تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: چند درصد احادیث کتاب اصول کافی صحیح اند؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5
سلام عبدالرحمن گرامی
دقیقا در این تاپیک چه چیزی تخریب شده؟

بحث در مورد اینه که وقتی حدیثی رو می شنوید باید در مورد صحت حدیث هم تحقیق کنید. خوشبختانه سایتهایی مثل سایت askdin وجود دارند که می تونید از طریق اونها در مورد صحت احادیث استعلام کنید. چه اشکالی داره که این مطالب به کاربران سایت معرفی بشن؟

شما هم خوبه در این مورد تحقیق کنید. اگر مطلب نادرستی رو مشاهده کردید اشاره کنید تا تصحیح بشه.
(۱۹/مهر/۹۵ ۱۱:۰۵)سعدی نوشته است: [ -> ]سلام عبدالرحمن گرامی
دقیقا در این تاپیک چه چیزی تخریب شده؟

بحث در مورد اینه که وقتی حدیثی رو می شنوید باید در مورد صحت حدیث هم تحقیق کنید. خوشبختانه سایتهایی مثل سایت askdin وجود دارند که می تونید از طریق اونها در مورد صحت احادیث استعلام کنید. چه اشکالی داره که این مطالب به کاربران سایت معرفی بشن؟

شما هم خوبه در این مورد تحقیق کنید. اگر مطلب نادرستی رو مشاهده کردید اشاره کنید تا تصحیح بشه.

سلام سعدی گرامی
یه زحمت بکش این دوتا پست روبرسی سندی انجام بده و هرکدوم رو که مشکل داشت و در بین احادیث صحیح و متواتر نبود بهم بگو تا حذف کنم.

احادیث اخلاقی و عبادی

جناب سعدی ، شما میخوای روشن کنی که هر کلام رو برسی کنین و ... قبول الان بنده برای یک مقاله 200 حدیث دارم و تو منابع اصیل ازش به عنوان احادیث صحیح و متواتر یاد شده ، الان وظیفه من چی هست؟ ایا برم خودم هم برسی کنم؟یا اینکه اعتماد کنم؟ یا اینکه اگه یدونه رو این بین با وجود صحت بر خلاف عقل دیدم بگم پس مشکل داره و الان بشینم خودم برسی سندی کنم؟
توضیحات به قدری تو پستهای پیشین واضح و روشن بود که من تعجب میکنم از اینکه شما دنبال پاسخ پیشفرض خودتون هستین و اصلا سعی نمیکنین کمی حداقل مطالب پیشین رو تامل کنین.

مدیر و ناظر بخش محترم اگه موضوع رو متناسب و ادامه دار میبینن مساعدت لازم رو انجام بدن و در غیر این صورت تاپیک بسته بشه .
آدم متاسف میشه برخی موضع گیری ها رو میبینه که به دین نگاه جامد دارند و تهمت میزنند برای از راه به در کردن حریف.
اگه دلیل دارید بیارید یک مسئله رو ثابت کنید یا رد کنید .
.
مشخصه که اصول کافی از کتبی هست که مهم هست . هر کس با یک سرچ ساده میتونه بفمهمه که این کتاب و نویسنده ش چه جایگاه علمی -دینی دارند . نویسنده سعی کرده حداکثر تلاشش رو داشته باشه .اما طبیعتا به علت جامعیت بعضی از روایات ضعیف السند هستند که طبیعتا محقق این کتاب ترجیح داده در کتاب باشند .
نویسنده اگر چه داشمند بوده اما معصوم که نبوده که برای صحت روایت فقط چون در این کتاب چیزی نوشته شده قبول کنیم . بهتره منابع دیگر رو هم جستجو کنیم . این اتفاق بدی نیست !
جناب مهدی سینا .. این که در أین کتاب روایات ضعیف هم هستند دلیل نمیشه کل مطالب زیر سوال بره.
سلام مهدی سینا
سوال شما رو از کارشناس سایت askdin می پرسم و پاسخش رو میارم.

سوال اینه که در چه صورت باید بررسی سندی انجام بشه؟ اگر حدیثی در ظاهر مخالف عقل نبود آیا باز هم نیاز به بررسی داره؟ و اگر تعداد احادیث زیاد بود چکار کنیم؟
(۱۹/مهر/۹۵ ۱۲:۵۰)فاطمه خانم نوشته است: [ -> ]آدم متاسف میشه برخی موضع گیری ها رو میبینه که به دین نگاه جامد دارند و تهمت میزنند برای از راه به در کردن حریف.
اگه دلیل دارید بیارید یک مسئله رو ثابت کنید یا رد کنید .
.
مشخصه که اصول کافی از کتبی هست که مهم هست . هر کس با یک سرچ ساده میتونه بفمهمه که این کتاب و نویسنده ش چه جایگاه علمی -دینی دارند . نویسنده سعی کرده حداکثر تلاشش رو داشته باشه .اما طبیعتا به علت جامعیت بعضی از روایات ضعیف السند هستند که طبیعتا محقق این کتاب ترجیح داده در کتاب باشند .
نویسنده اگر چه داشمند بوده اما معصوم که نبوده که برای صحت روایت فقط چون در این کتاب چیزی نوشته شده قبول کنیم . بهتره منابع دیگر رو هم جستجو کنیم . این اتفاق بدی نیست !
جناب مهدی سینا .. این که در أین کتاب روایات ضعیف هم هستند دلیل نمیشه کل مطالب زیر سوال بره.

سرکار خانم فاطمه بحث تعصب نیست که بگیم چون مثلا شیخ کلینی و شیخ صدوق و علامه مجلسی چون عالام و مجتهد و .... بودن دیگه ما حرفشون رو 100% قبول داریم خیر بنده فکر نمیکنم هیچ بچه شیعه ای چنین حرفی رو قبول کنه ،
موضوع مظروحه از سمت دیگه هست ، جناب سعدی و فاطمه خانم و دیگر دوستان یه پرسش میکنم ، علت وجود این اخادیث ( ضعیف مجهول و مجعول و ...... ) تو این کتابها چیه؟
لطفا پاسخ رو به روشنی بدید.
(۱۹/مهر/۹۵ ۱۲:۵۰)فاطمه خانم نوشته است: [ -> ]جناب مهدی سینا .. این که در أین کتاب روایات ضعیف هم هستند دلیل نمیشه کل مطالب زیر سوال بره.
دقیقا من هم همینو میخوام به چناب سعدی بگم ، پیشنهاد میکنم دوستان کمی در باب علوم حدیث مطالعاتی داشته باشن چون خیلی از شبهات و ایرادات مطورحه پاسخی در حد 1 خط و حتی کمتر دارن ولی دوستان بدون تامل و با پاسخها و موضع های از قبل مشخص شده دنبال پاسخ هستن.

دوستان به من لطف کنن بگن ، وجود احادیث ضعیف و ... تو کتب حدیثی دسته اول همچون کتب اربعه و ... چی میتونه باشه؟

بعد جناب سعدی شما این حرف که


چند درصد احادیث کتاب اصول کافی صحیح اند؟
این رو درباره دیگر موضوعات هم مطرح کن اونم باب کتب اهل سنت ؛ مثلا چند درصد کتاب صحیح بخاری درست هست Big Grin

کارشناس شبکه ناصبی کمله که میگفت 80% 90% صحیح هست و بعد که میگفتن کدوما هست دیگه پاسخ نمیداد.
ما تکلیفمون مشخصه و معلوم که حدیث ضعیف هست یا نه ولی کسی که فقط صرف اینکه بیاد بگه این غلط اون ضعیف و اون مجعول و ... این رو شخصا نمیپذیرم ، مثل این که من که تخصصم تو رشته ای نیست بیام نظر بدم .



(۱۹/مهر/۹۵ ۱۲:۵۵)سعدی نوشته است: [ -> ]سلام مهدی سینا
سوال شما رو از کارشناس سایت askdin می پرسم و پاسخش رو میارم.

سوال اینه که در چه صورت باید بررسی سندی انجام بشه؟ اگر حدیثی در ظاهر مخالف عقل نبود آیا باز هم نیاز به بررسی داره؟ و اگر تعداد احادیث زیاد بود چکار کنیم؟
الان یه حدیث درباره معاد بخواد توضیح بده ایا عقل میتونه درکش کنه؟و یا عذاب قبر و پرسش و پاسخ درون قبر تو شب اول و اصلا درباره بعد از مرگ و یا مواردی که عقل توش واله هست؟شما جایگاه عقل ور هم بپرس خوبه .
جناب سعدی و فاطمه خانم و دیگر دوستان کتب علوم حدیث رو مطالعه بفرمایید .
دوستان دقت کنین این مطلب رو البته ممکن هست این کلام برای دوستان تو تحلیل مطالب کمی دشواری ایجادکنه ولی هدف از اوردن این مطلب این هست که بدونین کار یک محدث و رجال شناس و ... چقدر سخت هست که تو نقل و برسی چه ها میکشد
نقل قول:هشام بن حکم از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است:
مغیرة بن سعید از روی عمد و غرض‏ورزی بر پدرم (امام باقر علیه‏السلام) دروغ می‏بست. یاران مغیرة در جمع اصحاب امام باقر (علیه السلام) می‏آمدند و نوشته‏ها و روایات را از ایشان می‏گرفتند و به مغیره می‏رساندند، و او در لابلای آن نوشته‏ها مطالب کفرآمیز و باطل را می‏افزود و به امام باقر (علیه السلام) نسبت می‏داد و آنان را امر می‏کرد تا آن مطالب را به عنوان آرای امام در میان شیعه رواج دهند. پس آن چه از مطالب آمیخته به غلو در روایات امام باقر دیده شود، افزوده‏های مغیرة بن سعید است.اختیار معرفة الرجال، جزء 3 / 225، حدیث 402.
از این دسته مطالب هست ، ولی جناب سعدی و امثال هم صرف دیدن یه عبارت ضعیف و ... سر ناسازگاری اغاز و .... .
مطالب زیاده اما امیدوارم دوستان تامل کنن تو تک تک واژه هایی که بکار میبرن.
نقل قول:مثل این که من که تخصصم تو رشته ای نیست بیام نظر بدم .
ما می تونیم به سخن متخصصان مثل کارشناسان سایت askdin اعتماد کنیم. اگر سوالی هست می تونید توی همون سایت بپرسید و جوابشو بیارید. مثلاً می تونید سوال کنید که چه احادیثی باید بررسی بشن، اگر تعداد زیاد بود چکار کنیم، به چه منابعی رجوع کنیم، اعتبار صحیح بخاری چقدره و کارشناسان هم با حوصله به شما پاسخ میدن.

این که ما متخصص نیستیم دلیل نمیشه موظف به یادگیری نباشیم. شما و جناب عبدالرحمن هم اگر جای خالی مطالبی رو می بینید از متخصصان سوال کنید و به ما هم اطلاع دهید.
نقل قول:دوستان به من لطف کنن بگن ، وجود احادیث ضعیف و ... تو کتب حدیثی دسته اول همچون کتب اربعه و ... چی میتونه باشه؟
پاسخ در صفحه قبل ذکر شده.

نقل قول:الان یه حدیث درباره معاد بخواد توضیح بده ایا عقل میتونه درکش کنه؟و یا عذاب قبر و پرسش و پاسخ درون قبر تو شب اول و اصلا درباره بعد از مرگ و یا مواردی که عقل توش واله هست؟شما جایگاه عقل ور هم بپرس خوبه .
اگر موافق باشید، این رو به عنوان یک تکلیف بدیم به جناب عبدالرحمن:

از ایشان می خوام که در این مورد تحقیق کنند و نتیجه رو بیارند.
(۱۹/مهر/۹۵ ۱۲:۵۰)فاطمه خانم نوشته است: [ -> ]آدم متاسف میشه برخی موضع گیری ها رو میبینه که به دین نگاه جامد دارند و تهمت میزنند برای از راه به در کردن حریف.
اگه دلیل دارید بیارید یک مسئله رو ثابت کنید یا رد کنید .

ببینید جناب فاطمه خانم ، دوستان این تاپیک (عبدالرحمن و مهدی سینا) نه تنها جامد و خشن نیستند بلکه بسیار هم ادم های ساده ای هستند ، اما توجه بفرمایید ساده بودن کاملا متمایز از ساده لوح بودن است .
به همان اندازه که ساده بودن خوب است ، ساده لوح بودن خطرناک و البته زشت است .

برای اینکه متوجه بشوید که چه فرآیندی رخ داد به ماجرای زیر توجه کنید ، تبدیل یک ماجرای پیچیده و نامبهم به زیر مساله های ساده همواره راهگشاست :

1.یک نفر در شان امیرالمومنین روایتی ذکر کرد و منبع آن را کتاب بحار الانوار ذکر نمودند.
2.با نگاه اول ظاهرا بخش های زیادی از روایت به طور متواتر مورد قبول مسلمانان است .
3.احتمالا منبع روایت درست ذکر نشده بود و روایت در کتاب دیگری ذکر شده .

4.فردی وارد میشود و در شروع پست 3 مینویسد:
نقل قول:جعلی بودنش که واضحه. حتی مفسران شیعه هم برای آیات ذکر شده تفاسیر متعدد آورده اند و مطمئناً معاویه می تونسته به تفاسیر دیگری تکیه کنه.

اما سوالی که پیش مییاد اینه که کاربر ما از کجا با نگاه فهمیده روایت جعلیه !!!

این خط ادامه پیدا میکنه تا ....
نقل قول:اگر یک روایت سند محکم داشته باشه، حتماً در کتابی معتبر تر از بحار الانوار هم میشه پیداش کرد. بحارالانوار کتاب معتبری نیست و مجموعه ای از تمام احادیث موجوده.
آ. پس اگر سند روایتی فقط بحارالانوار بود روایت معتبر نیست !
ب. خود کتاب بحارالانوار هم معتبر نیست !

ببینید این اولین باری نیست که من اتهام یا افترای (غیر معتبر) بودن کتب مکتب تشیع رو میشنوم .
اما این جا یک نکته ی ظریف منطقی پیش میاد ، بحث بررسی احادیث یک بحث کاملا درون سازمانی هست و البته مهم .
درون سازمانی هست به این دلیل که در فقه ما بررسی حدیث مهم است ، چون در جایی ممکن است فقیه با توجه به یک روایت رایی صادر کند که سود زیان مالی و جانی کسی در ان باشد در درجات پایین تر هم به همین صورت .روشن است که مثلا یک کشیش مسیحی (یا هر دین و مرام دیگری) حق اظهار نظر در مورد اعتبار روایات شیعی را ندارد . برای درک بهتر به مثال زیر توجه کنید : فرض کنید دانشجوی محترمی مشغول جمع اوری پایان نامه اش باشد و هیت داوری هم شروط سختی برای پذیرش آن گذاشته باشند . در اینجا تنها مرجعی که حق ارزش گذاری بر روی پایان نامه را دارد همان هییت داوری است . در درجه ی پایین تر دوستان هم رشته ی دانشجو صرفا جهت راهنمایی (و نه ارزش گذاری) هم حق اظهار نظر دارند ، در این ماجرا یک دانشجوی دانشگاه ناکجا اباد که پایان نامه اش را از پایگاه دورهمی چرت و پرت گویان ویکی پدیا دانلود کرده !! اصلا حق اظهار نظر (ان هم اظهار نظر ! نه صدور رای ) ندارد !!!

به همین خاطر هم مجتهد باید حدیث شناس باشه و اصلا مجتهد تعیین کنه کدام حدیث چه اعتباری دارد .

ببینید جناب فاطمه خانم ، نظرات بعضی از کاربران این تالار از نظر من کاملا بیات شده است و من مایل نیستم وقتم را با آنها تلف کنم (واضح است که این نظرات بیات در گذشته ، برای من بیات نبود ) و برایم مهم نیستند ، و اما در دنیای واقعی نظرات به روز تری هم تولید میشود و این انتظار از شما و دیگر دوستان تالار هست (چون بالقوه این توانایی را دارید) طور دیگری به مسائل نگاه کنید .
در هر حال در هر کجای سخنانم انحراف یا نادرستی دیدید حتما ذکر کنید .
سلام

روایتی که آقا عمار بهش اشاره می فرمایند این هست:
نقل قول:روزی معاویه «لعنة‌الله‌علیه» وارد مکه شد، گروهی بر معاویه وارد شدند و گفتند : آیا می دانی که ابن عباس تفسیر قرآن می کند؟

♦️معاویه گفت: خب ابن عباس پسر عمه ی پیغمبر بوده، او از هاشمیان است! اگر او نکند که تفسیر کند؟!

♦️گفتند: آیات را به نفع علی بن ابیطالب تفسیر می کند و ما از این قضیه شاکی هستیم!

♦️معاویه گفت: خودم رسما وارد مجلس می شوم و جمع شان را بر هم می زنم.

♦️ معاویه وارد مجلس تفسیر ابن عباس می شود، ابن عباس با چنان کیفیتی تفسیر آیات می کرد که معاویه هیچ جای اعتراضی برخود ندید!
بعد از مجلس معاویه رو به ابن عباس کرد و گفت:
♦️ابن عباس تو تفسیر آیات می کنی یا فضائل علی بن ابیطالب را بازگو می کنی؟!

[تصویر: rose.png]ابن عباس گفت :
معاویه به من بگو کجای قرآن است که فضائل علی بن ابیطالب نیست؟ از خودت هم سوال می کنم جواب می دهی؟

"انَّما اَنتَ مُنذِرُ و َلِکُلِ قَومِ هاد" این آیه برای کیست معاویه؟

معاویه گفت :
رسول خدا فرمود ؛ منذر این امت منم و هادی وجود علی بن ابیطالب است!
ولی ابن عباس حتما باید این آیه را بخوانی؟!

[تصویر: rose.png]ابن عباس گفت : "اِنَّما یُریدُ اللهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ اَهلَ البَیتِ وَ یُطَهِّرَکُم تَطهیرا" بگو این آیه برای کیست معاویه؟

معاویه گفت : این هم قصه ی طهارت و عصمت علی بن ابیطالب و اهل بیتش است، درست! ولی حتما باید این را بخوانی؟

[تصویر: rose.png]ابن عباس گفت : "اِنَّما وَلیُّکُمُ اللهُ وَ رَسولُه وَالَّذینَ یُقیمونَ الصَّلوهَ وَ یُوتونَ الزَّکوةَ وَ هُم رکِعون" معاویه این آیه برای کیست؟

معاویه گفت : زمانی که علی بن ابیطالب انگشتر در راه خدا داد این آیه بر حق علی نازل شد، قبول دارم!
ولی حتما این را باید بخوانی؟

[تصویر: rose.png]ابن عباس گفت : "عَمَّ یَتَساءَلون عَنِ النَّبَاِ العَظیم" معاویه بگو این آیه در حق کیست؟

معاویه گفت : رسول خدا فرمود ؛ خبر عظیم علی بن ابیطالب است که هم مردم ازش می پرسند و هم من از علی خواهم پرسید،
ولی ابن عباس حتما باید این را بخوانی؟

[تصویر: rose.png]ابن عباس گفت : "وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللهِ جَمیعا وَ لا تَفَرَّقوا" بگو ببینم این آیه برای کیست؟

معاویه گفت : پیغمبر فرمود ؛ حبل الله علی بن ابیطالب است دست به دامن علی بزنید و جای دیگر نروید که گمراه میشوید.
ولی باید همین را تفسیر کنی؟

[تصویر: rose.png]ابن عباس گفت : "کَفی بِاللهِ شَهیدا بَینی وَ بَینَکُم" این آیه برای چیست معاویه؟

معاویه گفت : این قصه قصه ی علم علی بن ابیطالب است که خدا همه ی علم جاری رو در سیره ی او تعریف میکند،
ولی لازم است حتما این را بخوانی؟

[تصویر: rose.png]ابن عباس گفت : "قُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا و َأَبْنَاءَکُمْ و َنِسَاءَنَا و َنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ" بگو به من که این آیه برای کیست؟

معاویه گفت : این هم ماجرای مباهله با اهل نجران است که خدا در این آیه علی بن ابیطالب را نفس پیغمبر میخواند،
ولی برای مردم حتما باید همین را بخوانی؟

[تصویر: rose.png]ابن عباس گفت : "ساَلَ سائِلٌ بِعَذابِ واقِع" این آیه برای چیست معاویه؟

معاویه گفت : روز غدیر شخصی نزد رسول خدا آمد و گفت این سخنان از خودت بود یا از خدا؟ پیغمبر فرمود امر رسالت بود ، شخص رو به پیغمبر کرد و گفت ؛ به خدا بگو بر من عذاب وارد کند که تحمل ولایت علی را ندارم و خداوند جلوی همگان دشمن علی را هلاک کرد، ابن عباس قبول دارم !
آیا باید فقط همین آیه را بخوانی؟

[تصویر: rose.png]ابن عباس گفت : "یا اَیُّهَا الرَّسولُ بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَیک" این آیه دیگر برای چیست معاویه؟

معاویه گفت : این هم ماجرای ابلاغ ولایت علی بن ابیطالب است قبول دارم!
ولی این را حتما باید بازگو کنی؟

[تصویر: rose.png]ابن عباس گفت : "اَلیومَ اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم" معاویه به من بگو این دگر برای کیست؟

معاویه گفت : این آیه هم اکمال دیانت در پرتوی ولایت علی بن ابیطالب است
ولی آیه ای دیگر بخوان نه این را !

[تصویر: rose.png] ابن عباس از جا بلند شد و گفت:

معاویه به من بگو کجای قرآن را بخوانم که فضل علی بن ابیطالب نباشد؟! کجا را بخوانم که از علی بیان نشده باشد؟!

معاویه گفت : اصلا ابن عباس بخوان "اِذا زُلزِلَتِ الارض زلزالها
ابن عباس: این آیه هم فضل علی بن ابیطالب است!

معاویه گفت : علی در این آیه دگر چه می کند ابن عباس؟!

[تصویر: rose.png]ابن عباس گفت : نشنیدی بعد از رسول خدا یک سال نگذشته بود که زلزله ای بر مدینه آمد که همه ی مردم از شدت وحشت از خانه به در شده بودند و علی در میانشان حاضر شد و خواند این آیه را و پایش را بر زمین کوبید و فرمود:
زمین ! ابوتراب بر تو امر می کند آرام گیر!

معاویه که از غضب بر خود می پیچید گفت:ابن عباس راحت بگو تا قرآن باشد، علی هم خواهد بود...


بحار الانوار جلد 44 صفحه ی 125
این روایت یک سری از احادیث مستند شیعه رو در یک ترکیب کودکانه دور هم جمع کرده. اما این روایت در بحارالانوار یافت نمیشه. به نظرتون چه دلیلی داره که این روایت با ذکر یک آدرس جعلی در شبکه های مجازی منتشر بشه و به دست ما برسه؟

اگر از یک کتاب دیگه حدیث رو آورده، پس چرا نوشته "بحار الانوار جلد 44 صفحه ی 125" ؟ آیا فکر نمی کنید ممکنه مخالفان شیعه با قصد ضعیف نشون دادن استدلالهای شما این ترکیب رو در اینترنت پخش کرده باشند؟ نتیجه اش اینه که اگر فردا شما خواستید با یک نفر بر سر اعتقاداتتون بحث کنید، به جای اون روایات معتبر از این روایت ساختگی استفاده کنید.

وقتی می فهمیم ذکر شدن حدیث در "بحار الانوار جلد 44 صفحه ی 125" دروغ بوده دیگه دلیلی نداره در مورد صحتش تحقیق کنیم. اگر فرد حدیث رو از کتاب دیگری آورده بود، آیا به طور سهوی نام کتاب رو "بحار الانوار" می نوشت؟ اون هم با ذکر شماره جلد و صفحه؟ یعنی به نظر شما فرد این روایت رو مثلاً از یک کتاب یک جلدی آورده و سهواً نوشته "جلد 44" ؟

اگر باز هم شک دارید، در آدرس زیر در مورد صحت این حدیث سوال کنید و برای ما بیارید:
http://www.askdin.com/forumdisplay.php?f=17

نقل قول:پس اگر سند روایتی فقط بحارالانوار بود روایت معتبر نیست
خب اون زمان چیزیو گفتم که فکر می کردم درسته و الآن می بینم شاید مسئله به این سادگی نباشه.

ما باید یاد بگیریم که وقتی با نظری مواجه شدیم، در مورد درستیش تحقیق و بحث کنیم نه توهین و توسل به تهمت. از شما می خوام که اگر نظر نادرستی دیدید، با یک کارشناس دینی در میان بگذارید و نظر درست رو به ما منتقل کنید. خوشبختانه مراکزی رو برای پاسخگویی به سوالات دینی داریم مثل سایت زیر:
http://javab.ir/09640

فایده بحث همینه که از همدیگه یاد بگیریم. وگرنه هیچکدوم از ما نمی تونه تضمین بده که تمام نظراتش درست باشه.
ظاهرا داری دوباره خودت رو گول میزنی ! چون تو همون تاپیک قبلی هم گفته بودم :

(۵/مهر/۹۵ ۱:۳۳)عمار94 نوشته است: [ -> ]ظاهرا این روایت در کتاب منهاج الولایه هم ذکر شده ، البته بدون تحقیق هم میشه ادعا کرد(با توجه به همه ی مذاهب اسلامی) اکثر آیات ذکر شده در شان امیر المومنین(علیه السلام) است .

واضحه که اصل جریان چیه ....

(۱۹/مهر/۹۵ ۲۰:۲۰)سعدی نوشته است: [ -> ]این روایت یک سری از احادیث مستند شیعه رو در یک ترکیب کودکانه دور هم جمع کرده.

قبلنا خودت رو کنترل میکردی و علنا توهین نمیکردی ...


به نظرم ترکیب کودکانه جریان مدیریتی این سایت است که اجازه ی نشر اوهام و فعالیت به شخصی مانند تو را میدهد و احتمالا پیش حودشان حسابی هم حس لارج بودن را دارند ! امیدوارم این ترکیب سر انجامش ابلهانه نشود !


ضمنا پست قبل را بنده خطاب به جناب فاطمه خانم نوشته بودم و عرض هم کردم که شما چیز خاصی ندارید که ارزش داشته باشد برای جواب به شما وقت بگذارم ، متاسفانه عادت دیگر شما این است که سعی میکنید در برابر هر جوابی ، جواب هرچند بی ربط فرار دهید و این کار را تا جایی ادامه دهید تا تاپیک قفل شود یا طرف خسته شود و بیخیال حواب گردد !
نقل قول:ظاهرا این روایت در کتاب منهاج الولایه هم ذکر شده
خود شما این کتاب رو دیده اید؟

اگر شک دارید می تونید در مورد صحت روایت سوال کنید.

نقل قول:دوستان به من لطف کنن بگن ، وجود احادیث ضعیف و ... تو کتب حدیثی دسته اول همچون کتب اربعه و ... چی میتونه باشه؟
علاوه بر مطلبی که در صفحه اول ذکر شد، پاسخ زیر هم به این سوال مرتبطه:

سوال:
چرا روایات تحریف از کتاب‌های حدیثی شیعه حذف نمی‌شود؟


پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب:

یکی از شبهاتی که وهابیت به شیعه وارد می‌کند این مسئله است که چرا اکنون که شیعه قرآن را از تحریف مصون می‌داند، روایات شائبه به تحریف قرآن را از کتاب های خود حذف نمی‌کند؟

پاسخ: در فرهنگ اسلامی، علمای شریعت به دو گروه تقسیم می شوند:
الف: گروهی به نام « محدّث » که کار آنان گردآوری حدیث به صورت مسند و یا مرسل است، آنان در این گرد آوری در قید صحت و سقم حدیث نبوده و فقط می‌کوشند آنچه را که شنیده‌اند، به دقت نقل کنند.

ب: علمای عقیده و شریعت؛ این گروه در عین تقدیر از تلاش‌های توان فرسای محدّثان، کارشان نقد احادیث از نظر سند و مضمون است، چه بسا روایتی را می‌ پذیرند و روایت دیگری را کنار می‌گذارند. گروه دوم به خاطر حفظ امانت نمی‌توانند در کتاب های محدثان دست ببرند و به صورت گزینشی کتاب را منتشر کنند، هر چند گاهی برخی از افراد به عنوان تلخیص یا گزینش صحیح از غیر آن، کتاب‌هایی را نوشته‌اند، ولی سیره بر این جاری است که گروهی محقق به دنبال کارهای محدثان باشد. درست مانند کارخانه‌ای که گروهی مواد اولیۀ آن را تهیه می‌کنند، و گروهی مهندس با گزینش مواد صحیح از آنها بهره می‌گیرند،
لذا کرارا گفته‌ایم کتاب های حدیثی، کتاب های عقیدتی نیستند، حتی اگر هم در کتاب کافی روایتی بر تحریف دلالت کند، از نظر ارزش فاقد اعتبار است، هر چند کافی به خودی خود کتاب ارزشمندی است.
همچنین در میان کتب اهل سنت و مورد قبول وهابیت نیز این مساله وجود دارد. به عنوان مثال، مسند احمد بن حنبل ( م 241 ) تقریبا حاوی 30 هزار روایت است، با این حال در میان احادیث آن، ضعیف و غیره صحیح بیش از آن است که گزینش بشود.

خلاصه اینکه اصولا چیزی که اسلام را زنده نگه داشته، همان تلاش‌ها و مذاکرات و نقد و بررسی های علماست که به دین اسلام در هر زمان، روح جدیدی بخشیده است و اگر این کارها تعطیل شود، در اندک زمانی غبار نسیان و غفلت، چهرۀ دین را می‌پوشاند.[1]







منابع:

[1]. کتاب راهنمای حقیقت آیت الله شیخ جعفر سبحانی، ص 272 ـ 273 .

http://www.adyannet.com/fa/news/9241
صفحه: 1 2 3 4 5
آدرس های مرجع