تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: سریال ""ستایش""
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9

[تصویر: 9-1.jpg]


سعيد سلطاني کارگردان توانا و شناخته شده تلويزيون است که معروفيتش را به واسطه سريال موفق «پس از باران» کسب کرده است.

سلطاني فارغ التحصيل سينما از دانشکده هنر است. او مدتي کارمند آموزش و پرورش بود ولي به خاطر فعاليت هاي تلويزيون و کارگرداني اش در سال 1370 از آن کار استعفا داد و به کارگرداني فيلم هاي کوتاه پرداخت.
جدیدترین ساخته ی سلطانی سریال ستایش است که هر جمعه برای خانواده های ایرانی در حال پخش است ...علاوه بر ریتم کند و زمان طولانی سریال از ویژگی های اثار سلطانی است نکته ای دیگر نظر حقیر را نسبت به این سریال جلب کرده است (ضمن اینکه من اصلا تلویزیون نمیبینم اما خانواده بسیار علاقه به این سریال دارند و من نیز بعضی از قسمت های این سریال را دیدم)اینکه چرا بازیگران این فیلم یک به یک میمیرند ؟
پاسخ : این فیلم یک تراژدی است

اما واقعا در تراژدی چنین اتفاقی میفتد؟/تراژدی چیست؟/ تراژدی از دید فلاسفه !

تراژدی، غم‌نامه یا سوگنامه، یکی از شکل‌های نمایش است که ریشه در مناسک مذهبی یونان باستان دارد .

- اجزای تراژدی از دید ارسطو:

هسته داستان ، که ترتیب منظم و منطقی حوادث و اعمال است.
قهرمانان و اشخاص ، که بازیکنان نمایشنامه می‌باشند.
اندیشه‌ها، که حرف‌های قهرمانان یا نتایج اعمال آنان است.
بیان یا گفتار، که نحوهٔ کاربرد و تأثیر کلمات در تراژدی است. طرز بیان باید سنگین و موزون باشد.
آواز کُر، آوازهایی است که دسته‌های همسرایان در تراژدی می‌خوانند.
وضع صحنه یا منظر نمایش، که مربوط به صحنه آرایی و صحنه سازی است

[تصویر: 938471210_orig.jpg]

قهرمان تراژیک

تطهیر و تزکیه، ترجمه واژه یونانی کاتارسیس Catharsis است که از اصطلاحات مشهور نقد ادبی است ومفهوم آن این است که بیننده بعد از دیدن تراژدی از این که خود دچار چنان سرنوشتی نشده‌است احساس سبکی کند. در تراژدی، معمولاً قهرمان می‌میرد و این مرگ دلخراش باعث کاتارسیس می‌شود. ارسطو می‌گوید قهرمان تراژدی در ما هم حس شفقت را بیدار می‌کند و هم حس وحشت و هراس را. او نه خوب است و نه بد، مخلوطی از هر دواست، اما اگر از ما بهتر باشد، اثر تراژدی بیشتر می‌شود. قهرمان بر اثر بخت برگشتگی یا بازی سرنوشت، ناگاه از اوج سعادت به ورطهٔ شقاوت فرو می‌افتد. تغییر سرنوشت نتیجهٔ فعل خطایی است که از قهرمان سرزده‌است. به قول محققان غربی او بر اثر نقطه ضعفی که دارد مرتکب اشتباه می‌شود. به این نقطه ضعف در یونانی، همرتیا گویند که در انگلیسی به تراژیک فلاو یعنی نقطهٔ ضعف تراژیک ترجمه شده‌است. یکی از رایج‌ترین انواع نقطه ضعف در تراژدی‌های یونانی، هوبریس به معنی غرور است. از خود راضی بودن و اعتماد به نفس بیش از حد که باعث می‌شود قهرمان تراژدی به نداها، اخطارها، علائم درونی و قلبی و آسمانی توجه نکند و از قوانین اخلاقی منحرف شود.


تراژدی و فلسفه

اهمیت تراژدی در فرهنگ غرب تا آنجاست که توجه فیلسوفان بزرگی چون افلاطون، ارسطو، سنکا، هگل، دیوید هیوم، نیچه، آرتور شوپنهاوئر، برک، مارتین هایدگر، سارتر و کامو و منتقدین و زیبایی شناسان برجسته‌ای همچون هوراس، کاستلووترو، گوته، گئورگ لوکاچ و … را به خود جلب کرده‌است. به باور افلاطون تراژدی روایتی است تقلیدی اما ارسطو تراژدی را تقلید عملی جدی وکامل به صورت نمایشی و نه روایتی می‌داند که شامل تغییرات ناگهانی است که به موقعیتی چنان ناگوار منتهی می‌شود که درتماشاگران دو احساسِ ترحم و ترس را ایجاد می‌کند. امر تراژیک به عنوان هسته و جوهر اصلی تراژدی از نظرآیسخولوس راهی است برای رسیدن قهرمان تراژیک به شناخت تراژیک ؛ «پاثین ماثین» یعنی «رنج بردن برای آموختن». درنگرش فلسفی «امر تراژیک»، به محدودیت، فرجام ناگوار زجر و رنج قهرمان، دستیابی قهرمان به شناخت رنج آور، احساس ناگوار و فقدان معنا می‌شود. هرچند درجهان‌شناسی یونان باستان خدایان قانون هستی اند و برانسان و زندگی او مسلط اند اما تراژدی عرصه تقابل خواستِ قهرمان تراژیک با خواست خدایان نیز هست که به دو صورت کنشی و واکنشی رقم می‌خورد. درتقابل قهرمان تراژیک با تقدیر یونانیان به تقدیر همچون نیرویی اسرار آمیز و مقتدر اعتقاد داشتند که حتی خدایان مطیع آن بودند از اینرو اساس امر تراژیک مبارزه قهرمانانه اما منجر به شکست قهرمان تراژیک دربرابر تقدیر است.


[تصویر: vzrar5rlk6ct22fkyjrq.jpg]

اما خود تراژدی زیر مجموعه ی درام است درام نام ژانری در سینماست که در آن کاراکترهای فیلم در چارچوبی واقعی با مشکلات احساسی روبرو می‌شوند. بطور کلی فیلم‌های این ژانر را می‌توان بصورت زیر طبقه‌بندی کرد:

درام تاریخی: مانند احساس، ویسکونتی، ۱۹۴۵
درام سانتیمانتال
درام روانشناختی: مانند Le jou r se lève, de Carné, 1939
درام اجتماعی: مانند Les plus belles années de notre vie, de Wyler, 1946
ملودرام: مانند Mirage de la vie, de Douglas Sirk, 1958
کمدی دراماتیک: مانند À nos amours, de Pialat, 1983


نمونه ای از معروفترین تراژدی های یونان و موضوعات انها :
ملتمسان : دربارهٔ فرار زنی از شوهرش است.
مصریان : دربارهٔ زنانی است که شوهرشان را می‌کشند.
پارسیان : دربارهٔ نبرد یونانیان و ایرانیان است.
هفت سرکرده بر ضد تبس : مجموع سه تراژدی است:
لائیوس : دربارهٔ مردی است که به مرد دیگری که مهمانش است تجاوز می‌کند.
اودیپوس : دربارهٔ پدرکشی و زنای با محارم است.
هفت سرکرده : حول محور برادرکشی می‌گردد.
"پرومتئوس در بند" و "پرومتئوس از بند رسته" : دربارهٔ شکنجه شدن یک خدا است. که نحوه استفاده از آتش را به انسانها آموخت .

اورستئیا مجموعهٔ سه متن است:

آگاممنون : دربارهٔ آدمخواری، شوهرکشی، و هووکشی است.
خوئه فوروئه : دربارهٔ مادرکشی است.
ائومنیدس : دربارهٔ محاکمهٔ یک مادرکُش است.
آژاکس : دربارهٔ دیوانگی و خودکشی این پهلوان است.
آنتیگونه : دربارهٔ دختری که به مخالفت با قوانین کشور برمی‌خیزد.
اودیپ شهریار (جبار): دربارهٔ تقدیر و زنای با محارم و پدرکشی است.
الکترا : دربارهٔ قتل به‌خاطر زنای با محارم است.
تراخینیائه : دربارهٔ کشتن شوهر به خاطر آوردن هوو است.
تجاوز به هلن : مضمونی دارد که از نامش هویداست.
هیپونوموس : دربارهٔ کسی است که دخترش را می‌کشد.

البته در سریال ستایش ما شاهد یک تراژدی هستیم که طرفداران مخصوص خود را دارد اما چرا بازیگران یک به یک میمیرند ؟ این چه نوع تراژدی است که مرگ های زنجیره ای در سریال راه می اندازد ؟نویسنده ی مطلب با تراژدی مخالف نیست اما تراژدی در چه حد برای صدا و سیمای جمهوری اسلامی مجاز است ؟ چرا از تریبون ملی باید تا این حد ناامیدی القا شود ؟؟؟بازیگران این فیلم که یک به یک در فضای تاریک سریال اقای سلطانی میمیرند ؟؟؟ کجای هنر و ادبیات نمایشی چنین مجوزی به اثر داده میشود ؟
من از تراژدیهای یونانی و رومی اسم بردم اما فرهنگ برهنه یونان و وحشی روم کجا ؟ فرهنگ اسلامی کجا ؟ تراژدی را در اثارتان نشان دهید نه اینکه سه نفر از کاراکترها را سینه ی قبرستان بفرستید...یکی را فلج کنید و خدا میدانید در اینده ی این سریال چه خواهیم دید !!!

(۳۱/خرداد/۹۰ ۲۰:۲۲)Reza_Jackman نوشته است: [ -> ]البته در سریال ستایش ما شاهد یک تراژدی هستیم که طرفداران مخصوص خود را دارد اما چرا بازیگران یک به یک میمیرند ؟ این چه نوع تراژدی است که مرگ های زنجیره ای در سریال راه می اندازد ؟
نویسنده ی مطلب با تراژدی مخالف نیست اما تراژدی در چه حد برای صدا و سیمای جمهوری اسلامی مجاز است ؟ چرا از تریبون ملی باید تا این حد ناامیدی القا شود ؟؟؟بازیگران این فیلم که یک به یک در فضای تاریک سریال اقای سلطانی میمیرند ؟؟؟ کجای هنر و ادبیات نمایشی چنین مجوزی به اثر داده میشود ؟
من از تراژدیهای یونانی و رومی اسم بردم اما فرهنگ برهنه یونان و وحشی روم کجا ؟ فرهنگ اسلامی کجا ؟ تراژدی را در اثارتان نشان دهید نه اینکه سه نفر از کاراکترها را سینه ی قبرستان بفرستید...یکی را فلج کنید و خدا میدانید در اینده ی این سریال چه خواهیم دید !!!

از روزی این سریال پخش شد از روی نام آن مشخص بود که کل ماجرا حول کاراکتر "ستاش" می چرخد.
و در قسمت قبل (قسمتی که طاهر می میرد) کامل مشخص بود که این کاراکتر نیز حذف خواهد شد
در واقع این سریال می خواهد امید و سختی های یک شخصیت را به نمایش بگذارد
و جدال بین چند نفر که فقط حق با یکی از آنهاست.

به نظر من این سریال نمی خواهد نا امیدی را به تصویر بکشد. بلکه امیدواری را زنده می کند
در ضمن باید ببینیم که آخر داستان به کجا ختم می شود، آیا شخصیت "محمد" که در حال حاضر کودکی بیش نیست، باید در آینده ایفای نقش کند؟

شاهنامه آخرش خوش است.
سلام

من این سریال را ندیده ام ،

[تصویر: 9-1.jpg]

آیا این عکسی که در پست اول همین تاپیک است ، متعلق به همین سریال ستایش است !

مگر این سریال ساخت صدا وسیما نیست ، پس چرا این دختره( ستایش ) بی حجاب است !؟

Huh
من بعید میدونم این خانم ستایش باشه هیچ شباهتی نداره
خودتون هم که میدونید تا هر چی میشه سریع ممنوع تصویر درحالی که تو فیلم های جدید هم داره بازی میکنه
در مورد نقد هم
حالا این ناامیدی اینقدر پررنگ نیست ! که بشه بهش گیر داد
نقل قول:و در قسمت قبل (قسمتی که طاهر می میرد) کامل مشخص بود که این کاراکتر نیز حذف خواهد شد
در واقع این سریال می خواهد امید و سختی های یک شخصیت را به نمایش بگذارد
و جدال بین چند نفر که فقط حق با یکی از آنهاست.

به نظر من این سریال نمی خواهد نا امیدی را به تصویر بکشد. بلکه امیدواری را زنده می کند
در ضمن باید ببینیم که آخر داستان به کجا ختم می شود، آیا شخصیت "محمد" که در حال حاضر کودکی بیش نیست، باید در آینده ایفای نقش کند؟

محمد جان بحثی نیست که این بچه اینده اش چی میشه و اینکه پایان خوشی داره ...بحث اینه که چرا دونه دونه شخصیت ها میرن سینه ی قبرستون ...گفتن تراژدی نگفتن قتل عام راه بندازن توی فیلم...منم گفتم با تراژدی مخالف نیستم ولی این سریال شورشو در اورده .
البته من نمیدونم پسر ستایش توی فیلم نقش کلیدی داره یا نه ...اما اگه ستایش در فیلم موفق بشه جلوی پدر طاهر وایسه اونوقت فیلمش فمینیستی میشه ...عین سریال پدر سالار و نرگس

نقل قول:آیا این عکسی که در پست اول همین تاپیک است ، متعلق به همین سریال ستایش است !

مگر این سریال ساخت صدا وسیما نیست ، پس چرا این دختره( ستایش ) بی حجاب است !؟

این عکس اقای سعید سلطانیه همراه با کاراکتر فیلم شکرانه اگه اشتباه نکنم که چند سال پیش ماه رمضون از شبکه 5 پخش میشد ...همون دختره تاجیکستانی .
باز یک فیلم موفق شد واسش تراژدی ساختنDodgyDodgyDodgy
نقل قول:باز یک فیلم موفق شد واسش تراژدی ساختنDodgyDodgyDodgy

البته نمیدونم کجای حرفای من تراژدی بود ... اما اگه منظورتون موفقیت تم تکراری سریال پس از باران و سریال نرگس در قالب جدیده من حرفی ندارم SmileSmileSmile
من میخوام بدونم نظر شما راجع موفقیت این سریال چیه ؟ چه نکته ی موفقیت امیزی توی این سریال هست لطفا بفرمائین
اولا به قول محمد جان داره اميدواري رو زنده ميكنه و اينو ميفهمونه كه همه چي دست خداست و اون اگه بخواد همه چي درست ميشه نكته ي بعدي هم قابل توجه ادم هاي پول دوسته كه فكر ميكننن چون پول دارن دنيا مطيع ايناست و..ديگه اين كه اخر عاقبت انيس رو نشون ميده و يه جور غير مستقيم ميگه و خدايي كه در اين نزديكيستSmile
و بر داشت هاي مثبت د يگه باز من در خدمتم Smile
ای کاش خدا یک کم وقت ما را هم زیاد کند
که آن را یک کم طولانی تر بگذرانیم و کارهای مفید انجام بدهیم .
سریال ستایش؟
من اگه سه بار هم عمر کنم یک بار این سریال " وقت پوچ کن " را نخواهم دید.
با احترام فراوان برای بینندگان این سریال .....
این یک داستان عامه پسند ( ناسزا نیست ها ! ) باید باشه به خاطر اینکه شخصیت های اون
یا سفید اند یعنی عالی عالی
یا سیاهند در حد جهنم
مثل داستان سیندرلا
ولی نمی دونیم چی شده اینجا شخصیت اول از ابتدا بدبخت زاده شده!
ولی در داستانهای های عامه پسند
شخصیت اول خوشبخت می شه
معمولا عمده مردم از اون خوششون میاد
چون همه چیز در سطحه
لازم نیست فکر کنی تا چیزی رو کشف کنی!
ولی تراژدی، مال خودمون رو مثال بزنیم
رستم و سهراب مال کی ( چه زمانی) ؟
8-9 قرن پیش
مال چه کسی؟
فردوسی
ولی خداییش
ای کاش بچه های بچه های ما، ما رو با این چیزها یاد نکنند!!!
راستی چرا از شاهنامه سریال نسازیم Huh
نقل قول:اولا به قول محمد جان داره اميدواري رو زنده ميكنه و اينو ميفهمونه كه همه چي دست خداست و اون اگه بخواد همه چي درست ميشه نكته ي بعدي هم قابل توجه ادم هاي پول دوسته كه فكر ميكننن چون پول دارن دنيا مطيع ايناست و..ديگه اين كه اخر عاقبت انيس رو نشون ميده و يه جور غير مستقيم ميگه و خدايي كه در اين نزديكيستSmile
و بر داشت هاي مثبت د يگه باز من در خدمتم

دوستان عزیز انگار متوجه منظور من نمیشن ...ببینید من از اول تاپیک گفتم این فیلم چه سبکی داره و اومدم سبک فیلم رو برای دوستان عزیز توضیح دادم که ویژگی هاش چیه و چطور باید ساخته بشه ...من میگم چرا توی این تراژدی همه میمیرن ؟HuhHuhHuh
خواهر گرامی فاطمه خانم هم به نکته ی خوبی اشاره کردند که از ویژگی های سریال های ماست .

نقل قول:یا سفید اند یعنی عالی عالی
یا سیاهند در حد جهنم
مثل داستان سیندرلا
ولی نمی دونیم چی شده اینجا شخصیت اول از ابتدا بدبخت زاده شده!
ولی در داستانهای های عامه پسند
شخصیت اول خوشبخت می شه
معمولا عمده مردم از اون خوششون میاد
چون همه چیز در سطحه
لازم نیست فکر کنی تا چیزی رو کشف کنی!


اصولا اگه تراژدی در داستان نباشه بی معنی میشه و کمتر مخاطب جلب میکنه منتها این تراژدی باید یه درصدی داشته باشه ولی این فیلم دیگه خیلی تراژدیه :s نمونه ی بسیار خشن و تند این مدل مردن بازیگر ها رو من فقط توی سریال اسپارتاکوس دیدم که توی فیلم دست روی هر کی میذارن طرف میمیره SmileSmileSmile حالا میگیم اون فیلم یه درام تاریخیه اما سریال ستایش چی ؟توی سریال خانه دارن درمانده هم که یه فیلم در حوزه ی سبک زندگیه ماجرای چند خانم در یک محله و زندگیشونو نشون میده داخل اون سریال هم ادم زیاد میمیره البته اونها به قتل میرسن که منتقدین نقطه ی ضعف فیلم همین مردن ها میدونن. قسمت قبل هم پدر ستایش انگار دچار مشکل شده بود فکر کنم یه بلایی سره این بنده خدا هم بیارن :s
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9
آدرس های مرجع