تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: پیشنهادروز امامت وخلافت روز وحدت شیعه وسنی
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8
بنام خدا
سلام صبح بخیر
1- نوشته های فرشته عذای بارها تکرار شده وظاهرا اتومات نوشته میشود پاسخش بارها داده شد به انها مراجعه کنید
2- قرار نیست روز شهادت جشن بگیریم روز بعد از شهادت است ضمنا مسلمانان در جشن رقاصی نمیکنند بجای گریه کردن صلوات میفرستند وتبریک میگویندمثال زنده آن فوت امام راحل وروز بعد انتخاب رهبری وتبریک بایشان موفق باشید
پی‌نوشت‌های بخش اول مقاله به انتهای همون نوشته اضافه شد ، که از میانشون این دو مهم بودند :
...
[۲]. تاریخ مواجهات فرهنگی نشان می‌دهد که هرگاه در جامعه‌ای دو قطب مخالف فکری در برابر همدیگر قرار می‌گیرند، یک قطب فکری التقاطی نیز شکل می‌گیرد که عناصری را از هر دو قطب مخالف اخذ و تلفیق می‌کند. در تاریخ مواجهه‌ی فرهنگی بین تشیع و تسنن، معتزلیان متشیع و سنیان دوازده‌امامی چنین نقشی را ایفا کرده‌اند. استحاله‌گرایان شیعی دست‌کم دست‌اندرکار فراهم آوردن تمهیدات نظری برای تشکیل این قطب تلفیقی هستند، اگر عجولانه نگوییم که خود عینش هستند.
...
[۵]. ممکن است استحاله‌گرایان بگویند: «ما با بحث علمی به این نتیجه رسیده‌ایم که امامت از اصول اعتقادی نیست، خلافت شیخین مشروع بود، و ... پس آیا حق نداریم دیدگاه‌های خود را بیان کنیم؟». پاسخ آن است که این بحث، بحث کلامی است و جایگاه و شیوه‌ی خاص خود را دارد و نمی‌توان در مقام بحث سیاسی درباره‌ی وحدت اسلامی، موضوعات کلامی را حل و فصل کرد. اگر استحاله‌گرایان پژوهش کلامی انجام دهند و پس از انجام پژوهش کلامی، همانند اهل تسنن به این نتیجه برسند که امامت یک مسئله‌ی فرعی است، می‌توانند دیدگاه خود را به صورت واضح و متمایز بیان نمایند و در این صورت بر شیعیان است که با تحسین صداقت اخلاقی ایشان، از منظر شیعی دعاوی ایشان را به صورت مستدل رد کنند، اما استحاله‌گرایان چنین نمی‌کنند. در هر صورت، استحاله‌گرایان هیچ‌گاه نماینده‌ی تشیع محسوب نمی‌شوند، و این نمایندگی از آنِ بدنه‌ی متکلمان و فقهای عظام حوزه‌های علمیه است.
بزرگوار ریشه ی اصلی انحراف بر وحدت مسلمین پیدا شدن دو جریان اصلی انحرافیه صهیونی- انگلیسی بین مسلمانان بود .

در مکتب تشیع (بهاییت) و در جهان تسنن گسترش افکار پلید (ابن تیمیه و وهابی گری)

در مکتب تشیع به دلیل باز بودن درب اجتهاد و پویایی دین (بهایت کاری از پیش نبرد و حالا هم در نقش پادو ی دست چندم بی خاصیت عمل میکند )

اما در جهان اهل سنت وهابیت با داستانی که همه میدانیم توانست شبه جزیره حجاز را تحت کنترل در اورد .

امروز برای اسلام و مسلمانان هیچ امری مبارک تر و مهم تر از نشان دادن چهره ی اصلی وهابیت به مومنان نیست .


و البته این وظیفه ی سنگین بیشتر بر عهده ی علمای اهل سنت است .

با نابودی افکار وهابی و گردانندگانش وحدت به میان مسلمانان باز خواهد گشت .

به نظرم جنابعالی هم برای اینکه کارتان مفید باشد یک تاپیک در این مورد باز کنید ، من و دیگر دوستان هم خدمت میرسیم و با کامل کردن نتیجه را در قالب یک یا چند فایل در محیط شبکه پخش کنیم .

موضوع بحث هم میتواند بررسی جریانات انحرافی در بین مسلمانان (وهابیت _ تکفیری و اخوندهای دربار انگلیس ) باشد
پستهای شما خیلی عجیبه قربان...چپ و راست پیشنهاد میدین و نسخه میپیچین و یا از قران تقسیر شخصی میکنید...یکی از کاربرانم بهتون گفتن صبر کنید پستهای قبلیتون به نتیجه برسه بعد پست جدید بزنید اما....
در مقاله نوشته است:استحاله‌گرایان تصور می‌کنند که برای ایجاد تقریب و وحدت بین شیعه و سنی باید در عقاید طرفین دست ببرند
زیرسوال بردن زعامت امام معصوم و گفتن اینکه مردم حق مخالفت با خدا رو دارند :
(۱۵/مهر/۹۵ ۱۹:۴۵)aliabad نوشته است: [ -> ]مساله تفویض ازسوی شورا انجام شد نه ازسوی خداوند
...
ضمنا مساله خلافت امری همراه با بیعت است ونمی تواند ازسوی خداوند الزامی باشد
...
ولذا در غدیر علاوه بر مساله امامت محتملا پیشنهاد خلافت هم شده است اما بیعت با شخص دیگری شد .
...
امام علی اصلح برای خلافت بودند اما نظر مردم چیز دیگری بود که عمل شد. وما همچون خود امام همراه با نظر مردم بایدپیش برویم
...
در مورد سایر دوستان مساله خلافت که در نظر مولا ارزش آب دهان بزی داشت مربوط به باورهای دینی نیست


(۱۶/مهر/۹۵ ۲۱:۱۷)aliabad نوشته است: [ -> ]کسی در این رابطه دین ومذهب خودرا رها نمیکند واستحاله کلا مطرح نیست
... وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَـٰذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ (٢٠) وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ (٢١) فَدَلَّاهُمَا بِغُرُورٍ ... (سوره اعراف)
... و گفت: «پروردگارتان شما را از اين درخت منع نكرد، جز [براى‌] آنكه [مبادا] دو فرشته گرديد يا از [زمره‌] جاودانان شويد.» (۲۰) و براى آن دو سوگند ياد كرد كه: «من قطعاً از خيرخواهان شما هستم.» (۲۱) پس آن دو را با فريب به سقوط كشانيد ...


(۱۶/مهر/۹۵ ۲۱:۱۷)aliabad نوشته است: [ -> ]این مقاله درخصوص درگیریهای فرق اسلامی است
آیا مقاله در خصوص استحاله نیست ؟
در مقاله نوشته است:تأکید عالمان بصیر بر صیانت از آموزه‌های مذهب، و تلاش استحاله‌گرایان برای ترقیق و تضعیف این آموزه‌ها


(۱۶/مهر/۹۵ ۲۱:۱۷)aliabad نوشته است: [ -> ]ضمنا درمورد مساله خلافت وامامت همین الان در جمهوری اسلامی هردو وجوددارد(مراجع ورهبری)موفق باشید
اولا
مراجع از چه نظر خلیفه اند ؟ چه بخشی از زعامت سیاسی رو دارند ؟
پس آیا واقعا میدونید دارید چی میگید ؟!

ثانیا
آیا فقیه اولی الامر ، چیزی بیشتر از بعد سیاسی امامت (زعامت سیاسی یا همون خلافت) داره ؟
در حالی که خود امام خمينى(رحمة الله علیه) در كتاب بيع می‌فرماید: «كليه امور مربوط به حكومت و سياست كه براى پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ائمه(علیه السلام) مقرر شده، در مورد فقيه عادل نيز مقرر است و عقلاً نيز نمی‌توان فرقى ميان اين دو قائل شد.»


در مقاله نوشته است:در اینجا است که استحاله‌گرایی وارد میدان می‌شود و با دعوت به عدول از آموزه‌های مذهب، که ذیلاً بدان اشاره می‌کنیم، نقش منفی خود را در جهت برهم‌زدن اتحاد اسلامی بازی می‌کند. استحاله‌گرایی، با این دعوت، معامله بین مذاهب را به «بردـ‌‌باخت» و حتی «باخت‌ـ‌باخت» تبدیل می‌کند که طی آن یک فریق یا همه فرقه‌ها احساس می‌کنند باید تقریب را به بهای حراج‌کردن آموزه‌های مذهبی خود خریداری کنند.
احتمال قریب به یقین ، در سوی دیگر در میان اهل تسنن هم عکس همین کار رو انجام میدن . این دقیقا به معنی فراری دادن شیعه و سنی از اتحاده . نهایتش هم معلومه که دنبال چی اند ...
بنام خدا
سلام صبح همه دوستان بخیر وقبولی سوگواری های شما
1-با پیشنهاد عمار94 موافقم خودشما پست بزنید تا بموقع بحث بشود موفق باشید
2-مطلب آنتی گادز درست است من پستی اضافه نکردم تنها پیشنهاد نام خلیج بود که مانند روز امامت اززاویه ملی ودیگر نیافزایم.
3-در مورد مطالب فرشته عذاب که تکراری است تنها یک مورد را توضیح میدهم
مراجع دینی همچون امام اند ونصبشان الهی است بواسطه امام عصر ونیازی به بیعت ندارند. اما رهبری حکم خلیفه را دارد وسیاسی است وباید بیعت مردم را داشته باشد ولذا درقانون اساسی پیش بینی شده است والسلام
(۱۷/مهر/۹۵ ۱۱:۴۹)aliabad نوشته است: [ -> ]مراجع دینی همچون امام اند ونصبشان الهی است بواسطه امام عصر ونیازی به بیعت ندارند.
خطاب به دیگر کاربران : شما رو به خدا این اباطیل پراکنی ها رو می بینید ؟ آیا واقعا بی شرمانه نیست ؟
مراجع "نصب" میشن ؟!
دقیقا مراجع در چه منصبی نصب میشن ؟!
دقیقا مراجع چه زعامتی دارند که به "بیعت" نیاز باشه یا نباشه ؟!

(۱۷/مهر/۹۵ ۱۱:۴۹)aliabad نوشته است: [ -> ]اما رهبری حکم خلیفه را دارد وسیاسی است وباید بیعت مردم را داشته باشد ولذا درقانون اساسی پیش بینی شده است والسلام
آیا امام معصوم برای خلافت باید بیعت مردم رو داشته باشه ؟

(بگذریم که این حرف که "ولی فقیه باید بیعت مردم رو داشته باشه" دقیقا ترجمه اش این میشه که "شما باید کسی که انتخاب می کنید رو انتخاب کنید" !)

(۱۷/مهر/۹۵ ۱۱:۴۹)aliabad نوشته است: [ -> ]3-در مورد مطالب فرشته عذاب که تکراری است تنها یک مورد را توضیح میدهم
اگر راست میگید بگید کجا جواب اینا داده شده ؟
دروغ از شرف به دوره .
شما که از سر ناچاری بارها و بارها جوابهایی رو تکرار می کنید که از غلط اونطرف ترند (اکثرا بی ربط و حتی در بسیاری از موارد فاقد معنی اند) اگر جواب داشتید هزاربار جواب می دادید .
اوج ناچاری تون همین جواب های سربسته هست ، اما دستتون رو هست خدا رو شکر . البته یه هدف ناپاک که معاندین به دنبالشون هستند ، تلف کردن وقت اهل حق با جدل هست تا اذنابشون با دست بازتر به توطءه بپردازند . اینکه تا حدودی وقت من رو تلف کرده اید مقداری اش تقصیر خودمه که در برابر این فکر که حسن نیت ندارید بیش از حد مقاومت کردم و سعی می کردم باور نکنم که غرض دارید . مقداری اش هم به نظرم تقصیر مدیریته که اجازه ی جولان مجدد و مجدد و مجدد و هزارباره برای تکرار رفتار فاقد توجیه به بعضیا میده .
بنابرین دیگه تا زمانی که حرف حساب نبینم نیازی نمی بینم به جواب دادن به حرفایی که هیچ بنیان منطقی ندارند چون باز در جوابشون حرفایی گفته میشه که حتی بی ربط و در بسیاری از موارد حتی بی معنی اند ، و تنها پشتوانه شون روی زیاد نویسنده شون و همتش در حق ستیزیه . همینطور که تا الان بوده .
بنام خدا
سلام وتشکر بله بنده به مواردی که قبلا پاسخ دادم تکرار نمیکنم شما مراجعه کنید وپاسخ خودرا بیابید وبجای عصبانیت واهانت رفتار اسلامی داشته باشید اما موارد اخیر نیاز بجواب دارد
مراجع دینی براساس آخرین نامه امام عصرع به نائب چهارم عملا منصوب ایشانند ونصبشان بخاطر دانششان ازفقه است اما رهبری یا خلیفه اسلامی نیاز به بیعت ورای مردم دارد .باید قانون اساسی را بخوانید تا آگاه شوید .هم اکنون رهبری با رای نمایندگان مردم در مجلس خبرگان رهبرند وهر لحظه امکان عزل ایشان هست . اینست فرق امام وخلیفه موفق باشید

[b]سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!





بسم الله الرحمن الرحيم
[b]
تاریخ : 1390/12/21[/b]
مجري:

يكي از موانع تقريب اين است كه سني ها معتقدند شيعه صحابه را لعن وتكفير مي كنند وآنها را مرتد مي دانند واين مباحث، كفر آميز مي باشد؛ لذا ما بايد شيعان را تكفير كنيم. بنابراين از محضر استاد عزيز خواهشمندم در اين مورد توضيح بفرمايند.


استاد قزويني :

قبل از جواب سؤال شما چند نكته را خدمت بينندگان عزيز چه شيعه و چه سني و همچنين خدمت كارشناسان شبكه هاي وهابي عرض كنم آقايان معمولاً وقتي صبحت مي كنند مي گويند: آقايان شيعه ها يك در ميلون احتمال بدهند كه خطا رفته اند آيا اين سبب نمي شود كه از مذهب شان دست بر دارند و به مذهب حق نائل آيند و يا براي شما عرض كنم مثل طلسم شكنان كه از قضيه بر گشتند و رفتند.


من در اينجا چند تا نكته را عرض مي كنم :


در اين كه با يد هر كسي نسبت به مذهبش تحقيقاتي داشته باشد و نسبت به معتقدات خودش با تحقيق جلو رفته باشد جاي هيچ شك و شبه نيست؛ همچنانكه خدا در قران در سوره سبأ آيه 24، خطاب به نبي مكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) كه حق مطلق و افتخار انبياء و نگين عالم هستي است، مي فرمايد :


وَإِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلَي هُدًي أَوْ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ

خطاب به مشركين مي گويد: يكي از ما حق هستيم و ديگري باطل و در اين هيچ شك و شبه نيست. وهمچنين در سوره زمر آيه 18 مي فرمايد :

لَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ

ولي من اين نكته را مي خواهم عرض كنم كه بهترين روش براي تشخيص اين كه آيا اين مذهب حق است يا باطل، آنچه صاحبان مذهب در اين با زار پر تلاطم و پرغوغاي فرهنگي دارند، فرهنگ خودشان را عرضه مي كنند و ديگر مثل گذشته نيست كه امثال ابن تيميه بيايد در گوشه اي از حران دمشق يك سري حرف هايي را بزند و يك عده هم بيايند حرفهاي او را بپذيرند و يا شيعه حرفي بزند وعده اي بيايند حرفهاي آن را بپذيرند امروز دنيا دنياي رسانه است و هر يكي از صاحبان مذهب، كالاي مذهبي خود شان را دارند ارائه مي دهند مردم دارند مي بينند و اين بهترين راه براي تشخيص است و ما در مقام جسارت نيستيم ولي اگر كسي بيايد يك هفته حرفهاي شبكه ولايت را ببيند كه مستند و مستدل با ذكر جلد و صفحه بيان مي شود به حقيقت پي مي برد.

اينها مي گويند: فلاني اتوكيو درست كرده است و بنده در ابتدا به يكي از تماس گيرنده ها گفتم كه اين آقا نمي داند ولي اگر يك مجري كه الفباي رسانه را خبر ندارد بايد به عقل اين آقايان فاتحه خواند وقضيه اتوكيو فقط براي يك فايل محدودهست كه درمسائل خبري قابل استفاده است نه در برنامه هاي كه ما داريم كه عمدتا بانرم افزارهاي مختلف داريم كار مي كنيم كه اصلا تا اكنون درصنعت رسانه واتوكيو موفق نبوده وبعيد هم است كه موفق باشد

و يا فرض ما به مانتور نگاه مي كنيم خوب شما هم براي كارشناس هايتان يك مانتور ده متر در بيست متر بگذاريد تا نگاه بكنند. كارشناس هاي شما از روي قرآن، دارد قرآن را غلط مي خوانند. اين آقايي كه از پشت ديوار ويرانه هاي سقيفه، تصويرش هم كه نيست آنجا از رو كاغذ مي خواند پنجاه مورد غلط قرآن دوستان از او گرفته اند.

آن زمان كه ما از شبكه سلام برنامه داشتيم مي گفتند: قزويني ده دوازده تا از شاگردانش كنارش هست هر سؤالي كه مي شود و او مستند جواب مي دهد، به خاطراين است كه شاگردانش سريع آماده مي كنند و وقتي هم كه برنامه زنده شد ديدند ما به دوربين نگاه مي كنيم و هر وقتي هم كه نياز باشد به مانتور نگاه مي كنيم اين هيچ عيب نيست ولي ما كه خبرنداريم كه چه كسي چي چيزي سوال مي كند و اين پاسخ هاي كه مستدل و مستند داده مي شود با جلد صفحه.

چه اشكال دارد شما هم بياييد براي كارشناس ها يتان يك مانتور بگذاريد و كامپيوتر كه منحصر به فرد نيست و اين كارشناس ها هم بيايند از اين فن استفاده بكنند و مستند و مستدل حرفشان را بيان بكنند و چرنديات نبافند؛ مثلا ديشب درمورد جنگ جمل مي گفت: عائشه براي صلح رفته بود نه جنگ در حالي كه كسي نيست از اين آقا سوال بكند براي كدام صلح رفته بود و چه كسي دعوا كرده بود كه عائشه رفته بود براي صلح در بصره. از طرفي مي گويند كه حضرت عائشه توبه كرد اگر براي صلح رفته بود توبه براي چه و توبه معني ندارد؛ يعني براي كاري خير توبه كرده است در دو دقيقه آن قدر تناقض در حرفهاي اين آقا است كه هر مخاطبي مي تواند تشخيص بدهيد كه اين آقا حق است يا باطل. اصلاً نيازي به دقت بشتري نيست حتي يك بچه هم تشخيص مي دهد كه اين قضايا چه هست .

نكته ديگر اينكه ما اعلام كرديم طبق منطق قرآن كه درآيه مباهله وقتي اينها حق نيستند پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اينها را به مناظره و مباهله دعوت مي كند :

قل هاتو برهانكم ان كنتم صادقين
سوره البقرة آيه 111

دليل تان را بياريد به ما بگويد اگر راست مي گوييد.

ماهم گفتيم بياييد با هم بنشينيم صحبت كنيم يا بيايند اينجا، يا ترتيب بدهيد ما بياييم آنجا و يا استديو به استديو.


اينها يك روز مي گويند: ما مناظره مي كنيم و يك روزهم مي گويند شرط مي گذاريم، يك روز هم مي گويند شرط فلاني را قبول مي كنيم و يك روز هم مي گويند ما مناظره نمي كنيم چون فلاني دورغ مي گويد. خوب بياييد دورغ هاي مارا ثابت كنيد اين كه بهتراست با آدم دورغ گو مناظره كردن ديگر خود به خود وسيله پيروزي شما هست.

بياييد ده تا و يا بيست تا از اين دورغ هاي را كه ما مي گويم براي مردم ثابت كنيد.

يك روز مي گويند ما مي ترسيم حتي از عكس ايشان هم مي ترسيم و تعابر بسيار وقيحي به كار مي برند؛ مثل مارمولك و غيره كه گويا عكس خودش را در آينه نگاه مي كنند و قيافه خودش را براي ديگران ترسيم مي كنند ما كه نمي دانيم قضيه چه هست.

ما خواهش كرديم و التماس كرديم هر شرطي شما گفتيد و هر موضوعي كه شما بيان كرديد، ما قبول داريم و گفتيم اگر ما ترسناك هستيم شاگردان و ساير دوستان كه اعلام آمادگي كرده اند، ترسناك نيستند و آيا همه وحشتناك هستند و همه غير عادي هستند و همه مارمولك هستند.

حتي شما اين اندازه توانايي نداريد يك سري افرادي عادي كه مي آيند مثل خانم صفايي كه كارمند بهزيستي است و يا آقاي زارعي و شريفي كه مدرك سكل بشتر ندارد شما حتي تحمل سوالات اينها را نداريد.

ما واقعا آمادگي داريم و رسماً اعلام مي كنيم جناب حيدري يك طرف قرار بگيرد و خانم صفاي و آقاي شريفي يك طرف. اين ها سؤال كنند و حيدري جواب بدهد و به صورت مناظره هم نباشد، مردم مردم قضاوت كنند و يك برنامه بگذارند نيم ساعته و يك ساعته يكي از سه چهار نفر بيايد سؤال بپرسند.

اما وقتي مثلا آقاي زارعي زنگ مي زند پشت سرش فوراً زنگ مي زنند فحش مي دهند و اين دليل بر اين است كه شما حق هستيد و واقعاً از اين بهتر دليل براي حقانيت نيست؛ چون يكي از نشانه هاي حقانيت، فحش دادن است و اجداد شما جناب معاويه از اين ترفند و فرمول استفاده كرده بود. و يا نسبت به خانم صفايي و سايرين اهانت ها، جسارت ها و فحاشي ها انجام مي دهند. خوب اين دليل بر اين است كه شما شكست خورده و باطل هستيد، ديگر نيازي به اين مسائل نيست.


همين كه شما اجازه نمي دهيد يك بچه شيعه يك كارمند بهزيستي و يك شخص داراي مدرك سكل، حرفشان را بزنند آيا نشانه باطل بودن شما نيست؟ اين بهترين راه نيست، حد اقل سر عقل بياييد و يا مخاطبين شما يك جور فكر بكنند وجدان خدا دادي را به كار ببندند، ببينند حق چيست؟ و يا احتمال بدهيد اين كارهاي شما نشانه بطلان شما و نشانه ناحق بودن شما است و يك درهزار هم احتمال بدهيد كافي است كه از فرقه و مذهب باطل دست برداريد و مخاطبين شما يك مقدار وجدان و عقل شان را به كار بيندازند.

نكته ديگر: همين كه شما اجازه نمي دهيد يك بچه شيعه بيايد در آنجا آزادانه حرفش را بزند و تا كسي مي آيد يك شبهه وارد مي كند، بلا فاصله شروع مي كنيد سؤال پيچ كردن و وسط حرفش مي پريد و شروع مي كنيد توهين كردن و جسارت كردن. ولي برخي افرادي كه خودشان اعتراف مي كنند (اگر عاقل باشند اقرار العقلاء علي انفسهم جايز)، ما خر بوديم خر تر از همه بوديم اينها مي آيند ده دقيقه يك ربع آزادانه هر چه مي خواهند حرف مي زنند. خوب اين كه اشكال ندارد؛ چون كبوتر با كبوتر باز با باز، كند هم جنس با هم جنس پرواز.

ولي اگر چنانچه شما بخواهيد حرف بزنيد براي اثبات مذهب باطل خودتان به هر روايت تمسك مي كنيد كه نه آدرس مي دهيد و نه سند ارائه مي دهيد و نه متن مي خوانيد.



و يا وقتي مياييد از آيات و روايت، انتخاب گزينشي مي كنيد مي آييد فرمول مي دهيد كه يا از قرآن باشد و يا ازسنت باشد. و ما روايت داريم و روايت يك سند دارد و يك متن، اگرسند روايت را بررسي نكنيم ارزش ندارد؛ در حاليكه شما همانجا بلا فاصله ده روايت از كتب شيعه مي خوانيد اگر راست مي گوييد و وجدان داريد بياييد دو سه تا روايت از كتب شيعه بخوانيد و آن را هم از لحاظ سندي طبق مباني جرح تعديل شيعه بررسي بكنيد و هم از نگاه فقه الحديث و متنش يك بررسي كنيد؛ نه اينكه بگوييد اگر كسي از كتاب هاي شما بر عليه شما اقدام كند بايد بررسي سند شود و مي گوييد چون حديث بدون سند مثل ماشين و خانه بدون سند است كه ارزشي ندارد.

از بينندگان شما من به عنوان يك برادر كوچك مي خواهم يك لحظه فكر كنند و روش اين آقايان را ببينيد؛ آيا اينها دليل بر بطلان اين آقايان و دليل بر بطلان معتقدات و مذهب اين آقايان نيست؟

و يا مي خواهيد به شيعه حمله كنيد. ما نديديم در اين هجمه ها، يك روايت از بحار بخوانيد و بگوييد كه اين روايت از لحاظ سند در نزد شيعه اين گونه است در حالي كه روايتي را كه شيعه قبول ندارد و سند و متنش اشكال دارد ، در شبكه تان نشان مي دهيد. آيا اين دليل بر بطلان نيست.
حد اقل وجدان خودتان را قاضي قرار بدهيد.

و تا به كي تعصبات باطل ، ما را به انحراف بكشاند، اين پرده هاي ضخيم تعصب هر روز بيش تر از پيش به عمق اين بطلان فرو ببرد.


برادران و خواهران عزيز ! اين را بدانيد يك بار به دنياء آمديد وقتي كه ملك الموت ميايد ديگر آنجا گفتن :

قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ
(سوره مومنون/ 99 )
لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا
(سوره مومنون/100 )

معني ندارد، هر چه التماس و خواهش كيند حتي يك ثانيه ملك الموت به شما اجازه تأخير نمي دهد :

فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ
(سوره اعراف/ 34 )

نكند اول مرگ شما، اول ندامت ، پشماني ، بدبختي و تأسف باشد؛ در حاليكه اعتراف بكنيد فلاني در شبكه ولايت گفت ولی
غلبت علينا شقوتنا
يعني بيچارگي و شقاوت ما باعث بدبختي ما شد. و بعضي شبكه هاي وهابي ما را گمراه كردند ولي خدا به شما عقل داده هيچ نمي خواهد جز اين كه يك هفته برنامه هاي شبكه ولايت را ببينيد و برنامه هاي شبكه آنها را نيز نگاه بكنيد


در حالي كه تقيه را نفاق مي دانند؛ اما بعد مي آيند افتخار مي كنند كه ما از تقيه اينها استفاده كرديم و اسم خودمان را عوض كرديم به آنها فحش داديم ما كه فحش دادن شما را پخش مي كنيم و اصلاً فحش دادن هنر است و اگر هنر است ما حاضريم هنرهاي شما را در اين شبكه به نمايش بگذاريم هيچ ابائي هم نداريم. اين فحش دليل ذلت ، بيچارگي، بدبختي و بطلان شما است و اگر كسي دليل داشته باشد و حرف براي زدن داشته باشد، فحش نمي دهد و اين معاويه و اتباعش و ابن تيميه و اتباعش مي باشند كه متوسل به فحش و امثال اين ها مي شوند.
در شبكه ما آقايان تماس مي گيرند حتي فحش مي دهند و با نام هاي مثل : حسن ،ام اسماء و ابوخالد و... كه همگي جعلي مي باشند

اما در رابطه به گفته اينها كه مي گويند: شيخ الاسلام ابن تيميه، شيعه را اصلاً كافر نداسته است و مي گويد مذهب شيعه يكي از مذاهب اسلامي است .

مثلاً ايشان در كتاب الصارم المسلول در جواب شيعيان مي گويد :

ما نمي دانيم كه اينها آثار ابن تيميه را حد اقل ده صفحه مطالعه كرده اند يانه ؟
إلي ان زعم انهم ارتدوا بعد رسول الله الا نفرا قليلا لا يبلغون بضعة عشر نفسا أو انهم فسقوا عامتهم فهذا لا ريب ايضا في كفره فانه مكذب لما نصه القران في غير موضع من الرضي عنهم والثناء عليهم بل من يشك في كفر مثل هذا فان كفره متعين

يعني نه تنها ما شيعه را كافر مي دانيم؛ بلكه كساني كه شيعه را كافر نمي دانند نيز كافر مي دانيم.


الصارم المسلول علي شاتم الرسول، ج3، ص 1110
وقد روي هذا عن هشام بن عروة عن أبيه عن عائشة ومن حديث القاسم وعمرة عن عائشة قالت لما قبض رسول الله ارتدت العرب قاطبة
اگر مطلب اين است عزيزان دقت بكنند اين برنامه هاي كه اينها آورده اند و اين كتاب البداية والنهاية آقاي ابن كثير شما است كه مي فرمايد: شيعه معتقد است صحابه مرتد شده است به خاطر اين شيعه كافر است و هر كسي شيعه را كافر نداند خودش نيز كافر است پس در مورد اين روايت كه اين ها از عائشه نقل كرده اند چه مي گويند:
البداية والنهاية ، ج 6 ، ص304
يعني همه اعراب مرتد شدند و همين عبارت در لسان العرب نيز از عائشه نقل شده است:

وفي حديث عائشة ، رضي الله عنها : لما قبض سيدنا رسول الله ، صلي الله عليه وسلم ، ارتدت العرب قاطبة أي جميعهم
لسان العرب، ج 1، ص 681

و همچنين خود عائشه نقل مي كند وقتي پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از دنيا رفت، جناب خليفه دوم شروع به صبحت كردن نمود و رسما اعلام كرد :
يعني همه عرب مرتد شدند. اگر در كتب شيعه آمده است كه هفت و يا هشت نفر از صحابه مرتد نشده و باقي مانده است، اينها مي گويند اصلاً يك نفر هم نمانده است و اين مطلب در كتب مختلف مثل : النهاية في غريب الحديث و بحر المحيط آمده است.
لقد خَوَّفَ عُمَرُ الناس
صحيح البخاري، ج 3، ص1341
اين ديگر ربطي به اصحاب رده هم ندارد همان ابتداي امر تازه ابوبكر روز دوم و يا سوم آورده اند مسجد، عمر بالاي منبر خطبه خواند :
خَوَّفَ عُمَرُ الناس

يعني جناب عمر مردم را ترساند و اين مردم چه كسي هستند، يهودي ها يا مسيحي ها و يا توده مردم و صحابه


َإِنَّ فِيهِمْ لَنِفَاقًا

يعني در ميان اين مردم و صحابه منافق بودند و آيا اگر كسي بيايد و بگويد صحابه منافق بود، حكمش چيست؟ آقاي ابن تيميه! شما مي گويد: شيعه گفته صحابه مرتد شد، الا پنج و ده نفر، به خاطر همين ما بايد بگويم شيعه كافر است و اگر كسي نگويد شيعه كافر است ما او را هم كافر مي دانيم.



عزيزان در اين جا دقت كنند در رابطه به بحث هايي كه اين آقايان آورده اند من از كتاب تاريخ الاسلام آقاي ذهبي مي خواهم بياورم در اينجا ايشان كاملا مطرح مي كند. در ترجمه يكي از روات ايشان مي گويد:


لما مات النبي صلي الله عليه وسلم كفر الناس إلا خمسة .
تاريخ الإسلام ، ج 11، ص280






مردم كافر شدند مگر پنج نفر؛ يعني تمام مردم كافر شدند غير از پنج نفر تمام مردم كافر شدند و اين ديگر مربوطه به اصحاب رده و غيره نيست يعني توده مردم و تمام صحابه آمده اند كافر شدند.



وقتي يكي آقايي مي گويد تمام صحابه كافر شدند غير ازپنج نفر، ما بايد بلا فاصله بگويم كه آقاي عمرو بن ثابت شما كه گفته اي: كفر الناس الا خمسة، تو غير ثقه هستي و به خاطر همين آقايان تضعيفش كرده اند.



ولي چنانچه در كافي و يا در بحار روايت بيايد، مي گويند: بررسي سندي لازم نيست هر چي در كتاب كافي آمده امام زمان حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) گفته است كه:


الكافي كاف لشيعتنا.

ما نمي دانيم اين آقايان ابن مطلب را از كجا آورده اند؟ بزرگان ما چون محدث نوري مي گويد: اين مطلب حتي درروايت ضعيف هم نيامده است. واين را يك آدم بي سليقه به خاطر يك خوابي در مقدمه كتاب كافي آورده است و هيچ فقيه و عالمي آن را بيان نكرده است.



شما كه مي گوييد: ما فرمول داريم و فرمول حديث اين است كه از لحاظ سند بررسي شود؛ پس بياييد اين مطلب را كه حضرت مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) گفته: الكافي كاف لشيعتنا، در كدام يك از كتاب هاي روائي ما آمده است و كدام يكي از فقهاء شيعه آن را با چه سندي آورده است؟



در اينجا آقاي عمرو بن ثابت مي گويد :


لما مات النبي صلي الله عليه وسلم كفر الناس إلا خمسة

و اين مطلب در كتب مختلف بيان شده است مثل كتاب تاريخ السلام ج11، ص280، و البداية والنهاية ابن كثيرج 6، ص83 و تهذيب الكمال آقاي مزي جلد21، ص557و تهذيب التهذيب ابن حجر عسقلاني ج8، ص9



بنابراين هر كسي اين طور بگويد كافر است و اگر كسي آن را كافر نداند ما كفر آن را ثابت مي كنيم.



اين برنامه هاي كه حضرات مطرح مي كنند اين مسائل را نمي دانم اين مباحث را بدون هيچ گونه دليل و مدركي اين قضايا را مطرح مي كنند.



خوب شما وقتي مي گوييد هر كسي بگويد صحابه مرتد شده كافر است بفرماييد در مورد صحيح بخاري چه مي گوييد:


حدثني إِبْرَاهِيمُ بن الْمُنْذِرِ الْحِزَامِيُّ حدثنا محمد بن فُلَيْحٍ حدثنا أبي قال حدثني هِلَالُ عن عَطَاءِ بن يَسَارٍ عن أبي هُرَيرَةَ عن النبي

كه پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مي فرمايد:



در روز قيامت مي بينم كه صحابه را مرا گروه گروه به سوي جهنم مي برند، مي گويم:


فقلت أَيْنَ

كجا مي بريد صحابه مرا
قال إلي النَّارِ

به سوي جهنم


والله قلت وما شَأْنُهُم
ْ

مگر چه گناهي كرده اند؟


قال إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ

گفته مي شود: اين ها بعد از شما مرتد

شدند


علي أَدْبَارِهِمْ القهقري

بر گشتند

به همان دوران زمان جاهليت.


فلا أُرَاهُ يَخْلُصُ منهم إلا مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ
ج 5، ص 2407، حديث 6215

از اصحاب من جز اندكي از آتش جهنم نجات پيدا نمي كنيد؛ يعني صحابه (جز تعداد اندك) بعد از من مرتد شده اند.



اين ديگر سند هم نمي خواهد؛ چون حديث از صحيح بخاري است پس اين روايت را بخاري آورده و كافر است و اگر كسي بخاري را كافر نداند او هم كافر مي شود. آقايان اهل سنت مي گويند: تمام روايات صحيح بخاري، صحيح هستند و ملتزم هستند به مضمون اين روايت؛ پس آقاي ابن تيميه اهل سنت هم كافرند و هر كسي آن را كافر نداند، ما او را كافر مي دانيم.



خلاصه، اين مباحث را حضرات مطرح مي كنند و ما نمي دانيم كه قضيه از چه قرار است ولي حد أقل دقت كنند حرفهايي را كه مي زنند يك مقداري مستند باشد و دليلي را بيان كنند كه طرفداران خودشان اين ادله را بپذيرند



روايت ديگر نيز در اين زمينه در صحيح بخاري آمده است كه من از بينندگان عزيز خواهش مي كنم كه خوب دقت كنند :


حدثني أَحْمَدُ بن إِشْكَابٍ حدثنا محمد بن فُضَيْلٍ عن الْعَلَاءِ بن الْمُسَيَّبِ عن أبيه قال لَقِيتُ الْبَرَاءَ بن عَازِبٍ رضي الله عنهما فقلت طُوبَي لك صَحِبْتَ النبي صلي الله عليه وسلم وَبَايَعْتَهُ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فقال يا بن أَخِي إِنَّكَ لَا تَدْرِي ما أَحْدَثْنَا بَعْدَهُ
صحيح البخاري ج4، ص3932

يعني خوش به حالت ابن عازب كه در بيعت رضوان با پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بودي. ابن عازب مي گويد: پسر برادر نمي داني كه ما بعد از پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چه بدعتهاي كه نگذاشتيم. نمي گويد: ما احدثت بلكه مي گويد ما احدثنا؛ يعني ما صحابه بعد از پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چه بدعتهايي كه نگذاشتيم و آيا از اين بهتر اعتراف مي تواند وجود داشته باشد و يا براء ابن عازب جزء اصحاب رده و مرتدين است؟ و اگر چنين چيزي گفته بايد ابن عازب را كافر دانست و يا اگر كسي براء ابن عازب را كافر ندانست او را هم بايد كافر دانست؟



عزيزان باز هم دقت كنند اين ديگر كتاب الا صابه في تمييز الصحابه ، از ابن حجر اسقلاني است: از ابو سعيد خدري كه جايگاه و يژي دارد نقل شده است:


قلنا له هنيئا لك برؤية رسول الله صلي الله عليه وسلم وصحبته

به ابو سعيد خدري گفتيم، خوش به حالت كه رسول خدا را زيارت كردي و افتخار صحبت پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را داشتي


قال إنك لا تدري ما أحدثنا بعده

ابو سعيد خدري گفت: آقاي مسيب خبر نداري كه ما بعد ازپيامبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چه بدعتها گذاشتيم


الإصابة في تمييز الصحابة ، ج3، ص79


اين نمونه هايي است كه آقايان خودشان در كتاب هايشان آورده اند؛ حتي از قول خود عائشه آمده است كه :


حدثنا أبو العباس محمد بن يعقوب ثنا أبو البحتري عبد الله بن محمد بن بشر العبدي ثنا إسماعيل بن أبي خالد عن قيس بن أبي حازم قال قالت عائشة رضي الله عنها وكانت تحدث نفسها أن تدفن في بيتها مع رسول الله صلي الله عليه وسلم وأبي بكر

يعني عائشه همواره خوشحال بود و در اين فكر بود كه در خانه خودش در كنار رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ابوبكر دفن شود


فقالت إني أحدثت بعد رسول الله صلي الله عليه وسلم حدثا

من بدعت هاي بعد از رسول خدا گذاشتم


ادفنوني مع أزواجه

من را كنار پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دفن نكنيد مرا ببريد در قبرستان بقيع در كنار همسران پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دفن كنيد


فدفنت بالبقيع

بعد حاكم نشابوري مي گويد :


هذا حديث صحيح علي شرط الشيخين ولم يخرجاه

اين حديث صحيح است وشرايط صيح بخاري وصحيح مسلم را دارد


المستدرك علي الصحيحين ، ج 4 ، ص7 ، ح 6717

عزيزان اگر خوب دقت كنيد اين مطالب احتياج به توضيح ندارد و اينها بهترين دليل و حجت است



و الان الحمدالله صنعت پيشرفت كرده است ديگر نيازي به رفتن به حسنيه مسجد، دانشگاه و نماز جمعه فلان مولوي و فلان حجت الاسلام ، فلان آيت الله و فلان ما موستا نداريم؛ چون شبكه هاي ماهواره اي تمام اين مسائل را در درون خانه هاي مردم كشانده است. فقط يك مقدار بايد اين عقل و وجدان خدا دادي را به كار بي اندازد و تعصب را بگذارد، چه شيعه و چه سني و اگر شيعه مطالب خلافي عقيده اش مي شنود برود ببيند كه درست است يانه؟ و اگر تشخيص داد كه درست است برود ما هيچ گلايه اي نداريم و اگر يك برادر سني تشيخص داد كه حرفهاي كه ميزند باطل است و اگر آمد تغير مذهب داد ديگر نبايد هفت آسمان را بر سرش خراب بكنيم.



جلو زن و بچه اش نبايد پنجاه تا چاقو و قمه به او زد و او را قطعه قطعه كرد و يا او را جلاء وطن كرد و وادارش كرد كه زنش را طلاق بدهد و اموال و خانه اش را مصادره بكنند و حقوقش را قطع كنند و خانه اش را از دستش بگيرند.



حالا اين نمونه هايي است كه ما در خارج و داخل كشور مي بينيم به يك تغيير مذهب؛ البته ما بناء نداريم خيلي از مسائل را مطرح بكنيم اگر بناء باشد ما بحث مستبصرين و تلسم شكنان را راه بيندازيم، هيچ هفته اي نيست كه ده نفر ، بيست نفر و بعضا پنجاه نفر حتي بعضي از علما مي آيند اين جا كه از همه اينها ما فيلم داريم رسماً به مذهب شيعه مشرف مي شوند و هر كسي هم كه مي آيد ما مي پرسيم تحقيق كرده ايد يانه؟ مثلا چند مدت قبل تعدادي دانشجو از يكي از مناطق شرقي آمده بود در اينجا ما فيلمش را هم داريم و هر كسي هم كه بيايد ما مي گويم اينجا اگرمي خواهيد صحبت كنيد شرط اش اين است كه بايد مافليم برداري كنيم اگر نمي خواهي التماس دعا؛ چون بايد مستند باشد، فردا نه از طرف شما و نه از طرف ما حرفي جابه جا نشود.



اين ها گفتند كه ما مي خواهيم شيعه شويم ما گفتيم دليل شما چست؟ آيا تحقيق و بررسي كرده ايد يا نه؟ گفتند: نه. تحقيق نكرده ايم ولي ما در خوابگاهي كه زندگي مي كنيم چند تا از هم خوابگاهي شيعه داريم كه بسيار اخلاقشان خوب است اخلاق شان مارا جذب كرده است و مي خواهيم شيعه شويم



بنده گفتم اشتباه مي كنيد داريد شيعه مي شويد پاشو از اينجا برو، ديدم بسيار ناراحت شدند و رنگ صورتشان سرخ شد. گفتم: برادر عزيز اين كه نشد حرف؛ چون هم اطاقي من اخلاقش خوب است؛ پس من شيعه مي شوم. فردا رفتي يك هم اطاقي مسيحي پيدا كردي اخلاقش خوب بود مي روي مسيحي مي شوي و... انسان بايد دليل داشته باشد شما ده سال، بيست سال در يك مذهب مثل شافعي و مالكي و...بوديد و شما اگر مي خواهيد از مذهب تان دست برداريد بايد دليل داشته باشيد.



برويد هر وقت آمديد اينجا دليل قانع كننده اي داشتيد و چند تا سؤال بنده را جواب داديد من قبولت مي كنم و مي گويم كه از الان مي توانيد بگويد كه من شيعه هستم.



ما بارها گفته ايم كه هدف مان از اين برنامه ها، به هيچ وجه شيعه كردن سني و وهابي نيست، خدا مي داند كه اين آقايان وقتي مي آيند اينجا ما به اندازه سري سوزني احساس خوشحالي و شادي نمي كنيم و وظيفه ما فقط تبليغ كردن و اتمام حجت كردن است.



عزيزي از سنندج آمده بود وقتي بار اول مي خواست مثل شيعه وضو بگيرد آن قدر اشك شوق ريخت كه ما هم تحت تاثير قرار گرفتيم و موقع خدا حافظي هم با اشك از ما خدا حافظي كرد تا الان هم با ما در ارتباط است.



مبناي ما اين نيست كه اين قضايا را روي آنتن ببريم؛ مگر بعضي موارد مثل : قضيه شريف زاهدي كه خودشان نظر شان اين بود كه يك سري مطالب را بيان كند و حتي بعضي مولوي ها كه شيعه شدند و تبليغ مي كنند و حتي گفتند كه ما از اينها فيلم برداري كنيم من عرض كردم كه معذورهستم؛
چون فردا مي گويند فلاني اين بساط را باز كرده است تا مولوي هاي جوان ما را منحرف كند در حاليكه اصلا اين طوري نيست حتي ده تا از جوانان شيعه بيايد سني بشود بنده خيالم نيست البته به شرط اين كه حجت تمام بشود و اگر از روي هوا و هوس باشد ما اين را محكوم مي كنيم مثلاً فلاني جوان سني اخلاقش خوب بود رفته سني شده است اين كاملا محكوم است از ديدگاه ما چون قرآن مي گويد :


قل هاتو برهانكم ان كنتم صادقين
بقرة / آيه 111

يعني دليل تان را بياوريد اگر راست مي گوييد


نحن ابناء دليل

ما فرزند دليل هستيم


مجري:

آيا از ديدگاه فقهاء اهل سنت، سب صحابه و بغضشان موجب كفراست يانه ؟


استاد قزويني :

در اين زمينه فقهاء اهل سنت بر دو دسته هستند. بعضي مثل ابن تيميه، مجرد بغض صحابه و سب شان را موجب كفرمي دانند. ولي بعضي ديگر حرف منطقي مي زنند من اتفا قا يك روز در مدينه منوره با تعدادي از دانشجويان دانشگاه بين المللي مدينه در همان كتاب خانه كه در مورد عمربن خطاب است با اينها بحث مي كردم از اينها سؤال كردم شما به چه دليل شيعه را كافر مي دانيد؟



اينها جواب دادند به دليل سب صحابه. من هم يك عبارت از ابن حزم براي شان آوردم گفتم بفرماييد: شما اين عبارت حزم را چطور معني مي كنيد و عقيده ما هم در مورد صحابه همين گونه است.



در كتاب الفصل في الملل نوشته ابن حزم اندلسي است كه مورد تأييد همه مي باشد. خود ابن تيميه حراني ابن حزم را قبول دارد و در فتاوايش چندين جا به سخنان ابن حزم استناد كرده است.



ايشان مي گويد :


وأما من سب أحدا من الصحابة رضي الله عنهم

يعني كسي كه يكي از صحابه را فحش بدهد و ناسزا بگويد



من تقا ضا دارم از برادران اهل سنت كه خوب گوش بدهند اين ديگر حرف مجلسي و كليني نيست؛ بلكه حرف يك عالم سني است كه حرف منطقي مي زند و نظر بنده و ساير فقهاي شيعه نيز همين مي باشد.


فإن كان جاهلا فمعذور

اگر جاهل است و نمي داند كه فحش و سب صحابه گناه است چه بسا فكر بكند ثواب هم دارد، اين معذور است


وإن قامت عليه الحجة فتمادي غير معاند فهو فاسق

اگر حجت بر او تمام شد و مي داند كه خدا فردا به خاطر فحش به صحابه به جهنم هم مي برد ولي معاند نيست يعني از روي عناد اين كار را انجام نمي دهد، اين شحص فاسق است؛ چون مي داند كه سب صحابه گناه است و گناه هم مي كند


كمن زني وسرق

مثل كسي كه زنا مي كند و دزدي مي كند با اين كه مي داند كه زنا حرام است و آيا اين چنين شخص چون زنا كرده كافر است و يا فاسق؟


وأن عاند الله تعالي في ذلك ورسوله صلي الله عليه وسلم فهو كافر
الفصل في الملل، ج 3، ص143



(۱۷/مهر/۹۵ ۱۳:۳۴)aliabad نوشته است: [ -> ]بله بنده به مواردی که قبلا پاسخ دادم تکرار نمیکنم شما مراجعه کنید وپاسخ خودرا بیابید وبجای عصبانیت واهانت رفتار اسلامی داشته باشید
"بله" رو در تایید چی گفتید ؟ من دارم میگم شما دارید به دروغ ادعا می کنید !
خب اگر راست میگید نشون بدید که جوابم کجا داده شده . آیا اگر من بیام به دروغ ادعا کنم که جواب شما قبلا داده شده و شما نخونده اید ، شما باید بپذیرید ؟ یا من باید بگم جواب کجاست ؟ پس روشنه که شما هم نمیتونید صرفا ادعا کنید و اگر راست میگید باید بگید کجا جواب داده شده .

در مورد عصبانیت و اهانت :
اگر من به دروغ کسی رو متهم به دزدی کنم و بقیه به من بگن "دروغگو" ، آیا این از عصبانیته ؟ آیا اهانته ؟ خیر ، از عصبانیت نیست و اهانت نیست . الان هم اگر شما به دروغ بگید که جوابها قبلا داده شده و بقیه به شما بگن "دروغگو" ، از عصبانیت نیست و اهانت نیست .

(۱۷/مهر/۹۵ ۱۳:۳۴)aliabad نوشته است: [ -> ]اما موارد اخیر نیاز بجواب دارد
مراجع دینی براساس آخرین نامه امام عصرع به نائب چهارم عملا منصوب ایشانند ونصبشان بخاطر دانششان ازفقه است اما رهبری یا خلیفه اسلامی نیاز به بیعت ورای مردم دارد .باید قانون اساسی را بخوانید تا آگاه شوید .هم اکنون رهبری با رای نمایندگان مردم در مجلس خبرگان رهبرند وهر لحظه امکان عزل ایشان هست . اینست فرق امام وخلیفه موفق باشید
چی گفتم چی جواب دادید .
گفتم در چه موردی "نصب" میشن ؟؟؟
یعنی اینکه میگید "عملا منصوب ایشانند ونصبشان بخاطر دانششان ازفقه است" ، این "نصب" ، نصب در کجاست ؟؟؟

امامت شامل خلافت هم هست . آیا مرجعیت شامل رهبری هم هست ؟؟!! اینه منطق شما ؟؟!!

آيا امکان عزل امام معصوم از خلافت هست ؟؟!!

---
پانوشت : خدا بگم چی کارتون نکنه آقای بیداری اندیشه که اجازه ی شبهه افکنی چندین باره میدید به کسی که رفتارش هیچ توجیهی نداره ، تا ما بترسیم که نکنه باز کمی شبهه ایجاد کرده باشه و از وقتمون بزنیم .
دیگه جواب نمیدم . بقیه اش هرچی شد یا نشد ، هر شبهه ای که در ادامه مجددا ساخت ، گردن جناب بیداری اندیشه است .
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8
آدرس های مرجع