تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: فرازهایی از صحیفه امام خمینی
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11
اگر بنا بود که از اول، مثل سایر انقلاباتی که در دنیا واقع می‌شود، پشت سر انقلاب یک چند هزار از این فاسدها را در مراکز عام می‌آیند دار می‌زنند و آتش می‌زنند، تمام بشود قضیه؛ نمی‌گذارند که یک روزنامه‌ای بشود، الاّ آن روزنامه‌ای که خودشان می‌‌خواهند. الآن انقلاب اکتبر که این قدر وقت از آن گذشته، باز روزنامهْ مردم ندارند؛ باز حزبی در کار نیست، یک حزب بیشتر نیست. اینها دارند برای آنها سینه می‌زنند!
اگر در اینجا از یک حزب فاسد جلو بگیرند، می‌گویند آی! شد یک حزبی؛ شد «رستاخیز». ما می‌خواهیم رستاخیز بشود.

ما یک حزب را، یا چند حزب را، که صحیح عمل می‌کنند می‌گذاریم عمل بکنند، و باقی همه را ممنوع اعلام می‌کنیم، و همۀ نوشتجاتی که اینها داشته‌اند، و برخلاف مسیر اسلام و مسیر مسلمین است، ما همۀ اینها را از بین خواهیم برد.
ما بعد از اینکه فهماندیم به اینها که شماها دیکتاتور هستید، ما آزادیخواه بودیم و شما نگذاشتید، ما آزادی دادیم و شما نگذاشتید این آزادی باقی بماند، حالا که این طور شد، ما انقلابی با شما رفتار می‌کنیم.
هرچه می‌خواهند روزنامه‌های خارج بنویسند، هرچه می‌خواهند توابع صهیونیسم‌ها و امثال اینها هرچه دلشان می‌خواهد فریاد بزنند. اینها هم اگر چنانچه هرچه دلشان می‌خواهد توی خانه‌هایشان بروند و فریاد بزنند؛ لکن بیرون دیگر نمی‌توانند؛ اینها باید منزوی بشوند.
...
بنابراین، در کمال تأسف ما دیگر نمی‌توانیم آن آزادی که قبلاً دادیم بدهیم؛ و نمی‌توانیم بگذاریم این احزاب به کار خودشان و فسادهایی که داشتند می‌کردند و می‌کنند بدهند. مردیکۀ سرمایه‌داری که چه است ـ که من حالا نمی‌خواهم اسم کثیفش را ببرم ـ یک مردیکۀ سرمایه‌داری همۀ این غائله‌ها را ایجاد کرد، در آن چند روز پیش از این، و بعد هم حالا فرار کرد. ما نمی‌توانیم مهلت بدهیم. شرعاً جایز نیست برای ما دیگر مهلت.
تا آنجایی که ما می‌توانستیم و خطا هم کردیم! و من تصدیق می‌کنم که خطا کردیم، هم ما خطا کردیم، هم دولت خطا کرد، هم شورای (انقلاب) خطا کرد؛ همۀ ما خطا کردیم. ما خیال می‌کردیم که ما با انسان سر و کار داریم، پس با انسانیت رفتار بکنیم، معلوم شد نه. ما با انسان سر و کار نداریم، ما با حیوانات درنده سر و کار داریم! نمی‌شود با حیوانات درنده ما ملایمت بکنیم، و نمی‌کنیم دیگر ملایمت.

جلد 9،ص 299 و 300
تاریخ سخنرانی : 58/5/27
تقریبا هفت ماه بعد از انقلاب
در حضور نمایندگان مجلس خبرگان

نقل قول:آزادی بیان به شرط رعایت مقدمات میتواند وجود داشته باشد .
حق داشتن مجله و هفته نامه ندارند

حق داشتن شب شعر و مجالس فرهنگی ندارند

حق داشتن وبلاگ خبری ندارند

حق شنیدن صدای فرزندانشان پشت خط تلفن را ندارند

حق برگزاری مراسم مذهبی در مکان های مذهبی سربسته هم ندارند

کاندید واجد شرایطشان نمی تواند صلاحیت نماینده اقلیت مذهبی شدن در مجلس را ندارد

اگر به راهپیمایی نیایند از این بدتر هم می شود

صفحه سوم شناسنامه اشان برای استخدام باید فتوکپی شود

جلسات تفتیش عقیده و کلاس های پرورش معنوی - که توسط روحانیون مسلمان و غیر هم دین برگزار می شود - اجباریست و نباید قطع گردند...


اگه اینا رو رعایت کنند اونوقت می تونن عقاید خود را بیان کنند.

تازه کمونیست ها که هیچی. مرحوم خلخالی گرانقدر، آن بزرگوار عادل منصف آن مرد فوق العاده آنچنان هم با مارکس ها موافق نبوده
«فعالیتهای احزاب اگر چنانچه مُضر نباشند، آزاد است» (صحیفه امام، ج 4، ص 432)

بعد از پیروزی انقلاب و در اوایل سال 1358 :
«در چهارچوب جمهوری اسلامی تمامی احزاب می توانند آزادانه اظهارنظر بکنند ولی خرابکاری در امور سیاسی را تحمل نخواهیم کرد.» (صحیفه امام، ج 9، ص 297)

جو ملتهب اول انقلاب و نبود نظارت کامل...حتی وجود اسلحه و نیروهای شبه نظامی در بعضی از گروهها به جو ملتهب آن زمان دامن می زد
«به تمام گروهها و سازمانها و احزاب و دستجات در سراسر ایران اعلام می شود که اگر سلاح خود را تحویل دهند و اظهار ندامت کنند، به آنان تأمین داده می شود و می توانند برادروار در کشورشان زندگی نمایند و آنچه گذشته است، مورد عفو است... شما مخالفان جمهوری اسلامی در این دو سال باید درک کرده باشید که نمی توانید با ملتی که در راه کشور و اسلام از جان گذشته است، مقابله کنید و پس از رنجها و زحمتها و جنایات، ناچار تسلیم خواهید شد. پس بهتر آن است که هرچه زودتر به ملت بپیوندید و از گرایش به شرق و غرب خودداری نمایید و برگشت خود را به آغوش ملت و اسلام اعلام نمایید تا مورد حمایت ملت قرار گیرید.» (همان، ج 14، ص 252ـ 253)

امام در این رابطه و در جمع علما و روحانیون در اردیبهشت سال 1360 فرمودند:
«شما الآن می بینید که بعض احزابی که انحرافی هستند و ما آنها را جزء مسلمین هم حساب نمی کنیم، مع ذلک، چون بنای قیام مسلحانه ندارند و فقط صحبتهای سیاسی دارند، هم آزادند و هم نشریه دارند به طور آزاد... ما البته میل داریم که همة گروهها و همة احزاب به اسلام برگردند و راه مستقیم اسلام را پیش بگیرند و همه مسلم بشوند. بر فرض اینکه نشدند، مادامی که آنها با ما جنگی ندارند... و در مقابل اسلام قیام مسلحانه نکرده اند، به طور آزاد دارند عمل می کنند و به طور آزاد حرفهای خودشان را دارند می زنند.» (همان، ج 14، ص 343)

و در جای دیگر فرمودند:
«ما به شما بگوییم نه حزب توده را به واسطه حزب توده بودنش و نه بهایی را به واسطه بهایی بودنش این محاکم ما محاکمه کردند و حکم به حبس دادند. اینها مسائل دارند، حزب توده را خودشان آمدند همه حرفهایشان را زدند و سابقه دارند اینها» (همان، ج 17، ص 460)

«اگر در یک ملتی اختلاف سلیقه نباشد، این ناقص است. اگر در یک مجلسی اختلاف نباشد، این مجلس ناقصی است. اختلاف باید باشد، اختلاف سلیقه، اختلاف رأی، مباحثه، جار و جنجال اینها باید باشد، لکن نتیجه این نباشد که ما دو دسته، بشویم دشمن هم. باید دو دسته باشیم در عین حالی که اختلاف داریم، دوست هم باشیم.» (همان، ج 21، ص 47)

منبع
کلی گویی !بودن و ماندن در فضای انتزاعی و موهومی به همراه مقداری چاشنیه خود عالم پنداری ! نه تنها قضیه را حل نخواهد کرد بلکه موجب پیچیده تر شدن موضوع هم میشود ! لازم است ابتدا وارد فضای واقعی شویم و بعد از اینکه پایمان به زمین خاکی چسبید در مورد مسائل بدون احساسات حرف بزنیم !
مثلا میشود بحث کرد که ازادی بیان چیست؟
ایا داشتن مجله و شب نشینی جزو ازادی بیان است ؟
آیا در اوج مبارزه با جریان تکفیری سنگ اندازی برای مجازات و برخورد با این جریان آزادی بیان است ؟
آیا توهین و افترا به اسم وبلاگ نویسی آزادی بیان است !
تا زمانی که احساس بر عقل حکمفرماست به نظرم چنین بحث هایی به نتیجه نخواهد رسید .
(۱۴/تیر/۹۵ ۱۸:۰۰)میثم2 نوشته است: [ -> ]و ما آنها را جزء مسلمین هم حساب نمی کنیم،


بعله خب قبلا فک میکردم تشخیص " مسلم " بودن یا نبودن افراد با خدا باشه.SurpriseSurprise

آقای عمار اون چیزی که اسمش رو میذارن " توهین و افترا " واقعیات جامعه است.
حقایقی هست که اتفاق افتاده و شخص بیان کننده از اون ناراحت بوده.
(۱۴/تیر/۹۵ ۱۸:۱۳)عمار94 نوشته است: [ -> ]کلی گویی !بودن و ماندن در فضای انتزاعی و موهومی به همراه مقداری چاشنیه خود عالم پنداری ! نه تنها قضیه را حل نخواهد کرد بلکه موجب پیچیده تر شدن موضوع هم میشود ! لازم است ابتدا وارد فضای واقعی شویم و بعد از اینکه پایمان به زمین خاکی چسبید در مورد مسائل بدون احساسات حرف بزنیم !
مثلا میشود بحث کرد که ازادی بیان چیست؟
ایا داشتن مجله و شب نشینی جزو ازادی بیان است ؟
آیا در اوج مبارزه با جریان تکفیری سنگ اندازی برای مجازات و برخورد با این جریان آزادی بیان است ؟
آیا توهین و افترا به اسم وبلاگ نویسی آزادی بیان است !
تا زمانی که احساس بر عقل حکمفرماست به نظرم چنین بحث هایی به نتیجه نخواهد رسید .

حواسم نبود شما دانای کل هستی.
ببخشید پریدم وسط حرفRose
اینها می‌خواهند که تمام مخازن ما را ببرند؛ و این ملت بیچاره بعد از اینکه نفتش رفت و منابعش از بین رفت، بعد چه باید بکند؟ خدا می‌داند چه باید بکند.
این آقا می‌گوید که باید از خورشید ما چیز بگیریم! تو چراغ نفتی را نمی‌توانی روشن کنی!! شما می‌خواهید از خورشید قدرت بگیرید؟! این حرفها چه است؟ این حرفها برای اغفال مردم است!
تمام این صحنه سازیهایی که دارند می‌کنند برای این است که این مردکه را نگهش دارند آنها با قدرتهای خودشان.
نوفل لوشاتو
57/7/17
جلد 3 صحیفه،ص 489
خدایا باورم نمیشه Surprise
انرژی خورشیدی رو ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ Surprise
(۱۴/تیر/۹۵ ۲۲:۵۵)پارمیس نوشته است: [ -> ]خدایا باورم نمیشه Surprise
انرژی خورشیدی رو ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ Surprise
سلام
خوب جمله رو دقت کنید، منظور امام اینه، یه شاه دیکتاتور که کشور رو تو عقب موندگی علمی و فرهنگی نگهداشته داره نفت و انرژی که داریم رو مفت به باد میده، به قیافش نمیخوره از این حرفا بزنه، از این تکنولوژی ها بگه، 40 سال هیچ کاری نکرده الان اره انقلاب میشه تازه یاد تکنولوژی افتاده

البته اشتباه از شما نیست بعضی دوستان به خاطر بدبینی که دارن
میخوان اینجوری به خیال خودشون ...
اینکه صحبت های امام که تو شرایط خاص و با منظور خاص گفته شده (که در شرایط دیگه عکس اون حرف گفته شده)و باید دید چه شرایطی بود و مصداق کلماتی که به کار رفته چی بود
فقط یه جمله خاص رو بیاریم (که ظاهری منفی داره) بدون توضیح، تا بتونیم ازش برداشت خودمون رو داشته باشیم از نظر اخلاقی کار درستی نیست
اسلام با فساد مخالف است نه با تمدن
اینها می ترساند شما را از حکومت اسلامی ، می گویند اگر حکومت اسلامی باشد زن ها را می کنند توی یک اطاق و درش را قفل می کنند ، تا آخرت توی آن اطاق باقی باشید . زن ها در صدر اول اسلام جنگ می رفتند بیشتر آنها در طول جنگ بودند برای مداوای زخمی ها ، بیشتر از انتظار . . . . . شما یک سینمای اخلاقی ، یک سینمای آموزنده بیاورید ، اگر یک کسی با آن مخالفت کرد .
با آن مراکز فساد دولت اسلام مخالف است ، نه با تمدن مخالف است . این تمدن است که سرتاسر یک مملکتی آنقدر مرکز فساد داشته باشد ؟ کتابخانه نداشته باشد ، مرکز فساد داشته باشد ؟ با این مخالف است ، نه با ترقی مخالف است . مردک در یکی از حرف هایش آنوقت که ما قم بودیم ، در یکی از حرف هایش گفت که این آخوندها می گویند که ما نمی خواهیم این تمدن را ، اینها می خواهند با الاغ بروند ، از این قبیل . خوب آدم چه بکند با یک همچنین آدمی ؟ حالا آمده است بعد از این همه حرف هائی که یک وقت گفت که این ملاها مثل حیوان نجس هستند از ایشان احتراز کنید ، یک وقت گفت که اینها با کرم ها ، مثل کرم هائی می مانند که در نجاست می غلطند ، همین آقا به جامعه روحانیت این حرف ها را زد حالا آمده است می گوید که (علمای ، مراجع عظام و علمای اعلام ) خوب میدانند دروغ میگویی . احتمالش که یکی بدهد نقص دارد در ادارک . در هر صورت خداوند شماها را تایید کند ، موفق باشید ، همه با هم باشید ، آقا اگر چنانچه متفرق بشوید ، کاری از پیش نمی برید ، یکی یکی کار از پیش نمی رود ، همه با هم مجتمع ، یدالله مع الاجماعه . والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
تاریخ : 17/8/57 مصاحبه امام خمینی با رادیو تلویزیون ژاپن

جلد 3 صحیفه،ص 119
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11
آدرس های مرجع