و آن ها را به راه راست هدایت فرماید، این کتاب، مشتمل بر حقایقی است که چشم های عیب جویان را از دیدن و گوش های آن ها را از شنیدن کور و کر کرده است. “[۱۱][/align]
[align=START][۱۱] قران و کتاب های آسمانی، ص۲۹۸ و نظر داشمندان جهان درباره قرآن و محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)،ص۴۰

٫[/align]

[align=START]v دکتر موریس فرانسوی[/align]
[align=START]” محققا” قران، بهترین و برترین کتابی است که قلم صنع و دست هنر ازلی برای بشر، ظاهر ساخته است. قرآن برترین کتابی است که عنایت ازلی به سوی بشر فرستاد و آن کتابی است که شک و ریب در آن راه ندارد. بدون کوچک ترین اغراق یا تعصب باید گفت از همه جهات معجزه است. “[۱۲][/align]
[align=START][۱۲] همان

[/align]
[align=START]v پرفسور هانری کربن، اسلامشناس معاصر فرانسوی[/align]
[align=START]” اگر اندیشه محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خرافی بود و اگر قرآن او وحی الهی نبود، هرگز جرأت نمی کرد بشر را به علم دعوت کند. هیچ بشری و هیچ طرز فکری به اندازه محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و قرآن به دانش دعوت نکرده اند تا ان جا که در قرآن نهصد و پنجاه بار از علم و فکر و عقل سخن به میان آورده است. “[۱۳][/align]
[align=START][۱۳] اعترافات دانشمندان بزرگ جهان، ص۱۱۰ و قرآن و دیگران، ص۱۴[/align]
[align=START]
ناپلئون بناپارت :[/align]

[align=START]امیدوارم طولی نکشد که خردمندان هرجا و متمدنین دنیا را گرد آورده و بکمک آنان قوانینی تنظیم نمایم که همه بر دستورات اساسی قرآن بنا شده باشد ، زیرا قرآن مبدا حق و حقیقت است این کتاب به تنهایی عهده دار سعادت بشر می باشد .[/align]
[align=START]کتاب ناپلئون و اسلام

[/align]
[align=START]گوته دانشمند شاعر معروف آلمانی :[/align]
[align=START]سالیان دراز کشیشان از خدا بی خبر ما را از پی بردن به حقایق قرآن مقدس و عظمت آورنده آن محروم و دور نگه داشتند ولیکن در اثر پیشرفت علم و دانش پرده جهل و تعصب نابجا برداشته شده و عنقریب این کتاب توصیف ناپذیر توجه افذاد بشر را به خود جلب کرده و محور افکار مردم جهان می گردد .[/align][align=START]تاریخ قرآن ص 158 سرالبیان ص 66[/align]
[align=START]
پرفسور هولما استاد دانشگاه فنلاند :
[/align]
[align=START]ارنست رنان گفته است : اسلام دینی است فطری ، آزاده ، جدی ، معقول ، بی تعصب و در یک کلمه دینی است فراخور همه مردم روی زمین .[/align]
[align=START]اسلام از دیدگاه دانشمندان غرب ص 85[/align]
[align=START]
جرجی زیدان مورخ مشهور مسیحی :[/align]

[align=START]هرجا اسلام حکومت می کرد علم و ادب به سرعت پیشرفت می نمود .[/align]
[align=START]تاریخ تمدن اسلامی جلد 3 ص 264[/align]
[align=START]ایدئولوژی و فرهنگ اسلام ص 360[/align]
[align=START]مسائل عصر ما ص 37[/align]
[align=START]سازش دین و دانش ص 278

[/align]
[align=START]ولز دانشمند انگلیسی در کتاب آزمایش در تاریخ عمومی می گوید :[/align]
[align=START]تمام علوم ریاضی را از مسلمان ها داریم.[/align]
[align=START]سیمای تمدن غرب ص [/align][align=START][align=START]193[/align][/align]
[align=START]

[/align]
[align=START]کریستف کلمب :[/align]
[align=START]من مقصد عالی خود را که کشف راه هندوستان بود از کتاب (ابن رشد اندلسی) عالم اسلامی کسب کرده ام تا در نتیجه از آنراه توانستم موفق به کشف جزیره آمریکا گردم .[/align]
[align=START]ایدئولوژی و فرهنگ اسلامی از دیدگاه ژول لابوم ص 361[/align]

سلام دوستان

اسلام در شبکه های مجازی(فیسبوک) بشدت مورد نقد قرار گرفته البته بخشی زیادی هم مغالطه است نه نقد

به نظر من وظیفه ماست که به گروه های ضد اسلامی بپیوندیم و از اسلام بگیم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۰:۳۱, ۸/دی/۹۴
شماره ارسال: #11
آواتار
(۸/دی/۹۴ ۸:۰۸)دوست حقیقت نوشته است:  اگر اینگونه است پس من باید از اسلام خارج شوم چون به اون اندازه ای که آقا حسین میگه مطالعه نکردم و منطق ندارم

پذیرفتن اصل اسلام نیاز به تعقل بیشتری داشت یا پذیرفتن جزئیات آن؟

همانگونه که انتخاب ما در پذیرش اسلام عقلانی بود همانگونه هم انتخاب ما در بررسی محورهای اسلام عقلانی است

پس بهتره که ترسمان را از رویارویی با منتقدین کنار بذاریم
سلام پاسخ هاتون رو با چند ایه میدم.
لا إِكراهَ فِي الدّين
**********
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون أحسنه
************
عبارت اول شما با عبارت انتهایی تناقضداره.
پیش از پذیرش یکمیثاق باید به اشکالات پاسخ پیدا کنید وگرنه میشه احساسی گرویدن. اگه بعد گرئیدن هم اشکالی ایجاد شد با پیروی از اساس میثاق و محشای اصیل اون به اونها پاسخ میدید.
جناب ، تمام این شبهات که مطرح هست هیچ کدوم جدید نیست بلکه با ظاهری 2015 و ... نمایش میدن.
نمونش براهین انکار خدا تا انکار وحیانی بودن و مطالب دیگر. متاسفانه با گرفتن پاسخ ابراز نمیکنن پاسخ گرفتیم بلکه میگن پس پیشینیان و دیگران پرا قبول نمیکنن.
انگار دیگران مسئول اعمال دیگران هستن.
شرط پذیرش از نکاه اینها پذیرش دیگران هست.
شما نقد داری در جای مناسب و با پرسشهای متاسب مطرح کنین تا از اشفتگی بیرون بیاد ذهن پریشان.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دوست حقیقت ، میم.حسین.الف ، rezamohammadi
۱۲:۲۶, ۸/دی/۹۴
شماره ارسال: #12
آواتار
ببخشید دوست خوبم کنجکاو شدم بدونم لیانشامپو یعنی چی؟


شما که میگید ما برای همه انتقادات پاسخ های مستدلل و مستند داریم
پس دیگه اشکال کار کجاست؟

اونا انتقاد میکنن ما هم پاسخ میدیم
دیگران هم اطمینان بیشتری به اسلام پیدا میکنن
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۱۳, ۸/دی/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/دی/۹۴ ۱۳:۲۰ توسط میم.حسین.الف.)
شماره ارسال: #13

نقل قول:
پذیرفتن اصل اسلام نیاز به تعقل بیشتری داشت یا پذیرفتن جزئیات آن؟


همانگونه که انتخاب ما در پذیرش اسلام عقلانی بود همانگونه هم انتخاب ما در بررسی محورهای اسلام عقلانی است


پس بهتره که ترسمان را از رویارویی با منتقدین کنار بذاریم

بله که نیاز به تعقل دارد
البته آقای مهدی سینا پاسخ خوبی دادند
ولی واقعا بعضی وقتا اگه به ما بگن اصول دین که تحقیق هست رو فقط نام ببر نمی تونیم چه برسه بخواییم درباره هرکدوم 3خط بنویسم بنده عرضم اینه که چرا هیچ چیزمون به جا نیست

ولی اینکه شما احساس گرایش داری به اسلام نوعی تعصب داری و دوسش داری . لطف خداست نعمت خداست . حالا که خدا این لطف رو کرده من باید با وسعت دادن خودم جبرانش کنم
از رویایی با منتقدان هم کسی واهمه ندارد و نداشته . فقط بعضی منتقد نیستند جاهلان لجباز هستند اینها که گنگ هستند وظیفه در حد همون یکبار گفتنه بیشتر از اون دیگه تلف کردن عمره . بعضی وقت ها هم می خواهیم جلوی منتقد در بیایم اما به خاطر دانش کم دفاع بدی می کنیم
شریعتی می گفت : برای کوبیدن یک واقعیت ، خوب به آن حمله کن (کاری که منتقدان می کنند) و بد از آن دفع کن (کاری که بچه مسلومن های کم سواد می کنند متاسفانه)

شما به دینت بمون چون اگه به دینت بمونی میری دنبال مطالعه اگر نه که اصلا این همه مطالعه به چه دردی می خوره
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دوست حقیقت ، rezamohammadi ، mahdy30na
۱۳:۲۶, ۸/دی/۹۴
شماره ارسال: #14
آواتار
طبق فرمایشات دوستان

ما درست میگیم
بقیه هم باید بدونن ما درست میگیم
کسی هم حق پرسش داره
اگرم سوال پرسید باید با جواب ما قانع بشه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۴۸, ۸/دی/۹۴
شماره ارسال: #15

این پاسخ شما مال همین تاپیک بود ؟
طبق کدوم فرمایشات ؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دوست حقیقت
۱۶:۵۲, ۸/دی/۹۴
شماره ارسال: #16
آواتار
(۸/دی/۹۴ ۱۲:۲۶)دوست حقیقت نوشته است:  ببخشید دوست خوبم کنجکاو شدم بدونم لیانشامپو یعنی چی؟


شما که میگید ما برای همه انتقادات پاسخ های مستدلل و مستند داریم
پس دیگه اشکال کار کجاست؟

اونا انتقاد میکنن ما هم پاسخ میدیم
دیگران هم اطمینان بیشتری به اسلام پیدا میکنن
(۸/دی/۹۴ ۱۳:۲۶)دوست حقیقت نوشته است:  طبق فرمایشات دوستان

ما درست میگیم
بقیه هم باید بدونن ما درست میگیم
کسی هم حق پرسش داره
اگرم سوال پرسید باید با جواب ما قانع بشه

همکار گرامی دوست حقیقت ، اشکال فی ذات وحود ندارد بلکه شبه را ایجاد میکنند . دقت کنید ، شبهه ، خود شبهه رو میخواین براتون توضیح بدم چرا و چطور ایجاد میشه ؟ چیزی رو شبیه چیزی در اوردن ، هیچ وقت کسی درباره چیزی که ارزشی نداره نمیاد بدل نمیزنه که بخواد از وجه شباهتش سودی ببره ، مگر اینکه نفی در اون باشه که بخواد بدل ایجاد کنه.
شما میتونی از یک ایه چنان برداشت کنی که خوارج کردن ، و چنان هم میتونین که ائمه اربعه اهل سنت و همینطور مفتیان وهابی و ... و حتی میتونی از همون ایات برای پیدایش دیانتی دیگه و اینکه بگی اقرار میگیرم از قران برای دیانت خودم که تازه دارم بنیان میزارم.
جناب ، ما پاسخ داریم نه اینکه بگردیم پاسخ پیدا کنیم ، شما اگه متن بالا رو دقت کنی پاسخ خیلی از اشکالاتی که تو ذهنت داری حل میشه .
نقد کردن خوبه و مفید ولی چه نقدی؟
تو تاریخ بعد اسلام رو حالا فقط مدنظر بگیریم ، چه انسانهایی اومدن به نقدکردن و مبارزه با این کتاب ، سوای از هر جنبه که تو تاریخ ثبت شده و و واموندن تو پاسخ دادن به اونها و فقط اومدن یک حرفی زدن و بقیه ندانسته و دانسته دنبالش رو گرفتن و شدن فرقه های مختلف، ایا دین مگه یکی نیست ؟ پس چرا فرقه فرقه شدن؟
شما حق تفکر و تدبر و تعلم و .... داری تو خود همین قران میگه که بیاندیش و تدبر کن و تعقل کن و تعلم کن و ... یعنی اسلام مثل خیلیا نگفته من هرچی میگم همون و پرسش ممنوع ، ممکنه بگی پس چرا تو بعضی چیزا باید بگیم چشم و پرسش نکنیم ، خلاصه میگم و مختصر امید وارم مفهوم باشه برات ، شما وقتی میگی چشم پشت این چشم گفتن اینها رو قبول کردی که : خدا گفته ، پیامبر ناقل وحی هست به بشر ، کلام نبی خطا در اون راه نداره ، طبق چی میکیم خطا راه ندار؟ ایات همین قران ، (
وما ينطق عن الهوي ان هو الا وحي يوحي
Wink همین قران که قب.لش کردیم که وحی هست و پیامبر بدون دخالت نفسش این رو میگه ، بعد میبینم میگه که چی؟ اطاعت بی چون و چرا ، یعنی ما مراجلی رو سپری کردیم و قبول کردیم رسیدیم به اطاعت بی چون چرا، نه اینکه همین اول کار بگیم چشم. اول قبول کریدم که پیامبر فرستاده خداست وگرنه اگه اینو قبول نکنیم که اساسا چشم کقتن ما نه ثمری داره و نه امتیازی.
جناب شما نقد داری بگو ، شبهه داری بگو ، ولی حق مغلطه و هدر دادن وقت ، عمر ، هزینه ، ... رو نداری. نه شما و نه هیچ کدوم از کاربرای محترم تالار .
جناب دوست حقیت
(۸/دی/۹۴ ۱۳:۲۶)دوست حقیقت نوشته است:  طبق فرمایشات دوستان

ما درست میگیم
بقیه هم باید بدونن ما درست میگیم
کسی هم حق پرسش داره
اگرم سوال پرسید باید با جواب ما قانع بشه

قرار نیست کسی رو قانع کنیم ، چون این بحث وجدانی هست و نمیشه با حرف نشون داد. قرار نیست کسی قانع بشه ، بلکه باید خودش درک کنه .
کسی رو که نخواد نمیتونی قانع کنی ، عده ای فقط دنبال حرف زدن هستن و کم نبودن و نیستن تو عمر حداقل این تالارر که اومدن و رفتن و هستن ، و دنبال پاسخ نیستن و نخواهند بود و فقط میخوان بگن پس فلانی چی میگه ، این پس چرا اونو میگه، برای دین ملاک کلام خودش هست نه تفسیر به رای و نظر فلان دانشمند که درکی از هیچ مطلبی از شریعت نداره ( شریعت رو فقط برای روزهای معلوم میشناسه و خدا رو هم محبوس در اماکنی خاص ) .
تا اینجا هم سوالب بود پاسخ داده شد چه به شما و چه به سایر دوستان در حد توان و میزان سوالشون.
گلایه ای باقی نیست از کسی .
حداقل ما مثل بعضیا نیستم بلکه به دینمون باور داریم و اجازه تحقیق و نقد دادیم ، در حالی که برخی چنین حقی رو نه به پیروانشونمیدن نه میزارن ، بلکه فقط ادعای این رو دارن که اهل تحقیق باشین. نموه بگم و ختم کلام
بحث تحری حقیقت رو ممکنه شنده و یا نشنیده باشین ولی این بحثی هست که تو همه ادیان هست و ادیان کاذبه هم از این واژه خلاف جایگاهش استفاده میکنن ، از اخرین ادیان کاذبه بهاییت هست که از این واژه برای عوام فریبی و نشون دادن راستی دیانت خودش استفاده میکنه و از اولین تعالیم خودش این رو سر مشق قرار داده ، اولین تعلیم از تعالیم 12گامه بهایتیت تعلم تحری حقیقت هست ، فقط دو نمونه از عبارات خدای بهاییت براتون میارم تا ببینید که از تخری حقیت چه استفاده کردن و امیدوارم دوست حقیقت هم متوحه منظور و کلام من بشن.
نقل قول:جناب بهاء الله ( خدا و پیامبر و ... بهاییت اینطوری میگه ) :
بر هر شخص بالغ تحرّی حقيقت فرض و واجبست حضرت بهاءالله ميفرمايند قوله تعالی:
" انسان چون بمقام بلوغ فائز شد بايد تفحّص نمايد و متوکّلاً علی الله و مقدّساً عن الحبّ و البغض در امری که عباد بآن متمسّکند تفکّر کند و بسمع و بصر خود بشنود و ببيند چه اگر ببصر غير ملاحظه نمايد از مشاهدهء تجلّيات انوار نيّر عرفان الهی محروم ماند.
اشراق خاوری، پیام ملکوت، ص 11
و حال اینکه در جای دیگه میگه :
«کور شو تا جمالم بینی و کر شو تا لحن و صوت ملیحم را شنوی و جاهل شو تا از علمم نصیب بری و فقیر شو تا از بحر غنای لا یزالم قسمت بی زوال برداری. کور شو یعنی از مشاهده‌ی غیر جمال من. و کر شو یعنی از استماع کلام غیر من. و جاهل شو یعنی از سوای علم من. تا با چشم پاک و دل طیب و گوش لطیف به ساحت قدسم در آیی»: بهاءالله، ادعیه حضرت محبوب، ص 427 و 428.
یا مثلا جای دیگه
عبدالبهاء: کسی که منصف باشد، برای تحرّی حقیقت، تحقیق و تفحص می‌کند.
«نفوسیکه منصفند فحص میکنند تحقیق و تدقیق میکنند، همان فحص و تدقیق سبب هدایت آنها میشود ... میگویند میرویم میبینیم و تحرّی حقیقت مینمائیم»: عبدالبهاء، خطابات، ج 1، ص 189.
بهاءالله: بدون چون و چرا و مقایسه، کلام مرا بپذیرید.
«هیچ لذتی اعظم‌تر در امكان خلق نشده كه كسی استماع نماید آیات آن را و بفهمد مراد آن را و لم بم (چون و چرا) در حق كلمات آن نگوید و مقایسه با كلام غیر او نكند»: بهاءالله، بدیع، ص 145.
حالا شما بسنج که تحقیق و اشکالات و شبهات رو چطور باهم کنج باید کرد و .../
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دوست حقیقت ، میم.حسین.الف ، ماحی
۲۰:۴۰, ۸/دی/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/دی/۹۴ ۲۰:۵۵ توسط دوست حقیقت.)
شماره ارسال: #17
آواتار
طبق فرمایشات شما تفسیر و برداشت ها از دین متفاوت است

چه تضمینی است که برداشت شما از دین درست باشد؟

اقای میرزا این متن را ارسال کردند که حذف شد

سلام خدمت بازدیدکنندگان تالار بیداری اندیشه . به جهت اینکه مدیریت تالار به سرعت ارسال های بنده را حذف می کنند سعی می کنم مختصر و مفید بیان کنم . انشالله به فضل الهی هر یکی دو روز برایتان ارسال خواهم داشت به کوری چشم داعشیان داخلی . این ها همانطور که در قوانین اساسی تالار بیداری اندیشه آورده اند: ما در پی تحقیقات گسترده و بدور از جهل و تعصب کورکورانه به حقانیت اسلام و مذهب تشیع پی برده اند .
حال چطور شما خود را معیاری برای دوری از جهل و تعصب فرض کرده اید ؟
چطور تحقیقات خود را صحیح و تحقیقات دیگران را باطل می دانید ؟
داعش هم همین مواضع را دارد و می گوید با تحقیقات گسترده و بدور از جهل و تعصب به اسلام ناب محمدی (داعشی) رسیده اند و با کمی تحقیقات متوجه می شویم کارهای به ظاهر ظالمانه و شنیع آنها(داعش) منطبق بر شریعت اسلام است که حتی بعضی از علمای شیعه هم فتواهایی نزدیک به مواضع داعشیان دارند نمونه های زیر را مطالعه کنید
از سایت ویکی فقه
اقسام کفار
کفار دو گروهاند:
۱ - اهل کتاب (کتابی)
۲ - غیر اهل کتاب.
اهل کتاب نیز به ذمی (اهل ذمه) و غیر ذمی تقسیم میشوند.
اهل ذمه نیز یا پایبند به پیمان ذمه هستند یا آن را نقض کردهاند.
تعریف کافر حربی
بر همه کفار جز اهل ذمه که پایبند به پیمان خویش هستند، عنوان اهل حرب یا حربی اطلاق میگردد؛ خواه در حال جنگ با مسلمانان باشند یا نباشند.
وجوب جهاد با اهل حرب
از حربی غیر اهل کتاب، جز اسلام پذیرفته نیست و در صورت خودداری از آن، جهاد با او با وجود شرایط آن واجب است.
از میان انسانها، تنها، کافر حربی را میتوان ابتدائاً به بردگی گرفت و به بردگی گرفتن غیر کافر حربی به طور ابتدایی جایز نیست
اسیران حربی
اسیران زن و کودک اهل حرب به بردگی گرفته، و مردان بالغ آنان پیش از خاموش شدن شعله جنگ، کشته میشوند
غنائم اهل حرب
اموال منقول یا غیر منقولی که مسلمانان در نبرد با اهل حرب به دست میآورند، غنیمت آنان است
زمینی که در حال فتح، آباد بوده و با اذن امام و قهر و غلبه فتح شده باشد. این زمین همیشه ملک همه مسلمانان است
فتواهای آیت الله بهجت
362. كافر چه كسى است؟ حكم تماس با اهل كتاب چيست؟
ج. تعريف كافر در مسأله ى 110 رساله آمده است و اهل كتاب هم، كافر و نجس اند.
364. نظر اسلام را درباره ارمنى، مسيحى، كليمى، يهودى و زرتشتى بفرماييد.
ج. همه كافر بوده و نجس هستند.
367. آيا مى توان با اهل كتاب معاشرت داشت و از طعام آن ها استفاده كرد؟
ج. آن ها كافر و نجس هستند.
درباره اعجاز در قرآن نیز اعجازهایی کذب آوردند که با مستندات آنها را باطل کردیم و اگر در اینترنت جستجویی بکنید بعضی از علمای اسلام اعجاز قرآن را به فصاحت و عدم تناقض در آن ربط می دهند که آن هم جای تردید دارد چون در قرآن تناقضات بسیاری است مثلا در زمانی که پیامبر اسلام در مکه در حالت ضعف بوده آیه می آمده که ای کفار ما(مسلمانان) به دین خود شما (کافران) به دین خود . اما چند سال بعد که پیامبر اسلام قدرت میگیرد آیه می آید که با آنها(کافران) قتال کنید و چه و چه . یا در داستان طوفان نوح بعد از اینکه آب تمام خشکی ها را در بر میگیرد و همه انسان ها و جانداران روی زمین از بین می روند و فقط آنها که در کشتی بودن زنده می مانند بعد از فروکش کردن آب و به زمین نشستن کشتی خداوند به نوح و اصحاب نوح می گوید از قوم ظالمین دوری کنید!!! کدام قوم ظالمین آنها که باید همه از بین رفته باشند . این ها تناقض نیست ؟ البته خودشان به نوعی اقرار به تناقض در قرآن دارند و می گویند ناسخ و منسوخ .
یا کاربری به نام قلب می گوید چون فلان عالم عملی را تایید کرده ما هم قبول می کنیم . بعد که تحقیق می کنیم می بینیم آن عملی زشت و خلاف اصول انسانی و حتی اسلامی بوده . مثل حمله به سفارت خانه ها .
وقتی از عالمان دیگر نقل قول بیاورید که خلاف عقیده اینها باشد می گویند آن عالم واقعی نیست بلکه جاهل است و آن عالمی عالم واقعی است که عقیده ما همانند عقیده اوست . استدلال از این بالاتر!!!
می گویند خدا را شکر کنید در مملکت امام زمان در امنیت زندگی می کنید سوال می شود آیا در ژاپن , تایوان , بلژیک , سنگاپور , استرالیا , آرژانتین و... که مملکت امام زمان نیست امنیت نیست ؟
می گویند آقای خامنه ای نائب امام زمان است . چطور ایشان نائب امام زمان است که چند روحانی ممکن الخطا با رای گیری ایشان را انتخاب کرده اند ؟
البته برای زمام داری کشور ایرادی ندارد و خوب هست ولی اینکه با احساسات مذهبی مردم بازی شود و منافع اقتصادی سیاسی اجتماعی فرهنگی مردم را به تاراج دهند با استدلال اینکه این حکومت , حکومتی از جانب امام زمان است به نظر بنده بدعت است .
و این همه تعریف و تمجیدی که در آخر کلی مفاسد اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و اجتماعی ازش در می آید یعنی چه ؟ بعد می گویند خدا رو شکر امنیت که هست .
ضرب المثلی در شهر ما هست برای این گونه موارد

آقای مهدی سینا مگه تالار محل گفتگو نیست؟
پس چرا از گفتگو کردن با منتقدین هراس داریم؟

خواهشا بینش داعشی به نظراتمان نداشته باشیم
عقاید ما برداشتی از اسلام هستند
و چون معصوم نیستیم پس این احتمال وجود دارد در نظراتمان اشتباه کرده باشیم

پس بیاییم با گفتگو با مخالفان برداشتمان را در پرتو انتقاد و مباحثه صیقل دهیم
شاید به اسلام ناب نزدیکتر شده باشیم

ترس را کنار بگذاریم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲:۰۶, ۹/دی/۹۴
شماره ارسال: #18
آواتار
ما خالَفَ کتاب الله فاضربوه علي الجدار
(۸/دی/۹۴ ۲۰:۴۰)دوست حقیقت نوشته است:  طبق فرمایشات شما تفسیر و برداشت ها از دین متفاوت است

چه تضمینی است که برداشت شما از دین درست باشد؟

اقای میرزا این متن را ارسال کردند که حذف شد

سلام خدمت بازدیدکنندگان تالار بیداری اندیشه . به جهت اینکه مدیریت تالار به سرعت ارسال های بنده را حذف می کنند سعی می کنم مختصر و مفید بیان کنم . انشالله به فضل الهی هر یکی دو روز برایتان ارسال خواهم داشت به کوری چشم داعشیان داخلی . این ها همانطور که در قوانین اساسی تالار بیداری اندیشه آورده اند: ما در پی تحقیقات گسترده و بدور از جهل و تعصب کورکورانه به حقانیت اسلام و مذهب تشیع پی برده اند .
حال چطور شما خود را معیاری برای دوری از جهل و تعصب فرض کرده اید ؟
چطور تحقیقات خود را صحیح و تحقیقات دیگران را باطل می دانید ؟
داعش هم همین مواضع را دارد و می گوید با تحقیقات گسترده و بدور از جهل و تعصب به اسلام ناب محمدی (داعشی) رسیده اند و با کمی تحقیقات متوجه می شویم کارهای به ظاهر ظالمانه و شنیع آنها(داعش) منطبق بر شریعت اسلام است که حتی بعضی از علمای شیعه هم فتواهایی نزدیک به مواضع داعشیان دارند نمونه های زیر را مطالعه کنید
از سایت ویکی فقه
اقسام کفار
کفار دو گروهاند:
۱ - اهل کتاب (کتابی)
۲ - غیر اهل کتاب.
اهل کتاب نیز به ذمی (اهل ذمه) و غیر ذمی تقسیم میشوند.
اهل ذمه نیز یا پایبند به پیمان ذمه هستند یا آن را نقض کردهاند.
تعریف کافر حربی
بر همه کفار جز اهل ذمه که پایبند به پیمان خویش هستند، عنوان اهل حرب یا حربی اطلاق میگردد؛ خواه در حال جنگ با مسلمانان باشند یا نباشند.
وجوب جهاد با اهل حرب
از حربی غیر اهل کتاب، جز اسلام پذیرفته نیست و در صورت خودداری از آن، جهاد با او با وجود شرایط آن واجب است.
از میان انسانها، تنها، کافر حربی را میتوان ابتدائاً به بردگی گرفت و به بردگی گرفتن غیر کافر حربی به طور ابتدایی جایز نیست
اسیران حربی
اسیران زن و کودک اهل حرب به بردگی گرفته، و مردان بالغ آنان پیش از خاموش شدن شعله جنگ، کشته میشوند
غنائم اهل حرب
اموال منقول یا غیر منقولی که مسلمانان در نبرد با اهل حرب به دست میآورند، غنیمت آنان است
زمینی که در حال فتح، آباد بوده و با اذن امام و قهر و غلبه فتح شده باشد. این زمین همیشه ملک همه مسلمانان است
فتواهای آیت الله بهجت
362. كافر چه كسى است؟ حكم تماس با اهل كتاب چيست؟
ج. تعريف كافر در مسأله ى 110 رساله آمده است و اهل كتاب هم، كافر و نجس اند.
364. نظر اسلام را درباره ارمنى، مسيحى، كليمى، يهودى و زرتشتى بفرماييد.
ج. همه كافر بوده و نجس هستند.
367. آيا مى توان با اهل كتاب معاشرت داشت و از طعام آن ها استفاده كرد؟
ج. آن ها كافر و نجس هستند.
درباره اعجاز در قرآن نیز اعجازهایی کذب آوردند که با مستندات آنها را باطل کردیم و اگر در اینترنت جستجویی بکنید بعضی از علمای اسلام اعجاز قرآن را به فصاحت و عدم تناقض در آن ربط می دهند که آن هم جای تردید دارد چون در قرآن تناقضات بسیاری است مثلا در زمانی که پیامبر اسلام در مکه در حالت ضعف بوده آیه می آمده که ای کفار ما(مسلمانان) به دین خود شما (کافران) به دین خود . اما چند سال بعد که پیامبر اسلام قدرت میگیرد آیه می آید که با آنها(کافران) قتال کنید و چه و چه . یا در داستان طوفان نوح بعد از اینکه آب تمام خشکی ها را در بر میگیرد و همه انسان ها و جانداران روی زمین از بین می روند و فقط آنها که در کشتی بودن زنده می مانند بعد از فروکش کردن آب و به زمین نشستن کشتی خداوند به نوح و اصحاب نوح می گوید از قوم ظالمین دوری کنید!!! کدام قوم ظالمین آنها که باید همه از بین رفته باشند . این ها تناقض نیست ؟ البته خودشان به نوعی اقرار به تناقض در قرآن دارند و می گویند ناسخ و منسوخ .
یا کاربری به نام قلب می گوید چون فلان عالم عملی را تایید کرده ما هم قبول می کنیم . بعد که تحقیق می کنیم می بینیم آن عملی زشت و خلاف اصول انسانی و حتی اسلامی بوده . مثل حمله به سفارت خانه ها .
وقتی از عالمان دیگر نقل قول بیاورید که خلاف عقیده اینها باشد می گویند آن عالم واقعی نیست بلکه جاهل است و آن عالمی عالم واقعی است که عقیده ما همانند عقیده اوست . استدلال از این بالاتر!!!
می گویند خدا را شکر کنید در مملکت امام زمان در امنیت زندگی می کنید سوال می شود آیا در ژاپن , تایوان , بلژیک , سنگاپور , استرالیا , آرژانتین و... که مملکت امام زمان نیست امنیت نیست ؟
می گویند آقای خامنه ای نائب امام زمان است . چطور ایشان نائب امام زمان است که چند روحانی ممکن الخطا با رای گیری ایشان را انتخاب کرده اند ؟
البته برای زمام داری کشور ایرادی ندارد و خوب هست ولی اینکه با احساسات مذهبی مردم بازی شود و منافع اقتصادی سیاسی اجتماعی فرهنگی مردم را به تاراج دهند با استدلال اینکه این حکومت , حکومتی از جانب امام زمان است به نظر بنده بدعت است .
و این همه تعریف و تمجیدی که در آخر کلی مفاسد اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و اجتماعی ازش در می آید یعنی چه ؟ بعد می گویند خدا رو شکر امنیت که هست .
ضرب المثلی در شهر ما هست برای این گونه موارد

آقای مهدی سینا مگه تالار محل گفتگو نیست؟
پس چرا از گفتگو کردن با منتقدین هراس داریم؟


خواهشا بینش داعشی به نظراتمان نداشته باشیم
عقاید ما برداشتی از اسلام هستند
و چون معصوم نیستیم پس این احتمال وجود دارد در نظراتمان اشتباه کرده باشیم

پس بیاییم با گفتگو با مخالفان برداشتمان را در پرتو انتقاد و مباحثه صیقل دهیم
شاید به اسلام ناب نزدیکتر شده باشیم

ترس را کنار بگذاریم
با سلام ، جناب دوست حقیقت ، نقطه سر خط . هرچی که باید توضیح میدادم براتون ، گفتم و اینکه شما متوجه نشدین مشکل از اختلال در امواج هست.
اگر تر میداشتیم هرگز با کسی حتی یک تاپیک و حتی یک پاسخ هم نمیدادیم . پس ترس نداریم.
شما نگاهتون نگاه صحیحی نیست.
منکاری به کسی ندارم ، ملاک از نگاه بنده :
إِنِّی تَارِک فِیکمْ أَمْرَینِ إِنْ أَخَذْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا- کتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَهْلَ بَیتِی عِتْرَتِی أَیهَا النَّاسُ اسْمَعُوا وَ قَدْ بَلَّغْتُ إِنَّکمْ سَتَرِدُونَ عَلَی الْحَوْضَ فَأَسْأَلُکمْ عَمَّا فَعَلْتُمْ فِی الثَّقَلَینِ وَ الثَّقَلَانِ کتَابُ اللَّهِ جَلَّ ذِکرُهُ وَ أَهْلُ بَیتِی‏
************
جناب میرزا پاسخ ها رو میدونن یا اینکه شامل حال این ایه شریفه هستن که :

أَفَلا يَتَدَبَّرونَ القُرآنَ ۚ وَلَو كانَ مِن عِندِ غَيرِ اللَّهِ لَوَجَدوا فيهِ اختِلافًا كَثيرًا
أَفَلا يَتَدَبَّرونَ القُرآنَ أَم عَلىٰ قُلوبٍ أَقفالُها
به دنبال تناقض یگردین درحالی که هیج تدبری ندارن و ندارین و نمیدارند امثال ایشون. بلکه به پراکنده گویی ها و مطالب بی اساس و انسانهای ... دلخوش هستن.Cool
حکم و فتوای مراجع بر مکلفین و مقلدین اونها لازم الاجرا و لازم الرعایه هست همکار گرامی ، برای دیگر مومنین و دیگر مراجعین لازم الرعایه نمیباشه. این هم از اولیات هست و نیازی به تذکر نبود.

جناب دوست حقیقت ، شما و دوستانی که مثل شما تفکر میکنند بدونین که با خلط کردن مباحث بجای باز کردن گره های اشکالات خودتون در ذهنتون بیشتر گره 282 شما کور تر میشه.
پ.ن : ترس از روی جهل هست و کسی که بدونه ترسی نداره . کسی که نمیدونه سعی میکنه بیابه گم شده خودش رو ولی کسی که دنبال گمشده های دیگران هست هرگز گمشده خودش رو هم پیدا میکنه.
کلامی بسیار جالب و در عین حال پر مغالطهBig Grin
(۸/دی/۹۴ ۲۰:۴۰)دوست حقیقت نوشته است:  و چون معصوم نیستیم پس این احتمال وجود دارد در نظراتمان اشتباه کرده باشیم

پس بیاییم با گفتگو با مخالفان برداشتمان را در پرتو انتقاد و مباحثه صیقل دهیم
شاید به اسلام ناب نزدیکتر شده باشیم
تعریف اسلامناب رو بفرمایید . و اینکه از کجا معلوم کلام ما هر دو صحیح مشترک و هر دو غلط مشترک و یک صحیح ودیگری غلط از طرف هریک نباشه؟Huh
شما با متن قرمز پاسخ خودتون رو خودتون دادید.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دوست حقیقت ، ماحی ، میم.حسین.الف
۴:۱۳, ۱۰/دی/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/دی/۹۴ ۶:۰۲ توسط دوست حقیقت.)
شماره ارسال: #19
آواتار
من واقعا نمیدونم بینش شما چیه؟

شما خودتان را حق مطلق تصور کرده اید و دیگران را ملزم به پیروی از عقاید خودتان میدانید

بین بینش برون دینی و بینش فرا دینی تفاوت بگذارید

عموم دینداران کمتر می توانند از ایمان خود فاصله بگیرند و از بیرون یا از بالا در آن نظر کنند.
گویی شرط دینداری آن است که آدمی در دیانت خویش نقادانه نظر نکند،و آنچه را که دارد بی چون و چرا و بدونِ پرسش و کنکاش مجدد و مکرر حفظ کند.

اما شخص دیندار باید آنچنان هاضمه قوی و ظرفیت فراخی داشته باشد که هراز چندگاه به آنچه می کند و می اندیشد و اعتقاد می ورزد دوباره بنگرد و آنها را از غربال دانش ها و تاملات جدید بگذراند
و پا به پای تکامل معنوی و فکری
تکامل ایمانی نیز بیابد
و هر روز از خود بپرسد که آنچه در آن غوطه ور است چیست و چرا به آن روی آورده است.

انسان مختار و مکلف و عاقل،اگر عاقلانه و مختارانه به امری روی آورد لاجرم اقبالش مبتنی بر دلیلی خواهد بود.
ایمان آوردن نمی تواند و نمی باید امری تقلیدی باشد
امّا همه می دانیم که ممکن است دلایلی را که پیشتر بر پذیرش و انجام کاری داشته ایم چه بسا امروز در نظرمان چهره و جلوه دیگری داشته باشند.

آدمی حاضر است در طول زندگی خویش بارها جامه ها،دوستان،خانه و روابط خویش با دیگران را دگرگون کند،امّا دیر آماده و متفطّن می گردد که باید ایمان خود را نیز نو کند،یعنی باید از نو در آنچه که داشته و بدان اعتقاد می ورزیده نظر کرده و پا به پای بالا آمدنِ سایر شئون و سطوح هستیِ خویشِ،ایمان خود را نیز ارتقاء بخشیده و از منظر رفیع تری در آن نظر کند.

این امر به نوعی جراحی نامهربانانه نسبت به دین می ماند،و لذا برخی از این کار حذر می نمایند و گمان می کنند که اینگونه نگریستن ها با قوّت ایمان منافات دارد.
امّا در حقیقت چنین نیست.
تجدید نظر در آنچه که آدمی داردو عزیز می شمارد
در واقع تجدید نظری است برای
صیقلی کردن
غبارزدایی
تجدید نظری است برای
بهتر دیدن
بهتر شناختن
و بیشتر دوست داشتن.

لذا ما باید هر روز خود را در معرض پرسش های نو قرار دهیم،و از خود بپرسیم که چرا اکنون اینگونه هستیم و چرا بدینجا رسیده ایم و به راه دیگر نمی روییم یا نرفته ایم.

در این جهان پرسش ها به اعتباری بر دو دسته اند:
پرسش های کهنه شونده و پرسش های کهنگی ناپذیر.

عرصه فلسفه و عرصه دین،عرصه هایی هستند که پرسش های آنها هرگز کهنگی نمی پذیرند.
در واقع اینگونه پرسش ها لازمه " این چنین بودن آدمی " هستند و هیچگونه خاستگاه دیگری ندارند.
یعنی ناشی از القاء و تلقین و وسوسه و توطئه نمی باشند.
تا آدمی،آدمی است این پرسش ها نیز با وجودِ وی همراهند.
چرا که از لوازم و خصوصیات وجود آدمی محسوب می شوند.

بنابراین اگر برای کسی اینگونه پرسش ها نو نشود و همواره تازه و پر طراوت نباشد،باید در شکوفایی شخصیت انسانی خود تردید نماید.

این امور یکبار و برای همیشه پاسخ نمى یابند،بلکه آدمی می تواند از ارتفاعات و مناظر مختلف در آنها بنگرد و نکته های تازه بیاموزد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۷:۴۰, ۱۰/دی/۹۴
شماره ارسال: #20
آواتار
(۱۰/دی/۹۴ ۴:۱۳)دوست حقیقت نوشته است:  من واقعا نمیدونم بینش شما چیه؟

شما خودتان را حق مطلق تصور کرده اید و دیگران را ملزم به پیروی از عقاید خودتان میدانید

بین بینش برون دینی و بینش فرا دینی تفاوت بگذارید

عموم دینداران کمتر می توانند از ایمان خود فاصله بگیرند و از بیرون یا از بالا در آن نظر کنند.
گویی شرط دینداری آن است که آدمی در دیانت خویش نقادانه نظر نکند،و آنچه را که دارد بی چون و چرا و بدونِ پرسش و کنکاش مجدد و مکرر حفظ کند.

اما شخص دیندار باید آنچنان هاضمه قوی و ظرفیت فراخی داشته باشد که هراز چندگاه به آنچه می کند و می اندیشد و اعتقاد می ورزد دوباره بنگرد و آنها را از غربال دانش ها و تاملات جدید بگذراند
و پا به پای تکامل معنوی و فکری
تکامل ایمانی نیز بیابد
و هر روز از خود بپرسد که آنچه در آن غوطه ور است چیست و چرا به آن روی آورده است.

انسان مختار و مکلف و عاقل،اگر عاقلانه و مختارانه به امری روی آورد لاجرم اقبالش مبتنی بر دلیلی خواهد بود.
ایمان آوردن نمی تواند و نمی باید امری تقلیدی باشد
امّا همه می دانیم که ممکن است دلایلی را که پیشتر بر پذیرش و انجام کاری داشته ایم چه بسا امروز در نظرمان چهره و جلوه دیگری داشته باشند.

آدمی حاضر است در طول زندگی خویش بارها جامه ها،دوستان،خانه و روابط خویش با دیگران را دگرگون کند،امّا دیر آماده و متفطّن می گردد که باید ایمان خود را نیز نو کند،یعنی باید از نو در آنچه که داشته و بدان اعتقاد می ورزیده نظر کرده و پا به پای بالا آمدنِ سایر شئون و سطوح هستیِ خویشِ،ایمان خود را نیز ارتقاء بخشیده و از منظر رفیع تری در آن نظر کند.

این امر به نوعی جراحی نامهربانانه نسبت به دین می ماند،و لذا برخی از این کار حذر می نمایند و گمان می کنند که اینگونه نگریستن ها با قوّت ایمان منافات دارد.
امّا در حقیقت چنین نیست.
تجدید نظر در آنچه که آدمی داردو عزیز می شمارد
در واقع تجدید نظری است برای
صیقلی کردن
غبارزدایی
تجدید نظری است برای
بهتر دیدن
بهتر شناختن
و بیشتر دوست داشتن.

لذا ما باید هر روز خود را در معرض پرسش های نو قرار دهیم،و از خود بپرسیم که چرا اکنون اینگونه هستیم و چرا بدینجا رسیده ایم و به راه دیگر نمی روییم یا نرفته ایم.

در این جهان پرسش ها به اعتباری بر دو دسته اند:
پرسش های کهنه شونده و پرسش های کهنگی ناپذیر.

عرصه فلسفه و عرصه دین،عرصه هایی هستند که پرسش های آنها هرگز کهنگی نمی پذیرند.
در واقع اینگونه پرسش ها لازمه " این چنین بودن آدمی " هستند و هیچگونه خاستگاه دیگری ندارند.
یعنی ناشی از القاء و تلقین و وسوسه و توطئه نمی باشند.
تا آدمی،آدمی است این پرسش ها نیز با وجودِ وی همراهند.
چرا که از لوازم و خصوصیات وجود آدمی محسوب می شوند.

بنابراین اگر برای کسی اینگونه پرسش ها نو نشود و همواره تازه و پر طراوت نباشد،باید در شکوفایی شخصیت انسانی خود تردید نماید.

این امور یکبار و برای همیشه پاسخ نمى یابند،بلکه آدمی می تواند از ارتفاعات و مناظر مختلف در آنها بنگرد و نکته های تازه بیاموزد...
با سلام
بنده ادعای حق مطلق بودنم نکردم ، شما ازکدوم قست این رو متوجه شدید نمیدونم.
شما یا مطالبی که قرا دادم رو نخوندی یا اینکه اصلا مهم نیست واستون.و فقط میخوایین مطالبی که دوست دارین رو یک جا به یادگار بزاریدWink
پیشنهاد میکنم در دین و ایین خودتون خوب نقادی کنید تا اینقدر صیقل ببینه که میخوایین.
شاید هم در این بین بقدری نازک و منعطف شدید که چیزی از شریعت مورد پذیرش برای شما باقی نموند. Dodgy
شوما علت رشد رو فقط مورد نقد و پرسش قرار گرفتن میدونی درجالی که فکر نمیکنم ایات تدبر و تعقل و ... رو در قران دیده باشی، حال اینکهانسان رو فقط عاقل ومختار میدونی ، و همین ادمی با این صفات شریعت و دیانتی رو میپذیره بعد از شناخت بر اون .شما حق داری برای پرسشها پاسخ داشته باشی ولی ایا ظرفیت خودت هم بقدری هست که پاسخ ها رو درک و قبول کنی؟Blush
در انتها یاد اور بشم که این پرسش رو پاسخ ندادید
(۹/دی/۹۴ ۲:۰۶)mahdy30na نوشته است:  و اینکه از کجا معلوم کلام ما هر دو صحیح مشترک و هر دو غلط مشترک و یک صحیح ودیگری غلط از طرف هریک نباشه؟Huh

(۸/دی/۹۴ ۲۰:۴۰)دوست حقیقت نوشته است:  آقای مهدی سینا مگه تالار محل گفتگو نیست؟
پس چرا از گفتگو کردن با منتقدین هراس داریم؟

خواهشا بینش داعشی به نظراتمان نداشته باشیم
عقاید ما برداشتی از اسلام هستند
و چون معصوم نیستیم پس این احتمال وجود دارد در نظراتمان اشتباه کرده باشیم

پس بیاییم با گفتگو با مخالفان برداشتمان را در پرتو انتقاد و مباحثه صیقل دهیم
شاید به اسلام ناب نزدیکتر شده باشیم

ترس را کنار بگذاریم

تکرار میکنم تا شاید یادتون بره
محل گفتکو هست سر موضوعی که بشه روی نقاطی مشترک پیداکرد و روش صحبت کرد .
ترس نداریم ما ، حداقل مباحثات موجود گواه این موضوع هستن و همین تاپیک نمونه ای دیگه از عدم ترس ما
عقاید شما از اسلام چیست؟
محل گفتکو نیست مگه اینجا پس عقیده خودتون رو عرضه کنید بر ماBlush

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دوست حقیقت
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  دانشمندان غربی مرگ نظریه داروین را اعلام کردند. هادی... 11 5,031 ۲۵/خرداد/۹۳ ۲۳:۴۱
آخرین ارسال: namekarbary
Star نظر برخی فلاسفه غرب در مورد فلسفه اسلامی + هانری کربن! zarati313 7 8,291 ۲۲/خرداد/۹۲ ۸:۲۸
آخرین ارسال: ELENOR

پرش در بین بخشها:


بالا