۱۰/مهر/۹۵, ۱۵:۴۰
به گزارش گروه سیاست خارجی خبرگزاری فارس، علی اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی امشب مهمان برنامه دست خط شبکه پنجم سیما بود و به سوالات مطرح شده پاسخ داد.
....
سوال: چطور به مذاکرات پیوستید در دوسال آخر.
صالحی: آن یک سال و 3-2 ماهی که مذاکره انجام گرفته بود در بعد فنی با مشکلاتی روبرو شدند که مقام معظم رهبری فرمودند آن چیزی که از سوی ما پذیرفته شده بوده مورد قبول ایشان نیست.
در اینجا دکتر ظریف گفتند ما با بنبستی در بعد فنی روبرو شدیم. نمی دانیم باید چه کنیم. در آن جا دکتر لاریجانی پیشنهاد کردند که بنده هم حضور پیدا کنم و بعد آقای دکتر ولایتی. بنده گفتم من چه معجزهایی میتوانم انجام دهم وقتی که دکتر ظریف با همه توانمندی و اخلاص و صداقتی که داشتند رفتند. ممکن است من هم بروم و بعد اتفاقی رخ ندهد و بنده باید پاسخگو باشم بنابراین دلیلی ندارد حضور پیدا کنم. اما اصرار روی این امر بود و من با دوستان خود مشورت کردم و گفتم به یک شرط حاضر هستم بروم، من حاضر نیستم با کارشناسان آمریکایی مذاکره کنم، اگر یکی از این سه شرط صورت بگیرد من میروم. یک شرط این که همتای من، آقای مونیز، بیاید.
سوال: شناخت هم از وی داشتید؟
صالحی: شناخت دورادور داشتم. تصور بر این بود که شاید ایشان نیاید. دیگر شرط این که من استعفا دهم و به عنوان معاون رئیسجمهور نباشم و مشاور فنی دکتر ظریف شوم و ایشان به من حکم دهند و من مشارکت کنم و با کارشناسان صحبت کنم. سومین شرط این بود که کارشناسان آنها به ایران بیایند. من حاضر بودم با کارشناسان آنها در ایران صحبت کنم.
آقای عراقچی گفتند ممکن است این نشود، سخت است که این جواب مثبت بیاید. ضمن این که یکی 2 روز دیگر جلسه داریم و ممکن است ظرف این مدت کوتاه اتفاق نیفتد. چند ساعت بعد آنها خیلی از این مسئله استقبال کردند و ما ورود پیدا کردیم. بعد از ورود ما اولین کار این بود که نظر مقام معظم رهبری را محقق کنیم. مطلبی که پذیرفته شده بود ....
سوال: درباره چیدمان سانتریفیوژها؟
صالحی: بله درباره چیدمان سانتریفیوژها بود که ما باید آن را کنار بگذاریم و نظر خود را بدهیم. با استدلالهای اولیهای که داده شد خیلی به نتیجه نرسیدیم. چون اولین بار بود حضور داشتیم با آمادگی که داشتیم بحث فنی کردیم و آنها گفتند این بحث فنی برای ما خیلی توجیهپذیر نیست چرا که فرضیات شما را قبول نداریم. ما هم حق دادیم و گفتیم شما فرضیات خود را بدهید و ما بر اساس آن محاسبات را انجام دهیم.
گفتند ما نمیتوانیم فرضیات را بدهیم چرا که نوعی انتقال دانش فنی است. گفتیم که این نوع چه مذاکرهای است؟ از یک سو شما فرضیات ما را قبول ندارید و از سوی دیگر فرضیات خود را هم ارائه نمیدهید، پس چه کنیم. با یک بنبستی روبرو شدیم. آقای مونیز هم با یک لشگر آمده بود. لشگری که از بهترین مراکز تحقیقاتی و دانشگاهی بودند.
من دیدم به بنبست رسیدیم پیشنهادی دادم و گفتم با اختیار کامل در بعد فنی آمدم. هر تصمیمی بگیرم مورد قبول مسئولان ایران خواهد بود.
سوال: واقعاً با اختیار کامل رفته بودید؟
صالحی: بله البته در چارچوبی که تعیین شده بود. کف و سقف مشخص شده بود.
گفتم من می توانم تصمیم بگیرم و نیاز نیست دائم با پایتخت تماس داشته باشم، از آن ها پرسیدم شما چطور؟ آنها هم اختیار کامل داشتند و من یک پیشنهاد دارم و گفتم شما یک جا در دنیا را به من نشان دهید که به سبکی که شما میگویید این چیدمان در ایران صورت گیرد، انجام شده باشد. من همین الان امضا میکنم که ما هم همین رویه و این شکل از غنیسازی را انجام میدهیم.
آنها ماندند، چون من میدانستم این چنین چیزی در دنیا وجود ندارد. اگر میدانستند چنین سوالی میکنیم میرفتند جایی را درست میکردند. اتفاقا در ایران دوستان می گفتند این خطرناک است یک دفعه ممکن است جایی را نشان دهند، گفتم من می دانم که چنین چیزی نیست.
لذا آقای مونیز وقتی با این چالش روبرو شد جلسه را ختم کرد و گفت ما با هم بنشینیم صحبت کنیم. بعد از چند ساعتی استراحت که جلسات یک به یک شد، مقدمه جلسه حدود یک ساعت به طول انجامید و درباره بحث هستهای صحبت نکردیم. درباره تخصص ایشان و تخصص من و این که چه زمانی MIT بوده ایم صحبت شد.
.....
سوال: فکر میکنم آمریکایی ها فکر همه جای برجام را کرده بودند و این که چطور چوب لای چرخ بعد از برجام بگذارند که کمترین سود به ما برسد. این را قبول دارید؟
صالحی: زمینههای فنی، حقوقی، سیاسی، و زمینهها تحریم و ... داریم. تحریم امر وسیعی بود. اگر قرار بود تمام زوایای تحریم دیده شود باید گروه کارشناس متعددی که همه جزئیات را میداند همراه میداشتیم که بتوانند تمام جزئیات را که ممکن است در آینده اتفاق افتد را از قبل پیشبینی کند و به گونهای بگنجانند که مشکلی پیش نیاید.
آمریکاییها الان میگویند من مطابق برجام عمل کردم و آقای عراقچی هم گفتند در چارچوب برجام مسئلهای وجود ندارد.
سوال: البته چند نقض هم داشته اند. آقای عراقچی هم گفته اند مانند قانون ویزا و ...
صالحی: بله، اینها که جداگانه است، من مسائل بانکی و ... اینها را عرض میکنم. آمریکا در ظاهر می گوید که طبق برجام عمل کرده است اما پشت پرده بانکها را میترساند که اگر کوچکترین خلافی صورت گیرد فلان و چنان میشود. بانکها هم میگویند این خلافها را میفهمد و قاضی است؟ می گوید من قاضی هستم.
سوال: بسیاری از مردم چشم داشتند بعد از این قضیه گشایشی در مسائل اقتصادی ایجاد شود که الان به آن صورتی که گمان میرفت نشده است و حداقل مردم این گشایش را در سفره هایشان نمیبینند. زمان بگذرد و شاید بیشتر خود را نشان دهد. این گونه به نظر میرسد که آمریکاییها فکر اینجاها را کرده بودند و ما نکرده بودیم. ممکن است اگر وزیر خارجه و رئیس تیم بودید طراحی دیگری داشته باشید؟
صالحی: نه. مذاکره کنندگان ما همه اقدامات لازم را انجام داده بود. این کار سنگین بود. بحث فنی چارچوبش مشخص است. محدوده مشخص است و تنها نیاز است شما استدلال علمی کنید که امتیازی از دست ندهید. در بعد سیاسی هم آقای ظریف یک تنه همه آنها را حریف بود. در بعد تحریم بانکی و مسائلی از این دست خیلی سخت است. این که همه قوانین از جمله قوانین ایالتهای مختلف آمریکا را بدانید سخت است.
عزیزانی که در مسائل بانکی و تحریم تلاش کردند با تمام قوا بود ولی شاید فکر نمیکردند چنین اتفاقی رخ دهد. من مطلبی را عرض کنم واقعاً باید سوال این باشد اگر برجام را نداشتیم چطور میشد؟ این هم یک سوال است. بارها این سوال پرسیده شده است.
منصفانه اگر ارزیابی کنیم. برجام خیلی گشایش ایجاد کرد. قابل مقایسه نیست. برای خرید نیاز نیست مسیرهای پیچیده را طی کنیم. اگر بخواهیم تجهیزاتی را خریداری کنیم از طریق کانال خرید اقدام میکنیم. لذا برجام خیلی راه را باز کرده است. اعتماد کاملاً سلب شده است و طرفین نسبت به یکدیگر اعتماد ندارند. این یک واقعیت است.
سوال: یکی از صحبتهایی که درباره شما بیان میشود این است که زیادی صادق هستید. مثلا از همین برجام که شروع شد شما دو سه اظهار نظر کردید، از همان اوایل تا همین آخر حدود یک ماه پیش فکر می کنم. همه می گفتند که هر کس جای آقای صالحی بود در این موقعیت با خود می گفت اصلا به من چه و برای چه باید اظهار نظر کنم. با علم به این که ممکن است به طرف بربخورد و در دولت چیزی به شما بگویند این صحبتها و اظهارنظرها را دارید؟
صالحی: شاید این حمل بر شعار شود. در ارتباط با مسائل سیاسی می گوییم سیاست ما همانند دیانت ما است. ما نمی خواهیم همانند آمریکاییها عمل کنیم. سیاست درست حضرت علی (علیه السلام) است.
باید اعتماد مردم جلب شود. اگر زمانی خلاف کنید و بگویید من خلاف کردم مردم میپذیرند. اگر بگویید من درست انجام دادم میپذیرند اما اگر اعتماد وجود نداشته باشد هر حرفی بزنید با تردید نگاه میکنند حتی اگر درست باشد.
همیشه در طول زندگی خود آن چه که فکر میکردم به نفع جامعه اسلامی و منافع ملی و حاکمیت ملی و در جهت تنویر افکار عمومی است بیان میکردم.
.....
سوال: یک سند محرمانه شما با آقای مونیز امضا کردید. که هیچ چیز هم از آن درنیامده است. که گفته می شود سند محرمانه در مورد موضوع آینده هسته ای مان است و یکی دو خبرگزاری خبری در موردش دادند. چیزی در این باره نمیتوانید بگویید؟
صالحی: ما سند محرمانه امضا نکردیم. وقتی کشوری پروتکل الحاقی را امضا میکند برنامه بلندمدتش را به آژانس بدهد. ما برنامه مدت خود را به آژانس برای 15 سال آینده اعلام کردیم. هر کشوری که برنامه بلند مدت خود را به آژانس میدهد اعلام میکند که این برنامه من اعلام عمومی نشود. ما هم مطابق همین رویه به آژانس اعلام کردیم این برنامه را به کسی اعلام نکند.
خیلی چیزهای دیگر هست که ما از آژانس میخواهیم اعلام نکند. مثلاً این که چه میزان اورانیوم تولید میکنیم. دلیلی ندارد این عمومی شود.
سوال: چه زمانی محدودیتی برای غنیسازی و فعالیتهای سایتی اصلا نخواهیم داشت؟ بعد از چه مدتی؟
صالحی: اگر بخواهم محدودیت برجامی را عرض کنم ، یک سری محدودیتها در چارچوب پادمان است که چه برجام باشد چه نباشد آن بازرسی خود را انجام میدهد. یکسری از محدودیتها در چارچوب پروتکل الحاقی است. بیش از 130 کشور عضو این پروتکل هستند که ما هم مثل بقیه کشورها این را می پذیریم که به طور مثال روی مسائل دیگری فراتر از پادمان..... هر چند پروتکل الحاقی را قبل از برجام من خودم امضا کردم. سال 1383. داوطلبانه اجرا میکردیم که بعد دیدیم بدعهدی کردند، متوقف کردیم. الان همان را احیا کردیم.
یکسری محدودیت در قالب برجام پذیرفتیم. این محدودیت ها 15 ساله است و یکی از اینها 25 است. آن اورانیومی که از کوه میکنیم، به اردکان برای خردایش و تبدیل به کیک زرد میبریم. وقتی کیک زرد شد باید به اصفهان حمل شود. حمل از اردکان تا اصفهان را باید تحت مراقبت آنها انجام دهیم. کنترل این بار 25 ساله است. این برای این است که کنترل کند این بار جای دیگری منحرف نمیشود.
یکی دو محدودیت 15 ساله است. فلز اورانیوم و پلوتونیوم برای 15 سال نباید تولید نکنیم. من این را بارها گفتم که ما اصلاً پلوتونیوم نداریم.
.....
سوال: آخرین موضوعی که با شما صحبت کردند چه بود؟
صالحی: درباره همان توافقی که با آقای مونیز شما هم سوال پرسیدید. از من پرسیدند که جریان چه بوده است.
سوال: گفتید سال 90 یکسری مذاکرات را با آمریکاییها شروع کردیم و مجوز گرفتیم. رهبری آن زمان 4 شرط گذاشتند. یکی این که با وزیر امور خارجه نباشد.
صالحی: مذاکرهکننده در حد وزیر خارجه نباشد. یکی دیگر غیر از مسائل سیاسی و یا غیرهستهای مذاکره نشود.
سوال: مذاکره برای مذاکره نباشد.
صالحی: بله. یعنی همانند 5+1 نباشد که چند سال مذاکره کنید.
سوال: شرط چهارم؟
صالحی: این که رئیسجمهور به عنوان کسی که رئیس شورای عالی امنیت ملی است- زیرا دو راه بود، آقای دکتر جلیلی دبیر شورای امنیت ملی بودند و 5+1 را پیش می بردند و آقا نیز اجازه داده بودند که وزارت خارجه مذاکرات با آمریکا را محرمانه را پیش ببرند- کسی باید این دو را باهم هماهنگ می کرد که شرط چهارم این بود که رییس جمهور هماهنگکننده این دو راه باشند.
سوال: هماهنگکننده بودند؟
صالحی: آقای رئیسجمهور آن زمان اعتقادی به مذاکرات به این صورت با آمریکا نداشتند. به من هم میگفتند اشتباه میکنید و جلوی ما را هم نگرفتند و تشویق هم نکردند.
سوال: به نظر شما اگر این انجام میشد جلو می افتادیم؟
صالحی: بله. الان هم گفتن این مسائل فایده نداشت. اوباما در آن زمان در آستانه انتخابات دور دوم خود بود و گزارشات آن زمان مشخص است و ببینید تقاضای آمریکاییها در آن زمان چه بود. در آن زمان این آمادگی وجود داشت و به این شرایط نمیافتاد. اصلا جور دیگر شد و ابعادش بسیار وسیع شد. دکتر جلوی ما را نگرفتند ولی چون ایشان ورود پیدا نکردند هماهنگی بین وزارت خارجه و دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی خیلی سخت شده بود.
مشروح این گفت وگو را در اینجا بخوانید.
در همین رابطه احمدی نژاد در مذاکرات مسقط دور زده شد!
....
سوال: چطور به مذاکرات پیوستید در دوسال آخر.
صالحی: آن یک سال و 3-2 ماهی که مذاکره انجام گرفته بود در بعد فنی با مشکلاتی روبرو شدند که مقام معظم رهبری فرمودند آن چیزی که از سوی ما پذیرفته شده بوده مورد قبول ایشان نیست.
در اینجا دکتر ظریف گفتند ما با بنبستی در بعد فنی روبرو شدیم. نمی دانیم باید چه کنیم. در آن جا دکتر لاریجانی پیشنهاد کردند که بنده هم حضور پیدا کنم و بعد آقای دکتر ولایتی. بنده گفتم من چه معجزهایی میتوانم انجام دهم وقتی که دکتر ظریف با همه توانمندی و اخلاص و صداقتی که داشتند رفتند. ممکن است من هم بروم و بعد اتفاقی رخ ندهد و بنده باید پاسخگو باشم بنابراین دلیلی ندارد حضور پیدا کنم. اما اصرار روی این امر بود و من با دوستان خود مشورت کردم و گفتم به یک شرط حاضر هستم بروم، من حاضر نیستم با کارشناسان آمریکایی مذاکره کنم، اگر یکی از این سه شرط صورت بگیرد من میروم. یک شرط این که همتای من، آقای مونیز، بیاید.
سوال: شناخت هم از وی داشتید؟
صالحی: شناخت دورادور داشتم. تصور بر این بود که شاید ایشان نیاید. دیگر شرط این که من استعفا دهم و به عنوان معاون رئیسجمهور نباشم و مشاور فنی دکتر ظریف شوم و ایشان به من حکم دهند و من مشارکت کنم و با کارشناسان صحبت کنم. سومین شرط این بود که کارشناسان آنها به ایران بیایند. من حاضر بودم با کارشناسان آنها در ایران صحبت کنم.
آقای عراقچی گفتند ممکن است این نشود، سخت است که این جواب مثبت بیاید. ضمن این که یکی 2 روز دیگر جلسه داریم و ممکن است ظرف این مدت کوتاه اتفاق نیفتد. چند ساعت بعد آنها خیلی از این مسئله استقبال کردند و ما ورود پیدا کردیم. بعد از ورود ما اولین کار این بود که نظر مقام معظم رهبری را محقق کنیم. مطلبی که پذیرفته شده بود ....
سوال: درباره چیدمان سانتریفیوژها؟
صالحی: بله درباره چیدمان سانتریفیوژها بود که ما باید آن را کنار بگذاریم و نظر خود را بدهیم. با استدلالهای اولیهای که داده شد خیلی به نتیجه نرسیدیم. چون اولین بار بود حضور داشتیم با آمادگی که داشتیم بحث فنی کردیم و آنها گفتند این بحث فنی برای ما خیلی توجیهپذیر نیست چرا که فرضیات شما را قبول نداریم. ما هم حق دادیم و گفتیم شما فرضیات خود را بدهید و ما بر اساس آن محاسبات را انجام دهیم.
گفتند ما نمیتوانیم فرضیات را بدهیم چرا که نوعی انتقال دانش فنی است. گفتیم که این نوع چه مذاکرهای است؟ از یک سو شما فرضیات ما را قبول ندارید و از سوی دیگر فرضیات خود را هم ارائه نمیدهید، پس چه کنیم. با یک بنبستی روبرو شدیم. آقای مونیز هم با یک لشگر آمده بود. لشگری که از بهترین مراکز تحقیقاتی و دانشگاهی بودند.
من دیدم به بنبست رسیدیم پیشنهادی دادم و گفتم با اختیار کامل در بعد فنی آمدم. هر تصمیمی بگیرم مورد قبول مسئولان ایران خواهد بود.
سوال: واقعاً با اختیار کامل رفته بودید؟
صالحی: بله البته در چارچوبی که تعیین شده بود. کف و سقف مشخص شده بود.
گفتم من می توانم تصمیم بگیرم و نیاز نیست دائم با پایتخت تماس داشته باشم، از آن ها پرسیدم شما چطور؟ آنها هم اختیار کامل داشتند و من یک پیشنهاد دارم و گفتم شما یک جا در دنیا را به من نشان دهید که به سبکی که شما میگویید این چیدمان در ایران صورت گیرد، انجام شده باشد. من همین الان امضا میکنم که ما هم همین رویه و این شکل از غنیسازی را انجام میدهیم.
آنها ماندند، چون من میدانستم این چنین چیزی در دنیا وجود ندارد. اگر میدانستند چنین سوالی میکنیم میرفتند جایی را درست میکردند. اتفاقا در ایران دوستان می گفتند این خطرناک است یک دفعه ممکن است جایی را نشان دهند، گفتم من می دانم که چنین چیزی نیست.
لذا آقای مونیز وقتی با این چالش روبرو شد جلسه را ختم کرد و گفت ما با هم بنشینیم صحبت کنیم. بعد از چند ساعتی استراحت که جلسات یک به یک شد، مقدمه جلسه حدود یک ساعت به طول انجامید و درباره بحث هستهای صحبت نکردیم. درباره تخصص ایشان و تخصص من و این که چه زمانی MIT بوده ایم صحبت شد.
.....
سوال: فکر میکنم آمریکایی ها فکر همه جای برجام را کرده بودند و این که چطور چوب لای چرخ بعد از برجام بگذارند که کمترین سود به ما برسد. این را قبول دارید؟
صالحی: زمینههای فنی، حقوقی، سیاسی، و زمینهها تحریم و ... داریم. تحریم امر وسیعی بود. اگر قرار بود تمام زوایای تحریم دیده شود باید گروه کارشناس متعددی که همه جزئیات را میداند همراه میداشتیم که بتوانند تمام جزئیات را که ممکن است در آینده اتفاق افتد را از قبل پیشبینی کند و به گونهای بگنجانند که مشکلی پیش نیاید.
آمریکاییها الان میگویند من مطابق برجام عمل کردم و آقای عراقچی هم گفتند در چارچوب برجام مسئلهای وجود ندارد.
سوال: البته چند نقض هم داشته اند. آقای عراقچی هم گفته اند مانند قانون ویزا و ...
صالحی: بله، اینها که جداگانه است، من مسائل بانکی و ... اینها را عرض میکنم. آمریکا در ظاهر می گوید که طبق برجام عمل کرده است اما پشت پرده بانکها را میترساند که اگر کوچکترین خلافی صورت گیرد فلان و چنان میشود. بانکها هم میگویند این خلافها را میفهمد و قاضی است؟ می گوید من قاضی هستم.
سوال: بسیاری از مردم چشم داشتند بعد از این قضیه گشایشی در مسائل اقتصادی ایجاد شود که الان به آن صورتی که گمان میرفت نشده است و حداقل مردم این گشایش را در سفره هایشان نمیبینند. زمان بگذرد و شاید بیشتر خود را نشان دهد. این گونه به نظر میرسد که آمریکاییها فکر اینجاها را کرده بودند و ما نکرده بودیم. ممکن است اگر وزیر خارجه و رئیس تیم بودید طراحی دیگری داشته باشید؟
صالحی: نه. مذاکره کنندگان ما همه اقدامات لازم را انجام داده بود. این کار سنگین بود. بحث فنی چارچوبش مشخص است. محدوده مشخص است و تنها نیاز است شما استدلال علمی کنید که امتیازی از دست ندهید. در بعد سیاسی هم آقای ظریف یک تنه همه آنها را حریف بود. در بعد تحریم بانکی و مسائلی از این دست خیلی سخت است. این که همه قوانین از جمله قوانین ایالتهای مختلف آمریکا را بدانید سخت است.
عزیزانی که در مسائل بانکی و تحریم تلاش کردند با تمام قوا بود ولی شاید فکر نمیکردند چنین اتفاقی رخ دهد. من مطلبی را عرض کنم واقعاً باید سوال این باشد اگر برجام را نداشتیم چطور میشد؟ این هم یک سوال است. بارها این سوال پرسیده شده است.
منصفانه اگر ارزیابی کنیم. برجام خیلی گشایش ایجاد کرد. قابل مقایسه نیست. برای خرید نیاز نیست مسیرهای پیچیده را طی کنیم. اگر بخواهیم تجهیزاتی را خریداری کنیم از طریق کانال خرید اقدام میکنیم. لذا برجام خیلی راه را باز کرده است. اعتماد کاملاً سلب شده است و طرفین نسبت به یکدیگر اعتماد ندارند. این یک واقعیت است.
سوال: یکی از صحبتهایی که درباره شما بیان میشود این است که زیادی صادق هستید. مثلا از همین برجام که شروع شد شما دو سه اظهار نظر کردید، از همان اوایل تا همین آخر حدود یک ماه پیش فکر می کنم. همه می گفتند که هر کس جای آقای صالحی بود در این موقعیت با خود می گفت اصلا به من چه و برای چه باید اظهار نظر کنم. با علم به این که ممکن است به طرف بربخورد و در دولت چیزی به شما بگویند این صحبتها و اظهارنظرها را دارید؟
صالحی: شاید این حمل بر شعار شود. در ارتباط با مسائل سیاسی می گوییم سیاست ما همانند دیانت ما است. ما نمی خواهیم همانند آمریکاییها عمل کنیم. سیاست درست حضرت علی (علیه السلام) است.
باید اعتماد مردم جلب شود. اگر زمانی خلاف کنید و بگویید من خلاف کردم مردم میپذیرند. اگر بگویید من درست انجام دادم میپذیرند اما اگر اعتماد وجود نداشته باشد هر حرفی بزنید با تردید نگاه میکنند حتی اگر درست باشد.
همیشه در طول زندگی خود آن چه که فکر میکردم به نفع جامعه اسلامی و منافع ملی و حاکمیت ملی و در جهت تنویر افکار عمومی است بیان میکردم.
.....
سوال: یک سند محرمانه شما با آقای مونیز امضا کردید. که هیچ چیز هم از آن درنیامده است. که گفته می شود سند محرمانه در مورد موضوع آینده هسته ای مان است و یکی دو خبرگزاری خبری در موردش دادند. چیزی در این باره نمیتوانید بگویید؟
صالحی: ما سند محرمانه امضا نکردیم. وقتی کشوری پروتکل الحاقی را امضا میکند برنامه بلندمدتش را به آژانس بدهد. ما برنامه مدت خود را به آژانس برای 15 سال آینده اعلام کردیم. هر کشوری که برنامه بلند مدت خود را به آژانس میدهد اعلام میکند که این برنامه من اعلام عمومی نشود. ما هم مطابق همین رویه به آژانس اعلام کردیم این برنامه را به کسی اعلام نکند.
خیلی چیزهای دیگر هست که ما از آژانس میخواهیم اعلام نکند. مثلاً این که چه میزان اورانیوم تولید میکنیم. دلیلی ندارد این عمومی شود.
سوال: چه زمانی محدودیتی برای غنیسازی و فعالیتهای سایتی اصلا نخواهیم داشت؟ بعد از چه مدتی؟
صالحی: اگر بخواهم محدودیت برجامی را عرض کنم ، یک سری محدودیتها در چارچوب پادمان است که چه برجام باشد چه نباشد آن بازرسی خود را انجام میدهد. یکسری از محدودیتها در چارچوب پروتکل الحاقی است. بیش از 130 کشور عضو این پروتکل هستند که ما هم مثل بقیه کشورها این را می پذیریم که به طور مثال روی مسائل دیگری فراتر از پادمان..... هر چند پروتکل الحاقی را قبل از برجام من خودم امضا کردم. سال 1383. داوطلبانه اجرا میکردیم که بعد دیدیم بدعهدی کردند، متوقف کردیم. الان همان را احیا کردیم.
یکسری محدودیت در قالب برجام پذیرفتیم. این محدودیت ها 15 ساله است و یکی از اینها 25 است. آن اورانیومی که از کوه میکنیم، به اردکان برای خردایش و تبدیل به کیک زرد میبریم. وقتی کیک زرد شد باید به اصفهان حمل شود. حمل از اردکان تا اصفهان را باید تحت مراقبت آنها انجام دهیم. کنترل این بار 25 ساله است. این برای این است که کنترل کند این بار جای دیگری منحرف نمیشود.
یکی دو محدودیت 15 ساله است. فلز اورانیوم و پلوتونیوم برای 15 سال نباید تولید نکنیم. من این را بارها گفتم که ما اصلاً پلوتونیوم نداریم.
.....
سوال: آخرین موضوعی که با شما صحبت کردند چه بود؟
صالحی: درباره همان توافقی که با آقای مونیز شما هم سوال پرسیدید. از من پرسیدند که جریان چه بوده است.
سوال: گفتید سال 90 یکسری مذاکرات را با آمریکاییها شروع کردیم و مجوز گرفتیم. رهبری آن زمان 4 شرط گذاشتند. یکی این که با وزیر امور خارجه نباشد.
صالحی: مذاکرهکننده در حد وزیر خارجه نباشد. یکی دیگر غیر از مسائل سیاسی و یا غیرهستهای مذاکره نشود.
سوال: مذاکره برای مذاکره نباشد.
صالحی: بله. یعنی همانند 5+1 نباشد که چند سال مذاکره کنید.
سوال: شرط چهارم؟
صالحی: این که رئیسجمهور به عنوان کسی که رئیس شورای عالی امنیت ملی است- زیرا دو راه بود، آقای دکتر جلیلی دبیر شورای امنیت ملی بودند و 5+1 را پیش می بردند و آقا نیز اجازه داده بودند که وزارت خارجه مذاکرات با آمریکا را محرمانه را پیش ببرند- کسی باید این دو را باهم هماهنگ می کرد که شرط چهارم این بود که رییس جمهور هماهنگکننده این دو راه باشند.
سوال: هماهنگکننده بودند؟
صالحی: آقای رئیسجمهور آن زمان اعتقادی به مذاکرات به این صورت با آمریکا نداشتند. به من هم میگفتند اشتباه میکنید و جلوی ما را هم نگرفتند و تشویق هم نکردند.
سوال: به نظر شما اگر این انجام میشد جلو می افتادیم؟
صالحی: بله. الان هم گفتن این مسائل فایده نداشت. اوباما در آن زمان در آستانه انتخابات دور دوم خود بود و گزارشات آن زمان مشخص است و ببینید تقاضای آمریکاییها در آن زمان چه بود. در آن زمان این آمادگی وجود داشت و به این شرایط نمیافتاد. اصلا جور دیگر شد و ابعادش بسیار وسیع شد. دکتر جلوی ما را نگرفتند ولی چون ایشان ورود پیدا نکردند هماهنگی بین وزارت خارجه و دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی خیلی سخت شده بود.
مشروح این گفت وگو را در اینجا بخوانید.
در همین رابطه احمدی نژاد در مذاکرات مسقط دور زده شد!