تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: احمدی نژاد اعتقادی به مذاکرات محرمانه با آمریکا نداشت
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8
به گزارش گروه سیاست خارجی خبرگزاری فارس، علی اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی امشب مهمان برنامه دست خط شبکه پنجم سیما بود و به سوالات مطرح شده پاسخ داد.

....

سوال: چطور به مذاکرات پیوستید در دوسال آخر.

صالحی: آن یک سال و 3-2 ماهی که مذاکره انجام گرفته بود در بعد فنی با مشکلاتی روبرو شدند که مقام معظم رهبری فرمودند آن چیزی که از سوی ما پذیرفته شده بوده مورد قبول ایشان نیست.

در اینجا دکتر ظریف گفتند ما با بن‌بستی در بعد فنی روبرو شدیم. نمی دانیم باید چه کنیم. در آن جا دکتر لاریجانی پیشنهاد کردند که بنده هم حضور پیدا کنم و بعد آقای دکتر ولایتی. بنده گفتم من چه معجزه‌ایی می‌توانم انجام دهم وقتی که دکتر ظریف با همه توانمندی و اخلاص و صداقتی که داشتند رفتند. ممکن است من هم بروم و بعد اتفاقی رخ ندهد و بنده باید پاسخگو باشم بنابراین دلیلی ندارد حضور پیدا کنم. اما اصرار روی این امر بود و من با دوستان خود مشورت کردم و گفتم به یک شرط حاضر هستم بروم، من حاضر نیستم با کارشناسان آمریکایی مذاکره کنم، اگر یکی از این سه شرط صورت بگیرد من می‌روم. یک شرط این که همتای من، آقای مونیز، بیاید.

سوال: شناخت هم از وی داشتید؟

صالحی: شناخت دورادور داشتم. تصور بر این بود که شاید ایشان نیاید. دیگر شرط این که من استعفا دهم و به عنوان معاون رئیس‌جمهور نباشم و مشاور فنی دکتر ظریف شوم و ایشان به من حکم دهند و من مشارکت کنم و با کارشناسان صحبت کنم. سومین شرط این بود که کارشناسان آنها به ایران بیایند. من حاضر بودم با کارشناسان آنها در ایران صحبت کنم.

آقای عراقچی گفتند ممکن است این نشود، سخت است که این جواب مثبت بیاید. ضمن این که یکی 2 روز دیگر جلسه داریم و ممکن است ظرف این مدت کوتاه اتفاق نیفتد. چند ساعت بعد آنها خیلی از این مسئله استقبال کردند و ما ورود پیدا کردیم. بعد از ورود ما اولین کار این بود که نظر مقام معظم رهبری را محقق کنیم. مطلبی که پذیرفته شده بود ....

سوال: درباره چیدمان سانتریفیوژها؟

صالحی: بله درباره چیدمان سانتریفیوژها بود که ما باید آن را کنار بگذاریم و نظر خود را بدهیم. با استدلال‌های اولیه‌ای که داده شد خیلی به نتیجه نرسیدیم. چون اولین بار بود حضور داشتیم با آمادگی که داشتیم بحث فنی کردیم و آنها گفتند این بحث فنی برای ما خیلی توجیه‌پذیر نیست چرا که فرضیات شما را قبول نداریم. ما هم حق دادیم و گفتیم شما فرضیات خود را بدهید و ما بر اساس آن محاسبات را انجام دهیم.

گفتند ما نمی‌توانیم فرضیات را بدهیم چرا که نوعی انتقال دانش فنی است. گفتیم که این نوع چه مذاکره‌ای است؟ از یک سو شما فرضیات ما را قبول ندارید و از سوی دیگر فرضیات خود را هم ارائه نمی‌دهید، پس چه کنیم. با یک بن‌بستی روبرو شدیم. آقای مونیز هم با یک لشگر آمده بود. لشگری که از بهترین مراکز تحقیقاتی و دانشگاهی بودند.

من دیدم به بن‌بست رسیدیم پیشنهادی دادم و گفتم با اختیار کامل در بعد فنی آمدم. هر تصمیمی بگیرم مورد قبول مسئولان ایران خواهد بود.

سوال: واقعاً با اختیار کامل رفته بودید؟

صالحی: بله البته در چارچوبی که تعیین شده بود. کف و سقف مشخص شده بود.

گفتم من می توانم تصمیم بگیرم و نیاز نیست دائم با پایتخت تماس داشته باشم، از آن ها پرسیدم شما چطور؟ آنها هم اختیار کامل داشتند و من یک پیشنهاد دارم و گفتم شما یک جا در دنیا را به من نشان دهید که به سبکی که شما می‌گویید این چیدمان در ایران صورت گیرد، انجام شده باشد. من همین الان امضا می‌کنم که ما هم همین رویه و این شکل از غنی‌سازی را انجام می‌دهیم.

آنها ماندند، چون من می‌دانستم این چنین چیزی در دنیا وجود ندارد. اگر می‌دانستند چنین سوالی می‌کنیم می‌رفتند جایی را درست می‌کردند. اتفاقا در ایران دوستان می گفتند این خطرناک است یک دفعه ممکن است جایی را نشان دهند، گفتم من می دانم که چنین چیزی نیست.

لذا آقای مونیز وقتی با این چالش روبرو شد جلسه را ختم کرد و گفت ما با هم بنشینیم صحبت کنیم. بعد از چند ساعتی استراحت که جلسات یک به یک شد، مقدمه جلسه حدود یک ساعت به طول انجامید و درباره بحث هسته‌ای صحبت نکردیم. درباره تخصص ایشان و تخصص من و این که چه زمانی MIT بوده ایم صحبت شد.

.....

سوال: فکر می‌کنم آمریکایی ها فکر همه جای برجام را کرده بودند و این که چطور چوب لای چرخ بعد از برجام بگذارند که کمترین سود به ما برسد. این را قبول دارید؟

صالحی: زمینه‌های فنی، حقوقی، سیاسی، و زمینه‌ها تحریم و ... داریم. تحریم امر وسیعی بود. اگر قرار بود تمام زوایای تحریم دیده شود باید گروه کارشناس متعددی که همه جزئیات را می‌داند همراه می‌داشتیم که بتوانند تمام جزئیات را که ممکن است در آینده اتفاق افتد را از قبل پیش‌بینی کند و به گونه‌ای بگنجانند که مشکلی پیش نیاید.

آمریکایی‌ها الان می‌گویند من مطابق برجام عمل کردم و آقای عراق‌چی هم گفتند در چارچوب برجام مسئله‌ای وجود ندارد.

سوال: البته چند نقض هم داشته اند. آقای عراقچی هم گفته اند مانند قانون ویزا و ...

صالحی: بله، این‌ها که جداگانه است، من مسائل بانکی و ... این‌ها را عرض می‌کنم. آمریکا در ظاهر می گوید که طبق برجام عمل کرده است اما پشت پرده بانک‌ها را می‌ترساند که اگر کوچک‌ترین خلافی صورت گیرد فلان و چنان می‌شود. بانک‌ها هم می‌گویند این خلاف‌ها را می‌فهمد و قاضی است؟ می گوید من قاضی هستم.

سوال: بسیاری از مردم چشم داشتند بعد از این قضیه گشایشی در مسائل اقتصادی ایجاد شود که الان به آن صورتی که گمان می‌رفت نشده است و حداقل مردم این گشایش را در سفره هایشان نمی‌بینند. زمان بگذرد و شاید بیشتر خود را نشان دهد. این گونه به نظر می‌رسد که آمریکایی‌ها فکر اینجاها را کرده بودند و ما نکرده بودیم. ممکن است اگر وزیر خارجه و رئیس تیم بودید طراحی دیگری داشته باشید؟

صالحی: نه. مذاکره کنندگان ما همه اقدامات لازم را انجام داده بود. این کار سنگین بود. بحث فنی چارچوبش مشخص است. محدوده مشخص است و تنها نیاز است شما استدلال علمی کنید که امتیازی از دست ندهید. در بعد سیاسی هم آقای ظریف یک تنه همه آنها را حریف بود. در بعد تحریم بانکی و مسائلی از این دست خیلی سخت است. این که همه قوانین از جمله قوانین ایالت‌های مختلف آمریکا را بدانید سخت است.

عزیزانی که در مسائل بانکی و تحریم تلاش کردند با تمام قوا بود ولی شاید فکر نمی‌کردند چنین اتفاقی رخ دهد. من مطلبی را عرض کنم واقعاً باید سوال این باشد اگر برجام را نداشتیم چطور می‌شد؟ این هم یک سوال است. بارها این سوال پرسیده شده است.

منصفانه اگر ارزیابی کنیم. برجام خیلی گشایش ایجاد کرد. قابل مقایسه نیست. برای خرید نیاز نیست مسیرهای پیچیده را طی کنیم. اگر بخواهیم تجهیزاتی را خریداری کنیم از طریق کانال خرید اقدام می‌کنیم. لذا برجام خیلی راه را باز کرده است. اعتماد کاملاً سلب شده است و طرفین نسبت به یکدیگر اعتماد ندارند. این یک واقعیت است.

سوال: یکی از صحبت‌هایی که درباره شما بیان می‌شود این است که زیادی صادق هستید. مثلا از همین برجام که شروع شد شما دو سه اظهار نظر کردید، از همان اوایل تا همین آخر حدود یک ماه پیش فکر می کنم. همه می گفتند که هر کس جای آقای صالحی بود در این موقعیت با خود می گفت اصلا به من چه و برای چه باید اظهار نظر کنم. با علم به این که ممکن است به طرف بربخورد و در دولت چیزی به شما بگویند این صحبت‌ها و اظهارنظرها را دارید؟

صالحی: شاید این حمل بر شعار شود. در ارتباط با مسائل سیاسی می گوییم سیاست ما همانند دیانت ما است. ما نمی خواهیم همانند آمریکایی‌ها عمل کنیم. سیاست درست حضرت علی (علیه السلام) است.

باید اعتماد مردم جلب شود. اگر زمانی خلاف کنید و بگویید من خلاف کردم مردم می‌پذیرند. اگر بگویید من درست انجام دادم می‌پذیرند اما اگر اعتماد وجود نداشته باشد هر حرفی بزنید با تردید نگاه می‌کنند حتی اگر درست باشد.

همیشه در طول زندگی خود آن چه که فکر می‌کردم به نفع جامعه اسلامی و منافع ملی و حاکمیت ملی و در جهت تنویر افکار عمومی است بیان می‌کردم.

.....

سوال: یک سند محرمانه شما با آقای مونیز امضا کردید. که هیچ چیز هم از آن درنیامده است. که گفته می شود سند محرمانه در مورد موضوع آینده هسته ای مان است و یکی دو خبرگزاری خبری در موردش دادند. چیزی در این باره نمی‌توانید بگویید؟

صالحی: ما سند محرمانه امضا نکردیم. وقتی کشوری پروتکل الحاقی را امضا می‌کند برنامه بلندمدتش را به آژانس بدهد. ما برنامه مدت خود را به آژانس برای 15 سال آینده اعلام کردیم. هر کشوری که برنامه بلند مدت خود را به آژانس می‌دهد اعلام می‌کند که این برنامه من اعلام عمومی نشود. ما هم مطابق همین رویه به آژانس اعلام کردیم این برنامه را به کسی اعلام نکند.

خیلی چیزهای دیگر هست که ما از آژانس می‌خواهیم اعلام نکند. مثلاً این که چه میزان اورانیوم تولید می‌کنیم. دلیلی ندارد این عمومی شود.

سوال: چه زمانی محدودیتی برای غنی‌سازی و فعالیت‌های سایتی اصلا نخواهیم داشت؟ بعد از چه مدتی؟

صالحی: اگر بخواهم محدودیت برجامی را عرض کنم ، یک سری محدودیت‌ها در چارچوب پادمان است که چه برجام باشد چه نباشد آن بازرسی خود را انجام می‌دهد. یکسری از محدودیت‌ها در چارچوب پروتکل الحاقی است. بیش از 130 کشور عضو این پروتکل هستند که ما هم مثل بقیه کشورها این را می پذیریم که به طور مثال روی مسائل دیگری فراتر از پادمان..... هر چند پروتکل الحاقی را قبل از برجام من خودم امضا کردم. سال 1383. داوطلبانه اجرا می‌کردیم که بعد دیدیم بدعهدی کردند، متوقف کردیم. الان همان را احیا کردیم.

یکسری محدودیت در قالب برجام پذیرفتیم. این محدودیت ها 15 ساله است و یکی از اینها 25 است. آن اورانیومی که از کوه می‌کنیم، به اردکان برای خردایش و تبدیل به کیک زرد می‌بریم. وقتی کیک زرد شد باید به اصفهان حمل شود. حمل از اردکان تا اصفهان را باید تحت مراقبت آنها انجام دهیم. کنترل این بار 25 ساله است. این برای این است که کنترل کند این بار جای دیگری منحرف نمی‌شود.

یکی دو محدودیت 15 ساله است. فلز اورانیوم و پلوتونیوم برای 15 سال نباید تولید نکنیم. من این را بارها گفتم که ما اصلاً پلوتونیوم نداریم.

.....

سوال: آخرین موضوعی که با شما صحبت کردند چه بود؟

صالحی: درباره همان توافقی که با آقای مونیز شما هم سوال پرسیدید. از من پرسیدند که جریان چه بوده است.

سوال: گفتید سال 90 یکسری مذاکرات را با آمریکایی‌ها شروع کردیم و مجوز گرفتیم. رهبری آن زمان 4 شرط گذاشتند. یکی این که با وزیر امور خارجه نباشد.

صالحی: مذاکره‌کننده در حد وزیر خارجه نباشد. یکی دیگر غیر از مسائل سیاسی و یا غیرهسته‌ای مذاکره نشود.

سوال: مذاکره برای مذاکره نباشد.

صالحی: بله. یعنی همانند 5+1 نباشد که چند سال مذاکره کنید.

سوال: شرط چهارم؟

صالحی: این که رئیس‌جمهور به عنوان کسی که رئیس شورای عالی امنیت ملی است- زیرا دو راه بود، آقای دکتر جلیلی دبیر شورای امنیت ملی بودند و 5+1 را پیش می بردند و آقا نیز اجازه داده بودند که وزارت خارجه مذاکرات با آمریکا را محرمانه را پیش ببرند- کسی باید این دو را باهم هماهنگ می کرد که شرط چهارم این بود که رییس جمهور هماهنگ‌کننده این دو راه باشند.


سوال: هماهنگ‌کننده بودند؟

صالحی: آقای رئیس‌جمهور آن زمان اعتقادی به مذاکرات به این صورت با آمریکا نداشتند. به من هم می‌گفتند اشتباه می‌کنید و جلوی ما را هم نگرفتند و تشویق هم نکردند.

سوال: به نظر شما اگر این انجام می‌شد جلو می افتادیم؟

صالحی: بله. الان هم گفتن این مسائل فایده نداشت. اوباما در آن زمان در آستانه انتخابات دور دوم خود بود و گزارشات آن زمان مشخص است و ببینید تقاضای آمریکایی‌ها در آن زمان چه بود. در آن زمان این آمادگی وجود داشت و به این شرایط نمی‌افتاد. اصلا جور دیگر شد و ابعادش بسیار وسیع شد. دکتر جلوی ما را نگرفتند ولی چون ایشان ورود پیدا نکردند هماهنگی بین وزارت خارجه و دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی خیلی سخت شده بود.

مشروح این گفت وگو را در اینجا بخوانید.

در همین رابطه احمدی نژاد در مذاکرات مسقط دور زده شد!
نقل قول:سوال: گفتید سال 90 یکسری مذاکرات را با آمریکایی‌ها شروع کردیم و مجوز گرفتیم. رهبری آن زمان 4 شرط گذاشتند. یکی این که با وزیر امور خارجه نباشد.
مجوز این مذاکرات از چ کسی گرفته شد ؟
(۱۱/مهر/۹۵ ۱۵:۵۶)السا نوشته است: [ -> ]مجوز این مذاکرات از چ کسی گرفته شد ؟
تو سوال بعدی پاسخ داده اند!

صالحی: این که رئیس‌جمهور به عنوان کسی که رئیس شورای عالی امنیت ملی است- زیرا دو راه بود، آقای دکتر جلیلی دبیر شورای امنیت ملی بودند و 5+1 را پیش می بردند و آقا نیز اجازه داده بودند که وزارت خارجه مذاکرات با آمریکا را محرمانه را پیش ببرند- کسی باید این دو را باهم هماهنگ می کرد که شرط چهارم این بود که رییس جمهور هماهنگ‌کننده این دو راه باشند.
نقل قول: آقا نیز اجازه داده بودند که وزارت خارجه مذاکرات با آمریکا را محرمانه را پیش ببرند

باید نتیجه بگیریم ک رهبر موافق این مذاکرات هستند؟
(۱۱/مهر/۹۵ ۱۸:۰۵)السا نوشته است: [ -> ]باید نتیجه بگیریم ک رهبر موافق این مذاکرات هستند؟

پاسخ رهبر انقلاب به ۱۱ پرسش درباره مسئله هسته‌ای
(۱۰/مهر/۹۵ ۱۵:۴۰)-Ali- نوشته است: [ -> ]
صالحی: آقای رئیس‌جمهور آن زمان اعتقادی به مذاکرات به این صورت با آمریکا نداشتند. به من هم می‌گفتند اشتباه می‌کنید و جلوی ما را هم نگرفتند و تشویق هم نکردند.
با توجه به عدم تکذیب صحبتهای صالحی توسط هیچکس، صرفا چند خبر محض خنده!

احمدی نژاد پیشنهاد کرده بود خودش با اوباما مذاکره کند و همه مواد غنی شده هسته ای را یک جا به آنها بدهد / او به دنبال چیزی بدتر از این برجام بود
http://www.entekhab.ir/fa/news/286587/ا...م-بود


امتناع از رابطه با آمریکا؛ دلیل عزل منوچهر متکی توسط احمدی‌نژاد بود؟/ماجرای ناراحتی مشایی از متکی
http://www.khabaronline.ir/detail/554252...cs/parties


انتقاد صریح شریعتمداری از احمدی‌نژاد
http://www.shafaf.ir/fa/news/141115/ان...نژاد


تخیلات برخی واقعا بی نظیره. به جای ژورنالیست و مدیر شدن، باید رمان نویس می شدن
سلام
1- آیا رهبری بدون در نظر گرفتن احمدی نژاد با صالحی صحبت کرده و اجازه رو داده؟
این صد در صد غلطه، چون صالحی وزیر خارجه دولت هست و وقتی موضوعی رو با رهبر مطرح میکنه به نمایندگی از دولت این موضوع رو مطرح میکنه
سوال آیا دولت سابق اینقدر بی در و پیکر بود که وزیر خارجه اون موضوعی به این مهمی رو سرخود بره از رهبری اجازه بگیره؟
چه کسی به صالحی وزیر خارجه دولت این اجازه رو داد که از طرف دولت بیاد این درخواست رو از رهبری بخواد؟
حالا باز متکی بود میگفتن متکی وزیر خارجه احمدی نژاد نیست این یکی چی؟

2- آیا صالحی نماینده رهبر تو مذاکرات بود؟
این حرف کذب محضه، بلکه نماینده دولت بود، اتفاقا رهبری خودشون فروردین 92 یعنی زمان دولت سابق این رو فرمودن که تو تاریخ بمونه

لذا ما همیشه اعلام کردیم و گفتیم که این، گفتگو نیست؛ این، تحمیل است و ایران زیر بار تحمیل نمیرود. من به این اظهارات خوشبین نیستم، اما مخالفت هم ندارم.

همین‌جا من این را بگویم که از جمله‌ی تاکتیکهای تبلیغاتی اینها این است که گاهی شایع میکنند که از طرف رهبری، کسانی با آمریکائی‌ها مذاکره کردند؛ این هم یک تاکتیک تبلیغاتیِ دیگر و دروغ محض است. تا کنون از سوی رهبری، هیچ‌ کس با آنها مذاکره نکرده است. در چند مورد، در طول سالهای متمادی، در دولتهای گوناگون، کسانی بر سر موضوعات مقطعی ــ که ما هم مخالفتی نداشتیم ــ با آنها مذاکره کرده‌اند؛ اما مربوط به دولتها بوده است. البته همانها هم موظف بوده‌اند که خطوط قرمز رهبری را رعایت کنند؛ امروز هم موظفند و باید رعایت کنند
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=22233
3- احمدی نژاد مخالف اصل مذاکره با آمریکا بود؟ مشخصه که مخالف نبود، این اظهر من الشمس هست
نقل قول:سوال: گفتید سال 90 یکسری مذاکرات را با آمریکایی‌ها شروع کردیم و مجوز گرفتیم. رهبری آن زمان 4 شرط گذاشتند. یکی این که با وزیر امور خارجه نباشد.

صالحی: مذاکره‌کننده در حد وزیر خارجه نباشد. یکی دیگر غیر از مسائل سیاسی و یا غیرهسته‌ای مذاکره نشود.

سوال: مذاکره برای مذاکره نباشد.

صالحی: بله. یعنی همانند 5+1 نباشد که چند سال مذاکره کنید.

سوال: شرط چهارم؟

صالحی: این که رئیس‌جمهور به عنوان کسی که رئیس شورای عالی امنیت ملی است- زیرا دو راه بود، آقای دکتر جلیلی دبیر شورای امنیت ملی بودند و 5+1 را پیش می بردند و آقا نیز اجازه داده بودند که وزارت خارجه مذاکرات با آمریکا را محرمانه را پیش ببرند- کسی باید این دو را باهم هماهنگ می کرد که شرط چهارم این بود که رییس جمهور هماهنگ‌کننده این دو راه باشند.

نکاتی که دکتر صالحی در حرف های خود اشاره کرده اند:

1) مذاکره‌کننده محرمانه در حد وزیر خارجه نباشد.
2) مذاکرات محرمانه فقط درباره مسائل هسته‌ای باشد.
3) سریع به جمع‌بندی برسد و مانند مذاکرات قبلی با ۱+۵ نباشد.
4) احمدی نژاد هماهنگ‌کننده وزارت امور خارجه و شورای عالی امنیت ملی در جریان هر دو مذاکره باشد.
5) احمدی نژاد مخالف مذاکرات محرمانه بود.

نقل قول:جان کری قبل از اینکه به عنوان وزیر در مذاکرات حضور داشته باشد، در دسامبر 2011 (1390) وقتی سناتور بود، بخشی از مذاکرات محرمانه را در عمان برگزار کرده است.

قاب اصلی توافق هسته ای در مذاکرات محرمانه ای نهفته است که در جولای 2012 در مسقط شروع شد و در ژنو و نیویورک ادامه یافت.

طرف ایرانی در مذاکرات محرمانه از حلقه نیویورکی ها (محمد جواد ظریف) است و طرف مذاکره‌کننده آمریکایی نیز سناتور جان کری است.
جلیلی مخالف مذاکرات محرمانه با آمریکا بود/احمدی نژاد چندان راغب نبود/انعطاف در آلمآتی نتیجه رایزنی من با آمریکایی ها بود/ به رسمیت شناختن حق غنی سازی نتیجه مذاکرات محرمانه بود/ ملک عبدالله به احمدی نژاد میگفت چرا به من می گویید شرابخوار؟ / احمدی نژاد قبل از متکی، با من برای وزارت خارجه صحبت کرده بود

علی اکبر صالحی معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی در گفتگو با مجله دیپلمات جزئیاتی از مذاکرات محرمانه با آمریکا در عمان ارائه داده است.

علی اکبر صالحی در گفت و گوی مفصل و سه ساعته با ماهنامه دیپلمات به بیان جزئیات ناگفته ای از مذاکرات محرمانه ایران و آمریکا و همچنین دیپلماسی دوران احمدی نژاد پرداخت. وی ضمن پرداختن به چگونگی آغاز و انجام مذاکرات، به مخالفت های جلیلی و دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی با مذاکرات محرمانه زیر نظر وزارت خارجه اشاره کرد و گفت که به رسمیت شناخته شدن حق غنی سازی در مذاکرات محرمانه ایران و آمریکا توافق شد.

بخش هایی از این مصاحبه مفصل در ادامه می آید:

مذاکرات عمان

اواسط سال ۹۰، اولین باری که مطلع شدیم آمریکایی ها علاقمند هستند درخصوص مسائل هسته ای مذاکرات دوجانبه ای به صورت محرمانه با ما داشته باشند، معاونت کنسولی ما، جناب آقای قشقاوی سفری به عمان داشتند . فردی عمانی به نام آقای سالم (مشاور سلطان) به یکی از همراهان آقای قشقاوی (یکی از مدیران ایشان) اعلام میکند که آمریکاییها علاقمندند در مسائل هسته ای با شما مذاکرات دوجانبه داشته باشند.

بعد از اینکه نامه وساطت سلطان قابوس به رهبر انقلاب رسید، نزد ایشان رفتم و گفتم: «حضرت آقا با توجه به اینکه چندسال است از طریق ۱+۵ مذاکره میکنیم و عملا به نتیجه ای نرسیدهایم، حالا با توجه به اینکه عمان نیز اعلام آمادگی کرده و تجارب نیز نشان داده که عمان واسطه مورد اعتمادی است، اجازه دهید در راه مذاکره دوجانبه با آمریکا قدم برداریم.» ایشان به گذشته آمریکا اشاره کردند که آمریکا قابل اعتماد نیست. گفتم که اجازه دهید از باب اتمام حجت این کار را بکنیم، اگر به نتیجه رسیدیم که هیچ و اگر نه، در همین وضعیت خواهیم بود. در نهایت ایشان بزرگواری کردند و فرمودند مخالفتی نمیکنند.

رهبری ۴ شرط گذاشتند. یکی از شروط این بود که این مذاکره در سطح پایینتر از وزیر امور خارجه انجام گیرد. یعنی وزرای خارجه دو کشور با هم ملاقات نداشته باشند. دیگر اینکه، مذاکره برای مذاکره نباشد، مثل مورد ۱+۵ که سالها مذاکره کردیم و بعد بخواهند سوءاستفاده کنند. دیگر اینکه مذاکره فقط درخصوص مسائل هستهای باشد نه درخصوص روابط سیاسی و مانند آن. شرط چهارم را اجازه دهید نگویم. چون اگر بگویم، درباره آن سوال میکنید!

احمدی نژاد راغب نبود

آقای دکتر احمدی نژاد هم خیلی راغب به مذاکره نبود ولی مانع هم نبود. اما اینکه بگوییم مشوّق باشند، نبودند. میگفتند: «آقای صالحی! حواست را جمع کن. موضوع پیچیده است و ممکن است صدمه ببینی.» برادرانه نصیحت میکرد که امری پیچیده است و حواسم باشد که راه خطرناکی است. به هرحال مشوّق نبودند، اما مانع هم نبودند.

جلیلی مخالف بود

دبیرخانه شورای امنیت ملی (جلیلی) خیلی نظر مثبتی نسبت به این رویکرد نداشتند. میگفتند آمریکاییها قابل اعتماد نیستند و مذاکره با آمریکا مذاکره با ۱+۵ را زیر سوال میبرد. برخی نیز نگاه سیاسی داشتند. شایعاتی در مورد قصد بنده برای نامزدی ریاست جمهوری مطرح شد اما بنده صادقانه گفتم که خود را شایسته چنین مقامی نمیدانم.

دوستان (جلیلی) در دبیرخانه گفتند اگر آمریکاییها راست میگویند، بیایند در آلماتی ذره ای انعطاف نشان دهند. آن موقع آلماتی یک و دو نبود، آلمآتی برای اولین بار. نمیدانستیم دوبار آلماتی پیش می آید.
گفتیم: «اگر آنها انعطاف نشان دهند، برای شما حجتی خواهد بود که بعد ملاقاتهای ما تسهیل شود؟»
گفتند:« بله.» ما هم از طریق عمانیها با آمریکاییها تماس گرفتیم. آمریکاییها در آلماتی انعطاف نشان دادند و پس از آن بود که برای اولین بار آقای جلیلی و خانم اشتون مثبت صحبت کردند و گفتند قدم خوبی برداشته شده که باعث امیدواری است. ما خوشحال شدیم که بالاخره کاری انجام شد.

وقتی میخواستیم برای جلسه دوم مذاکرات حضوری با آمریکاییها برویم، باز با ناهماهنگیهایی مواجه شدیم، گرچه سرانجام به زور رفتیم. به آقای دکتر گفتیم که باید برویم و رفتیم دیگر. گفتیم اگر نرویم اعتبار جمهوری اسلامی در خطر قرار میگیرد. شرایط بسیار سختی بود. همه میگویند: «تو چطور تحمل کردی؟» خلاصه رفتیم و عزیزان هم کمی ناراحت شدند.

نامه دوم سلطان قابوس خطاب به احمدی نژاد بود و آن بیان یک خبر بود با این مضمون که «جناب آقای دکتر احمدینژاد، ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران، نماینده آمریکا و نماینده ایران نزد من بودند و آمریکاییها اعلام کردند که غنیسازی شما را به رسمیت میشناسند.»

دیدار با ملک عبدالله

در اجلاس اضطراری سازمان کنفرانس اسلامی در ریاض به گونهای از آقای احمدینژاد استقبال شد که برخی گمان میکردند این اجلاس دو میزبان دارد؛ یکی ملک عبدالله و دیگری دکتر احمدی نژاد. شبی پیش از شام، ملک عبدالله، به عصایش تکیه داده بود و حدود ۱۵ تا ۲۰ دقیقه با آقای احمدی نژاد در این حالت صحبت کرد. گمان کردیم راجع به لبنان، بحرین، سوریه و... صحبت خواهد کرد، در حالی که در حد یک کلمه هم به هیچکدام از این کشورها اشاره نکرد.
تعجب کردیم. تمام این ۱۵-۲۰ دقیقه میگفت چرا اینقدر در رسانه هایتان به من بیحرمتی میکنید. مثلا میگفت:«عکس و فیلم من را در حال خوردن مشروب نشان میدهید؛ آیا من مشروب میخورم؟»

عراقچی

میخواستم دکتر عراقچی را به معاونت آسیا- اقیانوسیه منصوب کنم، احمدی نژاد یکماه معطل کرد تا موافقت کند. بنده هم پایداری و پافشاری کردم.

احمدی نژاد قبل از آقای متکی، با من برای وزارت خارجه صحبت کرده بود. زمانی که آقای دکتر احمدی نژاد برای بار اول انتخاب شد، من در جده، معاون دبیرکل سازمان کنفرانس اسلامی بودم. قبل از آن با آقای دکتر احمدینژاد آشنایی از نزدیک نداشتم.

گفتگو با سردار سلیمانی

یک روز سردار عزیز آقای سلیمانی به من زنگ زد که «آقای صالحی میخواهند 48 گروگان ایرانی در سوریه را فردا اعدام کنند، چه کار کنیم؟» به ذهنم رسید که با نخست وزیر قطر تماس بگیرم.
گفتم: «ما این اقدام معارضان سوریه را از چشم شما میبینیم. شما بی جهت خودتان را در آنجا درگیر کرده اید».
او هم به ما می گفت که شما روی اسب باخته شرطبندی کرده اید که بحث جدایی بود.
گفتم: «آقای نخست وزیر! الان به من خبر رسیده که میخواهند فردا ۴۸ تن از عزیزان ما را اعدام کنند. اگر این اتفاق بیفتد، حداقل چیزی که میتوانم بگویم و این حداقلش است، این است که نمیدانم عواقب روابط ما و شما به چه سمت و سویی خواهد رفت دیگر چیزی قابل پیشبینی نخواهد بود.»
گفت:«آقای صالحی! تنها راهی که هست این است که امشب به شبکه الجزیره بروم و به صورت زنده اعلام کنم که این ۴۸نفر را اعدام نکنند. هرکسی این کار را کند چنین و چنان...»
از من خواست که آن شب تلویزیون را نگاه کنم. دیدم که ایشان آمد و بیان جالبی داشت. پس از آن معارضان جواب دادند که به پاس پیام نخستوزیر قطر دست نگه میدارند.

بدون شرح...!
صالحی گزینه اصول‌گرایان برای انتخابات ریاست جمهوری 96
نقل قول:سلام
1- آیا رهبری بدون در نظر گرفتن احمدی نژاد با صالحی صحبت کرده و اجازه رو داده؟
این صد در صد غلطه، چون صالحی وزیر خارجه دولت هست و وقتی موضوعی رو با رهبر مطرح میکنه به نمایندگی از دولت این موضوع رو مطرح میکنه
سوال آیا دولت سابق اینقدر بی در و پیکر بود که وزیر خارجه اون موضوعی به این مهمی رو سرخود بره از رهبری اجازه بگیره؟
چه کسی به صالحی وزیر خارجه دولت این اجازه رو داد که از طرف دولت بیاد این درخواست رو از رهبری بخواد؟
حالا باز متکی بود میگفتن متکی وزیر خارجه احمدی نژاد نیست این یکی چی؟

2- آیا صالحی نماینده رهبر تو مذاکرات بود؟
این حرف کذب محضه، بلکه نماینده دولت بود، اتفاقا رهبری خودشون فروردین 92 یعنی زمان دولت سابق این رو فرمودن که تو تاریخ بمونه

لذا ما همیشه اعلام کردیم و گفتیم که این، گفتگو نیست؛ این، تحمیل است و ایران زیر بار تحمیل نمیرود. من به این اظهارات خوشبین نیستم، اما مخالفت هم ندارم.

همین‌جا من این را بگویم که از جمله‌ی تاکتیکهای تبلیغاتی اینها این است که گاهی شایع میکنند که از طرف رهبری، کسانی با آمریکائی‌ها مذاکره کردند؛ این هم یک تاکتیک تبلیغاتیِ دیگر و دروغ محض است. تا کنون از سوی رهبری، هیچ‌ کس با آنها مذاکره نکرده است. در چند مورد، در طول سالهای متمادی، در دولتهای گوناگون، کسانی بر سر موضوعات مقطعی ــ که ما هم مخالفتی نداشتیم ــ با آنها مذاکره کرده‌اند؛ اما مربوط به دولتها بوده است. البته همانها هم موظف بوده‌اند که خطوط قرمز رهبری را رعایت کنند؛ امروز هم موظفند و باید رعایت کنند
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=22233

صحبت با عمل متفاوته ...
احمدی نژاد در گفتار و رفتار، متضادترین شخص با دولت آمریکا و مذاکرات بود

بحث اینه ک طبق گفتار و رفتار احمدی نژاد،مذاکره کردن او با آمریکایی ها، کاملا دوراز ذهن و عقل و منطقه

برای انتخابات آتی، وقتی رهبری ب احمدی نژاد توصیه میکنن ک نیاد؛
یعنی این وضعیت باقی بمونه
یعنی همین مذاکراتی ک شده بمونه ...

ی زمانی، وقتی خاتمی مذاکره کرد و هسته ای رو نابود کرد، رهبری الزامش کردند ب اینکه افتضاحاتش رو خودش برگردونه و جبران کنه
اما الان ....

ما چیزهایی ک داریم میبینیم خلاف گفته شما رو ثابت میکنه ...
احمدی نژاد راضی ب مذاکرات نبود <- اینه ک اظهر من الشمسه
شخص احمدی نژاد، اگه ب تصمیم خودش بود، هیچ وقت تن ب مذاکرات اون هم با این حجم از تحقیر و عقب نشینی و تقدیم کردن دستاوردهامونو نمیداد <- اینه ک اظهر من الشمسه

سوال اینجاست ک زمان احمدی نژاد، این مذاکرات زیر نظر چ کسی انجام میشد؟؟ ... وقتی اجازه ش رو از رهبری گرفتن ...

لطفا این سوال رو منطقی و با دلایل عقل پسند جواب بدین
نه اینکه ساده ترین راه حل برای اینکه این تضاد ذهن ماها رو از بین ببرید بگین و بگید: احمدی نژاد موافق بود و مذاکره کرد :|

ی زمانی، دانشجوها جلوی مجلس تجمع کرده بودن و چادر زده بودن و فشار می آوردن ک برجام رو نباید تصویب کنن
از بیت رهبری جمله ای بیرون اومد و اون تجمع رو جمع کردن
اون روز خیلی از دوستای ما، دچار همین سرخوردگی شدن و ب ما میگفتن ک مطمئن باشین شما هم اینطور میشین و چشمتون ی روز حقیقت رو میبینه
الان ما با این اتفاقات، دچار همون سرخوردگی شدیم
دیگه انگیزه ای برای حضور توی "جمهوری اسلامی ایران" نداریم ... دیگه رنگ و بویی از اون انقلاب 57 نمیبنیم و حس نمیکنیم
همه ش شده سازش ...
شده تحقیر ...
شده یک مشت حرف های قشنگ در عین ِ اعمال تحقیر آمیز ...
شدیم یک مشت آدم های ریشو و آدم های چادر به سر؛ نماز خون، روزه بگیر ... اما اسلاممون از این بیشتر نیست

شهید رجایی میگفت ی نون رو 35 میلیون با هم میخوریم اما زیر بار ذلت نمیریم .... این بود فلسفه روزه هامون
الان شدیم آدمای روزه بگیری ک برای پرب تر شدن لقمه هامون هر تحقیری رو توی دنیا تحمل میکنیم و دم نمیزنیم
از این وضعیت راضی هم هستیم
ب طوری ک قوی ترین گزینه برای رد روحانی رو کنار میذاریم و ....

کاش ی جواب قانع کننده میدادین ب این سوالا....
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8
آدرس های مرجع