(۱۶/آبان/۹۵ ۱۵:۲۴)aliabad نوشته است: [ -> ]بنام خدا
سلام وتشکر
ازآخر مطلب شما آغاز میکنم اینقدر بخود نبالید ودیگران را دست کم نگیرید چشم طبق فرموده شما میروم مطالعه میکنم ولی نه برای اظهار فضل بلکه یک مباحثه علمی ومنطقی اما بعد
مطالب شما بحر طویل است تا مطلب منطقی لذا آنهارا جمع وجور میکنم وپاسخ میدهم البته ببخشید
در مطلب خود نوشتم که بیش از4000 سال ایران دارای سابقه است و40 حکومت و400 حاکم امده اند که درمیان همه انها ده نفر نام اورند مانند داریوش اردشیر انوشیروان امام علی شاه عباس نادر شاه کریم خان امام راحل ودر میان این ده نفر سه نفر شاخصند که نام برده ام وکورش اولین آنهاست که بانی تمدن هخامنشی است .اگر خلاف است شما بفرمائید
2-براساس تحقیقی که ابو الکلام محقق هندی نموده ومرحوم علامه در تفسیر خود وهمچنین در تفسیر نمونه ذوالقرنین همان کورش است وچنانچه شما مخالفید برای آن عزیزان بنویسید تا تفسیرشان را اصلاح کنند.
3-ثنویت وتثلیث اختراع زردشتیان ومسیحیان متاخر است نه عقیده زردشت ومسیح ولذا خلط مبحث نکنید
درنهایت همه ایرانیان به کسانیکه در گذشته باین اب وخاک خدمت کرده اند بدهکارند چه قبل از اسلام ویا بعد چرا که عقلا این سرزمین امانتی دردست ماست وباید به ایندگان تحویل دهیم البته اگر شما بدهی ندارید خوش بحالتان موفق باشید
سلام
علی اباد گرامی بنده دنبال فضل فروشی و تفاخر نیستم گرامی بلکه دنبال اینم که از دوستان چیزی یاد بگیرم نه اینکه درجا بزنم. باید تو جویندگی علم حریص باشی نه فاخر.
(۱۶/آبان/۹۵ ۱۵:۲۴)aliabad نوشته است: [ -> ]در مطلب خود نوشتم که بیش از4000 سال ایران دارای سابقه است و40 حکومت و400 حاکم امده اند که درمیان همه انها ده نفر نام اورند مانند داریوش اردشیر انوشیروان امام علی شاه عباس نادر شاه کریم خان امام راحل ودر میان این ده نفر سه نفر شاخصند که نام برده ام وکورش اولین آنهاست که بانی تمدن هخامنشی است .اگر خلاف است شما بفرمائید
ارجاع میدم به متن خودتون
(۱۶/آبان/۹۵ ۱۳:۴۹)aliabad نوشته است: [ -> ]در میان این 400 نفر شاید 10نفر ازهمه سر شناسترند ودر میان آن ده نفر سه نفر شاخصند. کورش کبیر بنیانگذار تمدن ایران زمین –امام علی دردوران حکومت خودبردنیای اسلام وایران و امام راحل که بنیانگذار جمهوری اسلامی بوده اند.
امیدوارم بعد چند پست یادتون به خطا نرفته باشه. فرق بین تمدن هخامنشی با تمدن ایران زمین. اگه فرقی نداره که هیچ ولی اگه فرق داره دقت کنین .
(۱۶/آبان/۹۵ ۱۵:۲۴)aliabad نوشته است: [ -> ]2-براساس تحقیقی که ابو الکلام محقق هندی نموده ومرحوم علامه در تفسیر خود وهمچنین در تفسیر نمونه ذوالقرنین همان کورش است وچنانچه شما مخالفید برای آن عزیزان بنویسید تا تفسیرشان را اصلاح کنند.
برادر گران قدر بنده ، نظر اشخاصی که فرمودید محترم ، ایا عبد صالح ، بت پرست میاشد؟ ایا خدای غیر خدای خالق کائنات هست؟ عبد صالح رو اگه شما چنین میپنداری ، پس ما در زیارت نامه حضرت عباس نعوذبالله باید بگیم حضرت عباسی که عبد صالح معرفی شده
" السلام علیک یا عبدالصالح و مطیع ولی الله.
"
هم باید کنار این مخلوق قرار بدیم و این گرامی رو یک عبد بدونیم؟ از سوی دیگه این عبد صالح رو که این گرامیان که اسم بردین ایا به قطع گفتن کوروش هخامنشی؟
ببخشین میگم کلام علما بالای سرما ولی وقتی کلام معصوم میفرماد که ایشون نه پادشاه بود نه نبی ، چطور میشه جناب کوروش که پادشاه بودن با این اقوال جمع بسته بشه؟ کلام معصوم خطا رفته؟
فقط برای نمونه تقدیم شما میکنم :
نقل قول: 6749/ - ابن بابويه: عن أبيه، عن محمد بن يحيى العطار ، عن الحسين بن الحسن بن أبان، عن محمد ابن اورمة، قال: حدثني القاسم بن عروة، عن بريد العجلي، عن سعد بن طريف، عن الأصبغ بن نباتة، قال: قام ابن الكواء إلى علي (عليه السلام) و هو على المنبر، فقال: يا أمير المؤمنين، أخبرني عن ذي القرنين،[u] أنبياء كان أم ملكا؟[/b]و أخبرني عن قرنيه، أمن ذهب أم من فضة؟
فقال له (عليه السلام): «[u]لم يكن نبيا و لا ملكا[/b] و لم يكن قرناه من ذهب و لا فضة، و لكنه كان عبدا أحب الله فأحبه الله، و نصح لله فنصحه الله، و إنما سمي ذا القرنين لأنه دعا قومه إلى الله عز و جل فضربوه على قرنه، فغاب عنهم حينا، ثم عاد إليهم، فضرب على قرنه الآخر، و فيكم مثله». يعني نفسه.
6756/ - و عنه، قال: حدثنا أبي (رحمه الله)، قال: حدثنا سعد بن عبد الله، عن أحمد بن محمد بن عيسى، عن علي بن النعمان، عن هارون بن خارجة، عن أبي بصير، عن أبي جعفر (عليه السلام) قال: «إن ذا القرنين لم يكن نبيا،و لكنه كان عبدا صالحا أحب الله فأحبه، و ناصح لله فناصحه، أمر قومه بتقوى الله فضربوه على قرنه، فغاب عنهم زمانا، ثم رجع إليهم فضربوه على قرنه الآخر، و فيكم من هو على سنته».
بحرانى، سيد هاشم بن سليمان، البرهان في تفسير القرآن - ج3 ؛ صص 662-661قم، چاپ: اول، 1374
4- حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ هَاشِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيِّ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْحَرْثِ بْنِ الْمُغِيرَةِ النَّضْرِيِّ عَنْ حُمْرَانَ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ: أَخْبَرَنِي أَبُو جَعْفَرٍ ع أَنَّ عَلِيّاً كَانَ مُحَدَّثاً فَقَالَ أَصْحَابُنَا مَا صَنَعْتَ شَيْئاً أَلَّا سَأَلْتَهُ مَنْ يُحَدِّثُهُ فَقَضَى أَنِّي لَقِيتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع فَقُلْتُ أَ لَسْتَ أَخْبَرْتَنِي أَنَّ عَلِيّاً ع كَانَ مُحَدَّثاً قَالَ بَلَى قُلْتُ مَنْ كَانَ يُحَدِّثُهُ قَالَ مَلَكٌ قُلْتُ فَأَقُولُ إِنَّهُ نَبِيٌّ أَوْ رَسُولٌ قَالَ لَا بَلْ قُلْ مَثَلُهُ مَثَلُ صَاحِبِ سُلَيْمَانَ وَ صَاحِبِ مُوسَى وَ مَثَلُهُ مَثَلُ ذِي الْقَرْنَيْنِ أَ مَا سَمِعْتَ أَنَّ عَلِيّاً ع سُئِلَ عَنْ ذِي الْقَرْنَيْنِ أَ نَبِيّاً كَانَ قَالَ لَا وَ لَكِنْ كَانَ عَبْداً أَحَبَّ اللَّهَ فَأَحَبَّهُ وَ نَاصَحَ اللَّهَ فَنَصَحَهُ فَهَذَا مَثَلُهُ.
5- حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع مَا مَنْزِلَتُهُمْ أَنْبِيَاءُ هُمْ قَالَ لَا وَ لَكِنَّهُمْ عُلَمَاءُ كَمَنْزِلَةِ ذِي الْقَرْنَيْنِ فِي عِلْمِهِ وَ كَمَنْزِلَةِ صَاحِبِ مُوسَى وَ كَمَنْزِلَةِ صَاحِبِ سُلَيْمَانَ.
بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، ج1، ص: 367-8
عزیزم خدا کیو دوست داره؟ کسیو که خدای دیگری رو دوست بگیره؟ یا کسیو که خودش رو دوست داره؟
خوبه تو همین استوانه کوروش که برخی بهش مینازن ، مطالبی هست که نفی میکنه خدا پرست بودن این بزرگمردی که گرامی میداریدش.
من نباید بگم که گرامی ، اونها نظرشون چنین هست و نظر هرکسی به عنوان صاحب نظر محترم ولی افرادی هم هستن که خلاف نظر استادشون نظر میدن و این چیزی از نگاه و نظر استاد کم نمیکنه.

البته در کلام مفسیرین پیشین و حتی افراد در کتب پیشی از این بزرگان این ذو القرنین رو به اسکند و ... هم نسبت دادن ، حالا این گرامیان هم در مقابل اون گرامیان قرار میگرن و هر پاسخی بدن بنده هم همون رو خدمت شما میگم.
(۱۶/آبان/۹۵ ۱۵:۲۴)aliabad نوشته است: [ -> ]3-ثنویت وتثلیث اختراع زردشتیان ومسیحیان متاخر است نه عقیده زردشت ومسیح ولذا خلط مبحث نکنید
من حرفی از تثلیث زدم؟

من کاری با مسیحیت داشتم؟ کسی داره خلط بحث میکنه شمایی که میخوای شروع کنی به حاشیه روی .
ثنویت در ایین زرتشت یا بوده یا نبوده ، اگه بگیریم بوده باید ببنیم از کی بوده و اگه بگیم نبوده که داستان ختم میشه و باید بگیم که الان چرا در متون به ثنویت برمیخوریم. که بازم میرسیم به اینگه یا این تحریفات وارد شده یا اینکه بوده این ثنویت و تحریفینشده . بر فرض تحریف نشدن ، زرتشت میره زیر سوال و اگه فرض رو هم بزاریم بر بقا و صحت بازم میره زیر سوال. اصلا کوروش مذهبش چی بود؟ مگه زردشت میگه مردوک؟ زردشت که تغیربا 1000 تا 1200 و یکم بیش و کم قبل از میلاد بود ، حالا 550 قبل میلاد هم یکم بیش و کم این گرامیان بودن ، میشه با یه جمع و تفریق تغیریبی رسید که این دیانت بوده بر ایران ، حالا یا کوروش زرتشتی بود ، یا نبود .
اینارو دارم میگم تا اون عبد صالح هم یکم برای شما و دوستان مشخص بشه .
کاری به اوستای الان ندارم ، میخوایم بدونم مطالب بنیادین و اعتقادی که در اوستا موجود بود چرا به ثنویت اعتقاد داشتن ؟ احتمال رو هم میگیریم که زدتشت هم نبی خدا بوده و کلامش صحیح بوده ، پس این بحث ثنویت چی میشه؟ ایا یکی از دو خالق مردوک بود؟ از طرفی اگه نگاه به منطقه بابل هم داشته باشیم میمبینیم که خدایان زیادی بودن و این یکی از خدایان بود ( حالا بزگه بود یا ... بماند ) عبد صالح به عقیده احترام میزاره اما به خدای ساختگی خیر.
شما تو داستان حضرت ابراهیم ببینین که این خلیل الرحمن برای نشون دادن و گفتن اینکه همه اینها که میپرسیتین فانی هستن چه برنامه ای پیاده میکنن؟ مناظره زیبایی هست برای کسایی که میگن ازادی عقیده
لا احب الآفلین رو داشته باشین و ببینین نوع برخورد نبی خدا چطور هست ، حالا عبد صالح هم چنین میشه و سر در مقابل معبودی غیر معبود حقیقی سر خم نمیکنه. امیدوارم متوجه منظورم بشین .
بمانه داستانهایی که اساسا سر موضوع اینکه اونجا محل قبر خود کوروش باشه و یا نه ان شالله سر جاش بحث میشه ولی فقط دلم میخواد بحث بصورت منطقی و البته اگه نقل قولی قرار هست صورت بگیره مستند باشه.
در نهایت ،
(۱۶/آبان/۹۵ ۱۵:۲۴)aliabad نوشته است: [ -> ]درنهایت همه ایرانیان به کسانیکه در گذشته باین اب وخاک خدمت کرده اند بدهکارند چه قبل از اسلام ویا بعد چرا که عقلا این سرزمین امانتی دردست ماست وباید به ایندگان تحویل دهیم البته اگر شما بدهی ندارید خوش بحالتان موفق باشید
بله خدمت کردن و چه خدماتی که هرگز تکرار نمیشه رو مدیون هستیم ولی نه مدیون برخی که بجای خدمت .... .
اخ اینم یادم رفت بگم ، بندهای این استوانه کوروش رو مطالعه بفرمایید تا خیلی مطالب بالا رو متوجه و درک کنین.
موضوع گلنوشته در سطرها بهاین ترتیب است:[sup]
[/sup]
- سطرهای ۱–۲: نامشخص (شکستگی)، احتمالاً مقدمهای دربارهٔ بابل و خدای بزرگ آن مردوک.
- سطرهای ۳–۸: توصیف کارهای ناشایست نبونعید.
- سطرهای ۹–۱۱: توجه خدایان به رفتارهای نبونعید و رحمآوردن بر بابلیان.
- سطرهای ۱۲–۱۵: معرفی کوروش و گزینش او از سوی خدایان.
- سطرهای ۱۶–۱۷: تصرف بابل.
- سطرهای ۱۸–۱۹: ستایش مردمان و بزرگان از کوروش و شادی آنان.
- سطرهای ۲۰–۲۲: معرفی کوروش، عنوانهایش و نیکانش از سوی خود او.
- سطرهای ۲۲–۲۶: شرح رفتار کوروش در بابل.
- سطرهای ۲۶–۲۷: حمایت خدای مردوک از کوروش، کمبوجیه و سپاهیانش.
- سطرهای ۲۸–۳۰: اعلام اطاعت مردمان و سرزمینهای دیگر از کوروش.
- سطرهای ۳۰–۳۶: بازگرداندن مردمان و خدایانشان بر سرزمینهای خود.
- سطرهای ۳۷–۳۸: افزایش پیشکشی برای خدایان.
- سطرهای ۳۸–۴۳: شرح آبادگریهای کوروش در بابل.
- سطرهای ۴۳–۳۳: نامشخص (شکستگی).
- سطر ۴۵: نامشخص (شکستگی)، احتمالاً دعا برای کوروش و خاندانش.
البته این که بالا زدم از ویکی هست ، اعتبارش رو دیگه شما برسی کنین البته پیشتر گفتیم که متنش چطوریاس . فقط مراجعه کنین به قسمتهایی که بولد کردم.
البته یهکسریطالب دیگم هست که در اینده تقدیم میکنم متناسب با محتوای بحث.
علی اباد عزیز ، شما طبق نص قرانی و بیان مبینین اون نتونستین این قسمت رو که ذوالقرنین همین کوروش هست رو اثبات کنید ، قبول دارید به قدم بعدی فکر کنیم؟ که این عبد صالح چرا در پذیرش خدا واحد مشکل داشت؟ یا اگه میل داشتین درباره دین این گرامی یه توضیحی بدید خوشحال میشم ، از مطالب شما هم استفاده میبریم .