(۱۹/مهر/۹۵ ۲۱:۵۸)سعدی نوشته است: [ -> ]خود شما این کتاب رو دیده اید؟
اگر شک دارید می تونید در مورد صحت روایت سوال کنید.
متشکرم
به نکته ی بسیار خوبی اشاره کردید که میتواند از اصل تاپیک هم مهمتر باشد .
من شخصا این کتاب را ندیدم ، منتها این حدیث را شخص معممی دیده و نقل کردند که دارای ویژگی های زیر بوده اند :
1.شخصیت شناخته شده
2.موجودیت فیزیکی
3.عدم دغلبازی در گذشته
باید یاد بگیریم که اگر شخصی دارای این ویژگی ها بود و سخنی را مطرح کرد و در مقابل شخصی فاقد این ویژگی ها بود و نسبت به آن سخن تشکیک کرد ، ارزشی برای سوالش قایل نباشیم !
میکا جواب دوستان در سایت های پاسخگویی خوب است و البته در مکانی ذکر شده که ربطی به موضوع تاپیک نداشته ، تو مجبور هستی در زمین منطق بازی کنی !
برای شروع بهتر است به این سوال پاسخ دهی (چون با قرار گرفتن در گروه ی سخنت خود به خود معتبر میشود ،با قرار گرفتن در گروه دیگر ارزش مباحثه پیدا میکنی و متاسفانه اگر در گروه آخر باشی باید به سطل زباله فکر کنی)
نسبت شما با کتاب بحارالانوار چیست؟
1.مولف کتاب هستید یا خودتان محدث هستید .
2.عالم دینی و فقیه هستید و درستی احادیث را بررسی میکنید .
3.یک شیعه ی عامی یا یک علاقه مند به شیعه هستید و قصد اصلاح و جواب به شبهات را دارید
4.یک دشمن موذی هستید
گزینه ی درست را انتخاب کنید و ما هم طبق آنچه در تاپیک گذشت بررسی میکنیم که ادعایتان چه قدر درست است
شنیدن و خواندن بعضی از نوشته ها در این موضوع انسان رو شگفت زده می کنه .
ببینید موضوع سختی نیست . بنده هم در کلیت صحبت می کنم .
خطابم به کسی نیست که جناب عمار شما نام بردید که فلانی و فلانی ساده هستند اما ساده لوح نیستند یا خشن هستند ؟! ! این حرفها برای چی هستند بنده متوجه نمیشم !
هر کس در اینجا فعالیت می کنه باید نظر خودش رو بگه و دلایل خودش رو برای گفته های خودش اقامه کنه .
جناب سعدی دلایل میارند و جناب مهدی سینا هم همینطور ولی شما متاسفانه به جای اینکه دلایل خودتون رو ، منبع صحبت خود رو بیاورید ، مداوم حاشیه می پردازید .
خوب در کتاب منهاج که می فرمایید کتابش رو بیاورید . من حداقل صد صفحه قبل و صد صفحه بعد از کتاب بحار رو گشتم اما اون حدیث رو پیدا هم نکردم .
نمی دونم چرا بعضی ها برای خودشون داشتان پردازی کردند و روایتی مثل اون روایت رو جعلی در اون موضوع که همه می دونیم رو آوردند و ساختند !! خوب کار اشتباهی بود !
این همه حاشیه و توهین برای چی هست ؟
البته الان مشکل دوتا شده و الان راجع به بحارالانوار صحبت می کنیم که
- همونطور که جناب مهدی سینا فرمودند ، کتاب بحار کتاب مهم هست و جزء منابع . اما مطلقا درست نیست و با تحقیق و پرسش و استفاده از منابع مختلف میشه پرسید و بررسی کرد .
- مطلقا همش درست نیست . مطلقا غلط هم نیست !
سلام
اگر یک شخص معمم و مومن که روایتی رو ذکر کرد، آیا لزوماً اون روایت مستنده؟
در جواب باید گفت که استدلالهایی که برای تبیین مسائل دینی بیان میشن بر دو نوع اند:
1- استدلال برهانی
2- استدلال خطابی
استدلالهای برهانی باید از منطق پیروی کنند. در اینگونه استدلالها استفاده از احساسات، داستانهای غیر واقعی و مغلطه ها جایز نیست. اما در مقابل، استدلالهای خطابی می تونند مبتنی بر احساسات، ذکر داستان، روایتهای ضعیف و ... باشند.
کاربرد این دو نوع استدلال با همدیگر متفاوته. به طور مثال به مطلبی که کارشناس سایت askdin در مورد اعتبار کتاب "سیصد و بیست داستان از معجزات و کرامات امام علی (علیه السلام)" فرمودند توجه بفرمایید:
http://www.askdin.com/showthread.php?t=55543
نقل قول:با سلام و احترام
ببینید اگر بخواهم در سطح کلان و بالاتر از این کتاب سخن بگوییم و یک قاعده کلی به دست آوریم باید عرض کنم که اعتبار لازم و استواری لازم برای هر مطلبی متناسب با این است که از آن چه انتظاری داریم و به چه منظوری می خواهیم از ان متن استفاده کنیم.
اگر بخواهیم اعتقاداتمان را بر امری بنا سازیم باید آن چیز محکم و استوار باشد، نمیتوان اعتقادات را بر داستان و امثال آن بنا نمود؛ لذا هرگز نمی توان به این کتاب یک نگاه اعتقادی داشت.
اما گاهی هدف انسان کشف اعتقاد حقه نیست، بلکه با دلائل برهانی در جای خودش امامت، افضلیت، عصمت و قدرت کرامت امیرالمومنین(علیه السلام) اثبات شده است و اکنون به دنبال افزایش عشق به آن حضرت(علیه السلام) در دل مخاطب یا توصیه های اخلاقی و امثال آن هستیم، در اینجا میتوان از داستان ها و حکایات بهره گرفت و چون عجیب بودن انها با اعتقادات ما در تعارض نیست مشکلی ندارد. چون ما به دنبال بهره بردن اعتقادی از آنها نیستیم.
قرآن کریم هم پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را برای تشویق به دین از طذق مختلف متناسب با مخاطب، و مناسب با هدفی که انتظار دارد ، دعوت نموده است: «ادْعُ إِلى سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتي هِيَ أَحْسَن»؛ با حكمت، و با اندرز نيكو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى كه نيكوتر است، استدلال و مناظره كن(نحل:125)
معنى" حكمت"- بطورى كه در مفردات آمده به معناى اصابه حق و رسيدن به آن به وسيله علم و عقل است، و اما" موعظه" به اين معنا تفسير شده كه كارهاى نيك طورى يادآورى شود كه قلب شنونده از شنيدن آن بيان، رقت پيدا كند، و در نتيجه تسليم گردد، و اما" جدال" عبارت از سخن گفتن از طريق نزاع و غلبه جويى است. بنا بر اين، اين سه طريقى كه خداى تعالى براى دعوت بيان كرده با همان سه طريق منطقى، يعنى برهان و خطابه و جدل منطبق مى شود.
لذا همان طور که حکمت و برهان در جای خودش کارآمد است، استدلالات خطابی که نیازی نیست برهانی باشند نیز در جای خود کارآمد بوده و نقش مثبت خود را در تحریک مخاطب خواهند داشت.
با این مقدمه می رویم به سراغ کتابی که شما فرمودید، حال اینگونه پاسخ می دهیم:
این کتاب به عنوان یک کتاب اعتقادی معتبر نیست؛ چون مواد کتب اعتقادی باید برهانی یا حداقل موجب علم اطمینانی باشند؛ اما به عنوان یک کتاب اخلاقی در جهت تقویت احساسات نسبت به امام علی(علیه السلام) تا زمانی که خلاف آن ثابت نشود و عقل ستیز نباشد معتبر بوده و می توان از آن بهره برد.
ممکنه داستانهای این کتاب برای ذکر در یک جمع خاص مناسب باشند، اما نمی تونند پایه محکمی برای اعتقادات ما باشند و برای ترویج اعتقادات در میان مخالفان هم مناسب نیستند. برای مطالعه کتاب "سیصد و بیست داستان از معجزات و کرامات امام علی (علیه السلام)" می تونید به لینک زیر مراجعه بفرمایید:
http://www.ghadeer.org/Book/990/147985
(۲۰/مهر/۹۵ ۱۳:۴۷)فاطمه خانم نوشته است: [ -> ]شنیدن و خواندن بعضی از نوشته ها در این موضوع انسان رو شگفت زده می کنه .
ببینید موضوع سختی نیست . بنده هم در کلیت صحبت می کنم .
خطابم به کسی نیست که جناب عمار شما نام بردید که فلانی و فلانی ساده هستند اما ساده لوح نیستند یا خشن هستند ؟! ! این حرفها برای چی هستند بنده متوجه نمیشم !
ساده بودن یک صفت نیک است ولی برخلاف نامش رسیدن به (ساده بودن) هم زمان بر است و هم مشکل ، کسی که میخواهد به سادگی برسد اما مقدمات آن را درست طی نکرده تبدیل به ساده لوح میشود . افراد ساد لوح همیشه در طول تاریخ بوده اند و میتوان با بررسی وضع انها متوجه جریان شد .
(۲۰/مهر/۹۵ ۱۳:۴۷)فاطمه خانم نوشته است: [ -> ]هر کس در اینجا فعالیت می کنه باید نظر خودش رو بگه و دلایل خودش رو برای گفته های خودش اقامه کنه .
در این صورت کل سیستم تالار مشکل دارد ! برای درک بهتر موضوع پیشنهاد میکنم مدتی طرز فعالیت سایتی مانند ویکی را در نظر بگیرید ! آنها از ان سمت بام افتاده اند و به مخالف اجازه ی نفس هم نمیدهند و شما از این طرف ! گفتگو قوائد خودش را دارد !
(۲۰/مهر/۹۵ ۱۳:۴۷)فاطمه خانم نوشته است: [ -> ]
- همونطور که جناب مهدی سینا فرمودند ، کتاب بحار کتاب مهم هست و جزء منابع . اما مطلقا درست نیست و با تحقیق و پرسش و استفاده از منابع مختلف میشه پرسید و بررسی کرد .
- مطلقا همش درست نیست . مطلقا غلط هم نیست !
به نظرم بهتره شما هم به این سوال جواب بدید ، اما چون میدونستم حتما 4 نیستید ، حذفش کردم
نقل قول:نسبت شما با کتاب بحارالانوار چیست؟
1.مولف کتاب هستید یا خودتان محدث هستید .
2.عالم دینی و فقیه هستید و درستی احادیث را بررسی میکنید .
3.یک شیعه ی عامی یا یک علاقه مند به شیعه هستید و قصد اصلاح و جواب به شبهات را دارید
(۲۰/مهر/۹۵ ۱۵:۰۷)سعدی نوشته است: [ -> ]سلام
اگر یک شخص معمم و مومن که روایتی رو ذکر کرد، آیا لزوماً اون روایت مستنده؟
بهتره طفره نرید ! من خودم این ترفندها رو بهتر بلدم .
سوال من این بود ایا اگر شخصی روحانی با صفات ذکر شده عنوان کرد که روایتی در کتابی وجود دارد ، و در مقابل کاربری با سوابق معلوم (که در جایی حتی خودش با خودش مباحثه کرده !!!) اعلام کرد که این روایت در ان سند نیست . سخن کدام ارحج است؟
قرار بود به سوال اصلی پاسخ دهید ؟؟؟
عمار گرامی
یه سوال در مورد صحت روایت از سایتهای پاسخگویی بپرس. خیال همه رو هم راحت کن.
سوال:
چرا علامه مجلسی در بحارالانوار روایات ضعیف بسیاری را نقل نموده است؟ من خوانده ام که او تلاش نمود که روایات کاذب بحار را از بین ببرد اما قبل از اینکه بتواند این کار را انجام دهد از دنیا رفت.
پاسخ:
وضعیت مرحوم علامه مجلسی در گرد آوری بحار الانوار بسیار متفاوت از شرایط عادی است. اگر بخواهیم کار ایشان را به امری محسوس تشبیه کنیم، مانند آن است که کسی جواهرات و طلاها از جیبش به زمین ریخته شده و از سوی دیگر راهزنان در تعقیب او هستند، عاقلانهترین کار این انسان آن است که جواهرات را با خاشاک و خاکهای اطراف جمع کرده و با خود ببرد و در فرصت مناسب به تجزیه خاشاک از جواهرات بپردازد. زیرا اگر بخواهد در همان منطقه به تجزیه آنان بپردازد ممکن است دشمنان و راهزنان سر رسیده و جواهرات را به یغما ببرند. از این جهت کار علامه مجلسی بسیار ارزشمند اشت و بر عهده محققین بزرگوار است که به تحلیل و اصطیاد روایات ارزشمند اثر گرانقدر بحار الانوار بپردازند و البته این تمثیل تا حدود زیادی دیگر کتب روایی شیعه را هم شامل میشود.
http://www.hawzah.net/fa/Question/View/9...8%A7%D8%B1
سلام عمار گرامی
پاسخ سوال شما بستگی به تعریف کلمه دشمن داره. من و شما ممکنه اختلاف نظرهایی با هم داشته باشیم اما این اختلاف نظرها ما رو به دشمن تبدیل نمی کنه. اختلاف نظرها رو باید با منطق حل کرد نه با دشمنی و افزایش روحیه تحقیق می تونه به رفع این دشمنی ها کمک کنه.
تعریف دشمن دست من نیست ! اما برای اینکه سوتفاهمی پیش نیاد از یک واژه ی مترادف استفاده میکنم . و تعریف کلمه ی مخالف هم سخت نیست و از یک منتقد معمولی به ظاهرآدم حسابی شروع میشود و تا ..... هم ادامه داره !!!
نقل قول:نسبت شما با کتاب بحارالانوار چیست؟
1.مولف کتاب هستید یا خودتان محدث هستید .
2.عالم دینی و فقیه هستید و درستی احادیث را بررسی میکنید .
3.یک شیعه ی عامی یا یک علاقه مند به شیعه هستید و قصد اصلاح و جواب به شبهات را دارید
4.مخالف مکتب تشیع هستید .
سلام
بسیار خوب. در واقع سوال شما این است که آیا اصول مذهب تشیع را پذیرفته ام یا خیر؟
ما به لحاظ عقلی و شرعی موظفیم اصول دین را بر اساس یک پایه محکم بپذیریم و تقلید در اصول دین جایز نیست. در حال حاضر چنین پایه محکمی رو برای توحید دارم و در مورد سایر عقاید در حال تحقیقم. در این میان آشنایی با روشهای تشخیص صحت احادیث اهمیت خودش رو داره. این تاپیک باعث شد مجبور بشم در این مورد تحقیق کنم و به لطف جناب مهدی سینا و سرکار خانم فاطمه گرامی دیدگاه بهتری رو در این زمینه پیدا کنم. امیدوارم این تاپیک برای شما هم مفید بوده باشه.
نقل قول:نسبت شما با کتاب بحارالانوار چیست؟
1.مولف کتاب هستید یا خودتان محدث هستید .
2.عالم دینی و فقیه هستید و درستی احادیث را بررسی میکنید .
3.یک شیعه ی عامی یا یک علاقه مند به شیعه هستید و قصد اصلاح و جواب به شبهات را دارید
4.مخالف مکتب تشیع هستید .
هدف شما در این تاپیک ها چیست؟
1. فرافکنی و کشاندن بحث به حاشیه
2. جواب ندارم می خوام یه چی دیگه بندازم وسط
3. از هر روشی برای سرکوب مخالفم استفاده کنم
4. می خوام بحث با سیر منطقی خودش به نتیجه مطلوب برسه