۳۰/اردیبهشت/۹۶, ۲۱:۳۲
(۳۰/اردیبهشت/۹۶ ۲۱:۲۰)فرشته ی عذاب نوشته است: [ -> ]کاملاً موافقم.1.بیانیه اخیر آقای رئیسی رو بخونید
به عبارت دیگر، اینکه عقل بهتر هست یا شهوت و بزدلی، اصلاً ارتباطی به این نداره که آیا تعداد افراد عاقل بیشتر هست یا تعداد افرادی که عقلشون توسط شهوتشون و لولوهایی که براشون ساخته شده کور میشه.
شمردن تعداد این دو گروه، یک کار بیربطه.
و استفاده از این شمارش برای تصمیمگیری در مورد سرنوشت ملت، عین جنون هست.
نظر رهبر دقیقاً برعکس اینه که ما منتظر واکنش ایشون بایستیم:
بیانات در روز ۱۳۹۳/۰۵/۰۱ در دیدار با دانشجویان:
یک نکتهى دیگرى که در بیانات بعضى از دوستان بود در سؤالاتى هم که دانشجویان از من بهصورت تقدیرى کردند [بود] - سؤال شده است از دانشجویان که اگر شما در این جلسه بودید چه میگفتید؛ جوابهایى آمده؛ یک کتاب صد صفحهاى یا بیشتر براى ما آوردند که نظرات دانشجویان است؛ آنجا هم دیدم این سؤال مطرح است - که مواضع سیاسى افراد دانشجو یا تشکلهاى دانشجویى چگونه باید منطبق با نظرات رهبرى باشد؟ که این سؤال در اینجا هم به یک شکلى مطرح شد. بهنظر من این سؤال خیلى سؤال موجهى نیست؛ اینجور نیست که همهى مواضعى که آحاد مردم - از جمله دانشجویان که جزو قشرهاى پیشرو هستند - اتخاذ میکنند، بایستى الگوگرفته و برگردان نظراتى باشد که رهبرى ابراز میکند؛ نه، شما بهعنوان یک انسان مسلمان، مؤمن، صاحب فکر، باید نگاه کنید، تکلیفتان را احساس کنید، تحلیل داشته باشید - که من حالا عرض خواهم کرد - نسبت به اشخاص، نسبت به جریانها، نسبت به سیاستها، نسبت به دولتها، موضع داشته باشید، نظر داشته باشید. اینجور نیست که شما باید منتظر بمانید، ببینید که رهبرى دربارهى فلان شخص، یا فلان حرکت، یا فلان عمل، یا فلان سیاست چه موضعى اتخاذ میکند که بر اساس آن، شما هم موضعگیرى کنید؛ نه، اینکه کارها را قفل خواهد کرد. رهبرى وظایفى دارد، آن وظایف را اگر خداى متعال به او کمک کند و توفیق بدهد، عمل خواهد کرد؛ شما هم وظایفى دارید؛ به صحنه نگاه کنید، تصمیمگیرى کنید؛ منتها معیار عبارت باشد از تقوا؛ معیار، تقوا باشد. تقوا یعنى اسیر هواى نَفْس نشدن در جانبدارى و طرفدارى یا در مخالفت و معارضه، در انتقاد یا در تمجید؛ این را رعایت کنید. اگر این رعایت شد، هم انتقاد خوب است، هم جانبدارى و تمجید خوب است: از شخص، از دولت، از فلان جریان سیاسى؛ از فلان حادثهى سیاسى؛ هیچ اشکالى ندارد. البته اگر در یک زمینهاى نظرى هم از سوى این حقیر ابراز شد، آن کسانى که حسنِظن دارند و این نظر را قبول دارند، ممکن است این هم یکى از عواملى باشد که در تشخیص آنها دخالت خواهد داشت؛ لکن این به معناى این نیست که وظیفهى افراد در مورد موضعگیرىها و در مورد اظهارنظرها ساقط بشود؛ نه، هرکسى نگاه کند [و وظیفهاش را انجام بدهد]. عرض کردم معیار این است که با رعایت تقوا باشد؛ یعنى بدون گرایش به هواى نَفْس؛ اگر انتقاد میکنیم، اگر طرفدارى و جانبدارى میکنیم، اگر یک حرکت را، یک سیاست را تأیید میکنیم یا اگر رد میکنیم، واقعاً از روى احساس وظیفه و تکلیف و بدون دخالت دادن اغراض نفسانى [باشد]؛ این هم یک نکتهى دیگر.
--------------
ثانیاً خوبیاش فقط برنده شدن رئیسی نیست!
البته امکان برنده شدن هم هست چون شما مرتکب یک اشتباه ریاضی شدهاید:
اگر به اندازهی نصف اختلاف روحانی و رئیسی، رأی از روحانی به رئیسی جابجا شده باشه، به ٪۵۰ میرسه.
آراء ۴۰٬۰۲۹٬۷۳۰ هست.
نصف آراء میشه ۲۰٬۰۱۴٬۸۶۵ رأی.
در این حالت روحانی فقط ۳٬۵۳۴٬۷۵۱ رأی بیشتر داره.
آیا کسی هست که بتونه ثابت کنه که برای حوزههایی که هیچوقت برگ تعرفه نرفت، خودشون بجاشون رأی ننوشتهاند؟
این انتخابات که اینقدر شور داشت، یعنی فقط به اندازهی انتخابات سال ۹۲ مشارکت میداشت؟
اما خوبیاش فقط این احتمال نیست.
یک خوبی دیگرش اینه که تخلف اثبات بشه. این ننگ شدیدی برای این رئیسجمهور خواهد بود. البته قانوناً اگر دست داشتن خودش هم اثبات بشه باید برکنار بشه اما میدونم که سراسر این مملکت همه با سبزهایی که به خون دلسوزها تشنهاند توی تعارف و رودرواسی هستن...
خوبی دیگرش اینه که اختلاف آراء کمتر میشه و نمیتونن توی سر مخالفین بکوبند که رأی ٪۵۰.۷۱ سال ۹۲ بعد از تمام این قضایا و برجامبازیها، به ٪۵۶ رسید.
جوابش رو اینجا دادهام.
میتونن خودشون همهاش رو به نفع روحانی نوشته باشند.
دقیقتر اینه که بگیم مردم به کنسرت ِ مشکلدار رأی دادن.
بله، باید قواعد بازی رو بپذیریم، که هیچکجاش تقلب و جرزنی گفته نشده بوده.
2.صبر داشته باشید تا رهبری نظر خودش رو اعلام کنه
3.قواعد بازی رو بپذیرید و به قانون تمکین کنید انتخابات توسط هر دولتی بر گذار بشه این شائبه ها پشتش هست.
اگه تحلف صورت گرفته صبر کنید تا اثبات بشه بعدش حرف می زنیم
خود هاشمی گفته به روحانی رای بدید بعد اینا به هاشمی رای دادن
